سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6

موضوع: گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    توجه گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)

    آلبوم عمليات مهندسي

    گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدورين

    آنها پس از شكنجه افراد عادي (به اصطلاح خودشان مزدورين رژيم) جسد آنها را در خرابه اي رها ميكردند


    زير نويس تصاوير گوشه از اعترافات افراد دستگير شده در جريان اين شكنجه ها در روند بازگويي جريان كار مي باشد





    ...ما با بي رحمي هر چه تمامتر با پاسداران رفتار ميكرديم...در موقع شكنجه ذره اي احساس دلسوزي عليرغم ناله ها و فريادهايي كه آنها ميكشيدند، نداشتيم...





    ... با اينكه همان روز اول براي من مشخص شده بود كه كفاش اطلاعاتي ندارد، با اين حال من با كابل ميزدم و مسعود دهانش را گرفته بود ... مسعود گفت "اطلاعات كه نتوانستيم بگيريم ولي انتقام كه گرفتيم..."




    ...من با كابل ميزدم ... و آنها هنگاميكه خيلي از فشار ضربات دردشان ميآمد "الله اكبر" ميگفتند...








    ویرایش توسط نرگس منتظر : 22-10-1390 در ساعت 11:14
    امضاء

  2. تشكرها 2


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)



    ...جسد كفاش شكنجه شده...








    ...
    مسعود به من اشاره كرد آب داغ را يواش يواش بريز تا بيشتر زجر بكشد، من نيز آب داغ را يواش يواش روي پاهاي محسن ريختم طوري كه تمام تاولهاي پايش تركيد...



    تصویری از جسدمتلاشی شده پاسدار میرجلیلی






    ...
    جواد گفت الان حاليت ميكنم و سپس ميله اي سربي برداشت و به دهان و فك و چانه و دندانهاي او زد كه وقتي طالب دهانش را باز كرد، دندانهاي شكسته اش به همراه خون آبه روي شلوارش ريخت...




    ویرایش توسط نرگس منتظر : 22-10-1390 در ساعت 11:23
    امضاء

  5. تشكرها 2


  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)



    ...مسعود ناگهان اتو را به كمر محسن جليلي چسباند كه محسن از شدت درد با حالت عجيبي دهانش را باز كرد و سپس از هوش رفت...



    ...يك بار كه به هوش آمد و پنجه هايش را روي شلوارش ميكشيد، مسعود قرباني به من گفت آب داغ را بده و پس از اينكه آب داغ را از من گرفت آنرا روي دستهاي محسن ريخت كه دستهاي محسن پف كرد و چروك شد و حالت پختگي گرفت...




    ...جواد سيخ را دو بار سرخ كرد و به ران طالب زد و بار سوم سيخ را سرخ كرد و روي دكمه هاي جلو شلوار طالب گذاشت كه شلوار طالب سوخت و سپس سيخ داغ به بدن طالب اصابت كرد كه يكدفعه طالب شوكه شد و بدين ترتيب جواد آلت طالب را سوزاند...جواد محمدي چاقو را كنار چشم طالب گذاشت و فشار داد كه خون از چشمش بيرون ريخت و وقتي بعداً طالب به هوش آمد با آن چشم جايي را نميديد...



    امضاء

  7. تشكر


  8. Top | #4

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)



    ...ما نه تنها با پاسداران اين كار را كرديم، بلكه به كفاش نيز رحم نكرديم و در حاليكه چند روز قبلش مشخص شده بود او از همه چيز بي خبر است، با او نيز چنين كارهايي كرديم ...



    ...آنها را روي صندلي بستيم و چشمشان را بستيم و با همان ميله هاي سربي آنها را بيهوش كرديم و سپس آمپول سيانور به بدنشان تزريق كرديم كه...



    ...پس از بهوش آمدن مجدداً آب داغ روي سر آنها ريختيم و سر و صورت آنها تاول زد و سپس موهاي آنها را به همراه پوست سرشان كه سوخته بود كنديم...


    امضاء

  9. تشكرها 2


  10. Top | #5

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)



    ...اجساد را كه به صورت دو بسته كه يكي از بسته ها يك جسد و ديگري دو جسد بود از صندوق عقب به پائين آورديم...و روي زمين كشانديم در حين انتقال بود كه متوجه نفس كشيدن آنها شديم و اينكه در حال جان كندن بودند و بدنشان گرم بود...



    ...پوست سمت راست سر طالب به همراه موهايش كنده شده بود...جواد محمدي در حاليكه انبردست در دستش بود مشغول كشيدن دندانهاي طالب بود...


    ...بعد از تزريق سيانور صداي خرخر از گلوي آنها خارج ميشد و ما در حاليكه هنوز زنده بودند و در حال جان كندن بودند بدن آنها را طوري طناب پيچ كرديم كه داخل صندوق عقب ماشين جا شود...


    امضاء

  11. تشكرها 2


  12. Top | #6

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : گوشه اي از جنايات وحشيانه مجاهدين با نام ترور مزدوري(تحملشو نداری نبین)




    ...مصطفي سر او را محكم گرفته بود و جواد با عصبانيت چاقو را بالاي گوش طالب گذاشت و آنرا بريد و بلافاصله چاقو را روي بيني طالب گذاشت و بيني او را بريد..


    ...جواد شيشه را به طالب استعمال كرد و سپس همان شيشه را شكست و با تيزيهاي آن به بدن طالب ميكشيد كه خون از سر تا پاي بدن او راه افتاده بود...


    ...كار مهندسي (شكنجه كردن) خيلي پيچيده تر از عملياتي (ترور كردن) است و احتمال بريدن هست. شكنجه ميكنيم چون مجبوريم...ولي وقتي حاكم بشويم نميكنيم...

    امضاء

  13. تشكر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی