*^*با سالكان وادى نور*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*با سالكان وادى نور*^*
صفحه 4 از 18 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 171
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*







    ما خيلى وقت نداريم بيايد بريم

    نسبت به كارى كه انسان بايد در اين سفر بزرگ الهى انجام دهد، فرصت بسيار كم است . پس بايد فرصت ها را غنيمت شمرد و هر چه زودتر سفر را آغاز كرد و همراه اولياى خدا رفت . وقتى عمر را كه فرصت ماست تقسيم كنيم ، آن مقدار مفيد در سفر الى اللّه براى كسانى كه همه وجود و شئون و عمرشان را براى اين سفر سرمايه گذارى نكرده اند و الهى تام نشده اند، خيلى كم است ؛ زيرا بيشتر اوقات صرف مقدمات شكم و مقارنات آن و آثار سيرى و گرسنگى مى شود.
    از كجا به دست آورم ، كجا خرج كنم ، چه بخوانم ، چه شغلى بياموزم و انتخاب كنم كه نان بيشترى داشته باشد. تا بياييم چشم باز كنيم ، گرفتارى هاى عيال و فرزند و خانه دارى و مهمان دارى و آبرودارى و... گاهى هم گرفتارى هايى كه از ناحيه آزمايش هاى الهى پيش مى آيد و امثال آن ، و بالاخره شبانه روز را كه تقسيم كنيم ، چند ساعتش در سفر الهى و براى سفر الهى صرف مى شود؟!
    اصلا آيا تا حال توانسته ام دو ركعت نماز با حضور قلب بخوانم و در نماز، خدا را ملاقات كنم ؟! مگر عمر چقدر است و با چه عقل عميق و فكر دقيقى در اين سفر مى توان طى زمان و مكان كرد و آسمان و زمين را در هم پيچيد و عبور نمود؟ وقت بسيار كم است و اعمال زياد. در اين فرصت كم ، چه كنم كه به خود و ظاهر و باطنم كيفيت لازم را بدهم تا به مقصد اعلا برسم ؟! بعضى از اهل دل آتش حسرت را لمس كرده اند. آيا واقعا روز حسرت چقدر بايد حسرت خورد كه چرا اولويت ها را رعايت نكردم ؟ آيا اين آتش عدم رعايت اولويت ها كه از دل بر مى آيد، تا كى بايد مرا بسوزاند تا نجات يابم و آيا بالاخره نجات پيدا مى كنم يا نه ؟ تا خدا چه خواهد.
    مرحوم مجلسى - اعلى اللّه مقامه - روايتى از امام كاظم عليه السّلام كه او از پدرش و ايشان از پدرانشان تا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مى فرمايد كه آن جناب فرموده اند: ((فرداى قيامت نمى گذارند بنده قدم از قدم بردارد؛ مگر آن كه از چهار چيز مهم پاسخگو باشد اوّل : از عمرش كه كجا صرف كردى ، دوم : از جوانى اش كه كجا پوسانيدى ، سوم : از مالش كه از كجا آوردى و كجا خرج كردى ، چهارم : از محبت اهل بيت نبى گرامى اسلام (87))). راستى عمر را چه كرديم ؟! اين سرمايه را در چه قمارى باختيم و جوانى چه شد؟! خوشا به حالمان اگر عمر و جوانى در سفر الى اللّه گذشت ؛ يعنى به ظاهر و باطن وجودمان رنگ الهى زديم و در همه شئون فردى ، خانوادگى و اجتماعى راه خدا را رفتيم و بدا به حالمان اگر غير از اين باشد. به هر حال بسيار محسوس است كه اگر آفتى پيش نيايد و عمر طبيعى را بگذرانيم ، فرصت براى كسب ولايت اللّه كم است و بايد هر لحظه اش را قدر دانست .


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  3. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*




    ما بايد بالاخره سفر كنيم
    سفر دو نوع است : يا به اختيار و انتخاب ، يا به طبع و سرشت و بالاخره هيچ چاره اى از سفر نيست ؛ يعنى اگر نرويم ما را مى برند! و مرگ حتمى است گرچه ما مايل نباشيم . قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((قل ان الموت الذى تفرون منه فانّه ملاقيكم ثم تردون الى عالم الغيب و الشهادة فينبئكم بما كنتم تعملون (88)))؛
    يعنى پيامبرم ! بگو اين مرگى كه نوعا از آن فرار مى كنيد، هم اكنون و هميشه شما را ملاقات مى كند. پس به سوى خدايى باز مى گرديد كه غيب و شهود را مى داند و خداوند شما را به آن چه عمل كرديد آگاه مى كند. پس سفر، حتمى است و چاره اى از مرگ نيست و دارند ما را مى برند و به قيامت و دار جزاء مى رويم ؛ منتها آيا ملائكه عذاب و غضب الهى با زدن پشت گردنى مى برند، يا ملائكه رحمت و مهربانى با بشارت و شادمانى سفر مى برند. اين ديگر دست خودمان است و به انتخاب خود ما بستگى دارد. هيچ موجودى و هيچ كسى اين جا ماندنى نيست و همه بايد بروند و به سوى اسماء الهى سفر كنند. اين كه اميرمؤ منان عليه السّلام مى فرمايد:
    ((تجهزوا رحمكم اللّه (89)))
    مجهز و آماده سفر آخرت شويد، مى خواهد ما حالت آمادگى داشته باشيم ؛ و گرنه اگر در بروج مشيده (90) هم باشيم ، مرگ ما را مى گيرد.
    روايات را ملاحظه بفرماييد كه نبى گرامى اسلام و ائمه اطهار عليهم السّلام چقدر به ياد مرگ و عقبات آن سفارش مى كنند. پس بالاخره ما مسافر هستيم .



    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  5. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*






    برداريم معلّمُ كتاب ، قلم
    يكى از وسايل لازم كه بايد از اول سفر تا آخر همراه باشد، همانا معلم و كتاب و قلم است . معلم براى آموختن ، كتاب براى مطالعه و قلم براى نوشتن .
    سير و سلوك ابتدا معلم مى طلبد تا ما را از راه و رسم منزل ها آگاه كند. اصولا انسان موجودى است قابل تعليم و تربيت ؛ پس معلم و مربى مى خواهد. ممكن است گفته شود كتاب و سنّت معلم است و ما ديگر به استاد نياز نداريم . بايد گفت همين كتاب و سنّت ، شخصى بيانگر و آموزگارى فرهيخته مى طلبد، و گرنه براى ما مجمل و مهمل مى ماند. افزون بر آن كه منظور از معلم و استاد؛ عالمى با عمل است كه گفتار و كردارش يكى باشد.
    در حديثى از امام هشتم حضرت ثامن الحجج عليه السّلام نقل شده كه از ايشان پرسيدند: عالم واقعى كيست ؟ حضرت فرمودند: ((كسى كه كردار و گفتارش يكى است
    (91))). ما در طول عمرمان بايد دست به دامان عالمى ربّانى و استادى كيمياگر كه خود فقيه جامع محيط باشد دراز كنيم و از او رهنمود بگيريم و حالاتمان را به او عرضه كنيم تا طبيبانه بر بالين ما حاضر باشد و دردهاى باطنى مان را دوا كند. پس اگر به قول شيخ اشراق (م 587 ق 569 ش ) تمام عمر را و به قول مرحوم قاضى طباطبائى نيمى از عمر را دنبال پيدا كردن چنين كيمياگرى باشيم ، مانعى ندارد، بلكه باز كم است . البته معلم مراتب دارد. بايد اول خدمت عالم ربّانىِ كيمياگر برسيم و هر چه گفت عمل كنيم ، از آن پس به شرط عمل ، او دست ما را به دست حضرت بقية اللّه ارواحنا له الفداء مى دهد. آن حضرت هم ما را به نبى گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مى سپارد و وارد خانه حكمت مى كند. آن بزرگوار نيز به شرط علم و عمل ، دست ما را به دست خدا كه معلم اول و آخر و ظاهر و باطن است مى سپارد. پس همان گونه كه خداوند او را از نزد خود تعليم و تربيت كرد، در شعاع وجود، او ما را هم از غيب تعليم و تربيت مى كند. در قرآن مجيد هم فرموده :

    ((و اءتقوا اللّه و يعلمكم اللّه (92)))؛
    يعنى و حق تقواى الهى را به جا آوريد تا خداوند معلم شما شود. نيز فرمود:
    ((علّم الاءنسان ما لم يعلم (93)))؛
    يعنى خدا به انسان آن چه نمى دانست ، تعليم داد.
    پس براى كمالِ سفر بدون دغدغه ، هم استاد مى خواهيم و هم كتاب و بهترين كتاب ، آن كتابى است كه ريب بر نمى دارد و هيچ شك و شبهه اى در حوزه او نيست
    (94) و آن قرآن مجيد است . اين كتاب براى تدّبر و تعقل و تفهّم و تفقّه و تعلّم . امثال آن است ، نه فقط براى خواندن ؛ بلكه بايد با ترتيل و فهمِ معنا و حقايق و لطايف ، اين كتاب را همراه داشت . البته بايد شروع كرد و در سفر تمام عمر همراه او بود. مثلا شما شخص جوان اگر مى خواهيد ازدواج كنيد، قرآن را در اين كار بيابيد و عمل كنيد. اگر مى خواهيد كار و كسب انتخاب كنيد، همين طور اگر مى خواهيد پا به كارهاى اجتماعى بگذاريد، همين گونه و همچنين اگر مى خواهيد خدا را بندگى كنيد، ببينيد در اين زمينه قرآن چگونه دستور داده است و... . خلاصه قرآن را كتاب سفر قرار دهيد. نفرماييد نمى دانم ؛ زيرا جوابش آن است كه اگر استاد داشته باشيد، به شما مى آموزد و شما را قرآنى و روايى مى كند و راه خدا را براى شما روشن مى نمايد. پس معلمى ، سِمَت خدا و انبيا و اوليا است و قرآن كتابِ درجه اول است و آن چه در هزاره گذشته از تفسير و تبيين و تحقيق و تاءويل آورده اند، قرآن و حديث در درجه اول قرار دارد. بالاخره راه اين است و كسى از پيش خود چيزى نمى شود. وقتى به كتاب و استاد رسيديم و پخته شديم و از خامى درآمديم و علم و عمل نزد ما پير شد، دست به قلم كنيم كه غوغا مى كند. استادم علامه طباطبايى قدس سره مى فرمودند: تا علم و عمل نزد شما پير نشود، دست به قلم نشويد. اگر پيرانه دست به قلم كرديم ، اسلام شمول بلكه گاهى جهان شمول مى شود؛ و گرنه كتاب ما به زودى در قبرستان فراموشى دفن مى شود. چون قلم ما ارزش ماندن ندارد، خود به خود مى ميرد. پس قلم هم مى خواهيم ؛ همان گونه كه بزرگان قلم داشته اند و خداوند هم مى فرمايد:

    ((الذى علّم بالقلم (95)))؛
    يعنى آن خداوندى كه آموخت به وسيله قلم . اين مساءله اساسى ، يعنى استاد و كتاب و قلم كه به عنوان وسيله سفر در اين مصراع آورده شده ، مطلب بسيار مهمى است . پس ابتدا استادِ كيمياگر مى خواهيم تا ما را به كتاب رهنمون سازد و سپس دست به قلم و بيان كنيم و چشمه هاى حكمتش را كه خدا بر جان با اخلاصمان ريخته ، به بيان و قلم آوريم انشاءاللّه .


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  7. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*






    وسيله سرگرميارو هر رقم
    انسان در عين حال كه در سير است ، نبايد نصيبش را از دنياى الهى و فضلِ ربّانى فراموش كند، بلكه بايد در طول سفر همه رقم سرگرمى داشته باشد؛ منتها براى خدا و به عدل و عرف . پس ما خوراك مى خواهيم ، پوشاك مى خواهيم ، مَسكن مى خواهيم ، همسر مى خواهيم ، اولاد مى خواهيم ، خواب و استراحت و تفريح و ورزش و پُست و مقام و امثال آن مى خواهيم . اما بايد بدانيم كه اين ها سرگرمى است ، نه هدف ، پس بايد به عدل باشد، نه به افراط و تفريط و طبق موازين شرع باشد، نه كمتر و بيشتر.
    از استادم علامه طباطبايى پرسيدم : چقدر و چگونه بخوريم و بپوشيم و بخوابيم ؟ فرمودند: همه را به عدل و عرف . پس مسائل بدنى و دنيوى و جسمانى به رنگ خدائى اش در عالم كثرت است براى سالك جنبه مقدماتى و پيش نيازى و سرگرمى براى رسيدن به هدف عالم خود را دارد و مى دانيم كه آزمايشهاى او در اين جهان در نوع اين سرگرميها است . حضرت امير عليه السّلام در حديثى چنين مى فرمايد: ((خداوند مى توانست انسان را مانند ملائكه تو خالى بيافريند، ولى اين معده را قرار داد تا آزمايشگاه باشد
    (96))).
    عارف ، غير اللّه و دون اللّه را سرگرمى مى داند تا پلى باشد براى رسيدن به اللّه تبارك و تعالى . فقط بايد متوجه باشيم كه سرگرمى ها ما را سرگرم خود نكند و از هدف باز ندارد؛ و گرنه در صف غرق شدگان در اين درياى عميق قرار مى گيريم
    (97) و دنيا خود را براى ما زينت مى دهد.
    حضرت حق تبارك و تعالى در قرآن مجيد مى فرمايد:

    ((زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذهب والفضة و الخيل المسومه و الاءنعام و الحرث ذلك متاع الحيوة الدنيا و اللّه عنده حسن الماءب (98)))؛
    يعنى نفس و شيطان ، حب شهوات را از همسران و فرزندان و ذخاير طلا و نقره و مركب هاى سوارى و كشاورزى و همه اين ها را براى مردم زينت مى دهند - اگر به عدل نشد - متاع زندگى دنياست و نزد خدا پايان نيكو قرار دارد. پس به حرف استادم علامه حسن زاده مى رسيم كه فرمودند: نفس را سرگرم و مشغول كن تا تو را سرگرم و مشغول نكند.

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  9. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*






    بچّه ها طول سفر دعا كنيد
    راه پيماى راه خدا، بايد در تمام طول سفر اهل دعا باشد و نيايش كند؛ زيرا اگر دعا نكند؛ حضرت حق تبارك و تعالى عنايت ويژه به او ندارد. در قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((قل مايعبؤ ابكم ربى لولا دعائكم (99)))؛
    يعنى پيامبر! بگو اگر دعاى شما نباشد؛ خداى من به شما اعتنا ندارد.
    انبيا و اوليا اهل دعا بودند و قرآن مجيد در موارد متعددى از زبان پيامبران خود دعاهايشان را آورده است . از باب نمونه بعضى از آنها را ذكر مى كنيم باشد كه با زبان نيايش هاى گوناگون پيامبران در حالت هاى مختلف و نيازهاى گوناگون آن ها آشنا شويم و به آن اقتدا كنيم . استادم حضرت علّامه طباطبائى قدس سره اين بحث را تحت عنوان ادب پيامبران با خداى خود آورده اند.(100)
    رسول گرامى اسلام براى ازدياد نور دانش ، ماءمور بود از خدا بخواهد؛

    ((رب زدنى علما(101)))؛
    يعنى خدايا! بردانشم بيفزا. نيز هنگام سحر كه براى تهجد به پا مى خواست ، ماءمور بود از خدا بخواهد كه در تمام امور قدم ورود و خروج او صادقانه باشد و مى گفت :
    ((رب اءدخلنى مدخل صدق و اءخرجنى مخرج صدق و اءجعل لى من لدنك سلطانا نصيرا(102)))؛
    يعنى بارالها! هر قدمى كه در هر كارى برمى دارم ، مطابق با واقع باشد و همين طور با هر قدمى كه از كارها خارج مى شوم ، همراه صدق باشم و براى اين كه به اين كار دائم موفّق شوم ، از نزد خودت با نيروى عصمت مرا يارى فرما.
    حضرت ابراهيم عليه السّلام براى آن كه بتواند نماز واقعى را برپا كند، از خداوند خواست كه :
    ((ربّ اءجعلنى مقيم الصلوة و من ذريتى ربنا و تقبل دعاء(103)))؛
    يعنى پروردگارا! مرا از برپا دارندگان نماز واقعى قرار بده و ذريه مرا نيز چنين بخواه . خدايا! دعاهاى ما را مورد قبولت قرار بده .
    حضرت موسى - على نبينا و آله و عليه السّلام - وقتى احساس فقر و گرسنگى نمود، در آن بيابان تنها به خداى خود عرض كرد:
    ((ربّ انّى لما اءنزلت الىّ من خير فقير(104)))؛
    يعنى خداى من ! هر آن چه از نيكى ها بر من فروفرستى ، به آن نياز دارم .
    خداوند دعايش را مستجاب كرد. حضرت ايوب را حضرت حق نقل قولش ‍ مى نمايد كه
    ((و اءيوب اءذنادى ربه انّى مَسَّنِى الضرو اءنت اءرحم الراحمين (105)))؛
    يعنى هنگامى كه جناب ايوب خداى خود را ندا داد كه من سخت گرفتار شده ام و تو ارحم الراحمين هستى .
    بيش از اين مجال نيست كه حدود بيست آيه قرآن ، بلكه بيشتر را كه رب و ربنّا دارد، در موارد و شرايط دشوارى انبيا و اوليا و مؤ منانى مانند زن فرعون بياوريم تا براى اهل دعا عبرت باشد. بايد به مجامع روايى ، ابواب فضيلت و اجر دعا و ارزش و ثمرات آن مراجعه شود تا قدرى روشن گردد كه چرا از همه خواسته شد كه در طول سفر دعا كنند. انبيا و اوليا زير سايه همين نيايش ها به مقام هايى رسيدند. البته آنها به شرايط و لوازم و مقتضيات دعا هم عمل مى كردند وقت شناس و حال شناس هم بودند. اگر كسى در قرآن مجيد تدبّر كند، براى جمعى از اوليا و انبيا، كُد دعايى مى يابد كه مى تواند آن را دنبال كند و همراه آن ها به مقصد برسد. از باب نمونه ، بايد ديد حضرت يونس عليه السّلام در كجا و براى چه مناجاتش اين بود كه :
    ((لا اله الا اءنت سبحانك انى كنت من الظالمين * فاستجبناله و نجيناه من الغم و كذلك ننجى المؤ منين (106)))

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  11. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*




    پيِش حق ناله و التجا كنيد
    اگر كسى مضطر واقعى شد و نزد خدا التجا كرد، او در قرآن وعده داده كه حتما از او كشف ضُر كند(107) و خواسته اش را برآورده ؛ زيرا او از هر مهربانى مهربان تر است و اسم شريف ارحم الراحمين ، يكى از اسماء قرآنى اوست . در حديث از امام صادق عليه السّلام داريم كه : ((اگر كسى هفت بار حضرت حق تبارك و تعالى را به اسم ارحم الراحمين صدا زد، او تبارك و تعالى جواب مى دهد: بلى من ارحم الراحمين هستم هر چه مى خواهى بخواه تا به تو بدهم (108))).

    يكى از وسايل بسيار كارآمد سفر به سوى خدا، ناله و اشك و آه است و بايد او را به اسم معين و مستعان صدا زد تا انسان را يارى رساند. در قرآن مجيد آمده كه حضرت يعقوب گفت :
    ((و اللّه المستعان (109))).
    يكى از اوليا هم فرمود: شروع انقلاب درونى و سير و سلوكم با اسم يا ارحم الراحمين بود و او تبارك و تعالى مرا تا به اين جا رساند. به اين جمله دعاى ابوحمزه ثمالى دقت كنيد كه امام سجّاد عليه السّلام خدمت خداى خود عرض ‍ مى كند.
    ((الهى اءعنّى بالبكاء على نفسى ))؛
    يعنى خدايا! كمكم كن تا قدرى براى خودم گريه كنم و
    جدّ بزرگوارش حضرت اميرمؤ منان در دعاى كميل عرض مى كند:

    ((اءرحم من راءس ماله الرجاء و سلاحه البكاء))؛
    يعنى خدايا! رحم كن به كسى كه سرمايه اش اميد به توست و سلاحش براى مبارزه با دشمن تو، گريه است . به هر حال ، از اول تا آخر سير و سلوك نبايد رابطه التجا و ناله را با خداوند قطع كرد. بايد دواى همه دردها و رفع همه مشكلات را از او خواست و لحظه اى از اين وسيله غافل نماند. البته اگر خداى نخواسته گناه زياد شد، قلب قسى مى شود و چشم خشكى مى كند. مولا على عليه السّلام مى فرمايد:
    ((ما جفت الدموع الا لقسوة القلوب و ما قست القلوب الّا لكثرة الذنوب (110)))؛
    يعنى خشكى چشم ها از سختى دل هاست و قساوت قلب در اثر گناهان زياد است . البته اگر ما در هر حالى كه هستيم ، خواستيم ناله و التجا و سير و سفر را شروع كنيم ، حتما در توبه و انابه باز است .

    المِنَّة للّه كه درِ ميكده باز است ما را به سوى دوست بسى روى نياز است
    حافظ
    لذا حضرت حق تبارك و تعالى مى فرمايد:
    ((و اذا سئلك عبادى عنّى فانّى قريب اءجيب دعوة الداع اذا دعان فليستجيبوا لى و ليؤ منوا بى لعلهم يرشدون (111)))؛
    يعنى اى پيامبر! وقتى بندگان من سراغ مرا از تو مى گيرند، بگو من خيلى به شما نزديكم و دعاى دعاكننده را اجابت مى كنم . پس بايد از من بخواهيد و باور داشته باشيد كه اجابت مى كنم . اميد است بندگان من ارشاد شوند. پس بايد هميشه ناله و التجا داشت .

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  13. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    خداجون نشون بده راهمونا

    بايد از حضرت حق تبارك و تعالى راهنمايى و تهيه وسايل و اسباب هدايت را تقاضا كرد. لذا ما ماءموريم اين قدر در نمازهايمان با حضور قلب و اخلاص ‍ از خدا بخواهيم كه
    ((اءهدنا الصراط المستقيم (112)))؛
    يعنى خدايا! ما را به راه راست هدايت فرما و وسايل رفتن اين راه را برايمان فراهم آور، تا به مقصد برسيم . سفر به سوى خدا، راه راست و نزديك ترين راه هاست كه بايد به توفيق خدا اين راه را در طول عمر رفت تا رسيد. البته اگر بخواهيم راه خدا را به اين راه هاى ظاهرى تشبيه كنيم ، آن راه به سوى بالاست و مانند نردبان و معراج مى باشد. خداوند در قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((اليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه (113)))؛
    يعنى عقيده ناب و عمل صالح به سوى خدا بالا مى رود كه اين كلمه طيّب و پاك ، او را بالا مى برد. باز مى فرمايد:
    ((يرفع اللّه الذين آمنوا و الذين اوتوا العلم درجات (114)))
    يعنى اهل ايمان واقعى رفعت مرتبه پيدا مى كنند به سوى خدا، و دانشمندان از اهل ايمان درجات بالايى را نايل مى شوند. پس بايد از خدا خواست ما را بالا ببرد و عروج دهد. البته معلوم است كه بالا رفتن ، رياضت و زحمت دارد و قدرى نَفَس را پس مى كشد. از استادم علامه حسن زاده خاطره اى دارم . روزى در هواى گرم قم ، ايشان در طبقه سوم مدرسه سعادت به سوى مدرس مى رفتند. بنده از پله ها بالا دويدم تا به ايشان برسم و نكته اى بگيرم . وقتى خدمت ايشان رسيدم و عرض ادب كردم و منتظر فرمودن نكته شدم ، فرمودند: از پله ها بالا آمدى ، قدرى نَفَست گرفته شد. عرض كردم : بلى . فرمودند: حالا اگر بخواهى پايين بروى و سقوط كنى ، خيلى آسان است . هم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و هم از اميرمؤ منان عليه السّلام روايت داريم كه :
    ((حفت الجنة بالمكاره و حفت النار بالشهوات (115 )))؛
    يعنى بهشت به سختى ها پيچيده شده و جهنم به اميال دل . در قرآن مجيد واژه صراط و سبيل و طريق و امثال آن ها را داريم و همه تقريبا به يك معناست . امام راحل قدس سره در تفسير آيه
    ((اءهدنا الصراط المستقيم ))
    نكاتى دارند و استادم حضرت آيت اللّه جوادى آملى نيز(116) مطالب بسيار مفيدى در تفسير اين جمله نگاشته اند.
    به اميد خدا به طور جدّى از خدا بخواهيد و به او بگوييد
    ((اءهدنا الصراط المستقيم )).
    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  15. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    ghalb3 پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    راه خوبان ، صادقان و شهدا

    قرآن مجيد نه تنها راه را مى نمايد، بلكه افراد راه رفته و نعمت گرفته را هم معرفى مى كند. اين روش اعجازآميز قرآن است كه نيكى ها و زشتى ها را نه تنها بيان مى كند، بلكه اهل دو طرف را موردى نشان مى دهد تا بيان علمى و عملى باشد. بنابراين ، وقتى در نماز به ما دستور مى دهد راه راست را از من بخواهيد در ادامه مى فرمايد:
    ((صراط الذين اءنعمت عليهم (117)))؛
    يعنى بخواهيد راه كسانى كه نعمتم را بر آن ها ارزانى داشته ام به شما بنمايم . بعد در جاى ديگر آن ها را معرفى مى كند و مى فرمايد:
    ((و من يطع اللّه و الرسول فاولئك مع الذين اءنعم اللّه عليهم (118)))؛
    يعنى هر كس اطاعت خدا و رسول خدا را نمايد، پس آن ها با كسانى هستند كه خدا نعمتش را بر ايشان ارزانى داشته است . در سوره مريم هم بعد از آن كه نام بيش از ده پيامبر را مى برد، مى فرمايد:
    ((اولئك الذين اءنعم اللّه عليهم من النبيين من ذرية آدم (119)))؛
    يعنى اين ها كسانى هستند كه خدا نعمتش را بر آن ها ارزانى داشته از پيامبرانى كه از نسل آدم هستند. اين عزيزان خدا، همه از خوبان و صادقان و شهدا هستند كه ما بايد همراه اين رهروان راه را طى كنيم و هر روز و هر شب از خدا بخواهيم راه اين ها را به ما بنمايد و گمان نكنيم اگر زندگى و مال و ثروتى داريم ، به ما نعمت ويژه داده اند؛ زيرا علامه طباطبائى قدس سره مى فرمايند: ((هر چيزى كه خدا به انسان داد، اگر در راه ولايت اللّه صرف كرد، آن چيز نعمت اوست (120)))؛ و گرنه بلاى اوست گاهى پرّ زيباى طاووس باعث مى شود به تير صيادان گرفتار شود. در كتاب مثنوى معنوى اين داستان را تا آخر بخوانيد كه حكيمى با طاووسى گفت و گو كرده آن جا كه شروع مى كند و مى فرمايد:

    پَر خود مى كند طاووسى به دشت

    يك حكيمى رفته بود آن جا به گشت
    (121)
    تا آخر حكايت . پس بعضى از آن چه ما نعمت مى پنداريم ، همان بلا و فتنه و آزمايش ماست بايد خيلى حواسمان جمع باشد كه چه مى كنيم .

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر

    parsa (27-03-1389)

  17. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    راه اونا كه نعمتت دارا شدند

    همان گونه كه در سوره حمد ملاحظه فرموده ايد، نيمى از اين سوره درباره شئون الهى است كه به نام اللّه و رحمن و رحيم شروع مى كنيم و حمد و ثناى او را به جاى مى آوريم و درباره رو به رحمت عام و خاص او مى كنيم . سپس او را به وصف مالك روز جزاء مى خوانيم و بعد از آن عبوديت و استعانت را مخصوص او مى شماريم . بعد در نيم دو مشغول دعا مى شويم و از او راهنمايى مى خواهيم و از او مى طلبيم كه راه كسانى را به ما بنما كه نعمتت را دارا شدند، نه آنها كه غضب شدند و نه آن ها كه گمراه گشتند. پس ‍ يكى از دعاهاى ما اين است كه راه انبيا و اوليا را به ما بنما؛ يعنى خدايا! مى خواهم راه حضرات نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم السّلام را بيابم ، دستم بگير و راهم بنما. پس بايد در طول سفر خواندن سوره حمد كار ما باشد و شاءن دل ما قرار گيرد. از اين جهت است كه اين قدر سفارش به نماز شده و نماز نزديك كننده متقين به خدا(122) و عمود دين (123) معرفى گرديده است .
    خداوند در قرآن مجيد سفارش فراوان به نماز فرموده و روايات ما سرشار از اين مطالب است . براى نمونه ، بخشى از آيات مربوط به نماز را مى آوريم .
    خداوند مى فرمايد:

    ((الذين يؤ منون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون (124)))
    يعنى متقينى كه هدايت ويژه الهى نصيب آنهاست ، كسانى هستند كه به غيب باور دارند و نماز را بر پا مى دارند و از آن چه ما روزى آنها قرار داده ايم ، در راه خدا انفاق مى نمايند.
    در اين آيه ، برپاداشتن نماز در رديف ايمان به خدا و غيب آورده شده است . باز مى فرمايد:

    ((يا اءيها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلاة انّ اللّه مع الصابرين (125)))؛
    يعنى اى خدا باوران !- براى سير و سلوك و رشد معنويت و دنيا و آخرتتان - از صبر و نماز كمك بگيريد؛ همانا خدا با صابران است . در اين آيه كريمه ، خداوند نماز را بهترين كمك كار و يار و ياور خداباوران دانسته است . باز مى فرمايد:
    ((يا اءيها الذين آمنوا لاتقربوا الصلاة و اءنتم سكارى (126)))؛
    يعنى اى خدا باوران ! در حالت از خودبى خودى و مستى به نماز نزديك نشويد. پس او تبارك و تعالى از خداباوران خواسته با توجه و هوشيارى و حضور و آگاهى به نماز نزديك شوند. باز فرموده است :
    ((انّ الصلاة كانت على المؤ منين كتابا موقوتا(127)))؛
    يعنى نماز براى مؤ منان هميشه برنامه مكتوبى است با اوقات معين و ويژه . خداوند نماز را برنامه هميشگى مؤ منان مى داند. از دعاهاى حضرت ابراهيم خليل الرحمن است كه :
    ((رب اءجعلنى مقيم الصلوة و من ذريّتى (128)))؛
    يعنى خدايا! مرا از برپا دارندگان نماز قرار ده و از ذريه من نيز. به حضرت موسى عليه السّلام هم فرموده :
    ((انّنى انا اللّه لا اله الا اءنا فاعبدنى و اءقم الصلوة لذكرى (129)))؛
    يعنى همانا من خداى يكتايى هستم كه خدايى جز من نيست . پس مرا بندگى كن و نماز را براى ياد من برپابدار. نماز در اين آيه براى ياد خدا قرار داده شده است . باز مى فرمايد:
    ((فاقيموا الصلاة و آتوا الزكاة و اءعتصموا باللّه هو مولاكم (130)))؛
    يعنى پس نماز را برپاداريد و زكات را بپردازيد و اعتصام به اللّه داشته باشيد؛ او مولاى شماست . نماز و زكات و اعتصام به اللّه را در يك رديف آورده است . باز مى فرمايد:
    ((الذين اءن مكناهم فى الاءرض ‍ اءقاموا الصلاة و آتوا الزكاة و اءمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للّه عاقبة الامور(131)))؛
    يعنى مؤ منان پاك سرشت كسانى هستند كه بعد از انقلاب و جهاد هر استعداد و تمكنى كه در زمين به آنها داديم ، آن را وسيله برپايى نماز و دادن زكات قرار مى دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند و عاقبت امور براى خداست .
    نكته : مخفى نماند كه پس از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى به دست با كفايت حضرت امام قدس سره و يارانشان و ايثارگران ، دولت و همه ملت ايران اسلامى طبق اين آيه ماءمورند همه استعدادها و امكانات مادى و معنوى را صرف برپايى نماز و تعديل ثروت و عدالت اجتماعى و امر به معروف و نهى از منكر و امثال آن با همه مقدمات و شرايط و لوازم و علل و اسباب و فرهنگ و سياست و اقتصاد كنند. خدا كند هميشه مسئولان و مردم ما به ياد اين كريمه باشند و آن را سرلوحه اداره امور خود قرار دهند. باز حضرت حق درباره نماز مى فرمايد:

    ((رجال لاتلهيهم تجارة و لابيع عن ذكر اللّه و اءقام الصلوة (132)))؛
    يعنى مردان الهى كسانى هستند كه تجارت و معاملات ، آن ها را از ياد خدا و برپايى نماز باز نمى دارد. نيز مى فرمايد:
    ((اءن الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر اللّه الكبر(133)))؛
    يعنى همانا نماز واقعى ، انسان را از بدى ها باز مى دارد و مهم تر از هر چيز در نماز ياد خداست . حضرت لقمان هم در نصايحش به پسر خود مى فرمايد:
    ((يا بنى اءقم الصلوة و اءمر بالمعروف و اءنه عن المنكر(134)))؛
    يعنى پسرم ! بايد نماز واقعى برپابدارى و امر به معروف و نهى از منكر كنى . باز مى فرمايد:
    ((قد اءفلح المؤ منون * الذين هم فى صلاتهم خاشعون (135 )))؛
    يعنى به درستى كه خداباوران رستگار شدند؛ آن ها كه در نمازشان خاشع اند. و مى فرمايد:
    ((قل انّ صلوتى و نسكّى و محياى و مماتى للّه رب العالمين (136)))؛
    يعنى بگو اى پيامبرم ! همانا نمازم و روش عبادتم و حيات و مماتم براى خداست كه پروردگار جهانيان است .
    آن چه آورديم ؛ نمونه اى از آيات قرآن مجيد درباره نماز بود. شايد بتوانيم نماز و حمد و سوره و ركوع و سجود واقعى داشته باشيم و از دل و جان از خدا بخواهيم كه

    ((صراط الذين اءنعمت عليهم )).


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  18. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    نه غضب شدند و نه گمرا شدند

    آخر سوره حمد به شيوه دعا از حضرت حق مى طلبيم :
    ((غير المغضوب عليهم و لاالضالين ))؛
    يعنى خدايا! توفيق بده ما به راه يهود و نصارا نرويم . البته اين تقاضاى بزرگى است و اين دعا مستجاب است ، به شرط آن كه در اعتقاداتمان آلودگى به شرك نداشته باشيم و در منش خود، روش ‍ آن ها را دنبال نكنيم . امروزه يهود و نصارا اعتقاداتى دارند كه خلاف است و روش هاى عملى اى دارند كه مخالفت حق مى باشد. در عقايد برخى از ايسم ها از اروپا و آمريكا، نوعا اظهار يهوديت و مسيحيت مى كنند. بايد مواظب خود و نسل و فرهنگ و حوزه و دانشگاه باشيم كه اين ايسم هاى خلاف ، آن ها را آلوده نكند. در عمل هم بعضى از قوانين ديكته شده از آن جاها مى آيد كه امروز جهان اسلام مبتلا به آن هاست . اين جمله نه يهوديت و نه مسيحيت ، در نماز خيلى براى ما بار مثبت و منفى دارد و خيلى فهم و درك و لمس اين معنا مهم است ؛ به ويژه در حكومت هاى اسلامى كه ائمه جمعه و جماعاتشان مرتب در نمازها اظهار مى دارند كه نه يهوديت و نه مسيحيت . متاءسفانه تهاجم فرهنگى يهود و نصارا و هم مهاجم اطلاعاتى ، سياسى ، اقتصادى ، اجتماعى و نظامى آن ها، امروزه آشكارا و علنى شده و بلاى مصيبت بارى به سر دنياى اسلام آورده است . البته آن ها عمدتا نقاط ضعف ما را شناسايى كرده و مى كنند و در همين نقطه ها لانه فساد و آشيانه ظلم مى نهند!! چه زيبا سروده شاعر آن جا كه مى گويد:

    افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته دهقان مصيبت زده را خواب گرفته
    ما بايد با حضور قلب و التزام به لوازم آن از غرب زدگى و شرق زدگى نجات يابيم و از روى دل به خدا عرض كنيم : خدايا! ما را از غضبت و اهل آن و گمراهى و اهل آن دور بدار.

    بش بگيد ما بچه ها بازى گوشيم

    مرحوم سيدبن طاوس (م 664 ق 644 ش ) در وصيت نامه اش به پسرش ‍ عبارتى دارد كه مضمونش اين است : ((فرزندم ! با خدا و اولياى او صميمانه صحبت كن (137))). بچه هاى راه رو و همه سالكان راه ، حقيقت بدانيد كه بايد صميمانه با حضرت حق حرف بزنيد و به او بگوييد ما انسان ها نوعا بازيگوش هستيم ؛ زيرا اقرار به عجز و فقر و شكستگى نزد خدا پسنديده ، بلكه خيلى مطلوب است و اين ركوع ها و سجده ها، تجسم و تمثل اظهار فقر و عجز است . پس بايد سخت به بازيگوشى اقرار كرد. البته فقط اقرار به بازيگوشى ها كفايت نمى كند. بايد از او تبارك و تعالى توفيق خواست كه بتوان به قدر وسع و طاقت ، دست از بازيگرى هاى اين دنياى دون برداشت تا بتوان كسب رضوان اللّه تعالى نمود.


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 18 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •