اسماعیلیه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اسماعیلیه
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه




    بخش سوم: اسماعیلیه پس از افتراق نزارى ـ مستعلوى. دعوت ناپایدار مستعلوى ـ حافظى:

    سلسله فاطمیان رسما در محرم 567/سپتامبر 1171 به دست صلاح الدین ایوبى، منقرض شد و صلاح الدین بى درنگ مذهب اهل سنت را به مصر بازگردانید؛ وى اسماعیلیان آن دیار را سخت قلع و قمع كرد و تشكیلات مركزى دعوت حافظى برچیده شد و عاضد آخرین خلیفه فاطمى نیز چند روز پس از شكست، در پى بیمارى كوتاهى درگذشت. تا حدود یك قرن پس از مرگ او، شمارى از اخلاف وى مدعى امامت حافظیه بودند و هر چند گاه یك بار حركت و شورشى را در مصر سازمان مى دادند؛ ولى از آن پس بساط مذهب اسماعیلیه و سازمان پنهان دعوت آن ملا از مصر برچیده شد و در همان زمان، در شام نیز اثرى از اسماعیلیان حافظى یافت نمى شد. دعوت حافظیه در یمن نیز پیروانى پیدا كرده، و براى مدتى از حمایت رسمى بعضى از حكام و امراى محلى آن گوشه از جنوب عربستان، خاصه بنى زریع و همدانیان برخوردار شده بود، ولى با انقراض این حكومتها در یمن و با ظهور صلاح الدین ایوبى، دعوت حافظیه و پیروانش در آن دیار نیز دوامى نیافت. در هند به نظر نمى رسد كه حافظیان هرگز توانسته بوده باشند پایگاهى به دست آورند و مستعلویان هند كه با صلیحیون روابط نزدیك خود را حفظ كرده بودند، مانند آنها، كلا به جناح طیبى دعوت مستعلویه پیوسته بودند. با توجه به از بین رفتن كامل جماعت حافظى در بلاد اسلامى، از آثار اسماعیلیان مستعلوىـحافظى هیچ گونه نمونه اى بر جاى نمانده است.


    اسماعیلیه

  2. #12
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه





    پایگیرى و دوام دعوت مستعلوىـ طیبى:

    دعوت مستعلوىـ طیبى پایگاه اصلى و همیشگى خود را در یمن و سپس در شبه قاره هندوستان پیدا كرد. به هنگام انشعاب حافظى ـ طیبى در دعوت مستعلویه پس از مرگ آمر، ملكه سیده كه زمام امور دولت صلیحى در یمن را به دست داشت، اسماعیلیان مستعلوىـطیبى معتقدند كه امامت آنها در اعقاب طیب كه همچنان در استتار مانده اند، تداوم یافته است و سرانجام، در پایان دوره فعلى ستر در تاریخ مذهبى بشر، یكى از همین امامان ظهور خواهد كرد و آغازگر دوره كشف خواهد گردید. در زمینه اصول عقاید و تفكر، مستعلویان طیبى ادامه دهنده تعالیم و سنن اسماعیلیان فاطمى بوده اند. براى ظاهر و باطن دین و احكام شرعى اهمیت یكسانى قائل بوده اند، ولى طیبیان اصلاحاتى نیز در تعالیم مذهبی ـ فلسفى خود وارد نمودند كه به نظام حقایق آنها ویژگیهاى خاصى مى بخشید. از هنگام ورود نخستین داعیان اسماعیلى به گجرات جماعت اسماعیلى در غرب شبه قاره هند به تدریج گسترش یافت و این جماعت از هندیان اسماعیلى كه عمدتا اصل و نسب بومى داشتند، به زودى با نام «بهره» شهرت یافتند. جماعت طیبى خود از انشعابات فرقه اى مصون نماند و با مرگ داعى مطلق داوود بن عجب شاه، مستعلویان طیبى بر سر جانشینى وى اختلاف پیدا كردند و به دو شاخه داوودیه و سلیمانیه منشعب شدند. اكنون كل جمعیت داوودى جهان در حدود نیم میلیون نفر است كه چهار پنجم آنها در هندوستان سكنى دارند. جمعیت سلیمانیان در یمن نیز، در حال حاضر حدود 70 هزار نفر است كه عمدتا در نواحى شمالى، خاصه حراز و مرز عربستان سعودى، متمركز هستند. گروههاى كوچكى از بهره هاى سلیمانى نیز در هندوستان، خاصه شهرهاى بمبئى، بروده، احمدآباد و حیدرآباد یافت مى شوند.

    در دوره 171 ساله الموت، اسماعیلیان نزارى توانستند با رهبریهاى اولیه حسن صباح، دعوت مستقل خود را كه دیگر هیچ گونه ارتباطى با قاهره و حكومت فاطمى و دعوت مستعلویه نداشت، بنیان گذارى كنند و در نواحى مختلف، بخصوص ایران و عراق و شام، بسط دهند. در زمینه تفكر و نظام نظرى، نزاریان كمتر از مستعلویان ادامه دهنده سنن و تفكر اسماعیلیان فاطمى بودند. در واقع، اسماعیلیان نزارى خراسان كه از فارسى به عنوان زبان مذهبى خود نیز استفاده مى كردند، رفته رفته با آثار دوره فاطمى بیگانه شدند. به رغم فشارها و حملات ممتد سلجوقیان به قلاع و پایگاههاى نزاریان، دعوت نزاریه با موفقیت كم و بیش در شهرها و نواحى كوهستانى پارس اشاعه مى گردید و دامنه نفوذ آن گاه تا اصفهان، مقر حكومت سلجوقیان گسترش مى یافت.

    حسن صباح كه مؤسس دولت و دعوت مستقل نزاریه بود و سیاستها و شیوه هاى كلى مبارزاتى نزاریان را شخصا طراحى مى كرد، متفكر برجسته اى نیز بود و آثار مهمى در زمینه تعالیم این شاخه از اسماعیلیه تألیف كرده بود. حسن صباح خود رساله اى به زبان فارسى به نام فصول اربعه تألیف كرده بود كه اكنون نایاب است.


    اسماعیلیه

  3. #13
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه




    نزاریه پس از سقوط الموت:

    امامت و كل جماعت اسماعیلیان نزارى به دست مغولان منهدم نگردید؛ بلكه گروههاى پراكنده اى از نزاریه همچنان در دیلم و قهستان باقى ماندند و شمار بسیارى از نزاریان خراسانى كه از تیغ مغول رهایى یافته بودند، نیز به نواحى مجاور در افغانستان و سند مهاجرت كردند. جماعت نزاریه براى حفظ بقاى خود مجبور بوده است تا به شدیدترین وجهى تقیه كند و به تدریج هویت واقعى خود را در پوشش ظاهرى تصوف كتمان نماید. با مرگ شمس الدین محمد، بیست و هشتمین امام نزارى كه در حدود 710 ق اتفاق افتاد، اولین انشعاب در جماعت نزاریه پدیدار گشت. مؤمن شاه و قاسم شاه، فرزندان شمس الدین محمد بر سر جانشینى پدر اختلاف پیدا كردند و امامت هر یك از آنها مورد پذیرش گروههایى از نزاریان قرار گرفت و در نتیجه جماعت نزاریه به دو شاخه مؤمن شاهى (یا محمد شاهى) و قسم شاهى منقسم گردید. اكنون جماعت چند میلیونى اسماعیلیان نزارىـقاسم شاهى عمدتا در كشورهاى آسیایى، مانند هند، پاكستان، بنگلادش، چین (در یاركند و كاشغر)، افغانستان، ایران، سوریه و تاجیكستان (خاصه بدخشان)، و در كشورهاى افریقایى، چون كنیا و تانزانیا، به صورت اقلیتهاى كوچك مذهبى پراكنده هستند.

    در شبه قاره هند خوجه هاى نزارى عمدتا در نواحى سند، كاچ، گجرات و بمبئى زندگى مى كنند و گروههاى دیگرى از نزاریان قاسم شاهى در نواحى چترال، گلگیت و هونزا در شمال جمو و كشمیر، و شمال غرب پاكستان یافت مى شوند كه در منطقه با نام محلى مولایى شهرت دارند. فزون بر آن، از حدود سال 1970 م، شمار بسیارى از خوجه هاى نزارى از هند و پاكستان و نیز افریقا به كشورهاى غربى، خاصه امریكاى شمالى و انگلستان مهاجرت كرده اند در نتیجه، اسماعیلیان نزارى پیرو آقاخان اكنون متعلق به یك جامعه بین المللى و بسیار پراكنده با نژادها و زبانهاى مختلفند كه تنها از لحاظ اصول عقاید مذهبى و میراث تاریخى فرقه اى صاحب وجوه مشتركى هستند.


    اسماعیلیه

  4. #14
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه




    در مذهب اسماعیلیه یك رشته تطورات و انشعاباتى رخ داد و فرقه هاى جدیدى پدید آمد كه اكنون به بررسى آنها مى پردازیم:

    الف: باطنیه

    آنان گروهى بودند كه به امامت اسماعیل گرویده و مرگ او را انكار كرده، گفتند او زنده و غایب است و روزى ظهور خواهد كرد. و در توجیه عمل امام صادق علیه السلام كه جنازه اسماعیل را تشیع و تدفین كرد، گفتند اینها همگى جنبه ظاهرى داشت و مقصود این بود كه بدخواهان به گمان اینكه او مرده است در صدد سوء قصد به جان او برنیابند، چنانكه عارف تامر نویسنده اسماعیلى در كتاب الامامة فی الاسلام (ص 180) گفته است، امام صادق در سال 138 ادعا كرد كه فرزندش اسماعیل در گذشته است و گروهى را در حضور نماینده رسمى منصور بر آن شاهد گرفت. او مى خواست امر را بر مأموران حكومت مشتبه سازد، زیرا اسماعیل تعالیمى را بر ضد حكومت منتشر مى كرد، و مورد تعقیب بود، ولى اسماعیل از مدینه به بصره رفت و در سال 145 در گذشت. این گروه بر مدعاى خود چنین استدلال مى كردند كه اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق علیه السلام بود، و امامت نیز حق بزرگترین فرزند امام است، و از طرفى امام صادق قبلا او را به جانشینى خود برگزیده بود. مفید در نقد این استدلال گفته است: اصل یاد شده در جایى است كه فرزند بزرگ امام پس از در گذشت امام زنده باشد، تا آنكه اسماعیل قبل از درگذشت پدر از دنیا رفت، و جنازه او در انظار همگان تشییع و تدفین گردید، و حتى امام صادق علیه السلام دستور داد تا چند نوبت تابوت را روى زمین نهادند و كفن از روى چهره اش برگرفته به صورت او مى نگریست، تا كسى در مرگ او دچار شك و تردید نشود. و درباره نصب او به عنوان امام از طرف امام صادق علیه السلام نیز روایتى نقل نشده است و شاید منشأ این توهم یكى همان بوده است كه بیان گردید (بزرگترین فرزند امام بود)، و دیگرى نیز تكریم ویژه اى بود كه حضرت درباره او ابراز مى كرد.

    اسماعیلیه

  5. #15
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه




    ب: مباركیه:

    آنان كسانى اند كه به مرگ اسماعیل اعتراف كردند، ولى در مسئله امامت بر این عقیده شدند كه منصب امامت از اسماعیل به فرزندش محمد منتقل گردیده است، زیرا مقام امامت جز در امام حسن و امام حسین در دو برادر جمع نمى گردد، و در اینكه چه كسى مقام امامت را به محمد بن اسماعیل تفویض كرد، اختلاف كردند، برخى آن را به امام صادق علیه السلام نسبت دادند، و برخى دیگر به اسماعیل (قبل از مرگش)، و از آنجا كه رهبر این گروه مبارك نام داشت، این فرقه به مباركیه شهرت یافتند. عقیده آنان بر این بود كه خط امامت در فرزندان محمد بن اسماعیل ادامه خواهد یافت. محمد بن اسماعیل حدود 198 در گذشت.


    اسماعیلیه

  6. #16
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اسماعیلیه




    ج: قرمطیه:

    پس از گذشت زمانى (به گفته مورخان حوالى سال 260 هجرى) از مباركیه شاخه اى منشعب شد كه به قرمطیه شهرت یافت. آنان در مورد مرگ محمد بن اسماعیل با مباركیه مخالفت نموده، گفتند: محمد بن اسماعیل زنده و هفتمین و آخرین امام است، و امر امامت بر عدد هفت استوار گردیده است، و گرچه در آغاز اسماعیل امام بود، در مسئله امامت او بداء حاصل شد و امامت به فرزندش محمد منتقل گردید، چنانكه از حضرت صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: «ما بدأ لله فی شى ء كما بدأ له فى اسماعیل». در هیچ امرى بر خدا بدا حاصل نشد مانند آنچه در مورد اسماعیل رخ داد. از آنجا كه رهبر این گروه فردى به نام حمدان قرمط بود، به قرمطیه شهرت یافتند. مرحوم مفید در رد این استدلال گفته است: «بداء در این روایت مربوط به منصب امامت نیست، زیرا روایت شده است كه در نبوت و امامت بداء راه ندارد. این مطلب مورد اجماع امامیه است. بداء در این روایت مربوط به مرگ اسماعیل است، چنانكه در حدیث دیگر از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: خدا در دو نوبت (كه اسماعیل بیمار شد) مرگ را بر او نوشت (اجل غیر مختوم) و من از خدا در خواست كردم تا وى را از مرگ نجات دهد، خداوند دعاى مرا پذیرفت و او را سلامتى بخشید».

    1 ـ مستعلیه و بهره در بحبوحه قدرت فاطمیان، خلیفه زمام تمام امور را شخصا در دست داشت و بر قواى سه گانه، یعنى اداره امور مملكت، سلسله مراتب دینى و سپاه نظارت مى كرد. از زمان مرگ الحاكم امراى نظامى روز به روز بر قدرت خود در برابر امراى كشورى و شخصى خلیفه مى افزودند. در سال 467 ه هنگامى كه بدر الجمالى، فرمانده سپاه عكا، به دعوت خلیفه با لشكریان خود به سوى مصر حركت كرد تا زمام امور را در دست گیرد، پس از فرونشاندن شورشهاى داخلى به تدریج بر تمام كشور سیادت یافت و خلیفه عناوین رؤساى قواى سه گانه مملكت را یكجا به وى اعطا كرد. بدر، امیر الجیوش، داعى الدعاة (رئیس سلسله مراتب دینى) و وزیر دولت فاطمى گشت. از این زمان به بعد فرمانرواى واقعى مصر امیر الجیوش بود. به زودى این مقام به صورت یك منصب موروثى در آمد، و پسر و نوه بدر الجمالى، جانشین وى گشتند. در سال 487 افضل پسر بدر الجمالى جانشین پدر شد. در هنگام مرگ المستنصر، كه چند ماه بعد اتفاق افتاد

    اسماعیلیه

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •