۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 117
  1. #61
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    فدک حق چه کسی است؟
    امام كاظم

    مردان خدایی و برخوردهای با صلابت



    از آنجایی كه اولیای خدا به امدادهای خداوندی باور قطعی دارند، در برخوردهای خود با دنیاپرستان و طاغوتهای زمان بی‏واهمه و با قاطعیت و صلابت رفتار می‏كنند و آنان با داشتن سرمایه ایمان به غیر از خداوند متعال از هیچ قدرت و نیرویی نمی‏هراسند كه: «فَمَنْ یؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلا یخافُ بَخْسا وَ لا رَهَقا»؛(1) «هر كس به پروردگارش ایمان بیاورد، نه از نقصان می‏ترسد و نه از ظلم [و ظالم] هراسی دارد.»

    پیشوای هفتم نمونه بارزی از این اولیای الهی است.

    اینك آنچه در پی می‌آید گواه این مدعاست:


    مهدی، سومین خلیفه عباسی، در یك اقدام عوام فریبانه اعلام كرد كه هر كسی كه حقوقی بر گردن نظام حكومتی دارد، می‏تواند برای رسیدن به حق خود اقدام نماید. او در یك حركت ظاهری مشغول ادای حقوق مردم شد. امام كاظم علیه‏السلام نیز خواستار اعاده حقوق خود شد. در آنجا گفتگوی ذیل میان خلیفه و پیشوای هفتم علیه‏السلام به وقوع پیوست:

    خلیفه: حقوق شما چیست؟

    امام: فدك.

    خلیفه: محدوده فدك را مشخص كن تا به شما بازگردانم.

    امام: حدّ اول آن، كوه احد، حدّ دوم عریش مصر، حدّ سوم سیف البحر(دریای خزر) و حدّ چهارمش دومة الجندل [سرزمین عراق] است.

    خلیفه: همه اینها؟!

    امام: آری!

    خلیفه آن چنان ناراحت شد كه آثار غضب در چهره‏اش پدیدار گشت، و با ناراحتی شدید گفت كه مقدار زیادی است، باید بیندیشم. امام كاظم علیه‏السلام با این سخن به او فهماند كه حكومت حق امام كاظم علیه‏السلام است و زمام حكومت بر دنیای اسلام باید در دست اهل بیت علیهم‏السلام باشد.(2)

    1. جنّ/13.

    2. ر.ك: اصول كافی، كتاب الحجة، باب الفئ و الانفال.




    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. #62
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞




    زندان؛ گلستان امام کاظم علیه السلام
    امام کاظم علیه السلام




    شیخ صدوق از شخصی به نام ثوبانی نقل کرده است که روزی هارون به پشت بامی رفت که بر زندان امام موسی‌ کاظم علیه السلام اشراف داشت. در آنجا چشمش به لباسی که در گوشه زندان بود؛ افتاد. از ربیع حاجب پرسید: این لباس چیست؟ ربیع پاسخ داد: آن لباس نیست، موسی بن جعفر علیهماالسلام است که از طلوع خورشید تا ظهر در یک سجده است، هارون گفت: همانا این مرد از راهبان بنی‌هاشم است! من گفتم: اگر چنین است چرا او را در زندان نگه داشته‌ای؟! هارون گفت: هیهات! این کار (برای ادامه حکومتم) لازم است.(1)


    اِنَّ فی کِتابِ عَلِیٍّ ... اِنَّ البَلاءَ اَسرَعُ اِلی المُومِنِ التَّقِیَّ مِنَ المَطَرِ اِلی قَرارِ الاَرضِ. (2)

    بلا (و گرفتاری) سریعتر از رسیدن باران به زمین، به سراغ مومن می‌رود.

    امام صادق علیه السلام

    پی‌نوشت‌ها:

    1- عبون‌ اخبارالرّضا، ج 1، ص 95.

    2- اصول کافی، ج2، ص 259.

    منبع:

    جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی .




    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  3. #63
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    زن گنهکار چگونه هدایت شد؟

    امام کاظم علیه السلام

    مرحوم مجلسی نقل کرده است که هارون، خلیفه مقتدر و بی‌حیای عبّاسی دستور داد کنیز زیبا صورتی را برای خدمت کردن به امام موسی بن جعفر علیهماالسلام به زندان بردند (و منظورش بدنام کردن حضرت بود). امام پیغام داد" «بَل انتُم بِهَدیّتکُم تَفرَحُون(1)؛ این شما هستید که با هدایای خود شادمان می‌شوید»؛ من به کنیز و امثال آن نیازی ندارم. هارون از این پیام سخت خشمگین شد و گفت: به او بگویید ما به رضای تو کنیز را به زندان، نزد تو نفرستادیم، و دستور داد که کنیز را نزد حضرت بگذارند و باز گردند.

    مدتی گذشت، هارون خادمش را به زندان فرستاد تا خبری بگیرد. خادم به زندان رفت. با کمال تعجب دید آن کنیز به سجده رفته است و مرتب می‌گوید: قُدّوس سُبحانکَ سُبحانکَ، جریان را به هارون گزارش داد. هارون گفت: به خدا سوگند! موسی بن جعفر او را سحر کرده است، کنیز را بیاورید. کنیز را به حضور هارون آوردند، نگاهش را به آسمان دوخت و ساکت ایستاد. هارون پرسید: تو را چه شده؟ گفت: خبر تازه‌ای دارم! وقتی مرا به زندان بردند دیدم این مرد مرتب نماز می‌خواند، بعد از نماز مشغول تسبیح و تقدیس خداوند می‌شود. به او عرض کردم: مولای من! شما کاری ندارید برایتان انجام دهم؟ فرمود: با تو چه کار دارم؟ عرض کردم: مرا برای خدمت به شما آورده‌اند. آن بزرگوار با دست اشاره کرد و فرمود: پس اینها چه کاره‌اند؟! نگاه کردم، باغی دیدم بسیار وسیع و زیبا که اول و آخر آن ناپیدا بود، فرش‌های نفیس در آن گسترده بود و حوریه‌های بسیار زیبا با لباس‌های آراسته در آن جا بودند که هرگز نظیر آنها را ندیده بودم. با مشاهده آنها در برابر خدای خود به سجده افتادم و در سجده بودم که خادم تو به سراغم آمد و مرا نزد تو آورد.

    هارون گفت: ای ناپاک! شاید وقتی به سجده رفتی اینها را در خواب دیدی؟ گفت: نه! به خدا سوگند! این واقعیّات را پیش از سجده دیدم و بعد از مشاهده آنها به سجده افتادم. هارون (به فردی) گفت: این ناپاک را بگیر و مراقب باش کسی این مطلب را از او نشنود، اما کنیز بدون درنگ مشغول نماز شد. از او پرسیدند: چرا چنین می‌کنی؟ گفت: عبد صالح (موسی بن جعفر علیهماالسلام) را چنین یافتم ... .

    راوی این داستان می‌گوید: این کنیز زندگی خود را به همین منوال در بندگی خدا سپری کرد تا از دنیا رفت. این قضیه چند روز قبل از شهادت امام کاظم علیه السلام رخ داد.(2)

    شَرَفُ المُومِنِ قِیامُ اللَّیلِ وَ عِزّهُ استِغناءُهُ عَنِ النّاسِ.(3)

    شرف مومن در گرو نماز شب و عزّت او در گرو بی‌نیازی او از مردم است.
    امام صادق علیه السلام

    پی‌نوشت‌ها:

    1- نمل /36

    2- بحارالانوار، ج 48، ص 238.

    3- همان، ج 72، ص 109.

    منبع:

    جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی .





    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. #64
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    دو جریان بسیار عظیم و خواندنى

    امام كاظم علیه السلام

    مرحوم شیخ حرّ عاملى و راوندى و دیگر بزرگان آورده‌اند:

    پس از آن كه امام جعفر صادق علیه السلام به شهادت رسید، یكى از فرزندانش به نام عبدالله - كه بزرگ‌ترین فرزند حضرت بود - ادّعاى امامت كرد.

    امام موسى كاظم علیه السلام دستور داد تا مقدار زیادى هیزم وسط حیاط منزلش جمع كنند؛ و سپس شخصى را به دنبال برادرش عبدالله فرستاد تا او را نزد حضرت احضار نماید.

    چون عبدالله وارد شد، دید كه جمعى از اصحاب و شیعیان سرشناس نیز در آن مجلس حضور دارند.

    و چون عبدالله كنار برادر خود امام كاظم علیه السلام نشست، حضرت دستور داد تا هیزم‌ها را آتش بزنند؛ و با سوختن هیزم‌ها، آتش زیادى تهیه گردید.

    تمامى افراد حاضر در مجلس، در حیرت و تعجب فرو رفته بودند و از یكدیگر مى‌پرسیدند كه چرا امام موسى كاظم علیه السلام چنین كارى را در آن محل و مجلس انجام مى‌دهد.

    آنگاه حضرت از جاى خود برخاست و جلو آمد و در وسط آتش نشست؛ و با افراد حاضر مشغول صحبت و مذاكره گردید.

    پس از گذشت ساعتى بلند شد و لباس‌هاى خود را تكان داد و آمد در جایگاه اولیه خود نشست و به برادرش عبدالله فرمود: اگر گمان دارى بر این كه تو بعد از پدرت امام جعفر صادق علیه السلام امام و خلیفه هستى، بلند شو و همانند من در میان آتش بنشین .

    عبدالله چون چنان صحنه‌اى را دید و چنین سخنى را شنید، رنگ چهره‌اش دگرگون شد و بدون آن كه پاسخى دهد با ناراحتى برخاست و مجلس را ترك كرد. (1)




    همچنین داود رقّى حكایت كند:

    روزى به محضر مبارك امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و پس از عرض سلام در كنارى نشستم، سپس فرزندش حضرت ابوالحسن موسى بن جعفر علیهماالسلام وارد شد و از شدّت سردى هوا، لباس‌هاى خویش را به دور خود پیچیده بود.

    همین كه امام موسى كاظم علیه السلام نزد پدر آمد، امام صادق علیه السلام اظهار داشت: اى فرزندم! در چه حالتى هستى؟

    پاسخ داد: در سایه رحمت و پناه خداوند متعال هستم، و بعد از آن اظهار نمود: اى پدر! من اشتهاى مقدارى انگور و انار دارم؟

    داود رقّى گوید: من با خود گفتم: چگونه حضرت در این فصل زمستان و سرماى شدید اشتها و میل به تناول این نوع میوه‌ها را دارد، ولى حضرت از افكار درونى من آگاه شد و فرمود: خداوند متعال بر هر چیز و هر كارى قدرت دارد.

    و سپس به من فرمود: اى داود! بلند شو و برو داخل حیاط منزل ببین چه خبر است؛ و در باغ چه مى‌بینى؟

    پس، از جاى خود برخاستم و به طرف حیاط حركت كردم، همین كه وارد حیاط شدم، با حالت تعجّب دیدم درخت انگور و انار پر از میوه است .

    با دیدن این صحنه شگرف، بر اعتقاد و ایمانم افزوده شد؛ و با خود گفتم: اكنون به اسرار و علوم اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام آگاه گشتم و اعتقادم كامل گردید.

    سپس مقدارى از انگور و تعدادى انار چیدم و چون وارد اتاق شدم حضرت موسى كاظم علیه السلام آنها را از من گرفت و شروع به تناول نمود؛ و در ضمن اظهار داشت:

    این از فضل پروردگار است كه ما خانواده عصمت و طهارت را بر آن اختصاص داده و گرامى داشته است. (2)

    منابع:

    1- اثبات الهداة، ج 3، ص 196/ بحارالانوار، ج 48، ص 67، ح 69.

    2- الخرایج والجرایح، ج 2، ص 617، ح 16.




    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 15-04-1389 در ساعت 23:07





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  5. #65
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    کسی که علم غیب داشت!

    امام کاظم علیه السلام

    مورّخین شیعه و سنّى در كتاب‌هاى خود حكایت كرده‌اند:

    شقیق بلخى در سال 149 به قصد حجّ خانه خدا، عازم مكّه معظّمه گردید، هنگامى كه به قادسیّه رسید جوانى را دید كه تنها و بدون همراه به سوى مكه رهسپار است؛ ولى او را نشناخت.

    شقیق می‌گوید: با خود گفتم این جوان از طایفه صوفیّه است، كه از مردم كناره‌گیرى كرده تا او را نشناسند، من وظیفه خود مى‌دانم كه او را هدایت و راهنمائى كنم.

    همین كه نزدیك آن جوان رفتم، بدون این كه با او سخنى گفته باشم، مرا مورد خطاب قرار داد و اظهار نمود:

    اى شقیق! خداوند در قرآن فرموده است: «اجتنبوا كثیراً من الظّنّ إنّ بعض الظنّ إثم (1)؛ از گمان بد نسبت به یكدیگر دورى نمائید، كه بعضى از گمان‌ها، گناه محسوب مى‌شود.»

    و سپس از چشم من ناپدید شد و دیگر او را ندیدم تا آن كه به محل قاصبه رسیدم؛ و دوباره چشمم بر آن جوان افتاد، در حالى كه مشغول نماز بود؛ و مشاهده كردم كه تمام اعضاء بدنش از خوف الهى مى‌لرزید و قطرات اشك از چشمانش سرازیر بود.

    نزد او رفتم تا از افكار خود عذرخواهى كنم، چون نمازش پایان یافت و قبل از آن كه من حرفى بزنم، این آیه شریفه قرآن را تلاوت نمود: «و إنّى لغفّار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثمّ اهتدى (2)؛ همانا من آمرزنده‌ام آن كسانى را كه واقعاً پشیمان شده و توبه كرده باشند و كردار ناپسندشان را با اعمال نیك جبران نمایند.»

    بعد از آن، حضرت برخاست و به راه خود ادامه داد و رفت، تا آن كه بار دیگر در محلى به نام زماله، او را كنار چاهى دیدم كه مى‌خواست با طناب و دلو آب بكشد؛ ولى دلو داخل چاه افتاد.

    پس دست دعا به سوى آسمان بلند نمود، ناگاه دیدم آب چاه بالا آمد تا جائى كه با دست آب برداشت و وضو گرفت و چهار ركعت نماز اقامه نمود؛ و سپس مشتى از ریگ‌هاى كنار چاه را برداشت و درون چاه ریخت و قدرى از آن آب، آشامید.

    جلو رفتم و گفتم: قدرى از آنچه خداوند به شما روزى داده است به من هم عنایت فرما!

    اظهار داشت: اى شقیق! نعمت‌هاى خداوند متعال در تمام حالات در اختیار ما بوده و خواهد بود، سعى كن همیشه نسبت به پروردگارت خوش‌بین و با معرفت باشى.

    شقیق بلخى افزود: بعد از آن، مقدارى از آنها را به من عطا نمود؛ و چون تناول كردم همچون آرد و شكر بسیار لذیذ و گوارا بود كه تاكنون به آن گوارائى و خوشبوئى ندیده بودم و تا مدتى احساس گرسنگى و تشنگى نكردم .

    بعد از آن، دیگر آن شخصیت عظیم القدر را ندیدم تا به مكه مكرمه رسیدم و او را در جمع عده‌اى از دوستان و اصحابش مشاهده كردم، پس نزد بعضى از اشخاص كه احتمالاً از دوستان او بود، رفتم و پرسیدم كه این جوان كیست؟

    پاسخ داد: ابو ابراهیم، عالم آل محمّد صلوات الله علیهم است .

    گفتم: ابو ابراهیم چه كسى است؟

    جواب داد: او حضرت امام موسى کاظم علیه السلام است. (3)

    پی‌نوشت‌ها:

    1- سوره حجرات/ آیه 12.

    2- سوره طه/ آیه 82.

    3- دلائل الامامة، ص 317، ح 263/ مدینة المعاجز، ج 6، ص 194، ح 1936/ كشف الغمّة، ج 2، ص 213/ فصول المهمّة ابن صبّاغ مالكى، ص ‍ 233.




    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  6. #66
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞







    دلت را چند می فروشی؟!


    ابوالفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبیّین خود آورده است: روش و اخلاق امام موسى كاظم علیه السلام چنین بود كه اگر كسى پشت سر حضرتش حرف زشتى مى‌زد و بدگوئى مى‌كرد، امام اظهار ناراحتى نمى‌كرد، بلكه هدیه‌اى برایش مى‌فرستاد.

    همچنین مورّخین در كتاب‌هاى مختلفى آورده‌اند، مردی از نواده‌های عمر بن خطاب، در مدینه با امام كاظم (علیه‌السلام) دشمنی می‌كرد و هر وقت به او می‌رسید، با كمال گستاخی به علی (علیه‌السلام) و خاندان رسالت ناسزا می‌گفت، و بدزبانی می‌كرد.

    روزی بعضی از یاران، به آن حضرت، عرض كردند: "به ما اجازه بده تا این مرد تبهكار و بدزبان را بكشیم ".

    امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: نه، هرگز چنین اجازه‌ای نمی‌دهم، مبادا دست به این كار بزنید، این فكر را از سرتان بیرون نمائید. تا اینكه از آنها پرسید: آن مرد (نوه عمر) اكنون كجاست؟

    گفتند: در مزرعه‌ای در اطراف مدینه به كشاورزی اشتغال دارد.

    امام كاظم (علیه‌السلام) سوار بر الاغ خود شد و به همان مزرعه رفت و در همان حال وارد به كشت و زرع او شد.

    مرد فریاد زد: "كشت و زرع ما را پامال نكن ".

    حضرت همچنان سواره پیش رفت، تا اینكه به آن مرد رسید و خسته نباشید به او گفت: و با روی شاد و خندان با او ملاقات نمود و احوال او را پرسید، و فرمود: "چه مبلغ خرج این كشت و زرع كرده ای؟"

    او گفت: صد دینار

    امام كاظم فرمودن چقدر امید داری كه از آن بدست آوری؟

    او گفت: علم غیب ندارم

    حضرت فرمود: من می‌گویم چقدر امید و آرزوی داری كه عایدت گردد.

    گفت: امیداورم 200 دینار به من رسد.

    امام كاظم كیسه‌ای درآورد كه محتوی 300 دینار بود و فرمود: این را بگیر و كشت و زرع تو نیز به همین حال برای تو باشد و خدا آنچه را كه امید داری به تو برساند.

    آن مرد آنچنان تحت تأثیر بزرگواری امام گردید كه همانجا به عذرخواهی پرداخت، و عاجزانه تقاضا كرد كه تقصیر و بدزبانی او را عفو كند.

    امام كاظم (ع) در حالی كه لبخند بر لب داشت، بازگشت.

    مدتی از این جریان گذشت تا روزی امام كاظم به مسجد آمد، از قضا آن مرد نیز در مسجد بود، و با دیدن امام برخاست و با كمال خوشرویی به امام نگاه كرد و گفت: "اللهُ اَعلمُ حَیثُ یَجعلَ رِسالَتَه،خدا آگاه‌تر است كه رسالتش را در وجود چه كسی قرار دهد".

    دوستان آن حضرت، وقتی که دیدند آن مرد كاملا عوض شده، نزد او آمدند و علتش را پرسیدند كه چه شده این گونه تغییر جهت داده ای، قبلا بدزبانی می‌كردی، ولی اكنون امام (علیه‌السلام) را می‌ستایی؟

    او گفت: همین است كه اكنون گفتم، آنگاه برای امام (علیه‌السلام) دعا كرد، و سؤالاتی از امام (علیه‌السلام) پرسید و پاسخش را شنید.

    امام (علیه‌السلام) برخاست و به خانه خود بازگشت، هنگام بازگشت به آن كسانی كه اجازه كشتن آن مرد را می‌طلبیدند فرمودند: "این همان شخص ‍ است، كدامیك از این دو راه بهتر بود، آنچه شما می‌خواستید یا آنچه من انجام دادم؟ من با مقداری پول كه كارش را سامان دهد، اوضاعش را سامان دادم، و از شر او آسوده شدم.

    اعلام الوری، ص 296/ اعیان الشّیعه، ج 2، ص 7/ بحارالانوار، ج 48، ص 102، ح 7/ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 319/ دلائل الامامة، ص 311 / كشف الغمّة، ج 2، ص 288.


    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  7. #67
    مدیر افتخاری
    شكوفه ياس آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 2,557      تشکر : 4,053
    5,625 در 2,309 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوفه ياس آنلاین نیست.

    پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞






    الگوپذيري از امام
    موسي كاظم (ع)، بهبود بخش روابط خانوادگي است
    گروه اجتماعي: الگوپذيري از امام موسي كاظم (ع) با قوت بخشيدن صبر و شكيبايي در افراد ، موجب بهبود روابط خانوادگي و اجتماعي مي شود.
    به گزارش خبرگزاري شبستان، يكي از بارزترين خصوصيت امام موسي كاظم (ع) صبر و بردباري است. به طوري كه ايشان به كاظم يعني فرو برنده خشم ملقب گرديدند. با توجه به اينكه بسياري از اختلافات خانوادگي از شكيبايي و كم‌تحملي همسران ناشي مي شود. الگوپذيري از امام موسي كاظم تا حدود زيادي مي تواند موجب بهبود روابط خانوادگي گردد.
    امروزه افزايش چشم و همچشمي و توقعات باعث مرور اختلافات خانوادگي شده است. برخي از همسران در مقابل مشكلات زندگي، بي‌طاقت و كم‌حوصله مي شوند و همين مسأله زمينه بروز اختلاف بين آنها را فراهم مي سازد. همسران امروزي مي توانند با الگوپذيري از امام موسي كاظم (ع) صبر و استقامت را پيشه خود سازند. در اين صورت بسياري از اختلافات خانوادگي در سايه صبر و گذشت از بين خواهد رفت.
    بسياري از تنش‌هاي اجتماعي بر اثر بي‌حوصلگي ايجاد مي شود. به عنوان مثال بسياري از تصادفات رانندگي به دليل عدم رعايت حقوق ديگران و ناشكيبايي رانندگان بوجود مي آيد. در روايات آمده است كه خوش اخلاقي نيمي از ايمان است. افراد بايد كنترل بيشتري روي اعمال و رفتار خود داشته باشند و با صبر و بردباري در مقابل ناملايمات زندگي مقابله نمايند. در اين صورت حس همكاري و همدلي در جامعه افزايش مي يابد.
    در زمان امام موسي كاظم (ع) عباسيان روي كار آمده بودند. آنها امام موسي كاظم (ع) را تحت فشار قرار مي دادند. به طوري كه امام موسي كاظم مدت طولاني از عمر خويش را در زندان سپري مي كردند. اين امام همام از درون زندان به هدايت مردم مي پرداختند. ايشان پيام‌هاي لازم را به ملاقات‌دهندگان خود مي دادند و سعي مي كردند از طريق آنها به تبيين احكام اسلام و انتقال آموزه‌هاي ديني به مردم بپردازند. امام موسي كاظم (ع) با صبر و تحمل عظيم خود دوران سخت اسارت را تحمل كردند و پيوسته در راه خدمت به مردم مي كوشيدند.

    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞

    http://upload.tazkereh.ir/images/836...5081474558.gifhttp://shiaupload.ir/images/66430553806342539936.gif


    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم


  8. تشكر


  9. #68
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞







    آرزویت در دنیا چیست؟


    فقیری به حضور امام كاظم (علیه‌السلام) آمد و عرض كرد: "تهیدست هستم مرا از تهی دستی و فقر نجات بده، اگر صد درهم پول داشته باشم، با تجارت و خرید و فروش خود را از فقر و ناداری نجات می‌دهم ".

    امام كاظم (علیه‌السلام) با روی خوش و لبخند، به او فرمود: "من از تو یك سؤال می‌كنم، اگر پاسخ صحیح دادی، ده برابر خواسته تو را به تو خواهم داد".

    فقیر عرض كرد: بپرسید.

    امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: "اگر بنا باشد تو در دنیا برای خود آرزویی كنی، چه آرزو می‌كنی؟"

    فقیر گفت: "آرزو می‌كنم توفیق انجام حقوق برادران دینی بیابم، و برای حفظ دین و برادران دینی، قانون تقیه را رعایت كنم".

    امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: چرا دوستی با ما خاندان را، آرزو نمی‌كنی.

    او عرض كرد: این صفت در من هست، خدا را برداشتن چنین نعمتی سپاس ‍ می‌گویم، و از درگاهش می‌خواهم، تا خصال نیكی كه ندارم به من بدهد.

    امام كاظم (علیه‌السلام) فرمود: پاسخ نیكی دادی، آنگاه دو هزار درهم [كه 20 برابر خواسته او بود] به او داد و فرمود: این پول را در خرید و فروش "مازور" (1) به كار ببرید زیرا كالای خشك است [و كمتر آسیب پذیر است] (2).

    به این ترتیب به او كمك كرد، و او را برای تجارت و كسب و كار تشویق و راهنمایی فرمود.

    1-"مازور" [كه در عربی به آن عفص می‌گویند] ماده‌ای است كه از درخت بلوط بدست می‌آید به شكل دانه فندق است این دانه‌ها را برای رنگ كردن و دباغی نمودن پوست حیوانات به كار می‌برند [فرهنگ عمید]

    2-انوار الهی، ص 197 و 198







    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  10. #69
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞








    آیا حواست هست که با چه کسی همکاری؟

    حضرت امام موسی كاظم علیه‏السلام اگر احساس می‏كرد كسانی كه به نظام حكومتی داخل می‏شوند، نمی‏توانند به نفع اهل حق و شیعیان عمل نمایند، آنان را از همكاری با طاغوت نهی كرده، از عواقب وخیم آن برحذر می‏داشت.

    زیاد بن ابی سلمه از یاران امام كاظم علیه‏السلام بود، ولی بدون اطلاع آن حضرت در دستگاه خلافت عباسی مشغول به كار شده بود.

    او روزی به محضر امام هفتم علیه‏السلام آمد. حضرت از او پرسید: ای زیاد! آیا تو در امور دولتی اشتغال داری؟ گفت: بلی. امام فرمود: چرا با حكومت ستمگران همكاری می‏كنی و به شغل آزاد نمی‏پردازی؟

    زیاد گفت: سرورم! مخارج من زیاد است؛ چرا كه من فردی اجتماعی هستم و خانه‏ام پر رفت و آمد است و افراد تحت تكفل دارم و هیچ‏گونه پشتوانه اقتصادی هم ندارم. درآمد من منحصر به همین شغل دولتی است.

    امام كاظم علیه‏السلام فرمود: ای زیاد! اگر از كوه بلندی سقوط كنم و بدنم قطعه قطعه شود، در نزد من بهتر است از اینكه با ستمگران همراهی و همكاری نمایم، مگر اینكه غصه‏ای را از دل مؤمنی برطرف نموده، یا مؤمن گرفتاری را نجات داده، یا مؤمن بدهكاری را از زیر بار بدهی رها سازم.(1)

    هر كس بقای ستمگران را دوست داشته باشد، از آنان محسوب می‏شود و هر كس از آنان محسوب شود، داخل آتش [جهنم ] خواهد شد

    صفوان بن مهران جمّال یكی دیگر از دوستان امام موسی بن جعفر علیهما السلام می‏باشد. او شترهای زیادی داشت و آنان را در اختیار كاروانهای تجارتی و زیارتی قرار داده و از اجاره آنان امرار معاش می‏كرد.

    او می‏گوید: روزی امام هفتم علیه‏السلام را زیارت كردم. امام به من فرمود: صفوان تمام كارها و رفتار تو مورد پسند ماست، جز یك عمل تو!

    گفتم: فدایت شوم كدام عمل؟

    فرمود: شترانت را به این مرد ستمگر [هارون] كرایه داده‏ای.

    عرض كردم: به خدا سوگند! من آن را برای فسق و فجور و شكار و لهو كرایه نداده‏ام، بلكه برای زیارت بیت الله اجاره داده‏ام. من هیچ گونه علاقه‏ای به آن مرد ندارم و غلامان خود را به همراه كاروان زیارتی هارون فرستاده‏ام تا به غیر از عمل حج در كار دیگری به كار گرفته نشوند.

    امام فرمود: ای صفوان! آیا كرایه تو هنوز به عهده آنان هست یا پرداخته‏اند؟ گفتم: نه، هنوز كرایه نگرفته‏ام.

    فرمود: صفوان! آیا دوست داری كه هارون و یارانش تا زمانی كه كرایه‏ات را نپرداخته‏اند، زنده بمانند تا برگشته و بدهی تو را بپردازند؟ گفتم: بلی.

    امام كاظم فرمود: «فَمَنْ أَحَبَّ بَقأهُمْ فَهُوَ مِنْهُمْ وَ مَنْ كانَ مِنْهُمْ كانَ وَرَدَ النّار؛(2) هر كس بقای ستمگران را دوست داشته باشد، از آنان محسوب می‏شود و هر كس از آنان محسوب شود، داخل آتش [جهنم ] خواهد شد.»

    1- الكافی، ج5، ص110

    2- معجم رجال الحدیث، ج10، ص133.






    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  11. #70
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞









    پرورش‏یافتگان آستان حضرت کاظم علیه السلام

    امام كاظم

    گروه كثیری از عالمان و راویان حدیث، پیرامون امام موسی(علیه‌السلام) گرد آمدند و آن حضرت با توانایی بسیار آراء خردمندانه‏ای در دانش‏های گوناگون دینی ابراز كرد.

    مجموعه‏های بسیار از احكام اسلامی كه در موضوع فقه و حدیث و كلام اسلامی تدوین شده به آن حضرت منسوب است و راویان، همواره با آن افاضات علمی مأنوس بوده، فرمایشات و فتاوی امام(علیه‌السلام) را ثبت می‏كردند.

    سید بن‏طاووس می‏نویسد: «یاران و نزدیكان امام كاظم (علیه‌السلام) در مجلس درس آن بزرگوار حاضر می‏شدند و لوحه‏های آبنوس در آستین‏ها داشتند، هر گاه او سخنی می‏فرمود یا در موردی نظری ارائه می‏داد، به ضبط آن مبادرت می‏كردند.»(1)

    امام كاظم(علیه‌السلام) در عصر خویش عابدترین و عالم‏ترین و فهیم‏ترین مردم بود. (2) پدر بزرگوارش در تأیید آگاهی‏های علمی و فقهی این فرزند فرزانه‏اش، فرمود: «توان علمی او به اندازه‏ای است كه اگر از تمام مضامین قرآنی پرسش كنی، با علم كافی كه دارد، پاسخ قانع‏كننده‏ای خواهد داد. او كانون حكمت، معرفت و اندیشه است.»

    چشمه‏های اندیشه امام در عصری جاری گردید كه با وجود اختناق حاكمان عباسی، شیعیانی اهل درك، منطق و خرد داشت. از مجموع روایات و كتب سیره برمی‏آید كه; پیروان امامان با طرح سؤالات علمی - فقهی، دانش وی را ارزیابی كرده، در صورتی كه از جنبه علمی، وی یقین حاصل می‏كردند، او را به وصایت می‏پذیرفتند. به همین دلیل شیعیان، عبدالله بن‏جعفر را كه مشهور به عبدالله افطح بود - بدین سبب گروندگان به او را فطحیه می‏نامیدند - با طرح برخی مسائل فقهی و احكام شرعی نماز و زكات آزمودند و چون آگاهی وی را از این مسائل ناكافی دانستند از وی روی برتافتند. (3)

    با آنكه صدها نفر از محضر پر فیض امام موسی كاظم(علیه‌السلام) بهره برده و اخبار و احادیث او را نقل می‏كردند، اما در میان اصحاب، حدیث هیجده نفر به صدق و امانت مشهور گردیده و منقولات آنان مهر اعتبار و اطمینان خورده و همگان بر صدق گفته‏هایشان اعتراف كرده‏اند. شش نفر از آنان شاگردان امام باقر(علیه‌السلام)، شش نفر از اصحاب امام صادق(علیه‌السلام) و بقیه هم از خواص تربیت‏یافتگان حضرت امام كاظم(علیه‌السلام) بوده‏اند. اسامی آنان به این شرح است:

    یونس بن‏عبدالرحمن، صفوان بن‏یحیی، محمد بن‏ابی‏عمیر، عبدالله بن‏المغیره، حسن بن‏محبوب السراد، احمد بن‏ابی‏نصر بزنطی. به این افراد اصحاب اجماع می‏گفتند. شاگردان زبده دیگری در مكتب علمی - تربیتی و سرشار از معنویت هفتمین امام پرورش یافتند از جمله; محمد بن‏خلاد، عبدالرحمن بجلی، علی بن‏جعفر، اسحاق بن‏عمار صیرفی، اسماعیل بن‏موسی بن‏جعفر، حسین بن‏علی بن‏فضال، داود رقی، عبدالسلام بن‏صالح حصروی، موسی بن‏بكیر و اسماعیل بن‏مهران. (4)

    گسترش نهضت‌های علوی توسط گروهی از امامزادگان و سادات و افزایش قدرت سیاسی بنی‏عباس، خصوصاً در دوران خلافت هارون، باعث تشدید مراقبت و سخت‏گیری نسبت‏به امام كاظم(علیه‌السلام) شد به طوری كه هارون درباره امام هفتم‏ می‏گفت: می‏ترسم فتنه‏ای بر پا كند كه خونها ریخته شود!؟ سخت‏گیری نسبت‏به امام در حدی بود كه به ندرت كسی می‏توانست‏حتی برای ضروری‏ترین مسایل و سؤالات فقهی و علمی به خدمت امام(علیه‌السلام) شرفیاب شود.

    با این وجود، امام یارانی داشت كه در جهان اسلام پراكنده بودند و با ایشان، به خصوص در دوران اقامت در مدینه، تماس داشتند. تلاشهای تبلیغی این برگزیدگان بر محبوبیت امام بین شیعیان شهرهای اسلامی افزود و موجب نگرانی هارون شد. از این‏روی هارون حضرت را تحت نظر از مدینه به بصره و سپس به بغداد آورد و سالها امام را در زندانهای مختلف تحت نظر گرفت و به احدی اجازه ملاقات با آن مقام معنوی را نداد.

    مرحوم شیخ طوسی راوایان و شاگردان امام را 272 نفر ذكر كرده است. احمد بن‏خالد برقی تلامیذ حضرت را 160 نفر دانسته و مؤلف كتاب "حیاة الامام موسی بن‏جعفر" تعداد 319 نفر از اصحاب و شاگردان هفتمین فروغ امامت را به تفصیل نام برده است.

    1- الانوار البهیه; ص 91.

    2- الارشاد; شیخ مفید، ج 2، ص 231.

    3- نك; حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، رسول جعفریان، ج 2، ص‏19 - 20.

    4- دورنمایی از زندگانی امام موسی بن‏جعفر7; عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، ص 122.

    غلامرضا گلی‏زواره



    ۞۩§۩۞ ويژه نامه شهادت جانگداز امام موسي کاظم(ع) ۞۩§۩۞
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 15-04-1389 در ساعت 23:31





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •