حضرت ادريس سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
حضرت ادريس
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 12 , از مجموع 12
  1. #11
    کارشناس افتخاری سایت
    معمار آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 928      تشکر : 1,108
    4,593 در 919 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    معمار آنلاین نیست.

    پیش فرض




    نقل قول نوشته اصلی توسط sunstar نمایش پست ها
    ادریس چندمین پیامبر بود؟؟؟؟؟
    مشهور اين است كه حضرت ادريس(ع) سومين پيامبر است و پس از آدم و شيث(ع) بدين مقام برگزيده شد.
    اگر چه
    گروهي وي را دومين پيامبر مي‏ دانند(دائرة‏المعارف بزرگ اسلامي، ج 3)
    حضرت ادريس

  2. تشكرها 2

    sunstar (23-05-1391), مدير اجرايي (23-05-1391)

  3. #12
    عضو صمیمی
    maxi00800 آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1391
    نوشته : 91      تشکر : 170
    249 در 79 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    maxi00800 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    حضرت ادریس(ع)پس از آدم و شیث(علیهما السلام)به مقام پیامبری برگزیده شد. او همواره مردم را به پرستش خدای یگانه و دوری ازگناه دعوت می کرد و پیروانش را به ظهور پیامبران بعدی، بویژه خاتم الانبیاء محمد مصطفی(ص)، بشارت می داد.


    در نام این پیامبراختلاف است. گروهی نامش را اخنوع و لقبش راادریس دانسته اند. دسته ای وی را «اوزریس » خوانده، ادریس رامعرف این نام شمرده اند. جمعی معتقدند نامش در تورات «اخنوع »یا «خنوع » است و «هرمس الهرامسه » و «مثلث النعمه » و«المثلث » لقب داده اند; زیرا ملک و حکیم و نبی بوده است.

    علامه طباطبایی(ره)در این باره می فرماید: نام ایشان به زبان یونانی طرمیس بود که در زبان عربی اخنوع گفته می شود. اما بعضی دیگر می گویند: در زبان یونانی به ایشان ارمیس می گویند که درزبان عربی هرمس گفته می شود و خداوند عزوجل هم درکتاب قرآن ایشان را ادریس نامید.»

    ادریس در قرآن

    فخررازی در ذیل آیات 56 و 57 سوره مریم چنین می گوید:

    1- همانا ادریس پیامبری راستگو و صدیق بود.(انه کان صدیقا)

    2- آن حضرت مقام نبوت داشت.(نبیا)

    3- خداوند مقامش را بلندگردانید.(و رفعناه مکانا علیا)

    شیخ طوسی(ره)در باره اوصاف حضرت ادریس به آیه های 84 و 85سوره انبیاء اشاره کرده، می فرماید:

    4- برعمل صالح و اطاعت از خداوند استوار بود.(و ذکری للعالمین)

    5- در بلاها بردباری بسیار نشان می داد.(و اسماعیل و ادریس وذالکفل کل من الصابرین)

    علامه طبرسی(ره)به خاطر عدم شتاب در استجابت دعا را نشانه بردباری ادریس می داند.

    خصوصیات ادریس

    حضرت ادریس(ع)به کثرت درس و تعلیم و نشر احکام و سنن الهی مشهود بود و بدین سبب وی را «ادریس » نامیدند.

    او نخستین کسی بود که به نوشتن پرداخت و در علم ستاره شناسی وحکمت نظر کرد. خداوند وی را از اسرار و چگونگی ترکیب فلک ونقطه اجتماع ستارگان آگاه ساخت و شمار سالها و دانش ریاضی وهیئت به او آموخت.

    وقتی ادریس به پیامبری مبعوث شد، مردم به هفتاد و دوزبان سخن می گفتند و خدای متعال همه آن لغات را به وی تعلیم داد. اوهمچنین نخستین کسی بود که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت. قبل از وی مردم پوست برتن می کردند. ادریس خیاط بود ودر مسجد سهله بدین کار اشتغال داشت.

    آن پیامبر بزرگوار نخستین فرستاده خداوند بود که با اسلحه به جنگ دشمنان (فرزندان قابیل)رفت. یکی از فرزندان قابیل را به اسارت در آورد.

    عبادت ادریس

    ابن عباس می گوید: «کان ادریس النبی(ع)یسیبح النهار و یصومه و یبیت حیث ماجنه اللیل و یاتیه رزقه حیث ما افطروکان یصعد له من العمل الصلاح مثل مایصعد لاهل الارض کلهم »

    حضرت ادریس(ع)روز را به عبادت و روزه می گذراند و شب در هرکجامی رسید بیتوته می کرد. هنگام افطار، هرجا که بود روزی اش می رسید.

    کردار نیک وی که هروز به آسمان می رفت. با اعمال صالح همه مردم زمانش برابر بود.

    حضرت ادریس هنگام دوختن لباس به حمد، تسبیح، تمجید، تکبیر،توحید خداوند لب می گشاد و اعمال یک روز او با کردار همه اهل زمین در زمان وی برابر بود.

    سیمای ادریس در دعاها

    سیدرضی الدین بن طاووس(ره)دعاهایی نقل کرده که نام و یاد این پیامبر بزرگ در آن دیده می شود. در دعاهای ویژه ماه ربیع الاول چنین آمده است:

    «واسئلک باسمک الذی دعاک به ادریس فرفعته مکانا علیا ان ترفعنا الی احبت البقاع الیک...»

    در دعاهای مختص ماه مبارک رجب نیز چنین می خوانیم:

    «اللهم انی اسئلک باسمک... و معلم ادریس عددالنجوم و الحساب و السنین و الشهود و اوقات الازمان »

    چنانکه پیدا است این دعا به برخی از اوصاف ادریس اشاره می کنداز جمله داشتن شمار سالها، ریاضی و نجوم.

    فرزندان ادریس

    ادریس پیامبر فرزندان متعددی داشته که فقط نام «متوشلخ » و«ناخورا» و «حرقاسیل » در کتابها ذکر شده است.

    زبان ادریس

    ابن عباس می گوید: پنج تن از پیامبران به زبان سریانی(یونانی)سخن می گفتند:

    1- آدم(ع)

    2- شیث(ع)

    3- ادریس(ع)

    4- نوح(ع

    5- ابراهیم(ع)

    ادریس چندمین پیامبر است؟

    مشهور این است که حضرت ادریس(ع)سومین پیامبر است و پس از آدم و شیث(ع)بدین مقام برگزیده شد.

    گروهی وی را دومین پیامبر می دانند و دسته ای نیز نوح راپیامبر دوم شمرده اندو ادریس را یکی از انبیاء بنی اسرائیل می دانند. ابن کثیر در پاسخ این گروه می گوید: این سخن گمانی بیش نیست.

    گروهی نیز ادریس را یکی از علمای بنی اسرائیل دانسته اند. این سخن به وسیله بعضی از مفسیران رد شده است.

    آیا الیاس همان ادریس است؟

    ابن مسعود و ابن عباس چنان نقل کرده اند که الیاس همان ادریس است. البته این سخن صحیح نیست; زیرا طبق کتب تاریخی الیاس ازفرزندان نوح(ع)و ادریس جد پدر نوح است و این دو قابل جمع نمی نماید.

    سیمای پیامبر اسلام(ص)و علی(ع)در مصحف ادریس

    در صحف ادریس پیامبر چنین آمده است: «هنگامی که خداوندابلیس را تا روز موعود مهلت داد، به او فرمود: برای آن روزموعود بندگانی را انتخاب و قلبهایشان را امتحان کرده ام. آنان دوستان من هستند برای آنها پیامبر مصطفی(ص)و امینی چون مرتضی(علی)«ع » انتخاب کرده ام. پس مصطفی(ص)را پیامبرآنها(امت)را یارو و انصار قرار دادم. آنها امتی هستند که من برای پیامبرم مصطفی(ص)و امینم مرتضی(ع)اختیار کرده ام.»

    نکته مهمی که از این جملات به دست می آید این است که اولا حضرت ادریس(ع)آمدن پیامبری به نام محمد(ص)را بشارت می دهد و ثانیا به جانشینی و ولایت علی بن ابی طالب(ع)بعد از پیامبر(ص)تصریح می کند.

    پیامبر اسلام(ص)در صحف ادریس «بهیائیل » خوانده شده و ادریس پیشاپیش جز ظهورش را داده است.

    ولادت و دوران کودکی آن حضرت

    علامه طباطبایی(ره)درباره مکان ولادت حضرت ادریس(ع)می فرماید:

    حکیمان و دانشمندان در باره مکان ولادت ادریس اختلاف کرده اند.

    گروهی بر این باورند که او در شهر «منف » مصر به دنیا آمد ودر آنجا وی را «هرمس الهرامه » می خواندند; و گروهی چنان می اندیشید که او در بابل به دنیا آمده است.

    در باره دوران کودکی حضرت ادریس(ع)می گویند: ایشان استادی به نام «اغشاذیمون » داشته است.

    علامه طباطبایی(ره)می فرماید: کسی در باره زندگی این شخص چیزی نگفته است. فقط گفته اند که او یکی از انبیای یونان و مصر بوده،«اورین دوم » شهرت داشت. یونانیها و مصریها ادریس را «اورین سوم » می خواندند.

    ادریس و ستمگران

    پادشاه ستمگری بر قوم ادریس(ع)حکومت می کرد و فرمانش برمال وجان مردم نافذ بود. روزی پادشاه برای تفریح از مرکز حکومت خودخارج گردید. در راه به چمن زاری سبز و خرم رسید و آنجا راپسندید. از فررای خود پرسید: این چمنزار از کیست؟ گفتند: آن مردی خدا پرست با فلان نام و نشان.

    شاه دستور داد مرد بینوا را احضار کردند. به او فرمان زمین را به دربار واگذارد. مرد با ایمان گفت: خانواده ام از تونیازمندترند. شاه گفت: پس به من بفروش.

    مرد حاضر نشد. شاه خشمگین به خانه بازگشت; ولی بسیار ناراحت به نظر می رسید و در اندیشه بود که چگونه زمین را از آن مردبگیرد.

    همسر ناپاک شاه، چون شاه را عصبانی دید و سبب را دریافت،گفت: چاره کار آسان است. گروهی از یاران پلیدش را طلبید ودستور داد: نزدشاه گواهی دهند مالک زمین کافر و از دین شاه روی گردان شده است. به گواهی آنان ما زمین به تصرف شاه در آمد. در برابر این جنایت بزرگ، پروردگار خشمگین شده، به ادریس(ع)امر کرد نزد ستمکار رفته، به وی هشدار دهد ویاد آوری کند که پایتختو پیکر همسرت طمعه سگان خواهد شد.

    ادریس(ع)پیام پروردگار را رسانید. شاه گفت: پیش از آنکه به دست من کشته شوی برون رو. همسرش گفت: از پیام خدای ادریس بیمناک مشو; من افرادی را برای کشتن وی می فرستم.

    بدین ترتیب، گروهی به تعقیب ادریس پرداختند. ادریس به فرمان خداوند از شهر خارج شد; خود را مخفی ساخت و چنین دعا کرد:

    خداوند! باران رحمتت را براین شهر نازل مفرما تا من درخواست کنم.

    دعای ادریس مستجاب شد. او به غاری پناه برد و با حمایت فرشته ای که همه شب غذایش را می آورد به زندگی ادامه داد.

    پروردگار شاه ستمگر را سرنگون کرد; در چنگال مرگ اسیر ساخت،شهر را ویران و همسرش را طعمه سگان ساخت. از مخفی شدن ادریس درغار بیست سال گذشت و حتی یک قطره باران نیز برآن سرزمین نبارید. زندگانی مردم بسی خت شد. مردم گفتند: بدبختی ما به سبب نفرین ادریس(ع)است. به درگاه خداوند رفتند; از گناهان خوداستغفار کردند و خاک ندامت بر سرریختند. خداوند توبه آنان راپذیرفت و ادریس را به شهر بازگرداند. مردم در پیشگاه او توبه کردند و باران با دعای ادریس به شهر بازگشت.

    رسالت ادریس

    بعد از جریان پادشاه ستمگر و توبه مردم، ادریس از طرف خداوندمتعال مامور شد قوم بنی قابیل را هدایت کند; زیرا کار آن ها به جایی رسیده بود که بت می پرسیدند. ادریس قوم خود را به توحیددعوت می کرد و اندرز می داد تا از اوامر شیطان اطاعت نکنند; ولی آن ها نمی پذیرفتند. ادریس سه روز هفته را برای ارشاد بنی قابیل و پیروانشان قرار داد و آن ها را از مخالفت با آیین آدم و شیث علیهما السلام باز داشت تا اینکه فرمان الهی رسید و به ادریس امر کرد به جنگ آن ها برود. بدین سبب، وی را «هرمس الهرامه »لقب دادند.
    حاکمیت ادریس

    وقتی حضرت ادریس(ع)به مصر آمد و در آنجا سکونت گزید، مردم رابه اطاعت از حق فرا خواندو امر به معروف و نهی از منکر کرد. اوبه مردم سیاست، آداب تمدن، قوانین مملکتی و طرز اداره شهرها راآموخت. در اثر تعلیمات آن حضرت، 188 شهر روی زمین بنا گردید که کوچکترین آن ها «درها» بود.

    همچنین آیین ها و قوانینی متناسب با سرزمین های مختلف وضع کردو از نظر اداری، زمین محل حکومت را به چهار بخش تقسیم کرد وبرای هر قسمت حاکمی قرار داد تا به امور سیاسی و اداری مردم بپردازد. علامه طباطبایی(ره)نام این چهار تن را چنین ذکر می کند:«پادشاه اول «ایلاوس » ، دوم «اوس » ، سوم «سقلبیوس » وچهارم از آن ها «اوس آمون » .
    پند از قوم ادریس

    در عهد ادریس دو تاجر می زیستند. چون هنگام نماز رسید، یکی ازآن ها گفت: امر خدا را مقدم می دارم. دیگری گفت: تجارت را مقدم می دارم و سپس نماز را نمی خوانم. خداوند عزوجل به ابرها دستورداد مکان تجارت و اموال آن شخص را با صاعقه آتش بزنند. چون آتش شعله ور شد، آن بیچاره گرفتار خاموش کردن آتش گردید و در نتیجه تجارت و نمازش را از دست داد. پس از این جریان، با دست غیب بردر خانه اش نوشته شد: «بنگرید که دنیا با مال اندوزی چه بر سرصاحبش می آورد.»
    مراد از «مکانا عتیا» چیست؟

    در ذیل این آیه تفاسیر گوناگونی مطرح شده است، جمع اقوال به دو صورت است:

    1- مراد از آیه، رفعت مکانی است. به این معنا که خداوندایشان را به آسمانها برد و به خاطر رفتن به آسمان، رفعت مکانی پیدا کرد. گروهی نیز این نظر(عروج به آسمان)را پذیرفته، در ذیل این آیه عروج ادریس را مطرح کرده اند; مانند انس، ابوسعید خدری،کعب، مجاهد، ابن عربی و فرخ رازی.

    2- بعضی دیگر معتقدند منظور از آیه، رفعت مکانتی و برتری معنوی است که در این قول هم دو نظر است:

    بعضی این برتری معنوی را به خاطر شرف و اعطای نبوت به وی می دانند; مانند شیخ طوسی(ره)، علامه طبرسی(ره)، علامه طباطبائی(ره)، و ... .

    بعضی دیگر اعتلای ادریس را به خاطر توحیدش می دانند. آیت الله جوادی حفظه الله این قول را پذیرفته، به آیه چهلم سوره توبه: «جعل کلمه الذین کفروا السفلی و حکمه الله هی العلیا»استدلال کرده است
    نتیجه

    قبل از بررسی اقوال، باید بگوییم که ما در اینجا در پی اظهارنظر نیستیم. سعی بر این است که آرای مختلف و ادله آن مطرح شود.

    آیت الله جوادی در رد قول اول چنین می فرماید: منظور از آیه شریفه، برتری معنوی است نه برتری مکانی همانند برتری آسمان برزمین; زیرا برتری در علومکانی، اعتباری و قراردادی است و بااعتبار فرق می کند و وقتی که اعتباری شد، دیگر هیچ فخری وجودندارد. بنابراین، بودن در آسمان برای کسی یا چیزی فخر نیست.
    عروج ادریس به آسمان

    از پیامبر(ص)درباره روز پنج شنبه پرسیدند. فرمود: پنجمین روزدنیاست و پنج شنبه روز انیسی است; چرا که در آن روز ابلیس لعن شده و ادریس به آسمان رفته است.

    گروهی از مفسران عروج ادریس به آسمان را قبول ندارند ومی گویند: داستان رفتن ادریس به آسمان از اسرائیلیات است.
    شباهت غیبت ادریس علیه السلام به غیبت حضرت مهدی (عج)

    یکی از شبهاتی که در بحث مهدویت مطرح می شود، این است که چگونه ممکن است امام پنهان باشد؟ این با مامت سازگار نیست; زیرا امام باید آشکار باشد.

    علمای ما در جواب می گویند: غائب شدن پیامبران بویژه غایب شدن حضرت ادریس، بر نادرستی این شبه گواهی می دهد.
    ملاقات پیامبر با ادریس

    پیامبر(ص)می فرماید: وقتی که به آسمان چهارم رسیدم، در آنجامردی دیدم. از جبرئیل پرسیدم: این کیست؟ جبرئیل گفت: همان ادریس است که خداوند مقامش را عالی و بلند قرار داد. پس به اوسلام کردم و به من سلام کرد. برای او طلب استغفار کردم و او هم برای من طلب استغفار کرد.

    در حدیثی دیگر از پیامبر(ص)نقل شده است که فرمود: وقتی به معراج رفته بودم، ادریس را در آسمان چهارم ملاقات کردم. در روایت دیگری نیز چنین آمده است: هنگامی که جبرئیل وپیامبر(ص)در شب معراج گذرشان به ادریس افتاد، ادریس به پیامبرفرمود: مرحبا به پیامبر صالح و برادر صالح. پیامبر از جبرئیل پرسید: این کیست؟ جبرئیل گفت: ادریس پیامبر است.

    البته ممکن است پیامبر با قالب مثالی یا بعد از ارتحال ادریس با وی ملاقات کرده باشد.
    جانشین ادریس

    در روایتی آمده است: هنگامی که ادریس به پایان عمر خود رسید،خداوند به او وحی کرد که من می خواهم تو را به آسمانها ببرم ودر آنجا قبض روح کنم. پس فرزندت را جانشین خود قرار ده ...«حرقاسیل » نیز به وصیت پدر عمل کرد.

    گروهی فرزند دیگرش «متوشلح » را جانشین ادریس می دانند. دسته ای «متوشلح » و جمعی «ناخورا» را جانشین ادریس به شمارمی آورند.
    سرانجام ادریس

    عمر شریف وی سیصد سال یا بیشتر بود. در این مدت سی صحیفه براو نازل شد. درباره رحلت این پیامبر اختلاف است. مفسران پس ازآیه «و رفعنا مکانا عتیا» دو نظر مطرح کرده اند:

    1- ادریس همانند عیسی به آسمانها برده شده و اکنون زنده است.

    بعضی می گویند: در آسمان ششم است. ابن عربی و کعب و ابوسعیدخدری معتقدند در آسمان چهارم است. ; ابن عباس و حسن بصری می گویند: اکنون در بهشت به سر می برد.

    2- ادریس به آسمانها برده شده و در همانجا قبض روح گردید.

    بعضی می گویند: در آسمان چهارم قبض روح شد. به نظر ضحاک درآسمان ششم و به نظر گروهی دیگر، بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شد.
    بررسی آرا

    در یک نگاه اجمالی به اقوال، این نکته به دست می آید که آن حضرت به آسمانها رفته است. رفتن وی به آسمانها مورد اتفاق علمااست. و آنچه قابل بحث و بررسی می نماید، زنده بودن و یا زنده نبودن آن حضرت در آسمانها است.

    ابن عباس می گوید: چهار تن از انبیا زنده اند، ادریس و عیسی درآسمانها و الیاس و خضر در زمین.

    مرحوم شیخ عباس قمی رحمهم الله روایتی مانند روایت ابن عباس نقل می کند: روزی شخصی از اهل عسقلان از حضرت الیاس(ع)پرسید: چند تن ازانبیا اکنون زنده اند؟ حضرت فرمود: چهارتن، ادریس و عیسی درآسمانها و خضر و الیاس در زمین.

    همچنین روایتی از پیامبر(ص)نقل شده است که زنده بودن ادریس را تقویت می کند. پیامبر(ص)می فرماید:

    «انبیاءالله لا یموتون بل ینقلون من دار الی دار.»

    انبیای الهی نمی میرند بلکه از جایی(دنیا)به جای دیگر(برزخ،آخرت)منتقل می شوند.

    ظاهر این روایت این است که تمامی پیامبران زنده اند و شامل حضرت ادریس نیز می شود.

    پس سخن ابن عباس و حسن بصری که می گویند: ادریس در بهشت به سرمی برد، صحیح نیست; زیرا با حدیثی که از پیامبر اسلام(ص)نقل شده است تناقض دارد. پیامبر(ص)می فرماید: «خداوند به من فرمود:

    «الجنه محرمه علی النبیین و سائر الامم حتی تدخلها»

    بهشت بر انبیا و دیگر امتها حرام است مگر آنکه تو(ای محمد)،وارد آن شوی.»

    یعنی قبل از ورود پیامبر(ص)به بهشت، کسی حق ورود به بهشت ندارد.

    شاید بتوان گفت: مراد از بهشت، بهشت برزخی است.

    ابن عربی معتقد است: ادریس هنوز زنده است و در آسمان چهارم به سر می برد. خصوصیت آسمان چهارم را این می داند که قلب همه آسمانها و جایگاه آفتاب است.

    آیت الله جوادی در رد قول ابن عربی، می فرماید: «گفتار ایشان در این مورد مستند علمی و یا تاریخی ندارد; و اگر هم سند کشف شهودی داشته باشد، باید گفت: یا در اصل شهود دچار اشتباه شده... و یا اگر در مراحل کشف از گزند خطا مصون بوده، در هنگام تطبیق مشهود بر معقول و ... رسوبهای رایج روز درباره اخترشناسی به طور ناخودآگاه نفوذ کرده و به صورت مقبول عامه و مطبوع خاصه تنظیم شده است.»
    قبض روح شدن ادریس علیه السلام

    امام صادق(ع)می فرماید: «هنگامی که خداوند عزوجل بر یکی ازفرشتگان غضب کرد، بالهایش را قطع کرد و او را به یکی از جزائردور دست انداخت. مدتها در آنجا بود تا اینکه ادریس به نبوت رسید. آن فرشته خدمت ادریس رفت و عرض کرد: ای پیامبر خدا، ازخداوند بخواه از من راضی شود و بالهایم را برگرداند. ادریس دعاکرد و خداوند دعای او را پذیرفت. سپس آن فرشته به ادریس گفت: آیا حاجتی داری؟ گفت: آری، مرا به آسمان ببر تا ملک الموت راببینم; زیرا هر وقت به یادش می افتم، اوقاتم تلخ می شود. پس فرشته ادریس را به آسمان برد. وقتی به آسمان چهارم رسید، ملک الموت را دید که نشسته، سر تکان می دهد. سلام کرد و گفت: چرا سرتکان می دهی؟ ملک الموت گفت: خداوند به من دستور داد روحت رابین آسمان چهارم و پنجم بگیرم. به خداوند عرض کرد: چگونه ممکن است درحالی که فاصله من و او بسیار زیاد است. در همین فاصله گفتگو با خداوند، این فرشته تو را به این جا آورد. بعد ملک الموت او را قبض روح کرد.
    گلواژه های اخلاق

    بعضی از کلمات حکمت آمیز آن حضرت چنین است:

    1- بهترین شکرانه نعمتهای خداوند، احسان و نیکی به بندگان او است.

    2- قسم دروغ نخورید و دروغ گویان را قسم ندهید.

    3- از کسب های پست اجتناب کنید.

    4- در پیشگاه خداوند با نیتهای خالص قدم بردارید.

    ویژگیهای ادریس
    علاوه بر ویژگیهای ادریس در قرآن ( صدیق بودن، مقام و رفعت معنوی، استواری بر عمل صالح و بردباری در حوادث)، این پیامبر به کثرت درس و تعلیم ، نشر احکام و سنن الهی مشهور بود و بدین سبب وی را ادریس نامیدند. او نخستین کسی بود که به نوشتن، ستاره شناسی و حکمت پرداخت. خداوند وی را از اسرار و چگونگی ترکیب فلک و نقطة اجتماع ستارگان آگاه ساخت و شمار سالها و دانش ریاضی و هیئت را به او آموخت. به این ویژگی در یکی از دعاهای مختص ماه مبارک رجب نیز اشاره شده است: « اللهُمَّ إنِّی اسئَلُکَ باسْمِکَ ... و معلِّمَ اِدْریس عددَ النُّجوم و الحساب و السنین و الشهور و اوقات الازمان».

    هنگام بعثت ادریس، مردم به 72 زبان سخن می گفتند و خداوند همه آن لغات را به وی تعلیم داد.او نخستین کسی است که حرفه و هنر دوزندگی داشت و لباس می دوخت.

    قبل از ادریس مردم پوست بر تن می کردند. ادریس خیاط بود و در مسجد سهله به این کار اشتغال داشت. آن پیامبر بزرگوار نخستین فرستادة خداوند بود که با اسلحه به جنگ دشمنان ( فرزندان قابیل) رفت و یکی از فرزندان قابیل را به اسارت در آورد.
    عبادت

    ابن عباس می گوید: حضرت ادریس روزها به روزه داری و شبها به عبادت مشغول بود. کردار نیک وی هر روز به آسمان می رفت و به گونه ای بود که با اعمال صالح همه مردم زمانش برابر بود. حضرت ادریس هنگام دوختن لباس به حمد و تسبیح، تمجید، تکبیر، توحید خداوند لب می گشود.
    فرزندان

    طبق کتب تاریخی ادریس پیامبر فرزندان متعددی داشته که فقط نام متوشلخ ، ناخوار و حرقاسیل در کتابها ثبت شده است.
    زبان

    ابن عباس زبان ادریس را سریانی(یونانی) می داند.با توجه به اینکه مردم آن دوران به 72 زبان سخن می گفته اند، شاید سخن ابن عباس به زبان مشهور آن دوران اشاره دارد.
    ادریس چندمین پیامبر است؟

    مشهور این است که حضرت ادریس سومین پیامبر و پس از آدم و شیث بدین مقام برگزیده شد.گروهی وی را دومین پیامبر، دسته ای نوح را دومین پیامبر خدا دانسته اند. برخی هم ادریس را یکی از انبیای بنی اسرائیل شمرده اند که مورخین این سخن را بی پایه و اساس می دانند.
    ایا الیاس همان ادریس علیه السلام است؟

    در نقلی آمده الیاس همان ادریس بوده است؛ اما طبق کتب معتبر تاریخی، الیاس از فرزندان نوح و ادریس جدّ پدر نوح است و این دو قابل جمع نیستند.
    سیمای پیامبر اسلام و علی در مصحف ادریس

    در مصحف ادریس، که پیامبر اسلام به نام « بهیائیل» خوانده شده، چنین آمده است:

    « هنگامی که خداوند ابلیس را تا روز موعود مهلت داد، به او فرمود: برای آن روز بندگانی را برگزیده و قلبهایشان را امتحان کرده ام. آنان دوستان من هستند، برای آنها پیامبر مصطفی و امینی چون مرتضی(علی) انتخاب کرده ام. پس مصطفی را پیامبر، و آنها ( امت) را یاور و انصار قرار دادم. آنها امتی هستند که من برای پیامبرم مصطفی و امینم مرتضی، اختیار کرده ام«. بنابراین حضرت ادریس، علاوه بر بشارت ظهور پیامبر اسلام، جانشینی امام علی را نیز تصریح می کند.
    ولادت و دوران کودکی

    علامة طباطبایی می فرماید: « در مورد مکان ولادت ادریس اختلاف شده است. گروهی بر این باورند که او در شهر منف مصر به دنیا آمده است. او در آنجا هرمس الهرامسه خوانده می شده است. گروهی نیز زادگاه وی را بابل می دانند». وی استاد دانشمندی به نام « اغثاذیمون» بوده است. علامه در ادامه می فرماید: کسی درباره زندگی این شخص چیزی نگفته است. فقط گفته اند او یکی از انبیای یونان و مصر بوده است. یونانیها و مصریها ادریس را اورین سوم می خواندند».
    ادریس و ستمگران

    پادشاه ستمگری بر قوم ادریس حکومت می کرد. روزی پادشاه برای تفریح از شهر خارج شد. در راه به چمن زاری رسید. از اطرافیان خود پرسید: این چمنزار از آن کیست؟ گفتند: از آن مردی خداپرست است. شاه آن مرد بینوا را احضار کرد و از او خواست زمین را به دربار واگذار کند. وی گفت: خانواده ام به این زمین از تو نیازمند ترند. صاحب زمین در برابر اصرارهای شاه حاضر به فروش زمین نشد. شاه با عصبانیت بازگشت و به فکر فرو رفت. همسر ناپاک شاه پس از اطلاع از جریان دستور داد عده ای نزد شاه گواهی دروغ به ارتداد مالک زمین دهند. به گواهی آنان مالک زمین را کشتند و زمین به تصرف شاه در آمد.

    در برابر این جنایت بزرگ، ادریس به امر خداوند نزد پادشاه رفت و به وی هشدار داد که حکومت تو ویران و پیکر همسرت طعمة سگان خواهد شد. شاه ادریس را به مرگ تهدید کرد و او را از دربار بیرون انداخت. به دستور همسر پادشاه، گروهی به تعقیب ادریس پرداختند. ادریس به فرمان خداوند از شهر خارج شد و خود را پنهان ساخت و فرمود: « خداوندا! باران رحمتت را بر این شهر نازل مفرما تا من در خواست کنم». بعد از آن او به غاری پناه برد و با حمایت فرشته ای که همه شب غذایش را می آورد، به زندگی ادامه داد.

    پروردگار شاه را سرنگون و شهر را ویران و همسرش را طعمة سگان ساخت. پس از گذشت بیست سال از نفرین ادریس، حتی یک قطره باران نیز بر آن سرزمین نبارید. مردم گفتند: سختی و بدبختی ما به سبب نفرین ادریس است. به درگاه خدا رفتند و از گناهان خود پشیمان شدند و خاک ندامت بر سر ریختند. خداوند توبة آنان را پذیرفت و ادریس را به شهر بازگرداند و باران رحمت را بر آنان فرو فرستاد.
    حضرت ادريس

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •