*^*شهاب الحکمة*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شهاب الحکمة*^*
صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 129
  1. #81
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    609 - فاطمة بضعة منى ، يؤ ذينى ما يؤ ذيها.
    - فاطمه پاره اى از تن من است هر آنچه او را آزار دهد، مرا آزار مى دهد.
    610 - فضل العالم على العابد، كفضل القمر على سائر النجوم .
    - برترى و فضيلت عالم بر عابد، مانند برترى ماه است بر ساير ستارگان .
    611 - فوق كل ذى بر، بر، حتى يقتل الرجل فى سبيل الله فليس فوقه بر.
    - بالاى هر نيكوكارى ، نيكوكارى ديگرى است ، تا اينكه مرد در راه خدا كشته مى شود، كه از آن بالاتر نيكوكارى نيست .
    612 - فر من الاءجذام ، كفرارك من السبع .
    - از كسى كه بيمارى جذام گرفته فرار كن مانند فرار كردنت از حيوان درنده .
    613 - فوق كل عقوق ، عقوقا،(575) يقتل الرجل اءحد والديه .
    - بالاتر از هر عاق شدن ، عاق شدن ديگر است اينكه مرد، يكى از والدين خود را به قتل رساند.
    614 - فطرك اءخاك الصائم ، خير من صومك سبعين ضعفا.
    - (ثواب ) افطار دادن تو، به برادر روزه دارت بهتر از هفتاد روز روزه گرفتن تو است .
    615 - فرض المسافر ركعتان غير قصر.
    - (نماز يوميه ) واجب مسافر دو ركعتى است غير از نماز مغرب (كه سه ركعتى است .)
    616 - فى آخر سورة البقرة آيات ، هن قرآن ، هن دعاء و انهن يرضين الرحمن .
    - در آخر سوره البقرة آياتى هست كه آنها قرآن است و دعاء نيز هست و (خواندن ) آنها موجب رضاى خداى رحمن است .
    617 - فى كل اءمر مشكل ، القرعة .
    - در هر امر مشكلى (كه ترديد و دو دلى پيش آيد) قرعه (بياندازيد.)
    618 - فاعل الخير، خير منه ، و فاعل الشر شر منه .
    - شخص نيكوكار، نيكوتر از آن (عمل نيك ) و شخص بدكار بدتر از آن (عمل بد) است .
    619 - فانها لهم فى الدنيا و لكم فى الاخرة يعنى اوانى الذهب والفضة .(576)
    - براستى كه آن در دنيا براى آنان (براى كافران ) و در آخرت مخصوص شما است يعنى ظرفهاى طلا و نقره .
    تعليق :
    عن النبى (صلى الله عليه و آله ): لا تشربوا فى آنية الذهب والفضة ، و لا تاءكلوا فى صحافها فانها لهم فى الدنيا، ولكم فى الاخرة .(577)
    در ظرف طلا و نقره نياشاميد و در كاسه و بشقابهاى طلا و نقره (غذا) نخوريد، زيرا آنها در دنيا براى آنها (يعنى : كافران ) و در آخرت مخصوص ‍ شما است .
    620 - فضلت خديجة على نساء اءمتى ، كما فضلت مريم على نساء العالمين .
    - خديجه بر زنان امت من برترى يافت ، چنانكه مريم از زنا جهانيان برتر شد.
    621 - فضل الشعير على البر، كفضلنا على سائر الناس .
    - برترى ، جو، بر گندم ، همانند برترى ما بر ساير مردم است .
    622 - فضل البنفسج على الاءدهان ، كفضل الاسلام على سائر الاءديان .
    - برترى (روغن ) بنفشه به روغنها، همانند برترى اسلام است بر ساير اديان .
    623 - فى كل من الاءربعين من الغنم سائمة ، زكوة .(578)
    - در هر چهل راس گوسفندى كه (در چراگاه ها) مى چرند زكاتى هست .
    624 - فرب حامل فقة ، ليس بفقيه .
    - بسا ناقل و راوى فقه و دانش كه خود دانا و فقيه نيست .
    تعليق :
    وقام (صلى الله عليه و آله ) فى مسجد الخيف ، فقال : نضرالله عبدا، سمع مقالتى ، فوعاها، و بلغها من لم يسمعها، فرب حامل فقه الى من هو اءفقه منه ، و رب حامل فقه غير فقيه .(579)
    خداوند به نعمت مى پروراند بنده اى را كه سخنان مرا بشنود و آن را حفظ كند، و به كسانى كه آن را نشنيده اند برساند. چه بسا كسانى كه فقه و دانش را حمل و نقل مى كنند به كسى كه از خود آنها داناتر است .
    اى بسا حمل كننده فقه و دانش كه خودش فقيه و دانا نيست .

    (ولى در اثر حمل كردن آن به ديگران نعمت پرورده خدا مى شود.)

    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #82
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    ق : باب ق : باب القاف
    625 - قولوا الحق و لو كان على اءنفسكم .
    - راست و حق بگوئيد، اگر چه بر ضرر خودتان باشد.
    626 - قلموا اءظفاركم يوم الثلثاء، واستحموا يوم الاءربعاء و اطلبوا حوائجكم يوم الخميس ، و تطيبوا باءطيب طيبكم يوم الجمعة .
    - روزهاى سه شنبه ناخن هاى خود را كوتاه كنيد، و در روز چهارشنبه استحمام كنيد، و پنجشنبه ها احتياجات خود را تهيه و خريدارى كنيد، و روزهاى جمعه با بهترين عطرها خود را معطر و خوشبو سازيد.
    627 - قدموا قريشا، و لا تتقدموها.(580)
    - قريش را مقدم شماريد و از آنها پيشى نگيريد.
    628 - قاطع الرحم ملعون فى كتاب الله فى ثلثة مواضع .
    - قطع كننده رحم را در سه جاى قرآن لعنت شده است .
    629 - قرائة القرآن اءفضل من الذكر، والذكر اءفضل من الصدقة و الصدقة اءفضل من الصوم ، و الصوم جنة من النار.
    - قرائت قرآن بهتر از ذكر است ، و ذكر بهتر از صدقه و صدقه بهتر از روزه ، و روزه سپر و حايلى است از آتش .
    630 - قليل تؤ دى (581) شكره ، خير من كثير لا تطيقه .
    - (نعمت ) اندكى كه شكرش را بجا آورى ، بهتر از (نعمت ) زيادى است كه شكرش را نتوانى .
    631 - قولوا فى الفاسق بما فيه يعرفه الناس ، فانه لاغيبة لفاسق (بقصد المنع و الزجر و التاءديب .(582))
    - درباره فاسق و بدكار آنچه را كه مردم در او مى شناسند بگوئيد زيرا غيبت فاسق (متجاهر) جايز است . (البته بقصد جلوگيرى از فسق و بازداشتن و ادب كردن .)
    632 - قتال المومن كفر، و اءكل لحمه معصية .
    - جنگ و كشتار با مومن ، كفر و خوردن گوشت او (با غيبت كردنش ) معصيت است .
    (583)
    633 - قصوا اءظافيركم .
    - ناخن هاى خود را كوتاه كنيد.
    تعليق :
    و قال الباقر (عليه السلام ): انما قصوا الاءظفار، لاءنها مقيل الشيطان ، و منه يكون النسيان .(584)
    كوتاه كردن ناخن ها براى آنست كه آن آسايشگاه شيطان است و موجب فراموشكارى است .
    و قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): يا معشر الرجل ؛ قصوا اءظافيركم . و قال للنساء: طولن اءظافير كن ، فانه اءزين لكن .(585)
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: اى گروه مردان ؛ ناخنهاى خود را كوتاه كنيد.
    و براى زنان فرمود: ناخنهايتان را بلند كنيد، زيرا آن براى زينت و آرايش شما بهتر است .
    634 - قطع الاسلام اءرحام الجاهلية .
    - اسلام آوردن ، خويشاوندى دوره جاهليت (قبل از اسلام ) را قطع مى كند.
    435 - قذف محصنة ، يحبط عمل ماءة سنة .
    - نسبت ناروا دادن به زنان با عفت ، اعمال صد سال انسان را باطل مى كند.
    636 - قليل من سنة خير من كثير، فى بدعة .
    - (عمل كردن ) اندكى از سنت بهتر است از (عمل زياد در بدعت .)
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #83
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    ك : باب ك : باب الكاف
    637 - كل يابس ذكى .(586)
    - هر خشك پاك است .
    638 - كرامة الميت تعجيله فى التجهيز.(587)
    - عزت و احترام ميت در آنست كه زودتر تشييع و دفن كنند.
    639 - كل مسكر خمر.
    - هر مست كننده خمر است .
    640 - كل مفت ضامن .
    - هر فتوى دهنده و حكم كننده مسئول و ضامن است .
    641 - كن عالما، اءو متعلما، اءو مستمعا، اءو محبا لهم و لا تكن الخامس ، فتهلك .
    - دانشمند باش ، يا دانشجو يا شنونده و گوش فرا دهنده دانش و يا دوست دارنده آنها. و پنجمى مباش كه آنگاه هلاك مى شوى .
    642 - كل ما اءديت زكوته ، فليس بكنز، و ان كان مدفونا و كل مال لم تؤ د زكواته ، فهو كنز، و ان كان ظاهرا.(588)
    - هر چيزى كه زكات او داده شود، گنج شمرده نمى شود، اگر چه دفن شده باشد، و هر مالى كه زكاتش داده نشود، آن گنج شمرده مى شود، و اگر چه ظاهر باشد.
    643 - كان الزبير اءعيب .(589)
    - زبير پر از عيب است .
    644 - كل كلام لم يبدء فيه بالبسملة فهو اءبتر، و كل كلام لم يبدء فيه بالحمد له فهو اءجذم .(590)
    - هر سخنى كه با بسم الله شروع نشود ناقص مى ماند. و هر كلامى كه با حمد و ستايش خداوند آغاز نگردد، پاينده نيست .
    645 - كره لكم ثلاث : قيل و قال ، و كثرة السوال و اضاعة المال .(591)
    - سه چيز براى شما، بد و ناپسند است : قيل و قال كردن (جدل و گفتگوى بيهوده ) زيادى درخواست و پرسش و تباه كردن مال .
    646 - كن فى الفتنة كابن اللبون ، لا در يشرب ، و لا ظهر يركب .
    - هنگام پيش آمدن فتنه و آشوب ، مانند بچه شتر دو ساله باش كه خودش ‍ مى چرد، دوشيده نمى شود، زيرا شير ندارد كه بنوشند و پشت آنچنانى ندارند كه سوار شوند.
    تعليق :
    قال اميرالمومنين (عليه السلام ): كن فى الفتنة كابن اللبون ، لا ظهر فيركب ، و لا ضرع فيحلب .(592)
    هنگام پيش آمدن فتنه ، (اختلاف كردن مردم در راءى و تدبير)، مانند بچه شتر دو ساله باش ، پشتى ندارد كه بتوان سوار شد و پستانى كه شير آن دوشيده شود.
    فى نهج البلاغه : اءلفتنة اذا اءقبلت شبهت و اذا ادبرت نبهت .(593)
    يعنى : هرگاه فتنه و حيرت پيش آيد، مردم را به شبهه و اشتباه مى اندازد و آنگاه كه پشت كرد و فتنه خوابيد، آگاه و بيدار مى كند.
    647 - كل بدعة ضلالة ، و كل ضلالة سبيلها الى النار.
    - هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى (پايانش ) بسوى دوزخ است .
    648 - كثرة الاستغفار للتائبين حصن حصين .
    - بسيار استغفار كردن براى توبه كنندگان پناهگاه محكمى است .
    649 - كان اءبى ، غيورا، و انا اءغير منه ، و ارغم الله اءنف من لايغار من المومنين .
    - پدرم مرد غيرتمندى بود، و من از او غيرتمندترم ، خوار و ذليل گرداند، خدا كسى را كه غيرت مومنان را نكشد.
    650 - كثرة النوم ، يذيب القلب ، و يذهب بنور الوجه .
    - خواب زياد، دل را مى گدازد و نور چهره را زايل مى كند.
    تعليق :
    عن جابر بن عبدالله ، قال : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): قال ام سليمان بن داود لسليمان (عليه السلام ): اياك و كثرة النوم بالليل ، فان كثرة النوم تدع الرجل فقيرا يوم القيمة .(594)
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: مادر سليمان بن داود به سليمان گفت : از زياد خوابيدن در شب خوددارى كن ، زيرا خواب زياد انسان را در روز قيامت فقير و محتاج مى كند.
    عن الصادق (عليه السلام ): ان الله يبغض كثرة النوم و كثرة الفراغ . و قال ايضا: كثرة النوم مذهبة للدين و الدنيا.(595)
    خدايتعالى ، زيادى خواب و كثرت بيكارى را دوست ندارد. و نيز فرمود: خواب زياد دين و دنياى انسان را تباه مى كند.
    عن النبى (صلى الله عليه و آله ) قال : اياك و كثرة الضحك ، فانه يميت القلب و يذهب بنور الوجه .(596)
    درباره خنده زياد نيز پيامبر گرامى فرمود: از خنده زياد خوددارى كن ، زيرا آن دل را مى ميراند و نور سيما را از بين مى برد.
    651 - كن بشاشا، فان الله يحب البشاشين و يبغض العبوس كريه الوجه .
    - گشاده رو و شاداب باش كه خدايتعالى مرد شاد و گشاده رو را دوست دارد، و اخم و عبوس و ترش رو را دوست ندارد.
    652 - كيف بكم ، اذا نزل بكم عيسى بن مريم ، و امامكم منكم .
    - چه حالى پيدا مى كنيد، آنگاه كه عيسى بن مريم بر شما فرود آيد و امام و حجة شما از خودتان باشد؟
    653 - كذب النسابون .
    - نسب شناسان دروغگويان هستند.
    654 - كيلوا طعامكم ، فان البركة فى المكيل .
    - غذاى خود را اندازه گيرى كنيد، زيرا در اندازه گيرى بركت است .
    655 - كل قرية لايكون فيها كتاب الله ، اءخاف اءن ينزل عليها صاعقة من السماء.
    - هر آبادى كه در آن كتاب خدا نباشد، بيم آن دارم كه صاعقه اى از آسمان بدانجا فرود آيد.
    656 - كل حسب و نسب منقطع الا حسبى و نسبى .(597)
    - همه حسب ها و نسب ها بجز حسب و نسب من قطع مى شود.
    657 - كيف تكون مومنا، والناس لا ياءمنون شرك .
    - چگونه ممكن است مومن باشى ، در حالى كه مردم از شر تو در امان نيستند.
    658 - كيف تكون مسلما، والناس لا يسلمون من شرك .
    - چگونه ممكن است مسلمان باشى ، و مردم از شر تو در سلامتى نباشند.
    659 - كيف تكون متقيا، والناس يتقون اذاك .
    - چگونه تو متقى و پرهيزكارى در حالى كه مردم از آزار تو مى ترسند.
    660 - كل اليقطين فانه يذهب بالجنون والجذام ، و البرص ، و يزيد فى الذهن ، والحفظ، و يحسن الخلق ، و ينور الوجه ، و هو طعامى ، و طعام الاءنبياء من قبلى خصوصا يونس .(598)
    - كدو بخوريد كه مرض جنون و جذام و پيسى را مى برد، و فهم و هوش و حافظه را تقويت مى كند، و خلق و خوى انسان را خوش و زيبا، و سيما را نورانى مى سازد، و آن غذا و خوراك من ، و طعام پيامبران پيش از من است بويژه يونس (عليه السلام ).
    661 - كذب من زعم اءنه يحبنى و يبغض عليا.
    - دروغ مى گويد كسى كه گمان مى كند مرا دوست دارد، در حالى كه على را دشمن بدارد.
    662 - كنت انا و على نورا بين يدى الله تعالى ، قبل اءن يخلق الله آدم ، باءربعة عشر اءلف عام ، فلما خلق الله آدم ، ركب ذلك النور فى صلب عبدالمطلب ، فجزء انا و جزء على .
    - من و على نورى بوديم در پيشگاه خداى تعالى چهارده هزار سال پيش از آنكه خدايتعالى آدم را بيافريند. هنگامى كه خداوند متعال آدم را آفريد، آن نور را در صلب عبدالمطلب قرار داد كه يك قسمت آن من و قسمت ديگر على است .
    663 - كلما ازاداد الرجل ايمانا، ازداد حبا للنساء.
    - هر چه مرد بر ايمان خود بيافزايد محبتش را براى زنان بيشتر مى كند.
    664 - كن حلس بيتك .
    - در خانه ات بنشين ، چون پلاسى ملازم خانه خود باش .
    665 - كل مسكر حرام و ما اءسكر كثيره فالجرعة منه حرام .
    - هر مست كننده اى حرام است ، و آنچه بيشتر آن مست مى كند، يك جرعه آن نيز حرام است .
    666 - كفر بالله العظيم من هذه الاءمة عشرة : القتال (599) و الساحر والديوث و ناكح البهيمة و ناكح المراءة فى دبرها و من نكح ذات محرم والساعى فى الفتنة و بايع السلاح من اءهل الحرب و مانع الزكاة و من وجد سعة فمات و لم يحج .
    - از اين امت ده گروه به خداى بزرگ ناسپاسى كرده و ايمان نياورند، آدم كش و جادوگر و ديوث و ناكح حيوانات و ناكح زن از پشت او و كسى كه با محرم خود ازدواج كند و سخن چينى در فتنه و اختلاف بين مردم و فروشنده سلاح به (دشمن ) اهل جنگ و جلوگيرى كننده از پرداخت زكات و آن كه با داشتن امكان بميرد و حج نرفته باشد.
    667 - كلوا من العنب ، حبة حبة . فانه اءهلناء و امرء.(600)
    - انگور را دانه ، دانه ، بخوريد كه آن خوشتر و گواراتر است .
    668 - كلوا الزيت و ادهنوا به ، فانه شجرة مباركة .
    - روغن زيتون بخوريد و به تن خود بماليد زيرا آن (از) درخت مباركى است .
    669 - كل معروف صدقة و كل محدثة بدعة .
    - هر كار نيك صدقه است و هر نو آورى (در دين ) بدعت است .

    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #84
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعليق :
    و قال النبى (صلى الله عليه و آله ): كل معروف صدقة ، و ما وقى به المرؤ عرضه ، كتب له به صدقة .(601)
    نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: هر كار نيك صدقه است ، و آنچه را كه انسان با آن آبرو و ناموس خود را حفظ كند، براى او صدقه نوشته مى شود.
    سئل الصادق (عليه السلام ): اءى الصدقة اءفضل ؟ قال : اءن تتصدق و اءنت صحيح شحيح ، تاءمل البقاء و تخاف الفقر و لا تمهل حتى اذا بلغت الحلقوم ، قلت لفلان كذا و لفلان كذا، اءلا و ق كان لفلان .(602)
    از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدند: كدامين صدقه بهتر و ارزنده تر است ؟ فرمود: صدقه دهى در حاليكه هم سالمى و هم بخيل و حريص ، اميد ماندن و بيم فقر دارى ، درنگ مكن (و فرصت از دست مده ) تا وقتى كه جان به گلو رسد بگوئى آن يكى مال فلانى باشد، اين يكى مال فلانى . بدان كه آنها متعلق به فلانى شده است .
    مطرف روايت مى كند از پدرش كه گفت : پيش رسول خدا رفته بودم ، سوره (اءلهيكم التكاثر) را خواند، و آنگاه اين خبر را فرمود: يقول ابن آدم مالى ، مالى ، و هل لك من مالك الا ما تصدقت فاءبقيت ، او اءكلت فاءفنيت ، اولبست فاءبليت ؟(603)
    فرزند آدم مى گويد: مال من ، مال من ! آيا از مال تو به جز آنكه صدقه دادى و (براى خود) باقى گذاشتى ، و آنچه خوردى و فانى كردى ، و آنچه پوشيدى و فرسوده نمودى ، مال ديگرى دارى ؟
    ان اميرالمومنين (عليه السلام ) وضع درهما على كفه ، ثم قال : اءما انك ان لم تخرج عنى لا تنفعنى .(604)
    اميرالمومنين (عليه السلام ) يك درهم پول در كف دست خود گذاشت ، آنگاه گفت : اما تو (اى درهم ) اگر از (دست ) من خارج نشدى سودى و نفعى براى من ندارى (وقتى از دست من در راه خير بيرون رفتى براى من فايده خواهى داشت .)
    عن بعض نساء النبى (صلى الله عليه و آله ) قالت : ذبحنا شاة ، فتصدقنابها الا الكتف ، فقلت النبى (صلى الله عليه و آله ): ما بقى الا الكتف ، فقال (صلى الله عليه و آله ): كلها بقى الا الكتف .(605)
    يكى از همسران پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) گفت : گوسفندى قربانى كرديم و آن را تصدق داديم ، و پيش ما باقى نماند بجز يك شانه ، به آن حضرت گفتم : از (همه گوسفند) جز يك شانه باقى نماند.
    آنگاه فرمود: همه آنها باقى ماند جز آن شانه .
    كلام خدا: ما عندكم ينفد و ما عندالله باق .(606)
    يعنى : آنچه پيش شما است فانى مى شود و آنچه پيش خداست باقى مى ماند.
    عن ابى عبدالله (عليه السلام ) قال : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): اءيها الناس ليبلغ الشاهد منكم الغائب ، اءلا، و من انظر معسرا كان له على الله عزوجل فى كل يوم صدقة بمثل ماله ، حتى يستوفيه .
    ثم قال ابو عبدالله (عليه السلام ): و ان كان ذو عسرة ، فنظرة الى ميسرة ، و ان تصدقوا خير لكم ان كنتم تعلمون .
    (607)

    ابى عبدالله (عليه السلام ) فرمود كه رسول خدا فرمود: اى مردم ؛ حاضران بغايبان برسانند: آگاه باشيد، هر كس (بدهكار) تنگدستى را مهلت دهد، در هر روز (آن ) نزد خداوند، (ثواب ) صدقه اى بميزان همان مبلغ طلب خود را دارد، تا روزى كه بدهكار گشايش پيدا كند و پرداخت كند.
    سپس ابو عبدالله (عليه السلام ) اين آيه را تلاوت كرد: (اگر تنگدست است او را مهلت دهد تا گشايش يابد و اگر تصدق كنيد (و ببخشيد) براى شما بهتر (از مهلت دادن ) است اگر خواب بدانيد.)
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): ما نقص مال من صدقة قط، فاءعطوا و لا تجبنوا.(608)
    هرگز مالى از صدقه دادن كم نمى شود، پس صدقه بدهيد و نترسيد (از كم شدن .)
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): من منع ماله من الاءخيار اختيارا، صرف الله ماله الى الاءشرار اضطرارا.(609)
    هر كس از خرج كردن مال خود به اشخاص نيكوكار از روى اختيار خوددارى كند، خداى تعالى مال او را اجبارا به اشخاص بدكار برمى گرداند.
    670 - كل مولود يولد على الفطرة ، الا اءن اءبواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه .
    - هر مولودى بر فطرت پاك متولد مى شود، مگر آنكه پدر و مادرش او را به آئين يهوديان و نصرانيان و مجوسان وادارند.
    671 - كل امرء تدبره امراءة فهو ملعون .
    - هر مردى كه تدبير امورش در دست زنى باشد ملعون است .
    672 - كما تدين تدان .
    - هرگونه (با ديگران ) رفتار كنى ، همانگونه با تو رفتار خواهد شد.
    673 - كل ذى نعمة محسود.
    - هر صاحب نعمتى مورد حسد است .
    674 - كل من السمك ما له قشور.
    - از ماهى (ها) آن را كه فلس دارد بخور (كه حلال است و غير آن حرام است .)
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #85
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    ل : باب ل : باب اللاّم
    675 - ليس منى من شرب مسكرا، لايرد على الحوض ، لا والله .
    - از من نيست كسى كه مست كننده اى بنوشد در حوض بر من وارد نمى شود نه ، قسم بخدا.
    676 - ليس منى من استخف بصلوته ، لا يرد على الحوض ، لا والله .
    - از من نيست كسى كه نماز را سبك شمارد، در حوض بر من وارد نمى شود نه ، بخدا قسم .
    677 - لكل بيت باب و باب القبر من قبل الرجلين .(610)
    - هر خانه اى درى دارد و در قبر از طرف پاها است .
    678 - ليس الخائف الذى يبكى و يمسح عينيه ، انما الخائف الذى يترك ما يعذبه الله عليه .
    - خائف و ترسان كسى نيست كه (فقط) گريه كند و چشمانش را بمالد، بلكه خائف كسى است كه كارى را كه خدايتعالى او را وعده عذاب داده ترك گويد.
    679 - ليس لاءحدكم ، الا ما طابت به نفس اءهله .(611)
    - براى هيچ يك از شما (حقى بمال زنش ) نيست مگر آنچه با رضايت قلبى او باشد.
    تعليق :
    و عنه (عليه السلام ) قال : تعتق المراءة ، و تفعل فى مالها، ما شائت دون زوجها و غيره ، و ليس لزوجها من مالها الا ما طابت به نفسها.(612)
    زن آزاد است تا در مال خودش هرگونه خواست عمل كند بدون دخالت شوهرش و يا كس ديگر و براى شوهرش حقى نيست در مال او مگر با رضايت قلبى او.
    680 - لتسلكن سنن من قبلكم حذو النعل بالنعل ، والقذة بالقذة ، حتى لو دخل اءحدهم حجر ضب لدخلتموه .(613)
    - يقينا شما به راه و رسم گذشتگان خود خواهيد رفت قدم بقدم و گوش ‍ بگوش ، تا جايى كه اگر يكى از آنان به داخل لانه سوسمارى رفته باشد شما نيز داخل خواهيد شد.
    681 - لعن الله المضلل عن الطريق .
    - خدايتعالى لعنت كند كسى را كه (مردم را) از مسير (راست ) گمراه و منحرف مى سازد.
    682 - لعن الله الواشمة والمستوشمة والواشرة والمستوشرة والواصلة والمستوصلة والنامصة والمتنمصة .
    - خدا لعنت كند زن خالكوب را و زنى را كه خواهان آن باشد و زنى را كه دندان تيز كند و كسى را كه خواستار آن باشد و زنى را كه موى كسى را به موى ديگرى پيوند كند. و زنى را كه خواستار اين كار باشد و زنى را كه موهاى زنان را بكند و زنى كه طالب آن باشد.
    683 - لعن الله السلتاء من النساء والمرهاء و المغسلة و المسوفة .
    - خدا لعنت كند زنى را كه (براى شوهرش ) خضاب نكند و چشمان خود را سرمه نكشد، و هنگامى كه شوهرش او را بخود بخواند (به دروغ ) بگويد كه احتياج به غسل دارم . يا به بعد موكول كند.
    684 - لو سرقت ابنتى فاطمة ، لقطعت يمينها.
    - اگر دخترم فاطمه (هم ) سرقت مى كرد دستش را مى بريدم .
    تعليق :
    ... ولاءن الشارع يضرب المثل بما لا يكاد يقع ، كقوله : ولو سرقت فاطمة بنت محمد. و هى عليها السلام ، لا يتوهم عليها السرقة .(614)
    شارع (بعضى اوقات براى تاكيد) به چيزى مثل مى زند كه به واقعيت نمى رسد، مانند فرمايش آنحضرت (صلى الله عليه و آله ) (و اگر فاطمه دختر محمد (صلى الله عليه و آله ) هم سرقت مى كرد) در حالى كه به آنحضرت هرگز چنين گمانى نمى رود.
    685 - لعن الله اليهود، حرمت عليهم الشحوم ، فباعواها.
    - خدايتعالى (قوم ) يهود را لعنت كند، پيه ها براى ايشان حرام گشت (ولى ) آن را فروختند.
    686 - لعن الله الكاذب ، ولو كان مازحا.
    - خدايتعالى بر دروغگو لعنت كند، اگر چه به مزاح و شوخى باشد.
    687 - لم يعمل ابن آدم عملا، اءعظم عندالله من رجل قتل نبيا، اءوهدم الكعبة التى جعلها الله قبلة لعباده ، او اءفرغ ماؤ ه فى فرج امراءة حراما.
    - فرزند آدم هيچ عمل (زشتى ) مرتكب نمى شود كه در پيشگاه خداوند بزرگتر (از عمل ) كسى باشد كه او پيامبرى را بكشد، يا كعبه را كه خدايتعالى آن را براى بندگان خود قبله قرار داده ويران كند، يا آب (منى ) خود را در فرج زنى بحرام بريزد.
    688 - لو اءحب المرء حجرا لحشره الله معه يوم القيمة .
    - اگر انسان سنگى را دوست داشته باشد، خدايتعالى او را در روز قيامت با همان (سنگ ) برانگيخته مى كند.

    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #86
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعلیق
    قال الرضا (عليه السلام ): يابن شبيب ، ان سرك اءن تكون معنا فى الدرجات العلى من الجنان ، فاءخزن لحزننا، و افرح لفرحنا، و عليك بولايتنا، فلو اءن رجلا تولى حجرا، لحشره الله معه يوم القيامة .(615)
    اى فرزند شبيب ، اگر دوست دارى كه در درجات بالاى بهشت ، با ما باشى ، پس به اندوه ما اندوهگين و به شادى ما شادمان باش و بر تو باد (محبت ) و ولايت ما، كه اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد خدايتعالى او را در روز قيامت با همان سنگ محشور و برانگيخته مى كند.
    قال (صلى الله عليه و آله ):... يا على ؛ لو ان رجلا، اءحب فى الله حجرا، لحشره الله معه و ان محبك و شيعتك و محبى اءولادك الاءئمة بعدك ، يحشرون معك و اءنت معى فى الدرجات العلى ...(616)
    فرمود: اى على ؛ اگر كسى سنگى را، براى خدا دوست داشته باشد، خدايتعالى او را، با همان (سنگ ) برانگيخته مى كند. بدرستى كه دوستدار تو و شيعه تو و دوستداران فرزندانت امامان بعد از تو، با تو محشور و برانگيخته مى شوند و تو بهمراه من در درجه هاى بالا هستى .
    689 - ليتزين اءحدكم يوم الجمعة و يغتسل و يتطيب .
    - هر يك از شما بايد در روز جمعه خود را آراسته نموده و غسل كند و خود را خوشبو و معطر سازد.
    690 - لن يغلب عسر يسرين .
    هرگز يك سختى به دو آسانى غلبه نمى كند.
    كلام خدايتعالى : فان مع العسر يسرا، ان مع العسر يسرا.(617)
    روايت كرده اند كه هنگامى كه اين آيه نازل شد، پيامبر گرامى (صلى الله عليه و آله ) بيرون آمد در حاليكه مى خنديد و مى فرمود: لن يغلب عسر يسرين يعنى : يك سختى بر دو آسانى غلبه نمى كند.
    گفته اند كه عرب وقتى كه كلمه نكره اى را بگويد و آن را تكرار كند مى شود دو تا، مثل اينكه بگوئيد: درهمى كاسبى كردم و درهمى انفاق نمودم . در اين حالت دومى غير اولى است . و اگر آن را با كلمه معرفه تكرار كند، آن همان يكى است ، مانند: يك درهم كاسبى كردم و يك درهم انفاق نمودم كه در اين حالت درهم دوم همان درهم اول است .
    چون (العسر) با (ال ) بصورت معرفه آمده و تكرار شده ، ولى (يسرا) بدون (ال ) بصورت نكره آمده و تكرار شده است ، مى شود: ان مع العسر يسرين يعنى : با هر سختى دو آسانى است .
    (618)
    691 - لو تعلمون ما اءعلم ، لضحكتم قليلا و لبكيتم كثيرا.
    - اگر آنچه را كه من مى دانم ، شما هم مى دانستيد، كمتر مى خنديديد و بسيار مى گريستيد.
    692 - لو ان هذا الدين فى الثريا،(619) لنالته رجال من فارس .
    - اگر اين دين در (ستاره ) ثريا بود، مردانى از فارس آن را بدست مى آوردند.
    693 - لقارى ء القرآن بكل حرف يقرؤ ه فى الصلوة ماءة حسنة و متطهرا فى غير صلوة خمسا و عشرين و غير متطهرا عشر حسنات .
    - براى قارى قرآن به ازاء هر حرفى كه در حال نماز قرائت كند صد حسنه . و در غير نماز، اگر با وضو و طهارت بخواند، بيست و پنج حسنه ، و اگر بدون وضو بخواند ده حسنه (پاداش داده مى شود.)
    694 - لو اهدى الى كراع لقبلت .
    - اگر پاچه گوسفندى يا پاچه گاوى بمن هديه كنند مى پذيرم .
    695 - لو دعيت الى ذراع لاءجبت .(620)
    - اگر براى بازوى (گوسفندى يا گاوى به مهمانى ) دعوتم كنند اجابت مى كنم .
    تعليق :
    دو حديث بالا در بحار آمده و دنباله آن چنين است .
    و كان ذلك من الدين :... و ان كان كافرا، اءو منافقا، اءهدى الى وسقا، ما قبلت و كان ذلك من الدين ، اءبى الله تعالى لى زبد المشركين والمنافقين و طعامهم .(621)
    و اين (قبول كردن هديه و مهمانى ) از اهل دين است و اگر كافرى يا منافقى براى من بار شترى را هم هديه كند، نمى پذيرم و آن از اهل دين است ، خداى تعالى طعام مشركان و منافقان را براى من منع فرموده است .
    عن ابى عبدالله (عليه السلام ): قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): اجيبوا الداعى و عودوا المريض و اقبلوا الهدية ...(622)
    دعوت كننده را پاسخ (مثبت ) گوئيد، مريض را عيادت كنيد، هديه را بپذيريد.
    696 - لو يعلم الناس ما فى الحلبة من المنافع ، لا شتروها بوزنها ذهبا.(623)
    - اگر مردم بدانند كه چه منافعى در حلبه (نهفته است )، هم وزن آن طلا داده و آن را مى خرند.
    تعليق :
    ان النبى (صلى الله عليه و آله ) قال :... و تداووا بالحلبة ، فلو علم اءمتى ، مالها فى الحلبة ، لتداووابها، ولو بوزنها ذهبا.(624)
    فرمود (صلى الله عليه و آله ): با حُلبه مداوا كنيد، كه اگر امت من مى دانستند كه چه منافعى در حلبه (نهفته ) است ، با آن مداوا مى كردند، اگر چه به وزن آن طلا مى دادند.
    697 - لو كان الشيى ء يسبق القدر، لسبقته العين .
    - اگر چيزى (ممكن ) بود كه از قَدَر پيشى بگيرد، چشم زخم از آن سبقت مى گرفت .
    698 - لعن الله الزائد فى كتاب الله .(625)
    - خدا لعنت كند به كسى كه چيزى در قرآن بيافزايد.
    699 - لعن الله المصورين .
    - خدا تصوير كنندگان را لعنت كند.
    700 - لياءتى الرجل العظيم السمين يوم القيمة ، لايزن عندالله جناح بعوضة .
    - مرد عظيم الجثه و فربه در روز قيامت حاضر مى شود، در حاليكه به اندازه بال پشه اى نزد خداوند وزن و ارزش ندارد.
    701 - لى الواجد ظلم .
    - سستى و دير كردن (در اداء دين ) از طرف كسى كه (امكان پرداخت ) دارد ظلم و ستمگرى است .
    702 - ليس منا، من سلق ، اءو حلق .
    - از ما نيست كسى كه (در مصيبت ) صدا بلند كند، چنگ بر چهره زند و موى خود را بركند.
    703 - لو بغى جبل على جبل ، لهدالله الباغى .
    - اگر كوهى بر كوهى ستم روا دارد، خداوند متعال ستمكار را درهم مى شكند.

    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #87
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعليق :
    عن ابى عبدالله (عليه السلام ) قال : دعا رجل بعض بنى هاشم الى البراز، فابى اءن يبارزه ، فقال له اميرالمومنين (عليه السلام ): ما منعك اءن تبارزه ؟ قال : كان فارس العرب و خشيت اءن يغلبنى . فقال اميرالمومنين (عليه السلام ): فانه بغى عليك و لو بارزته لغلبته و لو بغى جبل على جبل لهد الباغى .(626)
    يكى از مردان بنى هاشم را كسى بمبارزه طلبيد، او از مبارزه خوددارى كرد، اميرالمومنين (عليه السلام ) از او پرسيد كه : چه چيز تو را از مبارزه با او بازداشت ؟ گفت : او قهرمان عرب است و من ترسيدم كه او بر من چيره شود.
    اميرالمومنين (عليه السلام ) به او فرمود: او بر تو ظلم كرده ، اگر چنانكه با او جنگ و مبارزه مى كردى بر او پيروز مى شدى (زيرا) اگر كهى بر كوه ديگر ظلم كند، ستمكار درهم مى شكند.
    704 - ليس الشديد بالصرعة ولكن الشديد الذى يملك نفسه عند الغضب .
    - نيرومند آن نيست كه در كشتى گيرى ديگران را زمين بزند بلكه نيرومند آن است كه هنگام خشم و غضب مالك نفس خود باشد.
    تعليق :
    با ذكر سند از على بن موسى الرضا (عليه السلام ) قال : اءوحى الله عزوجل الى نبى من اءنبيائه ...الخ .(627)
    خداوند عزوجل به يكى از پيغمبران خود وحى فرمود: كه بامداد، اول چيزى نزد تو آمد آن را بخور و دومى را بپوشان و سومى را بپذير و چهارمى را نوميد مكن و از پنجمى بگريز.
    فرمود: چون صبح كرد و رفت ، كوه سياه بزرگى در برابرش نمايان شد، ايستاد و با خود گفت : پروردگارم فرمان داده كه اين را بخورم ، در حيرت ماند، سپس به خويش آمد و گفت : براستى پروردگار والامقام من فرمان ندهد مگر به چيزى كه تاب آن را دارم ، بسوى كوه رفت كه آن را بخورد، هر چه نزديك تر مى شد كوه كوچك تر مى گشت تا اينكه به آن رسيد ديد يك لقمه ايست ، آن را خورد و دريافت كه خوشمزه ترين چيزى بوده كه (تا كنون ) خورده ، سپس رفت و طشتى پر از طلا يافت ، با خود گفت : پروردگارم فرمان داده كه اين را پنهان كنم ، يك گودالى كند و طشت را در آن گودال نهاد و خاك روى آن ريخت و گذاشت و رفت ، وقتى برگشت ديد كه آن طشت پديدار شده با خود گفت : همانگونه كه پروردگارم بمن فرمان داده بود انجام دادم و گذشت ، ناگهان پرنده اى ديد كه بازى دنبال اوست ، پرنده گرد او چرخيد، با خود گفت پروردگارم فرمان داده كه اين را بپذيرم ، آستين خود را گشود و پرنده درون آن رفت ، آن باز، گفت : شكار مرا از من گرفتى ، من چند روز است كه دنبال آنم ، گفت : پروردگارم بمن فرموده ، اين را نوميد نكنم ، از ران خود تكه اى بريد و پيش او انداخت و رفت ، ناگاه گوشت مردار، بدبوى كرم افتاده اى را ديد، با خود گفت : پروردگارم بمن دستور داده كه از اين بگريزم ، از آن گريخت و برگشت و در (همان ) خواب ديد كه گويا به او گفته شد: به آنچه فرمان داده شدى و انجام دادى ، آيا مى دانى چه بود؟ گفت : نه ، به او گفت شد: اما كوه كه ديدى آن خشم و غضب است ، بنده چون خشمناك شد خود را در برابر بزرگى خشم گم كند، و چون خوددارى كند و اندازه خود را بشناسد و خشم خود را فرو نشاند سرانجامش همان لقمه خوشمزه ايست كه خوردى ، اما طشت ، كار نيك است كه چون بنده آن را پنهان كند و بپوشاند، خدا نخواهد جز آنكه آشكار كند آن را تا، بنده خود را بدان آرايش نمايد، علاوه بر آنچه از مزد آخرت براى او پس انداز كرده ، و اما پرنده مردى است كه اندرزى براى تو مى آورد، او را بپذير.
    و اما باز، مرديست كه براى حاجتى پيش تو مى آيد، او را نوميد مكن . و اما گوشت مردار گنديده ، آن غيبت و بدگوئى است از آن بگريز.
    (628)
    در بحار آمده : و قال له رجل : اءوصنى ، فقال (صلى الله عليه و آله ): لا تغضب ، ثم اءعاد عليه ، فقال : لا تغضب ، ثم قال : ليس الشديد بالصرعة ، انما الشديد الذى يملك نفسه عندالغضب .(629)
    مردى به پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) عرض كرد: مرا نصيحت كن ، فرمود: خشمناك نشو، سپس باز هم تكرار كرد، فرمود: خشم مكن ، آنگاه فرمود: نيرومند و پر زور آن نيست كه ديگران را به زمين بزند، نيرومند (واقعى ) كسى است كه لحظه خشم و غضب ، خود را نگه دارد و مالك نفس ‍ خود باشد.
    705 - لاءن يهدى الله رجلا على يديك خير لك مما طلعت عليه الشمس ، اءو غربت و لك ولاؤ ه .(630)
    - اگر خدايتعالى بدست تو مردى را هدايت كند، براى تو بهتر است از تمام آنچه كه خورشيد بر آن طلوع و غروب مى كند در حالى كه مالكيت و حكومت همه آن بدست تو باشد.
    706 - ليمنعن اءحدكم مساجدكم ، يهودكم و نصاراكم و مجانينكم ، او ليمسخنكم الله قردة و خنازير.(631)
    - بايد هر يك يك شما حتما (از داخل شدن ) يهود و نصارا و ديوانگان خود به مسجدهايتان جلوگيرى كند، يا اينكه خداوند شما را به شكل ميمونها و خوك ها در خواهد آورد.
    707 - لو كان جريح فقيها، لعلم اءن اجابة اءمه اءفضل من صلوته .
    - اگر جريح فقيه و دانا (به مسئله ) بود، مى دانست كه جواب دادن به مادرش بهتر از (ادامه ) نمازش بود.
    تعليق :
    و قال (صلى الله عليه و آله ): تحت اءقدام الاءمهات روضة من رياض ‍ الجنة .
    و قال (صلى الله عليه و آله ): اذا كنت فى صلاة التطوع ، فان دعاك والدك فلا تقطعها، و ان دعتك والدتك فاقطعها.
    (632)

    فرمود: زير قدمهاى مادران باغى از باغهاى بهشت است . و نيز فرمود: به هنگام نماز مستحبى ، اگر پدرت تو را صدا زد، نمازت را قطع مكن و (اما) اگر مادرت تو را صدا كرد (در پاسخ به او) نمازت را قطع كن .
    از نبى اكرم (صلى الله عليه و آله ) روايت شده كه : زنى از بنى اسرائيل ، پسرش جريح را صدا كرد جريح كه در حال نماز بود، چون صداى مادر را شنيد با خود گفت : خدايا؛ مادرم يا نمازم ؟ (نمى دانست كه به كدامشان توجه كند) اين كار سه بار تكرار شد (در نهايت جواب مادر را نداد) آنگاه مادرش او را نفرين كرد... الخ .
    (633)
    708 - للمسلم على المسلم ثلثون حقا، يرد غيبته و يسمت عطسته ، و يجيب دعوته ، و يشيع جنازته ، و يرد جواب كتابه .
    - هر مسلمانى نسبت به مسلمان ديگر سى (مورد) حق دارد: غيبتش را باور نكند. به هنگام عطسه اش (دعا كرده ) رحمت خدا بخواهد، دعوتش را بپذيرد، جنازه اش را تشييع كند، نامه اش را جواب دهد.
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #88
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعليق :
    در نسخه (ط) بجاى ثلثون (ثنتون ) آورده . ولى در متن هر دو نسخه فقط پنج مورد ذكر كرده است .
    در بحار 71/236 حديث مفصلى آمده بدين مضمون : قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): للمسلم على اخيه ثلاثون حقا لا برائة له منها الا بالاءداء... الخ . و سى حق را بيان كرده ، بجهت طولانى بودنش در اينجا نياورديم .
    (634)
    709 - ليبالغ اءحدكم فى المضمضة و الاستنشاق ، فانه غفران لما تكلم (به ) العبد، و منفرة للشيطان .(635)
    - هر يك از شما زياد مضمضة و استنشاق كند كه اين كار (سبب ) بخشايش ‍ بيهوده گوئى هاى بنده و موجب فرار شيطان است .
    710 - لو كنت آمر اءحدا يسجد لاءحد، لاءمرت المراءة تسجد لزوجها.
    - اگر (بنا بود) كه دستور مى دادم كسى به كسى سجده كند، زن را امر مى كردم كه به شوهرش سجده نمايد.
    711 - لله عزوجل فى كل يوم جمعة ستماءة اءلف عتيق ، كلهم قد استوجبوا النار.
    - خداوند متعال در هر روز جمعه ششصد هزار آزاد شده (از جهنم ) دارد كه همه آنان سزاوار آتش دوزخ ‌اند.
    تعليق :
    حديثى در حاشيه نسخه خطى آمده كه در متن نسخه ها موجود نيست فلذا آن را وارد متن نكرديم و در اينجا جزو تعليق آورديم :
    لولا عفوالله و تجاوزه ، ما هناء اءحد العيش ، و لولا و عيدالله ، لاتكل (اى : اعتمد) كل اءحد (اى على عفوالله .)
    اگر بخشش و گذشت خداوند نبود، براى هيچ احدى زندگانى گوارا نمى شد، و اگر ترسانيدن خداوند (از عذاب معصيت ) نبود، همه مردم (به بخشش خداوند) اعتماد و اتكال مى كردند (و مراقب اعمال خود نمى شدند.)
    (636)
    712 - ليس منا، من يتطير و لا من يتطير به .
    - از ما نيست كسى كه فال بد بزند و كسى كه براى او فال بد زده مى شود ترتيب اثر بدهد.
    تعليق :
    قال ابو عبدالله (عليه السلام ): الطيرة على ما تجعلها، ان هونتها، تهونت و ان شددتها، تشددت و ان لم تجعلها شيئا لم تكن شيئا.(637)
    فال بد، به گونه اى است كه تو خود قرار مى دهى ، اگر سست بگيرى ، سست (و كم اثر) مى شود و اگر جدى و سخت بگيرى ، سخت و جدى مى شود و اگر هيچ بشمارى ، هيچ چيزى رخ نمى دهد.
    ريشه تاريخى تطيّر (و نحس شمردن ) پرنده بود (و بدان جهت به طيره و تطيّر ناميده شده )، بعدها، وسعت پيدا كرده و چيزهاى ديگرى نيز به آن افزوده و نحس و شوم شمرده شد تا جائى كه فال و شومى را بمعنى مكروه بودن در شرع و يا در طبيعت تصور كردند.
    (638)
    و در حديث آمده : ثلاث لايسلم منها اءحد: الطيرة والحسد والظن . قيل : فما نصنع ؟ قال : اذا تطيرت فامض و اذا حسدت فلا تبغ و اذا ظننت فلا تحقق .(639)
    سه چيز است كه احدى از آن در امان نيست ، فال بد، حسد و بدگمانى .
    پرسيدند كه چه بايد بكنيم ؟ فرمود: اگر فال بد زدى (پشت كار خود را بگير و) برو (و به آن اعتنا مكن ) و اگر حسد بردى تجاوز نكن (به عمل مبادرت مكن چه با زبان و چه با عمل ) و اگر بدگمان شدى ، حقيقت مشمار (بگو حقيقت ندارد.)
    و كان النبى (صلى الله عليه و آله ): ياءمر من راءى شيئا يكره و يتطير منه اءن يقول : اءللهم لايؤ تى الخير الا اءنت و لا يدفع السيئات الا اءنت و لا حول و لا قوة الا بك .(640)
    پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) به كسى كه چيزى را مى ديد و ناخوشايند او بود و به آن فال بد مى زد، دستور مى داد كه اين دعا را بخواند: (خداوندا به جز تو كسى خير نمى رساند و بجز تو كسى شر و بدى را دفع نمى كند و حول و قوه اى نيست مگر از تو.)
    713 - ليس منا من غش مسلما.
    - از ما نيست كسى كه مسلمانى را غش كند و فريب دهد.
    714 - لئن يهدى الله على يديك نسمة ، خير مما طلعت عليه الشمس .(641)
    - اگر خداى تعالى ، كسى را بدست تو هدايت كند، بهتر است از همه آنچه (نور) آفتاب بر آن بتابد.
    715 - لمولود، يولد فى اءمتى خير مما طلعت عليه الشمس .
    - مولودى كه در امت من متولد شود بهتر است از هر آنچه خورشيد بر آن بتابد.
    716 - لو وزن ايمان على بايمان اءهل الاءرض ، لرجح ايمان على .(642)
    - اگر ايمان على با ايمان همه ساكنان زمين سنجيده شود، ايمان على برترى مى يابد.
    717 - لمبارزة على لعمر و بن عبدود يوم الخندق اءفضل من عبادة اءمتى الى يوم القيامة .
    - پيكار على با عمروبن عبدود، در روز (جنگ ) خندق بهتر از عبادت امت من تا روز قيامت است .
    718 - لو كان هذا المومن فى حجر فارة ، لقيض الله له فيه من يؤ ذيه .
    - اگر مومن در سوراخ موشى باشد، خداى تعالى كسى را در آنجا مقدر مى كند كه او را آزار دهد.
    تعليق :
    قال النبى (صلى الله عليه و آله ): الدنيا سجن المومن و جنة الكافر.
    و قال : لو كان المومن فى حجر فارة ، لقيض الله فيه من يوذيه .

    يعنى : دنيا زندان مومن و بهشت كافر است . و فرمود: اگر مومن در لانه موش ‍ (هم پنهان ) شود، خداوند كسى را در آنجا مقدر مى كند كه او را اذيت و آزار مى دهد.
    و روى عن النبى (صلى الله عليه و آله ) انه قال : لا يكون فى الدنيا مومن الا، و له جار يؤ ذيه .
    يعنى : مومنى در دنيا نباشد، مگر اينكه او همسايه اى دارد كه او را مى آزارد.
    و قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): ما كان و لا يكون و لا هو كائن ، نبى ، و لا مؤ من ، الا و له قرابة يؤ ذيه ، اءو جار يؤ ذيه .(643 )
    يعنى : نبوده و نباشد و شدنى نيست ، پيامبرى و نه مومنى جز اينكه خويش ‍ و نزديكى و يا همسايه و قرينى دارد كه او را رنج و آزار مى دهد.
    719 - لكل شيى ء زينة و زينة الاسلام ، الصلوات الخمس .
    - هر چيزى زينت و آرايشى دارد و زينت اسلام نمازهاى پنجگانه است .
    720 - لكل شيى ء دواء و دواء الذنب الاستغفار.
    - هر چيزى دارو و درمانى دارد و داروى گناه استغفار است .
    721 - لو اءن المومن خرج من الدنيا و عليه ذنوب اءهل الاءرض ، لكان الموت كفارة لتلك الذنوب .
    - اگر مومن از دنيا برود، در حاليكه گناهان اهل زمين در او باشد، جان كندن او در موقع مرگ ، كفاره همه آن گناهان مى شود.
    722 - ليس للومن من عمله الا مانواه .
    - مومن از عمل خود به جز نيتى كه براى آن عمل در دل كرده بهره اى ندارد.
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #89
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعليق :
    و قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): ان الله لا ينظر الى صوركم و اءعمالكم و انما ينظر الى قلوبكم .(644)
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: بدرستى كه خداى تبارك و تعالى به صورتهاى (ظاهر) شما و عمل هاى شما نمى نگرد ولكن به دلهاى شما مى نگرد.
    و عنه (عليه السلام ): بحسب نياتكم تؤ جرون على اءعمالكم ، بقدر اءعمالكم يرفع ثوابكم .(645)
    به اندازه نيت هاى قلبيتان بر اعمالتان پاداش مى يابيد و به قدر عملهاتان اجر و مزدتان بالا مى رود.
    قال على (عليه السلام ): اءلاءعمال ثمار النيات .(646)
    فرمود: عملها ثمره و (نتيجه ) نيت ها است .
    روايت است كه : حضرت موسى (عليه السلام ) مردى را ديد كه دست به دعا برداشته و تضرع و استغاثه مى كند، حضرت موسى (عليه السلام ) عرض كرد: الهى ؛ اگر حاجت و درخواست او بدست من بودى حاجت او را برآورده مى كردم ، وحى آمد: اى موسى ؛ اين مرد مالك گوسفندان زيادى است و دل او همواره در خيال گوسفندانش مى باشد، من مستجاب نمى كنم دعاى كسى را كه چشم و زبان او به درگاه من است و قلب او با من نيست ، موسى (عليه السلام ) قضيه را به آن مرد حالى نمود، فورا قلب خود را متوجه درگاه عالم پناه خدا نمود، و درخواست خود را نايل شد.
    (647)
    قال رسول الله (صلى الله عليه و آله ): القصد الى الله بالقلوب ، اءبلغ من اتعاب الجوارح بالاءعمال .(648)
    يعنى : رو كردن به خدايتعالى با دلها، رساتر و كاملتر است از به رنج انداختن اعضاى (بدن ) با اعمال .
    قال الصادق (عليه السلام ): ما ضعف بدن عما قويت عليه النية .(649)
    هيچ بدنى از (عمل به ) آنچه كه نيت در آن قوى باشد ناتوان نيست .
    بيت :
    آدمى را قوت دست از دل است هر كه او را دل قوى بازو قويست
    عن ابى عبدالله (عليه السلام )، قال : انما قدرالله عون العباد على قدر نياتهم ، فمن صحت نيته ، تم عون الله له و من قصرت نيته ، قصر عنه العون بقدر الذى قصر.(650)
    يعنى خدايتعالى يارى و كمك بندگان را بقدر نيتهايشان مقدر مى سازد، پس ‍ هر كس نيت او صحيح و كامل باشد، يارى خدا بر او تمام و كمال مى شود، و كسى كه نيت او كوتاه و ناقص باشد يارى و كمك بر او بقدر ضعف و كوتاهى نيت خواهد بود.
    723 - ليس لله شريك .
    - براى خدا شريكى نيست .
    724 - لو راءى العبد اءجله و سرعته ، لاءبغض الاءمل و طلب الدنيا.
    - اگر بنده اجل (و مرگ ) خود و سرعت و شتاب آن را مى ديد آرزومندى و دنياطلبى را دشمن مى داشت .
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #90
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    satare پاسخ : *^*شهاب الحکمة*^*





    تعليق :
    حكمت :
    سيل ما را مى برد برگشت نيست جاى ما درياست كوه و دشت نيست
    در حديث آمده : طول الاءمل ينسى الاخرة .(651)
    آرزوى دراز، موجب فراموشى آخرت است .
    على (عليه السلام ) فرمود: و لولا الاءمل ، علم الانسان حساب ما هو فيه ولو علم حساب ما هو فيه مات خفاتا من الهول و الوجل .(652)
    اگر آرزو نبود، انسان متوجه حساب امور خود مى شد، و اگر حساب امورش ‍ را مى فهميد از ترس و وحشت به ناگهان قالب تهى مى كرد و مى مرد.
    قال (صلى الله عليه و آله ): الاءمل رحمة لاءمتى و لولا الاءمل ، ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا.(653)
    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود: اميد و آرزو براى امت من رحمت است و اگر اميد نباشد، هيچ مادرى فرزندش را شير نمى دهد، و هيچ باغبانى درختى نمى كارد.
    گفته اند: حضرت عيسى (عليه السلام )، پيرمرد سالخورده اى را ديد كه در مزرعه خود بيل مى زند، گفت : خدايا اميد و آرزو را از دل اين مرد بگير، ناگاه ديد كه آن پير مرد، بيل را به زمين انداخت روى زمين دراز كشيد، عرض ‍ كرد: خدايا آرزو را بر دل او برگردان ، آنگاه ديد كه پير مرد بلند شد و بار ديگر بيل بدست گرفت و مشغول كار شد. از او پرسيد: اى مرد چرا اينكار را كردى ؟ گفت : يكدفعه به فكرم رسيد كه من در اين سن و سال پيرى ، براى چه كار مى كنم ، بزودى كه خواهم مرد. وقتى كه دراز كشيدم ، دفعتا به فكرم رسيد كه شايد بيشتر عمر كردم ، آنگاه محتاج ديگران مى شوم ، دوباره برخاستم و كار خود را از سر گرفتم .
    قال النبى (صلى الله عليه و آله ): اعمل لدنياك كانك تعيش اءبدا، و اعمل لاخرتك كانك تموت غدا.(654)
    پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمود: براى دنياى خود چنان كار كن كه گويا هميشه زنده خواهى ماند و براى آخرت خود چنان تلاش كن كه گويا فردا خواهى مرد.
    عن على (عليه السلام ) فى قول الله : و لا تنس نصيبك من الدنيا. قال : لا تنس صحتك و قوتك و فراغك و شبابك و نشاطك و غناك و اءن تطلب به الاخرة .(655)
    درباره كلام خدا (در قرآن ) كه مى فرمايد: ((نصيب خود را از دنيا فراموش ‍ مكن )) على (عليه السلام ) فرمود: تندرستى ، نيرومندى ، استراحت ، جوانى ، نشاط و توانگرى خودت را فراموش نكن تا اينكه با (استفاده از) آنها كسب آخرت كنى .
    سئل اميرالمومنين (عليه السلام ) عن العلم ، فقال اءربع كلمات اءن تعبد الله بقدر حاجتك اليه و اءن تعصيه بقدر صبرك على النار و اءن تعمل لدنياك بقدر عمرك فيها و اءن تعمل لاخرتك بقدر بقائك فيها.(656)
    از اميرالمومنين (عليه السلام ) درباره علم پرسيدند. فرمود چهار كلمه است : اينكه ، خدا را به مقدار نيازت عبادت كنى و به قدر صبر و تحملت بر آتش ‍ (جهنم ) او را عصيان و نافرمانى نمائى و اينكه براى دنيايت به اندازه عمرت در آن تلاش كنى و براى آخرت به ميزان بقاء و ماندگاريت در آن كوشش ‍ نمائى .
    725 - لولا النساء، لعبد الله حقا حقا.
    - اگر زن نبود خدايتعالى به درستى و حقيقت عبادت مى شد.
    726 - لولا اءن الله تعالى خلق لفاطمة عليا، ما كان لها كفو على وجه الاءرض ، كفو آدم فمن دونه .(657)
    - اگر خدايتعالى براى فاطمه على را نمى آفريد، براى او همتا و مانندى در روى زمين نبود. (همتاى آدمى و جز آن .)
    727 - لو علم الرجل ، ما له فى حسن الخلق ، يعلم اءنه محتاج الى خلق حسن .(658)
    - اگر مرد مى دانست كه در خوش خلقى چه چيزى براى او (نهفته ) است مى فهميد كه (تا چه اندازه ) به اخلاق نيكو احتياج دارد.
    728 - لقتل المومن عندالله ، اءعظم من زوال الدنيا.
    - كشتن مومن ، در نزد خداى تعالى از نابودى دنيا بزرگتر است .
    729 - لو لا اءن السوال يكذبون ، ما افلح من ردهم .
    - اگر نه بود كه سائلان (و گدايان ) دروغ (هم ) مى گويند، كسى كه آنان را رد مى كرد، رستگار نمى شد.
    730 - ليودن اءهل العافية اءن جلودهم قرضت بالمقاريض ، لما يرون من ثواب اءهل البلاء.(659)
    اهل عافيت و آسايش آنگاه كه (در روز قيامت ) پاداش و ثواب اهل بلا و سختى را مى بينند، دوست دارند كه (در دنيا) پوستشان با قيچى بريده مى شد.
    *^*شهاب الحکمة*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 9 از 13 نخستنخست ... 5678910111213 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •