۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 117
  1. #101
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,785      تشکر : 57,597
    171,633 در 50,188 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    sham پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    این سان كه چشم اهل دل از خون دل تر است
    بهر عزاى حضرت موسى ابن جعفر است


    خاك زمين شهر مدينه ز داغ او
    چون آسمان سينه ما لاله پرور است

    از ياد زهر و سينه سوزان آن امام
    چشم مواليان حزينش ز خون تر است

    پور امام صادق رهبر به مسلمين
    نور دو چشم فاطمه و جان حيدر است


    با آن كه بود قدرت او قدرت على
    با آن كه علم و دانش او چون پيمبر است

    اما صلاح و مصلحت روزگار بود
    تسليم محض در بر خلاّق اكبر است

    عمرش اگرچه گوشه زندان به سر رسيد
    اما عنايتش به جهان سايه گستر است

    او عاشق لقاى خدا بود و در جهان
    زندان و قصر در نظر او برابر است

    يك روز با صبورى و يك روز با جهاد
    ترويج دين براى امامان مقدر است

    زندان ز شأن و منزلتش هيچ كم نكرد
    يك موى او ز جمله آفاق برتر است

    ما ذره ايم در بر نور جمال او
    او مهر آسمان بود و ذره پرور است

    فردا كه هر كسى به شفيعى برد پناه
    چشم تمام خلق به موسى بن جعفر است

    «خسرو» چه غم ز كثرت عصيان ترا بود
    او شافع گناه تو در روز محشر است


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 5

    نرگس منتظر (17-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-04-1389), رایکا (17-04-1389), شكوفه ياس (17-04-1389), شكوه انتظار (17-04-1389)

  3. #102
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    زندانی نمودن امام و چگونگي شهادت:

    درباره حبس امام موسي (ع) به دست هارون الرشيد شيخ مفيد در ارشاد روايت مي كند كه علت گرفتاري و زنداني شدن امام، يحيي بن خالد بن بر مك بوده است زيرا هارون فرزند خود امين را به يكي از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتي هم والي خراسان بوده است سپرده بود و يحيي بن خالد بيم آن را داشت كه اگر خلافت به امين برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و يحيي و بر مكيان از مقام خود بيفتند. جعفر بن محمد بن اشعث شيعه بود و قايل به امامت موسي (ع) و يحيي اين معني را به هارون اعلام مي داشت. سرانجام يحيي پسر برادر امام را به نام علي بن اسماعيل بن جعفر از مدينه خواست تا به وسيله او از امام و جعفر نزد هارون بدگويي كند. گويند امام هنگام حركت علي بن اسماعيل از مدينه او را احضار كرد و از او خواست كه از اين سفر منصرف شود. و اگر ناچار مي خواهد برود از او سعايت نكند. علي قبول نكرد و نزد يحيي رفت و بوسيله او پيش هارون بار يافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامي مال به او مي دهند تا آنجا كه ملكي را توانست به هزار دينار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدينه امام و جمعي از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت يا رسول الله از تو پوزش مي خواهم كه مي خواهم موسي بن جعفر را به زندان افكنم زيرا او مي خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بريزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بيرون بردند و او را پوشيده به بصره نزدوالي آن عيسي بن جعفربن منصور بردند.
    عيسي پس از مدتي نامه اي به هارون نوشت وگفت كه موسي بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاري ندارد يا كسي بفرست كه او را تحويل بگيرد يا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربيع سپرد و پس از مدتي از او خواست كه امام را آزاري برساند اما فضل نپذيرفت و هارون او را به فضل بن يحيي بن خالد برمكي سپرد. چون امام در خانه فضل نيز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنيدن اين خبر در خشم شد و آخر الامر يحيي امام را به سندي بن شاهك سپرد و سندي آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات يافت سندي جسد آن حضرت را به فقها و اعيان بغداد نشان داد كه ببيند در بدن او اثر زخم يا خفگي نيست. بعد او را در باب التبن در موضعي به نام مقابر قريش دفن كردند. تاريخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر يا پنجم يا بيست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگي گفته اند.

    سخنان برگزيده

    زيارت قبر پدرم، موسى بن جعفرعليه السلام، مانند زيارت قبر حسين‏عليه السلام است.
    امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

    سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
    كمك كردن تو به ناتوان، بهترين صدقه است.
    اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.
    كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.
    در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.
    هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.
    هر گاه سه نفر در خانه ‏اى بودند، دو نفرشان با هم نجوا نكنند؛ زيرا نجوا كردن، نفر سوم را ناراحت مى‏كند.
    مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.
    مبادا حريم ميان خود و برادرت را (يكسره) از ميان ببرى؛ چيزى از آن باقى بگذار؛ زيرا از ميان رفتن آن، از ميان رفتن شرم و حيا است.
    خير برسان و سخن نيك بگو و سست رأى و فرمان‏برِ هر كس مباش.
    مصيبت براى شكيبا يكى است و براى ناشكيبا دوتا.
    شكيبايى در عافيت بزرگ‏تر است از شكيبايى در بلا.

    از شوخی خودداری کن زيرا شوخی جلوه معنوی ترا مي زدايد .
    چيزی نيست که چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن که در آن پند و اندرزی است .
    برای هر چيزی دليلی بايد ، و دليل خردمند تفکر است ، و دليل تفکر خاموشی .
    همنشينی با اهل دين ، شرف دنيا و آخرت است .


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 4

    نرگس منتظر (17-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-04-1389), رایکا (17-04-1389), شكوفه ياس (17-04-1389)

  5. #103
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞








    مشكات هدايت (1) // مساوات و برابري سيره‌ي عملي امام موسي كاظم (ع)‏
    گروه معارف: مساوات و برابري سيره‌ي عملي امام هفتم (ع) است كه براي تمام ‏مسلمانان يك حجت شرعي درس‌آموز مي‌باشد.‏
    خبرگزاري شبستان: در حديثي در كتاب اصول كافي جلد پنج صفحه 166 درخصوص ‏ويژگيها و خصلتهاي امام موسي كاظم (ع) آمده كه هنگامي كه ميوه‌ها مي‌رسيد امام به ‏اصحاب خود دستور مي‌دادند آنها را ببرند و بفروشند و هر روز همه مسلمانان ميوه ‏موردنياز خود را از بازار تهيه كنند.‏
    سيره عملي اهل بيت (ع) مانند گفتار آنها براي مسلمانان حجت شرعي و آموزنده‌اي ‏است، براساس اين حديث امام موسي كاظم (ع) به مسلمانان دستور داده بودند احتياجات خود ‏را مانند همه مسلمانان روز به روز تهيه كنند روزي كه آن جنس در بازار زياد بود و همه ‏مسلمانان مي‌توانستند آن جنس را تهيه كنند براي امام و خانواده‌هاي آن حضرت تهيه ‏مي‌كردند و روزي كه آن جنس در بازار نبود امام و همه مسلمانان از آن ميوه و ‏جنس استفاده نمي‌كردند اين كار سيره‌ي هميشگي امام (ع) بود.‏
    امام هفتم (ص) اصرار داشتند مثل همه مسلمانان زندگي كنند و در خورد و خوراك هيچ ‏امتيازي بر ديگر مسلمانان نداشته باشند شرعاً هيچ اشكالي نداشت كه امام از ملك ‏شخصي خود در طول سال بهره‌مند باشد اما آن حضرت به اين امكان مشروع هم رضايت ‏نمي‌دادند.‏
    در بينش الهي امام موسي كاظم (ع) فرزندان مسلمانان با فرزندان خود آنها فرقي ‏نداشتند.‏





    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  6. تشكرها 3

    نرگس منتظر (17-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-04-1389), رایکا (17-04-1389)

  7. #104
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞








    مشكات هدايت (2)// مساوات و برابري سيره‌ي عملي امام
    موسي كاظم (ع)
    گروه معارف: شيعيان امام موسي كاظم (ع) بايد در مسيري گام بردارند كه رفتارشان متناسب با آن ‏حضرت باشد و اگر قدرت اين مقدار مواسات را ندارند حداقل از احتكار و گران‌فروشي در ‏معامله پرهيز كنند.‏
    خبرگزاري شبستان: در حديثي در كتاب اصول كافي جلد پنجم صفحه 166 درخصوص ‏ويژگيها و خصلتهاي امام موسي كاظم (ع) آمده كه هنگام رسيدن ميوه‌ها، امام ‏به اصحاب خود دستور مي‌دادند همه آنها را برده و بفروشند و هر روز همه مسلمانان ميوه ‏موردنياز خود را از بازار تهيه كنند.‏
    سيره عملي اهل بيت (ع) مانند گفتار آنها براي مسلمانان حجت شرعي و درسي آموزنده است، ‏مسلمانان زماني از شيعيان واقعي امامان محسوب مي‌شوند كه از آنها در همه زمينه ها ‏پيروي كنند و دستورالعملهاي آنها را بكار بندند و اگر در عمل و گفتار متفاوت عمل شود، ‏به نتيجه‌ي مطلوب نخواهند رسيد.
    براساس اين حديث امام موسي كاظم(ع) به ‏مسلمانان دستور داده بودند احتياجات خود را مانند همه مسلمانان روز به روز تهيه كنند و ‏روزي كه اجناسي در بازار زياد بود و همه مسلمانان مي‌توانستند آن جنس را تهيه كنند ‏براي امام و خانواده‌هاي آن حضرت هم تهيه مي‌كردند و روزي كه آن جنس در بازار نبود ‏امام و همه مسلمانان از آن ميوه و جنس استفاده نمي‌كردند.
    امام هفتم (ع) همچون ساير ائمه اصرار داشتند همانند همه مسلمانان زندگي كنند و در خورد و خوراك هيچ ‏امتيازي بر ديگر مسلمانان نداشته باشد شرعاً هيچ اشكالي نداشت كه امام از ملك ‏شخصي خود در طول سال بهره‌مند باشند اما آن حضرت به اين امكان مشروع هم رضايت ‏نمي‌دادند.‏
    در بينش الهي امام موسي كاظم (ع) فرزندان مسلمانان با فرزندان خود آنها فرقي ‏نداشتند.‏
    اين در واقع اوج مواسات با ساير مسلمانان است كه امام (ع) رعايت مي‌كردند و با وجود اينكه ايشان امام ‏مسلمانان بودند اما حاضر نبودند در اموال شخصي خود به گونه‌اي تصرف كنند كه با ساير مسلمانان همساني داشته باشد.‏
    شيعيان امام موسي كاظم (ع) بايد در اين مسير گام بردارند و رفتار خود را متناسب با آن ‏حضرت كنند و اگر قدرت اين مقدار مواسات را ندارند لااقل از احتكار و گران‌فروشي در ‏معامله پرهيز كنند.‏
    گران فروشي و كم فروشي از آفات كسب حلال است كه دوستان امام كاظم بايد از اين ‏نوع اعمال پرهيز كنند.
    اين چنين پولي كه با مكر و حيله و ترجيح دادن خود به ديگران به دست آمده صرف باطل و ‏هوي و هوس مي‌شود و ظلمت و محروميت و ناداني را به همراه خواهد داشت در اين ‏روايت ترجيح دادن ديگران بر خود، مواسات، گذشت، يكرنگي و دوستي ميان مسلمانان ‏به آنان توصيه شده است.‏


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكرها 3

    نرگس منتظر (17-04-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (17-04-1389), رایکا (17-04-1389)

  9. #105
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    استراتژي مبارزه در سيره امام هفتم (ع)

    امام موسي بن جعفر(ع) همان راه و روشي را ادامه داد كه امام صادق(ع) درروبرو شدن با اجتماع، بر محور عمل و برنامه ريزي اتخاذ كرده بود. اين محورها عبارتند از:
    محور نخستين: برنامه ريزي فكري و آگاهي دادن عقيدتي و چاره انديشي در روبرو شدن با عقايد منحرف و انگيزه ها و واپس گرائيهاي شعوبي و نژاد پرستي و عقايد مختلف ديني.
    از خطرناكترين اين تبليغات زهر آگين، تبليغ افكار الحادي و كفرآميز بود كه تزريق زهر آن فعاليت و گسترش در دلهاي نوجوانان مسلمان سرازير شده بود. موضع امام موسي(ع) دربرابر اين تبليغات، آن بود كه با دلايل استوار در برابر آن بايستد و با پوچي و بي مايگي آن به معارضه برخيزد و دوري آنرا از منطق و واقعيت توضيح دهد و عيوب آن را بازگويد تا آنجا كه گروهي انبوه از پيروان آن عقايد به اشتباه خود و فساد خط مشي اتخاذي خويش اعتراف كردند و به اين جهت جنبش امام درخشندگي يافت و قدرت علمي آن حركت منتشر گرديد و به گوشها رسيد. چندان كه گروهي بزرگ از مسلمانان آن را پذيرفتند و اين امر به مسئولان حكومت گران آمد و با آنان با شدت و فشار شكنجه رفتار كردند و در زمينه هاي عقيدتي آنان را از گفتگو بازداشتند و امام موسي(ع) ناچار شد به هشام (يكي از اصحاب خود) فرستاده اي گسيل دارد و او را هشدار دهد تا بعلت خطرهاي موجود از سخن گفتن خودداري كند و هشام تا مرگ مهدي خليفه از سخن گفتن خودداري كرد.
    گروهي كثير از بزرگان دانشمندان و راويان حديث، از كساني كه در دانشگاه بزرگ امام صادق (ع) تحصيل مي كردند، هنگام اقامت او در يثرب، پيرامون امام موسي(ع) گرد آمدندو ايشان با توانائي و نيروي بسيار، برفقه اسلامي، آراء و عقايد خردمندانه درفقه اسلامي ابراز كردند. مجموعه هاي بسيار از احكام اسلامي به آن حضرت منسوب است كه درباب حديث وفقه تدوين شده است و دانشمندان و راويان حديث همواره با آن افاضات علمي، همدم بودند و احاديث و گفتگوها و فتواهاي او را ثبت مي نمودند.
    سيد بن طاووس چنين روايت كرده است كه ياران و نزديكان امام كاظم (ع) درمجلس او حاضر مي شدند و لوحه هاي آبنوس درآستين ها داشتند. هرگاه او (ع) كلمه اي مي گفت يا درموردي فتوي مي داد، به ثبت آن مبادرت مي كردند.
    آن دانشمندان همه انواع علوم را با توجه به گوناگوني و وسعت آن از او نقل كرده اند. كوششهاي علمي حضرت همه مراكز اسلامي را فراگرفته بود و دانشمندان نسلي پس از نسلي، عطاياي علمي او را نقل كرده اند.
    محور دوم: نظارت مستقيم برپايگاههاي توده اي و طرفداران وپ يروان خود وهماهنگي با آنها درپيش گرفتن مواضع منفي در برابر حكومت، به منظور ناتوان كردن حكومت از نظر سياسي و بريدن از آن و حرام كردن تماس با آن به منظور آماده كردن زمينه هاي سقوط آن حكومت و نابود كردن آن از نظر سياسي.
    چيزي كه امام (ع) را دلير ساخت تا چنين موضع استواري داشته باشد، دگرگوني آشكار گستردگي و انتشار پايگاههاي مردمي ايشان بود.
    اين مطلب با جنبش امام(ع) و با فعاليتهاي منفي او نسبت به حكومت منحرف عباسيان و فراخواندن او درحرام دانستن ياري با حكومت، در هر زمينه از زمينه ها، هماهنگ شده بود. اين موضع امام درگفتگوي وي با يكي از اصحاب، (صفوان) آشكار مي گردد:
    - اي صفوان همه چيز تو پسنديده است جز يك چيز.
    - فدايت شوم، آن چيست؟
    -كرايه دادن شترهايت به اين ستمكار - يعني هارون.
    -به خدا سوگند آنها را از جهت تكبر و خودخواهي و يا شكار وسرگرمي كرايه نداده ام، بلكه براي اين راه - راه مكه- كرايه داده ام و خود همراهي با شتران را برعهده نمي گيرم بلكه غلامان خود را با آنان مي فرستم.
    امام (ع) به او گفت:
    - اي صفوان آيا كرايه ات برعهده آنان است؟
    -آري فدايت گردم.
    - آيا دوست مي داري زنده بمانند تا كرايه تو را بپردازند.
    -آري.
    -پس فرمود: هركس بقاي آنان را دوست داشته باشد از آنان است و هركس از آنان باشد وارد آتش گردد.
    امام نارضايتي و خشم خود را از حكومت هارون، پياپي ابراز مي فرمود و همكاري با آنان را درهر صورت و شكل كه باشد حرام مي دانست و اعتماد و تكيه بر آن را منع مي كرد و با اين سخن كه فرمود:
    به آنان كه ستمكارند تكيه مكنيد كه گرفتار دوزخ مي گرديد، مردم را از تماس با ستمكاران باز مي داشت و تمايل به آنان را بر مسلمانان حرام كرد.
    و ترك كردن آنان را ضروري دانست. حتي اگر تماس با آنان به علت بعضي مصلحتهاي شخصي بوده باشد.
    آن حضرت ياران خويش را از شركت كردن در سلك حكومت هارون يا پذيرفتن هرگونه مسئوليت و وظيفه دولتي برحذر ميداشت و به زيادبن ابي اسلمه فرمود:
    «اي زياد، اگر از پرتگاهي بلند فروافتم و پاره پاره گردم بيشتر دوست مي دارم تا براي آنان كاري انجام دهم و يا بر بساط كسي از آنان پاي گذارم.»
    اما امام(ع)، علي بن يقطين يكي از بزرگ ياران خويش را ازين فرمان استثناء كرد و اجازه داد تا منصب وزارت را در روزگار هارون عهده دار گردد و پيش از او، منصب زمامداري را در ايام مهدي بپذيرد. او نزد امام موسي(ع) رفت و از او اجازه خواست تا استعفا دهد و منصب خود را ترك كند. اما امام(ع) او را ازين كار بازداشت. و به او گفت «چنين مكن، ما به تو آموخته شده ايم و برادران تو به سبب تو عزت دارند و به تو افتخار مي كنند. شايد به ياري خدا بتواني شكسته اي را درمان كني و دست بينوائي را بگيري يا بدست تو مخالفان خدا درهم شكنند. اي علي، كفاره و تاوان شما، خوبي كردن به برادرانتان است. يك مورد را براي من تضمين كن، سه مورد را برايت تضمين مي كنم. نزد من ضامن شو كه هر يك از دوستان ما را ديدي نياز او را برآوري و او را گرامي داري و من ضامن مي شوم كه هرگز سقف زنداني به تو سايه نيفكند و دم هيچ شمشير به تو نرسد و هرگز فقر به سراي تو پاي نگذارد.
    اي علي، هركس مؤمني را شاد سازد، اول خداي را و دوم پيامبر را و در مرحله سوم ما را شاد كرده است.»
    محور سوم: موضوع آشكار و صريح در احتجاج با كسيكه زمامدار حكومت بود به اينكه خلافت حق آن حضرت است نه ديگري و بر همه مسلمانان در احراز اين مقام برتري دارد.
    مناظره او(ع) با هارون الرشيد در مرقد نبي اكرم(ص) و در برابر توده اي عظيم از اشراف و فرماندهان ارتش و كارمندان عاليرتبه دولت اتفاق افتاد. هارون روي به ضريح مقدس به رسول اكرم(ص) چهره سود و چنين سلام گفت: «درود بر تو اي پسر عم»! و به انتساب خود به نبي اكرم افتخار مي كرد. آنگاه امام كه حاضر بود، بر نبي اكرم درود فرستاد و گفت: «سلام بر تو باد اي پدر».
    هارون رشيد از اين سخن ناراحت شد زيرا امام(ع) در آن فخر و مجد بر او پيشي گرفته بود. پس با آهنگي لبريز از كينه و خشم به او گفت: «چرا گفتي كه تو از ما به رسول الله(ص) نزديكتري؟. و امام پاسخي تند به او داد و گفت: «اگر رسول الله زنده مي شد و از تو دخترت را خواستكاري مي فرمود، آيا او را اجابت مي كردي؟ هارون گفت: سبحان الله و به اين كار بر عرب و عجم فخر مي كردم.
    امام گفت: اما او دختر مرا خواستكاري نمي كرد و من دختر به او نمي دادم زيرا او پدر ما است نه پدر شما. و به اين علت ما به او نزديكتريم.
    هارون كه اين دليل او را از پاي درآورد، به منطق ناتوانان پناه برد و به دستگيري امام(ع) فرمان داد و او را زنداني كرد.
    موضع امام(ع) در برابر هارون، آشكار و روشن بود. امام(ع) در يكي از كاخهاي استوار و زيباي هارون كه مانند آن در بغداد و جاي ديگر نبود، وارد شد. هارون سرمست از قدرت گفت: اين سرا چگونه است؟
    امام بي واهمه و بي اعتنا از قدرت و جبروت او گفت: اين سراي فاسقان است. خداي تعالي فرمايد:
    «ساصرف عن اياتي الذين يتكبرون في الارض بغير الحق و ان يروا كل آيه لايومنوا بها و ان يروا سبيل الرشد لايتخذوه سبيلا و ان يروا سبيل الغي يتخذوه سبيلا».
    (كساني را كه در روي زمين، بي شايستگي، برخلاف حق گردن مي فرازند از آيات خود روي گردان ميكنم. هرچند همه آيات را مي بينند، به آن ايمان نمي آورند و اگر راه رشد را ببينند آن راه را برنمي گزينند و اگر راه گمراهي را مشاهده كنند آنرا انتخاب مي كنند. (هود/ 113)
    هاررون از خشم لرزيد و موجي از تشويش او را فرا گرفت. آنگاه به امام گفت: خانه از آن كيست؟
    - اين سرا شيعه ما را مجال است و ديگران را فتنه.
    - چرا صاحبخانه آنرا باز پس نمي گيرد؟
    - خانه را آباد ازو گرفتند و تا آباد نگردد آنرا پس نمي گيرد.
    شيعيان تو كجايند؟ و در اينجا امام(ع) سخن حق تعالي را قرائت كرد:
    «لم يكن الذين كفروا من اهل الكتاب و المشركين منفكين حتي تأتيهم البينه ».
    (كافران از اهل كتاب و مشركان جدا نبودند تا براي آنان از جانب خداي بينه اي آمد). (بينه/1)
    هارون را خشم فرا گرفت و گفت آيا ما كافريم؟
    - نه، اما چنانكه خداي تعالي فرمايد:
    «الذين بدلوا نعمه الله كفراً و احلوا قومهم دارالبوار.
    (... آنان كه نعمت خداي را به كفر تبديل كردند و پيروان خود را در سراي هلاكت جاي دادند.)
    ابراهيم- 27- 28
    و اينچنين امام آشكار كرد كه هارون منصب خلافت را غصب كرده و سلطنت و حكومت را، دزديده است. اين مطلب خشم هارون را بر او(ع) برانگيخت و به هنگامي كه شنيد امام او را به مبارزه مي طلبد و در موضعي است كه در آن نرمش نيست، در سخن خود با امام(ع) به خشونت پرداخت.
    و در هنگامي ديگر، وقتي هارون از امام(ع) راجع به فدك پرسيد تا آنرا به او باز پس دهد، امام(ع) از باز پس گرفتن خودداري فرمود مگر اينكه حدود آنرا نيز بازپس دهند.
    رشيد پرسيد: حدود آن چيست؟
    امام(ع) گفت: اگر حدود آنرا بگويم آنرا پس نخواهي داد.
    هارون پاي فشرد تا حدود آنرا براي او معلوم دارد و امام(ع) چاره اي نديد جز آنكه مرزهاي فدك را تعيين كند و گفت:
    «مرز نخستين عدن است» وقتي هارون اين سخن را شنيد چهره اش برافروخت. امام(ع) همچنان به سخن ادامه داد: «مرز دوم سمرقند» رنگ هارون به تيرگي گرائيد و خشمي بيكران او را فرا گرفت. اما امام(ع) گفتار خود را پي گرفت و فرمود: «مرز سوم افريقا» رنگ هارون سياه شد و با آوائي كه خشم از آن مي باريد گفت: «هيه» و امام، حد آخر را بيان فرمود و گفت: «از ساحل دريا تا ارمنستان»
    رشيد خويشتنداري از دست بداد و گفت:
    - آنوقت براي ما چيزي باقي نمي ماند.
    - «ميدانستم كه تو آنرا بازپس نخواهي داد».
    منبع: روزنامه کیهان
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. تشكرها 2


  11. #106
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع)
    نويسنده: محمدباقر منصوري




    امام موسي كاظم(ع) همانند ديگر اوصياي الهي كوشيد تا در قول و عمل به عنوان نمونه عيني و شاهد كامل الهي ظاهر شود. زندگي او سرشار از آموزه ها و درس هايي است كه مي تواند راهنماي عمل هر يك از افراد و جوامع بشري باشد. هر كسي كه بخواهد در مسير كمالي قرارگيرد و زندگي فردي و اجتماعي خود را چنان بسازد كه احساس خوشبختي كند و هرگونه اندوهي از گذشته و ترسي از آينده خويش بزدايد، مي تواند با رجوع به آن بزرگوار، خود را در اين حالت قراردهد.
    هر يك از امامان(ع) همانند پيامبران(ع) مظهر اسمي از اسماي الهي هستند كه در القاب نام هاي ايشان نمود مي يابد چنان كه حضرت موسي(ع) كليم الله و حضرت محمد(ص) حبيب الله و امام علي بن موسي(ع) رضا و
    امام موسي بن جعفر(ع) كاظم است. آن حضرت در برابر بسياري از مصايب و شدايدي كه در زندگي خويش تحمل كرد كظم غيض نموده و با در پيش گرفتن صبر و شكيبايي بي مانند نمونه اي از پايداري در برابر ظلم و ستم ستمگران و دولت مردان باطل را به همه جهانيان نشان داده است. نوشتار حاضر تلاش مي كند تا صبر و پايداري آن حضرت(ع) را براساس سيره و قول ايشان بنماياند و نشان دهد كه چگونه آن حضرت(ع) در برابر فشارها حكومت هاي ظالم بني عباسي صبر پيشه كرد و هرگز دمي از مبارزه با ظلم و احقاق حق دست برنداشت. سال هاي زندان هاي مخوف و وحشتناك را تحمل كرد ولي هرگز از راه مبارزه دست نكشيد و همواره درپي احقاق حق و بازگو كردن آن و ستيز با باطل بود. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  12. تشكرها 2


  13. #107
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع)

    حق گرايي و حق خواهي، آرمان پيامبران

    حق به امري گفته مي شود كه واجب و ثابت است و در اصل به معناي مطابقت و موافقت مي آيد. البته اين واژه كاربردهاي چندگانه اي دارد كه مي توان به ايجاد چيزي براساس حكمت و يا چيزي كه براساس حكمت ايجاده شده و يا سخني كه به اندازه و به موقع گفته شود و يا اعتقاد به چيزي چنان كه هست (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه حق) اشاره كرد.
    در همه اين كاربردها اصل مطابقت با واقع هستي مورد توجه مي باشد بر اين اساس قرآن گاه خداوند را حق و گاه هستي و آفريده الهي را حق مي شمارد و هر چيزي را كه برخلاف آن باشد به عنوان باطل مي شمارد.
    قرآن در بيان تمثيلي مي كوشد تا اين معنا را به مردم بفهماند كه باطل از آن جايي كه چيزي جز نيستي نمي باشد مي كوشد تا خود را با آويختن و آميختن به حق معنا كند و وجود دهد. از اين رو باطل همواره به حق مي چسبد تا خودنمايي بلكه وجودنمايي كند. در آيه 17 سوره رعد خداوند به خودنمايي باطل بر محور حق اشاره مي كند و توضيح مي دهد كه چگونه باطل همانند حبابي بر آب، سست و پوچ است و بي حق مي تركد.
    از آن جايي كه ميان حق و باطل هيچ واسطه اي نيست (يونس آيه32) و در زندگي انسان ها آن دو ملازم يك ديگرند (رعد آيه17) براي بسياري، مشكل جداسازي پديد مي آيد؛ ولي از آن جايي كه فطرت و طبيعت آدمي براساس حق جويي و حقيقت پذيري قرارداده شده (بقره آيه71 و نيز انبياء آيه55) انسان مي تواند با تكيه بر فطرت و طبيعت سالم خويش آن دو را شناخته و با گرايش به حق خود را از گرفتاري هاي باطل و پيامدهاي زيانبار آن در امان نگه دارد.
    قرآن بيان مي كند كه حق پذيري، تنها رمز سعادت و رهايي انسان ها از آتش دوزخ و خشم الهي است (زخرف آيات 74تا 78) و برانسان است تا در برابر حق تسليم بوده و آن چه از سوي خداوند از راه آموزه هاي وحياني به آدمي مي رسد بپذيرد. (يونس آيه94)
    دل هاي پاك چون دل هاي پاك پيامبران كه براساس فطرت است محل نزول كلام حق الهي است (سبا آيه48) و بر مردم است كه از حقي كه از سوي خداوند بر دل هاي پيامبران و مردان پاك سيرت الهي فرود مي آيد پيروي كنند. (محمد آيه3)
    از آن جايي كه حق مطلق، خداوند است و حركت پيامبران و معصومان(ع) برمدار حق است، اراده الهي بر اين تعلق گرفته است تا در نهايت حق بر باطل پيروز شود و باطل از ميان برود. (انفال آيه7 و توبه آيه48 و يونس آيه82 و شورا آيه24)
    حق در تحليل قرآني پايه و محور احكام و قوانين وحياني الهي چون احكام اسلام است (توبه آيه33) و خداوند پيامبرانش را با اين هدف فرستاده است تا حق را به مردم معرفي كنند و آن را در جامعه تحقق بخشند. (فتح آيه28)
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  14. تشكرها 2


  15. #108
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع)

    ويژگي هاي حق طلبان و باطل ستيزان

    حق طلبان كساني هستند كه در برابر هوس ها و تمايلات فسادانگيز باطل گرايان و حق ناپذيران تسليم نمي شود (مؤمنون آيه70و 71) و همانند حضرت ابراهيم(ع) جز به حق، روي خوش نشان نداده و با باطل در هر لباس و جامه اي مبارزه مي كنند (بقره آيه135 و انعام آيات79 و 161 و نحل آيه120 و آيات ديگر) دل هايشان در برابر حق نرم است و از سلامت فطرت و صفا بهره مند مي باشند. (حج آيات 52تا 54)
    اجتناب از انديشه هاي سودجويانه (نور آيات 48و 49) در كنار تامل در كيفيت آفرينش (ق آيات5و 6)، دوري از هرگونه استكبار (مائده آيه82)، داشتن تواضع و فروتني (مائده آيه83)، دارابودن سلامت قلب و صفاي باطن (حج آيات53و 54) و علم كامل به وحدانيت خداوندي و توحيد مطلق (حج آيه54) از ويژگي هاي حق طلبان است.
    حق در انديشه سياسي و اجتماعي آموزه هاي قرآني، محور و ميزان قضاوت و نيز حكومت است (اعراف آيه181) و كسي كه در انديشه حق و در عمل عامل به حق است، از او چيزي جز عدل و داد بيرون نمي آيد و در هيچ انديشه و عملي راه به انحراف نمي برد و از راه حق و عدالت خارج نمي شود.
    اين مسئله موجب شده تا در تحليل قرآني انسانهاي حق گرا و عدالت ورز همانند باطل گرا و مفسد نباشند و انسان هاي نيكوكار با انسان هاي منحرف و متجاوز و مفسد يكسان شمرده نشوند. (ص آيات27 و 28 و جاثيه آيه21- 22)
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  16. تشكرها 2


  17. #109
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع)

    حق خواهي و باطل ستيزي امام موسي كاظم(ع)

    امام موسي كاظم(ع) به سبب مبارزه دايمي در زندگي خويش به اين نام شناخته شده است. او توانست با حق خواهي به عنوان هدف آرماني در زندگي فردي و اجتماعي خويش و ظلم و باطل ستيزي، در چنان جايگاهي قرار گيرد كه مصداق بارز كاظم شناخته شود. كاظميت آن امام همام(ع) زماني معناي واقعي به خود مي گيرد كه در برابر فشارهاي ظالمان و سختي ها و مصايب بي شماري كه از سوي دشمنان اعمال مي شد صبر و شكيبايي مي ورزد و با كظم و خود نگه داري و محافظت بر اصول حق و ارزشي به مبارزه خويش ادامه مي دهد.
    در سيره امام كاظم(ع) حق گرايي و باطل ستيزي در عمل اجتماعي و سياسي از جايگاه خاصي برخوردار است. آن بزرگوار هرگز حاضر نشد تا با همه زندان ها و شكنجه ها دست از حق گويي و حق گرايي برداشته و با باطل كنار آيد.
    اين يوسف علوي، حاضر شد 7 تا 14 سال در زندان خلفاي زور و باطل بماند ولي دست از مبارزه با ظلم و باطل نشويد و با آنان كنار نيايد.
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  18. تشكرها 2


  19. #110
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    حق گرايي و باطل ستيزي امام كاظم (ع)

    محدوده فدك

    سران خلافت سلطنتي از آن حضرت خواستند تا دست از حق گويي و مبارزه بكشد و در برابر گرفتن حق و حقوقي هرچند حتي فدك، با خلافت سلطنتي كنار آيد. از اين رو به ايشان پيشنهاد مي دهند ماهانه حقوقي كلان در اختيارش گذاشته و يا زندگي او را تامين كنند؛ ولي آن حضرت(ع) همانند حضرت يوسف صديق(ع) مي فرمايد: رب السجن احب الي مما يدعونني اليه؛ پروردگار من! زندان در نزد من محبوب تر است از آن چه آنان بدان مي خوانند.
    آن حضرت حاضر نمي شود تا دست از حق گويي و حق طلبي و باطل ستيزي بردارد. و لذا در برابر بخشش فدك بيان مي كند كه مفهوم فدك در انديشه سياسي خلافت ولايي الهي، چيزي جز همه دارالاسلام نيست. بر اين اساس هنگامي كه از او مي خواهند تا محدوده فدك را نشان دهد تا آن را به عنوان ميراث فاطمي(س) بازگردانند، آن حضرت(ع) همه مرزهاي خلافت سلطنتي از آسياي ميانه تا سند و ايران و شرق و غرب ممالك اسلامي تا آفريقا و اندلس را نشان مي دهد و محدوده فدك را اين گونه مشخص مي كند.
    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  20. تشكرها 2


صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •