سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    30
    نوشته
    4,962
    تشکر
    3,978
    مورد تشکر
    6,271 در 2,898
    وبلاگ
    5
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود

    عاقد دوباره گفت : وکیلم ؟ ... پدر نبود
    ای کاش در جهان ره و رسم سفر نبود
    گفتند : رفته گل ... نه گلی گم ... دلش گرفت
    یعنی که از اجازه بابا خبر نبود
    هجده بهار منتظرش بود و برنگشت
    آن فصل های سرد که بی درد سر نبود
    ای کاش نامه ای ، خبری ، عطر چفیه ای
    رویای دخترانه او بیشتر نبود
    عکس پدر ، مقابل آیینه ، شمعدان
    آن روز دور سفره به جز چشم تر نبود
    عاقد دوباره گفت وکیلم ؟ ... دلش شکست
    یعنی به قاب عکس امیدی دگر نبود
    او گفت با اجازه بابا ، بله بله
    مردی که غیر خاطره ای مختصر نبود

    پروانه نجاتی
    امضاء

  2. تشكر

    نرگس منتظر (24-03-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی