ناسخ و منسوخ  قسمت اول:  نسخ قرآن یعنی چه؟ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ناسخ و منسوخ  قسمت اول:  نسخ قرآن یعنی چه؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه ناسخ و منسوخ قسمت اول: نسخ قرآن یعنی چه؟





    ناسخ و منسوخ



    قسمت اول: نسخ قرآن یعنی چه؟
    یكى از مسائلى كه از دیرزمان در مورد قرآن كریم وجود داشته است و دانشمندان «علم اصول» و «علوم قرآنى» به آن پرداخته‏اند، موضوع «نسخ» است.
    پدیده نسخ در قوانین بشرى با آن‏چه در قوانین آسمانى مطرح است، تفاوتى بنیادین و اساسى دارد.
    تغییرات مداوم و مستمرّى كه در مقرّرات وضع‏شده توسط قانون‏گذاران مشاهده مى‏گردد، همگى ناشى از عدم وقوف و اطّلاع كامل بر جوانب امور و مسبوق به نوعى ناآگاهى به حوادث و امور زندگى است كه با گذشت زمان بر انسان روشن مى‏گردد و با پدیدار شدن نقاط ضعف و آگاهى یافتن از كاستى‏ها و ناراستى‏ها، قانون‏گذار بشرى، اقدام به ترمیم، تكمیل، بازنگرى و یا نسخ قانون سابق مى‏نماید.

    تا آن‏جا كه تاریخ به‏یاد دارد، انسان در وضع قوانین اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و سایر شؤون زندگى خویش، همواره در مسیرى متلاطم و رو به كمال قرار داشته است.
    كاروان بشریّت از نقطه‏اى كه حركت خویش را در بسترى به نام «زمین» آغاز كرده و براى ادامه حیات و بقاى خویش «زندگى جمعى» را برگزیده است، به واقعیّتى دیگر نیز تن داده و تسلیم گشته است.
    احساس كمال‏جویى كه در فطرت و خلقت هر انسانى نهاده‏شده از او موجودى پویا و نه ایستا ساخته است. این امتیاز قبل از آن‏كه چهره برتر بشر را نمودار سازد، خبر از ضعف و نقص و نیاز او مى‏دهد. پویا بودن انسان، گویاى این حقیقت است كه انسان تا رسیدن به كمال فاصله زیادى دارد.
    این امر گرچه چندان خوشایند نمى‏نماید، امّا چیزى است كه همه تغییرات و تحوّلات در قوانین بشرى را در پرتو آن مى‏توان توجیه نمود. آن‏چه گفتیم تبیینى از علّت تحوّلات در قوانین وضع‏شده به دست بشر بود.
    قوانین الهى چگونه‏اند؟ آیا در قوانین صادر از منبع وحى نیز، تغییر و تبدیلى وجود دارد؟
    پاسخ این سؤال مثبت است. اما باید توجه داشت كه فلسفه تغییر و تبدیل در قانون الهى با فلسفه تغییر و تبدیل در قانون بشرى كاملاً متفاوت است. در این مرحله، قانون‏گذار، كه شارع مقدس است، با علم و آگاهى و احاطه كامل به همه جوانب امور، قوانین را به صورت تدریجى با رعایت حال و موقعیّت مردم وضع مى‏كند.
    میزان درجه كمال و ترقى و پیشرفت امّت‏ها، تناسب تامّ و تمامى با نوع قوانین مقرر براى آنها دارد. هر امتى قانونى خاص خود را مى‏طلبد؛ تا از نردبان كمال بالارود.1 حكمت نسخ در شرایع الهى نیز جز این نیست. نسخ در واقع پاسخى به نیازهاى ضرورى هر مكتب و برنامه عملى براى جوامع بشرى است.
    اهمیّت شناخت نسخ و توجه به این امر، از سخن بزرگان دین به خوبى مشهود است. در مورد قرآن، كه كتاب قانون اسلام است، آشنایى با ناسخ و منسوخ آن تأكید و توصیه شده است.
    ابوعبدالرحمن سُلَمى از على‏بن ابى‏طالب نقل مى‏كند كه آن حضرت در برخورد با یك قاضى از او پرسید:
    هَلْ تَعْرِفُ النّاسِخَ مِنَ الْمَنْسوخِ؟ فقال: لا، فقال: هَلَكْتَ واَهْلَكْتَ؛2
    آیا ناسخ و منسوخ قرآن را مى‏شناسى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: خودت را هلاك نمودى و دیگران را به ورطه هلاكت افكندى.
    در حدیث دیگرى آمده است كه حضرت از كسى كه قصه‏هاى قرآن را بازگو مى‏نمود همین سؤال را كرد. این اختلاف ظاهراً از لفظ «قاضٍ» یا «قاصٍّ» ناشى شده‏است.
    زركشى در البرهان، سیوطى در الاتقان و زرقانى در مناهل العرفان، روایت را چنین نقل كرده‏اند:
    وقد قال علیّ‏بن ابى طالب لِقاصٍّ؛ أَتَعْرِفُ النّاسخَ والمنسوخ؟...3
    در روایت دیگرى نقل شده‏است كه: على علیه السلام در حالى كه شخصى مشغول موعظه و انذار مردم بود، وارد مسجد گشت. فرمود: این شخص كیست؟ گفتند: شخصى است كه مردم را موعظه مى‏كند و آنان را به یاد خداوند متذكر مى‏شود. حضرت فرمود: او مذكر و موعظه‏گر نیست، او فردى خودخواه است كه مى‏گوید: «أنا فُلان‏بن فلان فاعرفونی». او را نزد امام احضار نمودند. حضرت پرسید:
    أَتَعْرِفُ الناسخَ من المنسوخ؟ قال: لا، قال: فَاخْرُج مِنْ مَسْجدنا ولاتُذَكِّر فیه...؛4 از مسجد ما خارج شو و در آن موعظه مكن!
    احتمالاً منظور از قاضى یا قصّه‏گو و یا موعظه‏گر در این روایات ابویحیى بوده‏است كه داستان برخورد خود را با على‏بن ابى‏طالب براى سعیدبن ابى‏الحسن نقل كرده است.5
    اهمیت شناخت ناسخ و منسوخ در قرآن كریم از پرسشى كه امام صادق از ابوحنیفه مى‏كند نیز به خوبى آشكار است. صدوق در علل‏الشرائع از آن حضرت روایت مى‏كند كه به ابوحنیفه فرمود:
    تو فقیه اهل عراقى؟ پاسخ‏داد: آرى. حضرت فرمود: به چه فتوا مى‏دهى؟ گفت: به كتاب خدا و سنّتِ پیامبرش. فرمود: ابوحنیفه! آیا به كتاب خدا آن‏گونه كه شایسته است، شناخت دارى؟ آیا ناسخ آن را از منسوخ مى‏شناسى؟ پاسخ‏داد: آرى. حضرت فرمود: ادعاى دانش بزرگى كردى....6
    *******************************************
    درسنامه علوم قرآنى سطح ۲؛ حسین جوان آراسته

    تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
    1 . توضیح بیشتر در فصل چهارم خواهدآمد.
    2 . تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏23؛ ابن‏حزم، النّاسخ والمنسوخ، ص‏5.
    3 . ر.ك: البرهان، ج‏2، ص‏158؛ الاتقان، ج‏2، ص‏700؛ مناهل العرفان، ج‏2، ص‏174.
    4 . مناهل العرفان، ج‏2، ص‏174.
    5. ر.ك: ابن‏حزم، الناسخ والمنسُوخ، ص‏5؛ التمهید، ج‏2، ص‏272.
    6 . تفسیر صافى، ج‏1، ص‏22.
    ناسخ و منسوخ  قسمت اول:  نسخ قرآن یعنی چه؟

  2. تشكرها 2

    مدير اجرايي (11-05-1391), شهیده (11-05-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    در پاسخ به اینکه نسخ چیست و مراد از نسخ در قرآن چه نوع نسخی است و هدف از نسخ چیست به چند نکته اشاره می کنیم.

    الف: معنی نسخ

    نسخ به معناي ازاله و از بين بردن است و در اصطلاح علم تفسير, نسخِ حكم آن است كه مصلحت حكم محدود به زمان باشد و با سر آمدن زمان , مصلحت از بين رفته و منسوخ مي گردد.

    نسخ در لغت به معناي از بين بردن و در منطق شرع , تغيير دادن حكمي و جانشين ساختن حكم ديگر به جاي آن است , مثلاً مسلمانان ابتدا مدت شانزده ماه به سوي بيت المقدس نماز مي خواندند, پس از آن دستورتغيير قبله صادر شد.
    ب: انواع نسح
    1) نسخ حقيقي: نظر و رأي جديد حاصل شود و رأي قبلي را باطل كند. لازمه اين معنا، ضعف و جهل قانون گذار است كه يقيناً اين معنا با علم بي پايان خداوند منافات داشته و از ساحت مقدّس پروردگار به دور است.
    2) نسخ مجازي: حكم از همان آغاز محدود به زمان خاصي بوده كه خداوند به آن آگاه است؛ هر چند مردمان نسبت به آن جاهل بوده و اين گمان را داشته‏اند كه حكم دائمي است. نسخ به اين معنا هيچ اشكالي نداشته و با علم خدا و مصلحت الهي منافاتي ندارد؛ زيرا مدت حكم از اوّل موقتي و محدود بوده و سپري شدن دوران آن، به عنوان نسخ بعداً اعلان مي شود.[1]
    ج: اهداف نسخ حکم
    1- احكام خداوند غالباً براي پياده نمودن آن توسط بندگان است كه در سايه انجام آن، فايده هايي نصيب انسان‏ها مي گردد، ولي در بعضي موارد احكام امتحاني است؛ يعني هدف، آزمايش و امتحان افراد و يا اتمام حجت است، كه بعد از برآورده شدن هدف، نسخ مي گردد. چنين نسخي بر خلاف حكمت نبوده و عدم آگاهي معنا نمي‏دهد، مانند آيه نجوا در سوره مجادله (آيه 12) كه هدف از قرار دادن حكم اوّل، آزمايش مردم بود و به سبب اين آيه فضيلت اميرالمؤمنين ثابت شد.
    2- نيازهاي انسان گاه با تغيير زمان و وضع محيط دگرگون مي شود. گاه اين نيازها ثابت و پايدار است. اين مسئله با توجه به قانون تكامل انسان و جوامع روشن‏تر مي گردد كه در روند تكامل و پيشرفت انسان‏ها گاه برنامه‏اي مفيد و سازنده است و گاه زيانبار و غير لازم. در مورد احكام خداوند همين طور است. برخي احكام در زمان و مكان خاصي كارآيي داشته و بعد از آن به خاطر تغيير اوضاع بي اثر مي شود. البته نبايد فراموش كرد كه اصول احكام پروردگار در همه جا يكسان است. هرگز اصل "توحيد" يا "عدالت اجتماعي" و صدها حكم مانند آن دگرگون نمي‏شود. تغيير هماره در مسائل كوچك‏تر و دست دوم است.[2]

    نکته آخری که باید به آن اشاره کرد این است که آيه اي كه منسوخ شده , به كلي ساقط نشده است و از آيه و معجزه بودن ساقطنمي شود. مرحوم علامهء طباطبايي مي گويد: نسخ مخصوص احكام شرعيه نيست و در امور تكويني نيز جريان دارد و نيازمند دو طرف است : ناسخ و منسوخ . ناسخ , كمالات و مصالح منسوخ را در بر دارد و در ظاهر بامنسوخ مخالف است , ولي در اين جهت كه هر دو داراي مصلحت اند, شريك مي باشند; لذا تناقضي ميان آنها نيست . نسخ بر طبق جريان ناموس طبيعي در مورد حيات و مرگ و روزي و عمر و اقتضاي مصالح بندگانِ خدا,به اختلاف هر عصر و تكامل انسان , صورت گرفته است . هم چنين هنگامي كه حكمي به وسيلهء حكم ديگرنسخ شود, هر دو حكم واجد مصلحت ديني هستند و هر يك در زمان خود با مصلحت وقت بهتر تطبيق مي كند, مثلاً حكم در ابتداي اسلام كه هنوز مسلمانان قدرت كافي نداشتند و حكم جهاد بعد ازقدرت يافتن و عِدّهء كافي و جا گرفتن ترس و وحشت در دل كافران و مشركان , هر كدام داراي مصلحت بود و باوضع زمان خود موافقت كامل داشتند.[3]


    [1] - آيت اللَّه خوئي، بيان، ج 2، ص 475.

    [2] - مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 1، ص 390.

    [3] - پـاورقي 3.ترجمهء تفسير الميزان , ج 1 ص 345.

    ناسخ و منسوخ  قسمت اول:  نسخ قرآن یعنی چه؟

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •