سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 86

موضوع: دلم تنگه برای پدرم

  1. Top | #41

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    بــابــایـــی
    بــابــای خـوبـــــــــم
    روزت مبــــــــارک
    روحـت شـــــــــــاد


    امضاء

  2. تشكرها 11


  3. Top | #42

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    967
    نوشته
    170
    تشکر
    378
    مورد تشکر
    834 در 157
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط RUHOLLAAH نمایش پست ها
    مکرر این حدیث را شنیده ام که چند چیز از شانس انسان است

    خط خوب-- صدای خوب -- همسر موافق -- اولاد خوب یا صالح

    اما همه کسانی که این رنج نامه را میخوانید من هم پدرم - سراپا رنج و درد -غم و اندوه -رنج و تعب

    دردهای بیرونی را برشان غلبه کردم و هرگز به لطف خدا دردها و زخمهای ظاهری آزارم ندادند
    و......... اما از دردهای پنهانی و زخمهای دلم
    به کی بگم -به که شکایت کنم - آخر چرا من - باید فرزند دانشجویم که روزی در خانه اذان میگفت
    حال باید گام به سوی اعتیاد بر دارد - شما را به خدا درد دلم گوش کنید -

    تصمیم دارم حال که نمیتوانم او را نجات بدم -لااقل خود را بکشم -خیلی راحت -با همین داروها که میخورم

    2 بربرش یعنی مرگ --اما خدا نگذرذ از مادرش روزهائی که ناله کردم - نذاریم بره دانشگاه ازاد شهر
    غریبه -رفت - 4 سال قبل -ناله کردم زن رفتار پسرمان عوض شده -گفت تو دیوانه ای موجی هستی

    ای خاک بر سر من -مرگ بر من -وقتی زنم میگوید -از بقیه چه انتظاری

    حال رسیدیم به جائی که زنم میگه غلط کردم حق با تو بوده - من اشتباه کردم -من خیلی .... را به تو
    نگفتم - آن وقت امروز روز پدر است -................. در اتاقش صدای فندک و بوی........... می اید

    همه راهها را رفتم - خیلی راهها -- رسیدم به خودکشی - مادرش میگه -بیا این کثافت را بکش
    چرا ما 2 تا دختر هم داریم -- جز یکی بقیه به مرگش راضی هستیم

    از ترس آبرو خیلی زیان مالی دادیم -زیاد زیاد -- لااقل مرگش پایان غصه های ما هست؟

    این آدم بشو نیست . اینادم بشو نیست --- اینقدر بهش گفتم و گفتیم -
    سطح ارزوهاش شده صفر- اخلاقش شده مثل کارتن خوابها
    و چون من بیمارم -یه مرتبه خیلی لذیت کرده بود - من دعواش کردم و بهش چسبیدم
    دستهام را فشار داد - جای ناخنهاش پشت دستم زخم ایجاد کرده بود که تا یک ماه یکی از دخترام و مادرش

    نفرینش میکردند-داره سو استفاده میکنه از بیماری و آبرو داری ما ............
    روز پدر برای بنده کمترین یعنی روز آرزوی مرگ خودم یا این اولاد ناصالح

    سلام بزرگوار

    انقدر خاطرم با حرفهای شما رنجیده شد.......احساس می کنم عمق دردتونو حس می کنم

    خدا رو قسم میدم به ابروی علی(ع) مقدمات هدایت فرزندتونو فراهم کنه....

    شما هم دعاش کنید و بخواهید از خدا که برگرده تو مسیر زندگی سالم.....

    من عاصی هم دعا میکنم......

    امروز هم که مزار پدر نازنینم رفتتم حتما از بابام میخوام که دعا کنه .....یا دعا می کنم و از بابای خوبم میخوام که امین بگه.....

    انشالله ارامش به قلب ناارامتون برگرده

    یا علی(ع)



  4. تشكرها 13


  5. Top | #43

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    967
    نوشته
    170
    تشکر
    378
    مورد تشکر
    834 در 157
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    بابا امروز دوباره ملاقاتی دیگر

    روزت مبارک

    خیلی دوست دارم

    بابا من دعا می کنم تو آمین بگو

    شاید به دعای تو اجابت شوم


  6. تشكرها 12


  7. Top | #44

  8. تشكرها 12

    ║✿║خادم زهرا║✿║ (07-02-1391), parsa (27-03-1390), RUHOLLAAH (30-03-1390), فاطمه جان (09-04-1390), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (07-02-1391), مدير اجرايي (05-12-1390), خادم کریمه اهل بیت (20-09-1390), خادمه صدیقه طاهره(س) (14-06-1393), شهیده (24-12-1390), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (06-12-1390), شکيبا (06-10-1390), عهد آسمانى (06-02-1391)

  9. Top | #45

    عنوان کاربر
    كاربر ويژه
    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    شماره عضویت
    1181
    نوشته
    12,137
    تشکر
    19,988
    مورد تشکر
    15,896 در 7,078
    وبلاگ
    34
    دریافت
    0
    آپلود
    1

    shamee

    يا أميرالمؤمنين

    اي كه گفتي فمن يمت يرني
    جان فداي كلام دلجويت
    كاش روزي هزار مرتبه من
    مردمي تا بديدمي رويت
    امضاء
    إِلَهِي أَنْتَ كَمَا أُحِبُّ فَاجْعَلْنِي كَمَا تُحِبُّ


  10. Top | #46

    عنوان کاربر
    عضو كوشا
    تاریخ عضویت
    دی 1389
    شماره عضویت
    967
    نوشته
    170
    تشکر
    378
    مورد تشکر
    834 در 157
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    سلام نازنین پدرم

    عیدت مبارک بابای گلم

    دوباره پنجشنبه و ملاقاتی دیگر...............

    برای دیدنت و برای مهمان شدن خانه ات که خانه ی امید من است لحظه شماری می کنم

    چرا که میدانم اغوشت همیشه باز است برای تمام دلتنگی هایم

    دوستت دارم ای بهترین بابای دنیا


  11. Top | #47

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تقدیم به مهربان ترین بابای دنیا
    بابای گل خودم
    که چند وقته عجیب دل تنگش شدم

    امضاء


  12. Top | #48


  13. Top | #49

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    امرداد 1389
    شماره عضویت
    620
    نوشته
    507
    تشکر
    257
    مورد تشکر
    885 در 308
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    راستی تو از تو آسمون
    ببین بابای من کجاست
    بهش بگو که دخترت
    ساکن تو خرابه هاست
    بهش بگو دختری که
    شونه به موهاااش میزدی
    جون به لبش رسیده و
    تو از سفر نیومدی
    امضاء

    ((تو)) کنارم هستی

    ای حضور تابناک:

    و من آسوده ام،آرامم و خاموش



  14. Top | #50

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,206 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض



    پدر آن روز که شد پیک اجل همدم تو

    آتشی بود که افرو خته شد خانه من

    چه کنم بی تو ندارم به درون شوق و سرور

    حیف شد آن طرب و مستی و پیمانه من
    چه غریبانه نقاب از رخ جان برکندی

    ای سفرکرده ی همواره غریبانه من

    چمن و باغ و گلستان همه خس می بینم

    از چه رفتی زبرم ای گل و پروانه من

    به جوانی و به پیری و کهنسالی خویش

    همه دم ذکر خدا کردی و شکرانه من

    بی تو درد و غم و محنت همه مانوس منند

    ای انیس دل درمانده و دیوانه من

    دهر غدار مرا تلخی ایام بداد

    کاش می دید چنین حالت مستانه من

    عجبا نیست دگر همدم و همراز دلم

    مرحمی نیست کنون بر دل ویرانه من

    تو برفتی و غم دوری تو هست مرا

    ای گرفتار بلاهای غرورانه من

    آتش مهر تو هرگز نشود سرد وخموش
    بس که این عالم امکان شده بیگانه من
    باورم نیست که دیگر نکنی شکوه پدر
    ز جفاهای مکرر که شده شانه من

    نیست در صفحه قلبم به جزعشق تو,چرا
    ترک ما گفتی و رفتی تو ز کاشانه من





    بابای خوبم روحت شاد


    امضاء


صفحه 5 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی