۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
صفحه 2 از 11 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 104
  1. #11
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه و.فات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩






    عدالت گستري

    دوران بيست و پنج سال مظلوميت و سكوت سپري مي‌شود؛ مردم به خانه اميرالمؤمنين هجوم مي‌آورند و علي(ع) كه انديشه اي جز حق در او راه ندارد براي رهايي بخشيدن مردم از ظلمها،‌ بي‌عدالتي‌ها و انحرافاتي كه بعد از پيامبر اكرم دامنگير آنان شده بود، زمام حكومت را در دست مي‌گيرد.

    پنج سال حكومت علي(ع) براي زينب بسيار آموزنده و الهام بخش بود. عدالت گستري در آن دوران چنان اوج داشت كه بسياري از كسان كه به هوس متاع دنيا، رياست، پست و مقام و ثروت اندوزي به سوي علي روي آورده بودند از دشمنان سرسخت و ستيزه جوي او شدند.

    آنان ظطاقت شنيدن سخني چون: «به خدا قسم آن‌چه از عطاياي عثمان، و آن‌چه بيهوده از بيت المال مسلمين به اين و آن بخشيده،‌ بيابم به صاحبش برمي‌گردانم؛ گرچه زناني را به آن كابين بسته يا كنيزاني را با آن خريده باشند.» را نداشتند.

    آنان ديدند كه حضرت در برابر درخواست برادرش عقيل كه به خاطر فقر چيزي از گندمهاي بيت‌المال مي‌طلبيد،‌ آهني گداخته به بدن او نزديك كرد و در مقابل ناله برادرش عقيل،‌ فرمود: «زنان در سوگ تو بگريند! از آهن تفتيده اي كه انساني آن را به صورت بازيچه، سرخ كرده ناله مي‌كني!‌ اما مرا به سوي آتشي مي كشاني كه خداوند جبار با شعله خشم و غضبش برافروخته است!‌ تو از اين مي نالي و من از آتش سوزان نالان نشوم؟».

    قضاوت حضرت درباره دخترش ـ كه گردنبندي را از بيت‌المال به امانت گرفته بود ـ كه «اگر اين امانت را از بيت المال به صورت عاريه ضمانتي نگرفته بودي نخستين زن هاشمي بودي كه دستت را به خاطر دزدي قطع مي‌كردم» ريشه هاي طمع را در آنان مي سوزاند




    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 4

    نرگس منتظر (06-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (06-04-1389), شكوفه ياس (08-04-1389), شكوه انتظار (06-04-1389)

  3. #12
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه و.فات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩






    ظلم ستيزي
    دوران حكومت علي (ع) سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود كه ناآگاهان جامعه و دنياطلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيش‌تر بتوانند به هوس ها و دنياطلبي هاي خود دست يابند.

    علي و اسلام،‌ دشمنان خطرناك و مكار و حيله‌گري چون معاويه را در برابر خود داشت؛ كه از همه چيز حتي مقدسات مردم براي پيشبرد اهداف شوم خود استفاده مي‌كردند. دشمنان نادان و كج فهمي چون خوارج كه در پناه پوسته‌اي از ديانت با علي دشمني مي‌كردند و جمل سواراني كه عايشه همسر پيامبر را سپر خود ساخته بودند و ... و علي كه براي عدالت‌گستري و ظلم ستيزي حكومت را در دست گرفته بود، جز مبارزه‌اي سخت، طولاني و طاقت‌فرسا راهي در پيش خود نمي يافت.

    زينب حوادث دردناك بعد از پيامبر را مشاهده مي‌كرد، از آن عبرت مي‌گرفت و درس مي آموخت و بر بينش اجتماعي، سياسي و تاريخي خود مي افزود و افزون بر اين از شجاعت، زهد، عبادت و فضيلت‌هاي بيشمار پدرش الهام مي‌گرفت.

    او كه در مكتب چنين پدري درس آموخته بود، تمام آموخته‌هاي خود را در صحنه‌هاي بزرگي چون كربلا، كوفه، شام و... به نمايش گذارد، و با تدبير و درايت، شجاعت و شهامت، صبر و استقامت و زهد و عبادت خود را ثابت كرد كه دختر پدري است كه تمامي عمر خود را در راه خدا و رضاي او سپري كرده، با قدرت صبر پيشه ساخته، با شهامت عدالت گسترده، با شجاعت دشمن‌ستيزي كرده و بالاخره همه چيز را فداي محبوب خويش ساخته است.



    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 4

    نرگس منتظر (06-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (06-04-1389), شكوفه ياس (08-04-1389), شكوه انتظار (06-04-1389)

  5. #13
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,702      تشکر : 57,538
    171,590 در 50,165 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه و.فات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    در سوگ پدر

    سحرگاه نوزدهم رمضان سال 40 هجري صدايي آسمان و فضاي شهر كوفه را پر كرد كه خبر از شهادت امام عدالت و راستي، در محراب عبادت مي‌داد. مردم و شيعيان كوفه سراسيمه خود را به امام خويش مي رسانند تا از حال او جويا شوند. زينب عليها السلام، همچون ديگر فرزندان آن حضرت از اولين افرادي بود كه خود را به بالين پدر رساند و فرق شكافته‌اش را نظاره كرد.
    زينب بانويي است حدود سي و پنج ساله و سرشار از عواطف و احساسات. او تعلق خاطري بس عميق با پدري دارد كه سي سال در سايه محبت هاي او آرام گرفته است. او چگونه خود را به پدر رسانده است؟ چه سخني به هنگام ديدن چهره خونين و سر شكافته پدر داشته است؟ پاسخ اين پرسش‌ها به خوبي روشن نيست. ولي ندبه هاي جانسوز زينب و بيان درد جانگدازش بر بالين پدر كه صداي مردم بيرون از اتاق را به ناله بلند كرد، بيانگر عمق مصيبتي است كه بر جان زينب وارد شده است. حادثه‌اي كه دل سنگ را آب مي‌كند و دوستان حضرت را بيتاب، معلوم است با روح لطيف و دل پر مهر و عطوفت دختري چون زينب چه خواهد كرد.

    شهادت اميرالمؤمنين و جدايي زينب از پدر بسيار سخت و گران است. او بعد از وفات جدش رسول خدا و شهادت مادرش فاطمه زهرا (س) دل به پدر بسته بود. سايه پر مهر پدر، آرام بخش روح و جان داغديده او بود. اما اكنون بايد از اين كانون محبت دل برگيرد و درد فراق پدر را بر دردهاي دلش بيفزايد.
    و او كه تربيت شده مكتب اين چنين پدري است و جز به رضاي خدا نمي انديشد ، جز صبر بر نمي‌گزيند.




    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 4

    نرگس منتظر (06-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (06-04-1389), شكوفه ياس (08-04-1389), شكوه انتظار (06-04-1389)

  7. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩




    زینب جان! مى‏خواهم ناله‏هاى شبانه‏ات را در كوچه پس كوچه‏هاى غربت‏شام بیابم،
    مى‏خواهم سینه‏ى شب‏هاى بى‏كسى را بشكافم و در گوشه‏اى از چشمان خونبار شقایق منزل كنم و به یاد تشنگى نرگسان عاشق،
    برگ‏هاى نرگسى را سیراب كنم و چهره‏ى سیلى خورده و پاهاى تاول زده‏ى نیلوفرى را مرحم باشم.
    داستان غریبی است داستان تو;
    داستان کسی است که
    با جگر سوخته و زبان تفتیده از عطش بخواهد دیگران را در
    مصیبت تشنگی التیام و دلداری بخشد .

    باری که بر پشت توست، کمرت را خم کرده است و

    چهره‏ات را به کبودی نشانده است و . . .
    تو در این حال
    دیگران را به آرامش و آسایش دعوت می‏کنی و زیر بال و پر
    می‏گیری .
    زینب جان!
    این حال و روز توست در کربلا .

    در کربلا، شاید هیچ کس به اندازه تو زهر عطش در جانش

    رسوخ نکرده باشد . معجر و مقنعه و عبا و . . . در زیر آفتاب
    سوزنده نینوا،
    حتی خون رگ‏های تو را تبخیر کرده است .
    و
    تو اکنون با این حال و روز فریاد العطش بچه‏ها را
    می‏شنوی و تاب می‏آوری .
    تشنگی را در تار و پود جوانان
    بنی‏هاشم می‏بینی و به تسلایشان برمی‏خیزی .
    زبانه‏های عطش را در چشم‏های کودکان نظاره می‏کنی و
    زبان به کام می‏گیری و دم بر نمی‏آوری .
    زینب جان تو می‏دانستی که کربلایی هست، می‏دانستی
    که عاشورایی خواهد آمد، به دنیا آمده بودی برای همین
    روز . اما هرگز گمان نمی‏کردی که فاجعه تا بدین حد عظیم
    و شکننده باشد و دامنه قساوت تا این حد گسترده باشد .

    می‏دانستی که حسین به هر حال در آغوش خون خواهد

    خفت و بر محمل شهادت سفر خواهد کرد، اما گمان
    نمی‏کردی که کشتن پسر پیامبر پس از گذشت چند سال
    از رحلت پیامبر این همه داوطلب داشته باشد . .

    زینب‏جان! آسمان برستون صبر تو استوار ایستاده است .

    اینک این ملائکه‏اند که صف به صف پیش روی تو زانو زده‏اند
    و انگشت تحیر به دهان گرفته‏اند و تو پیکر پاره پاره حسین
    را می‏گیری و او را از زمین بلند می‏کنی و می‏گویی:

    خداوندا! این قربانی را از آل محمد قبول کن .

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  8. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    شناخت مختصري از زندگي حضرت زينب(سلام الله عليها)



    حضرت زينب(سلام الله عليها) بنا بر اسناد معتبر در سال 60 هجري ديده به جهان گشود. پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين و مادر گراميش فاطمه زهرا(سلام الله عليها) سيده زنان جهانيان و جد بزرگوار مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) رسو الله محمدبن عبدالله و جد پدري ايشان ابوطالب بن عبدالمطلب مي باشد. عبدالمطلب بن هاشم جد اعلاي پدر و مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) مي باشد، و جده ي مادري حضرت زينب(سلام الله عليها) خديجه دختر خويلد و همسر پيامبر است و فاطمه بنت اسدجده ي پدري حضرت زينب(سلام الله عليها) مي باشد.
    روز پنجم جمادي سال ششم هجري خداوند دختري دوست داشتني به فاطمه و علي (عليهماالسلام) داد.

    آنان صبر کردند تا پيامبر از سفر برگردد و براي فرزندشان نام انتخاب کنند. پيامبر به محض بازگشت به مدينه و باخبر شدن از تولد حضرت زينب(سلام الله عليها) به خانه دخترش آمد و بعد از تبريک به دخترش فرمود:
    نام اين دختر را زينب بگذار که نام او در لوح محفوظ زينب نوشته شده است. زينب در لغت به معنای درختی نيکو و خوشبو و همچنين زينب از ترکيب زين و اب تشکيل شده که به معناي زينت پدر مي باشد. برخي علت نامگذاري به اين نام را اينگونه ذکر کرده اند که حضرت رسول دختري به نام زينب(سلام الله عليها) داشته که از دنيا رفته است و به خاطر علاقه به او نام نوه¬ي عزيزش را زينب نهاده و يا اينکه حضرت زينب(سلام الله عليها) داراي صفاتي بوده است که زينت پدر بوده است که اين نام بر او نهاده شده است. اما در سال تولد حضرت اختلافاتي وجود دارد که برخي سال 9 هجري و برخي سال ششم هجري و گروهي سال پنجم هجري و برخي نيز سال چهارم هجري را سال تولد حضرت زينب(سلام الله عليها) مي دانند.
    پس از تولد همه مردم براي تهنيت به حضور حضرت علي مي آمدند و يکي از آن افراد و دوستاران ايشان سلمان فارسي بود که هنگام ديدار سلمان از حضرت علي ايشان وي را از حوادثي که در آينده بر اين نوزاد وارد مي شود آگاه کردند.
    علاقه و انس حضرت زينب(سلام الله عليها) با برادرش حسين به گونه اي بود که در کودکي نيز حضرت زينب(سلام الله عليها) در آغوش برادرش حسين آرام مي گرفت.

    و پيامبر در اين هنگام ماجراي کربلا و اسارت و ارادت و محبت اين دو را براي مادرشان بيان کرد و فاطمه(سلام الله عليها) سخت گريست.
    از جمله کنيه حضرت زينب(سلام الله عليها)، ام کلثوم، ام الحسن و ام عبدالله مي باشد و حضرت داراي القاب فراواني که برخي عبارت است از رضيعةالوحي، قرةعين المرتضي، سليلة الزهرا، نائبةالزهرا، معينه الولايه، عالمة غيرمعلمه، الفاضلة عابدة آل علي، بطلة کربلا، شفيعة الحسن، عديلة الخامس من اهل الکسا، سيدة العقائل، عقيلة خدر رسالة، الباکية، ربيبة الفضل، مظلومة وحيده، اخت الوقار، تالي المعصوم، ناموس کبرياء، زاهده، کعبة الرزيا، صابرة محتسبه، و القابي که از شئونات باطني و مقامات معنوي وي سرچشمه مي گيرد.



    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  9. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    حضرت زينب(سلام الله عليها) پس از ايام شيرخوارگي در دامان پيامبر بزرگ شد و مانند مادرش تربيت يافته ی دامان پيامبر بود و از محضر وجود آن حضرت دل پاکش با نور معرفت روشن شد و در کنار پيامبر رشد يافت و به مثابه¬ی شاخه اي از درخت نبوت و ولايت گرديد. پيامبرحضرت زينب(سلام الله عليها) را خيلي دوست مي داشت.
    حضرت زينب(سلام الله عليها) پيش از پنج سال با پيامبر اسلام نبوده است. شبي حضرت زينب(سلام الله عليها) رويايي در خواب ديد و آن را براي پيامبر بازگو کرد. ايشان خواب ديده بود که در بياباني و در بلندي ايستاده که ناگهان طوفان مي شود، حضرت زينب(سلام الله عليها) به درختي پناه مي برد که درخت از ريشه کنده مي شود بعد به شاخه اي از آن مي چسبد که آن نيز شکسته مي شود به شاخه اي ديگر مي چسبد و آن نيز مي شکند، به دو شاخه¬ی ديگر مي چسبد که آن دو شاخه نيز مي شکند و بعد از خواب وحشت زده بيدار مي شود. پيامبرمي فرمايد:

    «آن درخت و شاخه هايش، من و پدر و مادر و دو برادرت مي باشم که به ترتيب از دنيا خواهيم رفت و اين رويا حکايت از شهامت تو در آزمايش خداوند است.»
    در آستانه ی سنين پنج سالگي در آخر ماه صفر سال دهم هجري پيامبر رحلت کرد و فاطمه(سلام الله عليها) بعد از پيامبر معلم دوم حضرت زينب(سلام الله عليها) است. او درس فداکاري و شجاعت و حيا و عفت و تقوا را از مادر مي آموزد. بعد از پيامبر، حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بسيار اندوهگين و محزون مي شود و قلب رقيق و نازنين حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز فشرده و اندوهگين مي شود. او مي بيند که بعد از پيامبر چه مشکلات و ناملايماتي در زندگي مادرش به وجود می آيد و مادر با صبر بردباري، در مقابل آن ها ايستادگي مي کند. او مي ديد که ابوبکر و همراهانش براي بيعت گرفتن به خانه¬ی آن ها هجوم آوردند و درب خانه را آتش مي زدند و مادرش را در بين در و ديوار قرار مي دادند و پهلويش را شکستند و محسنش را سقط کردند. او مي ديد که مادرش چگونه در دفاع از امام علي در برابر اعداء ايستادگي مي کرد. او ايام دردناکي را طي مي کند. و شاهد جنايات افراد بي دين و مزدور مي باشد. فاطمه(سلام الله عليها) بيمار مي شود و در بستر مي خوابد ولي ديگر بلند نمي شود، تا اينکه وعده حق را لبيک مي گويد و به سوي پدر گراميش مي شتابد. مادر قبل از شهادتش تمام وصيت هاي خود را به زينب(سلام الله عليها) دختر کوچکش مي کند و برادران و خواهرانش را به او مي سپارد، و از دنيا مي رود.

    زينب(سلام الله عليها) پس از مادر سعي مي کند که تمام وظايف و مسئوليت هايي که مادر بر دوش او نهاده است انجام دهد.

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  10. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    زينب در بهار زندگي

    شيوه رفتاري و فعاليت هاي حضرت زينب(سلام الله عليها) در خانه پدري
    حضرت زينب(سلام الله عليها) در زمان خانه نشيني پدر که ايشان مشغول به جمع آوري سور قرآني و تدوين آن بودند گاه و بيگاه در کنار ايشان به يادگيري تفسير قرآن و احکام الهي مي پرداخت. و از اوضاع و احوال امور سياسي نيز اطلاعات کامل داشت. حضرت زينب(سلام الله عليها) در آن زمان بنا به وصيت مادرش تا حد امکان از برادران و خواهر کوچکش و حتي پدرش پرستاري مي کرد. تا حدي که پدر او را «ابي زينب» ناميدند.
    حضرت زينب(سلام الله عليها) در مدت 25 سال سکوت پدرش بيشترين دقايق عمر خود را صرف کسب دانش و بينش و علوم اولين و آخرين از اقيانوس بيکران فضائل پدرش مي کرد. حضرت زينب(سلام الله عليها) به يتيم نوازي و تيمار و غم¬خواري بيچارگان مي پرداخت. حضرت با تشکيل مجلس درس، علوم اسلامي و فضائل اخلاقي را به زنان مدينه مي آموخت، و به مسائل ديني و احکام مربوط به زنان جواب مي داد. حضرت زينب(سلام الله عليها) در فصاحت و بلاغت از همسالان خويش فزوني داشت و در لهجه و آهنگ صدا همچون امام علي بود و در صبر و بردباري همپايه¬ي امام حسن و در شهامت و شجاعت همانند امام حسين بود.
    ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها): دختر جوان فاطمه(سلام الله عليها) اکنون بانويي بود متين و باوقار، جمال و کمال حضرت زينب(سلام الله عليها) در نوجواني زبان¬زد خاص و عام مردم مدينه بود. جوانان صاحب اصل و نسب و بزرگان مدينه و حجاز و يمن، گاه و بيگاه از علي، دخترش را خواستگاري مي کردند. در ميان کساني که در اطراف خانه علي رفت و آمد مي کرد و حيا مانع عرض خواسته اش شده بود، عبدالله بن جعفر است. يکي از صحابه از علي زينب(سلام الله عليها) را براي او خواستگاري کرد. حضرت علي فرمود:

    «من مخالفتي ندارم ولي نظر دخترم زينب(سلام الله عليها) در اين نکاح شرط است.» زينب(سلام الله عليها) فرمود: «چنانچه پدرم حاضر به نکاحم با عبدالله هستند آن را مي پذيرم.» حضرت زينب(سلام الله عليها) در سال 19 هجري در سيزدهمين بهار زندگي با عبدالله بن جعفر پيمان زناشويي بست و حضرت علي مهريه ی او را همان مهريه¬ی مادرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) قرار داد که 480 درهم بوده است. حضرت زينب(سلام الله عليها) به هنگام پيمان زناشويي شرطي را به ذمه¬ی عبدالله قرار داد. بدين مضمون که هر وقت حسين عزم سفر کرد و عبدالله از همراهي حسين معذور بود زينب(سلام الله عليها) اجازهی همراهي با حسين را داشته باشد. عبدالله با کمال احترام آن شرط را پذيرفت. شخصيت والايي چون زينب کبري(سلام الله عليها) که در کانون ولايت رشد يافته و در سايه¬ی اين تربيت ها بزرگ شده است، اکنون در خانه¬ی شوهر به عنوان مدير بزرگ و نمونه اي در سنگر مقدس خانه انجام وظيفه مي کند و براي اسلام، فرزندان برومندي را تربيت مي کند. عبدالله مورد علاقه¬ی رسول خدا بوده است و حضرت و درباره¬ی او فرموده بود:
    «عبدالله از نظر اخلاقي و صفات ظاهري شبيه من است.»
    ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها) با او به لحاظ آشنايي ها شباهت به آشنايي و ازدواج علي و زهرا(سلام الله عليها) داشت. عبدالله بن جعفر همراه امام علي و حسن و حسين به جنگ مي رفتند و در ميدان جنگ رشادت هاي فراواني به خرج مي دادند. عبدالله بن جعفر مردي دانشمند و خوش کلام و يکي از کُتّاب امام علي بود. عبدالله دستي باز و رويي گشاده داشت و او را قطب السخاء مي ناميدند و داراي سخاوت و بذل و بخشش مي بود.
    سه روز از ازدواج حضرت زينب(سلام الله عليها) و عبدالله بن جعفر گذشته بود حضرت علي جهت خبرگيري و احوال پرسي از حال دخترش زينب(سلام الله عليها) وارد خانه او مي شود. و حضرت زينب(سلام الله عليها) را گريان مي بيند و از او علت را سؤال مي نمايد. حضرت زينب(سلام الله عليها) علت اين نگراني و گريه را دوري و دل¬تنگي براي حسين بيان مي کند. حضرت علي به خانه رفت. ديد حسين در صحن خانه زار زار مي گريد و قدم مي زند. وقتي علت اين بي تابي را سؤال مي کند، او هم علت دل¬تنگي اش را دوري از حضرت زينب(سلام الله عليها) بيان مي کند. اين علاقه و ارتباط تا پايان عمر باقي بوده است. از دامن پاک حضرت زينب(سلام الله عليها) چهار پسر به نام هاي علي، محمد، عباس، عون و يک دختر بنام، ام کلثوم متولد شد. ام کلثوم به عقد قاسم بن محمدبن جعفر درآمد. عباس در کودکي از دنيا رفت و محمد و عون نيز در کربلا به شهادت رسيدند و نسل عبدالله

    و زينب(سلام الله عليها) از علي ادامه يافت.
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  11. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    حضرت زينب(سلام الله عليها) در دوران خلافت امام علي و پس از شهادت ايشان
    پنج سال حکومت علي براي حضرت زينب(سلام الله عليها) بسيار آموزنده و الهام بخش بود. دوران حکومت علي سراسر مبارزه و جنگ با دشمنان عوام فريبي بود که جامعه و دنيا طلبان را آلت دست قرار مي دادند تا بهتر و بيشتر بتوانند به هوس ها و دنيا طلبي هاي خود دست يابند. حضرت زينب(سلام الله عليها) پس از عزيمت پدر و برادرانش از مدينه به بصره براي نخستين بار در مدتي طولاني از ديدار عزيزانش محروم ماند، و سرانجام پس از حدود شش ماه دوري به اتفاق شوهر و اهل بيت(عليهم السلام)، به سوي کوفه حرکت کردند. حضرت علي از حضور زينب(سلام الله عليها) و اهل بيت خوشحال شد. حضرت زينب(سلام الله عليها) در کوران مصايبي که گاه و بيگاه به سراغ پدرش مي آمد، هرگز ترس و وحشتي به خود راه نداد؛ بلکه از روي خلوص نيت در راه شناخت وظيفه و انجام رسالتي که در آينده به عهده مي گرفت، با تمام وجود در کنار پدرش حرکت کرد و براي پيمودن راه طولاني رسالتش هرگز دچار ياس و نااميدي نگشت.
    حضرت زينب(سلام الله عليها) در کوفه به تدريس تفسير و مجلس درس و علم مي پرداختند. و چه بسيار از دشواري ها و مسائل اسلامي زنان که توسط حضرت زينب(سلام الله عليها) حل و رفع مي شد و زناني که داراي حاجت بودند، يا کسانشان در جنگ کشته شده بودند به حضرت زينب(سلام الله عليها) مراجعه مي کردند و مستمندان آن ديار در سايه ی عنايت و بخشش عطاياي زنيب(سلام الله عليها) زندگيشان سر و سامان يافت.
    حضرت علي در ماه هاي رمضان براي افطار به خانه فرزندانش مي رفت شب نوزدهم رمضان، حضرت علي به خانه ی زينب(سلام الله عليها) مي رفت. و بعد از افطار به نماز ايستاد و پس از خواندن چند رکعت نماز، به پشت بام خانه رفت و قدم زنان به آسمان نگريست. مثل اين بود که منتظر اتفاقي باشد. سپيده دم حضرت علي به مسجد کوفه رفت. و بعد از آن، واقعه¬ی ضربت خوردن اتفاق افتاد. حضرت زينب(سلام الله عليها) بي خبر در خانه نشسته بود که ناگاه صداي شيون و فرياد از جانب مسجد بلند شد و صدای قد قُتَل اميرالمؤمنين فضا را پر کرد. حضرت علی را به درب خانه اردند و زينب (سلام الله عليها) پدر را در آغوش گرفت و او را بوسيد. زينب(سلام الله عليها) اشک مي ريخت و صحنه هاي زندگي پدرش مقابل ديدگان غرق در اشکش مجسم مي شد. در اوايل شب بيستم رمضان سال چهلم هجري، حضرت علي فرزندانش را به دور خود جمع کرد و سفارش آنان را به يکديگر کرد. حضرت علي در شب بژست و يکم ماه رمضان به شهادت رسيد. علي شهيد شد ولي دختري چون حضرت زينب(سلام الله عليها) را به جامعه ی اسلامي تحويل داد که چون مادرش حقايق را روشن سازد و به سان خود او با شمشير بيان از حق و حقيقت و عدالت حمايت کند. بعد از پدر حضرت زينب(سلام الله عليها) در روزگار برادرش امام مجتبي نيز شاهد بي وفايي مردم و توطئه هاي دشمنان بود و در اين مدت خود را در رنج هايي با معاویه، امام تصميم گرفت با خواهر و برادران و کسانش به مدينه مهاجرت کنند، اما در مدينه نز از ازارها معاويه در امان نبود حتی در داخل خانه نيز دارای امنيت نبود. تا اينکه با توطئه ای که عامل اجرای آن جعده همسر امام بود، امام حسن که امام مجتبي از مردم نابکار آن زمان مي کشيد، سهيم و شريک مي دانست. بعد از صلح امام حسن را مسموم کردند و بعد از چهل روز امام به شهادت رسيد. سنگيني اندوه و غصه فرزندان يتيم برادر را حضرت زينب(سلام الله عليها) بيش از هر کس ديگري بر دوش مي کشيد. حضرت زينب(سلام الله عليها) روزانه گاهي بر مزار پيغمبر و زماني مخفيانه کنار قبر مادرش و اوقاتي نيز سر قبر حسن برادرش مي رفت و اشک مي ريخت و دل به وجود برادر از جان عزيزش امام حسين يادگار جد و پدر و مادر و برادرش بسته بود. بعد از امام حسن، امام حسين به مقام امامت و رهبري جامعه همت گماشت.



    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  12. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    شناخت فضائل حضرت زينب(سلام الله عليها)

    حضرت زينب(سلام الله عليها) به صفات حميده ای دست يافته که پس از فاطمه(سلام الله عليها) احدی بدان دست نيافت و به حدی رسيد که به او صديقه¬ی صغری گفته اند برخی از فضائل پربار حضرت زينب(سلام الله عليها) به شرح زير می باشد:
    - علم: علم و دانش از افضل سجاياي بشري است و اشرف صفات انساني مي باشد. و خداوند مقام اهل ايمان و دانشمندان عالم را در دو جهان رفيع مي گرداند. زينب(سلام الله عليها) در مهد مدينه¬ی علم نبوي تربيت شده، در باب علم علوي معتکف بود. و در آغوش مادرش فاطمه(سلام الله عليها) که خود فاضله اي بزرگ است رشد يافت.
    در سن شش سالگي خطبه ی غرّا و طولاني مادرش را حفظ نموده بود. علم حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز مانند حضرت حسين و حسن لدّني مي باشد. آن حضرت علم منايا و بلايا را مي دانست. و مقام علمي حضرت زينب(سلام الله عليها) به گونه اي است که امام سجاد به او فرمود:


    «يا عَمَة اَنتِ بِحَمْدِالله عالِمَةٌ غَيرُ مُعَلَّمَةُ وَ فهَمَّةٌ غَيرَ مُفَهَّمَةَ.»
    برخي از فعاليت هاي علمي حضرت زينب(سلام الله عليها) ، تدريس تفسير قرآن، راوي حديث بودن، بيان احکام و مسائل ديني بوده است.
    - عبادت: شکي نيست که بزرگترين وسيله، براي تقرّب به درگاه پروردگار متعال و وصول به مقام قرب و کمال، عبادت و بندگي در پيشگاه مقدس او است. زينب کبري(سلام الله عليها) در خانه اي پرورش يافت که عبادت به عنوان جوهر و زينت زندگي در آن مطرح بود. حضرت زينب(سلام الله عليها) آنگونه به نماز مي ايستاد که گويي حضرت فاطمه(سلام الله عليها) است و آنچنان ناله سر مي داد که ياد پدر گرامي اش را در خاطره ها زنده مي کرد. و همچنين در شب زنده داري و ذکر دائم و سجده هاي طولاني با برادران خويش هماوردي مي کرد. هميشه قرآن تلاوت مي نمود و شب بيداري حضرت زينب(سلام الله عليها) در تمام عمرش ترک نشد. حتي شب يازدهم محرم با آن همه فرسودگي و خستگي و ديدن آن مصيبت هاي دل¬خراش نماز شبش را ترک نکرد.
    - فصاحت و بلاغت: فصاحت يعني نيروي اظهار مکنونات و قدرت بيان و بلاغت يعني به حد کمال رساندن و به انتها بردن کلام. بلاغت حضرت زينب(سلام الله عليها) و شجاعت ادبي وي از مور خفيه نبود. بلکه چنان آشکار و ظاهر بود که مي توان به وسيله دو خطبه اي که در بازار کوفه و مجلس يزيد بيان کرده و همچنين گفت¬وگويي که با پسر زيادبن ابيه داشت، به آن پي برد و به راستي اين شهامت در سخن و بلاغت براي يک بانوي داغ¬ديده و مصيبت رسيده و با آن همه صدمات و گرسنگي ها و تشنگي ها بدون مدد غيبي مقدور نيست. وقتي در بازار کوفه آن سخنراني پر شور و بليغ و جالب را در ميان آن جمعيت انبوه که مرکب از ده ها و هزارها نفر بود،ايراد فرمود مردم حيرت زده به هم نگاه مي¬کردند و دست¬ها را به دندان مي¬گزيدند. وجود اين صفت در زينب کبري(سلام الله عليها) او را بهترين پيغام رسان عاشورا ساخت تا ضمير خفته¬ی مردم را بيدار سازد.
    - صبر: صبر عبارت از نگاه¬داري نفس بر تحمل سختي ها براي رضاي خدا مي باشد. «الصبر هوالايمان.» استقامت و بردباري زينب(سلام الله عليها) به جايي رسيد، که در تمام مراحل حساس و کوبنده، که شجاع¬ترين افراد بشر نمي توانند خود را نگاه دارند، و در برابر مشکلات زانو مي زنند، زينب(سلام الله عليها) صبر خود را از دست نداد و اظهار ضعف و ناتواني نکرد، حضرت زينب(سلام الله عليها) تمام مراتب صبر يعني صبر بر طاعت و معصيت و مصيبت را دارا بود و لذا ملائکه از صبر آن حضرت متعجب گرديدند.
    - زهد: در لغت عبارت از خلاف رغبت و ترک دل¬خواه است و زاهد حقيقي آن است که از غير خدا بريده باشد، علاقه قلبي او فقط به خدا و هر چه راجع به خدا است باشد. هوي و هوس کنار رفته، فقط خدا مانده و آنچه خدايي است. زنيب کبري(سلام الله عليها) در خانه اي نشو و نمو کرد که زهد به عنوان اولين و اصولي ترين پايه¬ی اخلاق و ايمان در آن حاکم بود. زندگي حضرت زينب

    (سلام الله عليها) با عبدالله بن جعفر نيز داراي زهد مي باشد.
    او نه تنها تحت تأثير مال و ثروت شوهر قرار نگرفت. بلکه حب دنيا را آنچنان از دل عبدالله بن جعفر بيرون کرد که گوي سبقت را در ميدان بذل و بخشش از همگان ربوده بود. آن مخدره ترک جميع زينت ها و اموال نمود و از دو پسر خود در کربلا زهد ورزيد و آن ها را قرباني کرد. حضرت زينب(سلام الله عليها) با وجود قدرت بر هر امري باز رضاي حق را ترجيح بر رضاي خود داد و صبر فرمود و ترک دنيا نمود و اين نهايت زهد است.
    رضا و تسليم: راضي بودن از قضاي الهي عبارت است از، اعتراض نکردن و خشمگين نشدن از آن¬چه پيش مي آيد وقتي، در حالات حضرت زينب(سلام الله عليها) بنگريم، معلوم مي شود که داراي مرتبه عالي رضا مي باشد . نمونه¬ای از تسليم و رضاي حضرت زينب(سلام الله عليها) اين است که کسي نزد او محبوب¬تر از حسين نيست، چنان است که حتي نمي تواند تصور مرگ او را داشته باشد. اما آن¬جا که مسأله¬ی ادامه ی رسالت مطرح مي گردد و صبر و رضا را از شرايط اساسي آن مي داند، وارد قتلگاه مي گردد . و در ميان سنگ ها و شمشير شکسته ها، بدن برادرش را پيدا مي کند دست بر زير بدن حضرت مي کند و مي فرمايد: «اللهم تقبل منا هذالقربان.» و اين نهايت تسليم و رضاست.
    شجاعت: از کمالات مهم حضرت زينب(سلام الله عليها) روحيه¬ی قوي و شجاعت اوست. نمونه اي از شجاعت حضرت فداکاري در راه دين بود و همانند مادرش وقتي احساس کرد مسئوليت بزرگ و مبارزه با بي دينان به دوشش مي باشد در اين راه از همه چيزش گذشت حتي از دادن جان نيز دريغ نورزيد. زينب(سلام الله عليها) در مقام شجاعت قطع نظر از جهت امامت کمتر از حسين نبود. اگر حسين در صحنه کربلا يک ميدان داشت. حضرت زينب(سلام الله عليها) دو ميدان نبرد داشت. ميدان نبرد با ابن زياد و دومي با يزيد پليد. او توانست مسئوليت سنگيني را که برادر بر دوشش نهاده بود يک تنه و به تنهايي به منزل رساند.
    عفت و حجاب: حضرت زينب(سلام الله عليها) همانند مادرش در جنبه¬ی ستر و عفاف نيز نائبة الزهرا بود. او در حجاب و عفاف فريده¬ي زمان بود. احدي از مردان از زمان کودکي و دوران زندگي پدر و برادران تا واقعه¬ی کوفه او را نديده بودند. حضرت زينب(سلام الله عليها) در اين عرصه بي همتا و الگو بوده است و اگر زنان جامعه اسلامي بخواهند از حضرت زينب(سلام الله عليها) الگو بگيرند. اين گمان برايشان نباشد که پوشش زن مانع کار و فعاليت است. چه کسي از زينب(سلام الله عليها) فعال تر و پر تلاش تر و مبارزتر در عرصه¬ی گيتي وجود داشته است و هميشه داراي حجاب و پوشش عالي و نمونه بوده است؟
    مديريت: يکي از عوامل پيروزي حضرت زينب(سلام الله عليها) مديريت اوست. زينب(سلام الله عليها) زني مدير و مدبر است. مديريت حضرت زينب(سلام الله عليها) بر دو گونه است.

    1- مديريت بر خود: هيچ مديري در برنامه ريزي نمي تواند موفق باشد، مگر آنگاه که نخست مدير خود گردد. مالک نفس خويش و اراده¬ي خويشتن باشد. حضرت زينب(سلام الله عليها) زني است که بر خويشتن مسلط است. مالک خشم و غضب خويش است. و مي تواند عواطف خود را مهار کند. هر کس به جاي حضرت زينب(سلام الله عليها) بود، در عصر روز عاشورا يا صبح روز يازدهم محرم در قتلگاه چند بار غش مي کرد و نيازمند به پرستاري بود. ولي او برخود مديريت دارد.
    2- مديريت بر ديگران. زينب(سلام الله عليها) بعد از مادر رئيس خانواده ي علي است. زنان و دختران و برادرزاده¬گان همه تحت نفوذ او هستند. در واقعه¬ی اسارت ، چنان بر همه مديريت داشت که کسي احساس غربت و اسارت نکند و زينب(سلام الله عليها) با قدرت الهي و مديريت درست به همه ی اهداف خود رسيد.
    - وصايت و نيابت: مقام والاي وصايت و نيابت از امتيازات و خصلت هاي ويژه¬ی حضرت زينب(سلام الله عليها) است. منظور از مقام وصايت و نيابت حضرت زينب(سلام الله عليها) اين است، که آن بزرگوار بر اساس شواهد تاريخي در بعضي از مواقع عهده دار رسالت و مقام امامت گرديد و سمت هدايت و راهنمايي و حتي بيان حلال و حرام را براي ديگران بر عهده داشته است. زينب(سلام الله عليها) واسطه ی وصل ولايت و امامتِ به امانت گذاشته از امام حسين به امام زين العابدين هم بود. حضرت زينب(سلام الله عليها) از ديدي امين اسرار خداست و آن رازها در حين شهادت امام حسين در اختيار او قرار گرفت و رشته اتصال وحي از طريق زينب(سلام الله عليها) به امامان بعدي منتقل شده است.
    - عصمت: عصمت از درجات و مقامات عاليه است و مخصوص خواص بندگاني است، که انبيا و اوصيا از زمره¬ي آنان مي باشند. عصمت به معناي نگاه¬داري از لغزش¬ها و زلل ها است. حضرت زينب(سلام الله عليها) رشد و حياتش در فضاي عصمت و در بين جمعي معصوم بوده است. بسياري از صاحب نظران به خاطر وجود مقام توقيفي در باب عصمت، حضرت زينب(سلام الله عليها) را معصوم نخوانده اند ولي او را تالي تلو معصوم خوانده اند و نوعي عصمت، از عصمت توقيفي و فراتر از حد متعارفي که انسان ها مي توانند بدان دست يابند، براي او قائلند و اين به خاطر حالات و روحيات، و مقام و موقعيتي است که در طول مدت تاريخ حياتش از او نمايان شده است. اگر چه عصمت به آن معنا که در امام وجود دارد در حضرت زينب(سلام الله عليها) وجود ندارد، اما عملکرد او همچون امام و معصومين است و هيچگاه لغزش و خطايي از او سر نزده است و او پيرو و مطيع معصوم بوده است.
    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  13. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    آغاز هجرت عظيم تا سرزمين رنج

    - سفر قافله عشق
    شب بيست و هفتم رجب سال شصت و يک هجري بود، که کاروان عترت پيغمبر عازم مکه گرديد. حضرت زينب(سلام الله عليها) تصميم به همراهي با برادر خويش مي کند، و از عبدالله اجازه گرفته و با برادر همراهي مي کند. در اينجا لازم است پيرامون شبهه اي که در مورد طلاق حضرت زينب(سلام الله عليها) و ازدواج عبدالله با ام کلثوم خواهر حضرت زينب(سلام الله عليها) و فسخ پيمان ازدواج و همراهي برادرش حسين مطرح شده مطالبي را ذکر کنيم. اين نظريه¬ی دکتر بنت الشاطي مي باشد که بر اساس حدس و گمان است. اما براي رد اين نظريه بايد بيان کرد که ام کلثوم به همراه اهل بيت امام حسين به کربلا رفته بود و بعد به کوفه و شام رفت. حتي در برابر يزيد نيز خطبه اي خوانده است. و همانطور که مي دانيم حضرت زينب(سلام الله عليها) در ضمن عقد شرط کرده بود که با برادرش همراهي کند و عبدالله هم هيچ مخالفتي نکرده بود. و بنا بر شناختي که نسبت به شخصيت حضرت زينب(سلام الله عليها) وجود دارد و بنابر شواهد ارائه شده، مي توان گفت هيچ دليلي بر صحت شبهه¬ی مذکور وجود ندارد.
    حضرت زينب(سلام الله عليها) آماده ی سفر مي شود. کاروان کربلا حرکتی می کند به اين ترتيب که امام حسين در جلو کاروان و هفده تن از جوانان بني هاشم در دو صف طرفين، کاروان عقيله ی بني هاشم را همراهی مي کنند و ابوالفضل و مسلم بن عقيل در جلو و عقب کاروان در حرکت اند، تا اينکه در سوم شعبان سال 61 هجري به مکه مي رسند و بعد از چهار ماه و پنج روز، در روز ترويه مکه را به سمت کوفه ترک مي کنند. کاروان اهل بيت روزها و شبهايي را طي کردند، تا نزديکي هاي کوفه با سپاهي از کوفيان به سرکردگي حربن يزيد رياحي مواجه شدند، که مانع حرکت آنان به کوفه شد. ولي با گفت وگوهاي زياد کاروان، مسير خود را ادامه داد. تحت نظارت حربن زياد روز دوم محرم سال شصت و يکم هجري به کربلا رسيدند. زينب(سلام الله عليها) از ارکان مهم کاروان است و در سرپرستي و اداره ي کاروانيان سهمي مهم بر عهده دارد. زينب(سلام الله عليها) در تمام سختي ها و مصيبت ها خود را با برادرش شريک مي داند و براي او ياوري هماهنگ و همدل و غم¬خوار است. خيام عترت پيغمبر به دستور امام حسين برپا شد. خيمه ی امام حسين در ميانه بود و پشت سر، نخستين خيمه¬ی زنان، خيمه¬ی حضرت زينب(سلام الله عليها) بود و همواره حضرت زينب(سلام الله عليها) اين امکان را داشت، که از وضعيت امام حسين و خبرها آگاه باشد. عصر روز نهم محرم سپاهيان کوفه و شام، کاروان حسيني را از هر طرف محصور کردند، و يک قطره آب در کاروان يافت نمي شد، و ناله ي اطفال تشنه تا ستاره ي عيوق مي رسيد. امام حسين آن شب را مهلت خواست و سپاه موافقت کرد. در شب عاشورا، آن شب تکرار نشدني تاريخ، امام حسين با يارانش اتمام حجت کرد و همه اظهار عشق و ارادت کردند. زينب(سلام الله عليها) امشب قدم اول وظيفه و مأموريتش را استوار مي کند، و از اول شب تا به صبح پيوسته با برادر صحبت مي کند و از برادرش عباس مي خواهد که مقداري آب براي کودکان بياورد. مقداري از آن آب را به کودکان تشنه داد و مقداري را براي فردا نگه داشت، و حضرت گاه به گاه نيز به پرستاري زين العابدين مي پرداخت. امام حسين به حضرت زينب(سلام الله عليها) دلداري مي دهد و او را توصيه به صبر و بردباري می کند. حضرت زينب(سلام الله عليها) نيز به خاطر کودکان سعي مي کند آرام باشد و آرام گريه مي کند تا صدايش به گوش آنها نرسد. امام حسين به خيمه ي حضرت زينب(سلام الله عليها) وارد شد و شير زن کربلا به استقبال امام و برادر خويش آمد و تکيه گاهي براي امام فراهم آورد. حضرت زينب(سلام الله عليها) از برادر مي پرسد که آيا ياران خود را آزموده اي و اين پرسش تلخ زينب(سلام الله عليها) متکي بر تجربه اي است که حضرت زينب(سلام الله عليها) از بی وفايي های مردم کوفه داشت. امام حسين  فرمود: «به خدا سوگند ايشان را راندم و آزمودم جز دلير مرداني والا گوهر در ميان ايشان وجود ندارد.» حضرت زينب (سلام الله عليها) با سرکشي به خيمه از با وفايي ياران امام حسين اطمينان پيدا کرد و قلبش آرام گرفت.
    صبح عاشورا که از هر شامي تيره تر بود رسيد. آواي کوس حمله دشمن بلند ميشود و ياران به ميدان جنگ مي روند و پيکرهاي غرق به خون آن¬ها را به خيمه باز مي گرداندند. زينب(سلام الله عليها) نيز دو پسر خود را براي نبرد آماده مي کند. و از برادر اجازه مي گيرد. با اينکه برادر اجازه نمي داد ولي با اصرار برادر را راضي کرد و دو فرزندان خود را به ميدان راهي کرد. محمد و عون دو پسر زينب (سلام الله عليها) نيز به شهادت رسيدند. ولي زينب(سلام الله عليها) در خيام ماند که مبادا برادرش شرمنده خواهد شود. اما وقتي که علي اکبر به شهادت رسيد خود را به بدن علي اکبر رسانيد و نزديک بود صبر ملکوتي خود را از دست بدهد و از اعماق جان ميگريد حضرت ابوالفضل نيز به ميدان رفت و در کنار نهر علقمه به شهادت رسيد. زينب(سلام الله عليها) حال مانند تک درختي است که دچار طوفان ها و برق ها شد و حسين همان¬قدر که تو جهش به صحنه ي جنگ بود به زينب(سلام الله عليها) نيز توجه دارد که بقيه راه و رسالت و پاسداري از عاشورا برعهده اوست . تمام جوانان بني هاشم به شهادت رسيدند و امام حسين به در ب خيمه مي آيد تا با اهل خيام وداع کند. و حضرت زينب(سلام الله عليها) علي اصغر پسر کوچکش را آورد تا با او وداع کند. امام حسين علي اصغر را به آغوش گرفت تا ببوسد. که ناگهان حرمله بن کاهل اسدي تيري بر گلوي علي اصغر پرتاب کرد و کودک کوچکش را به شهادت رسانيد. حضرت زينب (سلام الله عليها) چه صبر و تحملي نموده که روح از بدن او مفارقت ننمود. امام حسين به هفتاد و دو شهيد از اهل بيت خويش نگاه کرد و ره به خيمه آمد و صدا زد: «اي سکينه، اي فاطمه، اي زينب(سلام الله عليها) اي ام کلثوم، خداحافظ، و ضمن سفارش خواهر به صبر و سکون و بردباري يک تصرف تکويني هم در دل زينب(سلام الله عليها) ايجاد نمود و او را برای روبرو شدن با آن مصائب دشوار آماده کرد. آنگاه امام حسين اراده ی حرکت نمود.» و زينب(سلام الله عليها) خود را به دامان برادر آويزان کرد و صدا زد: «مهلاً مهلاً يابن الزهراء، برادر صبر کن تا وصيت مادر را اجرا نمايم و به جاي مادر زير گلويت را ببوسم.» حضرت امام حسين سفارشات لازم را کرد وبه ميدان نبرد رهسپار شد. بعد از گذشت چند ساعتي اسب امام حسين با وضع دلخراشي به سوي خيمه آمد. زنان و کودکان گريه کنان از خيمه ها بيرون آمدند زينب کبري(سلام الله عليها) نيز مرتب فرياد مي زد: «محمدا.» و برادرش را در ميدان مي بيند که در حال جان دادن است. زينب کبري خود را به پيکر بي جان برادر مي رساند ولي امام حسين دستور مي دهد که به خيمه ها باز گردد. هنوز زينب (سلام الله عليها) به خيمه نرسيده بود که مي بيند آسمان تاريک شده و زمين لرزان گرديد. خود را به گودال قتلگاه مي رساند و خود را بر روي جسم پاره پاره ی برادر مي اندازد و با سرشک غم در دل، بذر انقلاب آينده را مي افشاند و بعد از آن مي بيند که شمر به طرف برادر مي آيد و خود را بر سينه ی حسين قرار مي دهد و سر حسين را از بدن مبارکش جدا مي کند. چگونگي حال زينب(سلام الله عليها) را فقط خدا مي داند و بس. بعد از به شهادت رسيدن امام حسين سپاه عمر بن سعد به طرف خيمه ها روانه شدند و حضرت زينب(سلام الله عليها) تا متوجه شد به زنان و دختران گفت که تمام زيور آلات و گوشواره¬هاي خود را در آورند و در کناری قرار دهند، تا لشکريان به زنان و دختران امام حسين و يارانش تجاوز نکنند و اذيت و آزار نرسانند. ديگر چيزي در خيمه ها باقي نماند و تمام خيمه ها را که به هم متصل بودند آتش زدند. به دستور امام زين العابدين همگي هشتاى و چهار زن و بچه رو به بيابان حرکت کردند ولي زينب(سلام الله عليها) نمي تواند برود؛ زيرا برادر زاده ي بيمارش از شدت تب قادر به حرکت نبود. اينجا حضرت زينب(سلام الله عليها) از روح جدش و پدرش و مادرش کمک طلبيد و آن حضرت را از شعله هاي آتش نجات داد. بعد از امام حسين رسالت عظيم اين حرکت خونين را خواهرش زينب(سلام الله عليها) بر دوش مي کشد. رسالتي که هيچ کس جز زينب (سلام الله عليها) توان قبول آن را نداشت. سفير کربلا گريه و زاري زنانه را کنار مي گذارد و نه تنها تسامح و غفلت را جايز نمي داند، بلکه تصميمي جدي دارد، تا از هر فرصتي نهايت بهره را برده و از اهداف مقدس شهيدان سخن بگويد و مشت خائنانه¬ی يزيد و عمالش را باز کرده و کوس رسوايي آنان را در هر کوي و برزني به صدا در آورد. شام غريبان و سوگواري و اشک و ناله در سوگ عريزان با سرکشي و پرستاري از کودکان يتيم و با نماز شب و راز ونياز به در گاه پروردگار هر طور بود به صبح رسيد.

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكرها 2


صفحه 2 از 11 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •