-
1389/3/18 07:05 بعد از ظهر #1
مدیر افتخاری
تاریخ عضویت: 1388/7/16
شماره کاربر: 127
نوشته : 1,163 تشکر : 79
637 بار در423 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
سوء ظن و درمان آن
آنچه که زندگی انسان را از سایر حیوانات متمایز میکند و به آن رونق و حرکت و تکامل میبخشد روحیه همکاری گروهی است و این در صورتی امکانپذیر است که اعتماد و خوشبینی بر همگان حاکم باشد و بدور از هر گونه سوء ظن و بدگمانی باشند چرا که اساس اعتماد متقابل را درهم میکوبد، پیوندهای تعاون را از میان برداشته و روحیه اجتماعی بودن را تضعیف میکند. در زندگی فردی نیز اگر انسان با افکار منفی یعنی احساس ناتوانی و خودکمبینی همراه باشد در حقیقت سیستم دفاعی خود را علیه خویش فعال نموده و زمینهساز شکست و انهزام درونی خویشتن میشود به عبارت دیگر همه ما اگر به طور مداوم اندیشهها و افکار منفی را در سر بپرورانیم و از کاه کوهی بسازیم و تمام رفتارهای دیگران را حمل بر دشمنی و تحقیر نمائیم، بتدریج این افکار منفی بر ما مسلط میشود و ناخودآگاه بخش عظیمی از تواناییهای بالقوه و بالفعل خود را هدر میدهیم و در نتیجه بیحوصله، افسرده، عصبی و ناتوان میشویم، همه چیز و همهکس در نگاه ما منفی، غمانگیز و ناامیدکننده خواهد بود و از آنچه داریم هیچ لذتی نمی بریم و احساس خوبی هم نداریم. بنابراین، بدبینی سرچشمهی همه ناراحتیهای روحی و روانی و موجب اضطراب و نگرانی است و شخص بدبین، بیشتر از دیگران غمگینی، خود خور و ناراحت است و در اثر گمانهای بدی دربارهی اشخاص و پدیدهها دارد، بسیار در رنج و عذابی درونی است. در نتیجه از همنشینی با دوستان و رفت و آمدهای مفید اجتناب میورزد و به تنهایی و عزلت بیشتر تمایل دارد و از شادی و نشاط روحی بیبهره است. و شاید کار به جایی برسد که از همه کس و همه چیز هراس پیدا میکند و هر تحرکی را از سوی هر کس به ضرر خود میبیند و چنین تصور می کند که همگان کمر به نابودی و حذف او بستهاند. انسان بدگمان در اثر دوری از معاشرتهای سودمند و فاصله گرفتن از دیگران، از تکامل و رشد فکری باز میماند و همیشه تنهاست و از تنهایی رنج میبرد و از کمترین صفای روحی برخوردار نیست. آنکه زندگیش همراه با سوء ظن است همیشه در دل به بدگویی و غیبت دیگران مشغول و از این جهت است که برخی از علمای اخلاق از سوء ظن به غیبت قلبی و باطنی نام بردهاند.
همچنین در جمعی که دیدگاههای منفی و گمانهزنیهای بیدلیل در مورد دیگران امری رایج و عادی در اذهان عموم افراد باشد، دوستی و الفت از میان آنها رخت بر میبندد و حجم غیبت به سبب بدگمانی افزایش مییابد. بدگمانی و سوءظن نوعی ستمگری در حق دیگران است و باعث افزایش ترس میان آحاد جامعه میشود زیرا مردم پیوسته در هراساند که مبادا بی دلیل در معرض اتهام قرار بگیرند و آبرویشان به مخاطره بیفتد. پس بدبینی بزرگترین مانع همکاریهای اجتماعی، اتحاد و پیوستگی دلهاست و سبب گوشهگیری، تکروی و خودخواهی انسانها میشود و چه بسا افراد ارزندهای که میتوانستند منشاء کارهای مهم و ارزشمند باشند اما بر اثر بدگمانی خود یا بدگمانی دیگران نسبت به آنها از پیشرفت و ترقی بازماندهاند.
-
تشكرها 2
ملکوت (1389/12/17),عهد آسمانى (1389/12/17)
-
1389/3/18 07:05 بعد از ظهر
آیه های انتظار
لیست موضوعات تصادفی این انجمن
-
1389/3/18 07:05 بعد از ظهر #2
مدیر افتخاری
تاریخ عضویت: 1388/7/16
شماره کاربر: 127
نوشته : 1,163 تشکر : 79
637 بار در423 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
پاسخ : سوء ظن و درمان آن
راهکارهای رهایی از سوءظن و بدبینی
ممکن است گفته شود که گمان خوب یا بد یا به اصطلاح مثبتنگری یا منفینگری امری اختیاری نیست بنابراین چگونه میتوان از آن جلوگیری کرد؟ در همین راستا توصیاتی از سوی علمای اخلاق بیان گردیده که به اختصار عبارتند از:
۱) چنانکه اشاره شد منظور از نهی از سوءظن، نهی از ترتیب اثردادن به آن است یعنی هرگاه گمان بدی نسبت به شخصی مسلمان در ذهن پیدا شد در عمل نباید کوچکترین اعتنایی به آن کرد، یعنی نحوه تعامل خود را تغییر ندهیم. بنابراین آنچه گناه است ترتیب اثر دادن به گمان بد میباشد. ۲) انسان میتواند با تفکر روی مسائل مختلف گمان بد را در بسیاری از موارد از خود دور سازد، به این ترتیب که در راههای حمل قول یا فعل بر صحت بیندیشد و احتمالات صحیحی را که در مورد آن عمل وجود دارد در ذهن خود مجسم سازد و کمکم بر گمان بد غلبه کند بنابراین گمان بد چیزی نیست که همیشه از اختیار آدمی بیرون باشد.
۳) پرهیز از همنشینی با افراد ناپاک و ناسالم و نامتعادل، زیرا انسان بر اثر همنشینی با آنها از ویژگیهای اخلاقی ایشان تأثیر می پذیرد و کمکم به افراد خوبی که با او همرنگ و همعقیده نیستند بدبین میشود.
۴) کنترل مجاری ادراکات، چرا که قرآن کریم تمام مجاری فهم انسان را مسؤول دانسته و میفرماید: و لاتقف ما لیس لک به علم ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا (إسراء/۳۶) قطعاً چشم و گوش و دل همگی مسؤولند. اگر کنکاشی در علل پیدایش سوءظن داشته باشیم میبینیم که ادراکات حسی و بالاخص دیدنیها و شنیدنیهای ما در شکل دادن افکار و تخیلات ما سهم بسزایی دارند در نتیجه یکی از بهترین راههای تدبیر خواستها و تسلط بیشتر بر خود و پیروزی بر خواهش نفسانی و وساوس شیطانی در مورد متهم کردن دیگران؛ مهار ادراکات و بیش از همه مهار چشم و گوش است مانند پرهیز از گوش دادن به سخنان پنهانی دیگران و پاسداشت حریم خصوصی آنها.
۵) توجه به آثار بد منفی نگری و سوء ظن و دقت در آیات و روایاتی که سوء ظن را تقبیح کرده و به حسن ظن تشویق نمودهاند. شایان ذکر است که هیچکس نباید کاری کند که مردم به او سوء ظن پیدا کنند. و سخن پایانی اینکه از بارزترین نشانههای نابسامانی روحی و روانی سوء ظن و بدگمانی است همچنانکه در حدیث صحیح به روایت امام مسلم از پیامبر آمده است که فرمودند: «ایاکم و الظن فإن الظن أکذب الحدیث» از ظن و گمان پرهیز کنید زیرا که ظن و گمان دروغ ترین سخنان است.
-
تشكرها 2
ملکوت (1389/12/17),مدير اجرايي (1391/1/12)
-
1389/12/17 01:11 بعد از ظهر #3
تاریخ عضویت: 1389/2/27
شماره کاربر: 399
نوشته : 6,094 تشکر : 10,957
8,963 بار در3,082 پست تشکر شده
دریافت : 0 آپلود : 0
پاسخ : سوء ظن و درمان آن
برای جلوگیری از سو ءظن و داشتن اعتماد به اطرافیان توجه به این مطالب مهم است:
1. كاستن از احساس رقابت
كاهش رقابت، حسادت و تدافع در برابر افراد مهم زندگی تان روشی است برای از میان برداشتن موانع بین شما و آنها ، كاهش چنین موانع روان شناختی برای حركت به سوی ساختن اعتمادی دوطرفه ضروری است. پرده برداری از نقاط منفی خود، افشاگری شما از ناتوانی تان در داشتن احساس خوب نسبت به خویش و درک عزت نفس نازل ، در كاهش بد فهمی یا ارتباط نادرست بین شما و اشخاص مهم زندگی تان ضروری تلقی می شود. این خود افشاگری دیدگاه شما را از موانع موجود بر سر راه ارتباط بین شما و دیگران آشكار می سازد. خود افشاگری شما، ماسك تدافعی را از چهره تان بر می دارد و به دیگران فرصت می دهد تا شما را مثل خودتان بشناسند. آسان تر است كه اعتماد كنیم، چه چیز واقعی است و چه چیز غیر واقعی و ناپیدا.
2. خطر پذیرش دیگران را تقبل كنید
این تقبل، شما را در نزد دیگران شخصی واقعی جلوه می دهد. این پذیرش، رفتاری ضروری برای بنای اعتماد بین دو نفر است، زیرا با پذیرش آن عوامل ضعیف و نیرومندی مستقر می شوند كه شما ارتباط را روی آن استوار می سازید.
3. آسیب پذیر شدن
با داشتن چنین ویژگی، دیگرانی كه از نقاط ضعف و قوت شما آگاهند به شما لطمه وارد می آورند. این ویژگی گامی ضروری برای بنای اعتماد بین مردم محسوب می شود. باید در یك خود ارزیابی كلی بررسی كنید دیگران شما را به خاطر آنچه واقعا هستید و خودتان دوست دارید و یا به سبب آنچه آن ها می خواهند شما باشید. برای خود افشاگری كامل باید خطر آسیب دیدن از دیگران را بپذیرید. این خطر پذیری سنگ بنای مهم در ایجاد و پرورش اعتماد به شمار می آید.
4. ترس را رها كنید
ترس، مراودات شما را با دیگران محدود می سازد. خود را از آن دسته از قیود رفتاری كه رشد هیجانی شما را از حركت باز می دارند، آزاد سازید. ترس از طرد شدن، ترس از شكست، ترس از مراقبت، ترس از موفقیت، ترس از آسیب دیدن، ترس از ناشناخته ها و ترس از صمیمیت ها از جمله موانع ایجاد و پرورش ارتباطات معتمدانه است و در صورت عدم توجه مناسب و اقدامات درمانی در مسیر رشد ارتباطات مانع ایجاد می كنند.
5. پذیرش خود
پذیرش خودتان و توانایی های بالقوه تان گامی مهم در زمین گذاشتن سپر حفاظتی و برقراری ارتباطاتی توام با اعتماد به دیگران است. در صورتی كه شما به هویت خود نامطمئن هستید و در نتیجه نمی توانید ابتدا خودتان را بپذیرید، چگونه میتوانید به ارزیابی از خودتان بپردازید كه در اعتماد سازی امری لازم تلقی می شود؟
پذیرش خود از طریق برنامه فعال تایید خود و خود دوستداری كلیدی است برای احداث شاهراه اعتماد در مسیر زندگی.
-
تشكرها 2
ملکوت (1389/12/17),مدير اجرايي (1391/1/12)
-
1391/1/11 09:16 بعد از ظهر #4
کارشناس پاسخگو
تاریخ عضویت: 1390/12/29
شماره کاربر: 2479
محل سکونت: قم
نوشته : 394 تشکر : 108
1,428 بار در389 پست تشکر شده
دریافت : 1 آپلود : 0
نکته اول:
سوءظن به پروردگار و بدبينى نسبت به وعده هاى الهى و آنچه در قرآن مجيد و احاديث معتبر وارد شده ، آثار مخربى در بنيان ايمان و عقائد انسان دارد، و انسان را از خدا دور مى سازد
نکته دوم:
روايت شده است: «سُوءُ الظَّنِ يُفْسِدُ الْامُورَ وَ يَبْعَثُ عَلَى الشُّرُورِ؛ سوءظن كارها را به فساد مى كشد و سبب انواع شر مى شود». «غرر الحکم صفحه 132، حديث 5575.»
نکته سوم:
در مورد نكوهش از سوء ظن به خدا و عدم ايمان به وعده هاى پروردگار نيز روايات زيادى وارد شده كه حكايت از اثرات مرگبار آن در زندگى معنوى و مادى انسان دارد، از جمله:
1- در حديثى از امام باقر عليه السلام مى خوانيم كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله در ضمن حديثى چنين نقل مى كند كه فرمود: «وَاللَّهِ الَّذى لا الهَ الَّا هُوَ لا يُعَذِّبُ اللَّهُ مُؤمِناً بَعْدَ التُوبَةِ وَالْاسْتِغْفارِ الَّا بِسُوءِ ظَنِّهِ بِاللَّهِ وَ تَقْصِيرٍ مِنْ رَجائِهِ بِاللَّهِ وَ سُوءُ خُلْقِهِوَ اغْتِيابِهِ لِلْمُؤمِنينَ؛ به خدايى كه معبودى جز او نيست سوگند كه خداوند هيچ مؤمنى را بعد از توبه و استغفار عذاب نمى كند مگر به خاطر سوء ظن به خداوند و كوتاهى در اميدوارى به ذات پاك او و بداخلاقى و غيبت مؤمنين». « بحارالانوار، جلد 67، صفحه 394.»
در حديث ديگرى از حضرت على عليه السلام مى خوانيم كه از داود پيامبر عليه السلام چنين نقل مى كند: «يا رَبِّ ما آمَنَ بِكَ مَنْ عَرَفَكَ فَلَمْ يُحْسِنِ الظَنَّ بِكَ؛ پروردگارا! كسى كه تو را بشناسد و حسن ظن به تو نداشته باشد به تو ايمان نياورده است». بحارالانوار، جلد 67، صفحه 394»
نکته چهارم:
به يقين كسى كه به امدادها و نصرت الهى ايمان داشته باشد ترسى از دشمنان خدا به خود راه نمى دهد، و كسى كه به وعده هاى پروردگار در زمينه روزى مطمئن باشد حرص نمى زند و از بخل بيزار است بنابراين این صفات در واقع از سوء ظن به خداوند سرچشمه مى گيرد.
-