۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 117
  1. #41
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞








    سر شب تا به سحر گوشه زندان چه كنم
    دل آشفته چو گيسوى پريشان چه كنم
    گاه پروانه صفت سوختم از هجر رضا
    گاه چون شمع مرا سينه سوزان چه كنم
    آرزويم به جهان ديدن روى پسر است
    سوختم ، سوختم از آتش هجران چه كنم
    كنج زندان ، بلا گشته ز هجران رضا
    تيره تر روز من از شام غريبان چه كنم
    نه رفيقى به جز از دانه زنجير مرا
    نه انيسى به جز از ناله و افغان چه كنم
    به خدا دورى معصومه و هجران رضا
    مى كُشد عاقبتم گوشه زندان چه كنم
    از وطن كرده مرا دور، جفاى هارون
    من دل خسته سرگشته و حيران چه كنم
    گلى از خار نديد، اين همه آزار كه من
    ديدم از طعنه اين مردم نادان چه كنم
    سرنگون كاش شود خانه هارون پليد
    كه چنين كرد مرا بى سر و سامان چه كنم
    هر كجا مرغ اسيرى است ، ز خود شاد كنيد
    تا نمرده است ، ز كنج قفس آزاد كنيد
    مُرد اگر كنج قفس ، طاير بشكسته پرى
    ياد از مردن زندانى بغداد كنيد
    چون به زندان ، به ملاقاتى محبوس رويد
    از عزيز دل زهرا و علىّ ياد كنيد
    كُند و زنجير گشائيد، ز پايش دم مرگ
    زين ستمكارى هارون ، همه فرياد كنيد
    چار حمّال ، اگر نعش غريبى ببرند
    خاطر موسى جعفر، همه امداد كنيد
    تا دم مرگ ، مناجات و دعا كارش بود
    گوش بر زمزمه آن شه عبّاد كنيد
    پسرش نيست ، كه تا گريه كند بر پدرش
    پس شما گريه بر آن كشته بيداد كنيد
    نگذاريد كه معصومه خبردار شود
    رحم بر حال دل دختر ناشاد كنيد

    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #42
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    هشام بن احمر - كه يكى از اصحاب امام موسى كاظم عليه السلام است ، حكايت كند:
    روزى در محضر مبارك آن حضرت بودم ، به من فرمود: اى هشام ! آيا خبر دارى كه از شهرهاى مغرب كسى آمده باشد؟
    عرض كردم : خير، بى اطّلاع هستم .
    فرمود: بلى ، همين امروز عدّه اى آمده اند، بيا تا با يكديگر برويم و سرى به آن ها بزنيم .
    پس سوار مَركب هاى خود شديم و حركت كرديم تا به نزد مردى از اهالى مغرب رسيديم ، كه تعدادى كنيز و غلام جهت فروش آورده بود و آن ها را جهت فروش بر ما عرضه كرد.
    كنيزان نُه نفر بودند، كه همه آن ها را حضرت ديد و نپسنديد و سپس اظهار داشت : به اين ها نيازى نيست و ما براى اينها نيامده ايم ؛ اگر كنيزى ديگر دارى ، ارائه نما؟
    مرد مغربى گفت : غير از اين ها ديگر ندارم .
    امام عليه السلام فرمود: چرا، آنچه كه دارى در معرض قرار بده ؛ و در خفاء نگه ندار.
    مرد مغربى گفت : به خدا قسم ديگر كنيزى ندارم ، مگر يك نفر كه مريض ‍ حال است .
    امام عليه السلام فرمود: چرا او را عرضه نمى كنى ؟
    و سپس اظهار نمود: او را هم بياور.
    وليكن مرد مغربى قبول نكرد؛ و ما بازگشتيم .
    فرداى آن روز، حضرت به من فرمود: اى هشام ! نزد آن مرد مغربى كنيز فروش برو و آن كنيز مريض را - كه نشان نداد - به هر قيمتى كه بود، خريدارى كن و بياور.
    هشام گويد: نزد همان شخص رفتم و تقاضاى خريد آن كنيز مريض را نمودم ؛ و او مبلغى را مطرح كرد، كه من نيز به همان مبلغ آن كنيز را خريدارى كردم .
    بعد از آن كه معامله تمام شد، مرد مغربى گفت : آن شخصيّتى كه ديروز همراه تو بود، كيست ؟
    گفتم : يك نفر از بنى هاشم مى باشد، گفت : از چه خانواده اى ؟
    پاسخ دادم : از پاكان و پرهيزكاران است .
    گفت : بيش از اين توضيح بده ؟
    اظهار داشتم : بيش از اين اطّلاعى ندارم .
    آن گاه مغربى گفت : اين كنيز جريانى دارد، كه مهمّ است :
    وقتى او را از دورترين نقاط مغرب خريدم ، زنى از اهل كتاب ، نزد من آمد و گفت : اين كنيز را براى چه منظور خريده اى ؟
    گفتم : او را براى خودم خريدارى كرده ام .
    زن اهل كتاب گفت : سزاوار نيست چنين كنيزى نزد شخصى چون تو و ما باشد؛ بلكه اين كنيز بايد نزد بهترين انسان هاى روى زمين باشد و در خدمت او قرار گيرد؛ زيرا كه به همين زودى نوزادى از او به دنيا مى آيد، كه شرق و غرب جهان را در سيطره ولايت خود قرار مى دهد.
    هشام گويد: سپس كنيز را نزد امام موسى كاظم عليه السلام آوردم كه بعد از مدّتى روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام از او تولّد يافت .


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #43
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    زكريّا بن آدم - كه يكى از بزرگان شيعه و مورد توجّه خاصّ ائمّه اطهار عليهم السلام بوده است - به نقل از گفتار بعضى دوستانش حكايت نمايد:
    روزى در مدينه منوّره كنار قبر مطهّر رسول خدا صلى الله عليه و آله به همراه بعضى افراد نشسته بوديم ، كه ناگهان متوجّه شديم امام موسى كاظم سلام اللّه عليه دست فرزندش ، حضرت رضا عليه السلام را گرفته و به سمت ما مى آمد، چون وارد مجلس ما گرديد و فرمود: آيا مى دانيد من چه كسى هستم ؟
    عرض كرديم : ياابن رسول اللّه ! شما موسى ، فرزند جعفر بن محمّد عليهما السلام هستى .
    حضرت فرمود: اين فرزند را مى شناسيد؟
    گفتيم : بلى ، او علىّ، پسر موسى ، پسر جعفر صادق - صلوات اللّه عليهم مى باشد.
    آن گاه امام عليه السلام افزود: تمامى شما گواه و شاهد باشيد، كه من او را وكيل خود در زمان حياتم ؛ و نيز وصىّ و جانشين خود پس از آن كه از دنيا بروم ، قرار دادم .
    همچنين علىّ بن جعفر حكايت كند:
    روزى در محضر برادرم امام موسى بن جعفر عليه السلام بودم و او را حجّت خداوند متعال پس از پدرم ، در روى زمين مى دانستم .
    ناگهان فرزندش ، علىّ عليه السلام وارد شد و برادرم فرمود: اين فرزندم ، علىّ صاحب و پيشواى تو خواهد بود؛ و همان طور كه من جانشين پدرم هستم ، او نيز جانشين من مى باشد، خداوند تو را ثابت قدم و پايدار نگه دارد.
    من گريان شدم و با خود گفتم : برادرم با اين سخنان ، خبر از مرگ و رحلت خود مى دهد.
    ناگاه امام عليه السلام اظهار نمود: برادرم علىّ! مقدّرات الهى بايد انجام پذيرد، همانا حضرت رسول ، اميرالمؤمنين ، فاطمه ، حسن و حسين (صلوات اللّه عليهم اجمعين ) الگوى تمام انسان ها بوده و هستند و من نيز تابع و پيرو ايشان خواهم بود.
    علىّ بن جعفر افزود: اين سخنان را برادرم ، امام موسى كاظم عليه السلام سه روز پيش از آن كه هارون الرّشيد در دوّمين مرحله او را به بغداد احضار نمايد، بيان فرمود.






    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #44
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    راويان حديث و تاريخ ‌نويسان آورده اند:
    در آن زمانى كه حضرت ابوالحسن ، امام موسى كاظم صلوات اللّه عليه را از بصره به زندان بغداد منتقل كردند، حضرت به طور دائم مورد انواع شكنجه هاى روحى و جسمى قرار مى گرفت .
    و پس از مدّتى در اختيار سندى بن شاهك يهودى با بدترين و شديدترين وضعيّت قرار گرفت .
    تا آن كه در نهايت هارون الرّشيد با توجّه به فضائل و مناقب ؛ و نيز موقعيّت اجتماعى امام عليه السلام ، از روى حسادت و ترس ، به فكر مسموم كردن و قتل آن حضرت افتاد.
    به همين جهت مقدارى رطب و خرماى تازه را تهيّه كرده و يكى از آن ها را به وسيله نخ و سوزن درون آن را به طورى آغشته به زهر كرد، كه يقين كرد خورنده خرما، سالم نمى ماند؛ و سپس در طَبَقى سينى و يا بشقاب گذاشت و روى خرماها را پوشاند.
    پس از آن ، به يكى از ماءمورين خود دستور داد تا طبق خرما را نزد حضرت موسى بن جعفر عليهما السلام برده و بگويد: اميرالمؤمنين ، هارون الرّشيد مقدارى از آن ها را تناول كرده ؛ و نيز اين مقدار را براى شما فرستاده است تا ميل نمائيد.
    و افزود: مواظب باش كه تمامى خرماها را ميل كند و كسى ديگر حقّ خوردن از آن ها را ندارد.
    هنگامى كه ماءمور هارون ، خرماها را نزد امام كاظم عليه السلام آورد و پيام خليفه را به حضرتش رسانيد، حضرت يكى از خرماها را - كه آغشته به زهر بود - برداشته و در دست گرفت ؛ و با دست ديگر مشغول خوردن بقيّه گرديد.
    در همين اثناء، سگ مخصوص هارون الرّشيد - كه هارون بيش از هر چيز و هركس به آن علاقه مند بود و آن را به انواع جواهرات و زيورآلات زينت كرده بود - خود را رهانيد و از جايگاه مخصوص خود بيرون شد و مستقيم داخل زندان امام عليه السلام گرديد؛ و خواست كه نزديك آن حضرت برود و آن خرماى زهرآلود را دهن بزند و بخورد.
    حضرت آن خرماى مسموم را كه در دست خويش گرفته بود، در حضور غلام خليفه ، نزد آن سگ انداخت و سگ هم سريع آن را خورد؛ و چندان زمانى نگذشت كه سگ روى زمين افتاد و با سر و صدا، شروع به ناليدن كرد و مُرد.
    سپس امام عليه السلام به ناچار باقيمانده خرماها را ميل نمود؛ و بعد از آن ، ماءمور خليفه ، نزد هارون بازگشت و گفت : تمامى خرماها را آن شخص ‍ زندانى خورد.
    هارون سؤال كرد: او را در چه حالتى ديدى ؟
    پاسخ داد: در وضعيّتى خوب ، بدون آن كه تغييرى در بدن و جسم او ظاهر گردد.
    و چون خبر مسموم شدن و مردن سگ به هارون رسيد بسيار غمگين و اندوهناك شد و بر بالين لاشه سگ مرده آمد و بسيار افسوس ‍ خورد.
    سپس بازگشت و ماءمورى را كه خرماها را نزد امام موسى كاظم عليهما السلام آورده بود، احضار كرد و شمشير برهنه خود را دست گرفت و او را مخاطب قرار داد و گفت : چنانچه حقيقت را بيان نكنى تو را به قتل مى رسانم .
    ماءمور گفت : من رطب ها را نزد موسى بن جعفر عليه السلام بردم و پيام شما را نيز به او رساندم و سپس بالاى سر او ايستادم تا مشغول خوردن آن خرماها شد.
    در همين بين ، كه ناگهان سگ شما فرا رسيد و خواست نزديك آن شخص ‍ زندانى برود و از دستش خرمائى بگيرد.
    و زندانى ناچار شد و خرمائى را كه در دست داشت ، نزد سگ انداخت و سگ آن را خورد و درجا افتاد؛ و موسى بن جعفر عليه السلام بقيّه خرماها را ميل نمود.
    هارون الرّشيد با شنيدن اين خبر بسيار افسرده خاطر گشت و گفت : بهترين رطب را براى او تهيّه كرديم ، ولى حيف كه به هدف خود نرسيديم و بلكه سگ از دست ما رفت .
    و سپس افزود: هر چه تلاش مى كنيم تا از وجود موسى بن جعفر نجات يابيم ، ممكن نمى شود.
    و در پايان با تهديد به غلام گفت : مواظب باش كه اين خبر در بين افراد منتشر نگردد.



    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #45
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    مرحوم كلينى ، علاّمه طبرسى و علاّمه مجلسى و ديگر بزرگان ، به نقل از ابوخالد زبالى حكايت كنند:
    در آن زمانى كه مهدى عبّاسى ، امام موسى كاظم عليه السلام را از مدينه به عراق احضار كرد، من در يكى از كاروان سراها به نام زباله بودم ، كه حضرت به همراه تعدادى از ماءمورين خليفه وارد كاروانسرا شد؛ و چون آن بزرگوار مرا ديد خوشحال گرديد و فرمود: مقدارى لوازم ، برايش تهيّه و فراهم كنم .
    عرض كردم : مولاى من ! چرا شما را در اين وضعيّت مى بينم ؟!
    اين همه ماءمور، شما را به كجا مى برند؟
    و سپس افزودم : من از اين طاغوت مهدى عبّاسى مى ترسم و شما را در امان نمى بينم .
    حضرت فرمود: اى ابوخالد! در اين سفر به من آسيبى نخواهد رسيد، ناراحت نباش ، در فلان ماه و تاريخ ، نزديك غروب آفتاب منتظر من باش ، كه ان شاءاللّه مراجعت مى نمايم .
    ابوخالد گويد: بعد از آن كه ماءمورين حكومتى حضرت را بردند، من مرتّب در حال محاسبه ايّام و ساعات بودم ، كه چه موقع زمان وعده حضرت فرا مى رسد و مراجعت مى فرمايد.
    پس چون آن روزى كه امام عليه السلام وعده داده بود، فرا رسيد، من تا غروب آفتاب منتظر قدوم مبارك آن حضرت نشستم ؛ ولى آن بزرگوار نيامد، تا هنگامى كه هوا تاريك شد، ناگهان ديدم از آن دور يك سياهى پديدار گشت .
    چون جلو رفتم ، امام موسى كاظم عليه السلام را سوار بر قاطر ديدم ، بر حضرتش سلام كردم و از اين كه صحيح و سالم مراجعت فرموده است ، بسيار خوشحال و مسرور گشتم .
    آن گاه حضرت به من خطاب كرد و فرمود: اى ابوخالد! آيا هنوز هم ، در شكّ و ترديد هستى ؟
    گفتم : الحمدللّه ، كه از شرّ اين ستمگر ظالم نجات يافتى .
    فرمود: آرى ، ليكن مرحله اى ديگر مرا احضار خواهند كرد و در آن مرحله نجات نمى يابم ؛ و آنان به هدف شوم خود خواهند رسيد.



    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #46
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞







    سخني چند از فرمايشات امام موسی کاظم علیه السلام




    قالَ عليه السلام : لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ،

    فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إ سْتَزادَ اللّهَ، وَ إ نْ عَمِلَ سَيِّئا إ سْتَغْفَرَاللّهَ وَ تابَ اِلَيْهِ.
    فرمود: از شيعيان و دوستان ما نيست ، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نيّاتش خوب بوده ،

    سعى كند بر آن ها بيفزايد و اگر زشت و ناپسند بوده است ،

    از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نمايد.



    قالَ عليه السلام : لِكُلِّ شَيْي ءٍ دَليلٌ وَ دَليلُ الْعاقِلِ التَّفَكُّر.
    فرمود: براى هر چيزى ، دليل و راهنمائى است
    و راهنماى شخص عاقل ، تفكّر و انديشه مى باشد.




    قالَ عليه السلام : ما فِى الْميزانِ شَيْي ءٌ اءثْقَلُ مِنَ الصَّلاةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ.
    فرمود: در ميزان الهى نيست عمل و چيزى ،

    سنگين تر از ذكر صلوات بر محمّد و اهل بيتش (صلوات اللّه عليهم اجمعين ).



    قالَ عليه السلام : قَليلُ الْعَمَلِ مِنَ الْعاقِلِ مَقْبُونٌ

    مُضاعَفٌ وَ كَثيرُالْعَمَلِ مِنْ اءهْلِ الْهَوى وَالْجَهْلِ مَرْدُودٌ.
    فرمود: اعمال شخص عاقل مقبول است و چند برابر اءجر خواهد داشت
    گرچه قليل باشد، ولى شخص نادان و هوسران
    گرچه زيادكار و خدمت و عبادت كند پذيرفته نخواهد بود.



    قالَ عليه السلام : وَشَعْرُالْجَسَدِ إ ذا طالَ قَطَعَ ماءَ الصلْبِ،وَاءرْخىَ الْمَفاصِلَ،

    وَ وَرِثَ الضَّعْفَ وَالسِلَّ، وَ إ نَّ النُّورَةَ تَزيدُ فِى ماءِالصُّلْبِ،
    وَ تُقَّوِى الْبَدَنَ، وَتَزيدُ فى شَخْمِ الْكُلْيَتَيْنِ، وَ تَسْمِنُ الْبَدَنَ.


    فرمود: موهاى بدن زير بغل و اطراف عورت چنانچه بلند شود سبب قطع و
    كمبود آب كمر، سستى مفاصل استخوان و ضعف سينه و گلو خواهد شد،
    استعمال نوره سبب تقويت تمامى آن ها مى باشد.





    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 15-04-1389 در ساعت 17:00





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #47
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    sham پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞







    زيارت نامه امام موسي کاظم عليه السلام

    اَلسَّلامُ
    عَلَيْكَ يا ولِىَّ اللَّهِ وَابْنَ وَلِيِّهِ،
    سلام بر تو اى‏ نماينده خدا و فرزند نماينده‏اش

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا حُجَّةَ اللَّهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ،
    سلام بر تو اى حجت خدا و فرزند حجت او سلام‏

    اَلسَّلامُ‏عَلَيْكَ يا صَفِىَّ اللَّهِ وَابْنَ صَفِيِّهِ،
    بر تو اى برگزيده خداوند و فرزند برگزيده‏اش

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَمينَ اللَّهِ وَابْنَ اَمينِهِ،
    سلام بر تو اى امين خدا و فرزند امين او

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللَّهِ فى‏ ظُلُماتِ الْأَرْضِ،
    سلام بر تو اى نور خدا در تاريكيهاى زمين

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اِمامَ‏ الْهُدى‏،
    سلام بر تو اى پيشواى‏ هدايت

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَلَمَ الدّينِ وَالتُّقى‏،
    سلام بر تو اى پرچم دين و تقوى

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خازِنَ‏ عِلْمِ النَّبِيّينَ،
    سلام بر تو اى خزينه‏دار علم و دانش پيمبران

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خازِنَ عِلْمِ الْمُرْسَلينَ،
    سلام بر تو اى خزينه‏دار علم و دانش رسولان

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا نآئِبَ الْأَوْصِيآءِ السَّابِقينَ،
    سلام بر تو اى‏ نايب اوصياء پيشين

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَعْدِنَ الْوَحْىِ الْمُبينِ،
    سلام بر تو اى معدن وحى آشكار

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا صاحِبَ الْعِلْمِ الْيَقينِ،
    سلام بر تو اى دارنده دانش يقينى

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا عَيْبَةَ عِلْمِ‏ الْمُرْسَلينَ،
    سلام بر تو اى گنجينه دانش پيمبران‏

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْأِمامُ الصَّالِحُ مرسل
    سلام بر تو اى امام شايسته

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْأِمامُ الزَّاهِدُ،
    سلام بر تو اى‏ امام پارسا

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْأِمامُ الْعابِدُ،
    سلام بر تو اى امام عابد

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْأِمامُ السَّيِّدُ الرَّشيدُ،
    سلام بر تو اى‏ امام بزرگ و رشيد

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا الْمَقْتُولُ الشَّهيدُ،
    سلام بر تو اى كشته شهيد راه حق

    اَلسَّلامُ‏ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ وَابْنَ وَصِيِّهِ،
    سلام‏ بر تو اى فرزند رسول خدا و فرزند وصى آن حضرت

    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ مُوسَى‏ بْنَ جَعْفَرٍ، وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ
    سلام بر تو اى سرور من اى موسى‏ بن جعفر و رحمت خدا و بركاتش

    اَشْهَدُ اَ نَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللَّهِ ما حَمَّلَكَ،
    گواهى دهم كه براستى تو رساندى از جانب خداوندآنچه را به عهده داشتى

    وَحَفِظْتَ مَا اسْتَوْدَعَكَ،
    و محافظت كردى از آنچه به تو سپرده بود

    وَحَلَّلْتَ حَلالَ اللَّهِ، وَحَرَّمْتَ حَرامَ اللَّهِ،
    و حلال كردى حلال خدا را و حرام كردى حرام خدا را

    وَاَقَمْتَ‏ اَحْكامَ اللَّهِ، وَتَلَوْتَ كِتابَ اللَّهِ،
    احكام خدا را و بپاداشتى و تلاوت كردى (به حق) كتاب خدا را

    ‏َوصَبَرْتَ عَلَى الْأَذى‏ فى‏ جَنْبِ اللَّهِ،
    و شكيبا بودى بر آزار خلق در راه خدا

    وَجاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ، حَتّى‏ اَتيكَ الْيَقينُ
    و جهاد كردى در راه خدا آنطور كه بايد تا مرگت فرا رسيد






    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 2


  9. #48
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,773      تشکر : 57,586
    171,615 در 50,178 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* هم اکنون آنلاین است.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    وَاَشْهَدُ اَ نَّكَ مَضَيْتَ‏ عَلى‏ ما مَضى‏ عَلَيْهِ
    و گواهى دهم كه تو برفتى‏ به همان راهى

    آبآؤُكَ الطَّاهِرُونَ،وَاَجْدادُك َ الطَّيِّبُونَ،
    كه رفتند بدان راه پدران پاک و اجداد پاك سرشتت

    الْأَوْصِيآءُ الْهادُونَ، الْأَئِمَّةُ الْمَهْدِيُّونَ،
    آن اوصياى‏ راهنما و آن پيشوايان راه يافته

    لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلى‏ هُدىً
    ترجيح ندادى گمراهى را بر هدايت

    وَلَمْ تَمِلْ مِنْ‏ حَقٍّ اِلى‏ باطِلٍ،
    و متمايل نگشتى از حق بسوى باطل

    وَاَشْهَدُ اَ نَّكَ نَصَحْتَ للَّهِ‏ِ
    و گواهى دهم كه تو براستى خيرخواهى كردى براى خدا

    وَلِرَسُولِهِ وَلِأَميرِ الْمُؤْمِنينَ،
    و پيامبرش و براى امير مؤمنان‏

    وَاَ نَّكَ اَدَّيْتَ الْأَمانَةَ، وَاجْتَنَبْتَ الْخِيانَةَ،
    و تو بخوبى امانت را پرداختى و از خيانت دورى گزيدى

    وَاَقَمْتَ الصَّلوةَ، وَآتَيْتَ‏ الزَّكوةَ،
    و بپاداشتى نماز را و بدادى‏ زكات را

    وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ،
    و امر كردى به كار نيك وجلوگيرى كردى از كار زشت

    وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً مُجْتَهِداً
    و پرستش كردى خدا را ازروى اخلاص‏ وكوشش

    مُحْتَسِباً حَتّى‏ اَتيكَ الْيَقينُ
    و پاداش جوئى تا آنگاه كه مرگت فرا رسيد،

    فَجَزاكَ اللَّهُ عَنِ الْأِسْلامِ وَاَهْلِهِ‏
    خداوند پاداش نيكويت دهد از اسلام و مسلمين

    افْضَلَ الْجَزآءِ،وَاَشْرَفَ الْجَزآء
    بهترين پاداشها و شريف‏ترين پاداشهاى نيك را،

    ِ اَتَيْتُكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ،
    آمده‏ام به نزدت اى فرزند رسول خدا

    زآئِراً عارِفاً بِحَقِّكَ،
    براى زيارتت در حالى‏كه شناساى‏ به حق توأم

    مُقِرّاً بِفَضْلِكَ، مُحْتَمِلاً لِعِلْمِكَ،
    و فضيلتت را اقرار دارم و بار دانشت را تحمل كرده

    مُحْتَجِباً بِذِمَّتِكَ، عآئِذاً بِقَبْرِكَ،
    و در پرده پيمانت محجوب گشته و به قبرت پناه آورده‏

    لائِذاً بِضَريحِكَ، مُسْتَشْفِعاً بِكَ اِلَى اللَّهِ،
    به ضريحت پناهنده گشته‏ام و تو را بدرگاه خدا شفيع گرفته‏ام

    مُوالِياً لِأَوْلِيآئِكَ، مُعادِياً لِأَعْدآئِكَ،
    دوستدار دوستانت هستم و دشمن‏ دشمنانت

    و مُسْتَبْصِراً بِشَأْنِكَ، َبِالْهُدَىَ الَّذى‏ اَنْتَ عَلَيْهِ،
    بينايم به شأن و مقامت و بدان هدايت و راهنمائى كه تو برآنى

    عالِماً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ
    و دانايم‏ به گمراهى آنكس كه با تو مخالفت كرد

    وَبِالْعَمَى الَّذى‏ هُمْ عَلَيْهِ،
    و به گمراهى آن وضعى كه بدان گرفتارند،

    بِاَبى‏ اَنْتَ وَاُمّى‏ وَنَفْسى‏ وَاَهْلى‏
    پدر و مادرم‏ و خودم و خاندان

    وَمالى‏ وَوَلَدى‏ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ،
    و مال و فرزندانم به قربانت اى فرزند رسول خدا

    اَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً بِزِيارَتِكَ اِلَى اللَّهِ تَعالى‏،
    آمده‏ام به درگاهت تا تقرب جويم‏ بوسيله زيارت تو بدرگاه خداى تعالى

    وَمُسْتَشْفِعاً بِكَ اِلَيْهِ فَاشْفَعْ لى‏ عِنْدَ رِبِّكَ‏
    و شفيع گيرم تو را به پيشگاهش پس شفاعت مرا بكن در نزد پروردگارت‏

    لِيَغْفِرَ لى‏ ذُنُوبى‏، وَيَعْفُوَ عَنْ جُرْمى‏،
    تا بيامرزد گناهانم را و در گذرد از جرم و تقصيرم

    وَيَتَجاوَزَ عَنْ سَيِّئاتى‏، وَيَمْحُوَ عَنّى‏ خَطيئاتى‏،
    و ناديده انگارد اعمال بدم راو محو كند خطاهايم را

    وَيُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ، وَيَتَفَضَّلَ عَلَىَّ بِما هُوَ اَهْلُهُ، َ
    و داخل بهشتم گرداند و تفضل كند بر من بدانچه او شايسته آنست

    وَيَغْفِر لى‏ وَلِأبائى‏، وَلِأِخْوانى‏ وَاَخَواتى‏،
    و بيامرزد مرا و پدران و برادران و خواهرانم را

    وَلِجَميعِ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ‏ فى‏ مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغارِبِها،
    و همه مردان و زنان با ايمانى را كه‏ در خاورهاى زمين و باخترهاى آنند

    بِفَضْلِهِ وَجُودِهِ وَمَنِّهِ.
    به فضلش و به جود و احسانش


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 2


  11. #49
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞







    يا رب رضاي من بود آندر رضاي تو
    که اينسان اسير بند گران براي تو
    روز و شبم به ظلمت زندان يکي بود
    هر چند روشن است دلم از ضياي تو
    از بي کسي و ظلمت زندان مرا چه باک
    چون مونسم تويي و منم مبتلاي تو
    سخت است درد غربت و هجران و انتظار
    اما چه غم که سهل شود در هواي تو
    از سوز زهر، جان به لب آمد مرا ولي
    شادم که مي‌رسم به وصال لقاي تو
    ديگر ز عمر سيرم و از زندگي بري
    خواهم که جان خويش نمايم فداي تو
    آن کنج خلوتي که براي عبادتت
    مي‌خواستم، نصيب شدم از عطاي تو
    اي حجت خداي که باب الحوائجي
    داد اميد بر تو "مويد" گداي تو

    "سيد رضا مؤيد"






    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  12. #50
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞








    ناله‌اي سوخته از سينه سوزان آيد
    وين نوائيست که از گوشه زندان آيد
    آن چه زندان که سيه چال بود از دهشت
    شب و روزش به نظر تيره و يکسان آيد
    هاي هارون که گرفتار تو شد موسي عصر
    شب و روز تو و او هر دو به پايان آيد
    سال‌ها اين پسر فاطمه مهمان تو هست
    هيچ گفتي که چه‌ها بر سر مهمان آيد
    همدم آن پدر پير ز چندين اولاد
    طفل اشکي است که از ديده به دامان آيد
    امشب از غربت او سلسله هم مي‌نالد
    که آن جگر سوخته را عمر به پايان آيد
    گرچه اين زمزمه خاموش شود تا به ابد
    بانگ مظلوميتش از سينه باران آيد

    "سيد رضا مؤيد"





    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 5 از 12 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •