ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار





    نويسنده:آيت الله محمد تقي مصباح يزدي
    يا اَحْمَدُ؛ ھَلْ تَدْرى اَىُّ عَیْش اَھْنَئُ وَ اَىُّ حَیاة اَبْقى؟ قال : اَللّھُمَّ لا. قالَ: اَمَّا الْعَیْشُ الْھَنئُ فَھُوَ الَّذى لايَفْتُرُ صاحِبُهُ عَنْ ذِكْرى وَ لا »
    يَنْسى نِعْمَتى وَ لا يَجْھَلُ حَقّى . يَطْلُبُ رِضاىَ لَیْلَهُ وَ نَھارَه . وَ اَمّا الْحَیوةُ الْباقِیَةُ فَھِىَ الَّتى يَعْمَلُ [صاحِبُھا] لِنَفْسِهِ حَتّى تَھُونَ عَلَیْهِ
    الدُّنْیا وَ تَصْغُرَ فى عَیْنَیْهِ وَ تَعْظُمَ الاْخِرَةُ عِنْدَهُ وَ يُوْثِرَ ھَواىَ عَلى ھَواهُ وَ يَبْتَغىَ مَرْضاتى وَ يُعَظِّمَ حَقَّ عَظَمَتى وَ يَذْكُرَ عِلْ مى بِهِ وَ
    يُراقِبَنى بِاللَّیْلِ وَ النَّھارِ عِنْدَ كُلِّ سَیِّئَة وَ مَعْصیَة وَ يُنْقِّىَ قَلْبَهُ عَنْ كُلِّ ما اَكْرَهُ و يُبْغِضَ الشِّیْطانَ وَ وَساوِسَهُ و لا يَجْعَلَ لاِِبْل یسَ عَ لى
    « قَلْبِهِ سُلْطاناً وَ سَبیلا

    الف ويژگى ھاى زندگى گوارا
    در ادامه حديث معراج خداوند از پیامبر سؤال مى كند :اى احمد؛ آيا مى دانى كدامین زندگى گواراتر و كدامین ح یات پا يدارتر ا ست؟ پ یامبر عرض
    مى كند: پروردگارا؛ نمى دانم.
    جواب منفى پیامبر اكرم (صلى الله علیه وآله وسلم ) به لحاظ مقام بندگى است كه بنده از خود چیزى نمى داند و گويا پیامبر به ديگران مى آموزد كه
    حتى پیامبر و امام ھر چه مى دانند، خدا بدانھا تعلیم داده. لازم به ذكر است كه سؤال خداوند داراى دو بخش است:
    كدامین زندگى گواراتراست. « اَىُّ عَیْش اَھْنَئُ » ١
    كدامین حیات پايدارتر است. « اَىُّ حَیاة اَبْقى » ٢
    فلسفه اش اين است كه انسان دنبال لذّت و سعادتى است كه از يك طرف گوارا و خوشايند و از سوى ديگر پايدار و مستمّر باشد . اگر زندگى براى
    آدم لذّتى نداشته باشد، بى فايده است و اگر چنانچه لذّت داشته با شد، امّا لحظه اى با شد و از پايدارى و ث بات برخوردار نبا شد، درد فراق و از
    دست دادن آن، بیش از لذتى است كه انسان مى برد. فطرت انسان، زندگى و حیاتى را مى جويد كه ھم داراى خوشى و لذت بوده سعادت آفر ين
    مى نامند، البتّه در زبان فارسى چندان فر قى بین آ ندو « حیات » و زندگى را « عیش » باشد و ھم ثابت و پايدار بماند . ( معمولا نحوه زندگى كردن را
    .(« زندگى » كه جريانى است گذراتعبیر مى گردد و از ديگرى به « زندگانى » قائل نمى شويم، جز اينكه از عیش به
    بعد از آنكه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در پاسخ خداوند، برحسب مقام بندگى، اظھار جھل مى كند، خداوند مى فرمايد:
    « اَمَّا الْعَیْشُ الْھَنئُ فَھُوَ الَّذى لا يَفْتُرُ صاحِبُهُ عَنْ ذِكْرِى وَ لا يَنْسى نِعْمَتى وَ لا يَجْھَلُ حَقّى، يَطْلُبُ رِضاىَ لَیْلَهُ وَ نَھارَهُ »
    كسى زندگى گوارا دارد كه از ياد من غافل نیست، نعمتھاى مرا فراموش نمى كند و به حق من جاھل نیست و شب و روز رضاى مرا مى طلبد.
    گرچه ما از روى تعبد اين سخن را مى پذيريم، كه از نظر خدا، كسى زندگى گوارا دارد كه ياد خدا را فراموش نك ند ھمراه با ساير خصوصیات، اما
    براى توجیه اينكه زندگى گوارا، چه ارتباطى با ذكر خدا و به فراموشى نسپردن نعمتھا دارد، مى توان گ فت كه انسان بر اساس فطرت، خوا ھان
    حقیقت ثابتى است كه استقلال وجودى دارد تا بر او تكیه زند، چون با فطرت، وجدان و علم حضورى مى يابد كه وجودش مستقل نیست و نیازم ند
    است (از خوراك و لباس گرفته تا نفس كشیدن و ساير لوازم حیات ). پس اين وجود نیازمند اگر بخواھد در زندگى سعادتمند گردد، بايد به وجود بى
    نیازى وابسته شود، اين نھر كوچك بايد به دريا وصل گردد تا ھمواره آب در آن جريان يابد و خشك نشود . اين را ما با درك فطرى مى يابیم، البته ا ين
    « أولیاءاللّه » درك مراحلى دارد : برخى آن را با ابھام درك مى كنند، اما وقتى معرفت انسان بالا رفت واضحتر و روشن تر درك مى كند تا برسد به مقام
    كه حقايق را با شھود و علم حضورى بسیار آشكارى درك مى كنند.
    ساير افراد در نھان خود، به صورت ابھام، اين درك را دارند كه وجودشان، وجودى است وابسته و اگر بخواھد باقى باشد و تكامل يابد، بايد به يك
    وجود بى نیاز متّصل گردد، اما اگر منبع حیات و كمال را شناختند و با او رابطه برقرار كردند، اطمینان و آرامش مى يابند . انسان اگر مو جودى را
    شناخت كه در ارتباط با او، ھمه نیازھايش را مى تواند تأمین كند، حتى نیازھايى كه عقلش به آنھا نمى رسد؛ آرامش خاطر در او پديدار مى گردد و
    نسبت به آينده نگرانى و اضطرابى نخواھد داشت، چون مى داند كمبودھا به وسیله او رفع مى گردد؛ در غیر اين صورت ھمواره درون او آك نده از
    دلھره و اضطراب است.
    ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. تشكر

    نرگس منتظر (11-04-1389)

  3.  

  4. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار




    كه براى زندگى ھدفى قائل « اگزيستانسیالیسم » و برخى از شاخه ھاى « نھیلیسم » ،« ھیپیسم » در دنیاى امروز مكتبھايى وجود دارند، چون
    نیستند و آن را آمیخته با دلھره و اضطراب مى شناسند و مى گويند: دلھره از نشانه ھاى زنده بودن ا ست . ا ضطراب و دلھره از ن ظر ا فرادى چون
    لازمه زندگى است، اگر انسان اضطراب نداشته باشد، اصلا زنده نیست ! آن ھا چون از واقعیت و حق دور ند و ن مى توانند بدون ا ضطراب « سارتر »
    زندگى كنند، خیال مى كنند اضطراب لازمه زندگى است، غافل از اينكه دلھره و اضطراب ناشى از نشناختن خدا و كسى است كه فطرت خواھان
    ارتباط با اوست و اين انحراف از فطرت است . امّا كسانى كه خدا را شناختند و با او ارتباط دارند، اضطرابى ندارند، بخ صوص ا گر بدان ند خداوند خیر
    آنھا را مى خواھد و خدا بالاتر از آن است كه بد كسى را بخواھد . بديھى است ھر چه شناخت خدا بیشتر باشد، دلھره و نگرانى كمتر است، مگر
    انسان خدا را فراموش كند كه دوباره اضطراب رُخ مى نماياند.
    پس زمانى زندگى انسان گوارا خواھد شد و دلھره و اضطراب از دل كاسته مى شود و يا بكل ىّ از بین مى رود كه ياد خدا در میان باشد و اين
    واقعیّتى است انكار ناپذير، چنانكه در قرآن كريم مى خوانیم:
    رعد/ ٢٨ . آگاه باشید كه تنھا با ياد خدا دلھا آرام مى گیرد. « اَلا بِذِكْرِاللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
    پس اين مطلب را بايد درك كنیم كه دلھره، اضطراب و فقدان آرامش و آسايش به اين دلیل است كه ارتباطمان با منبع ھستى ضعیف گرديده است
    و ھر قدر ارتباط با او قوى تر شود و توجه به خدا فزونى گیرد، آرامش انسان افزون مى گردد. گاھى انسان انتظار دارد، تنھا با گفتن چند ذكر لف ظى،
    روانش آرام گیرد و قلبش مطمئن گردد، غافل از اينكه تأثیر اين گونه اذكار، زمانى است كه در دل انسان اثر كند و دل و جان را « لااله الا اللّه » مثل
    متوجه خدا سازد (اگر ياد خدا قوىّ باشد و دل واقعاً به خدا توجه پیدا كند، اضطرابى نخواھد داشت).
    اين ادّعاى بزرگى است، ايشان كسى نبود كه اھل گزافه «! به خدا قسم در عمرم از ھیچ چیز نترسیدم » : حضرت امام، رضوان اللّه علیه مى فرمود
    گويى باشد، آن ھم درباره خودش و علاوه با ذكر قسم جلاله . چگونه انسان به اين مرحله مى رسد؟ ما روزا نه معمولا چندين بار اضطراب پیدا
    مى كنیم، نگران مى شويم، امّا ايشان در سخت ترين اوضاع و احوال و در مواجه شدن با حوادث بسیار سھمگین، نظیر فاج عه ھف تم تیر كه در آن
    فاجعه بسیارى از يارانش را از دست داد و دلسوزان انقلاب را نگران آينده كشور ساخت و انعكاس عجیبى در سطح دنیا پ یدا كرد، ھیچ اضطرابى
    پیدا نكرد.
    ما اگر يكى از دوستانمان كه به او احتیاج داريم از دست برود، خوابمان نمى برد و مضطرب مى گرديم، ولى امام ھفتاد نفر از بھترين يارانش را يكجا
    از دست مى دھد و اصلا مضطرب نمى گردد! برخى از شخصیتھا كه به خدمت امام رفتند، در ابتدا سعى مى كردند ذھن امام را براى شنیدن خ بر
    آن فاجعه آماده سازند، تا اتفاق ناگوارى براى امام نیافتد، ولى وقتى خواستند لب به سخن باز كنند، امام با فراست دريافت و فرمود : برويد جلسه
    مجلس شوراى اسلامى را تشكیل بدھید ! اين چه روحیه اى است و مگر انسان چقدر مى تواند تحمل دا شته با شد؟ ر مز و راز اين روحیه چیزى
    نیست، جز ارتباط قلبى با خدا . اين خاصیت روحھاى بزرگ و دريا صفت است كه موجھا و خطرات سھمگین آنھا را درھم نمى شكند و ھم چنان آرام
    است، اما روحھاى كم ظرفیت ما با اندك خطر و حادثه اى در ھم مى شكند.
    يكى از نزديكان امام كه ھمه روزه خدمت ايشان مى رسید، نقل كرده بود كه بعد از وقوع اين فاجعه، ھیچ تغییرى در برنامه ھاى روزانه ا مام، اي جاد
    نشد و درست در موعد مقررّ، امام به خواندن قرآن و ساير كارھاى جارى خود مى پرداخت، گويى ھیچ اتّفاقى نیفتاده است.
    بنابراين زندگى آرام و بى اضطراب، و ايجاد آسايش روانى جز با ياد و ذكر خدا امكان پذير نیست . ما خیلى ضرر مى كنیم كه توجھمان به خدا كم
    است. پس اوّلین شرط براى گوارا شدن زندگى، خسته نشدن و غافل نگشتن از ذ كر و ياد خداست . مطلب ديگرى كه لازم به ذكر است اينكه ما
    وقتى از زندگى لذت مى بريم كه متوجه گرديم خواسته ھايمان تأمین مى شود، ولى ھم اكنون ھزاران نعمت در اختیار ماست و به ھیچ يك توجه
    نداريم: مثل نعمت حیات و زندگى، سلامتى جسم و تن، معرفت و ايمان به خدا، ايمان به قیامت، نعمت امامت و علاقه به ا سلام و ان قلاب . ما از
    ھمه اين نعمتھا بھره منديم، ولى چون بدان توجھى نداريم، از آن لذّت نمى بريم. در صورت بروز بیمارى و پس از بازيافتن سلامتى براى مدتى از
    نعمت سلامتى لذّت مى بريم و ارزش آن را درك كرده، به آن توّجه مى كنیم و پس از آن دوباره آن نعمت را فراموش مى كنیم. بنابراين دومین شرط
    براى لذت بردن از زندگى، توجه به نعمتھاى خداوندى است.
    انسان به نعمتھاى خدا توجه ندارد، اما اگر كمبودى داشته باشد، مرتب نق مى زند و آه و ناله سر مى دھد و آن كم بود را به رخ مى كشد . اگر
    انسان به نعمتھايى كه خدا به او داده توجه كند، لذتى مى برد كه در مقابل، آن كمبودھا به حساب نمى آيد، گرچه در پیدايش كمبودھا نیز حكمتى
    نھفته است . چه خوب است بنشینیم و بررسى كنیم كه خداوند چه نعمتھايى به ما داده است و در اين صورت، پى مى بريم كه آن نعمت ھا بى
    نحل/ ١٨ «... وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لاتُحْصُوھا » : شماره است
    اگر بخواھید نعمتھاى بى حد خدا را شماره كنید، ھرگز نتوانید.
    پس براى گوارا شدن زندگى، توجه به نعمتھاى خدا لازم است، امّا صِرف توجه به آنھا نیز كافى نیست، زيرا اگر انسان به نعمتھا دل بب ندد و
    فراموش كند كه صاحب اين نعمت ھا چه حقّى بر او دارد، به آنھا دل بستگى پیدا خواھد كرد و اين خود مانع از تكامل او مى گردد. لذا در كنار توجه
    به نعمتھاى خدا بايد توجه كند كه صاحب اين نعمت چه حقّى بر او دارد؟ و چگونه بايد شكر اين نعمتھا را به جا آورد؟ در اين صورت ز ندگیى گوارا و شیرين خواھد داشت.
    ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. تشكر

    نرگس منتظر (11-04-1389)

  6. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار




    ب ويژگى ھاى حیات پايدار
    در بخش ديگرى از حديث، خداوند ويژگى ھايى را براى حیات باقى و پايدار ذكر مى فرمايد . در واقع با يد گ فت در ا ين چند سطر يك دوره سیر و
    سلوك و عرفان عملى گنجانیده شده است و اگر ما در اين جملات دقت كنیم و آنھا را درس زندگى خود قرار دھیم، به عالى ترين كمالات مع نوى
    دست مى يابیم؛ خداوند مى فرمايد:
    « وَ اَمّا الْحَیوةُ الْباقِیَةُ فَھِىَ الَّتى يَعْمَلُ [صا حِبُھا] لِنَفْسِهِ حَتّى تَھُونَ عَلَیْهِ الدُّنْیا وَ تَصْغُرَ فى عَیْنَیْهِ وَ تَعْظُمَ الاْخِرَةُ عِنْدَهُ »
    اما حیات باقى كسى دارد كه به گونه اى براى خود عمل مى كند كه دنیا براى او حقیر و در چشمش بى ارزش مى شود و آ خرت نزد او عظمت
    مى يابد.
    اگر كسى بخواھد از مسیر حیوانیّت به مسیر انسانیّت قدم بگذارد و وارد مراحل تكامل انسانى شود، در اولین قدم بايد به مقايسه دنیا و آ خرت
    بپردازد. در شرع مقدس تكالیفى براى ھمه انسانھا تعیین شده؛ از قبیل نماز، روزه و اعمال مستحبى كه موجب تكامل انسان مى گردند و به نتايج
    و ثمرات آنھا در آخرت دست مى يابد. امّا انسان در ابتدا، میل به كارى دارد كه در ھمین دنیا از آن لذت ببرد و نتیجه فورى آنرا ببیند و اگر كارى براى
    او فاقد نتیجه فورى و نیز لذت بخش نباشد، انجامش براى او دشوار است . اگر با تجربه دريابد كه كارى برايش لذت فورى و آنى در بردارد، به پى
    گیرى و انجام مجدد آن علاقه مند مى گردد، اما از انجام كارھايى كه برايش لذت بخش نیست خسته مى شود و كم كم آنھا را رھا مى كند . به
    دلیل اھمیت اين موضوع، در قرآن مجید نیز به آن زياد توجه شده است، براى مثال تعبیرى كه قرآن در مورد نماز دارد چنین است:
    . بقره/ ٤٥ « وَ اِنَّھا لَكَبیرَةٌ اِلاّ عَلى الْخاشِعینَ ...»
    بدرستى كه نماز دشوار است، مگر بر خاشعان و خداپرستان.
    نماز بارگرانى است بر دوش انسان و با اينكه زمان زيادى نمى برد، خواندن آن برايش سنگین ا ست و لذا در ابتدا، بدون ب ھره بردن از روش ھاى
    صحیح، وادار كردن بچه ھا به نماز خیلى دشوار است . دلیلش اين است كه وقتى او غذا مى خورد، بازى مى كند، تلويز يون تماشا مى كند، لذّتى
    نقدى و آنى به دست مى آورد، امّا از وضو گرفتن، نماز خواندن و ... چنین لذّتى برايش حاصل نمى شود. اگر زمانى انسان به اين باور رسید كه ا ين
    افعال، واقعاً براى او مفید و لذّت بخش است، با شوق و علاقه آنھا را انجام خواھد داد.
    البته روشن است كه بین اعمال عبادى و نتايج و لذتھاى آنھا چندان فاصله اى نیست، ھمه زندگى دنیا نسبت به آخرت، از يك چ شم بر ھم زدن
    نسبت به يك عمر صد ساله كمتر است و در واقع زندگى حقیقى در عالم آخرت است كه ابدى و بى پايان است . اگر انسان بتوا ند لذتھاى اين دو
    زندگى را با يكديگر مقايسه كند، پى مى برد لذتھاى دنیا كه آن قدر به آنھا دل بسته است و براى رسیدن به آنھا تلاش فراوان مى كند، در مقا بل
    لذتھاى آخرت، چقدر بى ارزش و بى مقدار است.
    بدون شك لحظه اى لذت بردن، در اين دنیا، ھمراه با رنج و مشقت فراوانى است . شما بنگريد انسان براى به دست آوردن لقمه اى نان، چ قدر بايد
    زحمت بكشد . ھر كس در حد وسع خود چقدر تلاش مى كند، تا زندگى اى مرفه و آسوده داشته باشد : وسائل گرمازا تھیه مى كند تا در زمس تان از
    سرما در امان باشد ، براى در امان ماندن از گرماى تابستان، به دنبال تھیه و سائل خنك كننده مى رود و اين ھمه ر نج و تلاش و به كار بستن
    سرمايه ھا، براى رسیدن به لذتھاى مادى و نتايج دنیوى است : اختراعات و به كار بستن مغزھا ، جنگ و جدالھا و ھمه تلاش ھاى بشر براى اين
    است كه، در اين دنیا ، چند روزى خوش بگذراند . حال اگر بنا باشد لذت آ نى و زودگذر دن یا، اين قدر ارزش دا شته با شد كه تمامى مشكلات و
    دشوارى ھا براى رسیدن به آن تحمّل گردند، در مقابل ، لذتھاى پايان ناپذير آخرت كه خست گى و ناراحتى نیز به ھ مراه نخواھ ند دا شت، چ قدر
    ارزش دارد؟ آيا نمى ارزد كه انسان دو ركعت نمازش را درست بخواند؟
    با مقايسه لذتھاى دنیا و آخرت، انسان سختى ھاى عبادات و تكالیف را برخود ھموار مى سازد و سعى مى كند به وظايف خود عمل كند، گرچه اين
    كار در ابتدا گران است، ولى با آن مقايسه و با پى بردن به اھمیت و ارزش نعمتھاى آخرت و دوام آنھا ، آخرت در نظر انسان بزرگ مى گردد و دنیا
    كوچك به نظر مى آيد، در آن صورت است كه انسان به راحتى تكالیف الھى را انجام مى دھد زيرا در مورد كارھاى دنیايى نیز اگر انسان مطمئن
    باشد كه كارھايش نتیجه خوبى خواھد داشت، مشكلات را تحمّل خواھد كرد . پس اولین قدم اين است كه سعى كنیم، موقعیّت ز ندگى دنیا و
    آخرت را بشناسیم و تلاش كنیم سختى ھاى عبادت و بندگى خدا آسان گردد، پى به ماھیت دن یا ببريم و اينكه در مقا بل آن آ خرت چه ارزشى
    دارد؟ و نفع ھر يك را بشناسیم و ھر كدام را كه نفعش بیشتر است انتخاب كرده، براى رسیدن به آن تلاش كنیم؛ در نتیجه دنیا در نظرمان پست و
    حقیر و آخرت بزرگ مى آيد.
    ناظر به اين است كه انسان خويشتن را از ھمه كس و از ھمه چیز بیشتر دوست « اَمّا الْحَیوةُ الْباقِیَةُ فَھِىَ الَّتى يَعْمَلُ [صا حِبُھا] لِنَفْسِهِ » جمله
    مى دارد و محبوب ترين چیز نزد انسان، نفس اوست و ساير دوستى ھا با ھمین ملاك انجام مى گیرد : اگر كسى را دوست مى دارد، براى اين
    است كه از ھمنشینى با او لذت مى برد. پس در واقع انسان اصالتاً خودش را دوست مى دارد و بالتبع اين دوستى به ساير افراد و اشیاء نیز تعلقّ میگیرد
    ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. تشكر

    نرگس منتظر (11-04-1389)

  8. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار




    ما با اينكه خودمان را دوست مى داريم ، امّا در اين فكر نیستیم كه مصلحت و خیر ما در چیست . شما اگر كسى را دوست داشته باشید، آنچه به
    نفع و صلاح اوست برايش تأمین مى كنید و ضرر را از سر راھش بر مى داريد، حال براى ن فس خود كه از ھر چیزى براى شما محبوبتر است چه
    مى كنید؟ چرا به فكر نفع و ضرر خود نیستى ! سعى كن نفع خود را بشناسى تا آن را كسب كنى و از آنچه به ضررت ھست اجتناب كن . اگر
    انسان بر اين انديشه باشد كه نفع و ضرر واقعى خود را تشخیص داده، براى جلب منافع و مصالح خويش تلاش كند، به اينجا خوا ھد ر سید كه :
    الاع لى / ١٧ « وَالاْخ رَِةٌ خَی رٌْ وَابْقى »: دنیا در نظر او خوار مى شود، زيرا در مى يا بد كه ارزش ھاى آ خرت بھتر و بادوام تر است « تَھُونُ عَلَیْهِ الدُّنْیا »
    درنتیجه دنیا درنظراو كوچك مى گردد.
    نھج البلاغه « كانَ لى فیما مَضى اَخٌ فىِ اللّهِ وَ كانَ يُعَظِّمُهُ فى عَیْنى صِغَرُ الدُّنْیا فى عَیْنِه » : امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نھج البلاغه مى فرمايد
    (فیض الاسلام)، ص ١٢٢٥ ، حكمت ٢٨١
    در روزگار گذشته دوستى داشتم كه بر اساس ارزشھاى الھى با او برادر بودم (احتمالا ابوذر غفارى يا عثمان بن مض عون ) و كوچك بودن دنیا در
    نظرش، او را در چشم من بزرگ مى نمود.
    از ديد امیرالمؤمنین (علیه السلام ) كسى بزرگ است كه دنیا در نظرش كوچك باشد، يعنى اين واقعیّت را درك ك ند كه دنیا در مقا بل آخرت ارزش
    ندارد و چیزى به شمار نمى آيد. پس اگر درست فكر كنیم و در واقع دنبال نفع و مصلحت خود باشیم، نبايد آخرت را از ياد ببريم، ز يرا دن یا زودگذر و
    زوال پذير است . البته نمى توان به انديشه در امر دنیا و آخرت و مقايسه بین آندو بسنده كرد، بل كه بايد تلاش كرد و زحمت كشید تا به جا يى
    برسیم كه ديگر انجام تكالیف الھى براى ما سنگین و دشوار نباشد و سرانجام منافع لذتھاى اُخروى را بر دنیا ترجیح دھیم و ا گر چنانچه امر داير
    شود بین دو كارى كه ھر دو مطلوبند، ولى يكى از آنھا پیش خدا محبوبتر است، ھمان را ترجیح دھیم، نه كارى كه خود مى پسنديم.
    « وَ يُؤْثِرَ ھَواىَ عَلى ھَواهُ وَ يَبْتَغى مَرْضاتى وَ يُعَظِّمَ حَقَّ عَظَمَتى وَ يَذْكُرَ عِلْمى بِهِ وَ يُراقِبَنى بِاللَّیْلِ وَ النَّھارِ عِنْدَ كُلِّ سَیِّئَة وَ مَعْصیَة »
    خواست مرا برخواست و ھواى خود ترجیح مى دھد و رضاى مرا مى گزيند و حق عظمت مرا بزرگ مى شمارد و فراموش نمى كند كه من ناظر
    براعمال او ھستم و در شب و روز مواظب است كه گناھى از او صادر نگردد.
    مسیرى كه انسان با زحمت، تلاش، تمرين، مداومت بر برنامه ھاى عملى صحیح طى مى كند تا به مرحله نھائى تكا مل معنوى بر سد از ارزيابى
    زندگى دنیا و مقايسه بین دنیا و آخرت شروع مى شود و در نتیجه، شخص تصمیم مى گیرد كه سعادت ابدى را برگزيند از ا ينروى با يد ھ مواره
    مواظب باشد كه چه كارى براى زندگى آخرت مفید است و چه كارى مفید نیست و در ھر كارى حساب كند كه خداوند اين عمل را دوست دارد يا
    آن را دوست ندارد، اين ھمان مراقبه اى است كه مربّیان اخلاقى سفارش مى كنند و براى موفّقیت در اين مرح له بايد درباره خدا و عظمت او
    بیانديشد. اگر انسان توجه داشته باشد كه خدا به ھر كارى كه انجام مى دھد، علم دارد و در شبانه روز وقتى معصیتى پیش مى آيد، متوجه باشد
    كه خدا حاضر و ناظر بر عمل اوست؛ ھرگز معصیت نمى كند.
    وقتى انسان در برابر چشمان يك كودك از برخى گناھان دورى مى جويد، چگونه با توجه به اينكه خدا حاضر و ناظر اعمال اوست گناه مى كند؟ تازه
    اين مربوط به عمل خارجى و مراقبتھاى عملى است، مثل مراقبت دست، پا و چشم و ... مھمتر از اين نوع مراقبتھا ، مراقبت قلبى است كه آدمى
    بر نحوه فكر و انديشه درونى خويش نظارت داشته باشد.
    قلب خويش را از آنچه من دوست ندارم پاك مى كند. « وَ يُنْقِّىَ قَلْبَهُ عَنْ كُلِّ ما اَكْرَهُ »
    افزون بر اينكه بر اعمال خارجى و بیرونى خويش مواظبت مى كند و تكالیف شرعى را بجا مى آورد و معاصى الھى را ترك مى كند، مراقبت دقی قى
    نیز بر احوال درونى خويش دارد و مواظب است در دل نیز انديشه و فكرى، برخلاف خواست خدا نداشته باشد.
    (نقل مى كنند مرحوم سیّد مرتضى به برادرش، سید رضى، فرمود : خوبست كسى عھده دار امامت نماز شود كه معصیت نكرده باشد . سیّد رضى
    در جواب گفت: خوبست كسى امام باشد كه حتّى خیال معصیت نیز نكرده باشد!)
    « وَ يُبْغِضَ الشَّیْطانَ وَ وَساوِسَهُ و لا يَجْعَلُ لاِِبْلیسَ عَلى قَلْبِهِ سُلْطاناً وَ سَبیلا » : در ادامه حديث خداوند مى فرمايد
    شیطان و وسوسه ھايش را دشمن مى دارد و براى ابلیس ھیچ سلطه اى بر قلب و راه نفوذى بر انديشه خود نمى گذارد.
    ھر زمانى كه احساس كند، وساوس شیطانى به دلش ھجوم آورده، با آنھا مقابله مى كند و ھرگز اجاره نمى دھد، ظرف مصّفاى دل به تخیّلات
    شیطانى آلوده گردد . مؤمن تخیّل شیطانى را ھمانند دشمنى مى داند كه قصد جانش را كرده است و لذا پیو سته با او به م بارزه بر مى خیزد و
    اجازه نمى دھد شیطان حتّى در دلش نفوذ يابد، چه رسد به اندامھا و رفتار خارجى او.
    منبع: راھیان کوي دوست
    ويژگى ھاى زندگى گوارا و پايدار
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. تشكر

    نرگس منتظر (11-04-1389)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •