*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 124
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    1. از جمله گناهانى كه موجب دريده شدن پرده ها مى گردد:

    ردّ و بدل كردن سخنان بيهوده و شوخى براى خنداندن ديگران است.

    براى درك بهتر اين مطلب به چند حديث توجه نماييد:

    الف ـ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله):

    «اِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ بِكَلِمَة فَيَضْحَكُ بِها جُلَساؤُهُ; يَهْوى بِها اَبْعَدَ مِنَ الثُّرَيّا; رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: گاهى انسان سخنى مى گويد تا هم محفلان خود را بخنداند، ولى همان سخن، او را (از نظر هلاكت و بدبختى) به جايى دورتر از ثريا ساقط مى كند.»

    ب ـ قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): «كَثْرَةُ الْمِزاحِ، تَذْهَبُ بِماءِ الْوَجْهِ; رسول خدا(صلى الله عليه وآله)فرمود: شوخى زياد آبرو را مى برد.»

    ج ـ عَنْ اَبى مُحَمَّد(عليه السلام) قالَ: «لاتُمارِ فَيَذْهَبَ بَهاؤُكَ; وَلا تُمازِحْ فَيُجْتَرَأُ عَلَيْكَ; امام حسن عسگرى(عليه السلام) فرمود: جدال نكن كه شخصيّتت مى رود، و شوخى نكن كه بر تو گستاخ مى شوند.» (كيفر گناه، ص 10)

    2. حكم بن ابى العاص (پدر مروان كه فرزندانش بعدها به خلافت رسيدند) از دشمنان سرسخت رسول خدا(صلى الله عليه وآله)بود و بسيار آن حضرت را مى آزرد. از جمله اذيّتها اين بود كه هرگاه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)در كوچه هاى مكّه راه مى رفت پشت سر آن حضرت مى آمد و از روى مسخره، راه رفتن و حركات آن حضرت را تقليد مى كرد و بدين وسيله، دشمنان اسلام را مى خنداند.

    سرانجام روزى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روى خود را برگردانيد و همچنان كه وى مشغول تقليد رفتار آن حضرت بود، به او فرمود: «كُنْ كَذلِك;همچنين باش.» از آن پس تا وقتى كه مرگش فرا رسيد بدنش به حال رعشه باقى بود و پيوسته ارتعاش داشت. (كيفر گناه، ص 10)

    3. عواقب و آثار گناه: بعضى از علماى اخلاق براى گناه، آثار و عواقب بسيارى ذكر كرده اند كه در اين جا تنها به ذكر سه اثر بسنده مى كنيم:

    1 ـ اثر آن در روح انسان: هر گناه، به اندازه خودش در قلب و جان آدمى اثر مى گذارد. اگر گناه جز تيرگى قلب، ضررى نداشت، همين كافى بود كه انسان از گناه دست بردارد. وقتى ظالم دست خود را بلند مى كند تا سيلى به گوش مظلوم بزند، اوّلين ضررش اين است كه قلب او تيره مى شود.

    در احاديث اسلامى آمده: هر گناهى كه انسان مرتكب مى شود نقطه اى سياه در قلبش پيدا مى شود كه در اثر تكرار گناه، اين نقطه هاى سياه بيشتر و بيشتر مى گردد تا اين كه تمام قلب او را مى پوشاند و به قول قرآن مجيد: «... وَ اَحاطَت بِه خَطيئَتُهُ...» (بقره (2)، آيه 81); يعنى، تمام وجود او آلوده به گناه مى گردد كه بازگشت براى او مشكل است. زمانى كه نقاط تاريك كم است، بقيه نقاط روشن بر ضدّ آن نقطه تاريك فعاليت مى كنند تا آن را از بين ببرند، اما وقتى گناه زياد شد، نقاط روشن هم از بين مى روند.

    2 ـ اثر گناه در زندگى: انسان مَدَنىُ الطّبع است و اعتماد متقابل، مهمترين سرمايه چنين زندگيهايى است. حال اگر انسانها دروغى بگويند، اين دروغ اعتماد را از بين مى برد به گونه اى كه، ديگر افراد به يكديگر اعتماد نمى كنند و هر كسى مواظب است كه ديگرى سر او كلاه نگذارد. از اين رو با دروغ و ارتكاب گناه كم كم زندگى اجتماعى، به زندگى انفرادى تبديل مى شود و روح تعاون و همكارى از بين مى رود.

    3 ـ اثر اُخروى گناه: اگر باور كنيم كه گناه نابود نمى شود و همراه انسان است; مثلا، دروغى كه در چندين سال قبل از انسان صادر شده، هست و حتى در عوالم بعدى قدم به قدم و سايه به سايه به همراه اوست، چنان كه قرآن مجيد مى فرمايد: «يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ...» (نبأ (78)، آيه 40) همه اعمال انسان در مقابلش مجسّم مى شود و آنها را مى بيند; ديگر گناه نمى كند.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    توحيد افعالى و ثمرات اعتقاد به آن



    8 ـ عَنْ اِبْنِ عَبّاس قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): مَنِ انْقَطَعَ اِلَى اللهِ كَفاهُ كُلَّ مَؤُونَة، وَ مَنِ انْقَطَعَ اِلَى الدُّنْيا وَكَلَّهُ اللهُ اِلَيْها. وَ مَنْ حاوَلَ اَمْراً بِمَعْصِيَةِ اللهِ كانَ اَبْعَدَ لَهُ مِمّا رَجا وَ اَقْرَبَ مِمَّا اتَّقى، وَ مَنْ طَلَبَ مَحامِدَ النّاسِ بِمَعاصِى اللهِ عادَ حامِدُهُ مِنْهُمْ ذامّاً.

    وَ مَنْ اَرَضَى النّاسَ بِسَخَطِ اللهِ وَكَّلَهُ اللهُ اِلَيْهِمْ، وَ مَنْ اَرَضَى اللهَ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللهُ شَرَّهُمْ. وَ مَنْ اَحْسَنَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ كَفاهُ اللهُ ما بَيْنَهُ و بَيْنَ النّاسِ، و مَنْ اَحْسَنَ سَريرَتَهُ اَصْلَحَ اللهُ عَلانِيَتَهُ. وَ مَنْ عَمِلَ لاِخِرَتِه كَفَى اللهُ اَمْرَ دُنْياهُ.
    (بحار، ج 77، ص 178)
    ترجمه:

    «از ابن عباس روايت شده كه، پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    كسى كه (از همه بريد و) به خدا رو آورد،
    خداوند تمام مشكلات او را حل مى كند;
    و كسى كه (خدا را رها كند) و به دنيا رو آورد،
    خداوند وى را به همان دنيا وامى گذارد. و كسى كه بخواهد با معصيت خداوند به هدفهايش نائل شود، به هدفش نمى رسد و گرفتار مشكلاتى مى شود كه از آن پرهيز مى كرد. كسى كه با ارتكاب گناه، ستايش مردمان را بجويد، ستايشگرانش به ملامتگران او تبديل مى شوند. هر كس كه رضايت مردم را بر خشم الهى مقدم بدارد، خداوند او را به همان مردم وامى گذارد و (بر عكس) هر كس كه خشنودى الهى را بر خشم مردم مقدم بدارد خداوند شر مردم را از او باز مى دارد. و كسى كه رابطه بين خود و خدا را درست كند، خدا (نيز مشكلات) رابطه او را با مردم حل مى كند و هر كس كه باطنش را نيكو گرداند، خداوند ظاهرش را اصلاح مى گرداند.
    و هر كس كه براى آخرت بكوشد،
    خدا كار دنياى او را درست مى كند.»

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هــــدايت


    يكى از مسائل مهمّ در باب توحيد، توحيد افعالى است كه اگر انسان آن را به طور صحيح باور داشته باشد، در زندگى او اثر عميق مى گذارد.
    توحيد افعالى مى گويد:
    هر چه و هر كسى كه در عالم هست و حتّى اگر برگ درختى بر اثر نسيمى، اندك تكانى مى خورد، از ناحيه خداست.
    بى فرمان او هيچ كارى صورت نمى گيرد:
    برّندگى شمشير، سوزندگى آتش، و...، همه به فرمان اوست.
    و در يك جمله همان گونه كه در بحار، ج 5، ص 151 آمده است:
    «لامُؤَثِّرَ فِى الْوُجُودِ اِلاَّ الله;
    هيچ مؤثرى در عالم هستى ـ جز خداوند ـ نيست


    اختيار و آزادى ما نيز از جانب خداست و اگر چنين اراده و اختيارى نمى داد نمى توانستيم كارى انجام دهيم و در عين حال، به ما اين آزادى داده شده، و جبرى هم لازم نمى آيد.
    وقتى انسان باور كند و در عمق جانش، توحيد افعالى بنشيند و بفهمد كه اراده استقلالى، فقط اراده خداست و اراده اى كه ما داريم خدا براى امتحان و آزمايش داده است، ديگر براى نزديكى به ديگران، كرنش نمى كند;
    براى رسيدن به متاع دنيوى چشمش به دست ديگران نيست و به مال ديگران، چشم طمع نمى دوزد; و نيز با اين اعتقاد، براى اطاعت و رضايت مخلوق، در معصيت خدا داخل نمى شود و حل مشكلاتش را از غير او نمى طلبد، چون همه اينها با معناى «مؤثّرى در عالم غير از خدا نيست»، منافات دارد. اگر آيه 82، سوره يس را باور كنيم كه،

    «اِنَّما امْرُهُ اِذا اَرادَ شَيْئاً اَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ;

    فرمان او چنين است كه هرگاه چيزى را اراده كند، تنها به آن مى گويد:
    "باش!"،
    آن نيز (بى درنگ) موجود مى شود.» اين راههاى انحرافى كاملا بى معنى مى شود.
    علّت اين كه ريشه تمام اصلاحات را اصلاح اعتقادات مى دانند، همين است. انبياء الهى نيز وقتى مبعوث مى شدند اوّلين كارشان اين بود كه در قلب و مغز مردم دست ببرند و عقايد صحيح را در آن جاى دهند. زمانى كه ايمان درست شد، شاخ و برگ هم اصلاح مى شود. اين روايت نيز همه كارها را به توحيد افعالى برگرداند.
    انقطاع الى الله;
    يعنى، از همه بريدن و به او پيوستن;
    از همه چشم برداشتن و به او چشم دوختن. اگر انسان به اين مرحله برسد، خداوند مشكلاتش را كفايت مى كند.
    «وَ مَنِ انْقَطَعَ اِلَى الدُّنْيا وَكَّلَهُ اللهُ اِلَيْها»:
    امّا اگر انقطاع الى الله به انقطاع الى الدّنيا تبديل شد و سبب عزّت و ذلّت را به دست مردم، يا روزيش را در زمين زراعتى و يا در كسب و تجارت دانست;
    خداوند نيز او را به همان دنيا وا مى گذارد. البته ما منكر عالم اسباب نيستيم،
    ولى بايد توجّه داشت كه پشت اين عالم، دست مسبب الاسباب قرار دارد و گاهى براى اين كه مسبِّب را گم نكنيم، سبب سوزى و گاهى سبب سازى مى كند;
    به همين خاطر گاهى انسان مى بيند كه همه درها به رويش بسته است
    ناگهان سببى پيدا شده و گاهى بالعكس.(1)
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    اگر كسى مسبب الاسباب را گم كرد و بر اين تارهاى عنكبوتى تكيه داد;
    خداوند نيز او را به همان تارهاى عنكبوتى وامى گذارد. در سوره عنكبوت، آيه 41 آمده است: «مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللهِ اَوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتاً وَ اِنَّ اَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ;
    مَثَل كسانى كه غير از خدا را اولياى خود برگزيدند، مَثَل عنكبوت است كه خانه اى براى خود انتخاب كرده; در حالى كه سست ترين خانه ها خانه عنكبوت است اگر مى دانستند.»
    عاقل بر عالم تار عنكبوتى تكيه نمى كند، زيرا كسى كه بر مسبب الاسباب تكيه كند از همه چيز بى نياز است. اين كه در حديثى در بحار، ج 14، ص 384 داريم:
    «اَللّهُمَّ، لاتَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَةَ عَيْن اَبَدًا;
    پروردگارا!... مرا يك لحظه به خودم وامگذار.»
    اشاره به همين مطلب است كه خدايا تو هميشه وكيل من باش،
    تو خود كفالتم را بر عهده بگير.
    در جمله «مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِيَةِ الله...»
    شكل ديگرى از همين مسأله را مطرح مى كند; مثلاً، فردى درصدد است به مقاصدى برسد و براى رسيدن به آن مقاصد، از وسايل نامشروع كمك مى گيرد. اين فرد بايد بداند، هرگز به خواسته خود نمى رسد و براى او همان چيزى رخ مى دهد كه از آن مى ترسد و بايد به او گفت: تو كه مى دانى اراده، اراده خدا و او حاكم بر همه چيز است، چرا از وسايل نامشروع استفاده مى كنى؟
    «وَ مَنْ طَلَبَ مَحامِدَ النّاس...»:
    در اين قسمت از حديث، پيامبر(صلى الله عليه وآله) به پشتوانه مردمى اشاره مى كند. براى پيشبرد اهداف مقدّس دينى، اجتماعى، سياسى و...، افكار عمومى مهم است. بايد مردم حمايت كنند تا بتوان به اهداف رسيد، اما نبايد در مسأله مردمى بودن اشتباه كرد; چون ما مردم را براى خدا مى خواهيم، نه خدا را براى مردم; و مباد! روزى كه براى جذب مردم، خدا را از خود ناراضى كنيم!
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
    «كسى كه ستايش مردم را با معصيت خداوند بطلبد، سر انجام همان مدّاحان، مذمّت كنندگان او مى شوند (و به جاى اين كه نفوذ اجتماعى بيابد، منفور مردم مى گردد) زيرا كسى كه رضايت مردم را بر رضايت خدا مقدّم بدارد خدا او را به همان مردم وا مى گذارد و دست لطفش را از سرش بر مى دارد.»
    نكته بسيار مهمّ اين است كه انسان بفهمد ضعيف است و تا حمايت الهى نباشد، نمى تواند كارى صورت دهد. از اين رو، كارها را براى خدا بكند، اگر چه مردم از او ناراضى و خشمگين گردند; زيرا در اين صورت است كه خداوند شر مردم را از او باز مى دارد. مؤمن بايد به «تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ; به هر كس بخواهى حكومت مى بخشى; و از هر كس بخواهى مى گيرى; و هر كه را بخواهى عزّت مى دهى; و هر كه را بخواهى خوار مى كنى. تمام خوبيها به دست توست; تو بر هر چيزى قادرى.» (آل عمران، آيه 160)
    توجه داشته باشد و بگويد:
    اى خدا، همه چيز به دست توست،
    اگر به سراغ عالم اسباب هم مى رويم با اجازه تو و توكل بر توست.
    هرگز مانند كسانى كه مى گويند:
    به نام خدا و به نام خلق قهرمان ـ كه نوعى دو گانه پرستى است ـ نيستيم;
    چون ما خلق را هم براى خدا مى خواهيم. در سوره آل عمران، آيه 26 مى خوانيم:
    «اِنْ يَنْصُرْكُمُ اللهُ فَلا غَالِبَ لَكُمْ وَ اِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِى
    يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ;
    اگر خداوند شما را يارى كند، هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد! و اگر دست از يارى شما بردارد، كيست كه بعد از او شما را يارى كند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند بايد توكّل كنند!»
    اگر همه دنيا جمع بشوند و او نخواهد;
    هيچ كارى رخ نخواهد داد و بر عكس، اگر تمام جهان گرد هم آيند تا آبروى كسى را بريزند و يا ضربه اى به او بزنند،
    و خدا نخواهد نمى توانند كارى بكنند.
    عقيده توحيدى ما اين است و بايد در عمل نيز اين گونه باشيم.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    براى انسان مؤمن، مهمّ اين است كه هرگاه مسأله اى برايش پيش آمد دقّت كند و
    ببيند خدا از او چه مى خواهد. وقتى رابطه خودمان را با خدا درست كرديم بقيه، آسان و درست مى شود.
    اين گونه نباشد كه براى خشنودى ديگران، خشم الهى را براى خود بخريم;
    مثلا، براى نرنجيدن ديگران، حقى را باطل و باطلى را حق جلوه دهيم!
    كه در اين صورت، رفيق، بت آدمى مى شود كه از بت مشركان نيز بدتر است،
    چون لااقل آنان به پندار خويش بتان خود را براى نزديكى به خدا مى پرستيدند و در قرآن سوره زمر، آيه 3 مى خوانيم كه آنان مى گفتند:
    «ما نَعْبُدُهُمْ اِلاّ لِيُقَرِّبُونا اِلَى اللهِ زُلْفى...»
    ولى در مسأله رفاقت ديگر اين موضوع هم مطرح نيست.
    «مَنْ اَحْسَنَ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ كَفاهُ اللهُ ما بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّاسِ;
    كسى كه پيوند خودش را با خدا درست و صاف كند، خدا نيز حساب او را با مردم صاف و درست مى كند.»
    «وَ مَنْ اَحْسَنَ سَريرَتَهُ اَصْلَحَ اللهُ عَلانِيَتَهُ وَ مَنْ عَمِلَ لاِخِرَتِه كَفَى اللهُ اَمْرَ دُنْياهُ»
    اين دو فقره نيز، ادامه همين بحث و منشعب از توحيد افعالى است.
    گفتيم انبيا بيش از هر چيز، به تصحيح اعتقاد مردم پرداختند; زيرا اگر اعتقاد آنان درست نشود نمى توان انتظار عمل درستى از مردم داشت. درست عكس آن چيزى كه در دنياى امروز معمول است.
    آنان به دين و مسائل دين كارى ندارند;
    مثلاً، قوانين ساخته دست بشر مى گويد:
    بايد مردم فلان عمل و جرم را مرتكب نشوند، و كارى به چگونه انجام دادن آن ندارند;
    ولى بر عكس، دعوت انبيا از باطن به ظاهر است. از قديم تعبير جالبى در مورد اصول و فروع دين بوده است: تمام دين را به درختى تشبيه كرده اند كه از سه قسمت تشكيل شده، ريشه، شاخه و ميوه. ريشه آن، اعتقادات; شاخه آن، اعمال; و ميوه آن، تكامل انسان است.
    بعضى گمان مى كنندعمل وعقيده جدايى پذيرند،درحالى كه چنين نيست;يعنى، انسان نمى تواند از نظر عقيده، سالم و قوى باشد، اما عملش نادرست و يا برعكس،ازنظرتكاملوخصايص انسانى در مرتبه والا و بالايى باشد، اما از عقيده صحيح و محكمى برخوردار نباشد.
    با توجه به اين مطلب، معناى حديث چنين مى شود:
    هرگاه كسى باطنش را اصلاح كرد، خداوند ظاهر او را هم اصلاح مى كند بنابر اين خداوند بين ظاهر و باطن، رابطه سبيّت و مسببيّت قرار داده است.
    از اين رو در بسيارى از موارد به سبب رابطه علّى و معلوليى كه خداوند در بين اشياء قرار داده ـ افعالى را به خداوند نسبت مى دهيم; مثلا، مى گوييم: «اَضلَّهُ اللهُ; خداوند فلان كس را گمراه كرد.»; يعنى، خداوند در آن عمل سوء و زشت، اين اثر را قرار داد كه باعث گمراهى او شود، نه اين كه ابتداءً، خدا كسى را گمراه مى كند. بنابر اين، مى توانيم نتيجه بگيريم اگر اعمالمان درست نيست به سبب خرابى باطن است. پس بايد در ابتدا توحيد را درست كرد و بتهاى درونى را شكست. در قرآن، سوره فرقان، آيه 43 مى خوانيم:
    «اَرَاَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَويهُ اَفَاَنْتَ تَكُونُ عَلَيْهِ وَكيلاً;
    آيا ديدى كسى را كه هواى نفسش را معبود خود برگزيده است؟! آيا تو مى توانى او را هدايت كنى (يا به دفاع از او برخيزى).»

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    كسانى هستند كه به ظاهر خداپرستند،
    اما در واقع، مشركند;
    زيرا خدايشان، هواى نفس آنهاست.
    پس مى توان دريافت كه شرك شاخه هاى زيادى دارد.
    در بحارالانوار، ج 64، ص 244 آمده است:
    «اَلشِّركُ اَخْفى فِى الْعَمَلِ، مِنْ دَبيبِ الَّنمْلَةِ
    السَّوْداءِ عَلَى الصَّخْرَةِ الصَمّاءِ، فِى اللَّيْلَةِ الظَّلْماءِ... ;
    رگه هاى شرك در قلب و جان آدمى از جاى پاى مورچه در شب ظلمانى روى سنگ خارا، پوشيده تر است.»
    خدا از انسان عهد و پيمان گرفت كه شيطان را نپرستيد.
    در سوره يس، آيه 60 مى خوانيم:
    «اَلَمْ اَعْهَدْ اِلَيْكُمْ يا بَنى آدَمَ اَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ;
    آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان بنى آدم!
    كه شيطان را نپرستيد، او براى شما دشمن آشكارى است
    امّا تصوّر نشود خطاب آيه به شيطان پرستهاست ـ كه در اقليّت بسيار ضعيفى هستند ـ بلكه مخاطب آيه همه انسانها هستند. پس معلوم مى شود كه عبادت شيطان، بلايى است كه بيشتر مردم گرفتار آنند.
    ممكن است بعضى،ازجمله آخرحديث كه
    «هركس براى آخرت كار كند خدا دنيايش را درست مى كند»;
    اين گونه بفهمند كه اگر فردى در دنيا زحمت بكشد و فقط به كارهاى آخرتى بپردازد;
    كار دنيايش نيز درست مى شود! چنين نيست،
    بلكه بايد براى دنيا نيز زحمت كشيد.
    خلاصه بحث اين كه اگر بخواهيم اعمال و اخلاق
    خود را درست كنيم بايد ابتدا عقايدمان را اصلاح گردانيم.
    بنابر اين، اگر همه مردم موحد و مسلمان واقعى بشوند جنايات و مفاسد از بين مى رود. اگر مى بينيم دنيا روز به روز فاسدتر مى گردد به جهت همين بى اعتقادى يا كم اعتقادى است. پس براى درستى اعمال، بايد عقايد را درست كرد. زيرا هر عملى ـ چه خوب يا بد ـ عكس العمل اعمال ماست.


    1. به قول مولوى:

    از قضا سركنگبين صفرا فزود *** روغن بادام خشكى مى نمود

    از هليله قبض شد اطلاق رفت *** آبْ آتش را مدد شد همچو نفت



    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    زبـان



    9 ـ عَنْ نافِعِ عَنْ ابْنِ عُمَرَ، قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): رَحِمَ اللهُ عَبْداً تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، اَوْ سَكَتَ فَسَلِمَ. اِنَّ اللِّسانَ اَمْلَكُ شَىْء لِلاِْنْسانِ، اَلا وَ اِنَّ كَلامَ الْعَبْدِ كُلَّهُ عَلَيْهِ، اِلاّ ذِكْرُ اللهِ تَعالى، اَوْ اَمْرٌ بِمَعْرُوف، اَوْ نَهْىٌ عَنْ مُنْكَر، اَوْاِصْلاحٌ بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ. فَقال لَهُ مُعاذُ بْنُ جَبَل: يا رَسُولَ اللهِ، اَنُؤاخَذُ بِما نَتَكَلَّمُ؟ فَقالَ: وَ هَلْ يَكُبُّ النّاسَ عَلى مَناخِرِهِمْ فِى النّارِ، اِلاّ حَصائِدُ اَلْسِنَتِهِمْ، فَمَنْ اَرادَ السَّلامَةَ، فَلْيَحْفَظْ ما جَرى بِه لِسانُهُ... .
    (بحار، ج 77، ص 178)
    ترجمه:

    نافع از ابن عمر روايت مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    خدا بيامرزد بنده اى را كه از گفتارش سود ببرد و يا سكوت كند تا سالم بماند.
    زبان بيش از هر چيز ديگرى بر انسان حاكميت دارد.
    آگاه باشيد تمام سخنانى كه از انسان صادر مى شود به ضررش است،
    مگر ياد و ذكر خدا، امر به معروف، نهى از منكر و اصلاح بين مؤمنان.

    (يكى از اصحاب به نام) معاذ بن جبل گفت: اى رسول خدا! سخن گفتن هم چيزى است كه انسان براى آن مجازات مى شود؟!
    فرمود:
    آيا چيزى به جز درويده (محصول)هاى زبان، انسان را با صورت به جهنم مى افكند؟ پس هر كس مى خواهد سالم بماند (و در امان باشد); بايد مراقب زبان و گفته هايش باشد.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نورهــــــدايت




    در اين جا پيامبر(صلى الله عليه وآله)، به مسأله زبان اشاره مى كند(1) و مى فرمايد:
    «خدا رحمت كند عبدى را كه از گفتارش بهره ببرد، و يا سكوت كند تا سالم بماند.»
    در اين حديث دو مطلب مهم وجود دارد:
    1 ـ زبان انسان بيش از هر چيز ديگر بر او حاكميّت دارد. خصوصيّات منحصر به فردى كه زبان دارد در هيچ يك از اعضاى بدن و موجودات ديگر نيست.

    الف ـ زبان هميشه در اختيار انسان است و گاهى براى تشبيه مى گويند: سخن گفتن براى او «مثل آب خوردن» است; باز آب خوردن نياز به مقدماتى دارد، اما سخنگويى، مقدّماتى را نمى طلبد.
    ب ـ خطرات زبان،قابل مقايسه باهيچ يك ازاعضاى ديگر نيست. گناهان كبيره اى كه با زبان انجام مى شود به بيست يا سى گناه مى رسد(2).

    ج ـ قبح گناهان زبان، نزد مردم كم است، وقتى چنين بود، خطرات و آلودگى به آن نيز بيشتر مى شود. اگر ـ نعوذ بالله ـ كسى مرتكب عمل شنيع زنا شود در نظر مردم كار زشتى كرده است، ولى غيبت ـ كه در روايات داريم از زنا و شرب خمر بدتر و عقوبتش سخت تر است ـ معمولا در نظر آنان قبح اندكى دارد و يا اصلا قبحى ندارد.

    سپس رسول خدا(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
    تمام سخنانى كه از انسان صادر مى شود، به ضرر او است، مگر چهار سخن ـ حصر در اينجا حصر حقيقى است و مبالغه اى در كار نيست.
    ذكر الله تعالى; امر به معروف; نهى از منكر; اصلاح بين مؤمنين.
    بايد كارى كنيم همه سخنان زندگى ما منحصر به همين چهار موضوع باشد و اگر از اين دايره بيرون رفت، انسان ضرر مى كند.
    در ذيل حديث، تعبير جالب و تكان دهنده اى است و آن اينكه بعد از سخنان
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) معاذ بن جبل سر بلند كرد و گفت:
    «اى رسول خدا!
    سخن گفتن هم چيزى است كه انسان براى آن مؤاخذه شود!؟»
    پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    «اصلاً آيا چيزى جز ثمرات زبان، انسان را با صورت به جهنّم وارد مى كند؟»
    معلوم مى شود گناهانى كه به سبب آنها انسان با صورت، به جهنّم مى رود، سينه يا پا و يا دست نيست، بلكه دست آوردهاى زبان است. شايد چنين عقوبتى براى اين باشد كه وقتى كسى را به سبب گناهى به آتش جهنّم مى افكنند با آن عضوى كه گناه كرده مى اندازند و لذا چون با زبان گناه كرده، با صورت او را به جهنّم، مى افكنند، تا اين كه اوّل زبانش با آتش بسوزد، چون همين زبان، آتشها برافروخته، و توهين و اذيّتها كرده است. بايد هر روز صبح كه از خواب بيدار مى شويم از خدا بخواهيم ما را از شرّ زبان حفظ كند و شب هم وقتى به بستر مى رويم استغفار كنيم از گناهانى كه ممكن است با زبان انجام شده باشد،
    زيرا واقعاً انسان به سبب زبان در خطر عظيمى قرار دارد.(3)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    1. زبان مهمترين وسيله ارتباط انسانها با يكديگر و نقل و مبادله اطلاعات و معلومات از قومى به قوم ديگر، و از نسلى به نسل ديگر است; و اگر اين وسيله ارتباطى نبود هرگز انسان نمى توانست تا اين حد در علم و دانش و تمدن مادّى و مسائل معنوى ترقى كند.

    زبان به نوبه خود از اعضاى بسيار شگفت انگيز بدن انسان است، كه وظايف سنگينى بر عهده دارد، علاوه بر اين كه كمك مؤثرى به بلعيدن غذا مى كند، در جويدن نيز نقش مهمّى دارد، مرتباً لقمه غذا را به زير چكش دندانها هل مى دهد. و اين كار را به قدرى ماهرانه انجام مى دهد كه خود را از ضربات دندان دور نگه مى دارد، در حالى كه دايم كنار آن و چسبيده به آن است.

    گاه ندرتاً هنگام جويدن غذا زبان خود را جويده ايم، و فرياد ما بلند شده و فهميده ايم كه اگر آن مهارت در زبان نبود چه بر سر ما مى آمد. در ضمن زبان بعد از خوردن غذا فضاى دهان و دندانها را رفت و روب و تميز مى كند.

    از همه مهمتر، سخن گفتن است كه با حركات سريع و منظم و پى در پى و حركت كردن زبان در جهات ششگانه انجام مى گيرد.

    جالب اين كه خداوند براى حرف زدن و تكلم وسيله اى در اختيار انسانها قرار داده كه بسيار سهل و آسان و در دسترس همه است، نه خستگى مى آورد، و نه از آن ملالى حاصل مى شود، و نه هزينه اى دارد.

    از آن عجيب تر مسأله استعداد تكلم در انسان است كه در روح آدمى به وديعه گذارده، و انسان مى تواند جمله بنديهاى زيادى را در بى نهايت شكل مختلف براى تعبير از مقاصد فوق العاده متنوع خود انجام دهد.

    و باز از آن مهمتر استعداد وضع لغات مختلفى است كه با مطالعه هزاران زبان كه در دنيا موجود است اهميت آن آشكار مى شود. راستى «اَلْعَظَمَةُ لِلّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ». (تفسير نمونه، ج 27، ص 17)

    2. آية الله العظمى مكارم در كتاب زندگى در پرتو اخلاق، صص 87 ـ 90 مى نويسد: «مرحوم فيض كاشانى در كتاب «محجة البيضاء» و غزالى در «احياء العلوم» بحث بسيار مشروحى تحت عنوان «گناهان زبان» ذكر كرده اند، از جمله غزالى بيست نوع انحراف و گناه براى زبان نقل نموده است، بدين ترتيب:

    1 ـ گفتگو در امورى كه به انسان مربوط نيست;

    2 ـ سخنان زياد و بيهوده گويى;

    3 ـ گفتگو در امور باطل، مانند: وصف مجالس شراب و قمار و زنان آلوده;

    4 ـ جدال و مِراء (خرده گيرى و اعتراض بر ديگران به منظورهاى غلط، مانند: تحقير ديگران يا اظهار فضل خود);

    5 ـ خصومت و نزاع و لجاج در كلام;

    6 ـ تصنع در سخن و تكلّف در سجع و مانند آن;

    7 ـ بدزبانى و دشنام;

    8 ـ لعن كردن;

    9 ـ غنا و اشعار غلط;

    10 ـ افراط در مزاح;

    11 ـ سخريه و استهزاء;

    12 ـ افشاى اسرار ديگران;

    13 ـ وعده دروغى;

    14 ـ دروغ در گفتار;

    15 ـ غيبت;

    16 ـ سخن چينى;

    17 ـ نفاق در سخن (زبان دو گانه داشتن);

    18 ـ مدح بيجا;

    19 ـ غفلت از دقايق و لوازم سخن و خطاهايى كه از اين رهگذر دامن گير انسان شود;

    20 ـ سؤالات عوام از مسائل پيچيده مربوط به عقايد كه درك آنها از عهده او خارج است.

    ناگفته پيداست كه آفات و انحرافات زبان منحصر به آنچه «غزالى» شماره كرده، نيست; و آنچه در كلام او ذكر شده تنها قسمت مهمّى از آن است، و شايد نظر او هم غير از اين نبوده، مثلا، امور زير نيز از انحرافات زبان است كه در گفتار او نيامده است:

    1 ـ تهمت زدن;

    2 ـ شهادت به باطل;

    3 ـ خودستايى;

    4 ـ اشاعه فحشا و نشر شايعات بى اساس و اكاذيب ـ اگرچه به عنوان احتمال باشد;

    5 ـ خشونت در سخن;

    6 ـ اصرار بى جا (مانند كار بنى اسرائيل و امثال آن);

    7 ـ ايذاى ديگران با گفتار خود;

    8 ـ مذمّت كسى كه سزاوار نكوهش نيست;

    9 ـ كفران نعمت با زبان;

    10 ـ تبليغ باطل و تشويق به گناه.

    تازه باز ]گناهان زبان[ منحصر به اينها نيز نمى باشد و از اين جا اهميّت زبان روشن مى شود.»

    3. به قول مولوى:

    اين زبان چون سنگ وفم آهن وش است *** آنچه بجهد از زبان، چون آتش است

    سنگ و آهن را مزن بر هم گزاف *** گه ز روى نَقل و گه از روى لاف

    زانكه تاريك است و از هر سو پنبه زار *** درميان پنبه چون باشد شرار

    ظالم آن قومى كه چشمان دوختند *** وز سخنها عالمى را سوختند

    عالمى را يك سخن ويران كند *** روبهان مرده را شيران كند.


    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    استفاده از لحظه هاى دنيا



    10 ـ عَنْ اَبى مُوسَى الاَْشْعَرى، قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): لاتَسُبُّوا الدُّنْيا، فَنِعْمَتْ مَطِيَّةُ الْمُؤْمِنِ، فَعَلَيْها يَبْلُغُ الْخَيْرَ، وَ بِها يَنْجُو مِنَ الشَرِّ، اِنَّهُ اِذا قالَ الْعَبْدُ: لَعَنَ اللهُ الدُّنْيا، قَالَتِ الدُّنْيا: لَعَنَ اللهُ اَعْصانا لِرَبِّه... .
    (بحار، ج 77، ص 178)
    ترجمه:

    از ابوموسى اشعرى نقل شده است كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: به دنيا، دشنام ندهيد، چرا كه مركب راهوار خوبى براى مؤمن است كه با آن به خوبى ها مى رسد و از بديها نجات مى يابد.
    هر وقت بنده اى مى گويد:
    خدا، دنيا را لعنت كند;
    دنيا مى گويد:
    خدا لعنت كند كسى را كه گناه كرده است،
    نفرين خدا بر گناهكارترين ما.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 13 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •