تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 32 , از مجموع 32
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام





    نيز روايتى است ديگر كه ابو نعمان گويد:
    شنيدم كه ابو جعفر عليه السلام فرمود:
    اى ابـا نـعـمـان ! مـردم تـو را فـريـب نـدهـنـد و از نـفـسـت غـافـل نـكـنـنـد؛ هـر چـه بـه تـو رسـد هـمـراه تـو خواهد بود نه همراه آنان . روزت را به بـيـهـودگـى سـپـرى مـكـن ؛ چـه هـمـراه تـو كـسـانـى هـسـتـنـد كـه عمل تو را ثبت مى نمايند. پس ‍ نيكوكارى كن كه هيچ چيزى را به جستجو و طلب نمى بينم كه از عمل نيك ، كه گناه پيش را از ميان مى برد، بهتر باشد.(111)

    امـا سـخـن مـبـارك امـام در آن جا كه فرمود: فاخذ امرؤ من نفسه لنفسه ، تحضيض و تـرغـيـب اسـت بـر فرمانبردارى و اطاعت از خداوند و توجه به جانب رب و توشه اندوختن بـراى سـراى بـاقـى . بـديـن مـعـنا كه حال كه چنين است ، بايسته است كه آدمى از خويش بـراى خـويـش ، تـوشـه گـيـرد؛ يـعنى خود را در طاعات و عبادات و ترك شهوات و انجام خيرات و مبرات به زحمت اندازد و مال خود را در راه خدا انفاق كند؛ چه اين به منزله آن است كـه از خـويـش بـراى خويش توشه برمى گيرد؛ براى روزى كه روز معاد است و حساب . خداوند عزوجل مى فرمايد:

    فاما من اوتى كتابه بيمينه فيقول هاؤ م اقرؤ ا كتابيه # انى ظننت انى ملاق حسابيه # فـهـو فـى عـيـشـه راضـيـة # فـى جـنـة عالية # قطونها دانية # كلوا و اشربوا هنيئا بما اسلفتم فى الايام الخالية (112)

    از آن رو كه انسان در عبادات و رياضات ، به واقع از قواى خويش اخذ مى كند؛ يعنى آنها را بـدان سـبـب كه در راه خدا و براى ذخيره روز معاد انفاق مى نمايد، به نقصان و كاستى مـى كـشاند، پس به حق مى توان گفت كه : اخذ من نفسه لنفسه ؛ و البته لطف اين كلام مبارك و حسن افادت آن ، چه به لفظ و چه به معنا مخفى نيست .

    در كافى ، از شحام نقل است كه امام ابو عبدالله عليه السلام فرمود:
    از نـفـست براى نفست اخذ كن . از آن اخذ كن در سلامتى پيش از آن كه بيمارى آيد و در قوت پيش از آن كه ضعف آيد و در حيات پيش از آن كه مرگ آيد.(113)
    هـمـچـنين همان امام همام عليه السلام فرمود: خودت را براى خودت وادار و به كار گير كه اگر اينچنين نكنى ديگرى كار تو را به عهده نمى گيرد.(114)

    در كـلام مـبـارك امـام عليه السلام كه مى فرمايد: و خذ من حى لميت ، مراد از حى و مـيـت ، خـود شـخـص اسـت ؛ يـعـنـى از خـود در حال حيات ، براى خود در حال مرگ بستاند؛ چنانكه در حديث پيشين گذشت ، و نيز روايتى از رسـول خـدا صلى الله عليه و آله نقل است كه خطاب به ابوذر فرمود: پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمر... زندگى ات را پيش از مرگ .(115)

    و مـن فان لباق و من ذاهب لدائم : مراد از فانى و ذاهب ، سراى دنيا، و مراد از دو كلمه پس از آن دو، سراى آخرت است . دنيا و آخرت را به اعتبارات گوناگون ، نامهاى بسيار است . پس معناى عبارت چنين است : بايد از دنيايش براى آخرتش بستاند.
    پـس دنـيـا از آن حـيـث كه محل تجارت و كسب كسى است كه به اين فرمايش ‍ گرانمايه امام عليه السلام عمل مى كند، ممدوح و پسنديده است . البته ممكن است مراد از فانى و ذاهب بدن انسان ، و مقصود از دو كلمه پس از آنها، روح باشد بنابراين مى توان آن را اشارتى به بقاى روح و تجرد آن دانست .

    عـبـارت مـبـارك امـرؤ خـاف الله و هـو مـعـمـر الى اجـله و مـنـظـور الى عـمـله ، بدل است براى فاخذ امرؤ يعنى : فلياءخذ امرو خاف الله ... و معنى چنين مـى شـود: از خـود، بـراى خـود، و از دنـيـا، بـراى آخرت بگيرد مردى كه از خدا بترسد و حـال آن كـه تـا هـنـگـام اجل فرصت دارد و عمل او مورد نظر است ؛ زيرا هر نفسى ، رهين كسب خويش است .(116)
    پس اگر از حضور در بارگاه پروردگار بترسد و نفس خويش را بـاز دارد، بـهـشـت ماواى او خواهد بود،(117) و چنانچه سركشى كند و زندگى دنيا را برگزيند، دوزخ جايگاهش باشد.(118)

    در آن جـا كـه امام عليه السلام مى فرمايد: امرؤ الجم نفسه ...، نفس ‍ انسان را به چـهـارپـايـى نـافـرمان تشبيه فرموده است كه بايد لگامش بندد و آن را از نزديكى به گناهان و نافرمانى خداوند باز دارند و به سوى طاعت و فرمانبردارى سوقش دهند، و در غير اين صورت ، انسان را به هر جايى كه مى خواهد، خواهد برد.
    مولوى رومى در مثنوى معنوى به نيكى تمام ، روح را به عيساى روح الله عليه السلام و نفس را به الاغى چموش تشبيه كرده ، گويد:
    ترك عيسى كرده خر پرورده اى
    لاجرم چون خر برون پرده اى

    طالع عيسى است علم و معرفت
    طالع خر نيست اى تو خر صفت

    ناله خر بشنوى رحم آيدت
    پس ندانى خرخرى فرمايدت

    رحـم بـر عـيـسـى كـن و بـر خـر مـكـن
    طـبـع را بـر عقل خود سرور مكن

    طبع را هل تا بگريد زار زار
    تو ازو بستان و وام جان گذار

    سالها خر بنده بودى بس بود
    زانكه خر بنده ز خر واپس ‍ بود

    هم مزاج خر شدت اين عقل پست
    فكرش اينكه چون علف آرد بدست

    گردن خر گير و سوى راه كش
    سوى رهبانان و رهدانان خوش

    هين مهل خر را و دست از وى مدار
    زانكه عشق اوست سوى سبزه زار

    گر يكى دم تو به غفلت و اهليش
    او رود فرسنگها سوى حشيش

    دشمن راهست خر مست علف
    اى بسا خر بنده كز وى شد تلف

    گر ندانى ره هر آنچه خر بخواست
    عكس آن را كن كه هست آن راه راست

    تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام





    نـفـيـس بـن عـوض طـبـيـب ، در شـرح كـتاب الاسباب فى الطب ، تاليف على بن ابى الحزم قرشى متطبب ، در مبحث عشق ، از حكما نقل مى كند:
    اگـر نـفس را مشغول ندارى ، مشغولت كند، و اين بدان سبب است كه نفس ‍ تقريبا هميشه در تـدبـيـر اسـت . پـس چـنـانـچـه آن را بـه امـورى نـافـع مـشـغـول دارى ، بـدان مـشـغـول شـود وگرنه ، به امور فاسد و مهلك مشغولت كند. نفس ، دشمنى سخت است و بسيار امركننده به بدى ، و راهزنى است كه راه سالك به سوى خداى را بـنـدد. و اگـر انـسـان آن را بـه حال خود رها كند و از نافرمانى خداوند و از آنچه به سـويـش مـايـل اسـت بـاز نـدارد و او را بـه مـهـالك و مـفـاسـد بـرد. پـس عـاقـل هـوشـيـار را سـزاوار بـاشـد كـه در ابـتـدا بـه جـهـاد بـا ايـن دشـمـن سنگدل كه در خانه اوست بپردازد.
    تو با دشمن نفس همخانه اى
    چه در بند پيكار بيگانه اى !؟

    در كـتـاب اربـعـيـن عـلامـه بهاءالدين عاملى قدس سره از حضرت امير مؤ منان عليه السلام روايت است كه فرمود:
    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گروهى از سپاهيان خويش را (به جهاد) اعزام داشت . چون بازگشتند، فرمود: مرحبا به قومى كه جهاد اصغر را به انجام رسانيدند و جهاد اكبر بـر عـهـده شـان بـاقـى اسـت .
    پـرسـيـدنـد: اى رسـول خـدا! جـهـاد اكـبـر چـيـسـت ؟ فـرمـود: جـهـاد بـا نـفـس . سـپـس ‍ فـرمـود: بـرتـريـن جـهـاد، آن اسـت كه شخص با نفس خويش كه ميان دو پهلوى اوست ، به جهاد برخيزد.(119)
    از جـمـله اشـعـارى كـه در مـذمـت پـيـروى از نـفـس بـه صـنـعـت تـعـريـب سـروده ام ، ابـيات ذيل است :
    من كرد نفسه پيرويا
    فليقعدن فى الدوزخ جثيا

    من افكند بدستها زمامه
    فماله الخوشى و السلامه

    لانها لحية لدغاء
    ان بگزد فعمرك فناء

    ان جاوزت عن حدها بموئى
    فانها امارة بالسوء

    شبهها بالاستر الچموش
    من كان ذا دراية و هوش

    فالقرب منها لگد و گاز
    و الحرف فى ركوبها دراز

    رب پنهت بك من هواها
    بدبخت من لا يترس ‍ عقابها

    ترجمه خطبه
    اكـنـون كـه در فـراخـى بـقـا هـسـتـيـد (كـنـايـه از ايـن كـه زنـده ايـد) و نـامـه هـاى اعمال گسترده است و پيچيده نشده ، و توبه پهن است و در آن بسته نشده (كنايه از اينكه هـنـوز اجـل شما فرا نرسيده ) و آن كه از حق تعالى و فرمان او پشت كرده خوانده مى شود كـه برگرد و به سوى ما بيا، و آن كه بد كرده است ، اميدوارى به او داده شده كه اگر دسـت از بـدى بردارد و به خوبى گرايد و تدارك كند، از او پذيرفته است و عاقبت به خـير خواهد بود، پس كار كنيد و تلافى گذشته نماييد پيش از آن كه مرگ گريبان شما را بگيرد و چراغ عمل خاموش گردد، و طناب عمر بريده شود و وقت به سر آيد و فرصت از دسـت رود و در تـوبـه بـسـتـه شـود، و فـرشـتـگـان اعمال دست از كار بكشند و به آسمان بر شوند (كنايه از اين كه تن به كار دهيد پيش از آن كـه عـمـر بـه سـر آيـد و مرگ به درآيد.)
    پس بايد هر كسى از خود براى خود (يعنى خـويـشـتـن را رنـج دهـد و كـار كـنـد تـا در آخـرت او را بـه كـار آيـد كـه جـزاء نـفـس ‍ عـمـل اسـت ، و عـلم و عـمـل جوهر انسان سازند) و بايد بگيرد از زنده براى مرده (يعنى تا زنـده اسـت كـارى كـنـد كـه پـس از مردن او را به كار آيد) و از دنياى فانى براى سراى جاودانى ، يا از بدن فانى براى روح باقى ، و از رونده و گذرنده براى دايم هميشگى (يعنى از دنيا براى عقبى يا از تن براى جان ).
    مـردى كـه از خـدا بـتـرسـد و حـال آن كـه تـا هـنـگـام اجـل فـرصـت دارد و عـمـل او مـورد نـظـر اسـت (يـعـنـى تـا زنـده اسـت بـه عـمـل كـوشـد و بـراى روز تـنـگـدستى خويش كارى كند) مردى كه چارپاى سركش نفس را لگـام زده و مـهـار كـرده پـس بـه لگـامش وى را از معاصى باز مى دارد و به مهارش به سوى طاعت خدا مى كشاند.
    و آخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين .
    تربيت در سيره و سخن امام حسن مجتبى عليه السلام

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •