*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 124
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هــــــدايت


    در اين كلام نورانى،
    دو نكته مهّم هست كه از نظر اخلاقى براى
    دگرگونى و تحوّل انسان مؤثّر است.


    پيش از بيان مطلب ذكر مقدّمه اى لازم است:
    از خصوصيّات دنيا، دگرگونى آن است;
    يعنى، دنيا و نيز خود انسان ـ كه جزئى از دنياست ـ بر يك حال باقى نمى مانند
    و توجه به همين مطلب، غرور انسان را مى شكند;
    زيرا بيشترين گرفتارى و مصيبت آدمى، از غفلت است و اگر آدمى غافل نبود،
    به آسانى تن به ذلّت نمى داد و گناه نمى كرد. كوتاه سخن اين كه،
    غفلت ريشه همه بدبختيهاى انسان است
    و اسلام براى رفع و دفع آن، راهها و وسايلى را بيان كرده است.
    عوامل شكست غرور و غفلت
    الف ـ توجه به دگرگونيهاى دنيامى تواندانسان رابيداركند و فروتن سازد.
    اگر متوجه باشد كه بعد از هر عزّتى، ذلّتى و بعد از هر سلامتى، بيماريى،وبعد ازهر امنيتى، نا امنى و هراسى و بعد از هر جوانى، پيريى هست، متواضع مى شود
    و گرد غفلت را از جان خويش مى زدايد.
    انسان بايد بداند مقام، مال، قدرت و ساير مواهب دنيوى، جاودانه نيست
    و خواه ناخواه روزى از او گرفته مى شود. با فرد محترمى ـ كه مقام نسبتاً مهمّى داشت ـ صحبت مى كردم، او مى گفت:
    خيال نكنيد كه من فقط يك مقام دارم، بلكه سه مقام دارم و ممكن است اينها به سادگى از من گرفته شوند. خودش چنين تعبير مى كرد:
    تمام زندگى و مقامهاى من به شش ريال بسته است.
    ديدم حرف درستى است، زيرا چه بسا تمام مقامهاى انسان با تلفنى بيايد يا برود!
    اين واقعيّت بسيار مهمّى است كه دنيا بر يك حال باقى نمى ماند و دائم در حال دگرگونى است لذا، نمى توان بر آن تكيّه كرد.
    آرى بايد دنيا را، معبر و گذرگاه و خانه كوچ كردن دانست
    و فهميد كه تنها ذات اقدس الهى،
    باقى و سرمدى است.


    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    ب ـ طاعات و عبادات نيز غرور و غفلت را مى زدايد;
    انسان با نماز، به ياد خدا مى افتد
    و
    غفلت را از بين مى برد.
    بعضى از افراد مى پرسند:
    تا چه زمانى بايد نماز خواند؟ بايد گفت:
    تا زمانى كه در دنيا هستيم بايد نماز بخوانيم. اصلاً ما به نماز محتاجيم،
    بايد با نماز، دست نياز به درگاه بى نياز ببريم و از او دواى دردهاى خود را بخواهيم.
    نماز، غفلت زدا و بيدارگر است.
    ج ـ مصايب و مشكلات نيز، غفلت انسان را از بين مى برد.
    دشواريها در نگاه ابتدايى، بلاست اما اگر خوب به آن بنگريم نعمت است;
    به عبارت ديگر، بلا بودن تنها يك روى سكّه و روى ديگر آن،
    سراسر خوشى و سرور است. يكى از منبريهاى قديمى تشبيه خوبى مى كرد و مى گفت:
    در اين جادّه هايى كه انسان مى رود، اگر تمام آنها صاف و هموار باشد، خواب بر راننده مستولى مى شود، اما اگر در بعضى از جاهاى آن، دست اندازى باشد آدمى را از خواب بيدار مى كند و گاهى ناهمواريهاى مصنوعى مى سازند كه رانندگان خوابشان نبرد. مصيبت نيز چنين است، ظاهرش ناراحتى است
    و درونش رحمت و نعمت.
    نكته دوم اين كه انسان بايد بداند هر كار بزرگ و كوچك، حتى نفس كشيدنهاى او،
    تحت مراقبت و حساب است و كسانى آن را مى نويسند.(1)

    قبل از هر چيز خداى تعالى، مراقب است و بعد دو ملك او. زمينى كه انسان بر آن زندگى مى كند و نيز اعضا و جوارح او روز قيامت، عليه او شهادت مى دهند.
    حتّى در حديث داريم كه «يَوْم» (= زمان) هم در روز قيامت،
    بر اعمال و رفتار ما گواهى مى دهد.
    خلاصه بايد بدانيم كه تحت مراقبت شديد هستيم.



    1. نه تنها دو فرشته رقيب و عتيد، شاهدند بلكه خداوند نيز شاهد اعمال ماست. لذا در دعاى كميل، امام على(ع) به خداوند عرض مى كند: «... وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ وَ الشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ...; و خود، از پشت سر ايشان مراقب من بوده اى و بر آنچه از نظر آنها پنهان ماند شاهد بوده اى.»
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    شش برنامه سعادت بخش


    3 ـ عَنْ اَبى الدَّرْداءِ قالَ: خَطَبَنا رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يَوْمَ جُمْعَة، فَقالَ: اَيُّهَا النّاسُ، تُوبُوا اِلَى اللهِ قَبْلَ اَنْ تَمُوتُوا; وَ بادِرُوا بِالاَْعْمالِ الصّالِحَةِ قَبْلَ اَنْ تَشْتَغِْلُوا; وَ أَصْلِحُوا اَلَّذى بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ رَبِّكُمْ تَسْعَدُوا; وَ اَكْثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا; وَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ تُحْصَنُوا; وَانْتَهُوا عَنِ الْمُنْكَرِ تُنْصَرُوا... .
    (بحار، ج 77، ص 176)
    ترجمه

    از ابى درداء روايت شده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روز جمعه اى براى ما خطبه ايراد كرد، فرمود:
    اى مردم! پيش از مرگ، به سوى خدا بازگرديد و توبه كنيد،
    و پيش از آنكه، آسودگى خيال از شما گرفته شود و در تنگناهاى زندگى قرار گيريد، به كارهاى نيك بپردازيد،
    رابطه خود را با خدا اصلاح گردانيد، تا سعادتمند و بهروز شويد;
    بسيار صدقه بپردازيد، تا خدا به شما روزى دهد;
    امر به معروف كنيد تا در قلعه محكم الهى قرار گيريد (و در امان باشيد);
    و از منكر دست برداريد تا خدا شما را يارى رساند.
    نور هدايت

    در اين حديث، حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله)
    شش دستور بيان فرموده است:
    1 ـ دستور توبه ـ قبل از آن كه فرصت از دست برود، توبه كنيد.
    توبه يكى از نعمتهاى خداوند تعالى بر بندگان است.
    امام سجاد(عليه السلام) در مناجات «تائبين»، چه زيبا مى فرمايد:
    «اِلهى، اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ، فَقُلْتَ: "تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً"(1) فَما عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ
    پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    «توبه خالص آن است كه به گناه برنگردى،
    همان گونه كه شير به پستان برنمى گردد.»
    البته توبه خالص، به شناخت كاملى از گناه و عواقب آن نياز دارد يعنى;
    اگر احساس كنيم و بدانيم كه گناه خنجر تيز و آتش سوزان است،
    هرگز به گناه دست نمى زنيم.
    الْبابِ بَعْدَ فَتْحِه;
    خدايا! تو همان خدايى هستى كه درى را به روى بندگانت گشودى و نامش را توبه نهادى، از اين رو، گفتى:
    به سوى خدا با توبه اى حقيقى و خالص باز گرديد.
    پس كسى كه بعد از گشوده شدن چنين درى، از داخل شدن در آن غفلت مىورزد، چه عذرى دارد!»
    معناى اين جمله پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله):
    «قبل از مرگ توبه كنيد»
    اين است كه بعد از هر گناه به سوى خدا باز گرديد، چون هيچ كس از وقت مردن خود خبر ندارد، در آيه 34 سوره لقمان مى خوانيم:
    «وَ ما تَدْرى نَفْسٌ ماذا تَكْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرى نَفْسٌ بِأَىِّ أَرْض تَمُوتُ;
    هيچ كس نمى داند كه فردا چه به دست مى آورد، و در كدام زمين مى ميرد.»
    نقل شده است كه، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) با آن عظمت و لطافت روح، هر روز هفتاد بار استغفار مى كرد.
    اكنون ما پيروان آن حضرت روزى چند بار توبه مى كنيم؟
    در شب، چه مقدار از كارها و كردارهاى روز خود را به ياد مى آوريم؟
    اگر انسان هر روز، اعمال و رفتار خويش را محاسبه و بعد استغفار كند، تاريكيهاى قلبش زدوده شده با نور الهى روشن مى گردد.
    لذا از بهترين كارها، توبه سحرى است;
    (2) يعنى، انسان در نيمه هاى شب برخيزد و در آن خلوت، با خداى خويش راز و نياز كند و درد دل بگذارد و به تعبير قرآن كريم،
    در آيه 17 از سوره آل عمران، از «مُسْتَغْفِرينَ بِالاَْسْحارِ;
    كسانى كه در سحرگاهان استغفار مى نمايند» باشد.
    بزرگانى كه رساله هاى سير و سلوك نوشته اند، تقريباً همه آنان منزل اوّل را، «توبه» مى دانند و پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) هم فرمود:
    «تُوبُوا اِلَى اللهِ قَبْلَ اَنْ تَمُوتُوا»
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    2 ـ پرداختن به كارهاى نيك ـ

    «بادِرُوا بِالاَْعْمالِ الصّالِحَةِ قَبْلَ اَنْ تَشْتَغِلُوا»
    انسان هميشه فراغت بال و آسودگى خيال ندارد و جوانى براى اوباقى نمى ماند.
    فكر انسان، دائم آزاد نيست و موانع بسيارى در سر راه او قرار مى گيرد.
    اگر دقّت كرده باشيد كسانى را مى بينيد كه همه چيز براى آنان آماده است و كمبودى ندارند، ولى مى گويند:
    شوق درس و دانش اندوزى از وجودمان رخت بر بسته است.
    لذا، اگر مى خواهيد علم بيندوزيد;
    تقوا پيشه سازيد و خودسازى كنيد،
    زيرا هر چه هست در تقواست.
    كارهاى نيك را، قبل از آن كه در تنگناهاى زندگى گرفتار شويد، به جا آوريد.

    3 ـ آشتى با خدا ـ


    «اَصْلِحُوا الَّذى بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ رَبِّكُمْ تَسْعَدُوا»
    مردم نسبت به مسائلى كه رخ مى دهد به سه دسته تقسيم مى شوند:
    دسته اى فقط به دهان مردم نگاه مى كنند،
    دسته اى هستند كه نيم نگاهى به دهان مردم دارند و نيم نگاهى به دستورات الهى. اما گروه سوّم فقط به دستورات خدا توجه دارند.
    با توجّه به اين مقدّمه، هر حادثه اى كه رخ مى دهد،
    انسان بايد ببيند خدا چه دستورى داده است؟
    يعنى، اوّل حق را بشناسيد بعد ببينيد كه مردم چه مى گويند، چون
    «اگر انسان، رابطه خود را با خدا درست كند خدا نيز در مقابل، رابطه او را با مردم اصلاح مى نمايد». اين مضمون در حديثى از اميرمؤمنان(عليه السلام) در نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 89، آمده است:
    «مَنْ اَصْلَحَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ، اَصْلَحَ اللهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ»
    تنها راه سعادت اين است كه با خدا آشتى كنيم.

    4 ـ صدقه دادن فراوان ـ

    «اَكْثِرُوا مِنَ الصَّدَقَةِ تُرْزَقُوا; زياد صدقه بدهيد تا خدا به شما روزى دهد.»
    صدقه دو اثر مهم دارد: وسعت روزى; دفع بلاها.
    مسأله وسعت روزى، بر خلاف اسباب ظاهرى است;
    يعنى، انسان اگر چيزى در راه خدا بدهد، با محاسبه و جمع و تفريق ظاهرى،
    جيبش خالى مى شود ولى، بنابر روايات اسلامى، همين عمل، رزق و روزى را زياد مى گرداند.
    صدقه هر اندازه باشد خوب است.
    تا آنجا كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    لباس كهنه اى كه دارى مى توانى بدهى. صدقه دادن، طول عمر را به دنبال مى آورد.
    بعضى از افراد به ظاهر عوام را ديده ام كه وقتى مى خواست مسافرتى كند به تعداد روزهاى سفرش، مبلغى را جدا كرده و آورده بود كه آقا اين را به شخص مستحقى بدهيد. من ديده ام كه بعضى چنين حسابى دارند. اين دستوراتى است كه ما مبلّغان سزاوارتريم بدان عمل كنيم و اى بسا، اين صدقات جلو ضدّ ارزشها را بگيرد.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    5 و 6 ـ امر به معروف و نهى از منكر ـ

    «وَأْمُرُوا بِالْمَعْرُوفِ تُحْصَنُوا، وَ انْتَهُوا عَنِ الْمُنْكَرِ تُنْصَرُوا;
    امر به معروف كنيد تا در قلعه محكم الهى قرار بگيريد و در امان باشيد;
    و از منكر اجتناب كنيد تا يارى شويد.»(3)

    اين دو برنامه، آثار فراوانى دارد. حضرت على(عليه السلام) مبالغه نمى كند كه فرمود:
    «وَ ما اَعْمالُ الْبِرِّ كُلُّها وَ الْجِهادُ فى سَبيلِ اللهِ، عِنْدَ الاَْمْرِ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهْىِ عَنِ الْمُنْكَرِ، اِلاّ كَنَفْثَة فى بَحْر لُجِّىٍّ;
    تمام اعمال نيك وحتى جهاد درراه خدا درمقابل امربه معروف ونهى از منكر، مثل آب دهان در درياى عميق است.» (نهج البلاغه،كلمات قصار،شماره 366)
    بى اعتنايى به همين چيزى كه ما با جمله «به من چه ربطى دارد» از كنار آن مى گذريم، يا به بهانه رنجيدن دوست و آشنايمان و يا براى به دردسر نيفتادن آن را ترك مى كنيم و به قول معروف: سرى كه درد نمى كند چرا دستمال ببنديم; باعث مى شود به تدريج بَدان بر جامعه مسلّط و انسانهاى نيك كم شوند و نيكى فراموش گردد.
    اين خيال خام و اشتباه بزرگى است كه انسان گمان كند عزّت در دست ديگران است، نه در دست خدا، در حالى كه قرآن در سوره آل عمران، آيه 26، با صراحت بيان مى كند: «تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ; هر كس را بخواهى، عزّت مى دهى، و هر كه را بخواهى خوار مى كنى.»
    و در سوره فاطر، آيه 10 مى خوانيم:
    «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلّهِ الْعِزَّةُ جَميعا;
    كسى كه خواهان عزّت است (بايد از خدا بخواهد، چرا كه)
    تمام عزّت براى خداست.»


    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    1. «نَصُوح» از مادّه «نُصح»، به معنى نصيحت خالصانه است. يعنى، توبه خالص.

    2. هنگامى كه آرامش و صفاى خاص همه جا را فراگرفته، در آن هنگام كه غافلان و بيخبران در خوابند و غوغاى جهان مادى فرو نشسته مردان خدا و زنده دلان به ياد خدا به پا مى خيزند و در پيشگاه با عظمتش، استغفار و طلب آمرزش مى كنند و محو پرتو نور و جلال پروردگار مى شوند و با تمام وجودشان زمزمه توحيد سر مى دهند: «وَ الْمُسْتَغْفِرينَ بِالاَْسْحارِ.» (آل عمران (3)، آيه 17)

    سؤال: چرا در اوقات شبانه روز، تنها به وقت «سحر» اشاره شده است، در حالى كه استغفار و بازگشت به سوى خدا در همه حال، مطلوب است؟

    در پاسخ مى گوئيم: سحر، به سبب آرامش، تعطيلى كارهاى مادّى و نشاطِ به دست آمده بعد از استراحت و خواب، به انسان آمادگى بيشترى براى توجه به خداوند مى بخشد و اين معنا را به آسانى با تجربه مى توان دريافت. حتى بسيارى از دانشمندان براى حلّ مشكلات علمى خود، از آن وقت استفاده مى كردند، زيرا چراغ فكر و روح انسان در آن وقت از هر زمان ديگرى پرفروغتر و درخشانتر است و از آن جا كه روح عبادت و استغفار، توجه و حضور دل مى باشد، عبادت و استغفار در چنين ساعتى، از همه ساعات گرانبهاتر است. (تفسير نمونه، ج 2، ص 344)

    3. در اينجا توجه به چند نكته لازم است:

    الف ـ «معروف» (از ماده عرف) شناخته شده و «منكر» (از ماده انكار) ناشناس است.

    كارهاى نيك، امورى شناخته شده و كارهاى زشت و ناپسند، امورى ناشناس هستند; چه اين كه فطرت پاك انسانى با دسته اوّل آشنا، و با دوّم ناآشناست.

    ب ـ آيا امر به معروف، وظيفه اى عقلى است يا تعبدى؟

    جمعى از دانشمندان اسلامى معتقدند كه، وجوب اين دو وظيفه تنها با دليل نقلى ثابت شده است و عقل فرمان نمى دهد كه انسان ديگرى را از كار بدى كه زيانش تنها متوجهِ خود او است بازدارد. ولى توجه به پيوندهاى اجتماعى و اين كه هيچ كار بدى در اجتماع انسانى در نقطه خاصّى محدود نمى شود، بلكه ـ هر چه باشد ـ همانند آتشى ممكن است به نقاط ديگر سرايت كند، عقلى بودن اين دو وظيفه را مشخّص مى كند.

    به عبارت ديگر، در اجتماع چيزى به عنوان «ضرر فردى» وجود ندارد، و هر زيان فردى امكان اين را دارد كه به صورت «زيان اجتماعى» درآيد، و به همين دليل منطق و عقل، به افراد اجتماع اجازه مى دهد در پاك نگه داشتن محيط زيست خود، از هرگونه تلاش و كوششى خوددارى نكنند.

    در حديثى از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «فرد گنهكار در ميان مردم، همانند كسى است كه با جمعى سوار كشتى شود و به هنگامى كه در وسط دريا قرار مى گيرد تبرى بردارد و به سوراخ كردن موضعى كه در آن نشسته است، بپردازد و هرگاه به او اعتراض كنند، در جواب بگويد: من در سهم خود تصرّف مى كنم! اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولى نمى كشد كه آب به داخل كشتى نفوذ كرده و يكباره همگى در دريا غرق مى شوند.»

    پيامبر(صلى الله عليه وآله) با اين مثال جالب، منطقى بودن وظيفه امر به معروف و نهى از منكر را مجسّم ساخته و حق نظارت فرد بر اجتماع را حقّى طبيعى ـ كه ناشى از پيوند سرنوشتهاست ـ مى داند.

    ج ـ اهميت امر به معروف و نهى از منكر

    علاوه بر آيات فراوان قرآن مجيد، احاديث زيادى در منابع معتبر اسلامى نيز درباره اهميّت اين دو وظيفه بزرگ اجتماعى آمده كه در آنها به خطرات و عواقب شومى كه بر اثر ترك اين دو وظيفه در جامعه به وجود مى آيد اشاره شده است; از جمله:

    الف ـ امام باقر(عليه السلام)مى فرمايد: «اِنَّ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ، فَريضَةٌ عَظيمَةٌ; بِها تُقامُ الْفَرائِضُ، وَ تَأْمَنُ الْمَذاهِبُ، وَ تَحِلُّ الْمَكاسِبُ، وَ تُرَدُّ الْمَظالِمُ، وَ تُعْمَرُ الاَْرْضُ، وَ يُنْتَصَفُ مِنَ الاَْعداءِ، وَ يَستَقيم الاَْمْرُ; امر به معروف و نهى از منكر دو فريضه بزرگ الهى است كه بقيّه فرايض با آنها برپا مى شوند، و به سبب اين دو، راههاامن، كسب و كار مردم، حلال، حقوق افراد تأمين مى شود، و در سايه آن زمينها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته مى شود، و در پرتو آن همه كارها روبراه مى گردد.»

    ب ـ پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «مَن اَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهى عَنِ الْمُنْكَرِ، فَهُوَ خَليفَةُ اللهِ فى اَرْضِه، وَ خَليفَةُ رَسُولِ اللهِ، وَ خَليفَةُ كِتابِه;كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند جانشين خداوند در زمين، و جانشين پيامبر و كتاب اوست.»

    از اين حديث به خوبى استفاده مى شود كه اين فريضه بزرگ قبل از هر چيزى، برنامه اى الهى است و بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى همه، جزء اين برنامه است.

    ج ـ مردى خدمت پيامبر ـ كه بر فراز منبر نشسته بود ـ آمد و سؤل كرد: «مَنْ خَيْرُ النّاسِ؟; از همه مردم بهتر كيست؟ ]پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: [آمَرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اَتْقاهُمْ لِلّهِ وَ اَرْضاهُمْ; آن كس كه از همه بيشتر، امر به معروف و نهى از منكر كند و آن كس كه از همه پرهيزكارتر باشد و در راه خشنودى خدا از همه بيشتر گام بردارد.»

    د ـ در حديث ديگرى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل شده كه فرمود: «بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد وگرنه، خداوند ستمگرى را بر شما مسلط مى كند كه نه به پيران احترام مى گذارد و نه به خردسالان رحم مى كند. نيكان و صالحان شما دعا مى كنند، ولى مستجاب نمى شود و از خداوند يارى مى طلبند، امّا خدا به آنها كمك نمى كند و حتّى توبه مى كنند و خدا از گناهانشان درنمى گذرد.»

    اين همه تأكيدات براى آن است كه بفهميم اين دو وظيفه بزرگ در حقيقت ضامن اجراى بقيه وظايف فردى و اجتماعى است، در حكم روح و جان آنها محسوب مى شود و با تعطيل آنها، تمام احكام و اصول اخلاقى ارزش خود را از دست خواهد داد.

    (تفسير نمونه، ج 3، ص 37 ـ 40)





    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    فرصتها را از دست ندهيد



    4 ـ عَنْ اِبْنِ عَبّاسِ قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يَقُولُ فى خُطْبَتِه: ...اِنَّ الْمُؤْمِنَ بَيْنَ مَخافَتَيْنِ: يَوْم قَدْ مَضى لا يَدْرى مَا اللهُ قاض فيهِ، وَ يَوْمٌ قَدْ بَقِىَ لا يَدْرى مَا اللهُ صانِعٌ بِه، فَلْيَأْخُذِ الْعَبْدُ لِنَفْسِه مِنْ نَفْسِه، وَ مِنْ دُنْياهُ لاِخِرَتِه، وَ مِنْ شَبابِه لِهَرَمِه وَ مِنْ صِحَّتِه لِسُقْمِه، وَ مِنْ حَياتِه لِوَفاتِه. فَوَالَّذى نَفْسى بِيَدِه، وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ مِنْ مُسْتَعْتَب،وَلابَعْدَالد ُّنْيامِنْ دار، اِلاَّ الْجَنَّةَ اَوِالنّارَ.
    (بحار،ج77،ص 177)
    ترجمه:

    ابن عباس روايت كرده كه، شنيدم رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در خطبه اش مى فرمايد:
    مؤمن (هميشه) بين دو ترس است:
    نمى داند كه خداوند در مورد روزى كه بر او گذشته است چه قضاوتى مى كند; و (باز) نمى داند كه خداوند با او در روزى كه باقى مانده است، چه مى كند. از اين رو، بايد هر بنده اى از وجود خويش (براى سعادت و كمال) خود، و از دنيا براى آخرت و از جوانى براى پيرى و از سلامتى براى بيمارى و از زندگى براى مرگش بهره بردارى كند، قسم به كسى كه جانم در دست اوست بعد از مرگ هيچ عذر و بهانه اى پذيرفته نمى شود.
    بازگشتى و بعد از دنيا، خانه اى جز بهشت و يا جهنّم نيست.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هــــــــدايت


    طبق اين حديث، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)مى فرمايد:
    مؤمن هميشه بين دو ترس قرار دارد:
    ترسى از گذشته و ترسى از آينده.
    از گذشته اش مى ترسد، براى اين كه نمى داند آيا به وظايفش در گذشته به درستى عمل كرده و خداوند گناهان او را مورد عفو قرار داده؟
    از آينده اش مى ترسد، چون نمى داند چه سرنوشتى خواهد داشت؟
    آيا عاقبت به خير مى شود؟
    از دنيا با ايمان و پاك مى رود، يا بى ايمان و ناپاك؟
    خلاصه توجه به اين سؤالات، انسان را دائماً بين اين دو ترس قرار مى دهد كه سرچشمه آن ـ
    در واقع ـ احساس مسؤوليّت و ايمان است.
    اگر در وجود كسى ايمان به مبدأ و معاد باشد همواره چنين احساسى بر او حاكم است،
    امّا افرادى هستند كه به اصطلاح «ككشان نمى گزد; ديگران را آب مى برد و او را خواب» منطقشان «هر چه بادا باد و آب كه از سرگذشت، چه يك نى و چه صد نى» است و در يك كلمه، بى اعتنا و لاابالى هستند.
    به دنبال اين مقدّمه پيامبر اكرم اسلام(صلى الله عليه وآله) پنج دستور مى فرمايد:
    1 ـ «فَلْيَأْخُذِ الْعَبْدُ لِنَفْسِه مِنْ نَفْسِه»:
    خداوند سرمايه هايى به انسان داده كه بايد ابتدا خود انسان از آن استفاده كند.
    اين واقعيّتى است كه بعضى روشنى بخش ديگرانند، امّا خودشان از اين نور بهره اى نمى گيرند، مخصوصاً بعضى از اهل علم را مى بينيد كه مردم در پرتو دانش آنان راه مى يابند و هدايت مى شوند،
    اما خود او ـ كه سرمايه دار اصلى است ـ بى نصيب مى ماند.
    2 ـ«وَ مِنْ دُنْياهُ لاِخِرَتِه»:
    تمام كسانى كه به مقامهايى دست يافته اند،
    از همين سرمايه دنيا و عمر استفاده كرده اند. من گاهى مى انديشم كه اصحاب امام حسين(عليه السلام) در روز عاشورا، در يك نيم روز سعادت دنيا و آخرت را براى خويش خريدند و آن همه افتخار كسب كردند;
    يا اميرالمؤمنين(عليه السلام) در جنگ خندق، در لحظه اى از عمرش،
    ضربتى زد كه از عبادت جنّ و انس برتر بود:
    «ضَرْبَةُ عَلِىّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ اَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ»
    خلاصه اين كه امير مؤمنان(عليه السلام) در نهج البلاغه،
    نامه 72، ص 1075 فرموده است:
    «وَاعْلَمْ بِاَنَّ الدَّهْرَ يَوْمانِ: يَوْمٌ لَكَ وَ يَوْمٌ عَلَيْكَ;
    بدان كه روزگار دو روز است:
    روزى به نفع تو و روزى به ضرر تو.»
    و لذا فرمايش پيامبر(صلى الله عليه وآله)را فراموش نكن.(1)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    3 ـ «وَ مِنْ شَبابِه لِهَرَمِه»:
    افرادى هستند كه چون پير مى شوند، انگشت ندامت به دهان مى گيرند،
    بر پشت دست خود مى زنند كه چرا از فرصت و نعمت جوانى استفاده نكردند و عمر را به بيهودگى گذراندند(2).
    خلاصه اين كه، انسان تا اين جوانى را دارد بايد از آن بهره ببرد و نبايد كارى كند كه مايه عبرت ديگران شود و درباره او بگويند:
    تا آن وقتى كه مى توانست، نمى دانست و حال كه مى داند، نمى تواند.

    4 ـ «وَ مِنْ صِحَّتِه لِسُقْمِه»:
    انسان اگر به بيمارى شديدى دچار شود، احساس مى كند بين او و مردم ديوارى كشيده اند و از زندگى افراد سالم به كلّى جدا شده است.
    بد نيست انسان لحظه اى هم كه شده به بيمارستانها رفته و به بيماران،
    نظرى بيفكند; آنگاه معناى سلامت را ـ مخصوصاً وقتى به بيماران صعب العلاج مى نگرد ـ
    به خوبى مى فهمد و قدر سلامتى، اين نعمت بزرگ را، مى داند.(3)
    5ـ «وَمِنْ حَياتِه لِوَفاتِه»:
    از اين زندگى دنيا براى مرگت استفاده كن.
    در آخر حديث، حضرت(صلى الله عليه وآله) جمله اى مى فرمايد كه واقعاً تكان دهنده است: «فَوَالَّذى نَفْسى بِيَدِه، وَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ مِنْ مُسْتَعْتَب،
    وَلا بَعْدَ الدُّنْيا مِنْ دار، اِلاّ الْجَنَّةَ اَوِ النّارَ;
    سوگند به كسى كه جانم در دست اوست بعد از مرگ، پرونده ها بسته مى شود و جاى اين نيست كه كسى از خدا استغفار بجويد.»
    همان گونه كه اميرمؤمنان على(عليه السلام) در خطبه 230، مى فرمايد:
    «لا عَنْ قَبيح يَسْتَطيعُونَ انْتِقالاً وَلا فى حَسَن يَسْتَطيعُونَ ازْدِيادًا;
    هيچ گناهى را بعد از مردن نمى توان حذف كرد و نيز نمى توان حسنه اى بر حسنات افزود». الان ممكن است با قطره اشكى و ندامتى، آتش گناهانى كه برافروخته اى خاموش كنى، اما بعد از مرگ چنين كارى ميسّر نيست.(4)



    1. مشو غافل از روزگار دو رنگ *** كه كس را به گيتى نباشد درنگ
    به بازيچه بس اختر تابناك *** بر آرد به گردون، بر آرد به خاك

    تو چون طفلى و آسمانت چو مهد *** قضا جنبش مهد را بسته عهد

    جلاجلْ مه و آفتابت كند *** از آن جنبش آخر خوابت كند

    اگر دارى از سنگ و آهن روان *** بفرسايى از گردش آسمان

    اگر سنگى آن آهن سنگ خاست *** و گر آهنى سنگ آهن رباست.

    2. چه خوش سروده شاعرعرب، زبان حال كسانى را كه چنان در پيرى رنج بردند كه گفتند:

    «فَيا لَيْتَ الشَّبابُ لَنا يَعُودُوا *** فَاُخْبِرَهُ بِما فَعَلَ الْمَشيبُ!

    اى كاش،جوانى مابازمى گشت تاخبرش مى داديم كه پيرى برسرمان چه آورده است.»

    دور جوانى بشد از دست من *** آه و دريغ آن زمن دلفروز!

    قوّت سر پنجه شيرى برفت *** راضيم اكنون به پشيزى چو يوز

    پير زنى موى سيه كرده بود *** گفتمش اى مامك ديرينه روز:

    موى به تلبيس سيه كرده گير *** راست نخواهد شدن اين پشتِ گوژ

    3. تندرستان را نباشد درد ريش *** جز به همدردى نگويم درد خويش

    گفتن از زنبور بى حاصل بود *** با يكى در عمر خود ناخورده نيش

    تا تو را حالى نباشد همچو ما *** حال ما باشد تو را افسانه پيش

    سوز من با ديگرى نسبت مكن *** او نمك بر دست و من بر عضو ريش

    4. چون سجودى يا ركوعى مرد كِشت *** شد در آن عالم سجود او بهشت

    چون كه پرّيد از دهانت حمد حق *** مرغ جنّت ساختنش ربّ الفلق

    چون ز دستت رُست ايثار و زكات *** كِشت اين دست آن طرف نخل و نبات

    اين سببها چون به فرمان تو بود *** چاره جو هم مر تو را فرمان نمود

    چون ز دستت زخم بر مظلوم رُست *** آن درختى گشت، از آن زقّوم رُست

    اين سخنهاى چو مار و كژدمت *** مار و كژدم گردد و گيرد دمت

    (مثنوى، دفتر سوم)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    قرآن، نورافكن شبهاى ظلمانى


    5 ـ عَنْ اِبْنِ سَعيدِ الْخُدْرى، قالَ: خَطَبَنا رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله)
    قالَ فى خُطْبَتِه: لا عَيْشَ اِلاّ لِعالِم ناطِق، اَوْ مُسْتَمِع واع. اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّكُمْ فى زَمانِ هُدْنَة، وَ اِنَّ السَّيْرَ بِكُمْ سَريعٌ، وَ قَدْ رَاَيْتُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ كَيْفَ يُبْلِيانِ كُلَّ جَديد، وَ يُقَرِّبانِ كُلَّ بَعيد، وَ يَأْتِيانِ بِكُلِّ مَوْعُود. فَقالَ لَهُ الْمِقْدادُ: يا نَبِىَّ اللهِ، وَ مَا الْهُدْنَةُ؟ فَقال(صلى الله عليه وآله):
    دارُ بَلاء وَانْقِطاع، فَاِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الاُْمُورُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ، فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ،فَاِنَّهُ شافِعٌ مُشَفَّعٌ، وَ صادِقٌ مُصَدَّقٌ، وَ مَنْ جَعَلَهُ اَمامَهُ قادَهُ اِلَى الْجَنَّةِ;وَمَنْ جَعَلَهُ خَلْفَهُ ساقَهُ اِلَى النّارِ...
    (بحار،ج77، ص 177)
    ترجمه:

    از ابوسعيد خُدرى روايت شده كه گفت:
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى ما خطبه اى خواند و در ضمن آن فرمود:
    اى مردم، شما در زمان مهلت و آرامش هستيد و به سرعت داريد مى رويد و به خوبى مى بينيد كه شب و روز چگونه هر چيز نو و تازه اى را كهنه و هر چيز دورى را نزديك مى گردانند و هر وعده اى را حاضر مى سازند.
    آن گاه مقداد گفت:
    اى رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، «هُدنه» چيست؟
    حضرت(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    يعنى، دنيا سراى آزمايش و كوچ كردن است
    پس هنگامى كه رخدادها بر شما مانند پاره اى شب تار، مشتبه شد بر شما باد كه به قرآن بازگشت كنيد;
    چرا كه قرآن شفاعتگرى است كه شفاعتش پذيرفته مى شود وراستگويى است كه سخنش تصديق شده است. كسى كه قرآن را پيش روى خود قرار دهد (و به آن عمل كند)، او را به بهشت رهبرى مى كند و هر كس آن را پشتِ سر بيندازد (و به آن بى اعتنايى كند) او را به جهنّم مى راند...»

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •