*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 28910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 124
  1. #111
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) در اين حديث، مردى را اندرز مى دهد و آن گاه در پايان راجع به دنيا و خطرات آن بحث مى كند
    1 ـ اگر مى خواهى خدا تو را دوست داشته باشد، آنچه را نزد خداست بطلب و اگر مى خواهى مردم تو را دوست بدارند، به دست مردمان نگاه نكن و به مالشان چ
    شم طمع ندوز.«ما عِنْدَاللهِ» چيست؟
    مراد از عندالله، ثوابهاى الهى، قرب خداوندى و نعمتهاى اوست كه اگر طالب آن باشى، خدا تو را دوست دارد.
    اما مردم وقتى تو را دوست مى دارند كه نسبت به چيزهايى كه مورد علاقه آنان است بى اعتنا باشى; زيرا در بشر بخل حاكم است و اين حاكميت بخل در انسان باعث مى شود كه به فرد بى طمع علاقه مند باشد. واقعاً انسان براى حفظ موقعيت خودش هم كه شده، به آنچه در دست مردم است بايد بى اعتنا باشد.در طول تاريخ چيزهاى عجيبى در اين زمينه مى نويسند: بعضى از حاكمان بوده اند كه نزديكان و برادران خود را براى حفظ حكومتشان كشته اند. نقل مى كنند: سلطان محمد فاتح، پادشاه عثمانى، وقتى به سلطنت رسيد، دستور داد تمام برادرهايش را كشتند، زيرا مى ترسيد آنان تهديدى براى حكومتش باشند. بعد از سلطان محمد فاتح در ميان عثمانيها سنت شد كه هر كسى به سلطنت مى رسيد تمام برادرهايش را مى كشت.
    در مورد يكى از پادشاهان اشكانى مى نويسند: وقتى به سلطنت رسيد پدر و سى برادر خود را كشت. بعد با مادرش ازدواج كرد كه ثمره اين ازدواج نيز، پدر و مادر خود را كشت. دنيا در نزد دنياپرستان چنين است.
    2 ـ كسى كه به دنيا بى اعتناست يُريحُ وَ يُريحُ قَلْبَهُ است كه يريح اول احتمال داردمفعولش محذوف; يعنى، كلمه النّاس باشد; يعنى، هم خودشوهم جسم وجانش راحت استوهم ديگران راراحت مى گذارد.
    دلبستگى شديد به دنيا، واقعاً باعث رنج و تَعَب است; مثلاً، خواب آسوده ندارد. بسيارند افرادى كه چون شب به خانه مى آيند تمام مسائلى را كه در روز در بازار بوده و معاملاتى را كه انجام داده اند در مقابل فكرشان رژه مى رود.
    اگر خوب بوده از خوشحالى خوابشان نمى برد و اگر بد بوده از اندوه. بايد با قرص خواب آور بخوابند، روحشان در عذاب است، اما كسى كه به دنيا بى اعتناست، هم بدنش و هم روحش، در آسايش است. اين دستورات الهى دستوراتى نيستند كه فقط به درد آخرت بخورد و ثواب و عقاب آنها در آن جا ظاهر شود. اگر ـ پناه بر خدا ـ آخرتى هم نبود اجراى اين دستورات براى زندگى دنيا، براى سلامت جسم و روح و آرامش فكر هم لازم بود. مى گويند:
    بر اثر پيشرفت طب، تعداد بيماران جسمى كم شده، ولى تعداد بيماران روحى روز به روز زيادتر مى شود و شايد زمانى برسد كه دنيا به قول ما دارالمجانين بزرگى گردد و در تمام روى زمين فردى را كه داراى اعصاب سالم و خالى از هرگونه بيمارى روحى باشد، پيدا نكنيم. اين بيمارى روانى روزافزون، به عوامل زيادى بستگى دارد. دلبستگى شديد انسان به دنيا باعث مى شود كه دايماً روحش در عذاب باشد. واقعاً اگر ما در مسائل زندگى مادى به آيه 23 سوره حديد: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتيكُمْ;
    اين به خاطر آن است كه براى آنچه از دست داده ايد تأسف نخوريد، و به آنچه به شما داده است دلبسته و شادمان نباشيد.»
    ايمان داشته باشيم و بدان عمل كنيم خيلى راحت هستيم. چيزى كه از دست رفت خوب، رفته باشد چرا غصه بخوريد؟ و چيزى هم كه داريد زياد به آن نچسبيد كه اگر گرفتند فريادتان بلند شود. اين آيه نسخه سلامت روح و زهد را در اين دو جمله، خلاصه و معنا كرده است.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #112
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    اهل ايمان زندگى دنيايى آنان نيز بهتر است، چون پول و ثروت سلامتى نمى آورد،
    مقام دليل بر خوشبختى نيست. كسانى هستند كه همه چيز مادى دارند، ولى از بدبخت ترين مردم دنيا هستند، پيوسته در اضطراب هستند كه مبادا ديگران از آنها بگيرند، كلاه بر سرشان بگذارند! هميشه در رنج و عذابند. كسى هم هيچ چيز ندارد، ولى غنى ترين مردم عالم است. مراد از زهد اين نيست كه هيچ نداشته باشد، بلكه مراد اين است كه وابسته و دلبسته به دنيا نباشد.
    بعد ابوسعيد خدرى از پيامبر(صلى الله عليه وآله)نقل مى كند كه در روز قيامت، اقوامى را مى آورند كه به اينها امر مى شود به جهنم بروند،
    در حالى كه براى آنان حسناتى مانند كوههاست.
    راوى مى پرسد: آيا اينها نماز هم مى خواندند؟ فرمود: «بله، نماز مى خواندند و روزه مى گرفتند و به مستحبات مى پرداختند و حتى قسمتى از شب بيدار مانده و نماز شب مى خواندند(اصحاب تعجّب كردند چه علتى باعث جهنمى شدن آنان شده است؟). گرفتارى اينان، اين بود كه وقتى امرى از امور دنيا پيش مى آمدملاحظه حلال و حرام آن را نمى كردند و بر سر آن مى پريدند.»
    «وَثَبُوا عَلَيْهِ» تعبير بسيار پرمعنايى است.
    يعنى، مثل حيوانى كه طمعه اى ببيند خودش را روى آن مى اندازد اينان نيز در مورد دنيا، همين كار را مى كردند.
    انسان هر چه در آيات و روايات از يك سو و در زندگى خودش و مردم از سويى و در تاريخ بشر از سوى ديگر مطالعه مى كند به حقيقت حديث
    «حُبُّ الدُّنْيا رَاْسُ كُلِّ خَطيئَة»
    آشناتر مى شود. حب دنيا معناى وسيعى دارد:
    دنيا فقط اموال و ثروت نيست. گاه انسان براى حب مقام، حب زن و هزاران حب ديگر سقوط مى كند و به جهنم مى رود.
    اين همه خونهايى كه در تمام نقاط جهان ريخته مى شود و اين همه غارتها، سرچشمه همه آنها حب دنياست. اين روزها به قدرى مسأله واضح شده است كه مخفى هم نمى كنند وقتى مى پرسند: چرا اين همه جنايت مى كنيد؟ مى گويند:
    در آن جا منافعى داريم. براى منافع خودشان هزاران جنايت و خيانت مى كنند.حالا اين جنايتكاران، رك و پوست كنده مى گويند، اما اگر از بعضى از خشكه مقدسان و متحجّران و بى تقوايان بپرسند چرا اين كار را كردى؟ به صورتى شرعى آن را درست و توجيه مى كنند، در حالى كه اگر مثل آنان مى گفتند: ما هم منافعى در اين كار داريم;
    شرافتمندانه تر بود، تا اين كه علاوه بر حب دنيا، ريايى هم داخل آن نمايند. بعضى از مقدس نماها وقتى از آنان سؤال مى شود:
    فلانى چطور است؟ مى گويد: حرف نزن كه در اين جا، شرع دهانم را بسته است. در حالى كه اگر گناه آن مؤمن را مى گفت بهتر بود، چون اين كلامى را كه او گفت فكر انسان را بر همه جا مى برد كه اين شخص چه گناهانى مرتكب شده كه شرع دهان او را بسته است؟
    از اينروست كه آن معلم اخلاق مى گويد:
    اين شخص خيال مى كند كه گناه نكرده، بلكه علاوه بر غيبت، ريا هم كرده است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #113
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    دو ديدگاه درباره دنيا و آخرت



    35 ـ عَنْ نافِع عَنِ ابْنِ عُمَرَ قالَ: سَمِعْتُ
    رَسُولَ الله(صلى الله عليه وآله) يَقُولُ:
    اَيُّهَا النّاسُ، هذِه دارُ تَرَح لا دارُ فَرَح، دارُ الْتِواء لا دارُ اسْتِواء، فَمَنْ عَرَفَها لَمْ يَفْرَحْ لِرَجاء وَ لَمْ يَحْزُنْ لِشَقاء. اَلا وَ اِنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْيا دارَ بَلْوى وَالاْخِرَةَ دارَعُقْبى، فَجَعَلَ بَلْوَى الدُّنيا لِثَوابِ الاْخِرَةِ سَبَباً... .
    (بحار، ج 77، ص 187)


    ترجمه:

    نافع از ابن عمر نقل مى كند كه گفت: شنيدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمود: اى مردم! دنيا خانه غم و اندوه است نه خانه شادى و خنده; و منزلى است كه با پيچيدگى و سختى آميخته است دنيا خانه اى نيست كه همه چيزش هموار و صاف باشد.
    پس كسى كه ماهيّت آن را شناخت نه با كاميابى ها و پيروزيهايش خوشحال مى شود و نه با شكستهايش ناراحت و غمگين. بدانيد خداوند دنيا را جاى بلا و آزمايش آفريده است و آخرت را جاى پايان كار; و از اين رو، سختى و بلاى دنيا را سبب ثواب و پاداش آخرت قرار داده است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #114
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    دراين حديث دو ديدگاه در مورد دنيا و آخرت بيان شده است:
    1 ـ دنيا، خانه غم و اندوه و خانه پيچيدگى است، نه منزلى كه همه چيزش صاف و هموار باشد.(1) در واقع اين واقعيتى است كه در مشاهدات عينى خودمان آن را مى بينيم. به چشم مى نگريم كه همه چيز در حال زوال و تغيير است و چيزى در اين دنيا، بقا و دوام ندارد. از نظر علمى هم ثابت شده است كه دنيا رو به فرسودگى مى رود و خورشيد با اين عظمت روزى خاموش مى شود، همان گونه كه قرآن در آيه 1 سوره تكوير، مى فرمايد:
    «اِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ». تمام عالم هستى روز به روز در حال پوسيدگى و فرسايش است همان چيزى كه امروز آن را انتروپى;
    يعنى، كهولت و فرسودگى و پوسيدگى مى نامند.بنابراين، نبايد اين دنيا را، خانه شادى دانست. اگر ما ماهيت دنيا را بدين گونه شناختيم اين نتيجه بر آن مترتب مى شود كه هرگز با پيروزيها خوشحال و با شكستها غمگين نگرديم. اين ديد صحيح، نتيجه جهان بينى مسلمان نسبت به دنياست كه در حقيقت معناى همان آيه 23 سوره حديد:
    «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتيكُمْ» است. ما مى دانيم كه آفتاب هر روز طلوع مى كند بنابراين نه از طلوعش ناراحت مى شويم و نه از غروبش، اگر انسان باور داشته باشد كه دنيا ناپايدار است اين دو، اثر تربيتى در وجود انسان مى گذارد همان گونه كه على(عليه السلام) در نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 439 مى فرمايد:
    تمام زهد در اين جمله خلاصه شده است:
    «اَلزُّهْدُ كُلُّهُ بَيْنَ كَلِمَتَيْنِ مِنَ الْقُرْآنِ قالَ اللهُ سُبْحانَهُ: لِكَيْلا تَاْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتيكُمْ;
    تمام «زهد و وارستگى» در دو جمله قرآن خلاصه شده است: بر آنچه از دست شما رفته تأسّف نخوريد و بر آنچه خداوند به شما داده (بيش از اندازه) شادمان نگرديد» زهد; يعنى، وارستگى، آزادى از قيد و بند عالم مادى.
    2 ـ نظر ديگر نسبت به دنيا: بعد حضرت(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    دنيا داربلواست;
    يعنى، دنيا جاى آمادگى و به منزله جنين براى آخرت است، چون در رحم، جنين كامل مى شود و آماده تولد. خلاصه دنيا مدرسه است. اگر دوران جنينى را خوب گذراند بعد از تولد، از نعمتهاى آن عالم خوب استفاده مى كند، اما اگر جنين ناقص متولد شد جز رنج و درد نصيبى ديگر نخواهد برد و راه بازگشتى هم ندارد.


    1. دنيا دار رنجها و دردهاست. واقعيّت اين است كه طبيعت زندگى اين جهان در هيچ مرحله اى خالى از مشكلات، ناراحتيها و رنج و مشقّت نيست ـ خواه اين مشكلات جنبه جسمانى و بدنى داشته باشد، و يا جنبه روحى و فكرى و يا هر دو ـ و هيچ كس را خالى از آن نمى بينيم.

    در حديث بسيار پر معنايى از امام على بن الحسين(عليه السلام) مى خوانيم: «راحتى و آسايش در دنيا و براى اهل دنيا وجود ندارد. راحتى و آسايش تنها در بهشت و براى اهل بهشت است; و رنج و تعب در دنيا و براى اهل دنيا آفريده شده; و (به همين دليل) هر كسى پيمانه اى از آن به دست مى آورد دو برابر آن حرص نصيب او مى شود و كسانى كه از دنيا بيشتر دارند فقيرترند، زيرا محتاج ديگران در حفظ اموال خويشند و به وسايل و ادوات زيادى براى حفظ آن نيازمندند. بنابراين، در ثروت دنيا راحتى نيز وجود ندارد.»

    سپس امام(عليه السلام) در ذيل حديث فرمود: «كَلاّ ما تَعِبَ اَوْلِياءُ اللهِ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ; هرگز دوستان خدا در دنيا به خاطر دنيا رنج و تعب نمى كشند، بلكه رنج و تعب آنها در دنيا براى آخرت است.» (تفسير نمونه، ج 26، ص 204)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #115
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    تقوا


    36 ـ عَنْ اَنَسِ بْنِ مالِك قالَ: سَمِعْتُ

    رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يَقُولُ:

    اَيُّهَا النّاسُ! اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقاتِه، وَاسْعَوْا فى مَرْضاتِه، وَ أَيْقِنُوا مِنَ الدُّنْيا بِالْفَناءِ وَ مِنَ الاْخِرَةِ بِالْبَقاءِ وَ اعْمَلُوا لِما بَعْدَ الْمَوْتِ; فَكَاَنَّكُمْ بِالدُّنْيا لَمْ تَكُنْ، وَ بِالاْخِرَةِ لَمْ تَزَلْ. اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ مَنْ فِى الدُّنْيا ضَيْفٌ، وَ ما فى اَيْديهِمْ عارِيَةٌ، وَ اِنَّ الضَّيْفَ مُرْتَحِلٌ، وَ الْعارِيَة مَرْدُودَةٌ. اَلا وَ اِنَّ الدُّنْيا، عَرَضٌ حاضِرٌ يَأكُلُ مِنْهُ اَلبَرُّ وَ الْفاجِرُ، وَ الاْخِرَةُ وَعْدٌ صادِقٌ، يَحْكُمُ فيها مَلِكٌ عادِلٌ قادِرٌ، فَرَحِمَ اللهُ امْرَءاً يَنْظُرُ لِنَفْسِه وَ مَهَّدَ لِرَمْسِه ما دامَ رَسَنُهُ مُرْخِياً وَ حَبْلُهُ عَلى غارِبِه مُلْقِياً قَبْلَ اَنْ يَنْفَدَ اَجَلُهُ، وَ يَنْقَطِعَ عَمَلُهُ.

    (بحار، ج 77، ص 177)



    ترجمه:

    از انس بن مالك روايت شده كه گفت: شنيدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد: اى مردم! تقواى الهى را آنچنان كه حقش هست، پيشه خود سازيد و در كسب خشنودى خداوند بكوشيد. مطمئن باشيد كه دنيا ناپايدار است و آخرت پايدار و لذا براى آخرت كار كنيد گويى كه اصلا در دنيا نبوده ايد و پيوسته در آخرت بوده ايد. اى مردم! تمام مردم دنيا، مهمانند و آنچه دارند، امانت است و اين ميهمان مى رود و امانت نيز به صاحبش برمى گردد. بدانيد دنيا عرض و متاعى نقد است كه خوب و بد از آن بهره مى برند و آخرت وعده (و نسيه) صادق و درست و ثابت است كه در آن حاكمى قدرتمند و عادل حكم مى راند. پس خدا رحمت كند مردى را كه به نفسش بنگرد و مادامى كه مهلت دارد و اختيارش در دست خود اوست براى قبرش توشه مهيّا كند پيش از آن كه اجلش فرا رسد و كارى از دستش برنيايد.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #116
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    البته احتمال دارد كه اين حديث از قبيل اجمال و تفصيل باشد، چون در ابتداى آن فرمان به تقوا و رعايت حق آن داده است و بعد امورى را شرح مى دهد: در تفسير تقوا حرفهاى زيادى است، ولى با جمله اى كوتاه اين مسأله مفصل را مى توان بيان كرد و آن اين است كه تقواهمان بازدارنده باطنى وسدى درونى است كه مانع مى شود شخص گناه كند. البته تقوا درجاتى دارد: گاهى در سر حد عدالت است وگاهى مافوق عدالت، تا اين كه به درجه عصمت مى رسد، چون مقام عصمت هم، مرحله عالى تقواست. پس آن احساس مسؤوليت درونى انسان و آن حالت وقايه (= خود نگهدارى)، تقواست.اما حق تقوا اين است كه در مرحله عالى تقوا باشيد، نه در مرحله پست. عيناً مثل اين است كه انسان در مقابل سيلاب سدى ببندد، گاهى سد كوچك و ضعيف است و گاهى محكم و بلند. هر چه سد تقوا بلندتر و محكمتر باشد ميزان آسيب كمتر است. شهوات و هوى ها چون سيلابند و تقوا چون سد. اگر انسان سيلاب را مهار كرد تبديل به نيرويى سازنده و عظيم مى شود همان نيرويى كه در مرتاضها يا در علماى بزرگ و سالكان الى الله هست، مانند برقى كه از جمع شدن آبها توليد مى شود. بعد حضرت(صلى الله عليه وآله) چند دستور مى دهد:1ـ «دركسب خشنودى خداتلاش كنيد.» ما سه نوع رضايت داريم:
    الف ـ مرضات الله;
    ب ـ مرضات النّاس;
    ج ـ مرضات النّفس.

    آدم با تقوا مى گويد:
    رضايت خدا را بر همه مقدّم مى دارم و مردم هم بايد دنبال آن راضى بشوند اگر راضى شدند چه بهتر، و الا خودشان مى دانند. يا اين كه نفس ما راضى شد كه شد و الا فلا. اگر ما به اين مرحله رسيديم، مرحله عالى تقواست; مثلاً، حادثه اى پيش مى آيد اول رضايت خدا، بعد رضايت خلق خدا بعد رضايت خود انسان. اگر چنين شد، آدم درستى هستيم، اما اگر خواستيم ببينيم كه انعكاس خارجى آن چيست؟ آيا با منافع ما مى سازد؟ و ضمناً هم ببينيم خدا چه مى گويد; يعنى، نظر خدا را در ضمن يا بعد از رضايت مردم و خود ببينيم اين شرك در عمل است; والا توحيد خالص غير از اينهاست و براى رسيدن به توحيد خالص، در هر پيشامدى بايد ديد كه اول نظر خدا چيست؟ بعداً به نظر مردم و يا خودش توجّه كند.ما در احاديث داريم كه، «مَنْ اَصْلَحَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ، اَصْلَحَ اللهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ;
    اگر انسان ميان خود و خدايش را اصلاح كند، خداوند ميان او و مردم را اصلاح مى كند.» اگر واقعاً در صدد جلب رضاى خدا باشيم، خداوند به مانند دعاى ابراهيم در حق همسر و فرزندش، هاجر و اسماعيل، كه در آيه 37، سوره ابراهيم فرمود:
    «فَاجْعَلْ اَفْئِدَةً مِنَ النّاسِ تَهْوى اِلَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الَّثمَراتِ;
    تو دلهاى گروهى از مردم را متوجه آنها ساز، و از ثمرات به آنها روزى ده!» قلوب مردم را متوجه ما مى كند. قرآن مجيد با صراحت اين معنا را مى گويد: آنهايى كه از متقين هستند. در آيه 96 سوره مريم مى خوانيم:
    «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا;
    مسلّماً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتى براى آنان در دلها قرار مى دهد»; ولى اول بايد حسابمان را با خدا صاف كنيم آن موقع حساب، با بقيه صاف مى شود. 2 ـ «يقين داشته باشيد كه دنيا نابود شدنى و آخرت دايمى است.» بايد ديد چه مرحله اى از يقين اراده شده است؟ آيا مراد يقين در مرحله عمل است يا در مرحله تفكّر؟ از نظر انديشه، من يقين دارم كه دنيا فانى است اما در مرحله عمل، عمل من مانند كسى است كه يقين به بقاى دنيا و فناى آخرت دارد. اگر يقين به فناى دنيا دارى پس چرا اين همه كه براى دنيا كار مى كنى براى آخرت كار نمى كنى!؟ سخن از زهد مى گويد; اما رفتارش چون رفتار طالبان دنياست:
    «يَقُولُ فِى الدُّنْيابِقَوْلِ الزّاهِدينَ وَيَعْمَلُ فيها عَمَلَ الرّاغِبينَ;
    در دنيا همانند پارسايان سخن مى گويد اما همچون دلبستگان و شيفتگان دنيا عمل مى كند».
    اما وضع دنيا:
    «اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ مَنْ فِى الدُّنْيا ضَيْفٌ...»:
    در احاديث اسلامى درباره وضع دنيا، تعبيرات مختلفى آمده است و در اين فقره از حديث، همه انسانها را مخاطب مى سازد و بيان مى كند كه مؤمن و غيرمؤمن يكسان هستند و تفاوتى بين آنان نيست: «اى مردم، تمام اهل دنيا مهمان هستند و هر آنچه دارند عاريه است و سرانجام بايد آن را به صاحب آن برگردانند.»نكته: اين تشبيه بسيار گوياست فرض كنيد ما را به منزلى با فرشهاى ابريشم بافت و مجلل و بسيار قيمتى و سفره اى رنگين با ظرفهاى جواهر نشان و كاخ چنين و چنان دعوت كنند; وقتى احساس كنيم تمام اينها موقّتى و عاريه اى است هيچ دلبستگى براى ما ايجاد نمى كند. اگر همين احساس نسبت به دنيا باشد قطعاً كسى به دنيا دل نمى بندد. مگر مى شود انسان براى يك مهمانى، هزار جنايت بكند و همه چيز را زير پا بگذارد! مدام غصه مى خورد كه چرا فلان كار را نكرد; اگر فلان خانه را خريده بودم، حالا قيمتش چند برابر مى شد و... . تمام اين غصه ها و شاديهاى دنيوى براى آن است كه خود را مهمان نمى داند. غصه اموالش را مى خورد كه نكند دزد آن را بدزد و يا از بين برود.ايراد: بعضى از روشنفكرمآبها و مخالفان اسلام مى گويند: اين تعليمات مخدر است و سبب مى شود مردم تنبل شوند و جامعه اسلامى، جامعه اى عقب مانده گردد و يا اصلاً اين روايات، ساخته و پرداخته سرمايه داران است كه مى خواهند مردم را نسبت به اين چيزها بى اعتنا كنند تا خودشان به چپاول بپردازند.جواب: اسلام به سعى و تلاش دستور مى دهد و از تنبلى و سربار بودن جامعه باز مى دارد. در بحار، ج 77، ص 142 آمده است:
    «مَلْعُونٌ مَنْ اَلْقى كَلَّهُ عَلَى النّاسِ;
    از رحمت خدا به دور است كسى كه سربار ديگران باشد». جوان خوش قامتى نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله)بود، حضرت فرمود: اين جوان چه كاره است؟ گفتند: بى كار است. حضرت فرمود: «سَقَطَ مِنْ عَيْنى; از چشمم افتاد».
    اسلام چنين تعاليمى دارد و حتى رسول بزرگوارش بر دست كارگر بوسه مى زند. رواياتى كه دنيا را مذمّت مى كند براى اين است كه تعادل ايجاد كند:
    «اِنّى لا اُوصيكُمْ بِدارِ الدُّنْيا فَاِنَّكُمْ بِها مُسْتَوْثِقُونَ;
    من زندگى دنيا را به شما توصيه نمى كنم چرا كه خود محكم به آن چسبيده ايد ـ ولى سفارش مى كنم كه خود را مهياى زندگى آخرت سازيد». براى دنيا سفارش نشده، اما براى آخرت سفارش شده است تا تعادلى برقرار شود چرا كه تمام بدبختيهاى اهل دنيا، براى دنياپرستى است.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #117
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    در پايان حديث، مقايسه اى بين دنيا و آخرت كرده اند دنيا عَرَض و عاريتى است، البته نه به معناى عرض فلسفى در مقابل جوهر. ديگر از صفات دنيا اين است كه خوب و بد از آن بهره مى برند از آن جهت كه دار امتحان است. اما در مقابل آن، آخرت وعده است آن هم وعده اى صادق; دنيا نقد است و زايل شدنى، و آخرت نسيه، ولى صادق و ثابت. در آن جا حاكم، ملكى است كه هم عادل است و هم قادر و كسى نمى تواند از حكومتش فرار كند:
    «لايُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ»
    بنابراين، ما در مقابل سه چيز قرار گرفته ايم:
    1 ـ عرض زايل;
    2 ـ وعده صادق;
    3 ـ حكومتى كه از آن راه گريزى نيست; آن هم حكومتى كه در آيه 47، سوره انبياء
    فرموده است:
    «وَ اِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّة مِنْ خَرْدَل اَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبينَ;
    و اگر به مقدار سنگينى يك دانه خردل (كار نيك و بدى) باشد، ما آن را حاضر مى كنيم; و كافى است كه ما حساب كننده باشيم». و در آيات 7 و 8 سوره زلزله مى خوانيم:
    «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْرًا يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَل مِثْقالَ ذَرَّة شَرًّا يَرَهُ;
    پس هر كس هموزن ذرّه اى كار خير انجام دهد آن را مى بيند ـ و هر كس هموزن ذرّه اى كار بد كرده آن را مى بيند».
    هيچ چيزى از ديده خدا مخفى نمى ماند و خداوند به حساب همه مى پردازد. خلاصه ما در مقابل اين چيزها قرار گرفته ايم.دنيايى كه همه در آن مشتركند، اما آخرتى كه در آيه 59 سوره يس به آن اشاره فرموده:
    «وَ امْتازُوا الْيَوْمَ اَيُّهَا الُْمجْرِمُونَ;
    (و به آنها مى گويند:) جدا شويد امروز اى گنهكاران!» صفها جدا مى گردد. چون چنين است پس خدا رحمت كند كسى را كه از حالا عاقبت خودش را پيش بينى كند. رَمْس اشاره به قبر است. وقتى قبر صاف باشد عرب به آن رَمْس مى گويد. خودش را براى آن جايگاه آماده كند مادامى كه به شما مهلت داده اند و ريسمان رهاست بمانند حيوان كه وقتى در چراگاه است ريسمانش رهاست تا بچرد. به انسان نيز چنين مهلتى داده اند تا مرگش فرا برسد.
    مسأله مهمى كه در ذيل اين روايت به آن اشاره شده اين است كه اين دار دنيا، با همه اشكالاتى كه دارد، يك حسن بزرگ دارد و آخرت هم با تمام خوبى كه دارد، يك اشكال دارد: حسن دنيا اين است كه پرونده اعمال باز مى ماند و شخص مى تواند بديها و كمبود حسنات را تلافى كند، اما در آخرت پرونده بسته مى شود. امير مؤمنان در خطبه 230 نهج البلاغه فرموده است:
    «لاعَنْ قَبيح يَسْتَطيعُونَ انْتِقالاً وَ لا فى حَسَن يَسْتَطيعُونَ ازْدِيادًا;
    (در قيامت) نه مى توانند از زشتيها و گناهان بازگردند و نه مى توانند به نيكيها و حسنات خود بيفزايند». گاهى در دنياقطره اشكى مى ريزد، آهى و استغفارى از عمق وجودش برمى كشد كه درياى آتشى را كه از گناه برافروخته، خاموش مى كند. معاد از جمله مسائلى است كه قرآن روى آن بسيار تكيه كرده است، چرا كه عوامل تربيت انسان دو چيز است:1
    ـ توجه به مبدأ و مراقبت دايمى;
    2 ـ توجه به حساب و معاد: در هر مملكتى اگر اين دو درست بشود مملكت هم درست خواهد شد. هر قدر ايمان به اين دو در ما ضعيفتر باشد از نظر عملى آلوده تريم. دعا كنيد كه شب و روز به ياد اين دو باشيم، چون در نمازهاى روزانه، حداقل ده مرتبه مالِكِ يَوْمِ الدّينِ مى گوييم. نيمى از سوره حمد ستايش و وصف خداست و نيمى ديگر وصف معاد. با همين سوره، انسان ساخته مى شود; سوره اى كه در نيمه دوم اِهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ دارد. بعد از ايمان به مبدأ و معاد، هدايت به صراط مستقيم است. هرچه بيشتر در اين سوره دقت كنيم مى فهميم كه چرا اين سوره براى نماز انتخاب شده است و چرا بايد حتماً در نماز خواند؟ چون عصاره مبدأ و معاد و تربيت است. كارى نكنيم كه در نماز هم، فكر ما دنيا باشد. عبادتى كه در آن فكر و حضور قلب نباشد پوست تهى از مغز است. اكنون بايد در اين انديشيد كه چه كنيم تا در نماز حضور قلب داشته باشيم؟ حضور قلب، بحث دامنه دارى است، اما بايد گفت: انسان به چيزى اهميت مى دهد كه فكر او را به خودش مشغول مى كند. اگر دنيا در نظر او مهم باشد در حال نماز هم به فكر آن است و اگر آخرت در نظرش مهم باشد در غير نماز هم به فكر آخرت است تا چه برسد به نماز. خلاصه حضور قلب، تابع و تحت تأثير جاذبه هاست. لذا، بايد براى جاذبه ها چاره اى انديشيد و كارى كرد كه صفحه دل هميشه رو به سوى هستى بخش باشد.(1)


    1. براى تحصيل خشوع و حضور قلب در نماز و ساير عبادات، امور ذيل دقيقاً توصيه مى شود:

    1 ـ به دست آوردن معرفتى كه دنيا را در نظر انسان كوچك و خدا را در نظر انسان بزرگ كند، تا هيچ كار دنيوى نتواند به هنگام راز و نياز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

    2 ـ توجه به كارهاى پراكنده و مختلف، معمولاً مانع تمركز حواس است و هر قدر انسان، توفيق پيدا كند كه مشغله هاى مشوش و پراكنده را كم كند به حضور قلب در عبادات خود كمك كرده است.

    3 ـ انتخاب محل و مكان نماز و ساير عبادات نيز در اين امر، اثر دارد. به همين دليل، نماز خواندن در برابر اشياء و چيزهايى كه ذهن انسان را به خود مشغول مى دارد مكروه است، و همچنين در برابر درهاى باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آيينه و عكس و مانند اينها به همين دليل معابد مسلمين هر قدر ساده تر و خالى از زرق و برق و تشريفات باشد بهتر است، چرا كه به حضور قلب كمك مى كند.

    4 ـ پرهيز از گناه نيز عامل مؤثرى است، زيرا گناه قلب را از خدا دور مى سازد، و از حضور قلب مى كاهد.

    5 ـ آشنايى به معنى نماز و فلسفه افعال و اَذكار آن،

    6 ـ انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدّمات و چه در اصل نماز.

    7 ـ از همه اينها گذشته اين كار، مانند هر كار ديگر نياز به مراقبت و تمرين و استمرار و پى گيرى دارد. بسيار مى شود كه در آغاز، انسان در تمام نماز يك لحظه كوتاه قدرت تمركز فكر پيدا مى كند، اَمّا با ادامه اين كار و پى گيرى و تداوم آن، چنان قدرت نفس پيدا مى كند كه مى تواند به هنگام نماز، دريچه هاى فكر خود را بر غير معبود مطلقا ببندد ـ دقت كنيد. (تفسير نمونه، ج 14، ص 204)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #118
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    سفارشهايى به ابوذر ـ مسأله روزى



    37 ـ عَنْ اَبى ذَرّ (رَضِىَ اللهُ عَنْهُ) قالَ، قالَ
    رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله)لِرَجُل وَ هُوَ يُوصيهِ:
    اَقْلِلْ مِنَ الشَّهَواتِ يَسْهَلْ عَلَيْكَ الْفَقْرُ، وَ اَقْلِلْ مِنَ الذُّنُوبِ يَسْهَلْ عَلَيْكَ الْمَوْتُ، وَ قَدِّمَ ما لَكَ اَمامَكَ يَسُرَّكَ اللِّحاقُ بِه، وَاقْنَعْ بِما اُوتيتَهُ يَخِفَّ عَلَيْكَ الْحِسابُ، وَ لا تَتَشاغَلْ عَمّا فُرِضَ عَلَيْكَ بِما قَدْ ضُمِنَ لَكَ; فَاِنَّهُ لَيْسَ بِفائِتِكَ ما قَدْ قُسِّمَ لَكَ، وَ لَسْتَ بِلاحِق ما قَدْ زُوِىَ عَنْكَ. فَلاتَكُ جاهِداً فيما اَنْصَحَ نافِداً، وَاسْعَ لِمُلْك لازَوالَ لَهُ، فى مَنْزِل لاَانْتِقالَ عَنْهُ.


    (بحار، ج 77، ص 177)










    ترجمه:


    از ابوذر غفارى روايت شده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به مردى سفارش مى كرد و فرمود: شهوات (و خواسته هاى نفسانى) را كم كن تا فقر بر تو آسان گردد و بتوانى آن را تحمّل كنى. از گناهانت بكاه تا مرگ بر تو آسان گردد. و (چيزى از) مالت را پيش فرست تا ديدار آن تو را (در قيامت) خوشحال گرداند به آنچه به تو مى رسد و به سوى تو مى آيد قانع باش تا حساب بر تو آسان گردد. خودت را به طلب روزى كه براى تو ضمانت شده مشغول نكن (و براى طلب آن حرص مزن)تا واجبات از تو ترك شود; چرا كه آنچه براى تو تقسيم شده است از دست تو نخواهد رفت و به آنچه از كف تو رفته است نمى توانى برسى بنابر اين براى آنچه ناخالصى و فنا شدن آن روشن است نكوش. در مورد چيزهاى فانى نكوش بلكه براى كسب آخرت كه باقى و جاودان است بكوش.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #119
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در اين حديث، سفارشاتى را متذكر شده اند و در پايان راجع به روزى بحث مى كنند:1ـ دستوراول،تقليل شهوات است.اگرشهوات را كم كنى، تحمّل فقر براى تو آسان مى شود. اين ـ در واقع ـ اشاره به نكته مهمى است كه عده اى نشسته اند و حساب كرده اند كه مجموع ثروت دنيا صرف چه چيزهايى مى شود؟ ديده اند كه در سه قسمت صرف مى شود:
    ضروريات زندگى;
    مسائل رفاهى;
    هوسها.در محاسبه معلوم شد آن مقدارى كه صرف ضروريات زندگى مى شود از همه كمتر است، ولى هوسها و شهوات بيشتر ثروتها را جذب مى كند. آن روزى كه حضرت اين حديث را فرمود، هنوز اين محاسبه نشده بود، چون حضرت مى فرمايد:
    اگر شهوات را كم كنيد فقر بر شما آسان مى شود، چون بيشتر افرادى كه فقير هستند، فقير نيازهاى اصلى نيستند، چرا كه فقر يا در مقابل مسائل رفاهى است و يا در مقابل هوسها است مثلاً مى گويد: اين خانه براى من كوچك است بروم بزرگتر بخرم; فردا چه خواهد شد؟ و بسيارى از اين گونه مسائل غير ضرورى را در بسيارى از اوقات به عنوان ضرورى جلوه مى دهد، در حالى كه در واقع اين گونه نيست.
    بسيارند كسانى كه خودشان را براى چيزهاى غير ضرورى به درد سر مى اندازند; خانه اى در اندازه و شأن خود دارد و قسمت بيشترى از بدهكاريهايش دارد تمام مى شود اما مقدارى فكر مى كند و مى گويد:
    «مِنْ سَعادَةِ الرَّجُلِ سِعَةُ دارِه;
    از خوشبختى انسان اين است كه خانه اى وسيع داشته باشد.» و به علاوه فردا بچه هاى ما بزرگ مى شوند، بستگان ما مى آيند. خلاصه آرام آرام براى خودش چيزهايى مى بافد و سرانجام خانه اش را مى فروشد و باز قسط و بدهى جديد براى خودش مى خرد.من گاهى روى اين مسأله فكر كردم و چيزهايى هم درباره آن نوشته ام كه، يكى از مشكلات مردم اين است كه نمى توانند بى دردسر زندگى كنند. بايد دردسرى در زندگى شان باشد، هميشه بايد بدهكار باشند. خلاصه مشكل آنها بى مشكلى است. گاه اين مسأله، براى كسانى كه مى خواهند كارهاى علمى بكنند خطرناك است، چون كارهاى فكرى مثل عبادت است; حضور قلب مى خواهد. اگر حضور قلب نباشد نمى توان درس خواند، تدريس كرد و چيزى نوشت.در يكى از مسافرتهاى حج ديدم رژيم سعودى مرتب جاى ايرانيها را كم مى كرد; يعنى، بنا بود به هر ايرانى سه متر مربع جا بدهند، آن را در حدود 5/1 متر كردند. خوب پيداست عدّه زيادى بايد در يك خيمه كوچك بخوابند. من ديدم مردم در اين دو سه روز در عرفات و منى با همين يك متر و نيم و دو متر ساختند.

    بعد روزى به آنان گفتم:
    در ايران خانه شما دويست متر است، ولى باز هم مى گوييد جا نداريم كه زندگى كنيم، ولى در اين جا در دو متر چقدر خوب زندگى مى كنيد؟ ما نمى گوييم در 5/1 متر مربع زندگى كن. در آن زندان طاغوت هم سهم هر كسى 5/6 متر بود كه 53 نفر مدّتى در آن جا بوديم.
    نمى گوييم اگر خداوند به انسان داد، دور بيندازد. بحث در اين است كه اينها را ضرورتهاى زندگى پنداشتن و تمام عمر را صرف آن كردن، درست نيست. وقتى شهوات نباشد اصلاً فقر نيست. البته بايد قبول كنيم كه در نيازهاى اوليه زندگى هم، بعضى فقيرند.
    2 ـ «گناه را كم كن تا مرگ بر تو آسان گردد.» حتماً بين كم كردن گناه و آسانى مرگ رابطه اى هست كه حضرت اين كلام بلند را فرمود. لذا بايد پرسيد:
    چرا انسان از مرگ مى ترسد؟
    الف ـ چون مرگ را فنا و نيستى مى بيند;
    مرگ را دريچه اى به عالم باقى و عالم وسيعتر نمى داند; مرگ را پايان همه چيز مى پندارد و معلوم است كه انسان از تاريكى، از نابودى مى ترسد. اما اگر مؤمن باشد، از مرگ نمى ترسد. يكى از خدماتى كه انبيا به بشر كرده اند اين است كه ترس مرگ را از بشر گرفتند.
    ب ـ ديگر اينكه ممكن است كسى مؤمن باشد و عالم آخرت را قبول داشته باشد، اما چون پرونده اش تاريك و سياه است مى ترسد، كه اين شخص جز توبه راه ديگرى ندارد.(1)
    مرگ چون دلق رنگارنگى است كه مؤمن از جان خويش به دور مى افكند و از محيط تنگ و تاريك دنيا پا بيرون مى نهد و آن گاه با اولياى الهى محشور مى گردد. دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است. در بحار، ج 6، ص 169 مى خوانيم:
    «اَلدُّنْيا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكافِرِ»
    اگر در زندان را باز كنند بگويند:
    بفرماييد بيرون! آيا كسى ناراحت مى شود؟
    راحت شدن از اين دنيا كه ناراحتى ندارد.
    البته اين جمله، تفسير دومى هم دارد: گناه باعث مى شود كه در لحظه مردن، مرگ بر انسان سخت گردد;
    يعنى، وابستگى او به دنيا آن قدر زياد است كه در وقت جان دادن، لحظات و سكرات مرگش دردناك است، اما اگر گناه نباشد جان دادن نيز آسان مى شود.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #120
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    «قَدِّمْ ما لَكَ»: در اين قسمت از حديث، حضرت راجع به ترك دنياپرستى توصيه هايى فرموده است: سياق حديث همان سياق احاديث قبلى است; يعنى، دعوت به توجه به آخرت و عدم تلاش براى دنيا و به تعبير صحيحتر، ترك دنياپرستى است;
    به عبارت ديگر، حديث مى گويد: روزى تو را خدا مى رساند و تضمين كرده است و از دست نخواهد رفت پس خود را مشغول به حرص زدن در طلب روزى نكن، تا واجبات را ترك كنى; و به قول معروف:
    آنچه قسمتت است به تو مى رسد.
    بعد فرمود: خيال نكن با دست و پا كردن، چيزى كه بنا هست به تو برسد، نمى رسد، يا آنچه نبايد برسد مى رسد. بنابراين در مورد چيزهاى فانى شدنى، كوشش نكن، بلكه براى كسب آخرت ـ كه باقى است ـ بكوش. در اين جا چند نكته است:
    1 ـ درباره روزى، تعبير آيات و روايات پيچيده است و در ابتدا نوعى تضاد احساس مى شود، چون از يك طرف روايات زيادى داريم كه روزى را مقسوم مى داند. در آيه 6، سوره هود مى خوانيم: «ما مِنْ دابَّة فِى الاَْرْضِ اِلاّ عَلَى اللهِ رِزْقُها...;
    هيچ جنبنده اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خداست» يا رواياتى داريم كه تعبير مى كند انسان تا زمانى كه زنده است، روزى دارد. از پيامبر(صلى الله عليه وآله) پرسيدند:
    اگر كسى را داخل اتاقى بكنند و تمام منافذ آن را ببندند، روزى او از كجا مى رسد؟
    فرمود: از همان مجرايى كه مرگ او مى تواند برسد، روزى او هم مى تواند برسد. خلاصه آن سلسله آيات و روايات مى گويد:
    روزى يك امر ضمانت شده و قطعى است.
    در مقابل احاديثى داريم كه به تلاش دعوت مى كند; اين كه صبح زود از خواب برخيزيم به دنبال كار برويم، چون بيكار ملعون است و بايد به وسيله زراعت، دامدارى و...، روزى را تحصيل كرد.در ابتدا به نظر مى رسد كه تضادى باشد، اما رفع اين تضاد شايد از اين راه ممكن باشد، روزى تضمين شده انسان، مانند استجابت دعا شروطى دارد.
    خداوند مى فرمايد:
    «اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ;
    مرا بخوانيد تا (دعايتان را) اجابت كنم».
    استجابت دعا هشت شرط دارد، چون آن شروط را رعايت نمى كنيد، مستجاب نمى شود.(2) بنابراين تلاش هم يكى از شرايط آن است و با اين توضيح، تضاد بر طرف مى شود.
    2 ـ مى بينيم ميليونها نفر از گرسنگى مى ميرند، اگر روزى مقسوم است چرا اينها از گرسنگى مى ميرند؟جواب: اگر افرادى از گرسنگى مى ميرند نشانه ظلم بشر است، مثل آن كه ظالمى، مظلومى را در زندان نگهدارد و به او غذا ندهد تا از گرسنگى بميرد. اين را به حساب دستگاه آفرينش نمى شود گذاشت. قاره آفريقا كه بيشتر قربانيان گرسنگى را دارد قاره اى است پر از الماس و معادن مهم. عده اى ستمگر ثروتها را مى برند، بعد غذاهاى اضافه را در زباله مى ريزند و عده اى ديگر، از گرسنگى مى ميرند; مثلاً، براى اين كه قيمت گندم و ديگر اجناس پايين نيايد آنها را در دريا مى ريزند يا احتكار مى كنند اگرچه به قيمت قربانى شدن ميليونها انسان باشد. اگر مظالم بشر نبود چنين مصيبت هايى پيش نمى آمد.
    خدا عقل داد تا بشر بر طبق فطرت الهى ره بپويد و براى رفاه زندگى دنياى خودش، زحمت بكشد و توليد بيشترى بكند; و البته منافاتى ندارد كه جمعيت را هم كنترل و محدود كند. تقسيم ديگرى هم در روايات داريم كه رزق و روزى بر دو قسم است:
    1 ـ رزقى كه تو آن را مى طلبى.
    2 ـ رزقى كه آن تو را مى طلبد.
    روزيها نيز مثل قضا و قدر محتوم و معلق دارد: روزيهاى حتمى آنهايى است كه ـ خواه ناخواه ـ به سراغ تو مى آيد و معلق آنهايى است كه تو بايد به دنبالشان بروى. از اين تقسيم بندى كه حضرت على(عليه السلام)در نهج البلاغه كرده است معلوم مى شود آن رواياتى كه مى گويد: روزى حتماً سراغ انسان مى آيد حتى اگر در زندان باشد;
    مراد روزيهاى حتمى است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 12 از 13 نخستنخست ... 28910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •