*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 124
  1. #101
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    كسب روزى



    31 ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قالَ: قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله):
    لَيْسَ شَىْءٌ تُباعِدُكُمْ مِنَ النّارِ اِلاّ وَ قَدْ ذَكَرْتُهُ لَكُمْ وَ لا شَىْءٌ يُقَرِّبُكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ اِلاّ وَ قَدْ دَلَلْتُكُمْ عَلَيْهِ اِنَّ رُوحَ الْقُدُسِ نَفَثَ فى رَوْعى اَنَّهُ لَنْ يَمُوتَ عَبْدٌ مِنْكُمْ حَتّى يَسْتَكْمِلَ رِزْقَهُ، فَاَجْمِلُوا فِى الطَّلَبِ فَلايَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطاءُ الرِّزْقِ عَلى اَنْ تَطْلُبُوا شَيْئاً مِنْ فَضْلِ اللهِ بِمَعْصِيَتِه، فَاِنَّهُ لَنْ يُنالَ ما عِنْدَ اللهِ اِلاّ بِطاعَتِه اَلا وَ اِنَّ لِكُلِّ امْرِء رِزْقاً هُوَ يَأْتيهِ لامَحالَةَ، فَمَنْ رَضِىَ بِه بُورِكَ لَهُ فيهِ وَ وَسِّعَهُ، وَ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِه لَمْ يُبارَكْ لَهُ فيهِ و لَمْ يَسَعَهُ، اِنَّ الرِّزْقَ لَيَطْلُبُ الرَّجُلَ كَما يَطْلُبُهُ اَجَلُهُ.
    (بحار، ج 77، ص 185)



    ترجمه:

    از ابن عمر روايت شده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: آنچه شما را از آتش جهنم دور مى سازد، براى شما بيان كردم و آنچه شما را به بهشت نزديك مى كند بخوبى برايتان شرح دادم وچيزى را فروگذارنكردم، به من وحى شد كه كسى نمى ميرد مگر اين كه روزى او كامل شود پس در طلب روزى اعتدال را مراعات كنيد. مبادا كندى (و كمى و عقب افتادن) روزى شما را وادار كند براى طلب آن مرتكب گناه شويد; زيرا كسى به نعمتهايى كه نزد خداست نمى رسد مگر به سبب فرمانبرى او. بدانيد هر كسى بهره اى از روزى دارد كه ناچار به سراغ او مى آيد. پس كسى كه به روزى خودش قانع باشد رزق او مبارك مى شود و وسعت مى يابد و كسى كه بدان قانع و راضى نباشد مباركى و وسعتى نمى بيند. رزق به سراغ آدمى مى آيدهمان گونه كه مرگ به سراغ آدم مى آيد.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #102
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
    به هر چه شما را ـ فعلاً و قولاًـ از بهشت دور مى كند بر حذر مى دارم. و هر چه شما را به بهشت نزديك و از جهنم دور مى گرداند فرمان مى دهم. فايده اين حديث، اين است كه ما همواره تلاش كنيم كه احكام اسلام را پياده كنيم و اين حساب ما را از اهل سنت ـ كه معتقدند هر جا نص نيست حكم هم نيست ـ جدا مى كند. به همين دليل، اهل تسنّن به فقها حق مى دهند كه قانون جعل كنند، قياس بشود و استحسان و مصالح مرسله را پياده كنند. چنين مذهبى كه نيمى در اختيار خدا و معصوم(عليه السلام) است و نيمى در اختيار مردم، با مذهبى كه همه اش از سوى خدا و معصومين(عليهم السلام)است بسيار متفاوت خواهد بود و البته ظاهر آيه 3 سوره مائده:
    «اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ;
    امروز دين شما را كامل كردم»
    نيز همين است، چون دين عبارت است از مجموعه عقايد و قوانين و اخلاقيات. حديث اين ديدگاه را به ما مى دهد كه به عنوان يك مجتهد استنباط كنيم نه اين كه تشريع نماييم. خلاصه، كار ما استخراج است نه تشريع.در اين جا، چند تذكر لازم است:
    اين همه اصرارى كه در اعتدال طلب روزى مى شود به اين معنا نيست كه اسلام جلو سعى و تلاش را مى گيرد.(1) بعضى مى گويند:
    اينها عامل تخدير است و معنايش اين است كه جامعه اسلامى، فعاليت اقتصادى را سست بگيرد، چون رزق مقسوم است و خواه ناخواه مى آيد و لازم نيست به دنبالش بروى. در حالى كه چنين نيست و نكته اش هم در خود روايت هست، مى فرمايد:
    مبادا به سراغ گناهان برويد!
    در واقع مردم به دنبال دنيا هستند و گاهى به آن عشق مىورزند و همين عشق باعث مى شود كه روزى را از راه معصيت بخواهند.
    اين روايات، ترمزى است در مقابل دنياپرستان گناه كار و به اين معنا نيست كه اگر كسانى بخواهند براى پيشرفت جامعه اسلامى، از راه حلال فعاليت اقتصادى داشته باشند، اشكالى داشته باشد بنابراين، روايات جنبه تخديرى ندارد و دعوت به بيگانگى از مسائل اقتصادى نمى كند و عامل عقب ماندگى از نظر زندگى مادى هم نيست.
    در روايات هست كه مبادا براى روزى، سراغ معاصى برويد! از گران فروشى، تقلب در جنس، كم فروشى، رباخوارى، دزدى، احتكار و... نهى شده است.2 ـ درسى به همه طالبان علم مى دهد كه ايمان داشته باشيم كه خداوند روزى اهل علم را مى رساند، چرا كه اگر اهل علم به فكر جمع مال باشند دو خطر بزرگ در بردارد:
    الف ـ اينها سرمشق مردمند بايد الگو باشند.
    اگر خودشان به دنبال دنيا بروند سرمشق ديگران نمى توانند باشند.
    ب ـ مالى كه ديگران (غير اهل علم) جمع مى كنند ضربه به مذهب نمى زند، ولى اگر اهل علم با حق و ناحق كردن و از طرق مختلف به جمع مال بپردازند،
    به دين ضربه مى زند.
    اين واقعاً مايه حسرت است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #103
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*








    1. بعضى از افراد سست و بى حال با اتكا به تعبيراتى همانند (آيه 6 سوره هود. «وَ ما مِنْ دابَّةِ فِى الاَْرْضِ اِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها; هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست» يا رواياتى كه روزى را مقدّر و معين مى داند، چنين مى انديشند كه لزومى ندارد انسان براى تهيّه معاش، زياد تلاش كند، چرا كه روزى مقدّر است و به هرحال به انسان مى رسد، و هيچ دهان بازى بدون روزى نمى ماند!

    اين چنين افراد نادان كه شناختشان درباره دين و مذهب فوق العاده سست و ضعيف است، بهانه به دست دشمنان مى دهند كه مذهب عاملى است براى تخدير و ركود اقتصادى و خاموش كردن فعاليتهاى مثبت زندگى، و تن در دادن به انواع محروميتها، به عذر اين كه اگر فلان موهبت نصيب من نشده حتماً روزى من نبوده; اگر روزى من بود، بدون چون و چرا به من مى رسيد و اين فرصت خوبى به دست استثمارگران مى دهد كه هرچه بيشتر خلقهاى محروم را بدوشند و آنها را از ابتدايى ترين وسايل زندگى محروم سازند. در حالى كه مختصر آشنايى به قرآن و احاديث اسلامى براى پى بردن به اين حقيقت كافى است كه اسلام پايه هرگونه بهره گيرى مادى و معنوى انسان را سعى و كوشش مى شمرد تا آن جا كه در جمله شعار گونه قرآنى: «لَيْسَ لِلاِْنْسانِ اِلاّ ما سَعى» بهره انسان را منحصراً در كوشش و كارش قرار مى دهد.
    پيشوايان اسلام براى اين كه سرمشقى به ديگران بدهند در بسيارى از مواقع كار مى كردند; كارهايى سخت و توانفرسا.پيامبران پيشين نيز از اين قانون مستثنا نبودند; از چوپانى گرفته، تا خياطى و زره بافى و كشاورزى اِبا نداشتند. اگر مفهوم تضمين روزى از طرف خدا، نشستن در خانه و انتظار رسيدن روزى باشد، نبايد پيامبران و امامان كه از همه آشناتر به مفاهيم دينى هستند اين همه براى روزى تلاش كنند. بنابراين ما هم مى گوييم: روزى هركس مقدّر و ثابت است، ولى در عين حال مشروط به تلاش و كوشش; و هرگاه اين شرط حاصل نشود مشروط نيز از ميان خواهد رفت. اين درست به آن مى ماند كه مى گوييم: «هركس اجلى دارد و مقدار معيّنى از عمر» مسلماً مفهوم اين سخن آن نيست كه اگر انسان حتى دست به انتحار و خودكشى و يا تغذيه از مواد زيانبخش بزند تا اجل معينى زنده مى ماند; مفهومش اين است كه اين بدن استعداد بقا تا مدّت قابل ملاحظه اى دارد امّا مشروط به اين كه اصول بهداشت را رعايت كند و از موارد خطر بپرهيزد; و آنچه را سبب مرگ زودرس مى شود از خود دور كند.نكته مهم اين است كه آيات و روايات مربوط به معين بودن روزى در واقع ترمزى است روى افكار مردم حريص و دنياپرست كه براى تأمين زندگى به هر در مى زنند، و هر ظلم و جنايتى را مرتكب مى شوند، به گمان اين كه اگر چنين نكنند زندگى شان تأمين نمى شود.




    آيات قرآن و احاديث اسلامى به اين گونه افراد هشدار مى دهد كه بيهوده دست و پا نكنند، و از طريق نامعقول و نامشروع براى تهيّه روزى تلاش ننمايند، همين اندازه كه آنها در طريق مشروع گام بگذارند و تلاش و كوشش كنند، مطمئن باشند خداوند از اين راه همه نيازمنديهاى آنها را تأمين مى كند.

    خدايى كه آنها را در ظلمتكده رَحم فراموش نكرد; خدايى كه به هنگام طفوليّت كه توانايى بر تغذيه از مواد غذايى اين جهان نداشتند روزى شان را قبل از تولّد به پستان مادر مهربان حواله كرد;
    خدايى كه به هنگام پايان دوران شيرخوارگى در آن حال كه ناتوان بودند، روزى شان را به دست پدرى پر مهر داد كه صبح تا شام جان بكند و خوشحال باشد كه براى تهيّه غذاى فرزندانم زحمت مى كشم.آرى اين خدا، چگونه ممكن است به هنگامى كه انسان بزرگ مى شود و توانايى و قدرت به هرگونه كار و فعاليت پيدا مى كند او را فراموش نمايد، آيا عقل و ايمان اجازه مى دهد كه انسان در چنين حالى به گمان اين كه ممكن است روزى اش فراهم نشود در وادى گناه و ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران گام بگذارد و حريصانه به غصب حق مستضعفان بپردازد!؟البته نمى توان انكار كرد كه بعضى از روزيها چه انسان به دنبال آن برود، يا نرود، به سراغ او مى آيد.آيا مى توان انكار كرد كه نور آفتاب بدون تلاش ما به خانه ما مى تابد و يا باران و هوا بدون كوشش و فعاليت به سراغ ما مى شتابد؟ آيا مى توان انكار كرد كه عقل و هوش و استعدادى كه از روز نخست در وجود ما ذخيره شده به تلاش ما نبوده است!؟

    ولى اين گونه مواهب به اصطلاح باد آورده و يا به تعبير صحيحتر مواهبى كه بدون تلاش، به لطف خدا، به ما رسيده اگر با تلاش و كوشش خود از آن بطور صحيحى نگهدارى نكنيم آنها نيز از دست ما خواهد رفت، و يا بى اثر مى ماند.

    سخن معروف حضرت على(عليه السلام) در نامه 31 نهج البلاغه كه به فرزندش امام حسن(عليه السلام) فرمود: «وَ اعْلَمْ يا بُنَىَّ! اِنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبَهُ; وَ رِزْقُ يَطْلُبُكَ; بدان فرزندم! روزى دو گونه است: يك نوع همان روزيهايى است كه تو بايد به جستجويش برخيزى; و گونه ديگرش روزيهايى است كه آن در جستجوى تو است و به سراغ تو مى آيد» نيز اشاره به همين حقيقت است.


    اين را نيز نمى توان انكار كرد كه در پاره اى از موارد انسان به دنبال چيزى نمى رود، ولى بر اثر يك سلسله تصادفها، موهبتى نصيب او مى شود، اين حوادث گرچه در نظر ما تصادف است اما در واقع و از نظر سازمان آفرينش حسابى در آن مى باشد. بدون شك حساب اين گونه روزيها از روزيهايى كه در پرتو تلاش و كوشش به دست مى آيند جداست، و حديث بالا ممكن است اشاره به اينها نيز باشد.



    ولى به هرحال، نكته اساسى اين است كه تمام تعليمات اسلامى به ما مى گويد: براى تأمين زندگى بهتر ـ چه مادى و چه معنوى ـ بايد تلاش بيشتر كرد، و فرار از كار به گمان مقسوم بودن روزى غلط است. (تفسير نمونه، ج 9، ص 20)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #104
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    در تفسير اهدنا الصراط المستقيم



    32 ـ فى تَفْسيرِ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ «اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ»، يَقُولُ الصّادِق(عليه السلام):
    أَرْشِدْنا اِلى الطَّريقِ الْمُؤَدّى اِلى مَحَبَّتِكَ، وَ الْمُبَلِّغِ دينِكَ، وَ الْمانِعِ مِنْ اَنْ نَتَّبِعَ اَهْوائَنا فَنُعْتَبَ، اَوْ نَأْخُذَ بِآرائِنا فَنَهْلِكَ.
    (مسند الرضا، ج 1، ص 314)



    ترجمه:

    در تفسير سخن خداوند: (ما را به راه راست هدايت كن) امام صادق(عليه السلام)مى فرمايد: ما را به راهى كه به محبّت تو منتهى و منجر مى شود، و ما را به دين تو برساند و از پيروى هوى و هوس سرزنش بارمان و آراى شخصى هلاك كننده مان باز دارد، ارشاد و راهنمايى كن.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #105
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت



    امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه اى كه در شبانه روز ده بار مى خوانيم، چند جمله مى فرمايد:

    1 ـ اولين نشانه طريق مستقيم، اين است كه به محبت خدا منجر شود. اگر روز به روز محبتمان به خدا زيادتر شود دليل بر اين است كه در جاده مستقيم هستيم

    2 ـ طريق مستقيم چيزى است كه ما را به دين خدا و به حقيقت آيين الهى برساند. اگر روز به روز به حقيقت دين نزديكتر شويم معلوم مى شود كه در جاده مستقيم هستيم.

    3 ـ ما را از پيروى هوى و هوس، از آراى شخصى و آراى توأم با پيش داورى باز دارد. اگر اينها باشد در راه مستقيم هستيم اگر ديديم اثرى از محبت خدا در وجودمان نيست، يا سال به سال اخلاص كمتر شد حضور قلب در نماز كمتر شد; معلوم مى شود كه از صراط مستقيم منحرف شده ايم، يا اگر نسبت به دين خدا ـ چه در اصول و چه در فروع ـ به علمم افزوده نشد روشن مى شود كه من آدمى هستم كه راه خود را گم كرده ام.
    پناه بر خدا كه انسان به هوى و هوس خود، رنگ دين و وظيفه شرعى بزند! اين خيلى خطرناك است. بايد وقتى به نماز مى ايستيم با تمام وجودمان از خدا هدايت به راه راست و فزونى محبّتش را بخواهيم. اين افتخار است براى كسانى كه در مسير علوم دينى و روحانيت هستند كه موضوع زندگى آنان چيزهايى است كه به آنان امكان مى دهد كه آگاهى خود را نسبت به دين افزايش دهند و محبت خود را به خدا زياد كنند.(1)


    1. در اين جا سؤالى پيش مى آيد كه اوّلاً: صراط مستقيم چيست؟ و ثانياً: چرا ما همواره درخواست هدايت به صراط مستقيم از خدا مى كنيم، مگر ما گمراهيم؟ وانگهى به فرض كه اين سخن از ما زيبنده باشد از پيامبر و امامان كه نمونه انسان كامل بودند چه معنا دارد؟

    اوّلاً: صراط مستقيم (= راه راست)، راه پاكى و نيكى، راه عدل و داد و راه ايمان و عمل صالح است.

    ثانياً: در پاسخ به ايراد مى گوييم: انسان در مسير هدايت هر لحظه بيم لغزش و انحراف درباره او مى رود و به همين دليل بايد خود را در اختيار پروردگار بگذارد و تقاضا كند كه او را بر راه راست ثابت نگهدارد. و علاوه، هدايت همان پيمودن طريق تكامل است كه انسان تدريجاً مراحل نقصان را پشت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسد.

    اين را نيز مى دانيم كه طريق تكامل نامحدود است و به سوى بى نهايت همچنان پيش مى رود.

    بنابراين جاى تعجّب نيست كه حتى پيامبران و امامان از خدا تقاضاى هدايت به «صراط مستقيم» كنند، چه اين كه كمال مطلق تنها خداست و همه بدون استثنا در مسير تكاملند، چه مانع دارد كه آنها نيز تقاضاى درجات بالاترى را از خداوند بنمايند! (تفسير نمونه، ج1، ص 46)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #106
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    بيدارى و آمادگى



    33 ـ عَنْ اَنَسِ بْنِ مالِك قالَ:
    سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله)يَقُولُ: يا مَعْشَرَ الْمُسْلِمينَ، شَمِّرُوا فَاِنَّ اْلاَمْرَ جِدٌّ، وَ تَأَهَبُّوا فَاِنَّ الرَّحيلَ قَريبٌ، وَ تَزَوَّدُوا فَاِنَّ السَّفَرَ بَعيدٌ، وَ خَفِّفُوا اَثْقالَكُمْ فَاِنَّ وَراءَكُمْ عَقَبَةً كَؤُوداً، وَ لايَقْطَعُها اِلاَّ الُْمخِفُّونَ. اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ بَيْنَ يَدَىِ السّاعَةِ اُمُوراً شِداداً، وَ اَهْوالاً عِظاماً، وَ زَماناً صَعْباً يَتَمَلَّكُ فيهِ الظَّلَمَةُ، وَ يَتَصدَّرُ فيهِ اَلْفَسَقَةُ، وَ يُضامُ فيهِ اَلاْمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ، وَ يُضْطَهَدُ فيهِ النّاهينَ عَنِ الْمُنْكَرِ; فَاَعِدُّوا لِذلِكَ الاْيمانَ، وَ عَضُّوا عَلَيْهِ بِالنَّواجِذِ، وَ الْجَأُوا اِلَى الْعَمَلِ الصّالِحِ، وَ اَكْرِهُوا عَلَيْهِ النُّفُوسَ تُفْضُوا اِلَى النَّعيمِ الدّائِمِ.
    (بحار، ج 77، ص 186)


    ترجمه:


    از انس بن مالك روايت شده كه گفت: شنيدم پيامبر(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:
    اى مسلمانان! خودتان را آماده كنيد (و آستينها را بالا بزنيد) كه امر قيامت جدّى است و آماده مرگ شويد، چرا كه كوچ كردن نزديك است و توشه برداريد كه سفر طولانى است و بارهاى خود را سبك گردانيد كه در پيش روى شما گردنه هاى صعب العبورى است كه جز سبكباران كسى نمى تواند از آن بگذرد.
    (اى مردم!) نزديك قيامت و آخر دنيا، امور سخت و هولها و وحشتهاى بزرگ و روزگار سختى است كه در آن حكمرانان جهان، ظالمانند و فاسقان در مصدر امور قرار مى گيرند و امر به معروف كنندگان مظلومند و نهى از منكر كنندگان در فشار. پس (در اين موقع) بوسيله ايمان، آماده و مهياى آن روز شويد و بر دندانها بفشريد (و عزم را جزم كنيد) و به دامن عمل صالح پناه ببريد و نفس را بر انجام كارهاى نيك (با وجود ناخشنودى نفس) واداريد تا به بهشت جاودان نائل شويد.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #107
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين حديث، بيدارى انسانها و آگاهى مردم را بيان فرموده است:
    1 ـ در دستور اول «شَمِّروا» دارد كه در لغت به معناى آماده شدن است.
    شايد اصل آن از اين جا باشد كه عرب مى گويد:
    «شَمَّرَ عَنْ ساقَيْهِ». عربها معمولاً لباس بلند مى پوشند كه براى كار و فعاليت جدى به درد نمى خورد و وقتى مى خواستند فعاليت جسمى بكنند، اين لباس را بالا مى زدند، يا اين كه اين لباس را بالا مى كشيدند و با شالى به كمرشان مى بستند كه اين پيراهن تا نصف ساق يا تا سر زانو مى آمد. لذا اين عبارت شَمَّرَ عَنْ ساقَيْهِ، كنايه از آماده شدن براى كار و فعاليت شد.اكنون حضرت(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: آماده شويد; چون مطلب جدى است و آتش جهنم و حساب و كتاب در كار است
    2 ـ مشابه اولى است، ولى با يك تفاوت.
    وسايل را آماده كنيد. اُهْبَه; يعنى، وسايل. فرق «شَمِّرُوا» با «تَأَهّبوا» ـ با اين كه هر دو به معناى آماده شدن است ـ در اين است كه در شمروا خود انسان بايد آماده شود، ولى در تأهبّوا انسان بايد ابزار و وسايل را فراهم سازد. البته براى هر سفرى ـ كه سفر آخرت هم يكى از آنهاست ـ هم بايد خود انسان آماده باشد و هم وسايل را آماده كند
    3 ـ غير از وسايل، مثل: مركب، بار و بنه، بايد زاد و توشه نيز بردارد، چون رحيل و كوچ نزديك است و سفر دور.
    اينها با هم تضادى ندارند، رحيل به معناى آغاز سفر است حركت زود صورت مى گيرد، ولى سفر خيلى طولانى است، مثل اين كه به ما بگويند:
    فردا آماده شويد مى خواهيم حركت كنيم، اما سفر، يك سال طول مى كشد. وسايل يك سال را با خود بياوريد. خلاصه اين قريب و بعيد با هم تنافى ندارند، چون يكى آغاز سفر و ديگرى پايان سفر را مى گويد، زيرا هر لحظه احتمال حركت هست و فاصله مرگ و حيات انسان خيلى كم است.
    قبلاً گفته ايم در گلوى انسان زبان كوچكى است كه مى شود آن را زبان حيات و زندگى يا برزخ بين مرگ و زندگى دانست.
    موقعى كه انسان غذايى مى خورد اين زبان روى مجراى تنفس مى افتد و آن را محكم مى گيرد و غذا را به مجراى مرى و معده هدايت مى كند. زمانى كه شخص غذا را بلعيد و فرو برد زبان برداشته مى شود و مجراى تنفس باز و مجراى مرى بسته مى شود. حال اگر اين زبان به هنگام خوردن غذا، دير حركت كند يا از حركت بيفتد و دريچه هوا بسته نشود و ذره اى از آن، در دستگاه تنفس وارد شود، كشنده است. حتى در اوضاع فعلى، جراحى هم ممكن نيست، چون راهى ندارد و بسيار ديده شده است كه بعضى ها وقتى ـ مثلاً ـ
    مى خواهند قرصى به بچه شان بدهند، آن قرص را در دهان بچه گذاشته و با انگشت فشار مى دهد، غافل از اين كه ممكن است اين قرص به مجراى تنفس برود. يا بعضى خوابيده غذا مى خورند اگر ذره اى از آن در مجراى تنفس برود و نتواند آن را با سرفه هاى شديد به بيرون پرتاب كند، در آن جا مى ماند و شخص را مى كشد.
    از اين رو، به اين حياتى كه به مويى بسته است نمى توان اعتماد كرد.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #108
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    سفر آخرت، سفر درازى است.
    مطابق بعضى از آيات، زمان حسابرسى هزار سال و بنابر بعضى از آيات پنجاه هزار سال طول مى كشد كه مفسرين بين دو آيه را اين جور جمع كرده اند كه، در قيامت پنجاه موقف است; يعنى، پنجاه پست بازرسى وجود دارد كه بايد از آنها عبور كرد و هر پستى ـ البته اگر مراد تعداد ايستگاههاى بازرسى باشد ـ هزار سال طول مى كشد، اما اگر كنايه از تكثير باشد به اين معناست كه اين محاسبه هزاران سال طول مى كشد. پس هر سفرى مركبى خاص مى طلبد; مثلاً، سفر دريايى را نمى توان با وسايل خشكى پيمود و يا به عكس
    4 ـ بار خود را سبك كنيد براى اين كه در پيش روى شما، گردنه هاى صعب العبورى است كه جز سبكباران از آن نمى توانند بگذرند.
    انسانى كه مى خواهد سفر بيابانى برود لوازم تجملى با خود نمى برد و بارش را سنگين نمى كند. اگر بار سنگين باشد در همان سر بالايى اول، در مى ماند. اما آنانى كه ورزيده، چابك و سبكبالند به سرعت از اين گردنه ها مى گذرند. چه خوب است انسان بارش را سبك گرداند و زهد را پيشه كند تا بتواند از اين گردنه ها، چون اسبى بادپاى بگذرد! سابق بر اين، مردم به صورت گروهى و كاروانى مسافرت مى كردند و كسى كه از قافله عقب مى ماند گرفتار و بيچاره مى شد، چرا كه قافله براى يك نفر نمى توانست بماند. لذا افراد مى كوشيدند از قافله جا نمانند.ذيل حديث دارد:
    «اَيُّهَا النّاسُ! اِنَّ بَيْنَ يَدَىِ السّاعَةِ اُمُورًا شِدادًا وَ اَهْوالاً عِظامًا...»
    : اين قسمت، بحث طولانى و دامنه دارى مى طلبد كه ما در بحث فشرده اخلاقى خودمان آن را به طور اختصار مطرح مى كنيم: از احاديث استفاده مى شود كه در پايان دنيا، هم اوضاع تكوينى عالم مشكلات و شدايدى دارد و هم اوضاع اجتماعى و زندگى بشر پيش از قيام حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف). چون هر دو در آستانه پايان عمر دنياست.
    مى شود هر دو را به هم پيوند داد كه در اين جا هر دو به هم عطف شده اند.حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: در آخر دنيا، امور شداد (= سخت) و وحشتهاى عظيم است كه همه چيز عالم را در هم مى ريزد: كوهها چون پنبه ريز ريز مى شوند; درياها به جوش مى آيند; خورشيد تاريك مى گردد و خلاصه حالتى پيش مى آيد كه انسان همه چيز را از ياد مى برد. زندگى اجتماعى نيز با وحشتهاى بزرگى رو به روست كه در اين جا مخصوصاً به چند قسمت آن اشاره شده است: زمانى است كه ظالمان و فاسقان بر جهان حكم مى رانند و امر به معروف كنندگان و نهى از منكر كنندگان در فشار قرار مى گيرند و بعد
    پيامبر(صلى الله عليه وآله)دستوراتى مى دهد ـ البته آنچه در اين حديث است لازم نيست در كل عالم باشد ممكن است قسمتى از جهان، حكومت صالحى داشته باشد، اما مجموع دنيا از اين مسائل برخوردار است كه نمونه اى از آن را در عصر خودمان مى بينيم.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #109
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    وقتى حضرت(صلى الله عليه وآله)مفاسد دنيا را بيان مى كند;
    روى دو نقطه حساس دست مى گذارد:
    1 ـ مسأله حكومت;
    2 ـ مسأله امربه معروف و نهى از منكر.

    مى فرمايد:
    دنيا نابود مى شود چون حكومت به دست افراد ظالم و فاسق مى افتد. براى همين است كه مسأله حكومت براى اسلام بسيار اهميّت دارد و بايد تلاش كرد حكومت اسلام برقرار بماند. اين واقعيّتى است اگر حكومت فاسد نباشد هيچ جا فاسد نمى شود و اگر حكومت فاسد شد همه چيز فاسد مى شود كه گفته اند:
    «اَلنّاسُ عَلى دينِ مُلُوكِهِمْ;
    مردم طبق دين و آيين فرمانروايانشان عمل مى كنند»
    حضرت روى چيزهاى ديگر تكيه نكرد، بلكه روى حكومت انگشت گذارد، زيرا حكومتها، اساس صلاح و فساد هستند.دو واجب است كه اگر اقامه شوند، تمام فرايض بر پا مى شوند. در روايت دارد: نسبت امر به معروف و نهى از منكر، نسبت به فرايض ديگر، مانند نسبت درياى موّاج است به دهان.نكته آخر: براى مقابله با مفاسد چه كنيم؟ پيامبر(صلى الله عليه وآله) دو اسلحه پيشنهاد كرده است:
    1 ـ ايمان:
    مهمترين سلاح برنده، ايمان است.
    2 ـ استقامت:
    انسان وقتى عصبانى مى شود و عزم جزم بر انجام كارى مى گيرد دندانهايش را روى هم فشار مى دهد. وقتى زياد فشار بدهد، دندانهاى عقب هم، روى هم مى آيند. اين عبارت: «عَضُّوا عَلَيْهِ بِالنَّواجِذِ»، اشاره به تصميم قاطع است كه عامل پيشرفت در همه كارهاست. مراد اين است كه دومين اسلحه به دنبال ايمان، استقامت است، يعنى، با سستى، تنبلى و كم كار كردن هيچ كس به جايى نمى رسد. شما حالات بزرگان را ببينيد كه چقدر زحمت مى كشيدند. در گرماى سخت نجف، مرحوم صاحب جواهر(ره) بر سر نعش پسر، كتاب جواهر مى نويسد و حكايات بسيارى ديگر. كه گفته اند:
    «در خانه اگر كس است، يك حرف بس است».(1)



    1. براى اين كه انسان دچار تنبلى و سستى نشود بايد قبلاً اين صفت را شناخته و به نتيجه اش آگاهى پيدا كند.

    حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) در اين باره مى فرمايد: «لِلْكَسْلانِ ثَلاثُ عَلامات: يَتَوانى حَتّى يُفَرِّطَ; وَ يُفَرِّطُ حَتّى يُضَيِّعَ; وَ يُضَيِّعُ حتّى يَأْثِمَ; آدم كسل و تنبل سه نشانه دارد: سستى مى كند تا به تنبلى و كوتاهى منجر شود; تفريط مى كند تا تضييع كند; و تضييع مى كند تا گناه كند.»

    اگر در حالات مردان پيروز و برجسته عالَم بنگريم از جمله صفات بارز آنها، جدّى بودن در رفتار و كردار و ترك سستى و تنبلى است. حتى پيامبران با اين كه از تأييدات الهى برخوردار بودند، پشتكار عجيبى داشتند، مخصوصاً وقتى انسان در حالات رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) و جدّيت آن جناب از جمله در مسأله مهاجرت از مكّه به مدينه دقت مى كند مى بيند با اين كه حضرت مى توانست با بُراق و بُرقع كه در شب معراج از آنها استفاده كرده بود از مكّه هجرت كند، يا طىّ الارض نمايد، با پاى پياده، ابتدا براى اين كه رد گم نمايد به جاى شمال به جنوب مكّه رفت، آن گاه كه مطمئن گرديد دشمن مأيوس شده از بيراهه مكّه را دور مى زند، شبها راه مى رود و روزها استراحت مى كند، آن هم در سنگلاخها و صحراهاى حجاز. توجه داريد كه كار چقدر مشكل است! حضرت(صلى الله عليه وآله) اين كار را در مدّت دوازده روز انجام مى دهد.

    اينها براى ما الگو و اسوه هستند. خلاصه همه كسانى كه در زندگى موفق شدند، انسانهاى جدّى بودند و انسانهاى لااُبالى و تنبل ـ همان گونه كه حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)فرمود ـ آن قدر سستى مى كنند تا باعث كوتاهى در عمل شده و آن هم منجر به از دست رفتن فرصتها و سرانجام منتهى به گناه شود.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #110
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    راه جلب محبّت خدا و محبّت مردم



    34 ـ عَنْ اَبى سَعيدِ الْخُدْرِىِّ قالَ: سَمِعْتُ
    رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله)يَقُولُ لِرَجُل يَعِظُهُ:
    اِرْغَبْ فيما عِنْدَ اللهِ يُحِبَّكَ اللهُ، وَ ازْهَدْ ما فى اَيْدِى النّاسِ يُحِبَّكَ النّاسُ. اِنَّ الزّاهِدَ فِى الدُّنْيا يُريحُ، وَ يُريحُ قَلْبَهُ وَ بَدَنَهُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، وَ الرّاغِبَ فيها يُتْعِبُ قَلْبَهُ وَ بَدَنَهُ فِى الدُّنيا وَ الاْخِرَة. لَيَجيئَنَّ اَقْوامٌ يَوْمَ الْقِيامَةِ لَهُمْ حَسَناتٌ كَاَمْثالِ الْجِبالِ فَيُأْمُرُ بِهِمْ اِلَى النّارِ. فَقيلَ: يا نَبِىَّ اللهِ، أَمُصَلُّونَ كانُوا؟ قالَ: نَعَمْ، كانُوا يُصَلُّونَ وَ يَصُومُونَ وَ يَأْخُذُونَ وَهْناً مِنَ اللَّيْلِ، لكِنَّهُمْ اِذا لاحَ لَهُمْ شَىْءٌ مِنْ أَمْرِ الدُّنْيا وَثَبُوا عَلَيْهِ.
    (بحار، ج 77، ص 186)


    ترجمه:

    ابوسعيد خدرى مى گويد: شنيدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مردى پند مى داد و مى فرمود: آنچه را نزد خداست بطلب تا خدا تو را دوست بدارد و از آنچه نزد مردم است چشم بپوش تا مردم تو را دوست بدارند. زاهد و بى اعتناى به دنيا جسم و جانش در دنيا و آخرت در آسايش است. و خواهان دنيا، در دنيا و آخرت روح و بدنش در سختى است. در روز قيامت، اقوامى را مى آورند كه حسناتى بمانند كوهها دارند، امّا امر مى شود كه به جهنم درآيند.
    گفته شد: اى پيامبر خدا! آيا اينان نمازگزار بودند؟
    فرمود: بلى، نماز مى گزاردند و روزه مى گرفتند و پاسى از شب را بيدار مى ماندند (و نماز شب مى خواندند).
    ولى (گرفتارى اينان، اين بود كه) چون امرى از امور دنيا پيش مى آمد بر سر آن مى پريدند (و ملاحظه حلال و حرام آن را نمى كردند).
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 11 از 13 نخستنخست ... 78910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •