*^*با سالكان وادى نور*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*با سالكان وادى نور*^*
صفحه 5 از 18 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 171
  1. #41
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    اَى عنايت بكنى ما خوب مى شيم

    همه كار به عنايت و فضل و توفيق تمام است . ما بايد خيلى متوجه اين نكته باشيم كه تكيه بر اعمال و اذكار خود نداشته باشيم ، بلكه تمام توكلمان به عنايت او و دست طمعمان به سوى او دراز باشد. لذا اهل دل برآن اند كه چه در دنيا و چه در آخرت ، كار به فضل تمام است . اگر به قرآن مجيد بنگريد، ملاحظه مى كنيد ما موهبتى بالاتر از خاتميتِ نبوت و رسالت نداريم . خداوند درباره همين موهبت در قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((ذلك فضل اللّه يؤ تيه من يشاء و اللّه ذوالفضل العظيم (138)))؛
    يعنى نبوت و رسالت و دين فضل خداست ؛ به هر كس بخواهد مى دهد و خداوند صاحب فضل عظيم است .
    استادم علامه حسن زاده مى فرمود: يك چنين جاهايى كه او تبارك و تعالى فضل عظيم خود را نمايان مى كند، ممكن است يكى از معانى اش اين باشد كه بياييد و از اين فضل برخوردار شويد.
    باز در داستان زيباى حضرت يوسف عليه السّلام مى فرمايد:

    ((ذلك من فضل اللّه علينا و على الناس (139)))؛
    يعنى آن لطفى كه درباره ما شد، از فضل خداست بر ما و بر مردم . خلاصه در قرآن مجيد چند مورد نام و اسم گرامى فضل اللّه به مناسبت هاى گوناگون آورده شده كه اگر مجال پيش آمد، بيشتر متذكر مى شويم . پس فقط بايد او عنايت كند، گرچه ما هم بايد انجام وظيفه نماييم . البته انجام وظيفه علت تامّه نيست ، بلكه آن چه به عنوان جزء اخير علت تامّه كارآمدى دارد، عنايت و فضل خداست لذا مى فرمايد:
    ((ولو لافضل اللّه عليكم و رحمته مازكى منكم من اءحد(140)))
    ؛ يعنى اگر نبود فضل خدا و رحمت او، هيچ كدام تزكيه نمى شديد.

    در حقيقت اين نمازم سفره

    روزه و خُمس و زكاتم سفره


    عمده سفر سالك الى اللّه ، روحانى و معنوى و عبادى است . پس در حقيقت نماز، سفرى است از بندگى به جوهره اى كه كنه آن ربوبيت است .(141) البته در فرم تكبير و قيام و نيّت و حمد و سوره و ركوع و سجود و تشهد و تسليم و ذكر و امثال اين ها است ؛ زيرا هر كدام از اين افعال ، اگر باطن داشته باشد و پوست بى مغز نباشد، عملِ نوعى از فرشتگان است كه عروج مى نمايند، پَر و بال در مى آورند و به سوى خدا بالا مى روند. روزه هم تشبّه به ملائكه است و خدا جزاى روزه اى است كه براى خدا باشد.(142) خمس ‍ و زكات هم تشبّه به بعضى از اسماى الهى ، مثل رازق و غنّى و امثال آن است . بالاخره همه عبادت ها و نُسُك ، حتى وضو و طهارت و هر آن چه قصد قربت دارد، نوعى نزديك شدن به رضوان الهى است و اين همان سفر از عالم طبع است به عالم ملكوت و جبروت و عالم اله . پس همه عبادت ها سفر است و سالك همواره در سفر مى باشد.
    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #42
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    ما بايد به خوبى ها سفر كنيم

    خوبى هايى كه ما بايد به آن سفر كنيم ، فراوان است كه در اين جا نام بعضى از اصول آن ها مى آيد. شايد بتوانيم متخلق شويم و اين سفر به خوبى ها باشد انشاءاللّه . اين خوبى ها عبارت است از:
    1. فكر 2. بيدارى از خواب غفلت 3. عدالت 4. ايمان 5. صدق 6. ثبات 7. اخلاص 8. ذكر 9. شكر 10. صبر 11. همّت 12. سكوت 13. ادب 14. علم 15. يقين 16. معرفتِ نفس 17. توحيد 18. خوف 19. رجاء 20. غيرت 21. حسن ظنّ 22. كظم غيظ 23. عفو 24. فروتنى 25. حكمت 26. انصاف 27. محاسبه 28. مشارطه 29. زهد 30. مراقبه 31. قناعت 32. غنا 33. صدقه 34. تقوا 35. امر به معروف و نهى از منكر 36. صله رحم 37. رضا 38. توكل 39. تسليم 40. نيّت 41. توبه 42. انابه 43. رياضت 44. خلوت 45. ولايت 46. حجت 47. اراده 48. معرفت 49. طهارت 50. دعاء 51. انتخاب همنشين 52. ترتيل قرآن 53. اداء امانت 54. جهاد با نفس 55. نظم در امور 56. اصلاح ذات البين 57. عفو و اغماض 58. تواضع .
    تا اين جا سفرهايى است در راه . البته آن چه شمرديم ، نظم سير و سلوكى ندارد؛ فقط ارزش شمارى است . از اين جا به بعد، بعضى از قلم هاى درشت مسئله ذكر مى شود:
    59. فقر 60. بصيرت 61. سكينه 62. فراست 63. احسان 64. عشق 65. شهود 66. فنا 67. فتوّت 68. حيا 69. تهذيب 70. اعتصام 71. فرار - كوچ 72. سَحَر 73. بكاء 74. انفاق 75. ايثار 76. برّ و... .
    آن چه يادآور شديم ، فقط فهرست و اشاره اى به بخشى از نيكى ها و ارزش ها و خوبيها بود. كه مجموعه اينها و غير اينها در كتابهاى اخلاق آمده است بر شما باد كه ابتدا به كتاب معراج السعادة مرحوم نراقى (م 1245 ق 1208 ش )، بعد به دو جلد مبادى و مراحل اخلاق در تفسير موضوعى آيت اللّه جوادى آملى و كتاب محجة البيضاء آية الحق ، ملامحسن فيض كاشانى (م 1091 ق 1058 ش ) و اوصاف الاشراف خواجه نصيرالدين طوسى و منازل السائرين خواجه عبداللّه انصارى مراجعه و يافت و فهم و عمل شود. البته نوع اين كتاب ها بايد زير نظر استاد ديده و عمل شود. پس 76 سفر به خوبى ها را شمرديم تا نفوس آماده به يارى خداوند به اين ها سفر كنند و بقيه سفرها را زير نظر استاد پى گيرند.


    در سفر از بدى ها حذر كنيم


    همه خوبى ها حذر و پرهيز و تقواى از طرفِ مقابلِ خود را مى طلبد. براى نمونه ، بخشى از بدى ها را هم نام مى بريم ، باشد كه اهل پرهيز شويم :
    1. جهل 2. غفلت 3. ظلم 4. كفر 5. شرك 6. نفاق 7. افراط و تفريط 8. تكبّر 9. غرور 10. ريا 11. دنيا دوستى 12. رياست و شهرت طلبى 13. عصبيّت 14. تضييع حقوق 15. طول امل 16. آفات و محرمات ظاهر و باطن 17. قساوت 18. كسل 19. ترس بى جا 20. كراهت از مرگ 21. وسواس 22. مراء و جدال 23. شك 24. عجله 25. سوء ظن 26. غضب 27. انتقام گيرى 28. دشمنى با دوستان خدا 29. خودستائى 30. بى انصافى 31. شكم پرستى 32. افراط و تفريط در شهوت 33. حرص و آز 34. طمع 35. بخل 36. حسد 37. بى باكى 38. بى غيرتى 39. ناپاكى 40. آفات زبان و اعضا و جوارح .
    گرچه ممكن است بعضى از بدى ها و خوبى ها در بعض ديگر مندرج باشد، اما چون بالخصوص در آيات و روايات و كتب اخلاقى عنوان دارد، سعى شد نوبرش را آوريم ، باشد كه از همه بدى ها حذر كنيم ؛ مثل انسانى كه از مار و گرگ و عقرب پرهيز مى كند، بلكه بالاتر و بيشتر؛ زيرا حذر از ناراللّه است . پناه به خدا از عذاب ابد الهى !



    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #43
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    بندگى همش كمال و گذره

    ما كمالى بالاتر از بندگىِ واقعى حضرت حق تبارك و تعالى نداريم . لذا يكى از اهداف بلند آفرينش ، بندگى خداوند است . در قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((و ما خلقت الجن و الاءنس الّا ليعبدون (143)))؛
    يعنى من جن و انس را نيافريدم ، مگر براى اين كه به مقام والاى بندگى راه يابند. بندگى همه كمال است و از راه آن ، انسان به بالاترين مقام مى رسد. پس روش بندگى گذرى است تا مقام اعلاى آن . لذا اگر كسى به مقام بندگى ويژه رسيد، مقامش ‍ وصف شدنى نيست . همين قدر اشاره مى كنيم كه وقتى مى خواستند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به معراج ببرند، در خبر او فرمودند:
    ((سبحان الذى اءسرى بعبده (144)))؛
    يعنى منزه است خدايى كه شبانه سير داد به بنده اش . از مقام وحى او هم كه خبر مى آيد مى فرمايد:
    ((فاءوحى الى عبده ما اءوحى (145)))؛
    يعنى پس وحى فرستاد به سوى بنده اش آن چه وحى فرستاد.(146) بهترين حال ما در نماز آن گاه است كه عرض مى كنيم :
    ((اياك نعبد(147 )))؛
    يعنى فقط تو را بنده ايم . نگاه كنيد به قرآن مجيد و مقام بندگان مخلص او را تماشا كنيد و گذرگاه آن ها را ببينيد. باز درباره نزول فرمان به بنده اش مى فرمايد
    ((تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا(148)))
    ((يعنى منزه است آن خدايى كه فروفرستاد فرقان را بر بنده اش تا براى همه جهانيان نذير باشد.))
    آيات روشن و روشنگر را نيز با عنوان بندگى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فروفرستاده تا آن جا كه مى فرمايد:

    ((هو الذى ينزّل على عبده آيات بيّنات (149)))؛
    يعنى خداوند آن خدايى است كه آيات بيّنات را بر بنده اش فروفرستاد. البته اين رشته به ويژه در روايات مخصوص به عبوديت و شئون آن سر دراز دارد. فقط خواستيم اشاره كنيم كه بندگى كمال و گذر به بالاترين مقام است تا از مقام و گذر غافل نمانيم .


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #44
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    همه بنده اند ببين چه خبره

    البته همه ممكنات بسته به ذات مقدس حضرت اله اند و همه بنده اند، لذا مى فرمايد:
    ((ان كل من فى السموات و الاءرض الّا آت الرحمن عبدا(150)))؛
    يعنى همه موجودات زمينى و آسمانى طوق بندگى حضرت رحمان به گردن دارند. واقعا ماجراى بندگى ممكنات داستان شگفتى است ؛ زيرا هيچ ممكنى در هيچ زمان و مكان و عالمى از خود چيزى ندارد و آن به آن بايد او تبارك و تعالى به آن ها هستى عطا كند تا باشند، و گرنه هيچِ محض اند و اگر نازى كند بر هم فروريزند قالب ها و با هستى او تبارك و تعالى كَسى نمى تواند نام هستى ببرد.
    خلاصه به خدايى خدا، بندگى موجودات ازلى و ابدى است و اين خبر ديدنى و شنيدنى مى باشد.

    همه عالم نماز و حج دارند

    همه با تسبيح حق مسبِح اند


    قرآن فرموده :
    ((كل قد علم صلوته و تَسبيحه (151)))؛
    يعنى همه نماز و تسبيحشان را مى دانند.
    پس همه نمازِ مخصوص به خود دارند در حج هم كه رفتن به سوى مقام توحيد و قصد آن است ، معلوم است كه همه به سوى آن مقام قاصد و روان اند؛ زيرا قرآن مجيد مى فرمايد:

    ((انّ الى ربكّ الرجعى (152)))
    و
    ((و انّ الى ربكّ المنتهى (153)))؛
    يعنى رجوع همه و مقصد منتهاى همه خداى توست . اين كه همه موجودات به تسبيح حق مسبح اند، آن هم صريح قرآن مجيد است كه مى فرمايد:
    ((ان من شى ء الا يسبّح بحمده (154)))؛
    يعنى چيزى در عالم ممكنات نيست ، مگر آن كه تسبيح و حمد خدا مى كند.
    علامه طباطبايى قدس سره اين نظريه را تاءييد مى فرمايد: موجودات به زبان قال خودشان تسبيح و حمد مى كنند، نه تنها به زبان حال !
    (155) البته تسبيح يعنى تنزيه او تبارك و تعالى و حمد، يعنى ستايش زيبايى جمال و جلال او. خدا كند ما انسان ها در پُل تشريع و اختيار از قافله عقب نمانيم و مانند ديگر موجودات در تمام سير و سلوكمان مُهَلِل و مُقَدّس و مُسَبّح و حامد و... باشيم و كمتر از لحظه اى از اين روش باز نمانيم ؛ و گرنه نمى توانيم همراه اين قافله بزرگ سير الى اللّه كنيم و رضوان اللّه و ولايت اللّه را بيابيم !!

    و لذا به بنده اش سفر داده

    توى قرآن از اونا خبر داده


    داستان معراج رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و سخن درباره آن ، رساله اى مستقل مى طلبد. لذا اين جزوه كوچك جاى سخن ندارد. فقط بايد دانست كه انسان كامل با سفر انسانى اش تمام عوالم وجود را مى پيمايد و از مُلك به مَلكوت و از آن مكانت به جبروت و از آن مقام به عالم اله سفر دارد و آن چه در اين سير و در اين ليلة القدر مشاهده مى كند، همه از حقيقت خود است كه بر او نمايان مى شود.
    زيرا

    ((ما كذب الفؤ اد ما راءى (156)))
    آن چه دلش يافت و رؤ يت كرد، به او دروغ نگفت . اهل معرفت گفته اند مسجدالحرام و مسجدالاقصى اشاره به دو مقام از مقامات انسان كامل است ، گرچه معناى ظاهرى خود را هم دارد. ما كجا و انسان كاملى چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجا. اما قرآن مجيد و روايات به ما سفارش كرده اند شما در همه جهات به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اقتدا كنيد تا به قدر خودتان كامل شويد؛ لذا براى معراج به ما نماز(157)، روزه ، حج و... داده اند. اين همه وسايل را براى بالا رفتن از نردبان انسانيت فراهم نموده اند. افسوس كه ما نمى شناسيم و قدر نمى دانيم و حال آن كه بايد از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسوه حسنه (158) داشته باشيم . مولوى مى فرمايد:

    شير را بچّه همى ماند بدو

    تو به پيغمبر چه مى مانى بگو

    (159)
    ايمان و عمل صالح ، انسان را بالا مى برد تا حدى كه كم كم حتى قرآن مجيد را از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگيرد. استادم علامه حسن زاده آملى ، هم شفاهى فرمودند و هم در كتاب انسان در عرف عرفان (160) آورده اند كه در حال مكاشفه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را زيارت كردند و آن حضرت براى ايشان اذان گفتند و لذتى كه از شنيدن اين اذان برده بودند، تعريف كردند؛ شنيدنى بود.
    تمام سفرهاى اهل سير و سلوك مندرج در انسان كامل است و مى شود آن را سر و شاخه اى از آن شجره طوبى به شمار آورد كه خدا زير سايه بندگى به بنده اش داده و در قرآنش فرموده است :

    ((سبحان الذى اءسرى بعبده ليلا من المسجدالحرام الى المسجدالاقصى الذى باركنا حوله لنريه من آياتنا(161)))؛
    يعنى منزه است آن خدايى كه شبانه سير داده است به بنده اش از مسجدالحرام به مسجدالاقصى - و از آن جا به ملاء اعلا - آن مسجدى كه اطرافش با بركت است تا به اين بنده آيات خود را بنمايانيم .
    در سوره نجم هم كه حتما بايد با تفسير و تاءويل آن بفهميم تا با سفرنامه معراج رسول خدا قدرى آشنا شويم . فرموده :

    ((لقد راءى من آيات ربه الكبرى (162)))؛
    يعنى او ديد و رؤ يت به دل كرد آيات بزرگ الهى را.

    البته هر سفرى ظاهر داره

    ظاهرا هم باطنى آخر داره


    اين سفر حج و ديگر سفرها ظاهر و باطنى دارد و به طور كلى هر ظاهرى را باطنى است . ظاهر سفر حج بايد طبق مناسك فقه اصغر و فتواى مجتهد جامع الشرايط انجام شود. اما باطن آن به معرفت و هدف و انگيزه و نيّت بستگى دارد كه بايد مطابق فقه اكبر و زير نظر استاد كيمياگر انجام شود تا باطن پيدا كند. اگر كسى جايى از دستورات و اركان مناسك فقه اصغر را به جاى نياورد، ظاهر حج او تمام نيست و تكليف ساقط نشده ، همچنين است باطن او. بسيارى از مردم بعضى از اسرار حج را شنيده اند، به ويژه مرسله شبلى را از امام سجّاد عليه السّلام كه آن وجود مقدّس ، قدم به قدم براى ظاهر سفر حج باطنى برشمرده و شبلى چقدر گريه كرد. سرانجام بعد از يك سال در پوشش كيمياگرىِ امام سجاد عليه السّلام دوباره به حج رفت تا شايد بتواند بخشى از باطن حج را ادا كند(163).
    پس در اين كه حج و نماز و روزه و خُمس و جهاد و همه عبادات ، ظاهر و باطنى دارند ترديد نكنيم و در سير و سلوكمان بسيار مراقب باطن اين سفر كه راهش با جان و دل طى مى شود و مسيرش خروج از ظلمات به نور است ، باشيم . البته باطن داشتن مربوط به سفرها نيست ، بلكه تمام عالم ظاهر نه تنها يك باطن بلكه به اندازه تعداد عوالم بالا باطن ها دارند و ارزش ‍ و قيمت باطنِ هر كدام در ترازوى مقام مشخص است .

    سفر حج خلاصه اون سفر است

    همه عالم مسافر خداست


    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #45
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    سفر حج ، نمونه و مستوره همه سفرهاى معنوى و جسمانى است ؛ زيرا با جسم كه واقعا سفر مى كنند و از راه هاى دور و نزديك قصد زيارت بيت اللّه الحرام مى نمايند. در گذشته كه وسايل صنعتى نبود و بايد با كاروان ها سفر كنند و طول مى كشيد، وصيت نامه ها را آماده مى كردند و با اهل و عيال و اقوام واقعا خداحافظى مى نمودند. الآن اين مسايل كمتر شده ، اما بالاخره سفر را دارند. پس حج اولا سفرى جسمانى و نقل مكان است و بدن را از خانه و زادگاه تا مسجدالحرام مى برند و ثانيا حج از نظر معنوى نماز دارد، تشنگى و گرسنگى دارد، خرج مالى دارد و جهاد با نفس ‍ دارد. حتى در بعضى از مواقف اگر بخواهند به معناى كلمه به جاى آورند، جهاد با عقل هم دارد تا به عشق برسند، جهاد با شيطان بزرگ و كوچك دارد، قربانى دارد، حلق دارد، رمى دارد، طواف دارد، سعى دارد و خلاصه نماد عبادت هاى واجب و مستحب و قرب فرايض و نوافل مى شود در حج خلاصه شود و مستوره باشد. اين است كه گفته شد سفر حج خلاصه و نماد سفرهاى جسمانى و معنوى است و اين سفر حج معنوى و قرب به مقام توحيد كار همه موجودات است ؛ پس همه عالم مسافر خداست .
    ((همه جهان انسان مى شود و به سوى خدا مى رود))

    از خدا اُمديم و آدم شديم

    باز بايد سوى خدا سفر كنيم
    اين نكته كه همه جهان انسان مى شود و به سوى خدا مى رود و از خدا آمده و به سوى او باز مى گردد، يك كلمه دقيق حكمى و معرفتى است كه نياز به دقت و ذكر بيانى دارد.
    يكى از مسلّمات اعتقادى ما در حكمت متعاليه اين است كه حضرت حق تبارك و تعالى ، هستى محض و بى نهايت است . لذا بى همتاست و دو بردار نيست . هستى بى نهايت ، جلوه بى نهايت دارد و جلوه او دائم است . در دعاى شب جمعه هم وارد شده است :

    يا دائم الفضل على البّريه يا باسط اليدين بالعطيه (164)؛
    يعنى اى خدايى كه فضل تو بر ممكنات دائمى است و هميشه دست جلال و جمالت بر روى خلق باز است . قرآن مجيد هم فرموده است :
    ((كل يوم هو فى شاءن (165)))؛
    يعنى خدا در هر روز خدائى در شاءنى است . همان گونه كه در ذات كم ندارد، در خلق و امر هم كم ندارد. جلوه او امروز و ديروزى نيست و نمى توانيم مثل بعضى از متكلمان بگوييم خدا تنها بوده و زمان يا اَمدى گذشته ، سپس بناى آفرينش را نهاده است ؛ چون اين فكر اشكال هاى فراوان دارد و با توحيد ذات و صفات و افعال وفق نمى دهد. پس تا خدا بوده ، به اختيار و اراده و حكمت و عدل مى آفريده است . اگر اين طور است ، تمام جهان در رشد و كمال و ساخت و ساز اوست و همه از طرف خدا آمده و مى آيند، انسان مى شوند و باز به سوى او باز مى گردند؛ چون اول سير نزولى ، انسان كامل و آخر سير صعودى نيز انسان كامل است . لذا در زيارت جامعه آمده است :
    ((بكم فتح اللّه و بكم يختم ))؛
    يعنى درِ هستى دادن به شما باز شد و ختم دادن اين هستى هم به شماست . از اميرمؤ منان روايتى نقل شده كه راوى از مولا پرسيد: قبل از آدم كه بود؟ حضرت فرمود: آدم . عرض كرد: قبل از آن كه بود؟ باز فرمود: آدم . تا بار سوم حضرت فرمود: اگر تا صبح قيامت هم سؤ ال كنى كه قبل از آدم كه بود؛ جوابت اين است : آدم .(166) پس خدا دوره ها دارد، كوره ها دارد و فوق زمان دهر دارد و فوق دهر ازل و ابد دارد. اللّه اكبر از ماجراى خلقت ! راستى اگر فكر كنيم روزى تمام كوه ها و درياها و آسمان ها و زمين ها آرام آرام مى آيند انسان مى شوند و آمده اند و انسان شده اند و بساطشان برچيده شده و دوباره و صدباره خلق جديد دارند، ببينيد سر از كجا در مى آوريد و چگونه بايد ازلا و ابدا براى خدا به خدايى معتقد شويد! ماشاءاللّه از خدايى كردن خدا، خيلى دقيق است . فهم اين بيان حتما نياز به كتاب و استاد دارد. اين كه شنيده ايد صدرالمتالهين شيرازى قدس سره در مبانى حكمى خود قائل به حركت جوهرى در جهان جسم است ، مقاله اش فوايد و آثارى دارد كه يكى از آنها دوام فيض ‍ است .

    بنده پير خراباتم كه لطفش دائم است

    ور نه لطف شيخ و زاهد گاه هست و گاه نيست

    حافظ
    پس همه جهان ، انسان مى شود و به سوى خدا مى رود و در واقع از خدا آمده و آدم شده و باز بساط زندگى او برچيده مى شود و به سوى خدا مى رود:

    ((كما بَدَاءكم تعودون (167)))؛
    يعنى همان گونه كه ايجاد شديد برمى گرديد.

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #46
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    حالا نوبت ماهاست آماده شيم
    از كران ازلى تا به كران ازلى درج در كسوت يك پيرهنش ساخته اند
    و

    همه عالم صداى نغمه اوست

    كه بشنيد اين چنين صداى دراز

    و ما در اين كران نقش ويژه خود را داريم و در اين پيرهن جايگاه مناسب خود را ايفا مى كنيم پس

    جهان چون زلف و خط و خال و ابروست

    كه هر چيزى به جاى خويش ‍ نيكوست
    (168)


    اگر يك ذره را برگيرى از جاى

    خلل يابد همه عالم سروپاى


    (169)
    سلسله علل و معلول ها و اسباب و مسببات از ازل حركت كرده و راه خود را پيموده تا نوبت ما شده است . روى اين حساب ، براى نوبت ما كم سرمايه گذارى نشده ؛ نه فقط.

    ابرو باد و مه و خورشيد و فلك در كارند

    تا تو نانى به كف آرى و به غفلت نخورى


    بلكه

    همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار

    شرط انصاف نباشد كه تو فرمان نبرى

    (170)
    بلكه اين سلسله بى نهايت ، همه زحمت كشيده اند و خرج شده اند تا ما بياييم .
    اين مسافر پُر طمطراق آمدنش شوخى بردار نيست و حالا نوبت ماست . بايد براى آن هدفى كه ما را آفريده اند آماده شويم آيا عبوديت است ؟ شايد! آيا معرفت است ؟ شايد! آيا براى آزمايش است ؟ شايد! آيا ولايت اللّه است ؟ شايد! آيا لقاء اللّه است ؟ شايد! آيا هدف ، خود خدا است ؟ شايد.
    بالاخره اين سفر منتها اليه دارد و بيهوده نيست . قرآن مجيد مى فرمايد:

    ((اءفحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لاترجعون (171)))؛
    يعنى آيا گمان كرديد ما شما را بيهوده آفريديم و شما به سوى ما باز نمى گرديد؟ باز مى فرمايد:
    ((اءحسب الناس اءن يتركوا اءن يقولوا آمنا و هم لايفتنون (172)))؛
    يعنى آيا مردم مى پندارند كه ما آن ها را بيهوده رها مى كنيم و حال آن ها كه شما را آزمايش نكرده باشيم . باز مى فرمايد:
    ((اءم حسب الذين يعملون السيئات اءن يسبقونا(173)))؛
    يعنى آيا گنه كاران مى پندارند مى توانند از ما پيشى بگيرند؟. نيز مى فرمايد:
    ((اءم حسب الذين فى قلوبهم مرض اءن لن يخرج اللّه اءضغانهم (174 )))؛
    يعنى آيا مى پندارند آن كسانى كه قلبشان بر اثر اعمالشان مريض است ، ما به آثار شوم كارشان گرفتارشان نمى كنيم ؟ و مى فرمايد:
    ((اءم حسبتم اءن تدخلوا الجنة و لما ياءتكم مثل الذين خلوا من قبلكم (175)))؛
    يعنى آيا مى پنداريد داخل بهشت مى شويد و حال آن كه هنوز فلسفه تاريخ بر شما پيش ‍ نيامده ؟
    به هر حال كه اكنون كه نوبت ماست ، خيلى بايد دقت كنيم كه بيهوده آفريده نشده ايم و اهداف بلندى در پيش داريم . بايد آن اهداف را از قرآن و حديث و عقل شناسايى و پى گيرى كنيم . لذا مولا اميرالمؤ منين على عليه السّلام خطاب به همه ما مى فرمايند:

    ((الآن فاعلموا و الاءلسن مطلقه و الاءبدان صحيحة (176)))؛
    يعنى اكنون بدانيد هر كوششى داريد بنماييد كه بدن ها سالم و زبان ها آزاد است . بايد متوجه باشيم كه يكى از اصول معرفتى آن است كه در تجلى تكرار نيست ؛ يعنى محال است ما دوباره به اين عالم بياييم و هر كسى چند روزى نوبت اوست و بس . بنابراين ، شب ها و روزها و سال ها و ماه ها، بلكه ساعت ها و دقيقه ها غنيمت و فرصت است و نبايد با خود شوخى كرد. راهِ بى هدف ، راه نيست و سير و سلوك بى مقصد سير و سلوك نيست ؛ گرچه

    منزل بس خطرناك است و مقصد ناپديد

    هيچ راهى نيست كو را نيست پايان غم مخور
    حافظ
    معناى آمادگى آنست كه آن چه خداوند به ما استعداد انسانى داده ، شناسايى كنيم و در صراط مستقيم آن را بارور سازيم و حتى يك استعداد را مهمل و بيهوده نگذاريم . اگر واقعا عمرى را فقط صرف شكم و مقدمات و مقارنات و مؤ خرات آن نموديم ، مصداق اين كريمه قرار مى گيريم :

    ((يتمتعون و ياءكلون كما تاءكل الاءنعام و النار مثوى لهم (177)))؛
    يعنى آنهايى كه استعدادهاى انسانى خود را زير خاك طبع دفن مى كنند، مانند چهارپايان مى خورند و بهره مى برند و سرانجام آتش ماءواى آن هاست .

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #47
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    بيش از اين ها ديگه بونه نياريم

    در رفتار انسان ، بهانه و بهانه جويى و بهانه گيرى فراوان است . امروز جوانم و فردا پير. من زنم او مرد. الآن مجردم ، فردا صاحب فرزند. فعلا بچه ندارم ، فردا بچّه دار مى شوم . اكنون مالم كم است ، فردا زياد مى شود. الآن فرصت ندارم ، فردا فرصت به دست مى آورم . الآن معاملات كساد است ، فردا رواج مى شود. فعلا مريضم ، فردا بهبود مى يابم . اكنون مدرسه دارم ، بعدا دانشگاه مى روم ، اكنون كسلم ، در آينده سرحال مى آيم . زمان زمانِ تورم و گرانى است ، بگذار ارزان شود. بالاخره دل بى غم در اين عالم نيست ، بگذار غم برطرف شود. صدها و هزاران گرفتارىِ گفتنى و نگفتنى ، اين ها همه و همه مى تواند بهانه باشد؛ زيرا بايد توجه داشت كه زندگى از نظر الهى براى همه آزمايشگاهى بزرگ است . از اول تكليف تا وقت مرگ و تمام شئون زندگى مواد امتحانى ماست ، به قول برخى از بزرگان ، زندگى چون دو سنگِ زبر آسيا است كه با توجه به زبرى آن ، بايد در پى به دست آوردن آرد نرم هدفِ الهى بود! پس نبايد بيش از اين بهانه جويى كرد، بلكه بايد سفر را شروع نمود و راه را پيمود.
    هر چى زحمت بكشيم مُزد ميگيريم
    اميرمؤ منان على عليه السّلام مى فرمايند:

    ((العمل العمل ثم النهاية النهاية (178)))؛
    يعنى كوشش ، كوشش بعد هدف ، هدف . پس ملاك در سود سفر به اذن خدا، مقدار سرمايه گذارى است . لذا عمل و سعى و كوشش و تلاش و جهاد و مسابقه و سرعت و امثال اين واژه ها در قرآن فراوان آمده است . فقط حدود پانصد مورد واژه ايمان و عمل صالح به مناسب هاى گوناگون ديده مى شود. از باب نمونه ، نظرى به بعضى از آيات قرآن مجيد در زمينه زحمت كشيدن و عمل كردن داريم . مى فرمايد:
    ((كل اءمرء بما كسب رهين (179)))؛
    يعنى هر كس در گرو عمل خويش است . و مى فرمايد:
    ((ثم توفى كل نفس ما كسبت و هم لايظلمون (180)))؛
    يعنى جزاء داده مى شود هر كس به آن چه كسب كرده است و به آن ها ظلم نمى شود. آيات 25 و 161 سوره آل عمران (181) هم به همين معناست . باز مى فرمايد:
    ((ليجزى اللّه كل نفس ما كسبت (182)))؛
    يعنى تا خدا جزا دهد هر كسى را آن چه كسب كرده است . هزار نكته باريك تر ز مو اين جاست كه همان كسب در آخرت عين جزاء مى شود. پس فقط يك كلام دارد و آن اين كه عين كسب منظم به نظام آخرت مى شود و به آخرت مى آيد. هم چنين مى فرمايد:
    ((كل نفس بما كسبت رهينه (183)))؛
    يعنى هر نفسى در گرو كار خويش است . و مى فرمايد:
    ((و من يكسب اءثما فانّما يكسبه على نفسه (184)))؛
    يعنى و هر كس به دست آورد، گناهى را براى خود به دست آورده است . به هر حال آيات مربوط به كسب و كار و عمل ، زياد است ؛ چند آيه نمونه ذكر شد تا دل به نور قرآن نورانى تر شود.
    درباره سعى و عمل و امثال آن مى توانيد به قرآن مجيد مراجعه كنيد و ببينيد بالاخره هر چه زحمت بكشيد، همان قدر مزد مى گيريد.

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #48
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    setareh پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    راهمون طى مى شه منزل مى رسيم


    راه را بايد پيمود و رفت و اين كار رياضت مى طلبد، سَحَر مى خواهد، بين الطلوعين لازم دارد، دلى سوخته و قلبى بريان و پايى پُر آبله لازم دارد؛ زيرا زبان حال رهروان اين است كه :

    آن كه در راه طلب خسته نگردد هرگز

    پاى پُرآبله واديه پيماى من است

    برگ عيش دگران روز به روز افزون است خرمن سوخته ماست كه با خاك يكى است
    كو سجده هاى طولانى ، كو سكوت منظم ؟ راه طى كردن و لو يك قدم ، انسان را به اندازه يك قدم به منزل نزديك مى كند. روزى خدمت آية اللّه بهجت رسيدم و از كم كارى نفس شكايت و گله كردم . ايشان فرمودند: از كم كارى گله نكن ، بلكه از اين شكايت كن كه آيا كارى كه انجام مى دهى درست و مطابق با واقع هست يا نه ؛ زيرا از راه رفتن كفش مى سايد و پا خسته مى شود و از درست راه رفتن ، منزل و مقصد نزديك مى شود. زحمت مى كشيم و كار مى كنيم ، اما چگونه و براى چه و براى كه ؟ آيا مى توانيم ثواب عباداتى را كه انجام مى دهيم نگه داريم يا مانند هيمه جمع مى كنيم و با كبريتى همه را به آتش مى كشيم .
    از حضرت آيت اللّه آقا ميرزا مهدى بروجردى قدس سره پدر خانم استادم حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدس سره خاطره اى تقديم كنم : چون بر اين باور بودم كه ايشان از اولياى خدا هستند، مدتى در جوانى خدمت ايشان مى رسيدم تا كليدى معنوى لطف كنند. بالاخره شبى اصرار كردم و تمنا نمودم كه لطف كنيد، ايشان فرمودند: جمع آورى ثواب آسان است و نگهدارى آن مشكل !! بعد از آن به ياد اين حديث شريف نبوى افتادم كه ذيل آيه

    ((يا اءيها الذين آمنوا اءذكروا اللّه ذكرا كثيرا(185)))
    آمده است . حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به اصحاب فرمودند: (اگر كسى يك بار گفت اللّه اكبر، خدا در پاداش او درختى در بهشت براى او مى كارد و اگر كسى گفت سبحان اللّه ، همين طور و...)) اصحاب خوشحالى كردند و عرض كردند: يا رسول اللّه ما خيلى درخت در بهشت داريم ؛ زيرا خيلى ذكر گفته ايم . حضرت فرمودند: ((بلى به شرط آنكه آتشى نفرستيد آن ها را بسوزاند(186))).
    به هر حال راه رفتن درست و نگهدارى محصول راه ، البته منزل را نزديك مى كند و راه طى مى شود و مراحل و منازل يكى بعد از ديگرى پيش مى آيد و انسان آشناتر مى شود؛ اما اگر تحمل زحمت نكرد البته

    نابرده رنج گنج ميسّر نمى شود

    مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد
    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #49
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    goll پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*






    همه اسباب برامون فراهمه


    اگر حضرت حق تبارك و تعالى به ما تكليف نمود؛ حتما به قدر وسع و طاقت و استعداد است (187) و همه اسباب كار و كوشش و فعاليت و سير و سلوك را براى انسان فراهم نموده ! مگر كم است آن همه نعمتى كه خدا به انسان عنايت فرموده و بر ظاهر و باطن او ريخته است ؟! واقعا اگر اهل نظر و دقت باشيم ، همان گونه كه در قرآن مجيد آمده است : ((مگر كسى مى تواند نعمت هاى الهى را شمارش كند(188)))، آيا اگر دنيا را به كسى بدهند و بخواهند مثلا با عقلش عوض كنند مى تواند؟! مى كند؟! يك نفس انسان چقدر مى ارزد؟! چشم و گوش و دست و پا و وهم و خيال و فكر و امثال آن براى سير و سلوك چه وسايل مجهزى است . حتى لقمه نانى كه مى خوريم و جرعه آبى كه مى نوشيم ، چقدر مقدمات دارد تا فراهم آيد. همه اسباب تكوينى براى رشد انسان فراهم است . انبيا و اوليا براى هدايت انسان آن همه زحمت كشيدند و خدا هم خون عزيزترين عزيزانش را قربانى راه دينش كرده است .
    آيا چه كسى جراءت مى كند بگويد من پاسخگوى نعمت هاى ظاهرى و باطنى خدا هستم ؟!
    اى دل به كوى دوست گذارى نمى كنى

    اسباب جمع دارى و كارى نمى كنى


    حافظ


    همه چى رام براى آدمه


    اين قدر مقام انسان والاست كه خداوند همه چيز را رام انسان قرار داده است . به قرآن مجيد نظر كنيد كه مى فرمايد:
    ((و سخّر لكم الفلك لتجرى فى البر باءمره و سخّر لكم الاءنهار * و سخّر لكم الشمس و القمر(189)))؛
    يعنى خداوند كِشتى را براى شما مسخر كرد تا به امر خدا در دريا به جريان باشد و مسخر كرد براى شما جويبارها را و خورشيد و ماه را براى شما رام كرد. باز مى فرمايد:
    ((و هو الذى سخر البحر لتاءكلوا منه لحما طرّيا(190)))؛
    يعنى خدا آن خدايى است كه دريا را براى شما مسخر كرد تا گوشت تازه از آن به دست آوريد. باز مى فرمايد:
    ((الم تر اَنّ اللّه سخّر لكم ما فى الاءرض (191)))؛
    يعنى آيا دقت نمى كنى كه همانا خداوند مسخّر كرده است براى شما آن چه در زمين است ؛ يعنى اين همه معادن و گياهان و حيوانات رام انسان اند و خود زمين هم رام است . باز مى فرمايد:
    ((الم تروا اءنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموات و ما فى الاءرض (192)))؛
    يعنى آيا دقت نمى كنيد كه همانا خداوند رام كرد براى شما انسان ها آن چه در آسمان ها و آن چه در زمين است . معلوم مى شود به يك معنا ملكوت و جبروت و لاهوت هم رام انسان اند! اين رام بودن موجودات براى انسان خيلى معنا دارد. در نوشيدن يك جرعه آب دقت كنيد. اين جرعه چگونه رام گلو و معده است . تو خود حديث مفصل بخوان از اين كه چگونه همه چيز رام انسان است .
    به سوى ابد بايد سفر كنيم

    بريم و به خونه او برسيم
    استادم علامه حسن زاده آملى خيلى ما را از ابدى كه در پيش داريم بر حذر مى داشتند. البته معلوم بود كه اين تازيانه سلوك را از قرآن و حديث و عقل داشتند، خدا كند ما ترسيده باشيم . ايشان حديثى را از اميرمؤ منان عليه السّلام درباره معناى ابد برايمان نقل فرمودند كه شخصى خدمت مولا آمد و از ايشان تفسير ابد را تقاضا كرد. آقا فرمود: رياضى مى دانى . گفت : بلى . حضرت فرمود: ((فرض كن زمين كه فعلا به شكل يك هندوانه است ، پهن شود و به شكل قرص نانى درآيد كه مساحت آن به اندازه مساحت خورشيد شود. سپس ديوارى اطراف زمين فرض كن كه بالا رفته تا به خورشيد رسيده - و به اصطلاح با اين معمارى از زمين تا خورشيد به شكل يك انبار سيلويى به ساز - آن گاه مرغى را فرض كن كه هر سى هزار سال يك بار دانه اى مانند خشخاش با منقار خود در اين انبار بيندازد. آيا بالاخره در طول زمان اين انبار پُر مى شود)) گفت بلى . حضرت فرمود: ((فرض كن سى سال بار اين انبار پُر شود و خالى گردد)). عرض كرد: فرض كردم . حضرت فرمودند: ((شماره اين دانه ها را به منزله صفرى فرض كن كه به عدد يك اضافه كنند، ببين اين چه رقم بزرگى مى شود)). گفت : فرض كردم . حضرت فرمود: ((ابد يعنى آن مقدارى كه اگر اين عدد را از آن كم كنى ، چيزى از آن كم نشود)).
    حضرت مى خواهند بگويند ابد اگر به عدد در آيد، تا بى نهايت مى رسد. اللّه اكبر، چه سفرى در پيش داريم و از آن غافليم ! اللّه اكبر چقدر خيره سريم ! به آيات قرآن مجيد در باب خلود و ابد به دقت نظر كنيد و شماره آنها را حفظ كنيد. ببينيد چه غوغايى است و چند جاى قرآن به مناسبت هاى گوناگون ، خداوند اين مسائل را مطرح كرده تا ما غافل نمانيم و به ياد اين سفر باشيم . روايات كه عجيب است . درباره طول و بُعد اين سفر كتاب هاى اخلاق هم مشحون از بيان اين راه دور است . ما بايد به سوى اين سفر برويم و هيچ چاره نداريم . حتى اگر نخواهيم برويم ، ما را خواهند برد. از اين رهگذر نگاهى به اشك و آه رسول خدا و انبيا و اوليا، مخصوصا اميرمؤ منان على و فاطمه زهرا و امام مجتبى و امام حسين و امام سجاد و ساير ائمه دين عليهم السّلام و طبقه اوليا و رعيت آن ها بنماييد و به چشم ها التماس كنيد كه كرم كنند و جود نمايند و اشك بريزند تا انشاءاللّه ابد آباد شود و اين راه پُرخوف و خطر به آسانى طى گردد و به خانه دوست برسيم و در آن جا آرام و قرار گيريم .

    اَى سوار بالو بشيم پَر در آريم

    بپريم زودى به منزل مى رسيم
    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #50
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    goll پاسخ : *^*با سالكان وادى نور*^*





    مخفى نماند كه در اين مناسك به زبان بچّه ها سخن گفته شده ، لذا سفر معنوى براى بزرگ ترها به سفر جسمانى براى بچّه ها تشبيه شده است ؛ زيرا براى بچّه محسوس است كه اگر سوار هواپيما شود و پَر در آورد، زود به منزل مى رسد از اين سخن بچّه گانه مى توان به معقول و معنا پى برد؛ زيرا وسايل سفر به سوى حضرت حق مراتب دارد و آن مراتب به كيفيت عمل و قصد آن وابسته است . لذا در قرآن مجيد مى فرمايد:
    ((و لكل درجات مما عملوا و ماربك بغافل عما يعملون (193)))؛
    يعنى براى هر كدام از شما درجاتى است به واسطه كيفيت عملتان ، و خداى تو از كارشان غافل نيست . باز مى فرمايد:
    ((هم درجات عنداللّه (194)))؛
    يعنى خود انسان ها درجات انسانى را تشكيل مى دهند. پس ممكن است كسى راه خدا را افتان و خيزان برود و ديگرى با اسب و استر يا پياده برود و سومى با ماشين برود و آخرى با هواپيماى آخرين سيستم ، قاره بپيمايد. اينها درجات است ، زيرا تمام فضايل و ارزش ها مراتب دارد، از ايمان گرفته تا غير از آن . تمام رذايل هم درجات دارد، از كفر و شرك گرفته تا غير از آن . مهم آن است كه ما مى خواهيم چگونه و چكاره و در چه درجه اى باشيم . مثلا حضرت خاتم انبياء با براق معراج كرد و اين كلمه نكته دارد! از اين طرف هم بعضى ها يك قدم كه مى روند يك قدم هم برمى گردند و سرانجام پرواز را آغاز ننموده از اين جهان مى روند.
    نكته : گاهى بعضى از جوانان عزيز چه خواهر و چه برادر راجع به طلبه شدن مشورت مى كنند. در جوابشان عرض مى كنيم طلبگى مثل سفر با هواپيماست اگر سالم رفت خيلى زود به مقصد مى رسد؛ زيرا با بال علم و عمل پرواز مى كند، اما اگر در راه سقوط كرد، ديگر ذره هاى بدن او هم ممكن است پيدا نشود. اما غير طلبه مى تواند مثل كسى باشد كه مى خواهد با ماشين برود كه اگر تصادف كرد، لطمه هاى كمترى به او وارد مى شود. اگر كسى بخواهد سير و سلوك كاملى داشته باشد، بايد از بهترين وسايل استفاده كند. قرآن مجيد دستور داده كه

    ((يا اءيّها الذين آمنوا اءتقوا اللّه و اءبتغوا اليه الوسيله (195 )))؛
    يعنى اى كسانى كه ايمان آورده ايد: تقواى خدا پيشه كرده ، به سوى وسايل الهى دست دراز كنيد. البته يكى از بهترين وسايل تندرو، قرآن و عترت است كه نبايد فراموش شوند. لذا حضرت ثاراللّه آقا امام حسين - روحى له الفداء - كشتى نجات امت اند(196) بلكه از تندروترين كشتى هاى نجات هستند.(197) البته اينها وسايل بيرونى هستند. وسايل درونى هم الى ماشاءاللّه است كه مى توانند سريع ما را به مقصد برسانند. سعدى - عليه الرحمه - فرموده است :

    رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند

    بنگر كه تا چه حد است مقام آدميت

    طيران مرغ ديدى تو زپاى بند شهوت

    به در آى تا ببينى طيران آدميت

    (198)
    تا سر كوى يار هزاران مرحله است . ما بايد بهترين و مجهزترين وسيله را برداريم و با بال هاى آن پرواز كنيم تا زود به منزل برسيم .

    اَى بخوايم سلانه سلانه بريم

    عمرمون تموم مى شه وا مى مونيم
    چون راه دور است ، با سرعت نداشتن و سلانه سلانه و آهسته آهسته حركت كردن ، منافات دارد. لذا سابقونِ سابقون نزديك و نزديك اند(199) و قرآن مجيد امر فرموده
    ((سارعوا الى مغفرة من ربكم و جنة عرضها السموات و الاءرض اءعدت للمتقين (200)))؛
    يعنى بايد سرعت كنيد و بكوشيد به سوى آمرزش الهى از طرف خدايتان و بهشتى كه عرض آن به اندازه همه آسمان ها و زمين است و براى متقين آماده مى باشد.
    پس ما اگر باور داريم ، بايد بشتابيم و اگر مقصد بزرگ و مهم است ، بايد سبقت بگيريم تا به حقايق اهل قرب محقق شويم تا آنچه به آن ها داده اند، به ما هم بدهند. البته دويدن ، خستگى دارد، عرق ريزه دارد و نفس تنگ مى شود، اما بايد نتيجه را در نظر گرفت و فهميد كه مسئله سير و سلوك ، تجارت پُر سودى است كه خداوند در اختيار بندگان خوب خود قرار داده و همه مى دانيد تاجرِ سودبر، شجاع ، دورانديش ، حسابگر، وسيله شناس و وسيله جو است . مگر نمى بينيد كه هميشه متوسل اند و به ائمه اطهار عليهم السّلام عرض مى كنند:

    ((اءنتم وسيلتى الى اللّه و بحبكم و بقربكم اءرجو نجاتا عنداللّه (201)))؛
    يعنى شماييد وسيله من نزد خدا و به دوستى شما و به قرب شما اميد نجات نزد خدا را دارم . به هر حال عمر خيلى زود تمام مى شود و اگر بخواهيم سهل انگارى كنيم ، وقت از دست مى رود و به جايى نمى رسيم .
    ((بچّه ها از خونه خود تا مدينة الرسول پرواز كنيم ))

    يالا يالا برسيم به شهر دوست

    شهر او بوسيدن خاكش نكوست
    يالا، مخفف يا اللّه است . يعنى بچه ها عجله كنيد و از خدا كمك بگيريد و از خانه تا مدينه منوره برويد تا سفر حجتان شروع شود. قدرى درباره كلمه جلاله اللّه تبارك و تعالى مطالبى بياوريم : استادم حضرت آيت اللّه جوادى آملى در اين باره مى فرمايند: اللّه برترين نام از نام هاى مقدسى است كه هستى صرف و جامع و مبدء همه كمالات وجودى و منزّه از هر نقصى است . چون آن ذات اقدس جامع همه اسماى حسنى و صفات نيكوست ، گفته مى شود: اللّه ذاتى است كه جامع همه كمالات است ، و گرنه اشتمال بر هر كمال در معناى اين كلمه ماءخود نيست . اين نام مبارك كه از آن به لفظ جلاله ياد مى شود و 2697 مرتبه در قرآن كريم به كار رفته ، در اصل اِله بوده و همزه آن بر اثر كثرت استعمال حذف شده است و با پيوستن الف و لام به اين صورت ((اللّه )) در آمده است .
    اِله به معناى ماءلوه است و ماءلوه يا به معناى معبود است يا متحير فيه ذاتى كه همه عقل ها و دل ها درباره او متحيّر و سرگردان است . ... تا آن جا كه مى فرمايند: اللّه بر اثر كثرت استعمال ، عَلَم - اسم خاص - ذات مقدس ‍ خداوند است كه جامع همه صفات جلالى و جمالى است و جز بر او اطلاق نمى شود:

    ((هو اللّه الخالق البارى ء المصوّر له الاءسماء الحسنى (202))).
    از اين رو، لفظ جلاله اللّه ، موصوف همه اسما حسناى خداوند، از جمله الرحمن و الرحيم قرار مى گيرد، ولى خود، صفت هيچ اسمى واقع نمى شود. بر اين اساس گفته مى شود: اللّه اسم ذات ، و ديگر اسم هاى خداوند نام هاى صفات اوست .
    بعد مى فرمايند: اللّه ، اسم اعظم الهى است . در ميان اسم هاى لفظى خداى سبحان ، اسم مبارك اللّه ، اسم جامع و اعظم است و ديگر اسم هاى الهى ، با واسطه يا بى واسطه زير پوشش اين نام مقدس است . مثلا اسم شافى كه از اسماى جزئيه است ، زير پوشش رزاق ، و رزاق تحت پوشش خالق ، و خالق زير پوشش قادر، و قادر زير پوشش اسم جامع و اعظم اللّه است .
    (203)
    تا اين جا اشاره اى بود به معناى نام نامى و اسم گرامى جلاله حضرت حق تبارك و تعالى . اهل معرفت تا حدود سى معنا براى اين لفظ نقل كرده اند. بايد بدانيم كه در اشارات و لطايف و اسرار قرآن مجيد، هر جا اين كلمه آمده ، پيام ها و رسالت هاى معرفتى شگفتى دارد و هيچ جا در قرآن ، تكرار به رمز و اشاره اى وجود ندارد. خدا كند ما اهل فهم اسرار قرآن باشيم !
    منظور از شهر دوست ، مدينه منوره است ؛ زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، هم حبيب اللّه و دوست خداست و هم دلسوز امت ، بلكه جميع خلق است ؛ زيرا او رحمة للعالمين است . پس ما بايد در سفر بيت اللّه خود را به مدينه برسانيم ، چه قبل از حج و چه بعد از آن و واقعا خاك شهر مدينه براى ما و همه بوسيدنى است ؛ زيرا مزار بهترين خلق خدا و جاى پاى رسول گرامى اسلام و ائمه اطهار و حضرت صديقه طاهره عليهم السّلام و بزرگان ديگر است .

    به مدينه برسيم شهر رسول

    برويم خونه زهراى بتول

    *^*با سالكان وادى نور*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 5 از 18 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •