۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞
صفحه 2 از 12 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 113
  1. #11
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    ghalbha پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    راه رسيدن به رحمت واسعه ى الهى
    چه كنيم كه مشمول عفو و رحمت خدا قرار گيريم ؟
    قرآن كريم در پاسخ اين پرسش ، چند عامل مهم را متذكر شده و به سه شرط مهم در اين آيه اشاره مى كند و مى فرمايد:
    «و اءقيموا الصّلاه و آتوا الزّكاة و اءطيعوا الرّسول لعلّكم تُرحَمون# »(22)
    و نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و اين فرستاده ى خدا را فرمان بريد، باشد كه شما را مورد مهر قرار دهند.
    پس شرايط رسيدن به رحمت خدا عبارت است از:
    1. اقامه ى نماز،
    2. اداى زكات ،
    3. اطاعت از پيامبر و امام معصوم .
    نماز را اقامه كنيد و زكات را بپردازيد و اطاعت كنيد از رسول خدا، شايد مورد رحمت الهى قرار گيريد.
    يكى از اين سه شرط، نماز است كه وسيله ى رسيدن به رحمت خداست ، اما نماز دائمى .
    قرآن كريم در اين مورد مى فرمايد:
    «اءلّذينهم على صلاتهم دائمون# »(23)
    آنان كه نماز را مرتب و دائم برگزار مى كنند، داراى ايمان هستند.
    2. در آيه ى ديگرى در اين مورد مى فرمايد:
    «و هذا كتاب اءنزلناه مبارك فاتّبعوه و اتّقوا لعلّكم تُرحَمون# »(24)
    و اين قرآن كتابى است خجسته ، كه آن را بر محمد صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم فرو فرستاديم . پس از آن پيروى كنيد و پروا پيشه سازيد، باشد كه بر شما مهر آورند.
    در اين آيه ، دو عامل براى شمول رحمت خدا را نشان مى دهد:
    1. پيروى از قرآن و انس با قرآن ؛
    2. تقوا و پرهيزكارى . آرى ، اين دو عامل وسيله ى رسيدن به رحمت خداوند معرفى شده است .
    3. حضرت صالح پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم خطاب به امّت خود چنين مى گويد:
    «قال يا قوم لم تستعجلون بالسّيّئة قبل الحسنة لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون# »(25)
    صالح گفت : اى مردم من ! چرا پيش از نيكى به بدى مى شتابيد؟ چرا از خدا آمرزش نمى خواهيد، شايد شما مورد مِهر خدايتان قرار گيريد؟
    در اين آيه ى كريمه طلب مغفرت و عذرخواهى از گناه را وسيله ى رسيدن به رحمت خدا قرار داده است .
    بنده همان به كه زتقصير خويش
    عذر به درگاه خدا آورد ورنه سزاوار خداونديش
    كس نتواند كه بجا آورد 4. در آيه ى ديگرى در اين مورد مى فرمايد:
    «إ نّما المؤ منون إ خوة فاءصلحوا بين اءخويكم و اتّقوا اللّه لعلّكم ترحمون# »(26)
    جز اين نيست كه ايمان آوردگان با هم برادرند، پس ميان برادرانتان [ صلح و] سازش پديد آوريد و از خدا پروا داريد، باشد كه مورد مهر قرار گيريد.
    در اين آيه ى كريمه ، اصلاح و آشتى دادن بين جامعه و تلاش براى حفظ وحدت بين مؤ منين را وسيله ى رسيدن به رحمت واسعه ى خدا معرفى مى كند.

    پيامبر بزرگوار اسلام پس از ورود به مدينه ، اولين كارى كه انجام داد، اختلاف چندين ساله دو طايفه ى اوس و خزرج را اصلاح كرد و سران دو قبيله را جمع نمود و بين آنها آشتى برقرار نمود، و آنها با هم برادر شدند و با صفا و صميميت در كنار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم و جزو ياران خوب آن بزرگوار شدند.
    5. در آيه ى ديگرى در اين مورد مى فرمايد:
    «وإ ذا قُرِءَ القرآن فاستمعوا له و اءنصتوا لعلّكم ترحمون# »(27)
    و هنگامى كه قرآن خوانده مى شود به آن گوش [جان ] سپاريد و خاموش ‍ مانيد، باشد كه مورد مهر قرار گيريد.
    در اين آيه تواضع و ادب نشان دادن در برابر كلمات قرآن و توجه به قرآن را وسيله ى رسيدن به رحمت خداوند مى داند، يعنى توجه و تعمق در قرآن سبب آگاهى و معرفت شما مى گردد و از اين طريق خداوند هم به شما ترحّم خواهد نمود.
    بنابراين ، با استفاده از آيات فوق نتيجه مى گيريم كه چند چيز وسيله ى رسيدن به رحمت واسعه ى الهى مى باشد، كه ذيلا آورده مى شود:
    1. اقامه ى نماز،
    2. اداى زكات ،
    3. اطاعت از پيامبر،
    4. پيروى و انس با قرآن ،
    5. تقوا و پرهيز از معصيت الهى ،
    6. عذرخواهى از گناه و طلب مغفرت ،
    7. اصلاح و حلّ اختلاف بين مؤ منين در جامعه ى اسلامى و حفظ وحدت ،
    8. تواضع و فروتنى و گوش جان دادن به تلاوت قرآن كريم به هنگام تلاوت آن .
    با من صنما دل يكدله كن
    گر سر ننهم وانگه گله كن اى موسى جان چوپان شده اى
    در طور بيا ترك گله كن نعلين زپا بيرون كن و رو
    در دشت طوى پا آبله كن فرعون هوا چون شد حيوان
    در گردن او يك سلسله کن


    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #12
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    چه كسانى مورد بخشش خدا قرار نمى گيرند؟
    در ابتداى بحث دو نكته و دو مطلب قابل ارزيابى و دقّت است :
    1. آنچه از قرآن استفاده مى شود اين است كه چند دسته هستند كه مورد غفران و بخشش الهى قرار نمى گيرند.
    الف . دسته ى اول كفّار هستند كه قرآن مى فرمايد:
    «إ نّ الّذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم# »(28)
    به يقين كسانى كه كفر ورزيدند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند، آن گاه در حال كفر مردند، خدا هرگز آنان را نمى آمرزد.
    منظور اين است كه آنهايى كه كفر ورزيدند و با خدا در مبارزه بودند و راه خدا را بر مردم سدّ كردند و مردم را از خداجويى و خداخواهى دور داشتند خداوند هرگز آنها را نمى آمرزد.
    ب . دسته ى دوم مشركين هستند كه اينها طبق فرموده ى قرآن مورد آمرزش ‍ خدا نخواهند بود.
    قرآن مى فرمايد:
    «إ نّ اللّه لا يغفر اءن يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء و مَن يُشرك باللّه فقد افترى إ ثما عظيما#»(29)
    بى ترديد خدا اين را كه به او مشرك ورزيده شود، نمى آمرزد؛ و فروتر از آن را براى هر كس بخواهد مى آمرزد؛ و هر كس به خدا شرك ورزد، به يقين گناهى سهمگين بربافته است .
    ج . دسته ى سوم منافقين هستند كه قرآن مى فرمايد:
    «سواء عليهم اءاستغفرتَ لهم اءم لم تستغفر لهم لن يغفر اللّه لهم إ نّ اللّه لا يهدى القوم الفاسقين# »(30)
    چه براى آنان آمرزش بخواهى يا برايشان آمرزش نخواهى براى آنان يكسان است . خدا هرگز آنان را نخواهد آمرزيد، چرا كه خدا مردم نافرمان را راه نمى نمايد.
    آرى ، فرقى نمى كند براى آنان طلب مغفرت يا آمرزش بكنى يا نكنى ، هرگز منافقين مورد آمرزش خدا قرار نخواهند گرفت .
    ان شاء اللّه كه كافر نيستيم ، چون شهادت به وحدانيت خدا و نبوّت پيامبر و قرآن و قبله و معاد و ولايت و امامت مى دهيم ، و ان شاء اللّه كه مشرك نيستيم ، چون خدا را حاضر و ناظر و اصل در همه قضايا مى دانيم ، ضمن اينكه اسباب و واسطه را در توفيق و نتيجه دادن كارها لازم مى دانيم ، اما نفاق خطرناك و حسّاس است ، ممكن است در ظاهر آن گونه باشيم كه در باطن نيستيم و اعمالمان با گفتارمان هماهنگ نباشد و فرداى قيامت در صف منافقين قرار بگيريم ؛ لذا ششدانگ حواسمان را بايد به كار بگيريم تا در عمل و گفتار گرفتار نفاق نشويم .
    به قدرى صفت نفاق و دو رويى در پيشگاه پروردگار منّان زشت و قبيح است كه خطاب مى كند به پيامبر و مى فرمايد:
    «استغفر لهم اءو لا تستغفر لهم إ ن تستغفر لهم سبعين مرّة فلن يغفر اللّه لهم ذلك باءنّهم كفروا باللّه و رسوله و اللّه لا يهدى القوم الفاسقين# »(31)
    براى آنان آمرزش بخواه ، يا برايشان آمرزش نخواه ، [تو در تصميم خود آزادى ، اما] اگر هفتاد بار هم برايشان آمرزش بخواهى ، هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزيد؛ چرا كه آنان به خدا و فرستاده اش كفر ورزيدند، و خدا مردم نافرمان را راه نمى نمايد.
    چه كسانى مورد بخشش قرار مى گيرند؟
    مطلب دوم اينكه ، يك عدّه هستند كه مورد غفران خداوند قرار مى گيرند، اينها چه كسانى هستند؟ اينها اهل ايمانند ولى اشتباهات و لغزش ها و گناهانى هم دارند و اصرار به گناه هم ندارند، اينان مورد بخشش و عفو خداوند قرار مى گيرند.
    قرآن در مورد اين دسته مى فرمايد:
    «يا اءيّها الّذين آمنوا إ ن تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقانا و يُكَفِّر عنكم سيّئاتكم و يغفر لكم و اللّه ذو الفضل العظيم# »(32)
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد! اگر از خدا پروا داريد، [او] براى شما وسيله ى جداسازى درست از نادرست قرار مى دهد، و گناهانتان را از [كارنامه ى ] شما مى زدايد، و شما را مى آمرزد؛ و خدا داراى بخششى پر شكوه است .
    و از قول اهل ايمان و هدايت مى آورد كه گفتند:
    «إ نّا آمنّا بربّنا ليغفر لنا خطايانا و ما اءكرهتنا عليه من السّحر و اللّه خير و ابقى# »(33)
    به راستى كه ما به پروردگارمان ايمان آورده ايم تا لغزش هاى ما و افسونى را كه تو ما را بر آن واداشته اى بيامرزد، و[ بر اين باوريم كه پاداش ] خدا بهتر است و پاينده تر.
    پس ايمان و اعتقاد هست ، لكن گناهان و لغزش هايى هم هست كه خداوند آن گناهان را به خاطر ايمان و تقواى مردم مى بخشد و مى آمرزد.
    و باز قرآن در مورد اين دسته مى فرمايد:
    «يا اءيّها الذين آمنوا اتّقوا اللّه و قولوا قولا سديدا#
    يُصلِح لكم اءعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم و مَن يُطع اللّه و رسوله فقد فاز فوزا عظيما#»(34)
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا پروا داريد و سخنى [درست و]استوار بگوييد.
    [تا خدا] كارهايتان را برايتان شايسته گرداند و گناهانتان را برايتان بيامرزد، و هر كس خدا و فرستاده ى او را فرمان برد، بى ترديد به كاميابى پرشكوهى نايل شده است .
    در اين آيه ، دو روش مهمّ انسانى هست :
    1.تقواى خدا،
    2.و ديگر سخنِ حق گفتن ، كه آن را مورد نظر قرار داده و مى فرمايد: اى كسانى كه ايمان آورده ايد! تقوا و خدا ترسى داشته باشيد و هميشه به حق سخن بگوييد تا خدا اعمال شما را به لطف خود اصلاح كند و از گناهان شما درگذرد.
    و باز خدا به حبيب خود پيامبر بزرگوار اسلام خطاب مى كند كه بگو به آنان كه حتى كافر شدند: اگر از گذشته ى خود اظهار ندامت نموده و توبه كنند، گذشته ى آنان را مى بخشيم :
    «قل للّذين كفروا إ ن ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف و إ ن يعودوا فقد مضت سنّة الاءوّلين# »(35)
    [اى پيامبر!] به آن كسانى كه كفر ورزيده اند بگو: اگر از حق ستيزى و گناهان خود باز ايستند، آنچه گذشته است بر آنان آمرزيده خواهد شد؛ و اگر [به همان شيوه ى ظالمانه ] بازگردند، بى گمان [سرنوشت شان با همان ] شيوه ى [خداست كه در مورد] پيشينيان گذشت .
    به هر حال شواهد قرآن فراوان است به همين مقدار جهت شاهد بحث اكتفا مى كنيم .
    در دل شب خيز و ريز قطره ى اشكى زچشم
    كه دوست دارم كند گريه گنهكار ما
    بنده ى شرمنده تو خداى بخشنده من
    بيا بهشتت دهم مرو تو در نار ما
    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #13
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    دنباله ى سخنان شيوا و دلنشين پيامبر
    اكنون به دنباله ى سخنان شيوا و دلنشين پيامبر عزيز اسلام بررسى و تعمق بيشتر مى كنيم .
    اين كه رسول خدا فرمود: زمان در ماه رمضان از بهترين زمان هاست و شب و روز ساعات آن هم چنين است ، اين سؤ ال مطرح مى شود كه مگر زمان ها با هم فرق دارند؟
    آنچه از روايات استفاده مى شود اين است كه زمان ها يكسان نيستند. يكى از فضيلت بالايى برخوردار است و ديگرى از ارزش پايين تر و سوّمى به گونه اى ديگر است .
    مثلا روز جمعه ، غسل جمعه مستحب است ، اما روز شنبه غسل ندارد؛ پس ‍ بين اين دو زمان ، مختصر فرقى وجود دارد.
    در نظام خلقت ، مخلوقات عالم هم مساوى نيستند، اين كره ى خورشيد و آفتاب درخشان ، نورانى است ، در مقابل آن ، زمين تاريك است ، لذا همين كه بين نور خورشيد و زمين چيزى حائل شود، زمين در جا تاريك مى گردد.
    در كره ى زمين نباتات و اشجار و گياهان و حيوانات و انسانها و ديگر جانوران زياد هستند، اما در كرات ديگر از اينها خبرى نيست و يا حدّاقل تا اين لحظه بشر نتوانسته است قاطعانه از وجود موجودات زنده در كره ى ماه و امثال آن خبر دهد، پس معلوم مى شود كه يكسان نيستند.
    خود انسانها هم از نظر فكر و شكل و قد و قيافه و اخلاق و ميزان درك و فهم و عقل و...، با هم يكسان نيستند.
    زمان ها و روز و شب ها هم از نظر ارزش و فضيلت با هم مساوى نيستند.
    وقتى خداوند عادل و حكيم مى خواهد قوم عاد را بر اثر گناهان و افراط در فساد اخلاق هلاك كند و عذاب را بر آنان نازل نمايد، چنين مى فرمايد:
    «إ نّا اءرسلنا عليهم ريحا صرصرا فى يوم نحس مستمرّ#
    تنزع النّاس كاءنّهم اءعجاز نخل منقعر#»(36)
    بى گمان ما تندبادى سرد در روزى شوم و ديرپاى بر قوم عاد فرستاديم ،
    [بادى ] كه مردم را از جا مى كند [و بر زمين مى كوبيد، تو] گويى تنه هاى درخت خرمايى بودند كه ريشه كن شده اند.
    غرض در اين آيه هلاكت و نابودى قوم عاد با تند بادى ، در روز سختى بود كه خدا فرستاد، و آن توفان شديد و وحشتناك را كه با صداى خشن همراه بود، در روز نحسى (37) بر آنها نازل كرد.
    از اين آيه معلوم مى شود كه بعضى از روزها خوب و بعضى نحس ‍ است .
    از آيات كريمه ى ديگر هم اين حقيقت دريافت مى گردد كه مى فرمايد:
    «قل اءعوذ بربّ الفلق#
    من شرّ ما خلق#
    و من شرّ غاسق إ ذا وقب #
    و من شرّ النّفّاثات فى العقد#
    و من شرّ حاسد إ ذا حسد#»(38)
    بگو: پناه مى برم به پروردگار سپيده دم ،
    از شر آنچه آفريده ،
    و از گزند شب تيره آن گاه كه درآيد،
    و از گزند آن دمندگان در گره ها،
    واز گزند حسود، آن گاه كه حسد ورزد.
    پس از اين آيات كريمه هم چنين استفاده مى شود كه مخلوقات همه از نظر جايگاه يكسان و مساوى نيستند. زمان هم از اين قانون مستثنى نيست .
    امام صادق عليه السّلام فرمود:
    «اذا اصبحتَ فتصدّق بصدقة يذهب عنك نحس ذلك اليوم ؛»(39)
    وقتى صبح كردى ، اول صدقه بده تا به واسطه ى صدقه نحسى آن روز از تو دور شود.
    امام صادق عليه السّلام هر وقت نماز مغرب را تمام مى كرد، اين دعا را مى خواند:
    و اءعوذ باللّه من إ نسان سوء،
    و من جار سوء،
    و من قرين سوء،
    و يوم سوء،
    و ساعة سوء،
    و من شرّ ما يلج فى الاءرض ، و ما يخرج منها،
    و ما ينزل من السّماء و ما يعرج فيها،
    و من شرّ طوارق اللّيل و النّهار؛»(40)
    پناه مى برم به خدا از انسان نحس و بد، و از همسايه نحس و شرور، و از نزديكان و رفيقان نحس ، و از روز نحس ، و از ساعت نحس ، و از شر آنچه كه در زمين مى رويد، و آن چه از زمين خارج مى گردد و از نحس آن چه كه از آسمان نازل مى شود و به آسمان عروج مى كند، و از شرّ راه هاى نحس شب و روز، در طول زمان .
    خدايا از شرور اينها به تو پناه مى برم .

    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #14
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    قبولى عمل در ماه رمضان
    رسول خدا فرمود: عمل شما در ماه رمضان قبول است . جا دارد در اين مورد مقدارى توضيح داده شود.
    اسباب و ابزارى كه سبب قبولى و يا ردّ اعمال نيك انسان مى شود كدام است ؟
    يك سرى از اسباب و علل ، سبب مى شوند كه اعمال انسان قبول يا پوچ و نابود گردند. در اين ارتباط قرآن كريم به نكات ظريف و مهمى اشاره كرده است .
    در داستان شهادت هابيل فرزند حضرت آدم به دست برادرش قابيل چنين مى فرمايد:
    «انّما يتقبّل اللّه من المتّقين# »(41)
    خداوند عمل نيك و خوب را تنها از پاكان و با تقوايان قبول مى كند.
    هر كه با پاكدلان صبح و مسايى دارد دلش از پرتو اسرار صفايى دارد
    زهد با نيت پاك است نه با جامه ى چاك اى بس آلوده كه پاكيزه ردايى دارد
    سوى بتخانه مرو پند برهمن بشنو بت پرستى مكن اين ملك خدايى دارد(42)
    اول چيزى كه سبب مى شود اعمال انسان قبول نشود، معصيت است ، يعنى شما از يك طرف كار خير و نيك انجام مى دهى ، و از طرف ديگر معصيت خدا مى كنى ، اين كارت به آن كارت زيان مى رساند. به عنوان مثال :
    1. بى حرمتى به پدر و مادر
    بى حرمتى به پدر و مادر، سبب مى شود كه اعمال انسان حبط شود، و قبول درگاه خدا نشود و يا كار نيكى در حق كسى انجام دادى قبول نشود.
    2. منّت و سرزنش
    يا با منّت نهادن و با سرزنش كردن ، ارزش عمل خوب شما پيش خداوند از بين مى رود.
    به لحن قرآن كريم توجه كنيد كه مى فرمايد:
    «يا اءيّها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الُاءذى ...#»(43)
    اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بخشش هاى خود را با منّت نهادن و آزار رسانيدن [به بينوايان ]، تباه نسازيد....
    مولاى متقيان امام على عليه السّلام فرمود:
    «المعصية تمنع الا جابة ؛»
    معصيت مانع قبول عمل مى گردد.
    3. بى بند بارى و فسق
    بى بندبارى و فسق هم سبب مى شود اعمال انسان قبول نشود. به قرآن كريم توجه كنيد كه مى فرمايد:
    «قل اءنفقوا طوعا اءو كرها لن يتقبّل منكم إ نّكم كنتم قوما فاسقين# »(44)
    و [نيز] بگو: شما چه از روى ميل يا بى ميلى هزينه نماييد، هرگز از شما پذيرفته نخواهد شد؛ چرا كه شما مردمى نافرمانيد.
    آرى ، خدا مى فرمايد: اى حبيب من ، اى پيامبر عزيز، به اينها بگو: هر قدر كار نيك و خير مى كنيد بكنيد، چه با دل و رضا، و چه با اكراه ، خدا از شما نمى پذيرد چون آدم هاى فاسقى هستيد.
    در آيه ى ديگرى مى فرمايد:
    «و ما منعهم اءن تقبل منهم نفقاتُهم إ لا اءنّهم كفروا باللّه و برسوله و لا ياءتون الصّلاة إ لا و هم كُسالى و لا ينفقون إ لا و هم كارهون# »(45)
    و چيزى آنان را از اينكه هزينه هايشان از آنان پذيرفته شود، بازنداشت جز اينكه به خدا و پيامبرش كفر ورزيدند، و جز با تنبلى نماز نمى گزارند و جز با ناخشنودى هزينه نمى كنند.
    اسباب عدم قبولى اعمال
    به چهار دليل خداوند اعمال اينها را قبول نمى كند:
    1.رابطه شان با خدا خوب نيست .
    2. رابطه شان با پيامبر خوب نيست .
    3. وقتى به نماز مى ايستند گويا اجبارشان كرده اند، از صفت منافقين است ، كه نماز مى خوانند ولى باطنشان با نماز نيست .
    4. انفاق نمى كنند مگر زمانى كه آنها را وادار كنند، و به خاطر حفظ آبرو و حفظ ظاهر، قدمى بر مى دارند، ولى دلشان راضى نيست ، خداوند مى فرمايد اين ها هر چه خرج كنند نزد من ارزش ندارد.


    .
    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #15
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    بررسى بيشتر استجابت دعا در ماه رمضان
    يكى از سخنان مهمّ رسول خدا در خطبه اش اين بود كه دعايتان در ماه مبارك رمضان مستجاب است . به جاست كه اين نويد، مختصرى بررسى و توضيح داده شود.
    دعا چيست و چرا دعا مى كنيم ؟
    دعا، در حقيقت استدعا و خواهش از طرف بنده ى خدا در برابر خداست .
    انسانها ضمن اينكه از همه ى موجودات بهتر و افضل هستند، موجودى ضعيف و محتاج و نيازمند و هر لحظه هم در معرض حوادث و بلاها و خطرها قرار دارند، براى اينكه انسان گرفتار بلاهاى آسمانى ، زمينى ، اجتماعى ، جنّى و انسى و آشكار و نهان نشود، دستور داده اند كه به ريسمان خدا چنگ زده و متوسل شود.
    پيامبران كه از ميان همه ى انسان هاى مؤ من افضل هستند، از دعا غافل نبودند، و از دعا به عنوان محكم ترين وسيله استفاده مى كردند.
    در داستان حضرت زكريا عليه السّلام آمده است كه وقتى آن حضرت در برابر كوهى از مشكلات و رنج هاى روزگار قرار گرفت ، دست به دعا و نيايش ‍ برداشت :
    «كهيعص #
    «ذكر رحمة ربّك عبده زكريّا#
    إ ذ نادى ربّه نداءً خفيّا#»(46)
    [اين آيات روشنگر]ياد كِرد مِهر پروردگار توست [در گراميداشت ] بنده اش ‍ زكريا.
    آن گاه كه [او] پروردگارش را [در نمازگاه خود] با صدايى آرام ندا داد و خواند كه :
    «قال ربّ إ نّى وهن العظم منّى و اشتعل الرّاءس شيبا و لم اءكن بدعائك ربّ شقيّا#
    و إ نّى خفت الموالى من ورائى و كانت امراءتى عاقرا فهب لى من لدنك وليّا#
    يرثنى و يرث من آل يعقوب و اجعله ربّ رضيّا#»(47)
    پروردگارا! من استخوانم سست گشته ، و سرم از پيرى برافروخته ، و هرگز در خواندنت ، اى پروردگار من ! نوميد نبوده ام .
    و من پس از خود، از بستگانم ترسانم و همسرم نازاست ، پس از نزد خود وارثى به من ارزانى دار،
    كه از من و خاندان يعقوب ارث برد؛ و او را، اى پروردگار من ! پسنديده گردان .
    به هر حال حضرت زكريا عليه السّلام در دعاى خويش حكايت از ضعف و ناتوانى و پيرى و خستگى دارد و در برابر كوهى از مشكلات و گرفتاريها و در برابر رسالت عظيم هدايت جامعه و مردم به سوى خدا و با دعا از خدا يارى مى خواهد.
    و در جاى ديگر مى فرمايد:
    «و زكريّا إ ذ نادى ربّه ربّ لا تذرنى فردا و اءنت خير الوارثين#
    فاستجبنا له و وهبنا له يحيى و اءصلحنا له زوجه إ نّهم كانوا يسارعون فى الخيرات و يدعوننا رغبا و رهبا و كانوا لنا خاشعين# »(48)
    و زكريا را [به ياد آور] آن گاه كه پروردگارش را خواند كه : پروردگارا! مرا تنها مگذار، و تو بهترين ارث برندگانى .
    پس خواسته اش را برآورديم و يحيى را به او داديم ، و همسرش را براى او شايسته [و آماده ى بارورى ] ساختيم ؛ چرا كه آنان در كارهاى نيك شتاب مى نمودند، و ما را از سر شوق و بيم مى خواندند و در پيشگاه ما فروتن [و پر خشوع ] بودند.
    در داستان حضرت يونس عليه السّلام كه در شكم ماهى دريا زندانى و حبس شد، يونس در دل ماهى و ماهى در دل دريا سرگردان ، در آن لحظات غربت و تنهايى ، يونس دست به دعا برداشت كه قرآن مى فرمايد:
    «و ذا النّون إ ذ ذهب مغاضبا فظنّ اءن لن نقدر عليه فنادى فى الظّلمات اءن لا إ له إ لا اءنت سبحانك إ نّى كنت من الظّالمين#
    فاستجبنا له و نجّيناه من الغمّ و كذلك ننجى المؤ منين# »(49)
    و «ذو النون » را [به ياد آور] آن گاه كه خشمگين رفت و پنداشت كه ما هرگز بر او تنگ نمى گيريم . پس در آن تاريكى ها ندا داد كه : خدايى جز تو نيست ، پاكى تو، راستى كه من از ستمكاران بودم .
    پس خواسته اش را برآورديم و وى را از آن اندوه [بزرگ ] رهانيديم ، و ما ايمان آوردگان را اين سان مى رهانيم .
    در اين آيه ، چند پيام مهم و سازنده و خوبى است :
    1. در حساس ترين و خطرناك ترين لحظات ، مؤ من بايد به خدا متوسل شود و نه به ديگران .
    2. هر قدر گرفتارى و مشكلات زيادتر شود، نبايد زبان به گله و شكايت باز كرد، بلكه بايد با زبان دعا و تضرّع و خواهش و درخواست از خدا، مشكل را حل كرد.
    3. اگر مؤ من از روى عقيده و ايمان و اخلاص ، باز شدن گره ى كور زندگى و برطرف شدن رنج ها را فقط از خدا بخواهد و در مجراى طبيعى خود نيز تلاش كند، خداوند هم او را يارى كرده و درخواستش را اجابت مى كند.
    پيامبر بزرگوار اسلام در جنگ «بدر» با توجه به اينكه همه ى ساز و برگ نظامى و نيروى ارتش كوچك خود را آماده كرده بود، تا در برابر ارتش ‍ نيرومند و تا بن دندان مسلح دشمن - كه سه برابر ارتش اسلام بود دفاع كند - با زبان دعا از خداوند درخواست كمك و يارى نمود و خداوند هم كمك فرمود:
    «إ ذ تستغيثون ربّكم فاستجاب لكم اءنّى ممدّكم باءلف من الملائكة مردفين# »(50)
    هنگامى را [به ياد آوريد]كه [در زير فشار،] پروردگارتان را به فرياد رسى مى خوانديد، و او خواسته ى شما را پذيرفت [و پيام داد] كه : من با هزار فرشته كه پياپى مى آيند، شما را يارى خواهم نمود.
    و خدا آن [پيام اميد آفرين ] را قرار نداد جز آنكه [براى شما] نويدى باشد، و تا آن كه دل هايتان به آن آرامش يابد، و[گرنه ] پيروزى تنها از نزد خداست . راستى كه خدا پيروزمند و فرزانه است .
    حضرت نوح پيامبر عليه السّلام پس از سال ها تلاش و رنج در راه رسالت الهى و نجات مردم و هدايت آنان به سوى خدا، دل تنگ شد، چرا كه قوم نوح به جاى اطاعت و فرمان بردارى و حمايت و تقدير از زحمات آن بزرگوار، او را آزار دادند كه قرآن كريم رفتار غير انسانى و آزار دهنده ى امّت نوح عليه السّلام و كيفر كردارشان را در اين جهان اين گونه بيان مى كند:
    «كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا و قالوا مجنون وازدُجِر#»(51)
    پيش از اينان ، مردم نوح [نيز پيامبران را] دروغگو شمردند و بنده ى ما را دروغزن انگاشتند، و گفتند: ديوانه است و او را آزردند.
    سرانجام حضرت نوح پيامبر خسته شد و رو به خدا آورد و به دعا متوسل شد:
    «فدعا ربّه اءنّى مغلوب فانتصر#»
    پس او پروردگارش را خواند كه :[پروردكارا!] من مغلوب شده ام ، پس داد مرا [از اين سياهكاران ] بستان .
    آن گاه مى فرمايد:
    «ففتحنا اءبواب السّماء بماء مُنهَمِر#
    و فجّرنا الاءرض عيونا فالتقى الماء على اءمر قد قُدِر#
    و حملناه على ذات اءلواح و دُسُر#
    تجرى باءعيننا جزاء لمن كان كُفِر#
    و لقد تركناها آية فهل من مُدَّكِر#
    فكيف كان عذابى و نُذُر#»(52)
    و ما نيز درهاى آسمان را به آبى ريزان گشوديم ،
    و زمين را به صورت چشمه سارانى [جوشان ] شكافتيم ، و آب [از آسمان و زمين ] بر اساس فرمانى كه مقرر شده بود، به هم پيوست .
    و در ميان آنان نوح را بر[مركبى ] داراى تخته ها و ميخ ‌ها برنشانديم ؛
    [همان مركبى ]كه در برابر ديدگان ما [بر امواج آب ها] مى رفت . [آرى ، چنين كرديم ]تا پاداشى باشد براى كسى كه [وجود ارجمندش ] مورد ناسپاسى قرار گرفت .
    و بى گمان ، آن [مركب ] را به عنوان نشانه اى بر جاى نهاديم ، پس آيا هيچ پند پذيرى هست ؟
    پس عذاب من و هشدارهايم چگونه بود؟


    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #16
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    آيا دعا با كار و تلاش مى سازد؟
    در قرآن و روايات اهل بيت عليهم السّلام شواهد و دلايل فراوانى داريم كه انسان ها به كار و تلاش و جدّيت تشويق و ترغيب شده اند و متقابلا، هم در قرآن و هم در روايات اسلامى دستورات فراوان و زيادى داريم براى دعا كردن انسان .
    قرآن درباره ى تلاش و كار مى فرمايد:
    «و اءن ليس للا نسان إ لا ما سعى# »(53)
    انسان در گرو تلاش و كار و كوشش خودش هست ...،
    پس هر قدر كار كردى به همان اندازه بهره مندى .يك عالم و دانشمند تا دنبال علم نرود و سختى هاى آن را تحمل نكند، به دانش دلخواه دست پيدا نمى كند.
    پيامبر بزرگوار اسلام فرمود:
    «اطلبوا العلم و لو بالصّين »(54)
    دنبال دانش برويد ولو در چين باشد.
    چون آن زمان دورترين نقطه به مركز جهان اسلام چين بود، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم چين را مثال زد.
    در حديث ديگرى فرمود:
    «اطلبوا العلم من المهد إ لى اللّحد»(55)
    زگهواره تا گور دانش بجوى .
    يك كشاورز را در نظر بگيريد، او تا شخم نزند و زمين را آماده نكند و تخم افشانى ننمايد و زحمت آبيارى و حفاظت و حراست آن را مرتب تحمل نكند، و تا آفت ها را از بين نبرد، محصولى به دست نخواهد آورد، پس ‍ تلاش و كار لازم است .

    اگر جوانى مى آمد به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم و مى گفت : من با وجود داشتن امكان و فرصت اشتغال بيكارم و كار نمى كنم ، آن بزرگوار مى فرمود از چشم من افتادى .
    در جامعه ى امروز اگر جوانها كار كردن را عار ندانند، خيلى از مشكلات بيكارى حل مى شود. تحصيل علم و تخصص نبايد توقع در اختيار گرفتن پست و ميزى را در انسان ايجاد كند، بلكه با طىّ مراحل و مدارج علمى و كسب مهارت و لياقت و تخصص ، در آن صورت تنها نوع كار و تناسب با رشته ى تحصيلى و تخصصى مهم است ، اما نبايد نوع كار مناسب براى انسان چندان فرق داشته باشد، و اگر امكان و فرصت اشتغال بود، بايد تن به تلاش و كوشش داد و در انتظار ميز و مزاياى زياد نبود.


    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #17
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    داستان سازنده ى حضرت داود عليه السّلام
    در اين قسمت ، توجه شما خوانندگان عزيز را به داستان بسيار زيبا و سازنده حضرت داود عليه السّلام جلب مى كنم كه بدين قرار است :
    امام صادق عليه السّلام فرمود:
    «عن ابى عبد اللّه عليهما السّلام قال : اءوحى اللّه تعالى إ لى داود عليه السّلام اءنّك نعم العبد لولا اءنّك تاءكّل من بيت المال ، و لا تعمل بيدك شيئا.
    قال : فبكى داود عليه السّلام .
    فاءوحى اللّه تعالى إ لى الحديد لن لعبدى داود،
    فَلان اللّه تعالى له الحديد،
    فكان يعمل كلّ يوم درعا فيبيعها باءلف درهم ،
    فعمل عليه السّلام ثلاث ماءة و ستّين درعا، فباعها بثلاث ماءة و ستّين اءلفا
    و استغنى من بيت المال ؛»(56)
    خداوند به حضرت داود وحى كرد كه اى داود، تو خوب بنده اى هستى ، اگر از بيت المال نمى خوردى و از دست رنج خودت استفاده مى كردى .
    يعنى تو خوب بنده اى هستى به شرط اينكه از بيت المال ارتزاق نكنى ، پس ‍ از دست رنج خودت استفاده كن و كار و تلاش نما.
    داود پيامبر گريه كرد كه خدايا، عنايتى فرما تا از بيت المال ارتزاق نكنم و از دست رنج خودم استفاده كنم .
    خداوند به آهن امر كرد كه در دست داود نرم شود. به امر خدا آهن در دست داود نرم شد، و حضرت داود عليه السّلام هر روز يك زره از آهن درست مى كرد و به هزار درهم مى فروخت ، تا اينكه سيصد و شصت زره ساخت و به سيصد و شصت هزار درهم فروخت و از مصرف بيت المال بى نياز شد.
    يعنى از نظر خدا و قرآن و روايات ، كار و تلاش اين قدر مهم و ارزشمند است .
    حالا نكته ى دقيق تر اينجاست كه درست است كه آقاى كشاورز بايد زمين را شخم زده و دانه را بكارد، اما سبز كردن آن دانه در دل خاك ، كار خداست . چاه را شما بايد حفر كنى ، اما اين چاه آب بدهد يا ندهد با خداست . باران بيايد و زمين سيراب گرديده ، دانه و گل و گياه سبز شود و يا باران رحمت نبارد با خداست . عالم بايد دنبال علم برود، اما نور علم را خدا بايد در سينه اش قرار دهد.
    امام صادق عليه السّلام فرمود:
    «و إ نّما هو نور يَقَع فى قلب مَن يريد اللّه تبارك و تعالى اءن يهديه ؛»(57)
    جز اين نيست كه علم و دانش نورى است كه تنها در قلب هر كسى كه خدا بخواهد او را هدايت كند قرار مى گيرد.
    و نيز خداوند خطاب مى كند به پيامبر عزيز اسلام و مى فرمايد:
    «و قل ربّ زدنى علما#»(58)
    بگو: پروردگار من ، بر علم و دانش من بيفزاى .
    يعنى هم عنايت خدا و هم تلاش شما لازم است . تلاش و كار براى فراهم شدن زمينه ى سالم و دعا براى به دست آوردن عنايت و لطف پروردگار، پس هر دو لازم است هم دعا و هم كار.

    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. #18
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    اثر دعا چيست ؟
    اصلا دعا در اين جهان تا چه اندازه كاربرد دارد و نقش آن چگونه است ؟
    در روايات ما، تعبيرهاى عجيب و مهمّى از دعا شده است كه به برخى نگاه مى كنيم :
    1.«قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم : الدّعا سلاح المؤ من ، و عمادُ الدّين ،
    و نور السّماوات و الاءرض ؛»(59)
    پيامبر رحمت فرمود: دعا اسلحه ى مؤ من است و عمود و ستون و تكيه گاه دين و نور آسمانها و زمين است .
    شما اگر در تاريكى شب بخواهى مقصدى را طى كنى ، بدون چراغ ممكن نيست ، اما با نصب چراغ در جلو اتومبيل شب را در جاده ى اتوبان با سرعت بالا حركت مى كنى . اگر آن جفت چراغ نبود شما يك متر هم قادر نبودى حركت كنى .
    رسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهِ و سلّم مى فرمايد، اگر مى خواهى در دل آسمانها و زمين پرواز معنوى و روحانى داشته باشى ، با دعا آن پرواز ميسر است و دعا نور آسمان و زمين است .
    دعا حتى مقدّرات را هم تغيير مى دهد. قضاى الهى را با مشيت الهى عوض ‍ مى كند.
    2. «عن ابى عبد اللّه عليه السّلام : إ نّ الدّعاء يَرُدُّ القضاء؛»(60)
    امام صادق عليه السّلام فرمود: دعا مقدّرات الهى را بر مى گرداند و برطرف مى كند.
    3. «عن الصّادق عليه السّلام : عليك بالدّعاء فإ نّ فيه شفاء من كلّ داء؛»(61)
    امام صادق عليه السّلام فرمود: دعا كنيد، چرا كه در دعا درمان هر درد بى درمانى است .
    يك دكتر متديّن در كنار يك تشكيلات مقدّس ، درمانگاهى نيز بنا كرد و در آنجا جمله ى خوبى را نوشت : كه :«دارو و دوا اينجا، اما شفا آنجا» دوا را داروخانه و دكتر مى دهد، اما شفا را خدا مى دهد. چون اين اثر دارو را در دل گل ها و گياهان ، خالق گل و گياه ايجاد كرده است نه طبيب و كشاورز.
    4.«قال على عليه السّلام : إ دفعوا امواج البلاء عنكم بالدّعاء قبل ورود البلاء فوالذى خلق الحبّة و برء النّسمة البلاء اسرع إ لى المؤ من من رَكض ‍ البَرازين ؛»(62)
    مولاى متقيان حضرت امام على عليه السّلام فرمود: طوفان بلا را به وسيله ى دعا دفع كنيد. پس سوگند به آن خدايى كه دانه را شكافت و جان را آفريد، كه بلا از سرعت اسب هاى تندرو و در حال دويدن به انسان مؤ من نزديك تر است .
    يعنى بلا و درد و گرفتارى با سرعت سرازير شدن سيل از بالاى كوه به دره ، به انسان مؤ من نازل مى شود، و تنها نيروى جلودار آن دعا است .


    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  9. #19
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    دعا كى و در كجا مستجاب مى شود؟
    آيا دعا در جا و بى درنگ اجابت مى شود يا زمان مخصوص دارد و يا طولانى مى شود؟
    و اصلا آيا استجابت دعا به شرايطى وابسته است ؟
    نكات بسيار ظريف و مهمّى در اين سؤ ال ها نهفته است .
    آنچه از روايات اهل بيت عليهم السّلام و قرآن كريم استفاده مى شود اين است كه دعا گاهى فورا مستجاب مى شود، و گاهى طول مى كشد.
    شش ماه ، يكسال ، پنج سال ، چهل سال ، در تمامى اينها رمز و مصلحتى است ، و گاهى اصلا دعاى شما در اين دنيا مستجاب نمى شود، بلكه در فرداى قيامت اجابت مى گردد معامله اى است دراز مدت و بلند مدت اما پرسود است .
    به روايت مهمّى كه از پيامبر بزرگوار اسلام رسيده است ، عنايت نماييد كه فرمود:
    «ما من مسلم يدع اللّه إ لا يستجيب له ، فإ مّا ان يعجّل فى الدّنيا، و إ ما ان يؤ خّر لآخرته و إ مّا ان يكفّر من ذنوبه ؛»(63)
    هيچ مسلمانى نيست كه خدا را بخواند و دعا كند، مگر اينكه خداوند دعايش را مستجاب خواهد كرد، يا در همين دنيا مستجاب مى كند و يا تاءخير مى اندازد و در آخرت مستجاب مى نمايد و يا آن دعا را وسيله ى كفّاره و محو گناهانش محسوب مى فرمايد.
    البته گاهى هم اصلا دعايش را مستجاب نمى كند، نه در دنيا و نه در آخرت ، اما عدم استجابت دعا دو پهلو دارد:
    1. مستجاب نمى كند، چون ابزار دعاى او ابزار درستى نيست .
    2. و يك وقت ابزارش درست است ، اما مصحلت نيست ، چرا كه خداوند اين بنده را دوست مى دارد و مى داند كه اگر خواسته اش را برآورده كند، ممكن است سبب هلاكت او گردد، چون نمى خواهد اين بنده اش جهنمى و نابود گردد، دعايش را مستجاب نمى كند؛ يعنى در باطن مصالحى هست كه دعا كننده از آن آگاه نيست .
    معنى اين بيان آن است كه آنچه را ما بخواهيم معلوم نيست به صلاح ما باشد، امّا هر چه را خدا بخواهد به مصلحت ما هست .
    پيامبر عزيز اسلام فرمود:
    «اءنتم كالمرضى و ربّ العالمين كالطّبيب ،
    فصلاح المريض فيما يعلمه الطّبيب لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه ؛»(64)
    اى مردم ، شما همانند بيمارها هستيد و خداوند طبيب شماست ، صلاح و مصلحت بيمار در آن است كه طبيب مى گويد نه آنچه را كه اشتها و خواهش ‍ دل مريض مى خواهد.
    مثلا شخصى از خداوند اولاد مى خواهد و شبانه روز به دعا و دوا و... متوسّل مى شود، خداوند دعايش را مستجاب نمى كند و اولاد به او نمى دهد! چرا؟
    چون خداوند به اسرار و باطن و آينده آگاه است . خداوند بهتر مى داند كه اين فرزند در آينده مايه ى ننگ و بدبختى پدر و مادر در دنيا و آخرت مى گردد.
    اين فرزند سبب جهنمى شدن پدر و مادرش مى گردد، و خدا نمى خواهد آنها در قيامت سرافكنده شوند. پس صاحب اولاد نمى شوند، اما به طريقى ديگر خداوند جبران آن آرزو و محروميت را مى كند.


    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. #20
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞




    داستان حكيمانه ى خضر
    داستان شيرين و حكيمانه اى را قرآن در برخورد حضرت موسى با جناب خضر عليه السّلام نقل مى كند كه حكايت از اين دارد كه در نظام خلقت مصلحت هايى در باطن امر وجود دارد، كه بر ظواهر حاكم و مقدم است و چه بسا بر آن مصالح آگاهى نداريم ، و بر ظاهر قضيه و امر پا مى فشاريم و حال اين كه به صلاح دين و دنيا و آخرت ما نيست و خداى متعال آگاهى دارد و بر مصلحت عمل مى كند.
    اين داستان شيرين و حكيمانه از اين قرار است كه حضرت موسى عليه السّلام از جناب خضر حكيم و بزرگوار درخواست كرد و چنين گفت :
    «قال له موسى هل اءتّبعك على اءن تعلّمنى ممّا علّمت رشدا#»(65)
    موسى به او گفت : آيا از تو بر اين اساس پيروى كنم كه از آنچه به تو آموخته شده است ، بينشى به من بياموزى ؟
    «قال إ نّك لن تستطيع معى صبرا#»
    «و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرا#»(66)
    جناب خضر عليه اسلام گفت : تو هرگز نمى توانى با من شكيب ورزى . و چگونه بر آنچه دانش آن را فرانگرفته اى شكيب خواهى ورزيد؟
    «قال ستجدنى إ ن شاءاللّه صابرا و لا اءعصى لك اءمرا#»(67)
    حضرت موسى گفت : اگر خدا بخواهد، شكيبايم خواهى يافت و در هيچ كارى نافرمانى ات نخواهم كرد.
    «قال فإ ن اتّبعتنى فلا تساءلنى عن شى ء حتّى اءحدث لك منه ذكرا#»(68)
    جناب خضر عليله اسلام گفت : پس اگر از پى من آمدى ، در مورد چيزى از من مپرس تا خود [به هنگام }، از آن براى تو سخنى آغاز نمايم .
    «فانطلقا حتّى إ ذا ركبا فى السّفينة خرقها قال اءخرقتها لتغرق اءهلها لقد جئت شيئا إ مرا#»(69)
    پس حضرت موسى و جناب خضر حكيم رهسپار شدند، تا آن گاه كه بر كشتى نشستند، وى آن را سوراخ كرد. [ موسى ] گفت : آيا آن را سوراخ كردى تا سرنشيانش را به آب فرو برى ؟ راستى به كار ناپسندى دست يازيدى .
    «قال اءلم اءقل إ نّك لن تستطيع معى صبرا#»(70)
    جناب خضر حكيم گفت : آيا نگفتم كه تو هرگز نمى توانى همپاى من شكيب ورزى ؟
    «قال لا تؤ اخذنى بما نسيت و لا ترهقنى من اءمرى عسرا#»(71)
    حضرت موسى عليه السّلام گفت : مرا به خاطر آنچه فراموش ساختم بازخواست مكن ، و در كارم بر من سخت مگير.
    «فانطلقا حتّى إ ذا لقيا غلاما فقتله قال اءقتلت نفسا زكيّة بغير نفس لقد جئت شيئا نكرا#»(72)
    پس حضرت موسى و جناب خضر رفتند تا چون به نوجوانى برخوردند، و وى او را كشت .
    [موسى ] گفت : آيا جان پاكى را بى آنكه كسى را كشته باشد، كشتى ؟ راستى كار زشتى انجام دادى .
    «قال اءلم اءقل لك إ نّك لن تستطيع معى صبرا#»(73)
    جناب خضر حكيم گفت : آيا به تو نگفتم كه هرگز نمى توانى هم پاى من شكيب ورزى ؟
    «قال إ ن ساءلتك عن شى ء بعدها فلا تصاحبنى قد بلغت من لدنّى عذرا#»(74)
    حضرت موسى عليه السّلام گفت : اگر از اين پس چيزى از تو پرسيدم ، ديگر مرا همراه مگير، چرا كه از نزد من به پوزشى رسيده اى و [ و عذرت پذيرفته است . ]
    «فانطلقا حتّى إ ذا اءتيا اءهل قرية استطعما اءهلها فاءبوا اءن يضيّفوهما فوجدا فيها جدارا يريد اءن ينقضّ فاءقامه قال لو شئت لاتّخذت عليه اءجرا#»(75)
    پس حضرت موسى عليه السلام و جناب خضر حكيم به راه افتادند، تا چون به مردم شهرى رسيدند، از مردم آن ، خوردنى خواستند، اما آنان از اين كه او دو را مهمان كنند سرباز زدند. پس در آنجا ديوارى يافتند كه مى خواست فروغلطد، و [ بنده ى ما ] آن را بر پا داشت . [موسى ] گفت : اگر مى خواستى [مى توانستى ] بر آن مزدى بگيرى .
    «قال هذا فراق بينى و بينك ساءنبّئك بتاءويل ما لم تستطع عليه صبرا#»(76)
    جناب خضر حكيم گفت : اينك [هنگامه ى ] جدايى ميان من و توست به زودى تو را از راز آنچه نتوانستى بر آن شكيب ورزى با خبر خواهم ساخت .
    «اءمّا السّفينة فكانت لمساكين يعملون فى البحر فاءردت اءن اءعيبها و كان وراءهم ملك ياءخذ كل سفينة غصبا#»(77)
    آن گاه گفت : امّا آن كشتى ، از آن بينوايانى بود كه در دريا كار مى كردند، و خواستم به آن آسيبى برسانيم (تا مصادره نشود)؛ چرا كه پيشاپيش آنان پادشاهى بود كه هر كشتى [درستى ] را زورمدارانه مى گرفت .
    «و اءما الغلام فكان اءبواه مؤ منين فخشينا اءن يرهقهما طغيانا و كفرا#»(78)
    و اما آن نوجوان ، پدر و مادرش با ايمان بودند و ترسيديم [ كه كاركردش ] آن دو را به سركشى و ناسپاسى وادارد.
    «فاءردنا اءن يبدلهما ربّهما خيرا منه زكاةً و اءقرب رحما#»(79)
    پس خواستم كه پروردگارشان براى آن دو، [فرزندى ] جايگزين سازد، كه به پاكى بهتر و به مهر نزديك تر باشد.
    «و اءمّا الجدار فكان لغلامين يتيمين فى المدينة و كان تحته كنز لهما و كان اءبوهما صالحا فاءراد ربّك اءن يبلغا اءشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك و ما فعلته عن اءمرى ذلك تاءويل ما لم تستطع عليه صبرا#»(80)
    و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در اين شهر بود، و در زير آن گنجى براى آن دو نهفته داشت ، و پدرشان مردى نيكوكار بود. پس پروردگارت خواست كه آن دو به مرحله ى رشد خود برسند و گنج خويش را، كه مهرى از سوى پروردگارت [ به آنان ] بود، برون آورند، و من آن [كار] را به راءى خود انجام ندادم . [ آرى ،] اين بود راز آنچه كه نتوانستى بر آن شكيب ورزى .
    در تاريخ تجربه شده است كه گاهى فرزند سبب طغيان پدر مى گردد، حضرت امام على عليه السّلام راجع به علت انحراف «زبير» از خط ولايت اهل بيت فرمود:
    «ما زال الزبير رجلا منّا اهل البيت حتّى نشاء إ بنه المشئوم عبد اللّه ؛»(81)
    «زبير» هميشه مردى از طرفداران ما اهل بيت بود تا اينكه فرزند نامباركش ‍ عبد اللّه به وجود آمد.
    و در روايت دارد كه خداوند به بهترين وجه جبران فرمود و به جاى اين پسر دخترى به اين پدر و مادر عطا كرد كه بركات زيادى نصيبشان شده است .
    اكنون به اين روايت در تفسير آيات مورد بحث توجه كنيد كه هم زيبا و هم بسيار آموزنده است .
    «قال الصّادق عليه السّلام : انّ الغلام الّذى قتلها العالم الّذى كان مع موسى عليه السّلام و هو قول اللّه عزّوجلّ:
    «فاءردنا اءن يبدلهما ربّهما خيرا منه زكاة و اءقرب رحما#»(82)
    ابدلهما اللّه عزّوجلّ به جارية ولدت سبعين نبيّا؛»(83)
    امام صادق عليه السّلام فرمود: و آن غلام كه به دست آن عالم حكيم ، رفيق حضرت موسى عليه السّلام كشته شد، ما خواستيم تا خداوند آن غلام را به چيزى بهتر از آن تبديل كند، و خدا تبديل كرد و در عوض دخترى به اين پدر و مادر عطا فرمود كه هفتاد پيامبر از نسل او تولد يافتند.
    در اين جا مى بينيد چه حكمت عظيمى در پشت پرده نهفته بود و چگونه با آن مصلحت انديشى حكيمى دانشمند و آگاه آن حكمت عظيم شكوفا شد.
    «و اءمّا الجدار فكان لغلامين يتيمين فى المدينة و كان تحته كنز لهما و كان اءبوهما صالحا فاءراد ربّك اءن يبلغا اءشدّهما و يستخرجا كنزهما رحمة من ربّك و ما فعلته عن اءمرى ذلك تاءويل ما لم تستطع عليه صبرا#»(84)
    و اما آن ديوار، از آن دو نوجوان يتيم در اين شهر بود، و در زير آن گنجى براى آن دو نهفته داشت ، و پدرشان مردى نيكوكار بود. پس پروردگارت خواست كه آن دو به مرحله ى رشد خود برسند و گنج خويش را، كه مهرى از سوى پروردگارت [ به آنان ] بود، برون آورند، و من آن [كار] را به راءى خود انجام ندادم . [ آرى ،] اين بود راز آنچه كه نتوانستى بر آن شكيب ورزى .
    آرى ، اما آن ديوار خرابى كه ما تعمير كرديم ، به خاطر اين بود كه پدر صالح ، گنجى را در زير آن ديوار خرابه دفن كرد، و آن ديوار در حال از بين رفتن بود، و ما آن را ترميم كرديم كه بعدها دو فرزندش بزرگ شدند، آنجا را تصرف كنند و به آن گنج دست يابند. اگر اين ديوار را اصلاح نمى كرديم به تدريج از بين مى رفت و آن گنج هم نابود مى شد. حضرت خضر مى خواهد بگويد: اى موسى عزيز،
    تو مو مى بينى و من پيچش مو تو صورت بينى و من طاق ابرو
    آرى ، تو ظاهر قضيه را مى بينى و من باطن را، پس اگر خداوند امروز دعا را مستجاب نمى كند، در باطن امر مصلحتى وجود دارد كه اين كار امروز به نفع او نيست و يا در آخرت ضرر مى كند.
    چه بسا بعضى ها دعا مى كنند كه ثروت و مالشان بيشتر گردد و اين دعا مستجاب نمى شود.
    شايد يك علت آن مستجاب نشدن دعاى آنان اين باشد كه زيادى ثروت سبب طغيان و كبر و غرور و تعدّى و تجاوز به حقوق ديگران مى گردد و طرف به علت كم ظرفيت بودن ، دين و ايمانش هم از دستش برود و لذا خدا چون اين بنده را دوست مى داد و زيادى ثروت را به مصحلت او نمى داند دعايش مستجاب نمى شود؛ چون در پشت پرده و باطن امر مصالحى وجود دارد كه جز خداوند كسى از آن ها آگاه نيست .




    ۞&۞ ره توشه دوجهان ۞&۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 2 از 12 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •