آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ، سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 41
  1. #21
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    ابو علی محمّد بن همام می گوید: «محمّد بن علی شلمغانی، طریق و واسطه ای نبود که مردم به وسیله آن به ابوالقاسم حسین بن روح راه یابند و حسین بن روح به هیچ عنوانی او را از طرف خود منصوب نکرده بود. هر کس این عقیده را [منصوب بودن وکیل بودن شلمغانی از طرف حسین بن روح] داشته باشد، اشتباه است. او فقط فقیهی از فقهاء ما بود که آشفتگی فکری پیدا کرد و چیزهای ناهنجاری از او سر زد و کفر و الحادش منتشر گشت. سپس به وسیله حسین بن روح توقیع امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) مبنی بر لعن و دوری از وی و پیروان او صادر شد.8
    این حدیث، با دو حدیث قبلی منافات دارد؛ چون آنها بیان می داشتند که شلمغانی در حال استقامت و عدم انحراف و در زمان استتار حسین بن روح واسطه بین او و شیعیان و وکیل او بود و توقیعات از طریق حسین بن روح به دست شلمغانی صادر می شد.
    از دو راه، این منافات را می توانیم رفع کنیم:
    الف) حدیث نافی وکالت و منصوب بودن شلمغانی، قابل اعتماد نیست، چون احادیث دسته اول، زیاد هستند، لذا قابل اعتمادتر می باشند. و از سوی دیگر نیز، اقوال علمای رجال و مورخین، اشعار به مضمون احادیث دسته اول دارد و مشکلی هم در مضامین آن احادیث به چشم نمی خورد، چون منافاتی بین انحراف متاخر و وکالت درحال استقامت نیست.9
    ب) محمّد بن علی همّام، راوی حدیث اخیری، خواسته است ادّعای شلمغانی را که نایب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) بوده را رد کند، منتهی نظریه دیگران را حتی به عنوان نماینده حسین بن روح هم تخطئه نموده است، و ابوغالب می گوید: «در ایام استتار حسین بن روح، شلمغانی وکیل حسین بن روح، و روابط میان شیعیان و او بوده است».
    پس می توان گفت: منافاتی میان دو قول وجود ندارد، هر چند پیداست محمّد بن علی همّام خواسته است جلو انحراف شیعیان و ادّعای آلوده به غرض شلمغانی را بگیرد، و به همین جهت، دایره مطلب را تنگ گرفته است.10
    مطلب دیگری که در ذیل این حدیث، قابل طرح است، این است که شلمغانی در چه زمانی منحرف و نسبت به فرامین حسین بن روح بی اعتناء شد. به نظر می رسد، شلمغانی از اختفاء و استتار حسین بن روح، سوء استفاده نموده و زمینه انحراف او در همان سالها فراهم شد. و زمان استتار حسین بن روح به صورت مشخص معلوم نیست، بلکه همین اندازه روشن است که در سالهای بین (311-306 ه.ق.) در زمان وزارت «حامد بن عباس» بوده است. چون که زمان استتار معلوم نیست، لذا زمان انحراف هم نمی توان مشخص باشد، ولیکن چیزی که روشن است، این است که حسین بن روح در سال 312 ه.ق. در زندان بوده و در همان سال، توقیع بر لعن شلمغانی را صادر نموده و این تاریخ می تواند راهگشای تعیین زمان انحراف شلمغانی باشد. از آنجا که توقیع لعن او در سال 312 ه.ق. می باشد، تاریخ انحراف او قبل از آن و نزدیک به همان زمان باید باشد؛ برای اینکه اگر توقیع خیلی متأخر از زمان خروج و انحراف شلمغانی باشد، او فرصت بیشتری برای نشر عقاید خود پیدا می کرد و برای اینکه فرصت برای تبلیغ عقاید او فراهم نشود، به نظر می رسد، توقیع با اندک زمانی بعد از انحراف او صادر شده باشد. پس نتیجه می گیریم، زمان انحراف او نزدیک سال 312 ه.ق. صورت گرفته باشد.


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  2. #22
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،






    شلمغانی و خاندان بنی بسطام
    محمد بن علی شلمغانی در نزد خاندان بنی بسطام،11 از موقعیت بالایی بر خوردار بود و این امر به خاطر تقرّب او به حسین بن روح بود.
    «ام کلثوم»، دختر ابوجعفر، محمّد بن عثمان عمری، که زنی بزرگوار بود، چنین می گوید: «ابوجعفر ابن ابی العزاقر (شلمغانی) نزد بنی بسطام محترم و موجّه بود؛ زیرا شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (رحمت‌الله علیه) مقام او را در نزد مردم محترم و بزرگ می داشت. او هم از این سابقه، سوء استفاده کرد؛ و موقعی که از طریقه حق برگشت، همه گونه دروغ و کفری را به نام حسین بن روح برای بنی بسطام نقل می کرد. بنی بسطام هم، سخنان او را می پذیرفتند. هنگامی که خبر آن به حسین بن روح رسید، نسبت آن سخنان را از خود انکار کرد و آن را بهتان بزرگ دانست و بنی بسطام را از شنیدن کلام شلمغانی نهی فرمود. آنگاه دستور داد ک او را لعنت کنند و از وی دوری جویند. ولی بنی بسطام سخن حسین بن روح را گوش ندادند و در ارادت به شلمغانی ثابت ماندند. علّت آن هم، این بود که شلمغانی به بنی بسطام می گفت: آنچه من به شما گفته ام، سرّی کنم و به کسی نگویم، ولی اکنون که آن را فاش ساخته ام حسین بن روح از من پیمان گرفته بود که آن سر را کتمان کنم و به کسی نگویم، ولی اکنون که آن فاش نموده ام، ازمقام اختصاص که یافته بودم، محروم شدم و با وجود اینکه رابطه نزدیکی با وی داشتم، مرا از خود دور می کند. آن «سر» امر عظیمی بود که کسی جز فرشته مقرّب و پیغمبر مرسل یا مؤمنی که امتحان داده، قادر به نگهداری آن نیست. شلمغانی با این سخنان بی اساس، سابقه خویش را نزد آنها محکمتر و کارش بالا گرفت و مقامی بزرگ یافت. وقتی که این خبر به حسین بن بروح رسید، مکتوبی مبنی بر لعن او و دوری از وی و کسانی که از سخنان او پیروی می نمایند، و در دوستی او باقی مانده اند، برای بنی بسطام فرستاد. آنها هم نامه را به شلمغانی نشان دادند و او سخت ناراحت و منقلب گردید. سپس گفت: اینکه حسین بن روح گفته است: مرا لعن کنید، در معنی خیلی بزرگ است! به این معنی که: لعنت به معنای دور گردانیدن است و «لعنه الله» یعنی: خداوند او را از عذاب و آتش دور گردانید و بنابراین، من هم اکنون مقام خود را شناختم! آنگاه صورتش را به خاک نهاد و گفت: این سخن را کتمان کنید و به کسی نگوید!
    ام کلثوم می گوید: «من به شیخ ابوالقاسم (حسن بن روح) خبر دادم که روزی به خانه مادر ابوجعفر بن بسطام رفتم. او هم از من استقبال نمود و مرا بسیار احترام کرد، به طوری که خم شد پای مرا بوسید، ولی من نگذاشتم و گفتم: ای بانوی من! نمی گذارم؛ زیرا پابوسی، کاری بس بزرگ است. وی گریست و گفت: چرا این طور از تو احترام ننمایم، با اینکه تو فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) هستی!!
    گفتم: چطور من فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) هستم؟ گفت: شیخ یعنی، محمّد بن علی در این بارهب سری به ما سپرده است. پرسیدم: چه سری به شما سپرده؟ گفت: او از من پیمان گرفته که آن را افشا نسازم، می ترسم اگر آن را باز گو کنم، خدا مرا عذاب کند، من به وی اطمینان دادم که آن را به کسی نخواهم گفت، ولی پیش خود، شیخ ابوالقاسم حسین بن روح را استثناء کردم.
    آنگاه گفت: شیخ ابو جعفر (شلمغانی) به ما گفته است که: روح پیغمر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) به پدر شما محمد بن عثمان بن روح امیرالمومنین (علیه‌السلام) به بدن شیخ ابوالقاسم حسین بن روح و روح فاطمهم زهرا (سلام‌الله علیها) به تو منتقل شده است!! بنابراین، ای بانوی ما چرا تو را بزرگ ندانیم؟!
    من گفتم: این چه حرفی است؟ مبادا آن را باور کنی که همه دروغ است.
    گفت: این سری عظیم است، شلمغانی از ما پیمان گرفته، که برای هیچ کس نقل نکنیم. بانوی من! خدا نکند که در این خصوص عذاب شوم. اگر شما مرا وا نمی داشتید که آن را افشاء کنم، نه برای شما و نه برای احدی باز گو نمی کردم.
    ام کلثوم می گوید: «هنگامی که از نزد آن زن بیرون آمدم، به خدمت شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (رحمت‌الله علیه) رسیدم و آن داستان را به اطلاع وی رساندم. شیخ ابوالقاسم به من وثوق داشت و به گفته من اعتماد می کرد. در این وقت فرمود: ای دختر من! بعد از این مرجرا، دیگر به خانه این زن مرو، اگر نامه یا قاصدی نزد تو فرستاد، قبول مکن و بعد از این به دیدن او مرو. این حرفها کفر به خدا و الحادی احست که این مرد ملعون (شلمغانی) در دلهای این مردم وارد نموده، تا از این راه بتواند به آنها بگوید: خدا او (شلمغانی) را برگزیده و در وی حلول کرده است. چنانکه نصاری همین عقیده را در باره عیسی (علیه‌السلام) دارند. او می خواهد به قول «حلاج» علیه اللعنه معتقد شود.
    بعد از آن، من از بنی بسطام دوری نمودم و پیش آنها نرفتم و عذر آنها را نپذیرفتم و دیگر آنها را ملاقات نکردم. این حکایت، در میان طایفه بنی نوبخت شیوع یافت و شیخ ابوالقاسم هم، به تمام شیعیان نامه نوشت و ابوجعفر شلمغانی را لعنت کرد، و مردم را از معاشرت با وی و دوستداران او، کسانی که گفته او را قبول می کردند یا با وی سخن می گفتند، بر حذر داشت، تا چه رسد که او را دوست بدارند. سپس توقیعی از حضرت صاحب الزمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) در لعن شلمغانی و دوری از او و پیروان او و کسانی که به گفته او رضایت داده و بعد از این توقیع به دوستی او باقی می مانند، صادر شد.»12
    توقیعی که از طرف امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) به توسط حسین بن روح، در لعن شلمغانی صادر گشت، در سال 312 ه.ق. حسین بن روح آن توقیع را خودش در خانه «مقتدر» خلیفه عباسی زندانی بود، به ابوعلی محمّد بن همام فرستاد. در آن زمان، چون حسین بن روح در دست دشمن گرفتار و در زندان آنها بود، نامه ای خدمت صاحب الامر (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) نوشت و از حضرت اجازه خواست که توقیع را منتشر نکند، ولی حضرت دستور داد که آن را منتشر کند و از کسی نترسد، و حضرت به او بشارت داد که بعد از اندکی مدتی، آزاد خواهی گردید.13


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  3. #23
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    پی نوشت ها:

    1. الکامل، ج8، ص290. معجم الادباء، ج1، ص235. اللباب، ج2، ص206.
    2 . معجم الادباء، ج1، ص235.
    3 . رجال نجاشی، ج2، ص239.
    4 . الفهرست، ص305. رجال النجاشی، ج2، ص94-293
    5 . تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)، ص200.
    6 .الغیبه،302، حدیث 256.
    7 . الغیبه، ص305.
    8 . همان منبع، ص408، حدیث 381.
    9 تاریخ الغیبه الصغری، ج2، ص524.
    10 مفاخر اسلام، ج2، ص356.
    11 . خاندان بسطام یکی از خاندانهای قدیم بوده اند که در دستگاه خلفای بغداد و امرای اطراف در جزء کتاب و عمال دیوان عهده دار پاره ای از مشاغل می شده اند و از آن خانواده ابوالعباس احمد بن محمّد بن بسطام و پسرانش ابوالقاسم علی و ابوالحسن محمد به آل فرات بستگی داشتند و ابوالحسن محمّد داماد حامد بن عباس وزیر بود. ابن طایفه ابتداء مثل آل فرات از
    فرقه امامیه طرفداران می کردند ولی پس از قیام شلمغانی پیرو عثیده او شدند و به همین جهت قاهر خلیفه در سال 322 مأمورین مخصوص گذاشت تا خانه های ابوالقاسم علی را ابوالحسین محمّد را تحت نظر بگیرند. (خاندان نوبختی، ص 232)
    12 . الغیبه، ص403، حدیث 378.
    13 . الغیبه، ص410.


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  4. #24
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    آغاز فعالیت حسین بن روح، به عنوان نایب خاصّ امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)



    بعد از وفات ابوجعفر عمری و وصیت او در نصیب حسین بن روح به عنوان نایب سوّم امام غایب، ابوالقاسم حسین بن روح به «دارالنیابه» در بغداد آمد و رسماً جلوس کرد. وجوه و بزرگان شعیه به گرد او نشستند، خادم ابوجعفر، یعنی ذکاء حاضر شد و عصا [عکازه] و کلید صندوقچه ابوجعفر همراه وی بود. گفت: ابوجعفر به من فرموده است که چون مرا به خاک سپردی و ابوالقاسم بر جای من نشست، این اشیاء را تسلیم او کن و این صندوقچه حاوی خواتیم ائمه (علیهم‌‌السلام) است. حسین بن روح در آخر آن روز با جماعتی از شیعه از دارالنیابه بیرون آ»د و جمیعاً به خانه ابوجعفر محمّد بن علی شلمغانی رفتند.»1
    این موضوع در منابع حدیثی ما هم، با کمی تفاوت ذکر شده است و هیچ کدام از این دو معاصر بزرگوار اشاره ای به آن نکرده اند. مرحوم ابن طاوس در «مهج الدعوات» می گوید: «هنگامی که شیخ ابو جعفر محمّد بن عثمان بن سعید عمری (رضی) رحلت نمود و از امر نیابت فارغ شد، شیخ ابوالقاسم حسین ین روح بن ابی بحر زاد الله توفیقه اللناس در خانه محمد بن عثمان جلوس نمود. ذکاء خادم محمّد بن عثمان وسایلی که عبارت بودند از: 1. طومار و مکتوبهای به هم پیچیده شده، 2. عصا، 3. صندوقچه چوبی رنگ آمیزی شده، به حسین بن روح نشان داد و حسین بن روح آنها را تحویل گرفت و به ورثه محمد بن عثمان گفت: در این طومار ودایع ائمه ذکر شده و آنها را باز کرد و نشان داد و داخل آنها دعاها و قنوت ائمه (علیهم‌‌السلام) بود. ورثه از آن منصرف شدند و گفتند: لابد در صندوقچه طلا و جواهر وجود دارد، حسین بن روح به آنها گفت: آِیا این صدوقچه را می فروشید؟ گفتند: به چه قیمتی می خرید؟ حسین بن روح به ابوالحسن یعنی ابن شبیب کوشاری گفت: ده درهم به اینها بده! آنها امتناع کردند و حسین بن روح اضافه کرد تا رسید به صد دینار، و به آنه گفت: اگر به همین مقدار بفروشید و پشیمان می شوید. آنها نیز قبول کردند و صددینار را تحویل گرفتند.2 و حسین بن روح عصار و طومار را استثناء کرد و خود برداشت. وقتی که مسئله صندوقچه خاتمه یافت، حسین بن روح گفت: این عصای ابی محمد بن حسن عسکری (علیه‌السلام) است که هنگام وکیل نمودن شیخ عثمان بن سعید عمری و وصیت به او در دست او بود که تا امروز مانده است. و در داخل این صندوقچه خواتیم ائمه یعنی انگشترهای ائمه هست، آنها را که دارای ویژگیهای بود بیرون آورد و نشان داد.»3
    حسین بن روح با همکاری ده وکیل در بغداد و با وکلای سایر بلاد اسلامی کار خویش را در سمت نیابت امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) شروع نمود و توانست و با روش و شیوه معقولانه و منطقی در بین دوست و دشمن از مقبولیت بالایی بر خوردار باشد. به خاطر انتسابش به خاندان نوبختی و نفوذ آنها در دربار عباسی و همچنین به خاطر در رأس کار بودن برخی از خاندان فرات که متمایل به شیعه و طرفدار آنها بودند، در اوایل کارش با مانعی از طرف حکومت مواجه نبود و از طرفی با تأکیدهای فراوان محمّد بن عثمان که در عثمان که در هنگام وفات بر انتصاب ایشان انجام داده بود، عموم شیعیان و خواص نیز، در نیابت ایشان دچار شک و ابهام نگشتند. لذا ما در زمان ایشان به مدّعیان دروغین نیابت غیر از شملغانی که جداگانه بررسیس خواهد شد، کمتر بر خورد می کنیم و اگر هم باشند با اندکی تأمل از انکار نیابت حسین بن روح برگشتند.
    روایات حاکی از آن است که موقعیت حسین بن روح به عنوان سفیر امام دوازدهم، بر عکس سفیر اول و دوم، در بین امامیه آشکار بود. به همین دلیل عده ای از عوام امامیه بر آن شدند تا وکلای نواحی خود را نادیده گرفت و مستقیماً با سفیر سوم در تماس باشند.4


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  5. #25
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    مخالفتهای هم در اوایل نیابت ایشان در اطراف واکناف مشاهده می شود که در زمان نیابت نایب اول و دوم در اوایل، چنین مخالفت هایی وجود داشت، لیکن در زمان آنان مخالفت شدید و زیاد بود، بویژه در دوره محمّد بن عثمان؛ ولی در زمان حسین بن روح کم رنگ بود. روش کلی نواب در طول فعالیت خویش این است که منکرین و مخالفین را که دچار شک و شبهه شده باشند و اغراض پلیدی نداشته باشند، با اظهار بعضی امور پنهانی آنها را اقناع نموده و نیابت خود را بدین وسیله تثبیت می نمودند.
    یکی از منکرین نیابت حسین بن روح، محمّد بن فضل موصلی است که در سال 307 ه.ق. منکر نیابت ایشان شد ولی با راهنماییهای حسن بن علی و جناء و مشاهده بعضی امور از حسین بن روح از انکار خویش برگشت.
    محمّد بن احمد بن صفوانی می گوید: «در سال 307 ه.ق. حسن بن علی و جناء نصیبی همراه با محمّد بن فضل موصلی آمد و او (محمّد بن فضل موصلی) مردی شیعی بود، ولیکن منکر وکالت ابوالقاسم حسین بن روح (رضی) بود و می گفت: این اموال در موارد خود مصرف نمی شود و به مستحقیق نمی رسد. حسن بن علی وجناء به محمّد بن فضل گفت: از خدا بترس [صفوانی می گوید] هر دو در بغداد در «زهرا» منزل گرفتند و ما برای دیدن آنها رفتیم. و در آنجا شیخی بود که به ابوالحسن بن ظفر و ابوالقاسم بن ازهر می گفتند. مناظره ما بین محمّد بن فضل و حسن بن علی طولانی شد. سپس محمّد بن فضل به او گفت: چه دلیلی برای صحبت گفتار خود و اثبات وکالت حسین بن روح داری؟
    حسن بن علی و جناء گفت: این موضوع را با دلیل روشن برای تو اثبات می کنم! با محمّد بن فضل دفتر بزرگی بود که اوراق آن سبز بود و جلد آن سیاه و ایشان در آن حسابهای خود را می نوشت. حسن بن وجناء آن دفتر را گرفت و نصف ورق سفید جدا کرد و به محمّد بن فضل گفت: قلمی برای من بتراشید! سپس قلمی برای او تراشیدند و هر تو توافق کردند بر چیزی که بین آنها بود و من بر آن مطلع نشدم، ولی ابوالحسن بن ظفر مطلع شد. حسن بن علی وجناء قلم را گرفت و شروع به نوشتن مطالب مورد توافق در آن ورقه نمود، بدون اینکه اثری از اینکه اثری از نوشته در ورق مشاهده گردد، ورقه پر شد. سپس آن را مهر نمود و به دست شیخ سیاهی که در خدمت محمّد بن فضل بود، داد و به سوی ابوالقاسم حسین بن روح فرستاد و ابن جناء از جای خود حرکت نکرد و با ما بود. وقت نماز ظهر شد. در همان جا نماز خواندیم، تا اینکه آن پیک برگشت و گفت: به من گفت برو جواب می آید! سفره را پهن کرد و مشغول غذا خوردن بودیم که ناگهان جواب در همان ورقه و با مداد جمله جمله نوشته شده بود، آمد. محمّد بن فضل، با سیلی به صورت خود می زد و غذا را با لذت تناول نکرد و به این وجناء گفت: بلند شو با من بیا، ابن و جناء برخاست، تااینکه با هم به خدمت ابوالقاسم حسین بن روح (رض) رسیدند. [محمّد بن فضل] مرتب گریه می کرد و می گفت: سرورم! مرا ببخشید خداوند تو را ببخشید، ابوالقاسم گفت: یغفر الله للک ان شاء الله.»5


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  6. #26
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    لازم دیدم به خاطر اشتباهی که در کتاب ارزشمند «خاندان نوبختی» رخ داده است، توضیح مختصری را دربارۀ حسن بن علی وجناء یاد آور شوم. اسم درست و کامل حسن بن وجناء عبارت است از: ابومحمّد بن حسن بن محمد بن وجناء نصیبی6که از امام حسن عسکری (علیه‌السلام) احادیثی نقل کرده است و از کسانی است که امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) را ملاقات نموده است.
    در «کمال الدین» سه حدیث نقلل شده است که دلالت بر این موضوع دارند.7 و این حدیثی که ما از «الغیبه» نقل کردیم، ایشان به عنوان مدافع حسین بن روح ذکر شده است و در جلسه انتصاب حسین بن روح به جانشین نیز حضور داشته است.
    با توجه به این توضیح مختصر، در کتاب «خاندان نوبختی» دو اشتباه مشاهده می گردد:
    الف) اسم حسن بن وجناء «حسین» ذکر شده است در حالی که اسم او حسن است.
    ب) مولف دانشمند این کتاب، حسن بن محمّد وجناء را یکی از منکرین وکالت و نیابت حسین بن روح به حساب آورده است، در حالی که تمام نسخه های کتاب «الغیبه» که در دسترس ما است، محمد بن فضل موصلی را منکر، و حسن بن وجناء را مدافع معرفی می کد. و منشأ خطاء ایشان یا به خاطر اشتباه در ترجمه است و یا اشتباه در نسخه کتابی که در دسترس ایشان بوده است.
    حسین بن روح کارگزاران و افرادی داشت که واسطه بین او و مردم در سراسر بلاد اسلامی بودند. رابط ایشان در اهواز محمّد بن نفیس بود که اوّلین توقیع امام زمان در دره حسین بن روح به دست ایشان منتشر شد و حسن بن علی وجناء در نصیبین فعالیت داشت و کارگزارانی درمصر داشت و در آذربایجان قاسم بن علاء. و دو دستیار ایشان ابو حامد عمران بن مفلس و ابوعلی حجدر و بعد از آن پسرش حسن بن جانشین قاسم شد و در ری تا سال 312 محمّد بن جعفر اسدی رازی و در بلخ محمّد بن سن صیوفی رابط بین مردم و حسین بن روح بودند.8

    پی نوشت ها:
    1.تاریخ الاسلام ذهبی، حوادث و وفیات 330-321، ص190، سیره اعلام النبداء، ج15، ص222. الوافی بالوفیات، ج12، ص367-366. خاندان نوبختی، ص216. تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)، ص 195.
    2 . مقصود از ربیع، لابد مصالحه است و الابیع و معامله غرری خواهد بود. بحارالانوار، ج58، ص 212.
    3 . مهیج الدعوات، ص46-47.
    4 . تاریخ سیاسی امام دوازدهم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)، ص 198.
    5 . الغیبه، ص316-315، حدیث 264. اثباة الهداة، ج3، ص692، حدیث107.
    6 . معجم رجال الحدیث، ج5، ص 130. رجال نجاشی، ج2، ص240.
    7 .. کمال الدین، باب من شاهد القائم، حدیث17 و 18، 26.
    8 . تاریخ اسلامی غیبت امام دوازدهم (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)، ص 196، 197، 198.


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  7. #27
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،




    مقام علمی حسین بن روح (قدس سره)


    بنا بر شهادت و گواهی مورخین قرون اولیه و محدثین متقدّم، حسین بن روح «اعقل الناس» زمان خود بوده است ونزد دوست و دشمن از داناترین افراد به شما می رفت.
    مناظراتی که وی در دوران نیابتش داشته و جوابهای که برای سوالات طرح شده از طرف دیگران، ارائه نموده است، مؤید مقام علمی آن بزرگوار می باشد. ما از منابع روایی، برخی از احادیثی که روشنگر و بیان کننده موقعیت علمی ایشان می باشد، نقل می کنیم.
    محمّد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی (رحمت‌الله علیه) می گوید: «من در نزد شیخ ابوالقاسم حسین بن روح (قدس سره) با جماعتی که در میان آنها علی بن عیسی قصری هم بود، نشسته بودیم که دیدیم مردی برخاست و به حسین بن روح گفت: من می خواهم مطلبی را از شما سؤال کنم. حسین بن روح گفت: هر چه می خواهی سوال کن، آن مرد گفت: آیا امام حسین (علیه‌السلام) ولی خدا بود؟ حسین بن روح گفت: آری، آن مرد گفت: آیا قاتل او دشمن خدا بود؟ فرمود: بلی، آن مرد گفت: آیا رواست که خدا دشمن خودش را بر دوستش مسلط نماید؟ حسین بن روح قدس سره گفت: آنچه تو می گویم دقیقاً به خاطر بسپار! بدان که خداوند عزوجل با مردم به طور آشکار سخن نگفته و شفاهاً با ایشان حرف نمی زند، بلکه پیغمبرانی از اجناس و اصناف خود آنها، که مانند آنان بشر باشند، به سوی آنها اعزام می دارد، و اگر پیغمبری از غیر صف و صورت آنها به سوی ایشان اعزام دارد، از وی روی برتافته، سخنان آنها را نمی پذیرند. با این وصف، وقتی مردم دیدند که پیغمبرانی آمده اند که از جنس خود آنهاست و غذا می خوردند و در بازارها راه می روند، گفتند: شما بشری مانند ما هستید؛ چیزی را از شما نمی پذیریم، مگر این که چیزی را برای ما بیاورید که از آوردن مانند آن عاجز بمانیم، و از آن راه بدانیم که شما افراد خاصی غیر از ما هستید و کاری می کنید که ما توانایی آن را نداریم. خدا هم معجزات را که مردم از انجام آنها عاجز بودند، به آنها عطا کرد.
    یکی از آنها [حضرت نوح] معجزه خود را با طوفان نشان داد که بعد از بیم دادن قوم واز بین بردن عذر ایشان، پدید آمد، و بدان وسیله سرکشان را غرق کرد. دیگری [حضرت ابراهیم] در آتش افکنده شد، و آتش بر او سرد و آرامبخش گردید، و بعضی دیگر [حضرت صالح] از سنگ شتر ماده ای پدید آورد که پستانش شیر می چکید و یکی دیگر [حضرت موسی] خدا دریا را برای او شکافت و از سنگ چشمه ها جوشید و عصاب چوب خشک را افعی گردانید تا سحر همه ساحران را ببلعد، و دیگری [حضرت عیسی] به امر خدا کور مادر زاد و مرض پیسی را معالجه نمود و مرده را زنده گردانید و به مردم آنچه در خانه هایشان می خوردند و می اندوختند، خبر می داد. و آخری [رسول اکرم صلی الله علیه و اله] ماه خداوند برای او شکاف و چهارپایان مانند شتر و گرگ و غیر آنها با وی سخن می گفتند.
    پیغمبران چنین معجزاتی را آوردند، مرمد از کارهای آنها عاجز ماندند و نتوانستند مثل آن کارها را بکنند. خدا با لطف و حکمتش، چین مقدر کرده بود که پیغمبرانش را با چنین قدرتی و معجزاتی، گاهی به صورت غالب و زمانی به حالت مغلوب قرار دهد، به طوری که یکجا پیروز شوند و جای دیگر شکست خوردند. اگر خداوند در تمام احوال آنها را غالب و پیروز ی گردانید و مبتلا به مشکلی نمی کرد، و امتحان نمی نمود، مردم آنها را خدا می دانستند و مقام منزلت آنها در صبر بر بلایا و امتحانها و آزمایشها معلوم نمی گردید.



    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  8. #28
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    به همین جهت، خداوند آنها را در این خصوص مانند سایر افراد بشر قرار داد، تا در حال آزمایش و گرفتار پایداری نشان دهند و در حال سلامتی و غلبه بر دشمنان، خدا را شکرگزار باشند و در تمام احوال متواضع و فروتن باشند و طغیانگر و ستمگر نباشند. تا اینکه بندگان بدانند که خدایی دارند که آفریننده آنهاست و تدبیر امور آنها به دست اوست، و از این راه او را پرستش کنند و از فرستادگانش پیروی نمایند. و بدین گونه، حجت خدا بر کسی که از حدّ خود پا را فراتر نهاد و ادّعای ربوبیت و خدایی کرد، یا عناد نشان داد و فرمان خدا را نادیده گرفت و معصیت کرد و آنچه را پیغمبران و فرستادگان خدا از جانب خدا آوردند، منکر شد، ثابت گردد. «لیهلک من هلک عن نبیه و یحیی من حی عن بینه: تا آنهایی که هلا ک [و گمراه] می شوند از روی اتمام حجت باشد، و آنهایی که زنده می شوند [و هدایت می یابند] از روی دلیل روشن باشد.»1
    محمد بن ابراهیم بن اسحاق رضی الله عنه می گوید: فردای آن روز که به خدمت ابوالقاسم حسین بن روح رسیدم، و در درون خود می گفتم: آیا آنچه را وی دیروز می گفت از پیش خود می گفت؟ ناگاه دیدم حسین بن روح شروع به سخن نمود و به من گفت: ای محمد بن ابراهیم! اگر من از آسمان بیفتم و طعمه مرغان هوا شوم یا دستخوش بادهای سهمیگین گردم، بهتر از این می دانم که در دین خدا، چیزی را با رأی خود یا از پیش خود بگویم! بلکه این مطلب، از ریشه ای سرچشمه گرفته است، و از حجت خدا (صلی‌الله علیه و آله وسلم) و سلامه علیه شنیده ام.»2
    2. و اخبرنی جماعه، عن ابی عبدالله محمّد بن احمد الصفوانی، قال: حدّثنی الشیخ الحسین بن روح رضی الله عنه «ان یحیی بن خالد سم موسی بن جعفر علیهما السلام فی احدی و عشرین رطبه و بهامات، و ان النبی و الائمه علیهم السلام ما ماتوا الا بالسیف او السمّ، و قد ذکر عن الرضا علیه السلام انه سمّ، و کذلک ولده ولد و ولده.»3
    شیخ ابوالقاسم حسین بن روح می گوید: «یحیی بن خالد [برمکی] با بیست و یک دانه رطب امام موسی بن جعفر (علیه‌السلام) را مسموم کردف و حضرت در اثر آن، از دنیا رفت، و همچنین گفت: پیغمبر و ائمه (علیهم‌‌السلام) یا به وسیله شمشیر و یا به وسیله سم از دنیا رفتند، و افزود که حضرت رضا (علیه‌السلام) نقل شده که او مسموم شد و نیز فرزندش امام جواد (علیه‌السلام) و فرزندان فرزندش امام هادی و امام حسن عسکری (علیهم‌‌السلام).»
    3. سأله بعض المتکلمین و هو المروف بترک الهروی فقال له: «کم بنات رسول الله (صلی‌الله علیه و آله وسلم)؟ فقال: اربع، قال: فایهن افضل؟ فقال: فاطمه فقال: ولم صارت أفضل، و کانت اصغر هن سنا و اقلهن صحبه لرسول الله (صلی‌الله علیه و آله وسلم)؟ قال: لخصلتین خصها الله بهما تطولا علیها و تشریفا و اکراما لها، احداهما انها ورثت رسول (صلی‌الله علیه و آله وسلم) و لم یرث غیرها من ولده. والاخری ان الله تعالی ابقی نسل رسول (صلی‌الله علیه و آله وسلم) منها و لم یبقه من غیرها ولم یخصّصها بذلک الا لفضل اخلاص عرفه من نیتها.
    قال الهروی: فما رایت احدا تکلم و اجاب فی هذا الباب با حسن ولا اوجز من جوابه.4


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  9. #29
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،





    یکی از دانشمندان علم کلام معروف به «ترک هروی» از حسین بن روح پرسید: «پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) چند دختر داشته است؟ حسین بن روح گفت: چهارتا. هروی پرسید: کدام یک افضل بودند؟ گفت: فاطمه (سلام‌الله علیها) سپس سوال کرد: چرا او افضل است، و حال آنکه او از سه دختر دیگر کوچکتر بوده و کمتر مصاحب پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) بوده است؟ حسین بن روح گفت: فضیلت فاطمه (سلام‌الله علیها) به خاطر دو خصلت بوده، که او را به آن خصایص مشرف داشته و مورد تکریم قرار داده است: یکی از آنها این است که تنها فاطمه (سلام‌الله علیها) بود که پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) ارث برد، و دیگر این که نسل پیغمبر (صلی‌الله علیه و آله وسلم) را از وی باقی گذاشت. و این را خداوند به او نداد مگر اینکه می دانست فاطمه (سلام‌الله علیها) چه اندیشه خالص و پاکی دارد.
    هروی می گوید: هیچ کس را ندیدم که در این خصوص، مانند حسین ین روح به این خوبی و اختصار سخن گفته و جواب داده باشد.»
    شیخ ابوالقاسم حسین بن روح کتابی دارد که اسم او «التادیب» می باشد.5 آن کتاب، بیانگر علم و دانش حسین بن روح است. حسین بن روح، کتاب «التادیب» را جهت بررسی و تدقیق نظر به قم فرستاد و به جمعی از فقهای آنجا نوشت: این کتاب را مطالعه کنید و ببینید آیا چیزی بر خلاف نظر شما در آن هست؟ فقهای قم هم، پس از مطالعه کتاب نوشتند: تمام مسائل آن صحیح است و چیزی مخالف رأی ما در آن نیست، جز اینکه مسأله ای راجع به ذکاه فطره در آن است که مقدار فطره یک نفر، نصف صاع از گندم ذکر شده است، در صورتی که نظر ما این است که گندم هم مانند جو، هر کسی باید یک صاع (تقریباً سه کیلو) بدهد.6
    از اینجا، میزان علم و فقه و احاطه شیخ بزرگوار، حسین بن روح به خوبی معلوم می گردد؛ زیرا قم مرکز فقها و محدثین شیعه بوده؛ با این وصف، کتاب او مورد تصویب کامل آنها قرار گرفته است. چون قم مرکز نقل فقه و حدیث شیعه بوده است، حسین بن روح برای جلب نظر و در جریان گذاشتن فقهای قم، چنین اندیشده، و از آنها هم نظر خواهی کرده است، تا آنها که بیشتر در معرض سوال و جواب شیعیان قرار داشتند، از وجود چنین کتابی آگاه شوند، و به دیگران نیز اطلاع دهند، و شاید هم، چنانکه اشاره نمودیم، فقهای قم از حسین بن روح در شناخت احکام دینی و فقه و حدیثه، واردتر بوده اند، و سفارت او و نیابت خاصیّ که از امام زمان (علیه‌السلام) داشته، مربوط به جنبه دیگر شخصیت او بوده است.7
    برای آشنایی، با مقام علمی او، باید به منابع حدیثی، مراجعه شود و ما در پاورقی بعضی از موارد دیگری را هم که مطلع شدیم، در اختیار خوانندگان قرار دادیم.8

    پی نوشت ها:

    . سوره انعام، آیه 42.
    2 . الغبیه، ص324، حدیث 273. اثباۀ الهداة، ج1، حدیث 168. کمال الدین، ج2، ص507، حدیث 37.
    3 . الغیبه، ص378، حدیث352.
    4 . الغیبه، ص388، حدیث 353.
    5 . اعیان الشیعه، ج6، ص22.
    6 . الغیبه، ص390، حدیث357. بحارالانوار ج 51، ص358.
    7 . مفاخر اسلام، ج2، ص348.
    8 . الغیبه، ص390، حدیث356 و ص378، حدیث346 و ص373، حدیث 345. کمال الدین، ج2، ص519، حدیث48. معانی الاخبار، ص 284. بحار الانوار، حدیث53، ص 192، حدیث 20.

    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

  10. #30
    مدیر افتخاری
    خراباتي آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 4,962      تشکر : 3,978
    6,248 در 2,892 پست تشکر شده
    وبلاگ : 5
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خراباتي آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،




    مدّت نیابت و وفات حسین بن روح نوبختی (قدس سره)


    حسین بن روح، با وفات ابوجعفر محمّد بن عثمان عمری، در سال 305 ه.ق. منصب نیابت را از طرف امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) عهده دار گردید و در سال 326 ه.ق. همان طوری که بیان خواهد شد، دار فانی را وداع گفت و به دار فان شتافت.
    با چنین محاسبه ای، مدّت سفارت وی نزدیک به بیست و یک سال می باشد. لیکن اگر دو و یا سه سالی را که در زمان حیات محمّد بن عثمان با تصریح خود نایب دوّم (محمّد بن عثمان) امر وکالت به او واگذار گشت، حساب کنیم، مدّت نیابت ایشان بیست و دو یا سه سال یا بالاتر از آن می باشد.
    ابو نصر هبه الله بن محمّد کاتب، دختر زاده ام کلثوم، دختر محمّد بن عثمان، روایت می کند که:
    «ان قبر ابی القاسم الحسین بن روح فی النوبختیه فی الدّرب الذی کانت فیه دار علی بن احمد النوبختی النافذ الی التل و الی الدرب الاخر1والی قیطره الشوک رضی الله عنه. مات ابوالقاسم الحسین بن روح رضی الله عنه فی شعبان سنه ست و عشرین و ثلاثمائه، و قد رویت عنه اخباراً کثیره.»2
    قبر ابوالقاسم حسین بن روح (رحمت‌الله علیه) در «نوبخته» در دروازه ای که خانه علی بن احمد نوبختی در آنجا واقع است، و از آنجا به تل و دروازه آجر و پل شوک3
    می روند. ابوالقاسم حسین بن روح (رحمت‌الله علیه) در ماه شعبان از سال 326 ه.ق.4
    وفات یافت و من (ابونصر) اخبار زیادی از وی روایت نموده ام.»5
    در وفات ایشان، که درسال 326 ه.ق. بوده، هیچ اختلافی نیست، و محدّثین و مورّخین در این مسأله اتفاق نظر دارند؛ ولیکن در محل قبر ایشان، اختلاف و شبهاتی وجود دارد. مسلم است که قبر ایشان در بغداد است، ولی اینکه قبر در قسمت غربی بغداد است یا قسمت شرقی بغداد، مورد اختلاف است. طبق نقل شیخ طبرسی، این قبر در «نوبختیه» با آن مشخصاتی که ذکر شده، باید در قسمت غربی بغداد باشد، نه در قسمت شرقی، ولی در حال حاضر طبق قول دکتر جاسم حسین در پاورقی کتابش و سید محسن امین در اعیان الشیعه، این قبر در سمت شرقی بغداد واقع شده و به عنوان قبر حسین بن روح زیارت می شود.6
    برای روشن شدن مطلب، عبارت عربی شیخ طبرسی را، در «الغیبه» را ذکر کردیم. قراثنی که در عبارت وجود داشت، باید این قبر در قسمت غربی بغداد باشد و این مطلب را سید محسن امین با قرائن و شواهد اثبات کرده است. و لذا ما خلاصه مطالب «اعیان الشیعه» و ادله وی را نقل می کنیم، تا این موضوع از حالت ابهام بیرون آید، و مطلب واضح گردد.
    سید محسن امین در کتاب گرانقدر اعیان الشیعه می نویسد: «در این ایام، در جانب شرقی بغداد، قبری پیدا شده که منسوب به حسین بن روح است و زیارت می شودف و لیکن دکتر مصطفی جواد بغدادی در مجله عرفان، ج24، ص379، منسوب بودن این قبر را به حسین بن روح، باطل کرده و اثبات نموده که قبر او در سمت غربی بغداد است. دلیل بر این مطلب، این است که «ابن خلکان» در شرح حال «حسن بن محمّد مهلّبی وزیر» نوشته، که او در مقابر قریش، در مقبره نوبخته دفن شده است.»7


    آشنایی‌با‌حسین‌بن‌روح نائب خاص‌حضرت‌ولی‌عصر‌(عج) ،

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 09-02-1393, 21:57
  2. پاسخ: 30
    آخرين نوشته: 02-11-1392, 22:45
  3. توانایی‌های کودک یک ساله
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن كودك و نوجوان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 18-06-1392, 03:21
  4. پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت محمود مرتضایی‌فر
    توسط نرگس منتظر در انجمن اخبار علمي . احتماعي .اقتصادي . فرهنگي . هنري
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 23-02-1392, 12:25
  5. ►*♥*◄ مختصات جغرافیایی►*♥*◄
    توسط عهد آسمانى در انجمن ساير علوم
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 17-01-1390, 00:07

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •