*^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 68
  1. #51
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    آزادى در تفكر غربى با تكليف منافات دارد

    تفاوت ديگر اين است كه آزادى در تفكر ليبراليسم غربى ، با تكليف منافات دارد. آزادى ، يعنى آزادى از تكليف . در اسلام ، آزادى آن روى سكه ى تكليف است اصلا انسانها آزادند، چون مكلفند. اگر مكلف نبودند، آزادى لزومى نداشت ؛ مثل فرشتگان بودند. به قول مولوى :
    در حديث آمد كه خلاق مجيد خلق عالم را سه گونه آفريد
    يك گروه را جمله عقل و علم و جود آن فرشته است و نداند جز سجود
    بشر خصوصيتش اين است كه مجموعه ى انگيزه ها و غرايز متضادى است و مكلف است كه در خلال اين انگيزه هاى گوناگون ، راه كمال را بپيمايد. به او آزادى داده شده ، به خاطر پيمودن راه كمال همين آزادى با اين ارزش ، براى تكامل است ؛ كما اين كه خود حيات انسان براى تكامل است ؛ و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون
    (48) خدواوند جن و انسان را آفريده ، براى رسيدن به مرتبه عبوديت او، كه مرتبه ى بسيار والايى است . آزادى هم مثل حق حيات است ؛ مقدمه اى براى عبوديت .
    در غرب ، در نفى تكليف تا جايى پيش رفته اند كه نه تنها تفكرات دينى را، حتى تفكرات غير دينى و كل ايدئولوژى ها را كه در آنها تكليف هست ، واجب و حرام است ، بايد و نبايد هست ، نفى مى كنند الان در آثار اخير همين ليبرال نويسهاى آمريكايى و شبه آمريكايى و كسانى كه پيامبرشان آنها هستند - امتهاى آنها در كشورهاى ديگر، از جمله متاسفانه بعضيها در كشور خود ما دنبال همين هستند - ديده مى شود كه مى گويند تفكر آزاد غربى ، باصل بايد و نبايد و با اصل ايدوئولوژى مخالف است
    (49) اسلام بكلى نقطه مخالف اين است . اسلام آزادى را همراه با تكليف براى انسان دانسته ، كه انسان بتواند با اين آزادى ، تكاليف را صحيح انجام بدهد، كارهاى بزرگ را انجام بدهد، انتخابهاى بزرگ را بكند و بتواند به تكامل برسد.


    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #52
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    حرفى كه منشاء آن راديوهاى بيگانه است

    بنابراين ، توصيه ى اول من به اين كسانى كه مى نويسند و بحث مى كنند؛ اين است كه در فهم مفهوم آزادى مستقل باشيم . مستقل بينديشيم ، وابسته نباشيم . توصيه دوم اين است كه از آزادى سوء استفاده نشود. بعضيها مكرر تاييد و تكرار مى كنند؛ آزاديهاى تازه به دست آمده مطبوعاتى ، به نظر من اين يك حرف غير واقعى است ؛ حرفى است كه منشا آن هم راديوهاى بيگانه است . البته الان در روزنامه ها و مجلات مطالبى مى نويسند و تعرضهايى مى كنند. بعضى از اين افراد در گذشته اين كارها را نمى كردند؛ بعضى ديگر هم مى كردند. در سالهاى گذشته ، ما فراوان شاهد اين بوديم كه در مطبوعات ، عليه رئيس جمهور وقت عليه رئيس جمهور وقت ، عليه مسئولان گوناگون ، عليه بعضى از مباحث اصيل انقلاب ، حرفهايى زده مى شد؛ كسى هم متعرض اينها نمى گرديد. من نمونه هايى الان در ذهنم هست كه اگر جلسه به طول نيانجاميده بود، مى گفتم .
    بنده يك وقت ، شش هفت سال قبل از اين بحث تهاجم فرهنگى را مطرح كردم كه بحث برانگيز شد و بعضيها درباره اش حرف زدند؛ شايد بعضى از شماها يادتان باشد همان وقت در تلويزيون جمهورى اسلامى ميز گردى در اين باره تشكيل دادند كه سه چهار نفر آن جا بودند؛ يك نفر با آن نظرى كه بنده ابراز كرده بودم ، موافق بود و حمايت مى كرد؛ چند نفر ديگر هم بكلى آن را رد مى كردند كه نه آقا، اينها خيالات است ، اينها باطل است بنابراين مى بينيد كه كسى متعرض كسى نمى شود.
    بله ، عده اى بودند كه پرونده هاشان ناپاك بود، دستهايشان آلوده بود و مى ترسيدند وارد ميدان بشوند و چيزى بگويند. اگر آنها هم چيزى مى گفتند، كسى كارشان نداشت . همان حرفى كه امروز مى زنند، اگر آن روز هم مى گفتند، كسى كارشان نداشت ؛ اما خودشان مى ترسيدند؛ چون پرونده هاى بدى داشتند. كينه آنها با انقلاب ، با امام و با تفكر اسلامى امامى ، از قديم معلوم شده بود اينها خودشان جرات نمى كردند وارد ميدان بشوند. بعد از انتخابات اخير رياست جمهورى ، براساس تحليل غلطى كه از انتخابات كردند، جرات پيدا كردند تحليل غلط آنها اين بود كه خيال كردند مرد سى ميليون راى براى تثبيت نظام داده بودند. يكى از افتخارات نظام اسلامى اين است ، كه بعد از گذشت هيجده سال از پيروزى انقلاب ، در يك انتخابات سى ميليون از جمعيت سى و دو ميليونى حق راى دار - حدود نوددرصد - وارد ميدان انتخابات مى شوند. اينها نقطه ى قوت نظام را نقطه ى ضعف تلقى كرده بودند.
    البته ابتدا راديوهاى بيگانه ، همان روزهاى اول انتخابات ، مرتب داد و فرياد مى كردند؛ براى اين كه به كسانى كه آماده و مستعد به اين انحراف و اشتباه هستند، خط و جهت بدهند كه بله ، سى ميليون اظهار نارضايى از نظام كردند خواستند نقطه ى قوت نظام را نقطه ضعف نظام وانمود و قلمداد كنند. اين بيچاره ها هم يا باور كردند، يا خودشان را فريب دادند؛ خيال كردند كه حالا در كشورى كه نظام سى ميليون مخالف دارد، پس ما هم بياييم حرف بزنيم حالا جرات پيدا كرده اند، حرف مى زنند؛ در حالى كه فرقى نكرده ، آن وقت هم اگر تخلفى مى كردند، حدود و مرزهاى منطقى را




    مى زدند و تحت تعقيب قانونى بودند، امروز هم همان طور است ؛ هيچ فرقى نكرده است . امروز هم اگر كسانى اضلال كنند، افساد كنند، ارجاف كنند، باز همان گونه است ؛ فرقى نكرده است . بنابراين ، اين حرف را نبايد مرتب تكرار كرد كه آزادى تازه بدست آمده ، مى بينيم كه بعضى از مسئولان خطاب به مطبوعات مكرر مى گويند كه از آزاديها زياد استفاده نكنيد، تا مبادا اصل آزادى به خطر بيفتند اين چه حرفى است ؟ از آزادى هر چه بيشتر استفاده كنند بهتر است ؛ منتها خارج از مرز نباشد. هر چه افراد بيشتر از حق خدا داده استفاده كنند نظام اسلامى به هدفهاى خودش بيشتر رسيده است . ما هميشه گله مان از نويسنده ها اين بوده كه چرا نمى نويسند، چرا تحقيق نمى كنند، چرا تحليل نمى كنند.

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #53
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    مرز، همان مزرهاى اسلامى است

    مرزهاى صحيح را بايد رعايت كرد. البته اين مرزها هم مرزهايى نيست كه يك حكومت يا يك نظام بخواهد به خاطر منافع خودش آنها را تعيين بكند. حالا اگر هم به فرض حكومتهايى در دنيا هستند - كه لابد هم هستند - و تعيين مى كنند، نظام جمهورى اسلامى اين طور نيست ؛ نظام جمهورى اسلامى مبنايش بر عدالت است . يعنى اگر مقام رهبرى از عدالت بيافتد، به طور خودكار و بدون اينكه هيچ عامل ديگرى لازم باشد، از رهبرى مى افتد. در چنين معنا ندارد كه بخواهد به منابع صنفى يا گروهى يا ديدگاههاى خاص حكومتى ، مرزى تعيين كنند؛ نه ، مرز همان مرزهاى اسلامى است ؛ همان چيزهايى است كه در قرآن و در حديث و در فهم صحيح از دين ، به عنوان مرز شناخته شده ؛ اينها معتبر است و بايد هم رعايت بشود؛ اگر هم رعايت نشود، مسئولان موظفند، مسئولان قضايى ، مسؤ ولان دولتى ، وزارت ارشاد، ديگران همه موظفند. اگر وظيفه عمل نكنند، گناه و تخلف كرده اند؛ موظفند كه اين مرزها را رعايت كنند. در داخل آن مرزها - كه البته آن مرزها استثناءهاست همان اصل زيبايى درخشان آزادى است كه بايد مورد استفاده قرار بگيرد. من اين اظهارات غير مسؤ ولانه را نمى پسندم كه تكرار گردد و گفته بشود.
    آنچه كه من امروز به عنوان جمع بندى عرض مى كنم ، اين است كه مقوله ى آزادى مقوله اسلامى است ؛ درباره ى آن ، اسلامى بينديشيم و همه به نتايج آن به عنوان يك حركت اسلامى و يك تكليف شرعى معتقد باشيم . آنچه را كه بحمدلله در صحنه جامعه وجود دارد، قدر بدانيم و از اين امكان حداكثر استفاده را بكنيم . صاحبان فكر و صاحبان انديشه بايد تلاش كنند. البته بعضى از بحثها هست كه در چارچوبهاى تخصصى مطرح است و بايد در مدارس و دانشگاهها و مطبوعات خاص و در مجموعه هاى خاص مطرح بشود؛ بعضيها هم هست كه نه ، مورد استفاده ى همگان است ؛ بايد مطرح بشود و همه استفاده كنند و بهره ببرند.
    (50)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #54
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    من با مسؤ ولان اتمام حجت مى كنم

    من در پنج شش سال قبل از اين احساس كردم كه يك حركت خزنده ى فرهنگى در كشور دارد شروع مى شود (51) براى چه ؟ براى اهداف قرار دادن نقطه ى اصلى . نقطه ى اصلى چيست ؟ ايمان مردم ، منشا همه ى خيرات و بركات ، ايمان است ، ايمان به آن حقيقت روشن و مسلم و حقيقت درخشان و تابناكى كه توانست ملت ايران را از ظلم و جور و استبداد نجات بدهد. همان ايمان بود؟ توانست خود را در چنگ نشان بدهد. همان ايمان بود كه توانست در همه ميدانها، بهترين جوانان اين كشور را براى كارهاى بزرگ بسيج كند. الان در زمينه هاى گوناگون - زمينه ى سازندگى ، زمينه ى نو آورى و اختراعات گوناگون - هر چه كه شما مى بينيد، غالبا به وسيله ى همين جوانان مؤ من به وجود آمده است . در همه ى زمينه هاى گوناگون ، ايمان بود كه توانست كوههاى گران را بشكافد و راههاى سخت را هموار كند و ملت ايران را به آن سمت راهنمايى كند. اينها همين ايمان را هدف گرفته اند.
    ايمان را چگونه مى شود هدف گرفت ؟ همين يكه حالا همه مى گويند تا از قديم هم مى گفتيم . حالا هم بعضيها تكرار مى كنند: با وسايل فرهنگى ، ايمان و عقيده چيزى نيست كه با زور بشود آن را عوض كرد. ايمان مردم را كه با زور نمى توانستند عوض كنند با چه وسيله مى توانستند مقاصد خودشان را انجام بدهند؟ با وسايل فرهنگى ، اين كار را شروع كردند. من هشدار دادم و بارها اين را عرض كردم . البته دلسوزان دنبال خودشان هم آنها را قبول ندارند، به جنگ با همين ايمان مردم آمده اند و مى آيند، يك عده هم به صورت فريب خورده و غافل به اينها نگاه مى كنند؛ بعضى هم متاسفانه آنها را كمك مى كنند.



    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #55
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    مخالفين نظام ، پشت سر كسى يا جمعى پنهان مى شوند

    در دايره معتقدان به انقلاب ، همه اختلافات قابل حل است . كسانى كه انقلاب را قبول دارند، امام را قبول دارند، اسلام را قبول دارند ايثار را قبول دارند، هر گونه اختلاف سليقه اى ، اختلاف سياسى اى ، اختلاف بينشى نسبت به مسائل كشور داشته باشند، قابل حل است ، مشكلى نيست . مشكل آن جا بروز مى كند كه كسانى كه اسلام را قبول ندارند، امام را مطلقا قبول ندارند، اين نظام را قبول ندارند، از اول تا توانستند با اين نظام جنگيدند و آن وقتى به خانه هايشان رفتند نشستند، كه ديدند ديگر سلاحهايشان كند شده است ، اينها بيايند پشت سر كسى يا جمعى پنهان بشوند و شروع كنند به ايمان مردم دست اندازى كردن و آن هدف قرار دادن ؛ اين قابل قبول نيست . من مى بينم كه بعضى از مطبوعات كشور متاسفانه دستخوش چنين بحرانى هستند؛ كه بايد خودشان را نجات بدهند. دستگاههاى فرهنگى و امنيتى و قضايى كشور در اين زمينه موظفند.
    ما به آزادى بيان و آزادى فعاليتهاى اجتماعى خبرى بود، و نه اسمى بود؛ انقلاب اينها را براى اين كشور آورد؛ امام اينها را به اين كشور هديه كرد؛ خون شهدا اين چيزها را به اين كشور بخشيد. كسانى كه پاسدار خون شهدا هستند، كسانى كه پيرو امام هستند، آنها علمداران اين مفاهيمند، در اين كه شكى نيست ؛ اما اين آزادى محدود است ؛ حد اين آزادى كجاست ؟ حدش ‍ عبارت است از آن حدودى كه اسلام تعيين كرده است . اگر بنا شد كسانى مردم را به بى ايمانى و به شهوات سوق بدهند، آنها در اين كار آزاد نيستند. اين آزادى ، آزادى خيانت است . اگر كسانى قرار شد بنشينند توطئه كنند و اين توطئه را به شكلى در يك نوشته منعكس كنند. اين آزادى توطئه است ؛ اين آزادى مردود است . بنده منتظر مى مانم ببينم دستگاههاى مسئول چه مى كنند؛ والا جلوگيرى از اين حركات موذيانه ، كار دشوارى نيست . هيچ وقت هم ما فكر اين كه دنيا چه مى گويد روزنامه هاى دنيا چه مى گويند، سازمانهاى دنيا چه مى گويند نكرده ايم و نبايد بكنيم .
    امام بزرگوار ما در جمال معنوى ، واقعا يك شخصيت استثنايى بود. او پرچمدار يك انقلاب بزرگ ، رهبر محبوب يك ملت و داراى خصوصيات ويژه اى بود - فيلسوف ، عارف ، فقيه ، حقوقدان ، شاعر و هنر شناس - كه هر كس يكى از آن خصوصيات را داشته باشد، دستگاههاى فرهنگى دنيا براى او احترام قايلند. واقعا با اين خصوصيات ما چه كسى را در دنيا سراغ داشتيم ؟ شما ببينيد در مطبوعات غربى و در همين سازمانهاى به اصطلاح جهانى اين شخصيت را چگونه معرفى مى كردند، و الان چگونه معرفى مى كنند؛ هر چند حالا چند سالى گذشته است و به امام كمتر مى پردازند. امروز همان مطبوعات و همان سازمانها و فتنه گرانى از قبيل اين ، سفاكان طالبان را با شگردهاى مطبوعاتى و تبليغاتى ترويج مى كنند، با نوع عكسى كه مى اندازند، با نوع كاريكاتورى كه مى كشند، با نوع خبرى كه تنظيم مى كنند، اينها اين طور آدمهايى هستند.
    مگر بايد براى مصالح كشور و مصالح يك ملت ، منتظر اين حرفها ماند؟ بنده منتظر اجازه سازمانهاى بين المللى براى نحوه اداره اين كشور نمى مانم ؛ منتظرم دستگاههاى مسئوول - وزارت ارشاد، دستگاه قضايى دستگاههاى امنيتى - كار خودشان را بكنند؛ ببينم اين كسانى كه در بعضى از اين مطبوعات ، ايمان مردم را هدف گرفته اند، از جان مردم چه مى خواهند.
    اينها به انقلاب اهانت مى كنند. رئيس جمهور محترم در مرقد امام (ره ) سخنرانى بسيار خوبى كردند - كه من بعدا از ايشان به خاطر آن سخنرانى تشكر كردم - اما روزنامه به عنوان انتقاد مى نويسند كه رئيس جمهور متاءسفانه در آن سخنرانى باز همان لحن انقلابى را به خودش گرفت لحن انقلابى شد يك نقطه ضعف ؟ اين قدر



    اينها بى شرمند خاطرات جنگ ، ياد جنگ ، يادگارهاى جنگ ، يادگارهاى شهادت ، يادگارهاى نجابت و عصمت در اين كشور مردود بشوند؛ به چيزهايى بپردازند كه به خيال خودشان ايمان جوانان را هدف قرار بدهد، يا آنها را به مسائل خاص جوانى سرگرم بكند؛ اين نمى شود، اين قابل قبول نيست .
    من يك بار ديگر هم در اول امسال اين هشدار را دادم ؛ اين هم بار دوم است . من با مسؤ ولان اتمام حجت مى كنم . مسؤ ولان بايد در اين مورد اقدام بكنند، ببينند كدام روزنامه است كه از حدود آزادى پا را فراتر مى گذارد آنچه كه براى اين ملت مفيد است ، آنچه كه آزادى حقيقى است ، آنچه كه بيان راءى بدون توطئه است ، آن را از توطئه و خيانت و اضلال و نااميد كردن مردم جدا كنند.
    اين ملت ، ملت انقلابى است . اين كشور، كشور اسلام و امام زمان و اهل بيت و قرآن است . ريشه هاى ايمان در اين كشور، خيلى عميق است . سالها حركت استكبارى و استعمارى ، با همه مظاهر بى ايمانى كه آورد و وارد اين كشور كرد، نتوانست اين ملت را از دين و ايمانش جدا كند. آن كسانى كه نگاهشان به دروازه هاى غرب و بخصوص آمريكاست ، تا ببينند آنها چه اشاره مى كنند و اينها همان را بگويند، چه فكر مى كنند؟ مگر مى شود به كسانى كه تقريبا همه اين بيست سال را در مقابل انقلاب و امام و مردم ايستادند، اجازه داد كه حالا بيايند ميداندار صحنه بشوند و بنا كنند گذشته اين بيست سال را ، گذشته اين انقلاب را، گذشته اين ملت را، دوران امام را، با اهانت و دروغ و تهمت زير سؤ ال ببرند؟
    بنده مى دانم كه در درون اين ملت ، امواج خروشان عشق به مبداء ايمانى و اسلامى موج مى زند. بنده مى دانم كه اكثريت قاطع جوانان اين كشور، با فطرت دينى و ايمانى تربيت مى شوند؛ دين را مى خواهند و نجات را در دين مى يابند. مى بينند كه اين ملت به وسيله ى تمسك به دين و به حبل الله توانست به عزت و استقلال برسد و آماده دفاع از دين است ؛ هر وقت هم كه لازم باشد، از دين دفاع مى كند و فكر مصالح و منافع خودش را نمى كند.
    (52)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #56
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    امام دستور دادند اسراى آمريكايى را آزاد كنند.

    پس از تسخير لانه جاسوسى آمريكا، آمريكاييها تكرار مى كنند كه چرا اين كار را كرديد؟ اين اهانت بود، اين تجاوز به حدود بين المللى بود. بعضى خيال مى كنند كه لانه ى جاسوسى را كه دانشجويان ما تسخير كردند، واقعا اين گونه بوده است ، نه ، بعد از انقلاب اين ملت و نظام جمهورى اسلامى ، نهايت مدارا را با آمريكا كردند. اول انقلاب مردم به خاطر بغضى كه نسبت به آمرييها داشتند رفتند عناصرى از سفارت را گرفتند، دستگير كردند و به همين مدرسه رفاه و علوى كه محل اقامت امام بزرگوار بود - آورند؛ اما امام دستور دادند كه اينها را آزاد كردند و وسايل را فراهم كردند كه اگر مى خواهند از كشور خارج بشوند، با سلامت خارج بشوند و رفتند؛ كسى به اينها تعرضى نكرد.



    آمريكا دست بردار نبود. آنها در همان ماههاى اول انقلاب ، هر روز يك توطئه و يك حركت عليه انقلاب ، هر روز با اين ملت يك طور دشمنى كردند. عكس العمل دشمنى هاى آنها اين شد كه جوانان ما رفتند سفارت آمريكا را تصرف كردند و عوامل آن سفارت را مدتى نگهداشتند؛ بعد هم فرستادند و تمام شد و رابطه با آمريكا قطع گرديد. بنابراين ، سياست استكبارى آمريكا از روز اول انقلاب اسلامى ، توطئه ها و دشمنى هاى خود را عليه اين انقلاب شروع كرد. البته آنها يقين داشتند كه به مدت كوتاهى خواهند توانست نظام اسلامى و انقلاب را از بين ببرند؛ مطمئن بودند كه اين كار را خواهند كرد؛ منتها بد فهميده بودند و ملت و اسلام و مسؤ ولان كشور و انقلاب را نشناخته بودند امروز هم بد مى فهمند. امروز هم لحن سربازان آمريكايى على الظاهر ملايم شده است و به ظاهر تفاوت پيدا كرده است ؛ اما باطن قضيه همان است . آنها به كمتر از تسلط بر منابع سياسى و اقتصادى كشور به چيزى قانع نيستند. آنها مى خواهند همان بساط قبل از انقلاب تكرار بشود؛ البته در وهله اول اين را نمى گويند؛ اما هدفشان اين است . آنها با اصل استقرار حاكميت اسلام كه موجب بيدارى و پايدارى مردم شده است ، مخالفند. هر چيزى كه موجب بشود ملتها بيدار بشوند، هر استكبارى ، و امروز استكبار آمريكايى در درجه اول با آن مخالف است ؛ چون اينها با بيدارى ملتها مخالفند. هر چيزى به مردم پايدارى و صبر و استقامت بدهد، در نظر آنها مبغوض است . (53)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #57
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    امام دستور دادند اسراى آمريكايى را آزاد كنند.

    پس از تسخير لانه جاسوسى آمريكا، آمريكاييها تكرار مى كنند كه چرا اين كار را كرديد؟ اين اهانت بود، اين تجاوز به حدود بين المللى بود. بعضى خيال مى كنند كه لانه ى جاسوسى را كه دانشجويان ما تسخير كردند، واقعا اين گونه بوده است ، نه ، بعد از انقلاب اين ملت و نظام جمهورى اسلامى ، نهايت مدارا را با آمريكا كردند. اول انقلاب مردم به خاطر بغضى كه نسبت به آمرييها داشتند رفتند عناصرى از سفارت را گرفتند، دستگير كردند و به همين مدرسه رفاه و علوى كه محل اقامت امام بزرگوار بود - آورند؛ اما امام دستور دادند كه اينها را آزاد كردند و وسايل را فراهم كردند كه اگر مى خواهند از كشور خارج بشوند، با سلامت خارج بشوند و رفتند؛ كسى به اينها تعرضى نكرد.



    آمريكا دست بردار نبود. آنها در همان ماههاى اول انقلاب ، هر روز يك توطئه و يك حركت عليه انقلاب ، هر روز با اين ملت يك طور دشمنى كردند. عكس العمل دشمنى هاى آنها اين شد كه جوانان ما رفتند سفارت آمريكا را تصرف كردند و عوامل آن سفارت را مدتى نگهداشتند؛ بعد هم فرستادند و تمام شد و رابطه با آمريكا قطع گرديد. بنابراين ، سياست استكبارى آمريكا از روز اول انقلاب اسلامى ، توطئه ها و دشمنى هاى خود را عليه اين انقلاب شروع كرد. البته آنها يقين داشتند كه به مدت كوتاهى خواهند توانست نظام اسلامى و انقلاب را از بين ببرند؛ مطمئن بودند كه اين كار را خواهند كرد؛ منتها بد فهميده بودند و ملت و اسلام و مسؤ ولان كشور و انقلاب را نشناخته بودند امروز هم بد مى فهمند. امروز هم لحن سربازان آمريكايى على الظاهر ملايم شده است و به ظاهر تفاوت پيدا كرده است ؛ اما باطن قضيه همان است . آنها به كمتر از تسلط بر منابع سياسى و اقتصادى كشور به چيزى قانع نيستند. آنها مى خواهند همان بساط قبل از انقلاب تكرار بشود؛ البته در وهله اول اين را نمى گويند؛ اما هدفشان اين است . آنها با اصل استقرار حاكميت اسلام كه موجب بيدارى و پايدارى مردم شده است ، مخالفند. هر چيزى كه موجب بشود ملتها بيدار بشوند، هر استكبارى ، و امروز استكبار آمريكايى در درجه اول با آن مخالف است ؛ چون اينها با بيدارى ملتها مخالفند. هر چيزى به مردم پايدارى و صبر و استقامت بدهد، در نظر آنها مبغوض است . (53)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #58
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    مى خواهند اين نه گفتن را از اين ملت بگيرند.

    در تبليغات خودشان شايع مى كنند كه قطع رابطه ايران و دولت آمريكا به ضرر ملت ايران است نه آقا، صد درصد به نفع ملت ايران است . اين يك حربه از اثر افتاده است كه بخواهند در ميان ملتها اين طور وانمود كنند كه اگر ملتى با آمريكا رابطه داشته باشد، از لحاظ مشكلات اقتصادى و مشكلات مادى ، همه ى مشكلاتش برطرف مى شود؛ نه ، يك روزى بعضى از دولتهاى ساده لوح اين گونه خيال مى كردند. در كشور ما هم در اول انقلاب ، عده ايى كه قدرتى پيدا كرده بودند و در راس كارها بودند، آنها هم اين گونه خيال مى كردند؛ (54) ليكن تجربه ها در نقاط مختلف دنيا عكس اين را ثابت كرد. در كشور الجزاير، مردم مشكلات اقتصادى داشتند - كه داستانهاى مفصلى دارد - اين طور وانمود كردند كه رابطه با آمريكا باز كننده اين گره هاست ؛ در نتيجه به اين سمت رفتند؛ اما نتيجه كار آنها را شما امروز داريد مى بينيد كه در الجزاير چه خبر است ؛ دولتهاى منقطع از مردم ، حكومت نظامى ستمگر، سركوب شديد حركت مردمى و اسلامى ، تسلط باندهاى قدرتى كه تا چند ماه قبل از اين در روزنامه ها مى خوانديد و از رسانه ها مى شنيديد كه هر چند روز يك قتل عام بيست نفر، پنجاه نفر، صد نفر به وسيله ى ايادى شناخته نشده انجام مى شد.
    امام در نامه اى كه به رهبر شوروى سابق نوشتند، فرمودند: شما كه داريد بساط جديدى را در كشورتان راه مى اندازيد، مواظب باشيد كه به غرب و به آمريكا آن چنان گرايش پيدا نكنيد كه آنها بر امور شما مسلط بشوند. اين توصيه مورد توجه قرار نگرفت و امروز شما وضعشان را مى بينيد. رابطه ى با آمريكا، از لحاظ اقتصادى ، نتيجه اش همان چيزى است كه امروز شما در روسيه مى بينيد. بسيارى از كشورهايى كه من نمى خواهم اسم بياورم ، كه رابطه هاى بسيار خوب و عالى با آمريكا دارند، از لحاظ اقتصادى ، وضعشان زير صفر و بسيار بد است و پول ملى شان بسيار بسيار بى ارزش است . اينها براى ملت ايران تجربه است .



    ملت ايران اگر بخواهد وضع مادى و اقتصادى خود را اصلاح كند - كه البته بدون ترديد اصلاح خواهد كرد - اين به عزم ، به اراده ، به تصميم ، به كار همه ى طبقات به همكارى با دولت و حمايت از مسئولان كشور، به شجاعت در اقدام ، به تاثير نپذيرفتن از سياستهاى خارجى ، به تاثير نپذيرفتن از تبليغات بيگانه احتياج دارد. اينهاست كه وضع يك كشور را درست مى كند؛ نه ارتباط با آمريكا، نه رفتن زير بار زورگويانى كه تجربه ى ارتباط با آنها را ما سالها در اين كشور داريم . ملت ايران گول اين تبليغات فريبنده ى دشمن را نمى خورد. اگر چه شما جوانان عزيز، آن دورانى را كه ما عمرى را در آن گذرانديم و سختيها و رنجها و تحقيرهاى آن را نسبت به ملت ايران ، با همه ى وجودمان لمس كرديم ، نديديد، اما مى توانيد آن را بشناسيد؛ مى توانيد بدانيد كه آن روز بر ملت ايران چه مى گذشت . ملت ايران تجربه ى رابطه ى دوستانه ى با آمريكا را سالهاى متمادى - دهها سال - در اين كشور داشته است . اين كشور، مامن صهيونيستها و سرمايه داران آمريكايى شده بود كه به اينجا بيايند و خوش بگذرانند؛ نه اين كه اين جا تكنولوژى بياورند؛ نه اين علم بياورند، نه اين كه سطح دانشگاههاى كشور را ارتقاء بدهند؛ نه اين كه جوانان اينجا را با معلومات و با دانش تربيت كنند.



    در يك عرصه علمى جهانى ، ايرانيها آن روز حضور قابل توجهى نداشتند؛ اما امروز همان جوانان ايرانى هستند كه در مسابقات علمى جهانى رتبه هاى بالا را به دست مى آورند. آن روز در دنيا، ايران كشور قابل ذكرى محسوب نمى شد. اگر اسمى از ايران برده مى شد، به خاطر فلان محصول بود - در محافل خواص ، نفت ؛ در محافل عوام ، قالى و فرش - اما امروز جوانان ايران ، رزمندگان ايران ، شخصيتهاى برجسته ى ايران ، انسانهاى والاى ايران ، جوانان با استعداد و نو آور ايران ، ساخته هاى دست جوانان ايران ، چشم ملتها و دوستان ايران را خيره مى كند. موفقيتهاى شما، در اعماق دنياى اسلام دلها را شاد مى كند. چرا وقتى شما در فلان مسابقه پيروز مى شويد، در مصر و فلسطين و سوريه و تركيه و حتى در بعضى از كشورهاى آمريكاى لاتين ، يك عده بلند مى شوند، پايكوبى و شادى مى كنند؟ چون امروز ايران در دنيا عزيز است . اين عزت ، به بركت ايستادگى و به بركت نه گفتن به استكبار است . عده اى از پيشكرده هاى دشمن مى خواهند اين نه گفتن را از اين ملت بگيرند؛ اما به فضل پروردگار نخواهند توانست . (55)



    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #59
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    تنها كسى كه با استاد بحث مى كرد

    ايشان در فقه يك شخص برجسته اى بود و در قم تحصيلات عاليه و بسيار خوبى در زمينه فقه داشتند. درس فقه مرحوم آيت الله داماد در قم يك درسى بود كه گرچه شركت كنندگان در جلسات درس ايشان از لحاظ كميت زياد نبودند اما غالبا علماى ممتاز در جلسات درس مرحوم داماد شركت مى كردند كه بعضى از آنها مختص درس ايشان بودند. بعضى ديگر ضمن اين كه درس هاى ديگر مثل درس امام را مى رفتند، در جلسات درس ايشان حاضر مى شدند كه از لحاظ سطح بالاى علمى درس آقاى داماد يك مجموعه ى خوبى را تشكيل مى داد. و يكى از برجسته ترين آن مجموعه آيت الله شهيد بهشتى بود و بعدها هم در مسائل و جريانات مختلف و بحث هايى كه در طول دوران مبارزه پيش مى آمد و هر جا صحبتى مى شد كه پاى مباحث فقهى در ميان بود، آثار هما فكر باز و قوى در ايشان مشاهده مى شد و با مساله كاملا پخته و آشنا برخورد مى كرد. و اين در حالى بود كه ايشان در اين اواخر، سالها بود كه كار فقهى نداشتند، يعنى مثل يك آدم مشهور به فقاهت كه دائما كتاب فقهى مطالعه مى كند نبودند و به قول ما طلبه ها، نسبت به فقه نازك بودند. اما در عين حال هميشه حضور ذهن و تسلط به كليات مسائل را داشتند و فكر روشن و باز ايشان راهگشا بود و كار خودش را مى كرد. در زمينه فلسفه هم همين طور بود، من در سال اول و دوم ورودم به قم اطلاع پيدا كردم كه مرحوم علامه طباطبايى شبهاى پنج شنبه و جمعه جلسه اى دارند و عده اى از فضلا در آن جلسه شركت مى كنند. ايشان مباحث فلسفى را در آن جلسات مطرح مى كردند و اين همان جلسه اى است كه منتهى به تدوين اصول فلسفه و روش رئاليسم شد كه شروع آن در سال 35 - 34 بود و اين كه من مى گويم مربوط به سالهاى 38 - 39 مى باشد كه اين جلسه آن وقت تشكيل مى شد و من تصادفا با آن جلسه ارتباط پيدا كردم و چند ماهى در آن جلسه شركت كردم .
    در آن جلسه هم كسى كه حرف مى زد و با استاد بحث و اشكال مى كرد، آقاى بهشتى بود؛ يعنى در آن جلسه با اينكه كسان زيادى از چهره هاى حزب كه امروز آنها را مى شناسيد شركت داشتند، اما در آن جلسه سخنگوى اول و اشكال كننده اول آقاى بهشتى بود. استاد هم كمال اهتمام و توجه را نسبت به ايشان داشت . بعدها هم در مباحث فلسفى آشكار بود كه ايشان چهره ى برجسته است . منتها همان طور كه برادرانمان اشاره كردند در طول سالهاى 42 به بعد كه اوضاع جديد پيش آمد و ايشان فعاليت هاى مبارزاتى داشتند، كارهاى به اصطلاح فقهى و فلسفى و حوزه اى ايشان تعطيل نشده بود، اما تحت الشعاع كارهاى عميق بنيانى قرار داشت كه ايشان با استفاده از مايه هايى كه در زمينه هاى حوزه اى و مدرسى به طور خوب و بالا در پيش گرفته بودند، مطمئنا مى شود گفت اگر ايشان در حوزه مى ماندند مرجع تقليد مسلم زمان مى شدند و حتى همكاران و همفكران ايشان نيز شخصيت هاى برجسته و ممتازى بودند.
    (56)



    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #60
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*





    او را نگرفتند تا شخصيتش را خراب بكنند.

    مرحوم شهيد بهشتى اهل كار تحقيقى بود، منتها جهت كار تحقيقى اش يك جهت انقلابى بود. يعنى ايشان از دوران نهضت ملى وارد مبارزه شده بود (شايد در دوران جوانى و نوجوانى ) كه من به ياد ندارم ، لكن خودشان نقل مى كردند آن وقت با انگيزه ها و حركت هاى سياسى آشنا شدند و بعد آمده بودند قم و در اصفهان هم مشغول درس شده بودند لكن آن تفكر سياسى و جهت گيرى هاى سياسى در ذهنش حضور داشت و با همين حضور ذهن بود كه ناگهان در سالهاى ظاهرا 38 يا 39 در قم به اين فكر مى افتد كه ما اگر بخواهيم يك مبارزه سياسى بكنيم با چه هدف و وسيله اى بايد انجام بگيرد و تشكيل يك جامعه ى آرمانى و ايده آل و اداره آن با چه كسى بايد باشد، آن وقت متوجه نيروى انسانى كار آمد شده بود كه با هدايت فكر و گرايش ‍ اسلامى ، افكار اصولى اسلامى و يك مبارزه را از آغاز تا پيروزى هدايت بكند و بعد از پيروزى بناى نوين جامعه را بر اساس آن ممكن بكند. لذا ايشان يك مبناى فكرى عميقى را از بنيان شروع كرد به چيدن ، براى اين كه وقتى چيده شده و بالا آمد به يك جامعه ى اسلامى و حكومت اسلامى برسد. بنايى كه بر اين اساس مترتب خواهد شد يك بناى طبيعى و مفصلى خواهد بود و حالا من آن روال كارهايى را كه ددر خاطرم هست ، مى گويم .
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد دوم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •