*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 124
  1. #21
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هــــدايت


    پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
    اى مردم! شما در زمان «هُدْنه» ـ توضيح آن مى آيد ـ هستيد،
    شما را در اين دنيا، آزاد گذارده و به شما اختيار داده اند. اين دنيا به سرعت در حال گذر است. شب و روز، هر چيز تازه اى را كهنه مى گرداند و هر دورى را نزديك مى كند و هر وعده اى را به انجام مى رساند.
    جاى تعجّب اين است كه ما در محيطى زندگى مى كنيم كه در آن قرار و آرامى نيست، همه چيز با شتاب در حال دگرگونى است. به قول مرحوم اقبال:

    ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم *** موجيم كه آسودگى ما عدم ماست

    موج، حركت است و اگر آرام گردد اصلاً موجى در كار نيست.
    وقتى انسان به حالات انسانها مى نگرد، مى بيند كه بچّه ها به سرعت جوان و جوانها پير و پيران رهسپار قبرستان مى شوند. اين اطلاعيّه هاى وفات، هشدارى است به همه انسانها.
    در ادامه، مقداد مى پرسد: اى پيامبر خدا! هدنه چيست؟
    فرمود: دنيا، آزمايشگاه است;
    دورانى است كه شما را به حال خودتان گذاشته اند، خداوند به شما كارى ندارد;
    و در مقابل گناهان و اعمالى كه انجام مى دهيد، فوراً مجازاتتان نمى كند.(1)

    بعد حضرت دستورى فرمودند كه در بسيارى از كتب، به صورت روايت مستقلّى نقل شده است: «فَاِذَا الْتَبَسَتْ عَلَيْكُمُ الاُْمُورُ كَقِطَعِ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ فَعَلَيْكُمْ بِالْقُرْآنِ...;
    اگر كارها بر شما چون شب سياه و ظلمانى مشتبه شد به دامن قرآن چنگ بزنيد، چون اين قرآن هم شفاعت مى كند و هم شفاعتش پذيرفته مى شود;
    هم راستگوست و هم خدا آن را تصديق كرده. كسى كه قرآن را پيش روى خود قرار دهد او را به بهشت رهنمون مى شود و كسى كه آن را پشتِ سر بيندازد او را به جهنّم مى راند.»
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #22
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    اين پيش رو داشتن و پشت سر انداختن قرآن، دو معنا مى تواند داشته باشد:
    1 ـ توجّه به قرآن و بى اعتنايى به آن;
    2 ـ قرآن استاد انسان باشد نه ابزار او;
    يعنى، خود را بر قرآن عرضه كند، نه قرآن را بر خود.
    بعضى از افراد هستند كه وقتى پيش داوريهاى خود را كردند و تصميمشان قطعى شد،
    در لابلاى قرآن مى گردند كه آيه اى منطبق با فكر خودشان بيابند.
    آنان فقط به همان آيه اى كه يافته اند تمسّك مى جويند و آيات ديگر را رها مى كنند
    و با اين عمل، مصداق آيه 105، از سوره نساء:
    «نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض»
    مى شوند و مى گويند:
    به بعضى ايمان مى آوريم و بعضى را انكار مى كنيم.
    پيداست كه چنين فردى قرآن را پشت سر خود افكنده است.
    بسيارى از مذاهب انحرافى ـ كه در اسلام پديد آمده اند، مانند:
    وهابيّت ـ به همين درد مبتلايند. انسان وقتى در عقايد آنان دقيق مى شود مى بيند
    آيات واضح و روشن را وا نهاده اند و آياتى كه معناى دو پهلو دارد
    و بر مقصودشان منطبق است گرفته اند.
    در مقابل، دسته اى خود را شاگرد قرآن مى دانند و مى گويند:
    تصميم ما، همان گفته قرآن است;
    قرآن را راهنماى حلّ مشكلات خويش مى دانند و مصداق آيه 65 از سوره نساء، هستند:

    «فَلا وَ رَبِّكَ لايُؤْمِنُونَ حَتّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لايَجِدُوا فى اَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً»;
    به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اين كه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند; و سپس از داورى تو، در دل خود احساس ناراحتى نكنند; وكاملا تسليم باشند.»

    حتماً شنيده ايد يادر كلمات قصار، در نهج البلاغه، كلمه شماره 120، خوانده ايد كه،
    «اَلاِْسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ;
    اسلام همان تسليم است.» و تا فرد در مقابل قرآن، تسليم محض نباشد مسلمان واقعى نخواهد شد.
    اين كه كسى عقيده خود را بر قرآن تحميل كند، نادرست و نوعى خودپرستى است، چون قرآن مى فرمايد: بايد، هم در ظاهر و هم در باطن، تسليم باشند.
    با اين همه تأكيدهايى كه هست، باز قرآن در حوزه هاى ما آن مقام بايسته و شايسته را ندارد. كاش آن مقدارى كه ما به علم معانى وبيان اهميّت مى دهيم، به خود قرآن و تفسير آن اهميّت مى داديم، براى اين كه همان گونه كه در قرآن، سوره انعام، آيه 59 آمده است ما معتقديم:
    «... لارَطْب وَلا يابِس اِلاّ فى كِتاب مُبين»;
    و نه هيچ دانه اى در تاريكيهاى زمين، و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد، جز اينكه در كتابى آشكار ]در كتاب علم خدا[ ثبت است.»
    عدّه اى، همچون وهّابيها فقط به الفاظ قرآن بسيار اهميّت مى دهند و در قرائت مى كوشند، اما به محتواى آن كارى ندارند. وقتى قارى قرآن، آيات را يك نفس مى خواند، الله الله مى گويند، امّا زمانى كه آيات تكان دهنده قيامت، قرائت مى شود،
    چون يك نفس نخوانده الله الله ندارد.
    خلاصه، قرآن بايد كتاب درسى ما باشد.
    قرآن در بين ما مظلوم است
    ، بايد حتّى بحث تفسيرى داشته باشيد، به عنوان اين كه قرآن چه مى گويد، نه اين كه من چه مى گويم. مهم اين است كه معتقد شويد هر چه بيشتر با قرآن كار كنيد،
    نورانيّت، صفا و درك تازه اى نصيب شما مى شود.
    اصلاً روشنايى فكر انسان، آن لحظاتى است كه با قرآن كار مى كند و بايد بدانيد شما در مورد قرآن، سه وظيفه مهم داريد:
    تلاوت قرآن; فهم قرآن و از همه مهمتر، عمل به قرآن.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #23
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*








    1. در زمينه آزمايش الهى بحثهاى فراوانى شده است كه به اندكى از آنها اشاره مى كنيم:

    الف ـ چرا خدا مردم را آزمايش مى كند؟

    مگر آزمايش براى اين نيست كه اشخاص يا چيزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسيم و از ميزان جهل و نادانى خود بكاهيم؟ اگر چنين است خداوندى كه علمش به همه چيز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چيز آگاه است چرا امتحان مى كند؟ مگر چيزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!

    پاسخ اين مهمّ را در اين جا بايد جستجو كرد كه مفهوم آزمايش و امتحان در مورد خداوند با آزمايشهاى ما بسيار متفاوت است. آزمايشهاى ما براى شناخت بيشتر و رفع ابهام و جهل است، امّا آزمايش الهى ـ در واقع ـ همان «پرورش و تربيت» است.

    در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پرتجربه شبيه است كه دانه هاى مستعد را در سرزمينهاى آماده مى پاشد، اين دانه ها با استفاده از مواهب طبيعى شروع به نمو و رشد مى كنند، تدريجاً با مشكلات مى جنگند و با حوادث پيكار مى نمايند و در برابر طوفانهاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ايستادگى به خرج مى دهند تا شاخه گلى زيبا يا درختى تنومند و پرثمر بارآيد كه بتواند به زندگى و حيات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

    سربازان را براى اين كه از نظر جنگى نيرومند و قوى شوند به مانورها و جنگهاى مصنوعى مى برند و در برابر انواع مشكلات، تشنگى، گرسنگى، گرما و سرما، حوادث دشوار و موانع سخت قرار مى دهند تا ورزيده و آبديده شوند. و اين است رمز آزمايشهاى الهى.

    ب ـ آزمايشهاى الهى همگانى است

    از آن جا كه نظام حيات در جهان هستى، نظام تكامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسير تكامل را مى پيمايند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با ميوه بروز مى دهند; همه مردم از انبيا گرفته تا ديگران، طبق اين قانون عمومى بايد آزمايش شوند و استعدادهاى خود را شكوفا سازند.

    ج ـ راههاى آزمايش

    آيات قرآن نمونه هايى از امورى كه انسان با آنها امتحان مى شود از قبيل: ترس، گرسنگى، زيانهاى مالى و مرگ، فرزندان، پيامبران و دستورات خداوند، حتى بعضى از خوابها را ذكر كرده است و به طور كلّى از نظر قرآن «شرور و خيرها» نيز از آزمايشهاى الهى محسوب مى شوند: «وَ نَبْلُوَكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ». (تفسير نمونه، ج 1، ص 526)
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #24
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    مراتب كمال ايمان


    6 ـ عَنْ نافِع، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله):
    لا يَكْمُلُ عَبْدٌ الاْيمانَ بِاللهِ، حَتّى يَكُونَ فيهِ خَمْسُ خِصال: اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اللهِ، وَالتَّفْويضُ اِلَى اللهِ، وَالتَّسْليمُ لاَِمْرِ اللهِ، وَالرِّضا بِقَضاءِ اللهِ، وَالصَّبْرُ عَلى بَلاءِ اللهِ; اِنَّهُ مَنْ اَحَبَّ فِى اللهِ، وَ اَبْغَضَ فِى اللهِ، وَ اَعْطى للهِِ، و مَنَعَ للهِِ، فَقَدِ اسْتَكْمَلَ الاْيمانَ.
    (بحار، ج 77، ص 177)
    ترجمه:

    نافع از ابن عمر نقل مى كند كه حضرت رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    ايمان بنده به خدا كامل نمى شود مگر اين كه در او پنج خصلت باشد:
    توكل بر خدا;
    واگذارى امور به خدا;
    تسليم در برابر مقدّرات او;
    رضايت به قضاى الهى;
    شكيبايى بر آزمايش خدا;
    چرا كه هر كس دوستى و دشمنيش;
    و عطا و منع عطايش خدايى باشد، ايمان را كامل كرده است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #25
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) در اين حديث، مراتب كمال ايمان را بيان مى فرمايد و بعضى از علماى اخلاق هم، در مراحل سير و سلوك تقريباً همين مسائل را مطرح كرده اند:
    1 ـ «التَّوَكُّلُ عَلَى اللهِ»: اوّلين مرحله، توكّل است. در حقيقت مؤمن مى گويد: چون به علم و قدرت، رحمانيّت و رحيميّت او ايمان و علم دارم، او را در كارها وكيل خود قرار مى دهم.(1)



    2 ـ «وَالتَّفويضُ اِلَى الله»: دومين مرحله، تفويض است. در مرحله قبل، گويى مؤمن خط مشى خدا را در مورد خود تعيين مى نمايد، اما در اين مرحله، مؤمن ـ در حقيقت ـ به خدا مى گويد: خدايا! تو خود بهتر مى دانى، من همه چيز را به تو واگذاردم.
    تفاوت بين توكّل و تفويض:
    در توكّل انسان به تمام منافع خود اهميّت مى دهد; از اين رو، همه حدّ و حدود منافع خويش را مى بيند، امّا در تفويض مى داند كه منافعى دارد، ولى مرز آن را نمى بيند و همه را به خداى تعالى واگذارده، چرا كه به خدا اعتماد كامل پيدا كرده است.
    3 ـ «وَالتَّسليمُ لاَِمْرِ الله»: اين مرحله، بالاتر از مرحله قبل است. در اين مرتبه، ديگر منفعت معنا نمى دهد.
    در مرحله توكّل، خواست من مطرح بود، اما در مرحله تسليم، ديگر خواستى مطرح نيست.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #26
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    سؤال: اگر اين طور باشد، ديگر دعا معنايى نبايد داشته باشد؟


    پاسخ: معناى تسليم اين نيست كه از خدا درخواستى نكنيم و او را نخوانيم،
    بلكه به اين معناست اگر حاجت خواستيم و اجابت نشد، تسليم باشيم.
    4 ـ «وَ الرِّضا بِقَضاءِ الله»: مرحله رضا، از مرحله قبل نيز بالاتر است. در مرحله تسليم گويا انسان منافعى دارد، ولى از آن چشم مى پوشد و دندان روى جگر مى گذارد، امّا در مرحله رضا ـ حتّى در درون نفس هم ـ مقاومتى نسبت به خواسته ها و تمايلات نيست و همين، تفاوت مرحله تسليم با رضاست.
    اين چهار مرحله، مراحل سير به سوى خدا و قرب به اوست. بيان آن با الفاظ آسان است، ولى چه بسا، بين هر كدام از اينها، فرسنگها راه است. از اين مرحله گاهى به «فناء فى الله» نيز تعبير مى كنند. البته فنا دو معنا دارد كه يكى معقول است و آن فنا، همان رسيدن به مرحله رضاست. در اين مرحله، انسان خواسته هاى خود را به كلّى در مقابل ذات پاك الهى فراموش مى كند. و اين معناى صحيح فناء فى الله است كه با شرع و عقل نيز سازگار است.
    البته، اينها هيچ منافاتى با دعا و طلب حاجت از خدا ندارند و كسى كه به آخرين مرحله كمال ايمان; يعنى، مرحله رضا برسد باز به دعا محتاج است.
    تمام اين مقامات را با صبر و شكيبايى مى توان به دست آورد. اصولاً صبر و استقامت، ريشه همه سعادتهاست. در نهج البلاغه نيز، وقتى اميرالمؤمنين(عليه السلام)وصيّت مى كند سفارش پنجمش را صبر قرار مى دهد كه ضامن اجراى چهار تاى ديگر است.(2)

    چه بسا انسان چند روزى براى رسيدن به اين كمالها، خود را آماده كند، ولى مسأله مهم اين است كه در اين راه استقامت بورزد و بسيار گفته ام: كسانى كه در علم، عمل، تقوا و در همه مراتب به جايى رسيده اند، بر اثر صبر و استقامت بوده است.(3)
    در آخر حديث، جمله اى است كه همان مفهوم جمله هاى قبلى است;
    يعنى، حبّ و بغض در راه خدا، و عطا و منع عطا براى خدا باشد، چرا كه اينها از نشانه هاى كمال ايمان هستند.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #27
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*







    1. حقيقت توكّل و فلسفه آن

    «توكل» در اصل از ماده «وكالت» به معنى انتخاب وكيل است. و اين را مى دانيم كه وكيل خوب كسى است كه حداقل داراى چهار صفت باشد: آگاهى كافى، امانت، قدرت و دلسوزى.

    اين موضوع نيز شايد نياز به تذكر نداشته باشد كه انتخاب وكيل مدافع در كارها در جايى است كه انسان شخصاً قادر به دفاع نباشد، در اين موقع از نيروى ديگرى استفاده مى كند و با كمك او به حل مشكل خويش مى پردازد.

    بنابر اين توكل كردن بر خدا مفهومى جز اين ندارد كه انسان در برابر مشكلات و حوادث زندگى و دشمنيها و سرسختيهاى مخالفان و پيچيدگيها و احياناً بن بستهايى كه در مسير خود به سوى هدف دارد، در جايى كه توانايى بر گشودن آنها ندارد او را وكيل خود سازد و به او تكيّه كند و از تلاش و كوشش باز نايستد، بلكه در آن جا هم كه توانايى بر انجام كارى دارد باز مؤثر اصلى را خدا بداند، زيرا از دريچه ديد موحد، سرچشمه تمام قدرتها و نيروها اوست.

    نقطه مقابل «توكل بر خدا»، تكيه بر غير اوست; يعنى، شخص وابسته به ديگران باشد و مستقلّ نباشد. دانشمندان اخلاق مى گويند: توكل، ثمره مستقيم توحيد افعالى خداست، زيرا همان طور كه گفتيم از نظر موحد هر حركت و كوششى كه در جهان صورت مى گيرد سرانجام به علت نخستين اين جهان; يعنى، ذات خداوند ارتباط مى يابد، بنابر اين موحد همه قدرتها و پيروزيها را از او مى داند.

    فلسفه توكل

    با توجه به آنچه ذكر كرديم استفاده مى شود كه، اوّلا: توكل بر خدا، بر آن منبع فناناپذير قدرت و توانايى، سبب افزايش مقاومت انسان در برابر مشكلات و حوادث سخت زندگى است.

    از مجموع آيات قرآنى استفاده مى شود كه منظور از توكّل اين است كه در برابر عظمت مشكلات، انسان احساس حقارت و ضعف نكند، بلكه با اتّكاى بر قدرت بى پايان خداوند، خود را پيروز و فاتح بداند و به اين ترتيب، توكل اميدآفرين، نيروبخش و تقويت كننده و سبب فزونى پايدارى و مقاومت است.

    اگر مفهوم توكل به گوشه اى خزيدن و دست روى دست گذاشتن بود معنى نداشت كه درباره مجاهدان و مانند آنها پياده شود.

    و اگر كسانى چنين مى پندارند كه توجه به عالم اسباب و عوامل طبيعى با روح توكل ناسازگار است، سخت در اشتباهند، زيرا جدا كردن اثرات عوامل طبيعى از اراده خدا نوعى شرك محسوب مى شود، مگر نه اين است كه عوامل طبيعى نيز هر چه دارند از او دارند و همه به اراده و فرمان اوست. آرى، اگر عوامل را دستگاهى مستقل در برابر او بدانيم اين جاست كه با روح توكل سازگار نخواهد بود ـ دقت كنيد.

    چطور ممكن است چنان تفسيرى براى توكل بشود با اين كه شخص پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) ـ كه سر سلسله متوكلان بود ـ براى پيشبرد اهدافش از هيچ گونه فرصت، نقشه صحيح، تاكتيك مثبت و انواع وسائل و اسباب ظاهرى غفلت نمى نمود. اينها همه ثابت مى كند كه توكل، آن مفهوم منفى را ندارد.

    ثانياً: توكل بر خدا آدمى را از وابستگيها ـ كه سرچشمه ذلت و بردگى است ـ نجات و به او آزادگى و اعتماد به نفس مى دهد.

    شخصى از امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) سؤال كرد: «ما حَدُّ التَّوَكُّلِ؟; حد توكّل چيست؟ فَقالَ: اَنْ لاتَخافَ مَعَ اللهِ اَحَداً; فرمود: اين كه با اتكاى به خدا از هيچ كس نترسى.» (تفسير نمونه، ج 10، ص 295)

    2. «اُوصيكُمْ بِخَمْس لَوْ ضَرَبْتُمْ إِلَيْها اباطَ الاِْبِلِ لَكانَتْ لِذلِكَ اَهْلاً: لاَيَرْجُوَنَّ اَحَدٌ مِنْكُمْ إلاّ رَبَّهُ، ولا يَخافَنَّ اِلاّ ذَنْبَهُ، ولا يَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ مِنْكُمْ اذا سُئِلَ عَمَّا لا يَعْلَمُ أَنْ يَّقُولَ: لا أَعْلَمُ، و لايَسْتَحِيَنَّ أَحَدٌ إِذا لَمْ يَعْلَمِ الشَّىْءَ أَنْ يَتَعَلَّمَهُ، وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ، فَاِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الاْيمانِ كَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ، وَ لا خَيْرَ فِى جَسَد لا رَاْسَ مَعَهُ، وَ لا فى ايمان لا صَبْرَ مَعَهُ، شما را به پنج چيز سفارش مى كنم كه اگر براى دسترسى بدان رنج سفر را بر خود هموار كنيد، در خور است: هيچ يك از شما جز به پروردگار خود اميد نبندد، و جز از گناه خود نترسد; و چون كسى را چيزى پرسند كه نداند شرم نكند كه گويد ندانم; و هيچ كس شرم نكند از آنكه چيزى را كه نمى داند بياموزد، و بر شما باد به شكيبايى كه شكيبايى ايمان را چون سر است تن را، و سودى نيست تنى را كه آن را سر نبود، و نه در ايمانى كه با شكيبايى همبر نبود.» (نهج البلاغه، حكمت 82)

    3. به قول سعدى:

    صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند *** بر اثر صبر، نوبت ظفرآيد.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #28
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    علامت مسلم، مؤمن و متّقى


    7 ـ عَنْ اَبي هُرَيْرَة قالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله عليه وآله) يَقُولُ فى خُطْبَتِه: اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ الْعَبْدَ لايُكْتَبُ مِنَ الْمُسْلِمينَ حَتّى يَسْلَمَ النّاسُ مِنْ يَدِه وَ لِسانِه، وَلا يَنالُ دَرَجَةَ الْمُؤمِنينَ حَتّى يَأمَنَ اَخُوهُ بَوائِقَهُ وَ جارُهُ بَوادِرَهُ، وَلا يُعَدُّ مِنَ الْمُتَّقينَ حَتّى يَدَعَ مالا بَأْسَ بِه حِذاراً عَمّا بِهِ الْبَأْسُ. اِنَّهُ مَنْ خافَ الْبَيات اَدْلَج... .
    (بحار، ج 77، ص177)
    ترجمه:

    ابوهريره مى گويد:
    از پيامبر(صلى الله عليه وآله) شنيدم كه در خطبه اش فرمود:
    اى مردم! بنده از مسلمانان به حساب نمى آيد، تا اين كه مردم از دست و زبانش آسوده باشند، و به درجه مؤمنان نمى رسد مگر اينكه برادر (دينى) او از شرّ و آزارش و همسايه اش از تندى و خشمش در امان باشد; و از متّقين محسوب نمى شود تا اينكه از امور مشتبه براى پرهيز از آلودگى به محرمات بپرهيزد. كسى كه مى ترسد خواب بماند شبانه حركت مى كند.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #29
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هـــــدايت


    در اين حديث ـ در واقع ـ سه كلمه مسلم، مؤمن و متقى تفسير، و به هر يك از دريچه اى خاص توجه شده است.
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    «انسان، مسلمان نخواهد بود تا اين كه مردم از دست و زبانش ايمن باشند و اگر چنين نباشد، مسلمان نيست; و انسان مؤمن نيست، مگر اين كه برادران مسلمان و همسايگان او از اذيت و آزارش در امان باشند.»
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) دو مادّه «سلم» و «امن» را در حديث ذكر كرده،
    چون حقيقت اسلام، تسليم است و سالم گذاردن ديگران كه هم در مفهوم اسلام مى باشد. از اين رو بايد، مردم از دست و زبان انسان مسلمان آسوده باشند.
    مؤمن كسى است كه دوستان و همسايگانش از دست او ايمن باشند و متّقى واقعى كسى است كه شبهات را ترك كند. اگر كسى آلوده شبهات مى شود، متّقى واقعى نيست.
    هر فردى كه زبانش چون مار و عقرب است و با زخم زبان، غيبت، تهمت، تحقير، تمسخر، هتك آبرو، فحش و... ديگران را مى گزد، جزء مسلمانان نيست.
    بسيارى هستند كه شيطان آنان را بدين گونه مى فريبد;
    كه در سخنان جدّى خويش، زبانشان را حفظ مى كنند، ولى در شوخيها، آن كارهايى را كه در جدّى نمى توانند بكنند، انجام مى دهند:
    در قالب شوخى، برادر مسلمان خود را تحقير و مسخره مى كنند و به اذيّت و آزار او مى پردازند; بعد هم مى گويند:
    شوخى كردم و غرضى در كار نبود.
    خلاصه، گاهى شوخيها از كلمات جدّى بدتر است،
    زيرا در كلام جدّى انسان قيد و بند دارد، امّا در شوخى از هر قيد و بندى رهاست.(1)
    اگر در تاريخ دقّت كرده باشيد، در دربار شاهان دلقكهايى بوده اند كه كلمات جدّى را در لباس شوخى و مزاح بيان مى كردند. وجود اين دلقكها فقط براى سرگرمى سلطان نبوده، بلكه از جمله فلسفه هايش اين بود كه هرگاه اطرافيان شاه نمى توانستند، بعضى مطالب را به طور جدّى به شاه بگويند به اين دلقكها مى گفتند تا آن را در قالب شوخى و مزاح به شاه بگويند و لذا، شوخى دلقكها از جدّى هم بالاتر بود.
    مؤمن در اسلام بسيار محترم است لذا، با مؤمن، شوخى ـ به معنايى كه گفته شد ـ هم نمى توان كرد و نمى شود آبروى او را ريخت. پناه بر خدا!
    اگر كسى به بهانه شوخى، آبروى كسى را بريزد.(2)
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #30
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    اكنون به مسأله ترك شبهات بپردازيم:

    عمل به مكروه جايز و در علم اصول آمده است كه، در همه شبهات موضوعيّه ـ
    چه وجوبى و چه تحريمى ـ اصل برائت جارى مى شود، ولى در عين حال، بسيارى از مواقع، همين شبهات پلى براى محرّمات هستند.
    از اين رو، انسان نبايد به آخرين مرز مباح برود، چرا كه آخرين مرز آن،
    لب پرتگاه حرام است و احتمال دارد انسان هر لحظه بلغزد و در حرام بيفتد.
    در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 14، ص 232 آمده است:
    «اَلا وَ اِنَّ حِمَى اللهِ مَحارِمُهُ;
    آگاه باشيد كه قرقگاه خدا، محارم اوست.»
    منطقه اى كه ورود به آن ممنوع است و كسى كه به آن نزديك شود، گاهى وسوسه مى شود كه قدمى جلوتر بگذارد و به بهانه
    «كُلُّ مَشْكُوك جايِزٌ; كُلُّ مَظْنُون جايِز»
    كارهايى بكند كه چه بسا، سبب ورود در گناه و حرام مى شود.
    همه اينها درست است، اما در عين حال به مرز محرمات نزديك نشويد.
    اين مرزِ خطر است و مخصوصاً بسيارى از چيزها، براى ديگران به عنوان ثانوى جايز، اما براى ما حرام است. البته نمى گويم هر مكروهى را بايد ترك كرد، ولى فرق مى كند در بعضى جاهاست كه بايد مواظب بود. اگر انسان بخواهد از خطر گناه دور بماند،
    بايد از مشتبهات دورى گزيند.
    آخرين جمله اين كه اگر ابهّت گناه شكسته شد و انسان از آن نترسيد،
    به آسانى آلوده مى شود.
    بعضى از گناهكاران وقتى حالاتشان را نقل مى كنند، مى گويند:
    اوّلين بارى كه اين گناه را انجام داديم،
    بدنمان مى لرزيد، ولى بعداً عادى شد.
    خلاصه آنچه انسان را حفظ مى كند، همان ترس از گناه است.
    اما وقتى ارتكاب گناه عادى شد،
    به توجيه مى پردازد و هر شبهه اى را حلال مى سازد.(3)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •