۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 104
  1. #61
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    از این دو دریاى حیا و پاكى شیر زنى چون زینب علیهاالسلام كه مجسمه حیا است به وجود مى‏آید. و این والدین معصوم سخت از مرز حیا و عفت او پاسدارى مى‏كردند.
    «یحیى مازنى» كه از علماى بزرگ و راویان حدیث است، چنین نقل مى‏كند: مدت‏ها در مدینه، در همسایگى على علیه‌السلام در یك محلّه زندگى مى‏كردم. منزل من در كنار منزلى بود كه «زینب» دختر على علیه‌السلام در آن‏جا سكونت داشت، حتى یك‏بار هم، كسى حضرت زینب را ندید و صداى او را نشنید. او هرگاه مى‏خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب مى‏رفت، و در حالى كه پدرش على علیه‌السلام در پیش و برادرانش حسن و حسین علیهما السلام در اطراف او بودند. وقتى هم به نزدیك قبر شریف رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌و آله مى‏رسیدند، امیرالمؤمنین علیه‌السلام شمعهاى اطراف قبر را خاموش مى‏كرد. یك روز امام حسن علیه‌السلام علّت این كار را سؤال كرد، حضرت فرمود: «اَخشى اَن یَنظُر اَحَد اِلى شَخصِ اُختِكَ زَینَبَ؛ از آن مى‏ترسم كه كسى (در روشنى) خواهرت زینب را ببیند.(6)» راستى كجا رفته این مرزبانیهاى حیا؟! و چرا در جامعه شیعه علوى مى‏بینیم كه مردان با همسران آرایش كرده و دختران بى‏بهره از حجاب در پارك‏ها و خیابان‏ها و... ظاهر مى‏شوند؟! و به قول «شیخ جعفر نقدى» زینب سلام اللّه علیها تربیت شده پنج تن آل عباء است: «فَالخَمسَةُ اَصحاب العَباءِ هُمُ الَّذِین قامُوا بِتَربیَتِها وَ تَهذِیبِها وَ كَفاكَ بِهِم مُؤَدَّبینَ و مُعَلِّمین؛ پنج تن آل عباء به تربیت و فرهنگ سازى و تهذیب زینب همّت گماردند و همین بس كه آنها اَدب كننده و آموزگار باشند.»(7)

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 07-04-1389 در ساعت 09:50





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 3


  3. #62
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩




    2. حیا در آغاز جوانى
    دكتر «عائشة بنت الشاطى»، بانوى نویسنده و اهل تحقیق اهل سنّت، چنین مى‏گوید: «زینب در آغاز جوانى چگونه بوده است؟ مراجع تاریخى از وصف رخساره زینب در این اوقات خوددارى مى‏كنند، زیرا كه او در خانه و رو بسته زندگى مى‏كرد. ما نمى‏توانیم مگر از پشت پرده روى وى را بنگریم، ولى پس از گذشتن ده‏ها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون مى آید و مصیبت جانگداز كربلا او را به ما نشان مى‏دهد. و كسى كه او را به چشم دیده براى ما وصفش مى‏كند و چنین مى‏گوید: چنان كه طبرى نقل كرده است: گویا مى‏بینم زنى را كه مانند خورشید مى‏درخشید و با شتاب از
    خیمه‏گاه بیرون آمد.»(8) پرسیدم او كیست؟ گفتند: زینب دختر على علیه‌السلام است. و از دیگرى نقل شده، كه: به خدا كه من صورتى مانند آن ندیدم گویا پاره‏اى از ماه بود، در صورتى كه این بانوى بزرگ در آن وقت در پنجاه و پنجمین سال زندگى خود بود، غریب بود، خسته و كوفته بود، مصیبت زده و داغ دیده بود، پس جمال زینب در آغاز جوانى پیش از آن كه سالمندى، و مصایب جانگداز خوردش كند و جام داغ دیدگى را تا پایان بَدُو بنوشاند چگونه بود.(9) تاریخ او را ندیده، چرا كه حیاى او مانع از آن شده است. مادرش فاطمه سلام اللّه علیها توصیه كرده است كه: «خَیرٌ لِلنِّساءِ اَن لایَرَینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛(10)براى زنان بهتر است كه آنان مردان را نبینند، و مردان نیز) آنها را نبینند.» با این حال از مسائل اجتماعى به دور نبودند بلكه داراى مجلس علمى ارجمندى بود، زنانى كه مى‏خواستند احكام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر مى‏شدند و كسب دانش مى‏كرده‏اند.»(11)
    و اگر دستور الهى و آسمانى نبود كه: «انَّ اللّهَ شاء اَن یَراهُنّ سَبایا؛براستى خدا خواسته كه آنها را اسیر ببیند»، حسین علیه‌السلام هرگز به خود اجازه نمى‏داد خواهر را در سفر كربلا به همراه ببرد.

    بردن اهل حرم دستور بود و سِرّ غیب ورنه این بى‏حرمتى را كى روا دارد حسین


    - حسین عسگری

    ________________________________________
    1. همان، ص 676، حكمت 223.
    2. عبدالواحد آمدى، غررالحكم، ترجمه على انصارى، ص 646.
    3. میزان الحكمه، همان، ص 730، روایت 4603.
    4. میزان الحكمه، ج2، ص 717، روایت 4565.
    5. بحارالانوار، ج43، ص 130 ـ 132.
    6. شیخ جعفر نقدى، كتاب زینب كبرى، ص 22، و ریاحین، ج3،ص 60.
    7. كتاب زینب كبرى، ص 20.
    8. جریر طبرى، تاریخ طبرى، (بیروت مؤسسة الاعلمى، چاپ چهارم، 1403) ج 4، ص 340 ـ 341.
    9. عائشة بنت الشاطى، بانوى كربلا، ترجمه سید رضا صدر، ص 59 ـ 58.
    10. وسائل الشیعه، ج 14، ص 43، حدیث 7.
    11. بانوى كربلا، ص 60.


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 07-04-1389 در ساعت 09:52





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكرها 3


  5. #63
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩






    حال و هوای کربلا در حال من پیدا بود


    هر کس حسینی می شود با نام من شیدا شود


    من زینبم دخت علی آئینه زهرا منم


    پیغمبر پیغمبران مجموعه ی غمها منم


    من چشم خود وا کرد ه ام از ابتدا سوی بلا


    از بهر اهل دل رسد از نام من بوی بلا


    گرچه نیم از چهارده معصوم امّا اطهرم


    از بعد آنان از همه پیمغبران هم برترم


    شاگرد درس عصمت زهرای اطهر بوده ام


    آئینه جمع فضائل بهر حیدر بود ه ام


    داغ پیمبر دید ه ام و از داغ او دلخون شدم


    همراه اشک مادرم گریان شدم محزون شدم


    دیدم تنش روی زمین مانده است و امت غافلند


    تا اینکه غصب حق کنند از پیروان با طلند


    دیدم به سمت اهل نار افتاده هیزمهای کین


    دیدم زبانه می کشد آتش به روی باب دین


    همراه مادر بود ه ام با او در آتش آمدم


    از بهر حفظ مادرم خود را به آتش می زدم


    مادر برای حفظ دین می سوخت بین شعله ها


    درس فداکاری به من آموخت بین شعله ها


    با چشم خود دیدم چسان فضه مددکاری نمود


    یک دُرِ خون آلود ه را از زیر دست و پا ربود


    دیدم که مادر پشت در افتاده پر پر می زند


    گر چه میان خون بود فریاد حیدر می زند


    با صورت نیلی شده با پهلویِ غرقه بخون


    با سینه ای زخمی شده از باب خانه زد برون


    دامان بابا را گرفت اما عدو نامرد بود


    سنگینی تیغ و غلاف از دست او طاقت ربود


    دستش ز کار افتد وشد در کوچه ها نقش زمین


    از این زمین خوردن شده حیدر امیرالمومنین


    خلّوُ ابْنُ عمّی ناله اش در لحظه ای دشوار بود


    تنها در آنجا مادرم با حیدر کرار بود


    گفتا اگر نفرین کنم بر پا قیامت می شود


    جانم فدای ماندن امر امامت می شود


    بابای من پیغام داد ای دخت طاها صبر کن


    جان علی نفرین مکن با ظلم اعدا صبر کن


    آری دو صد کرب و بلا من در مدینه دیده ام


    من ریشه ی هر زخم را در زخم سینه دیده ا م


    در کوفه رفتم صورتی غرقاب خون شد قاتلم


    دیدم سر بشکسته ی بابا و پر خون شد دلم


    دیدم که او را مثل مادر نیمه ی شب می برند


    مولای عالم را غریب از پیش زینب می برند


    از بعد او دیدم حسن رزمش شده زخم زبان


    نی از عدو محنت کشید او زخم دید از شیعیان


    در خانه اش ایمن نبود بیرون خانه جا نداشت


    یک پا رکاب و همنفس سوگند بر زهرا نداشت


    گر چه دلش از کودکی پر آتش و صد پاره بود


    اما چه گویم زهر کین چه با گل زهرا نمود


    گفت بیا ای خواهرم طشتی بیاور در برم


    پاره جگرها را ببین اینهاست نذر مادرم


    با لخته های خون او من انس دارم ای خدا


    از غصه تشییع او من بیقرارم ای خدا


    عباس آن روح ادب با من نگفت آخر چه شد


    با من نگفت از تیر کین تابوت با پیکر چه شد


    من در تمام درد ها بسیار کردم شور و شین


    اما دلم خوش بود دارم دلبری مثل حسین


    این دل خوشی را عاقبت دست خدا از من گرفت


    دارو ندارو هستییم را کربلا از من گرفت


    بعد علی اکبر که شد صد پاره جسم اطهرش


    دیدم به زیر سم اسب افتاده قاسم پیکرش


    دیدم علمدار حسین مشکش تهی از آب شد


    تا تیر بر چشمش نشست چشم فلک بی تاب شد


    دیدم علم افتاده و بشکسته پشت دلبرم


    دیدم پس از سقا شده غارت تمامی حرم


    دیدم سه شعبه تیر را اندر کمان حرمله


    دیدم گلوی کودکی گشته نشان حرمله


    من در وداع آخرین دادم به دست دلبرم


    پیراهن کهنه که بود از دستباف مادرم


    لبهای او خشکیده و پیشانی اش بشکسته بود


    در قتلگاه دیدم عدو بر سینه اش بنشسته بود


    دیدم اشاره می کند برگرد زینب در حرم


    جان می دهی گر بنگری در پنجه ای موی سرم


    من از حرم تا قتلگاه سعی و صفایی کرده ام


    بعد از حسین در کربلا بالله خدایی کرده ام


    شام غریبان دیده ام بازار کوفه دیده ام


    از دیدن راس حسین برنیزه ها رنجید هام


    آنچه مرا بی صبر کرد بزم شراب شام بود


    آنجا که باشد مقتلم کنج خراب شام بود


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    ویرایش توسط شكوه انتظار : 07-04-1389 در ساعت 11:50



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  6. #64
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩









    چشمــــــــــای بی خواب آوردم

    سینه ی بیتاب آوردم
    واسه ی لبای خشکت
    از دو چشمام آب آوردم


    تا که شد وقت جسارت
    دشمنا مشغوله غارت
    عباسم خوابیده بود و
    زینبت رفت به اسارت


    عباسم خوابیده بود و

    سه ساله رفت به اسارت



    عباسم خوابیده بود و

    همه رفتیم به اسارت
    ای به زهرا نور دیده

    سرو ناز سر بریده
    زینب ات از راه رسیده
    غم کشیده قد خمیده


    مثله مادر قد خمیده
    محرم غم های زینب
    دلبر و لیلای زینب
    بس که بار غم کشیده
    جون نداره پای زینب
    قافله سامون نداره
    پاهام دیگه جون نداره




    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  7. #65
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩







    گريه امام زمان در وفات زينب کبري


    دانشمند بزرگ شيخ محمد باقر قاينى، صاحب کتاب کبريت الاحمر در کتاب کشکول خود به نام سفينة القماش مى نويسد: در عصرى که در نجف اشرف به تحصيل علوم حوزوى اشتغال داشتم در آنجا سيدى زاهد و پرهيز کار بود که سواد نداشت، روزى در حرم حضرت على (ع ) به زيارت آن حضرت مشغول بود، ديد يکى از زائران ترک زبان، گوشه‌اى از حرم نشست و مشغول تلاوت قرآن شد، اين سيد جليل احساساتى شد و به خود گفت :

    آيا سزاوار است که ترک و ديلم قرآن، کتاب جدت را بخوانند و تو بى‌سواد باشى و از خواندن آيات قرآن محروم بمانى؟!

    او از روى غيرت و همت قسمتى از اوقاتش را در سقايى (آبرسانى) صرف کرد تا مخارج زندگى‌اش را تأمين کند، و قسمت ديگر را به تحصيل علوم پرداخت و کم کم ترقى کرد تا به حدى که در درس خارج آيت الله العظمى ميرزا محمد حسن شيرازى (ميرزاى بزرگ، متوفى1312 ه ق) شرکت مى‌کرد و به درجه‌اى رسيد که احتمال مى دادند به حد اجتهاد رسيده است. اين سيد جليل و پارسا براى من چنين نقل کرد:


    از آن روزى که عمه‌ام زينب وفات کرده، تا کنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌کنند و آن چنان مى‌گريند که من بايد بروم و آنها را ساکت کنم،


    در عالم خواب امام زمان حضرت ولى عصر (عج) را ديدم، بسيار غمگين و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام کردم، سپس عرض کردم:

    چرا اين گونه ناراحت و گريان هستى؟

    فرمود: امروز روز وفات عمه‌ام حضرت زينب است. از آن روزى که عمه‌ام زينب وفات کرده، تا کنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا به پا مى‌کنند و آن چنان مى‌گريند که من بايد بروم و آنها را ساکت کنم، آنها خطبه حضرت زينب را که در بازار کوفه خواند، مى‌خوانند و مى‌گريند، من هم اکنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نموده‌ام.





    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 07-04-1389 در ساعت 11:56





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  8. تشكرها 3


  9. #66
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩




    باسمه تعالی

    «
    یک قلب و دو محبت
    ، هرگز... »



    از آنجا که فطرت هر انسان آگاه و بیدار دل، همواره او را به کمال طلبی و تکامل، رهنمون می‌گرداند و همچنین به روشنی می‌دانیم که کسب همه کمالات و زیباییها، در سایه تقرب به ذات الهی و آن کمال مطلق است؛ اولین گام در جهت تقرب به خدا، کسب معرفت و شناخت آن ذات زیبای کامل می‌باشد و کسی که پس از چهارده معصوم به این مقام شامخ معرفت الهی دست یافته است، حضرت زینب کبری می‌باشد، مراتب و درجات معرفت ایشان قابل وصف نیست، ولی برحسب اشاره، چند مورد از اظهار مراتب معرفتش را ذکر می‌کنیم.

    حضرت زینب (علیه السلام) حتی در زمان کودکی و سنین پایین، دارای معرفتی والا و عالی بودند، روزی از پدر خویش، حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند، آیا مرا دوست داری؟ حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: آری، آنگاه آن حضرت در جواب پدر فرمود: دو محبت ـ محبت خدا و محبت فرزندان ـ در قلب مؤمن نمی‌گنجد. پس سر و اساس این دوستی و محبت به این دلیل است که محبت خالص و واقعی از آن خدا و شفقت و دلسوزی از آن فرزندان می‌باشد و این علاقه و محبت به خاطر خدا می‌باشد. امیرالمومنین (علیه السلام) نیز در پاسخ، ایشان را تأیید کرده و ستودند.(1) این میزان از معرفت آنهم در دوران طفولیت نشان از یک شناخت عمیق باطنی در وجود زینب کبری دارد و یا در روز عاشورا، وقتی دست طفل خویش را گرفته و خدمت حضرت سید الشهداء آورد و از آن حضرت استدعا کرد تا آن را قبول کند، فرمود: اگر چنانچه جهاد و قتال بر زنان وارد شده بود، هر آینه هزار هزار جان نثار جانان می‌نمودم، چه معرفتی است که او را وا می‌دارد تا فرزند خردسال خویش را با دست خود در راه خدا قربانی کند، و به خوبی روشن است که آنچه او را الگوی همیشگی صبر و ایثار معرفی نموده است، معرفت و شناخت والای او به خدای متعال و حجت اوست.
    امید است که ما نیز بتوانیم قطره‌ای از دریای معرفت آن مظلومه را به ارمغان از این بزرگوار، الگو بگیریم.

    « برگرفته از کتاب خصایص زینبیه
    ، صفحه 225، تالیف مرحوم آیت الله سید نور الدین جزائری »


    1. پاورقی:
    2. 1- خوارزمی، جلد 1، صفحه 122.

    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 07-04-1389 در ساعت 12:21





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. تشكرها 4


  11. #67
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    goll پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩









    ای فروغ تابنده کوثر! ای پرستار شهادت! تو بانوی فصاحتی و اعجاز. نطق آتشین تو قلب سنگی کوفیان را ذوب کرد، اشک از چشمان آنها به راه انداخت و به سینه های کویری شان گسیل داشت. تو فرزند کوثری! تو جرعه ناب کوثری! نامت همیشه درس آموز عزت و یادت هماره الهام بخش شرف و مردانگی باد.

    ای شکوه حماسه در سراپرده حیرت! ای زخم خوره نینوا! ای بانوی خورشیدهای دربند! ای زینب قهرمان! تو که خود، وسعتی به اندازه همه سوگ های آفرینش داشته ای، تو که خود دریای بی کران اشک را، ساحل بودی، چگونه باید بر تو سوگواری نمود که ما سوگواری را از تو یادگار داریم. تو که آواز سرخ کربلا را از حنجره بردباری ات، به گوش تاریخ رساندی و اگر این حنجره صبوری و آن نطق آتشین تو در کاخ یزیدیان نبود، داستان جان سوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد.


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. تشكرها 4


  13. #68
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩







    حال و هوای کربلا در حال من پیدا بود

    هر کس حسینی می شود با نام من شیدا شود

    من زینبم دخت علی آئینه زهرا منم

    پیغمبر پیغمبران مجموعه ی غمها منم

    من چشم خود وا کرد ه ام از ابتدا سوی بلا

    از بهر اهل دل رسد از نام من بوی بلا

    گرچه نیم از چهارده معصوم امّا اطهرم

    از بعد آنان از همه پیمغبران هم برترم

    شاگرد درس عصمت زهرای اطهر بوده ام

    آئینه جمع فضائل بهر حیدر بود ه ام

    داغ پیمبر دید ه ام و از داغ او دلخون شدم

    همراه اشک مادرم گریان شدم محزون شدم

    دیدم تنش روی زمین مانده است و امت غافلند

    تا اینکه غصب حق کنند از پیروان با طلند

    دیدم به سمت اهل نار افتاده هیزمهای کین

    دیدم زبانه می کشد آتش به روی باب دین

    همراه مادر بود ه ام با او در آتش آمدم

    از بهر حفظ مادرم خود را به آتش می زدم

    مادر برای حفظ دین می سوخت بین شعله ها

    درس فداکاری به من آموخت بین شعله ها

    با چشم خود دیدم چسان فضه مددکاری نمود

    یک دُرِ خون آلود ه را از زیر دست و پا ربود

    دیدم که مادر پشت در افتاده پر پر می زند

    گر چه میان خون بود فریاد حیدر می زند

    با صورت نیلی شده با پهلویِ غرقه بخون

    با سینه ای زخمی شده از باب خانه زد برون

    دامان بابا را گرفت اما عدو نامرد بود

    سنگینی تیغ و غلاف از دست او طاقت ربود

    دستش ز کار افتد وشد در کوچه ها نقش زمین

    از این زمین خوردن شده حیدر امیرالمومنین

    خلّوُ ابْنُ عمّی ناله اش در لحظه ای دشوار بود

    تنها در آنجا مادرم با حیدر کرار بود

    گفتا اگر نفرین کنم بر پا قیامت می شود

    جانم فدای ماندن امر امامت می شود

    بابای من پیغام داد ای دخت طاها صبر کن

    جان علی نفرین مکن با ظلم اعدا صبر کن

    آری دو صد کرب و بلا من در مدینه دیده ام

    من ریشه ی هر زخم را در زخم سینه دیده ا م





    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  14. #69
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩




    در کوفه رفتم صورتی غرقاب خون شد قاتلم

    دیدم سر بشکسته ی بابا و پر خون شد دلم

    دیدم که او را مثل مادر نیمه ی شب می برند

    مولای عالم را غریب از پیش زینب می برند

    از بعد او دیدم حسن رزمش شده زخم زبان

    نی از عدو محنت کشید او زخم دید از شیعیان


    در خانه اش ایمن نبود بیرون خانه جا نداشت

    یک پا رکاب و همنفس سوگند بر زهرا نداشت

    گر چه دلش از کودکی پر آتش و صد پاره بود

    اما چه گویم زهر کین چه با گل زهرا نمود

    گفت بیا ای خواهرم طشتی بیاور در برم

    پاره جگرها را ببین اینهاست نذر مادرم

    با لخته های خون او من انس دارم ای خدا

    از غصه تشییع او من بیقرارم ای خدا

    عباس آن روح ادب با من نگفت آخر چه شد

    با من نگفت از تیر کین تابوت با پیکر چه شد

    من در تمام درد ها بسیار کردم شور و شین

    اما دلم خوش بود دارم دلبری مثل حسین


    این دل خوشی را عاقبت دست خدا از من گرفت

    دارو ندارو هستییم را کربلا از من گرفت

    بعد علی اکبر که شد صد پاره جسم اطهرش

    دیدم به زیر سم اسب افتاده قاسم پیکرش

    دیدم علمدار حسین مشکش تهی از آب شد

    تا تیر بر چشمش نشست چشم فلک بی تاب شد

    دیدم علم افتاده و بشکسته پشت دلبرم

    دیدم پس از سقا شده غارت تمامی حرم

    دیدم سه شعبه تیر را اندر کمان حرمله

    دیدم گلوی کودکی گشته نشان حرمله

    من در وداع آخرین دادم به دست دلبرم

    پیراهن کهنه که بود از دستباف مادرم

    لبهای او خشکیده و پیشانی اش بشکسته بود

    در قتلگاه دیدم عدو بر سینه اش بنشسته بود

    دیدم اشاره می کند برگرد زینب در حرم

    جان می دهی گر بنگری در پنجه ای موی سرم

    من از حرم تا قتلگاه سعی و صفایی کرده ام

    بعد از حسین در کربلا بالله خدایی کرده ام

    شام غریبان دیده ام بازار کوفه دیده ام

    از دیدن راس حسین برنیزه ها رنجید هام

    آنچه مرا بی صبر کرد بزم شراب شام بود

    آنجا که باشد مقتلم کنج خراب شام بود









    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  15. #70
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩




    بانوی لاله ها






    تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی !

    اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
    الگوی یاس بانوانِ لاله مذهب
    سروقامتی سایه گستر
    تو هستی آینه ی تمام نمای امیر و سرور مومنان
    با تو می شود پیام عبودیت را از اباعبدالله (پدر بندگان و بندگی خداوند) کامل یافت

    تو آیینه باشی و نتوان پدر را در تو دریابید ؟!
    تو پیام رسان باشی و من از دیگران پیام طلب کنم ؟!
    تو الگو باشی و من نمونه ی زیستنم را در غیر تو جستجو نمایم ؟

    تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
    تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟ چگونه الگوی اطاعت از امامم را از تو درنیافتم !؟


    تو غافله سالار باشی و مطیع ؟ اما من در ارزوی غافله سالاری و مطاع بودن باشم !
    تو فرزندانت را در راه امامت هدیه کنی و شرط ازدواج با همسرت را همراهی با امام خود قرار دهی !

    اما من در اندیشه زیستن برای دنیا و بودن و ماندن در همین عالم پست و ظواهر بی ارزشش باشم ؟
    تو تنها باشی و من به یاریِ پیام رسانی ات نیایم !؟ تنها و استوار بمانی و من از تنهایی در این روزگار زودگذر بنالم ؟
    نمی دانم چگونه ؟
    اما یاری ام کن !
    تو خود بهتر می دانی چگونه به فریادم برسی
    کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم
    یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی

    بشناسمش
    او را بباورم
    به دنبالش حرکت کنم
    فرمانش را اطاعت کنم
    و برای یاری اش به پا خیزم

    محمدعلی دزفولی


    ۩۞۩ ويژه نامه وفات بانوي قهرمان کربلا،حضرت زينب (س) ۩۞۩


صفحه 7 از 11 نخستنخست ... 34567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •