*^*انوار هدايت*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*انوار هدايت*^*
صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 124
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نورهدايت


    پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) در اين جا، بر كسى كه داراى پنج صفت باشد رحمت

    مى فرستد: 1 ـ «قَدَّمَ خَيْراً; خيرى را پيش بفرستد.» در انتظار اين نيست كه ديگران براى او بفرستند، بلكه خود پيشاپيش براى خودش ذخيره مى كند و خانه آخرتش را آباد مى گرداند.2 ـ «أَنْفَقَ قَصْداً; از روى ميانه روى ـ نه از روى افراط و تفريط ـ انفاق كند.» اين انفاق همان است كه در قرآن سوره اسراء، آيه 29، آمده است: «وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً اِلى عُنُقِكَ وَ لاتَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً; هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن (و ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد (نيز) دست خود را مگشاى، تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرومانى.»(1)در جاى ديگر در آيه 67 سوره فرقان مى خوانيم: «وَ الَّذينَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَوامًا; و كسانى كه هرگاه انفاق كنند، نه اسراف مى نمايند و نه سختگيرى، بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند.» در انفاق رعايت حدّ وسط مى كند; نه آن چنان مى بخشد كه خودش را بيچاره و وامانده كند و نه آن چنان خسيس است كه خير او به ديگران نرسد.3 ـ «وَ قالَ صِدْقاً; راست مى گويد.» زبانش به كذب و دروغ آلوده نمى شود.(2)
    تمام اين صفات ياد شده، پسنديده است، اما تأكيد ما بيشتر روى صفت چهارم و پنجم است.4 و 5 ـ «وَ مَلِكَ دَواعِىَ شَهْوَتِه وَ لَمْ تَمْلِكْهُ، وَ عَصى اَمْرَ نَفْسِه فَلَمْ تَمْلِكْهُ; انگيزه هاى شهوانى خود را مالك است و آنها حاكم بر او نيستند و از فرمان نفسش پيروى نمى كند پس آن حاكم بر او نيست.» مهم اين است كه انسان نفس خويش را اسير كند و بر آن لجام و افسار بزند، نه اين كه اسير نفس خويش باشد.اصلاً تمام ارزش انسان در اين است كه امير نفس باشد نه اسير نفس; مثلا، آيا وقتى عصبانى مى شود زبانش در اختيار اوست يا نه؟ يا وقتى آتش حسد در درونش زبانه كشيد مى تواند با نيروى ايمان آن را خاموش گرداند؟ خلاصه انسان بر سر يك دو راهى است كه يك راه به سوى خدا و بهشت مى رود و راه ديگر ـ كه تنها منحصر به يك راه نيست بلكه راههاى بى انتها دارد ـ به جهنّم رهسپار مى شود. البته گفتن اين مطالب آسان است، اما عمل بدانها مشكل. گاهى درباره ارباب سير و سلوك تعبير مى كنند كه «مرد بسيار كاركرده اى است» يعنى، آن قدر با نفس خويش كشتى گرفت و زمين خورد و بلند شد تا سرانجام بر آن مسلّط گشت و مهارش كرد.تسلّط بر نفس، رياضت مى خواهد، آشنايى با مفاهيم قرآن و روايات اهل بيت را مى طلبد. بايد شخص هر روز، قرآن و تفسير و روايات را بخواند و واقعاً در مغز خودش تحليل كند و از آنها نيرو بگيرد. بعضى هستند مى گويند: مى دانيم كه اين عمل بد است، ولى نمى دانيم كه چرا وقتى به آن مى رسيم كنترل خود را از دست مى دهيم! همين است معناى مملوك بودن. مى داند امّا نمى تواند، چون مالك خويشتن نيست; مانند: راننده اى است كه در سرازيرى مى افتد، ماشين سرعت مى گيرد، مى گويد: ماشين از اختيارم خارج شده است. لذا با كوه برخورد مى كند يا به درّه مى افتد و نابود مى شود يا مثل شخصى كه در سراشيبى كوه ناگهان بى اختيار سرعت مى گيرد. اگر چيزى جلو او را نگيرد با سرعت زياد مى آيد تا مانعى او را نگهدارد، ولى اگر به دامنه برسد، از سرعتش كاسته مى شود و آرام مى گيرد. نفس نيز چنين است. پناه بر خدا اگر انسان زمام نفس خويش را رها سازد! چقدر دردناك است كه انسان بداند ولى نتواند! زيرا زمانى كه نمى داند و گناهى مى كند، شايد مسؤوليّت چندانى نداشته باشد. اينها همه هشدار است كه مواظب اعمالمان باشيم و كارهاى نيك براى خودمان بفرستيم، اما اگر عمل زشتى را مرتكب شديم و موفق به توبه نگشتيم و از اين دنيا رفتيم، عذاب آن را نيز بايد تحمّل كنيم. براى اين كه قلم تكاليف بعد از مردن خشك مى شود و فرد نمى تواند توبه كند و قدم خيرى بردارد.3)

    باز مى گوييم: تأكيد ما در ميان اين پنج خصلت، بر صفات چهارم و پنجم است
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    1. اين آيه، كنايه لطيفى است از اين كه دستِ دهنده داشته باش و همچون بخيلان ـ كه گويى دستهايشان را به گردنشان با غل و زنجير بسته اند و قادر به كمك و انفاق نيستند ـ نباش. از سويى ديگر، دست خود را فوق العاده گشاده مدار و بذل و بخشش بى حساب مكن كه سبب شود از كار بمانى و مورد ملامت اين و آن قرار گيرى و از مردم جدا شوى.

    انفاق و بخشش اگر از حدّ بگذرد و تمام توان و نيروى انسان جذب آن گردد، طبيعى است كه انسان از ادامه كار و فعاليّت و سامان دادن به زندگى خود وامى ماند، برهنه از نيروها و سرشار از غم مى گردد، و طبعاً ارتباط و پيوند با مردم نيز قطع خواهد شد.

    در بعضى از روايات كه در شأن نزول اين آيه نقل شده، اين مطلب به وضوح ديده مى شود، در روايتى مى خوانيم: پيامبر(صلى الله عليه وآله) در خانه بود سؤال كننده اى بر در خانه آمد، چون چيزى براى بخشش آماده نبود، او تقاضاى پيراهن كرد، پيامبر(صلى الله عليه وآله) پيراهن خود را به او داد و همين امر سبب شد كه نتواند آن روز براى نماز به مسجد برود.

    اين پيش آمد زبان كفار را باز كرد، گفتند: محمّد خواب مانده يا مشغول لهو و لعب و سرگرمى است و نمازش را به دست فراموشى سپرده است; و به اين ترتيب، اين كار هم ملامت دشمن و هم انقطاع از دوست را در پى داشت و مصداق «ملوم محسور» شد. آيه فوق نازل گرديد و به پيامبر(صلى الله عليه وآله) هشدار داد كه ديگر اين كار تكرار نشود. (تفسير نمونه، ج 12، ص 225 ـ)

    2. امام(عليه السلام) مى فرمايد: براى اين كه پاكى و خوبى مردى را بشناسيد: «لا تَنْظُرُوا اِلى طُولِ رُكُوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِه، فَاِنَّ ذلِكَ شَىْءٌ قَدِ اعْتادَهُ، فَلَوْ تَرَكَهُ اسْتَوْحَشَ لِذلِكَ، وَلكِنِ انْظُرُوا اِلى صِدْقِ حَديثِه وَ اَداءِ اَمانَتِه; به ركوع و سجده طولانى او نگاه نكنيد زيرا او به اين عمل عادت كرده و اگر ترك كند از ترك عادت وحشت زده مى شود، ولى به راستگويى و اَداى امانتش نگاه كنيد و از اين راه او را بشناسيد.»

    و در قرآن آمده است: «وَ قُلْ رَبِّ اَدْخِلْنى مُدْخَلَ صِدْق وَ اَخْرِجْنى مُخْرَجَ صِدْق; و بگو: پروردگارا! مرا (در هر كار) با صداقت وارد كن، و با صداقت خارج ساز» يعنى، هيچ كار فردى و اجتماعى را جز با صدق و راستى آغاز نكنم، همچنين هيچ برنامه اى را جز به راستى پايان ندهم، راستى و صداقت و درستى و امانت خط اصلى من در همه كارها باشد و آغاز و انجام هر چيزى با آن صورت گيرد. در حقيقت رمز اصلى پيروزى در همين جاست و راه و روش انبيا و اولياى الهى همين بوده كه فكرشان، گفتارشان و اعمالشان از هرگونه غش و تقلب و خدعه و نيرنگ و هر چه بر خلاف صدق و راستى است پاك باشد.

    اصولا بسيارى از بدبختيهايى كه امروز با چشم خود مى بينيم و دامنگير افراد و اقوام و ملتها شده، به سبب انحراف از همين اصل است، گاهى پايه اصلى كارشان، دروغ و نيرنگ است و گاه كه ورودشان در كارها بر اساس راستى است، اين خط اصيل را تا پايان حفظ نمى كنند و همين، عامل شكست آنان مى شود. (تفسير نمونه، ج 12، صص 225 ـ 226)

    3. در حالات «ابن سيرين» معبر معروف خواب، مى خوانيم كه او مردى بسيار زيبا و بزاز بود. زنى دل به او بست و با حيله هاى مخصوصى، او را به خانه خود برد و درها را به روى او بست. او تسليم هوسهاى آن زن نشد و مرتباً مفاسد اين گناه بزرگ را بر او مى شمرد، ولى آتش هوس زن به قدرى سركش بود كه آب موعظه، آن را خاموش نمى ساخت. ابن سيرين براى نجات از چنگال او چاره اى انديشيد. برخاست و بدن خود را با اشياء آلوده اى كه در آن خانه بود چنان كثيف و آلوده و نفرت انگيز ساخت كه تنفر زن را برانگيخت و او را از خانه بيرون كرد. مى گويند: ابن سيرين بعد از اين ماجرا، فراست و هوشيارى فوق العاده اى در تعبير خواب يافت و داستانهاى عجيبى از تعبير خواب او در كتابها نوشته اند كه از عمق اطلاعات او در اين زمينه خبر مى دهد.

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    پنج درس زندگى و ترك شبهات



    14 ـ عَنْ اَبى هُرَيْرَة قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): اَيُّها النّاس! لاتُعْطُوا الْحِكْمَةَ غَيْرَ اَهْلِها فَتَظْلِمُوها، وَ تَمْنَعُوها اَهْلَها فَتَظْلِمُوهُمْ، وَ لاتُعاقِبُوا ظالِماً فَيَبْطُلَ فَضْلُكُمْ، وَ لاتُراؤُوا النّاسَ فَيَحْبَطَ عَمَلُكُمْ، وَ لاَتَمْنَعُوا الْمَوْجُودَ فَيَقِلَّ خَيْرُكُمْ، اَيُّها النّاس! اِنَّ اْلاَشْياءَ ثَلاثَةٌ: اَمْرٌ اسْتَبانَ رُشْدُهُ فَاتَّبِعُوهُ، وَ اَمْرٌ اسْتَبانَ غَيُّهُ فَاجْتَنِبُوهُ، وَ اَمْرٌ اخْتُلِفَ عَلَيْكُمْ فَرُدُّوهُ اِلىَ اللهِ... .
    (بحار، ج 77، ص 179)


    ترجمه:

    از ابوهريره نقل شده كه حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: اى مردم! به نااهل حكمت (و دانش) نياموزيد، زيرا به حكمت ستم مى شود و علم را از اهلش (و شايستگان) مضايقه نكنيد، براى اين كه به شايستگان ستم مى شود. از ستمگر (كه حق شخصى شما را ناديده گرفته است) انتقام نگيريد مبادا كه ارزشتان از بين برود. اعمالتان را خالص گردانيد و براى (جلب رضايت) مردم كارى نكنيد، چرا كه اگر ريا كنيد عملتان از بين مى رود. از انفاق آنچه داريد خودارى نكنيد كه اگر مضايقه كنيد خدا خيرش را كم مى كند.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #54
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    اى مردم! امور بر سه قسم است:
    بعضى از امور رشد (و درستى) آن روشن است پس از آن بيرون كنيد;
    بعضى از آنها بطلانش آشكار است پس از آنها بپرهيزيد;
    و بعضى از آنها كه بر شما مشتبه است، براى شناخت آن امور، آنها را به خدا برگردانيد.
    نور هدايت اين حديث، از دو قسمت تشكيل شده است كه در قسمت اوّل پيامبر(صلى الله عليه وآله)پنج دستور مى دهد و در قسمت دوم، راجع به ترك شبهات بحث مى فرمايد.
    1 ـ به نااهل دانش نياموزيد، زيرا به علم ظلم مى شود.(1)2 ـ علم را از اهلش مضايقه نكنيد، چرا كه به آنان ظلم مى شود. از اين تعبير، استفاده مى شود كه براى دانشجو و طالب علم شرايطى لازم است كه از جمله آن قابليت شخص است در غير اين صورت، شايسته علم آموزى را ندارد آن هم علمى كه ثوابهاى زيادى براى آن ذكر شده است. پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: كسى كه لايق دانش اندوزى نيست به او چيزى نياموزيد، چرا كه وقتى علم به دست او بيفتد در راههاى انحرافى استفاده مى كند و دنيايى را ويران مى سازد، چون جاهل نه جايى را خراب مى كند و نه جايى را آباد. در همين عصرِ حاضر، كسانى كه دنيا را به فساد مى كشند، عالمند. سركرده هاى دولتهاى استعمارى جزء علما و دانشمندان هستند.
    قرآن تعبيرات مختلفى دارد، چون آيه 2 سوره بقره: «هُدًى لِلْمُتَّقِين»; يا آيه 67 سوره يونس: «... اِنَّ فِى ذلِكَ لاَيات لِقَوْم يَسْمَعُون; در اينها [= شب و روز] نشانه هايى است براى كسانى كه گوش شنوا دارند.» كه مى فهماند علم بى تهذيب ثمرى ندارد. معلوم مى شود هدايت مخصوص كسانى است كه زمينه هاى قبلى داشته باشند. در قديم علما به هر شاگردى اجازه نمى دادند كه در محضر درس آنان حاضر شود. امتحان اخلاقى مى كردند كه اين فرد چه مرحله از تقوا را داراست.
    خلاصه تصفيه اى را لازم مى دانستند.
    البته نبايد كسى علم را احتكار كند(2) بايد به اهلش بياموزد و با دانش خويش دردهاى مردم را دوا كند; فرقى نمى كند دردهاى مادّى باشد يا معنوى، هر چند دردهاى روحى و معنوى بسيار مهمتر است، چرا كه خدا از همه اين چيزها حساب مى كشد. در بحار، ج 2، ص 80 آمده است: «ما أَخَذَ اللهُ عَلى اَهْلِ الْجَهْلِ أَنْ يَتَعَلَّمُوا، حَتّى أَخَذَ عَلى اَهْلِ الْعِلْمِ اَنْ يُعَلِّمُوا; قبل از آن كه خدا از جاهلان پيمان بگيرد كه درس بخوانند، از علما پيمان گرفته كه درس بدهند.»در اسلام هم تعلّم واجب است و هم تعليم، و اين دو وجوب، از هم جدا نيست، چون لازم و ملزوم يكديگر هستند.3 ـ اگر ظالمى به شما ظلم كرد و شما هم انتقام بگيريد، ارزشتان از بين مى رود و مثل او مى شويد.(3) البته اين در جايى است كه ظالم از آن عفو، سوء استفاده نكند يا اين بخشش، عكس العمل نامطلوبى در جامعه نداشته باشد
    4 ـ «اعمالتان را خالص و بدون ريا انجام دهيد.» چنين كارى بسيار مشكل است،
    چون ريا، فقط يكى از سرچشمه هاى فساد عمل است و عوامل ديگرى چون عُجْب، شهوات نفسانى و... نيز هست كه عمل را تباه مى گرداند; مثلاً، گاهى نماز مى خوانم براى اين كه خودم از خودم راضى باشم كارى به مردم هم ندارم كه خود اين، باعث نوعى فساد در عمل است، يا نماز را از روى عادت مى خوانم يا نماز شب به جا مى آورم تا از ديگران برتر باشم و...، كه اين انگيزه ها نيز عمل را فاسد مى گرداند.(4)
    5 ـ اگركسى از شماچيزى خواست،ازآنچه داريد مضايقه نكنيد.
    چرا كه اگر خوددارى ورزيد خدا خيرش را قطع مى كند، زيرا كَمالُ الْجُودِ بَذْلُ الْمَوْجُودِ است. ميزبان اگر آنچه دارد براى ميهمان نياورد ظلم كرده وميهمان هم اگربيش ازآنچه ميزبان دارد تقاضا كند ظالم است.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #55
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    اما قسمت دوّم حديث، كه به تقسيمات سه گانه اشاره دارد:

    1 ـ امورى كه رشد و هدايت آنها روشن است.
    2 ـ امورى كه گمراهى و فسادش روشن است
    3 ـ امورى كه مشتبه است.


    و آن بر دو قسم است: شبهات موضوعيه;
    شبهات حكميّه.اين حديث ناظر به شبهات حكميه است.
    در بعضى از روايات به جاى «رُدُّوهُ اِلَى اللهِ»، فرموده:
    در امور مشتبه احتياط كنيد براى اين كه مشتبهات، دالان محرّمات و لب پرتگاه هستند.
    بعضى عادت دارند بگويند:
    «كُلُّ مَكْرُوه جايِزٌ»;
    بايد به آنان گفت: درست است كه مى توان به احكام ظاهرى عمل كرد،
    اما در جايى كه شبهه، قطعى است، اگر انسان خودش را آلوده به شبهات كند آرام آرام قبح گناه نزد او كم مى شود و به حرام مى افتد. اين كه خداوند مى فرمايد:
    از خطوات شيطان بترسيد;
    علّتش اين است كه از جمله خطوات شيطان، همين مشتبهات است. انسان مقدّس نماز شب خوان را شيطان به گونه اى خاص فريب مى دهد به او نمى گويد:
    برو، شراب بخور، بلكه در ابتدا به او مى گويد:
    نماز شب كه جزء واجبات نيست، آن را رها كن.
    اگر پذيرفت كم كم سراغ نمازهاى واجب اول وقت مى رود و مى گويد:
    اول وقت خواندن كه شرط نماز نيست و همين طور...
    تا به كلى او را از خدا دور كند.يكى از اساتيد در شيراز براى من جريانى را نقل كرد كه هر وقت به ياد آن مى افتم عبرت مى گيرم. مى گفت:
    دوستى داشتم كه بسيار مقدّس بود، حتّى خانه برادرش نمى رفت، چرا كه برادرش در اداره دولتى كار مى كرد و مى گفت: حقوقش حلال نيست يا مشكوك است; لذا به خانه او نمى روم. اتّفاقاً روزى مريض و بسترى شد. از مدرسه او را نزد برادرش بردند. ما به عيادت او رفتيم از بستر بيمارى برخاست و فرش اتاق را جمع كرد و گفت: شما روى اين فرش ننشينيد چون اين فرش اشكال دارد، من به حكم اضطرار در اين جا هستم. آن بزرگ فرمود: همين مقدّسى كه تا اين اندازه محتاط بود كم كم به يك سرى خطهايى افتاد كه پايان كارش به جايى رسيد كه اگر در سر سفره او شراب نبود، شايد دست به غذا نمى زد.
    اين تغيير و تحوّل چگونه رخ مى دهد؟
    اين از آن جهت است كه اوّل مستحبّات را ترك كرد و بعد مكروهات و مشتبهات را انجام داد و سرانجام به ارتكاب محرمّات دست زد.
    موردى هم براى خود من رخ داده است: طلبه اى بود كه شبهاى جمعه دعاى كميل مى خواند و صداى خوبى هم داشت. در حجره اش نشسته بود و دعا مى خواند من نيز در آن حجره بودم و لذّت مى بردم. اين شخص كم كم از شيراز به تهران آمد و در تهران طلبگى براى او پوششى بود. آقايى نقل مى كرد كه مى خواستم در حجره اش دعاى كميل بخوانم، گفتم: مفاتيح كجاست؟ گفت: آن جاست، بردار اما در اتاق من نخوان، برو بيرون بنشين كه من حوصله آن را ندارم.
    حال آن فردى كه آن همه اهل دعا و نيايش بود كارش به جايى رسيد كه از دعاى كميل متنفر شده بود.
    اگر انسان بخواهد واقعاً حال و نشاط داشته باشد بايد از غذاهاى مشتبه، جلسات و حرفهاى مشتبه بپرهيزد و واقعاً بايد در مقام عمل،
    احتياط كند.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #56
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*







    1. به قول سنايى:

    چو دزدى با چراغ آيد *** گزيده تر برد كالا

    2. در روايات دانشمندانى كه در جامعه تنها مانده اند و كسى از علومشان بهره نمى گيرد به «بئر معطله» تفسير شده است. از امام موسى بن جعفر(عليه السلام) نقل شده كه فرمود: «چاه معطل كه از آن بهره نمى گيرند، امام خاموش، و قصر محكم سر برافراشته، امام ناطق است.» (تفسير نمونه، ج 14، ص 126)

    3. اشكال نشود كه اين جمله در دفاع از ظالمان است، براى اينكه «اِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ الظّالِمينَ; خداوند هرگز ظالمان را دوست ندارد». بلكه هدف از گذشت و عفو، هدايت گمراهان و استحكام پيوندهاى اجتماعى است.

    و ضمناً كسانى شايسته عفوند كه از مركب ظلم پياده شوند، و از گذشته خود پشيمان گردند، و در مقام اصلاح خويش برآيند، نه ظالمانى كه عفو، آنها را جسورتر و جرى تر مى كند.

    و به تعبير روشنتر، عفو و مجازات هر كدام جاى ويژه اى دارد. عفو در جايى است كه انسان قدرت بر انتقام دارد، و اگر مى بخشد از موضع ضعف نيست. اين عفو سازنده است، هم براى مظلوم پيروز، چرا به او تسلط بر نفس و صفاى دل مى بخشد، و هم براى ظالم مغلوب، كه او را به اصلاح خويش وامى دارد. (تفسير نمونه، ج 20، ص 466)

    4. در روايات اسلامى بعد از مسأله نيّت روى «اخلاص» تكيّه شده است كه اگر آن باشد، عمل فوق العاده پرارزش وگرنه فاقد ارزش خواهد بود.

    «اخلاص» آن است كه محرك انسان از هرگونه شايبه غير الهى پاك باشد و مى توان آن را «توحيد نيّت» گذاشت; يعنى، در تمام برنامه ها تنها به پروردگار و رضاى او انديشيدن.

    جالب توجه اين كه در شأن نزول آيات 109 و 110 سوره كهف نقل شده: شخصى خدمت پيامبر(صلى الله عليه وآله) آمد عرض كرد: يا رسول الله! من در راه خدا انفاق مى كنم و صله رحم به جا مى آورم، و اين اعمال را فقط به خاطر الله انجام مى دهم، امّا هنگامى كه مردم از اين اعمال من سخن مى گويند و ستايش مى كنند مسرور و خوشحال مى شوم، اين اعمال من چگونه است؟

    پيامبر(صلى الله عليه وآله) سكوت فرمود و سخنى نگفت، تا اين كه اين آيات نازل شد: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّه فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لايُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّه اَحَداً; پس هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد، و كسى را در عبادت پروردگارش شريك قرار ندهد.» آن گاه حضرت(صلى الله عليه وآله)به اين سؤال پاسخ داد كه، «تنها عملى مقبول درگاه خداست كه با اخلاص كامل همراه باشد.»

    بدون شك منظور از اين روايت آن حالت سرور غير اختيارى نيست، بلكه حالتى است كه انگيزه عمل انسان گردد و يا حكايت از عدم خلوص نيّت كند.

    عمل خالص تا آن حدّ در اسلام مورد اهميّت است كه در حديثى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)مى خوانيم: «مَنْ اَخْلَصَ لِلّهِ اَربعينَ يَوْماً اَجْرَى اللهُ يَنابيعَ الْحِكْمَةِ مِنْ قَلْبِه اِلى لِسانِه; كسى كه چهل روز اعمال خود را خالصانه انجام دهد، خداوند چشمه هاى حكمت و دانش را از قلبش بر زبانش جارى مى كند.» (تفسير نمونه، ج 12، ص 579)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #57
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    ويژگيهاى بندگان خوب خدا




    15 ـ عَنْ ابْنِ عُمَرَ قالَ: خَطَبَنا رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله) خُطْبَةً ذَرَفَتْ مِنْهَا الْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا الْقُلُوبُ فَكانَ مِمّا ضَبَطْتُ مِنْها: اَيُّهَا النّاسُ، اِنَّ اَفْضَلَ النّاسِ عَبْداً مَنْ تَواضَعَ عَنْ رَفْعَة، وَ زَهِدَ عَنْ رَغْبَة، وَ اَنْصَفَ عَنْ قُوَّة، وَ حَلُمَ عَنْ قُدْرَة... .


    (بحار، ج 77، ص 179)






    ترجمه:


    از ابن عمر روايت شده كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) براى ما خطبه خواند كه از آن خطبه، چشمها گريان شد و دلها لرزيد و بخشى از آنچه من يادداشت كردم، اين است: اى مردم! بهترين بندگان خدا كسى است كه در عين بزرگى، فروتنى كند و در عين دلبستگى به دنيا، زهد ورزد و در عين توانايى، انصاف دهد و در عين قدرت، حليم و بردبار باشد
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #58
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*






    نور هدايت


    حضرت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) روزى از روزها خطبه اى خواند كه چشمها را گرياند و دلها را لرزاند.
    البته آن مقدارى كه مردم ضبط كرده اند اين بود:
    «اى مردم!
    بهترين بندگان خدا كسى است كه در عين بزرگى، فروتنى كند و در عين علاقه به دنيا، زهد ورزد و در عين توانايى انصاف دهد و در عين قدرت، حليم و بردبار باشد.»
    مسأله مهمّى كه در اين قسمت از حديث منعكس شده، اين است كه ترك گناه گاه به سبب ناتوانى است;
    و گاهى به سبب عدم تمايل به گناه، مثلاً، كسى اصلاً از شراب خوشش نمى آيد، يا دوست دارد امّا قدرت ندارد، يا مقدّماتش مهيّا نيست و يا به جهت زيانهايش آن را ترك مى كند و نمى خورد. چنين تركى كه براى ناتوانى است مهمّ نيست، بلكه مهمّ آن است كه در عين قدرت، انسان گناه را ترك كند;
    صاحب مقام و موقعيت اجتماعى بالايى باشد، امّا تواضع ورزد;(1) و علاقه به چيز حرام دارد، ولى از آن چشم مى پوشد.افراد در مسأله ترك گناه مختلفند:
    گروهى از بعضى از گناهان ذاتاً متنفّرند و آن را انجام نمى دهند. لذا هر فردى بايد خودش ببيند كه به چه چيز حرامى تمايل دارد، تا همان را ترك كند. البته شناختن خود، كار آسانى نيست: گاهى صفاتى در انسان هست كه شصت سال از سن او مى گذرد، ولى خبر ندارد براى اين كه هيچ كس با چشم انتقاد به خود نگاه نمى كند.
    اگر كسى مى خواهد در زمينه امور معنوى پيشرفت كند و به درجه هاى عالى برسد بايد با بدبينى به خود بنگرد تا نقاط ضعف خود را بشناسد.
    لذا مى گويند: در اين موارد از دشمنان استفاده كنيد و يا از دوستان دلسوزِ منتقد، نه عيب پوش; و از همه بهتر اين است كه انسان خودش منتقد خودش باشد. اگر او بداند به چه گناهانى تمايل دارد و لغزش او از كجاست و شيطان از چه وسايل، زمينه ها و انگيزه هايى در وجود او استفاده مى كند، اگر بتواند اينها را بررسى كند، اسير نفس و شيطان نمى شود. به قول مولوى:
    نفس اژدهاست او كى مرده است *** از غم بى آلتى افسرده است
    لذا پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد:
    «برترين مردم كسى است كه، در عين رغبت،زاهد ودركمال قدرت،منصف ودرعين عظمت، متواضع باشد.»
    اين سفارش خطاب به همه است، بخصوص به اهل علم،
    چون امام و پيشواى مردمند و پيشواى مردم قبل از اين كه به تعليم مردم بپردازد بايد خود را تربيت كند. هر چه مقام انسان عظيمتر، لغزشهاى او هم بزرگتر است. هر كارى حسّاستر باشد خطراتش هم بيشتر است:
    «اَلْمُخْلِصُونَ فى خَطَر عَظيم;
    مخلصان در خطر بزرگى هستند.»
    تا چه رسد به غير مخلصان. در موقعى كه جوان است هر گناهى كه رسيد انجام مى دهد و مى گويد: در پيرى توبه مى كنم كه اين تسويف و به تأخير انداختن، از حيله هاى شيطان و نفس است. يا به خود وعده مى دهد وقتى ماه رمضان آمد توبه مى كنم، در حالى كه اگر كسى به ميهمانى و ضيافت الهى مى رود بايد اوّل خود را شستشو دهد و لباس تميز بر تن كند و آن گاه در ميهمانى آن شخص بزرگ قدم بگذارد، نه اين كه با لباس آلوده در آن شركت جويد.(2)

    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #59
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*







    1. قرآن مجيد، يكى از اوصاف مؤمنان راستين را تواضع و فروتنى و ترك هرگونه استكبار مى داند، چرا كه كبر و غرور، نخستين پله نردبان كفر و بى ايمانى است و تواضع و فروتنى در مقابل حق و حقيقت، نخستين گام ايمان است.

    پويندگان راه كبر و خودبينى كه نه در برابر خدا سجده مى كنند و نه تسبيح و حمد او را به جا مى آورند و نه حق بندگان او را پاس مى دارند، بت بزرگى، چون نفس خودشان دارند. (تفسير نمونه، ج 17، ص 146)

    2. از عالم بزرگوار، «شيخ بهايى»، چنين نقل شده: مردى به نام «توبه» بود كه غالباً به محاسبه نفس مى پرداخت. روزى در سن شصت سالگى وقتى گذشته عمر خود را محاسبه كرد ديد كه مجموعه ايام عمرش 21500 روز است; گفت: اى واى بر من، اگر در ازاى هر روز يك گناه بيشتر نكرده باشم بيش از بيست و يك هزار گناه كرده ام، آيا مى خواهم خدا را با بيست و يك هزار گناه ملاقات كنم؟ در اين هنگام صيحه اى زد و بر زمين افتاد و جان به جان آفرين تسليم كرد.

    (تفسير نمونه، ج 24، ص 465)


    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #60
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*انوار هدايت*^*





    راه رهايى از شبهات و شهوات




    16 ـ عَنْ اَبى هُرَيْرَة قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله عليه وآله): اِنَّما يُؤْتَى النّاسُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَنْ اِحْدى مِنْ ثَلاث: اِمّا مِنْ شُبْهَة فِى الدّينِ ارْتَكَبُوها; اَوْ شَهْوَة لِلَذَّة آثَرُوها; اَوْ عَصَبِيَّةِ(1) لَحْمَة اَعْمَلُوها. فَاِذا لاحَتْ لَكُمْ شُبْهَةٌ فِى الدّينِ فَاجْلُوها بِالْيَقينِ، وَ اِذا عُرِضَتْ لَكُمْ شَهْوَةٌ فَاقْمَعُوها بِالزُّهْدِ، وَ اِذا عَنَّتْ لَكُمْ غَضْبَةٌ فَأَدُّوها بِالْعَفْوِ; إنَّهُ يُنادي مُناد يَوْمَ الْقِيامَةِ مَنْ كانَ لَهُ عَلَى اللهِ اَجْرًا فَلْيَقُمْ، فَلا يَقُومُ اِلاَّ الْعافُونَ، اَلَمْ تَسْمَعُوا قَوْلَهُ تَعالى: "فَمَنْ عَفا وَ اَصْلَحَ فَاَجْرُهُ عَلَى اللهِ"»
    (بحار، ج 77، ص 180)

    ترجمه:


    از ابوهريره روايت شد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمود:
    روز قيامت كه فرا مى رسد (افراد به واسطه) يكى از اين سه كار مؤاخذه مى شوند (و به جهنم مى روند):
    يا به سبب شبهاتى كه در دين مرتكب شده اند; يا شهوتى كه در آن فرو رفته اند; يا تعصّباتى كه به آنها عمل كرده اند. بنابر اين، اگر در دين براى شما شبهه اى پيش آمد، آن را با يقين روشن كنيد. اگر شهوت سراغتان آمد، با زهد آن را سركوب و ريشه كن كنيد، و اگر خشمگين شديد، درگذريد، چون روز قيامت منادى ندا مى دهد: هر كس نزد خدا اجرى دارد برخيزد، و در اين جا فقط كسانى برمى خيزند كه عفو كرده اند آيا نشنيده ايد كه خداوند فرمود: هر كس درگذرد و اصلاح كند، پس اجرش بر خداست.
    *^*انوار هدايت*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 6 از 13 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •