ایسم ها سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ایسم ها
صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 129
  1. #21
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    اساس اقتصادی و خصلت ویژه امپریالیسم عبارتست از تسلط انحصارها، انحصارها در رشته های مختلف کاملاً و همه جانبه اقتصاد و سیاست بزرگ ترین کشورهای سرمایه داری را در حیطه اقتدار و زیر سیطره خود می گیرند و رقابت آزاد از بین می رود. سلطه انحصارها در حیات اقتصادی با نفوذ و قدرت روز افزون آن ها در زمینه سیاسی همراه است که دستگاه دولتی را زیر فرمان خود می کشند و تحت الشعاع منافع خود می سازند. در این مرحله سرمایه داری، انحصارها امپراتوران قدر قدرتی در همه شئون هستند. خود لغت امپریالیسم نیز از ریشه لاتینی ایمپریو (imperiu) به معنای امپراتوری مشتق می شود. در این مرحله اشاعه کم و بیش دوران سرمایه داری در سراسر کره زمین جای خود را به تکامل جهشی و فلاکت آور داد. این امر موجب شدت وحدت بی سابقه کلیه تضادهای سرمایه داری یعنی تضادهای اقتصادی، سیاسی، طبقاتی و ملی گردید. مبارزه دول امپریالیستی بر سربازار فروش و عرصه های سرمایه گذاری و بدست آوردن مواد خام و نیروی کار ارزان و احراز تسلط جهانی، حدت بی سابقه ای یافت که در دوران تسلط بلامنازع امپریالیسم، امپریالیسم ناگزیر کار را به جنگ های ویرانی آور می کشاند.
    امپریالیسم در عین حال مرحله تلاشی سرمایه داری، مرحله پوسیدگی و احتضار آنست. در این مرحله در مجموع سیستم جهانی سرمایه داری، شرایط برای انقلاب اجتماعی نضج پیدا می کند. تضاد بین دول امپریالیستی و کشورهای وابسته و مستعمره ، تضاد بین خود دول امپریالیستی هرچه بیشتر شدید تر می شود. واضح است که تشدید تضادها و پوسیدگی ماهوی امپریالیسم به معنای رکود و جمود مطلق سرمایه داری نیست.
    تضادهای امپریالیسم موجب تسریع پروسه تبدیل سرمایه داری انحصاری به سرمایه داری انحصاری دولتی گردیده است. این شکل در حالی که سلطه انحصارها را بر زندگی مردم تقویت می کند نیروی انحصارها را با نیروی دولت در دستگاه واحدی متحد می سازد تا حداکثر سود برای بورژوازی تامین شود و نظام سرمایه داری حفظ گردد. ولی نه این شکل نه نظامی کردن حیات اجتماعی و اقتصادی کشور و نه انتگراسیون ( یعنی در هم آمیختگی و ادغام و تشکیل سازمان های جدید مافوق ملی، سیاسی و اقتصادی به منظور پیوستگی دول و انحصارات سرمایه داری) نمی تواند پایه های سرمایه داری را نجات دهد. رشد تولید در برخی کشورهای سرمایه داری هرگز نتوانسته است جلوی حدت یافتن تضادهای ملی و بین المللی سرمایه داری را بگیرد.
    در حالی که سود و مافوق انحصارها افزایش می یابد، اتوماسیون ( استفاده از وسائل خودکار در تولید) در شرایط سرمایه داری مصائب جدیدی برای زحمتکشان به بار می آورد.
    سلطه انحصارها نه فقط علیه کارگران و دهقانان و دیگر زحمتکشان متوجه است بلکه بر منافع قشرهای بورژوازی کوچک و متوسط زیان وارد می سازد. واقعیات پوچ بودن تئوری هایی نظیر سرمایه داری خلقی و دولت بهروزی همگانی را ثابت کرده است .
    وجدان بشریت و خرد وی نمی تواند با بزهکاری های امپریالیسم آشتی کند. گناه دو جنگ جهانی که در آن ها ده ها میلیون انسان به هلاکت رسیدند بر عهده امپریالیسم است. امپریالیسم ماشین جنگی بی سابقه ای ساخته که منابع عظیم انسانی و مادی را می بلعد، با تازاندن مسابقات تسلیحاتی برای ده ها سال آینده برنامه های تولید تسلیحات نوینی را تدوین می کند، حامل خطر جنگ جهانی هسته ای است که در صورت انفجار در آتش آن صدها میلیون انسان نابود و کشورهایی به کلی منهدم خواهند شد.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #22
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    فاشیسم این رژیم ترور سیاسی و اردوگاه های مرگ، مولود امپریالیسم به سود امپریالیسم هر جا که بتواند بر حقوق و آزادی های دموکراتیک یورش می برد، شایستگی انسان را لگد مال می کند، نژاد پرستی می پروراند.
    امپریالیسم مسئول محرومیت ها و مصائب صدها میلیون انسان است، مسبب اصلی پیدایش این وضع است که توده های عظیمی در کشورهای آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین مجبورند در شرایط فقر ، بیماری، بیسوادی ، مناسبات اجتماعی عهد عتیق زیست کنند و توده های عظیمی به مرگ تدریجی و نابودی محکوم شوند.
    سیر تکامل اجتماعی نشان می دهد که امپریالیسم با منافع حیاتی زحمتکشان یدی و فکری ، اقشار اجتماعی گوناگون، ملت ها و کشورها تصادم می یابد. علیه امپریالیسم توده های همواره عظیم تر و جنبش های اجتماعی، یک جا به مبارزه بر می خیزند.
    اضمحلال امپریالیسم در سراسر جهان هم زمان انجام نمی گیرد. ناموزونی تکامل اقتصادی و سیاسی کشورهای سرمایه داری در دوران امپریالیسم موجب می شود که اضمحلال در کشورهای مختلف در زمان های مختلف صورت گیرد.
    اینک بزرگ‌ترین دولت امپریالیستی جهان امپریالیسم آمریکاست. این تکامل یافته ترین کشور صنعتی سرمایه داری دارای نابهنجار ترین اقتصاد نظامی شده است. امپریالیسم امریکا بیش از کلیه کشورهای سرمایه داری دیگر ثروت کشورهای آسیا و امریکای لاتین و افریقا را می رباید و با سیاست توطئه کودتاسازی پیمان های نظامی کمک و قرضه، مسابقه تسلیحاتی، مداخله نظامی، کانکستریسم سیاسی و غیره سعی می کند دول دیگر را مطیع خویش سازد و حق حاکمیت سایر دول رشد یافته سرمایه داری را نقض کند. امپریالیسم امریکا اینک بزرگ ترین استثمار گر بین المللی، تکیه گاه عمده ارتجاع جهانی و ژاندارم بین المللی است.
    پی نوشت ها :

    [1]. گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، صبوری، تهران، نی، 1378، پنجم، ص 569.
    [2]. مگراف، هاری و کمپ، تام؛ امپریالیسم، ترجمه مقتدر، تهران، کویر 1376، سوم، ص21.
    [3]. ساعی، احمد؛ نظریه‌های امپریالیسم، تهران، قومس، 1378، دوم، 225.
    [4]. آشوری؛ داریوش، دانشنامه سیاسی، تهران، سهروردی، 1366، اول، ص 42.

    منابع تحقیق :
    پژوهشکده باقرالعلوم (علیه السلام)
    اندیشکده سیاست و روابط بین الملل
    ویکی پدیا
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #23
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    ميليتاريسم (Militarism )
    تهیه کننده : راسخون



    به معناي ارتش سالاري مي باشد. به چهار حالت در سازمان ارتش مانند جنگجويي ، سروري ارتش بر دستگاه دولت ، بزرگداشت سپاهگيري و بسيج كشور براي هدف هاي نظامي را ارتش سالاري گويند. وقتي اين چهار حالت كاملاً فراهم شد ارتش سالاري كامل گويند. و ميليتاريسم زمينه را براي دژسالاري ، نازيسم ، فاشيسم و فالانژيسم فراهم مي كند.
    «میلیتاریسم عبارت است از سیاست دول سرمایه‌داری دایر به تحکیم و تقویت مداوم نیروهای نظامی، استفاده از نیروی نظامی در امور سیاسی و تدارک جنگ‌های اشغالگرانه. میلیتاریسم در عمل منجر به استقرار سیطره ارتجاعی‌ترین و متجاوزترین عناصر سرمایه انحصاری بر حیات اجتماعی و سیاسی کشور می‌شود... محافل زمامدار سرمایه‌دار برای رفع تضادها و ادامه سیطره خویش به میلیتاریسم متوسل می‌شوند، ولی این سیاست خود موجب تشدید تضادها و ایجاد تضادهای جدید در در بطن نظام سرمایه‌داری می‌شود. این سیاست هم‌زمان با سیطره انحصارات، تشبثات دول امپریالیستی علیه کشورهای سوسیالیستی و نهضت آزادی‌بخش ملی و زحمتکشان کشور خود و انعقاد پیمان‌های نظامی تجاوزکارانه وسعت می‌يابد. سرمایه‌داری انحصاری دولتی میلیتاریسم را به طرز بی‌سابقه‌ای شدت می‌دهد...»
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #24
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    سابقه تاریخی میلیتاریسم

    از لحاظ پيشينه تاريخى ميليتاريسم به سنت ارتش پروس و گرايش نظامى دولت آلمان برميگردد . بيسمارك يكى از رهبران آلمان معتقد بود كه تاريخ از طريق خون و شمشير حركت ميكند . انديشه بيسمارك تلفيقى بود از ميليتاريسم ، ناسيوناليسم و محافظه كارى . شروع جنگهاى جهانى بوسيله آلمان ، گرايش ميليتاريستى در اين كشور را تحريك نمود .
    در زمان ناپلئون بناپارت در فرانسه " تين بناپارتيسم" كه مظهرى از ميليتاريسم بود شكل گرفت و در زمان او ارتش نقش بسيار زيادى در تحولات سياسى - اجتماعى پيدا كرد .
    گسترش ميليتاريسم در اروپا يكى از زمينه هاى پيدايش فاشيسم بود كه جنبشهاى فاشيستى از رسوم نظامى اقتباس كردند و سنتهاى نظامى را مورد ستايش قرار دادند .
    ميليتاريسم بعنوان يك مفهوم و شعار در مشاجرات حزبى و سياسى كاربرد بسيار زيادى دارد .
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #25
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    ميليتاريسم به دو معنى بكار ميرود :

    الف - نفوذ فرهنگ ارتشى در جامعه :

    منظور از ميليتاريسم در اينجا نفوذ ارتش يا شيوه زندگى و فرهنگ ارتشى در زندگى سياسى و اجتماعى است . معمولا در شيوه زندگى و فرهنگ ارتشى نظم و سلسله مراتب و رابطه سلطه و اطاعت و نگرشهاى جنگ طلبانه مورد تمجيد قرار ميگيرد . از اينرو ميليتاريسم اغلب به معنى عارضه و بيمارى سياسى - اجتماعى بكار برده ميشود و منظور آن است كه ارتش از حدود وظايف مشروع خود فراتر رفته است . ( حال به هر دليلى مثل :1 - نوسازى ارتش ، 2 - رقابتهاى تسليحاتى ، 3 - افزايش شمار نظاميان ، 4 - افزايش هزينه هاى تسليحاتى )
    ب - دخالت ارتش در سياست :

    كاربرد فزاينده تكنولوژى در زمينه تسليحات باعث تشكيل ارتشهاى مدرن و منظمى شده است ؛ كه موجب دخالتهاى غير مستقيم ارتش در سياست ميگردد بطوريكه گسترش تكنولوژى مدرن ، بوجود آمدن مجتمعهاى نظامى و فرهنگ تسليحاتى ، موجب گسترش ميليتاريسم نوين گشته است .
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #26
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    تعريف نظامي‌گري

    واژه ميليتاريسم به‌طور گسترده‌اي هم براي اهداف تحليلي و هم مقاصد عملگرايانه در پديده‌‌هاي مختلفي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در سنت ليبرال غربي بيشتر پژوهشگران بر ويژگي زياده‌روي (هزينه‌هاي نظامي، خريد جنگ‌افزار و...) تاكيد مي‌‌‌كنند در حالي كه در جريان ماركسيسم، ميليتاريسم مرتبط با امپرياليسم و سرمايه‌داري انحصاري ديده مي‌شود (Closer, 2008, 42). با وام‌گيري از هر دو سنت مي‌توان بحث ميليتاريسم را در سه بعد سازمان داد. الف- بعد رفتاري ميليتاريسم، ب- نگرشي يا ايدئولوژيكي ميليتاريسم و ج- بعد ساختاري ميليتاريسم.
    اين سه بعد هرچند با همديگر مرتبط‌ هستند ولي اين مساله عملا باعث مي‌شود ارتباط آنها ضعيف شود. پژوهش‌هاي گسترده‌اي لازم است تا به‌طور دقيق ارتباط اين ابعاد را مشخص كند. مثلا چه ارتباطي بين خريد انبوه و انبارسازي تسليحات از سوي كشورهاي يك منطقه (رقابت تسليحاتي در بعد رفتاري) با احتمال وقوع جنگ يا عكس آن (يعني موازنه) در آن منطقه وجود دارد؟ يا ميزان تاثير گرايشات ، نگرش‌ها و باورهاي نخبگان و ايدئولوژي يك نظام خاص بر وقوع مقوله جنگ در كنار ديگر عوامل منطقه‌اي و بين‌المللي چيست؟ و در نهايت ساختارهاي داخلي و نظم منطقه‌اي و بين‌المللي چه تاثيري بر تقويت يا تضعيف احتمال وقوع جنگ مي‌گذارند؟
    به‌طور كلي با مرور موارد تاريخي پديده‌هايي كه به‌عنوان گرايشات ميليتاريستي شناخته شده‌اند، مي‌توان گفت ويژگي‌هاي آنها از يك مورد به مورد ديگر متفاوت است و شايد نتوان واژه ميليتاريسم يا نظامي‌گري را به يك پديده خاص تقليل داد بلكه بيشتر بايد ميليتاريسم را به‌عنوان يك عنوان كلي و برچسب براي يكسري پديده‌هاي مرتبط به هم در سياست خارجي به‌كار برد. پديده‌هاي مثل رقابت در خريد تسليحات و رشد مجموعه‌هاي صنعتي- نظامي بيشتر از رشد اقتصاد ملي ، افزايش شمار نظاميان و هزينه‌هاي نظامي، تقدم همكاري‌هاي نظامي امنيتي بر همكاري اقتصادي، ورود به ائتلاف‌هاي نظامي منطقه‌اي و بين‌المللي، گرايش به حل و فصل نظامي اختلافات تا حل مسالمت‌آميز آنها و در نهايت تبليغ ايدئولوژيك اختلافات و ضرورت مقابله با آن به‌عنوان يك تهديد بين افكار عمومي و نهادينه كردن فرهنگ هابزي در محيط اجتماعي يك منطقه از شاخص‌هاي گرايشات ميليتاريستي در سياست خارجي هستند.
    منبع:کانون گفتمان قرآنی
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #27
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    ماکیاولیسم ( Machiavellism )
    تهیه کننده : راسخون



    عبارت است از مجموعه اصول و روش‌های دستوری که نیکولو ماکیاولی سیاست‌مدار و فیلسوف ایتالیایی (۱۴۶۹-۱۵۲۷) برای زمامداری و حکومت بر مردم ارائه داد.
    نیکلا ماکیاولی که بنیاد این نظریه خود را پیرامون روش و هدف در سیاست قرار داده، در کتاب خود شهریار (The Prince)، هدف عمل سیاسی را دستیابی به قدرت می‌داند و بنابراین، آن را محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی‌داند و در نتیجه به کار بردن هر وسیله‌ای را در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز می‌شمارد و بدین گونه سیاست را به کلی از اخلاق جدا می‌داند.
    ماکیاولی معتقد است ، زمامدار اگر بخواهد باقی بماند و موفق باشد نباید از شرارت و اعمال خشونت آمیز بترسد. زیرا بدون شرارت، حفظ دولت ممکن نیست.
    حکومت برای نیل به قدرت ، ازدیاد و حفظ و بقای آن مجاز است به هر عملی از قبیل کشتار ، خیانت ، ترور ، تقلب و ... دست بزند و هرگونه شیوه‌ای حتی منافی اخلاق و شرف و عدالت برای رسیدن به هدفش روا می‌دارد.
    این مکتب بر این باور است که رجال سیاسی باید کاملا واقع‌بین و مادی و جدّی باشد ، آنگونه سخت‌گیر باشد که اگر تکالیف دینی ، اخلاقی و احساسات سد راه او شود؛ از آنها صرف‌نظر کند و هدفی جز رسیدن به مقصود نداشته باشد.
    ماکیاول مکتبی را بنیان گذاشت و خود در این مکتب سیاسی، مظهر یک سیاستمدار حسابگر و حیله بازی شناخته شد که فلسفه اش این است : «هدف وسیله را توجیه می کند».
    مكتب ماكياوليسم كه آن را "فلسفه استبداد جديد" نيز مي خوانند كه خلاصه اين مكتب عبارت است از : تأسيس دولتهاي متحد و قوي كه تابع كليسا و دين نباشد. طرفداري از ظلم و استبداد و حكومت نامحدود. انسان موجود سياسي و فطرتاً شرور است لذا براي علاج شرارت انسان حكومتي مقتدر و مستبد لازم است. اخلاق و مذهب تابع سياست زمامدار مي‌باشد، اگر صلاح ديد در حكومت از دين و اخلاق استفاده مي كند و اگر صلاح نديد استفاده نمي كند. زمامدار به منزلة قانون است و مردم بايد از حاكم و زمامدار اطاعت كنند، اما خودش از قانون مستثني است و هر چه بخواهد مي تواند انجام دهد. روش حكومت در مكتب ماكياوليسم آن است كه زمامدار براي رسيدن به قدرت و حفظ آن مجاز است به هر عملي مانند زور، حيله، تزوير، جنايت، تقلب، نقض قول و پيمان شكني و نقض مقررات اخلاقي متوسل شود. و هيچ نوع عملي براي رسيدن به قدرت و حفظ آن براي زمامدار ممنوع نيست، به شرط اينكه تمام اين اعمال را پنهاني و سرّي انجام دهد. و جناياتي كه هيتلر و موسوليني ديكتاتورهاي آلمان و ايتاليا انجام دادند بر همين افكار دور مي زد.
    این مکتب و اجزای آن نخستین بار در کتاب «شهریار» به دست ماکیاولی به رشته تحریر درآمد. بحث اساسی «شهریار» این است که هر عملی که برای بهبود وضع کشور انجام می گیرد، قابل توجیه است و موازین اخلاقی حیات اجتماعی و زندگی خصوصی با هم متفاوت است. بر طبق این نظریه، سیاستمدار و یا مملکت دار می تواند برای منافع عمومی دست به هرگونه اقدام شدید و غیرعادلانه ای بزند و به هرگونه حیله و فریبی متوسل شود که این امور در زندگی شخصی نه تنها نفرت انگیز، بلکه جرم شمرده می شود. در واقع کتاب «شهریار»، راهنمایی است برای شهریاران که به آنان می آموزد، چگونه قدرت را به دست آورند و چگونه آن را حفظ نمایند. براساس توصیه های ماکیاولی، شهریار باید بی رحمی را یکی از سلاح هایی بداند که اتباع را متحد و مطیع می سازد. نسخه های خطی کتاب «شهریار» در زمان حیات ماکیاولی و بعد از او میان مردم پخش گردید.
    انتشار این کتاب در سال ۱۵۳۲ میلادی توسط پاپ «کلمنت هفتم» یعنی خویش نزدیک شهریاری که کتاب به وی تقدیم شده بود، تصویب گردید. در مدت ۲۵ سال، این کتاب، ۲۵ بار طبع شد و توفانی برانگیخت. خشم عمومی شعله ور شد. «شورای ترنت» دستور داد آثار ماکیاولی را نابود کنند، در رم وی را متهم به کفر ساختند و نوشته هایش را در تمامی اروپا توقیف کردند. در سال ۱۵۵۰ میلادی تمام آثار ماکیاولی در صورت اسامی کتاب های ممنوعه ثبت گردید.
    از زمان ماکیاولی و انتشار کتاب شهریار تا به امروز چند صد سال می گذرد و در طول این مدت، حاکمانی بوده اند که حکمرانی خود را طبق توصیه های مندرج در شهریار انجام داده اند. بوش رئیس جمهور ایالات متحده را می توان در صدر دانش آموختگان مکتب شیطانی ماکیاولی قرار داد.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #28
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    شخصیت ماکیاولی در تضاد با فطرت انسانی

    يکی از متغيرهايي که بر رفتار ارتباطي انسان ها اثر شگرف مي گذارد، ميزاني از نفوذ و سلطه است که او بر طرف مقابل خود در يک ارتباط دارد و آن طرف را وادار به انجام خواسته هاي خود مي کند. دو طرف ارتباط، هر يک اثر و نفوذي بر ديگري دارند. هر اندازه اين نفوذ در يک طرف ارتباط بيشتر باشد، مي تواند طرف مقابل خود را بيشتر به سمت آن چه مي خواهد سوق دهد. ميزان نفوذ، مهارتي انکار ناپذير است و از عوامل مختلفي شکل مي گيرد. با بالا رفتن ميزان نفوذ در يک فرد، ديگران در چنگ او درمي آيند، و آن را که او مي خواهد انجام مي دهند و آن مي شوند که او توقع داشته است. اصطلاحا گفته مي شود که افراد داراي توانايي زياد براي نفوذ و سلطه بر ديگران، داراي شخصيت «ماکياولي» هستند. افراد داراي شخصيت ماکياولي، زماني که مجبور به عدم پيروي از رفتار مورد نظر خود شوند، از خود واکنش هاي عاطفي کمتري نشان مي دهند و بي تفاوتي رفتاري از خود نشان مي دهند. کودکان داراي شخصيت بالاي ماکياولي، تصور نمي کنند که در بازي بايد به طرف مقابل خود وفادار باشند. در مواردي که لازم است افراد با ويژگي ماکياولي بالا تغيير جهت داده و وضعي بر خلاف باورهاي خود بگيرند، دشواري چنداني نداشته و به راحتي تغيير جهت مي دهند، در حالي که افراد با ويژگي پايين ماکياولي، چنين نمي کنند و دچار ناراحتي و واکنش هاي شديد مي شوند. افراد با ويژگي ماکياولي بالا، بيشتر به سلطه و نفوذ بر ديگران مي پردازند، بيشتر به برد تمايل نشان مي دهند، بيشتر ديگران را متقاعد مي کنند و کمتر متقاعد مي شوند. توجه اساسي آن ها به چيزي که در دست دارند يا کاري که بايد انجام دهند است نه چيز ديگر. به عبارت ديگر، آن ها به وظيفه اي که برايشان مطرح است به شدت گرايش دارند و مي خواهند بدان جامه عمل بپوشانند. آن ها را مي توان «خونسرد» ( Cool ) قلمداد کرد.
    در مقابل افراد با ويژگي پايين شخصيتي ماکياولي، به عنوان «حساس» (Soft Touches) و پر سروصدا نامگذاري شده اند. آنان در وهله نخست در مقابل نفوذ اجتماعي، بيشتر مستعد هستند. آن ها بيشتر به خواسته هاي ديگران ترتيب اثر داده و آن ها را اجابت مي کنند. آنان به گونه اي عاطفي درگير مسائل شده و سعي در جلب رضايت طرف مقابل خود دارند. اين خود يک دليل بارز باخت مکرر آن ها در بازي به افراد با ويژگي هاي ماکياولي بالا و بي توجهي به اين باخت است. افراد کمتر ماکياولي گرايش اجتماعي دارند اما گرايش افراد ماکياولي بالا، گرايش «وظيفه مداري» است.
    در مطالعات مربوط به ارتباطات، به ويژگي شخصيتي « ماکياوليسم» توجه ويژه اي مي شود زيرا افراد با ميزان بالايي از اين خصوصيت شخصيتي، کاملا متفاوت و متمايز از افراد ديگر رفتار مي کنند. به ويژه در يک رابطه چهره به چهره و يا رابطه اي که از نظر ساختاري ملايم تر بوده و از چفت و بست کمتري شکل گرفته باشد. منتقدان « ماکياوليسم» آن را « فرصت طلبي» (Opportunism) نامگذاري مي کنند و دوستداران آن، آن را به «واقع گرايي» (Realism) نسبت مي دهند.
    افراد با شخصيت «ماکياوليسم» بالا ، در روابط چهره به چهره ظاهرا موفق ترند. به ويژه زماني که درگير چانه زني ( Bargaining )، مناظره و متقاعدسازي با ديگران مي شوند. از اين رو مي توان گفت آنان در نفوذ در نگرش هاي ديگران و در واداشتن افراد ديگر به کنش يا عمل موفق ترند.
    استعداد و مهارت بالاي افراد با ويژگي شخصيتي «ماکياوليسم» در تفکر خلق الساعه و حاضر جوابي ستودني است. آنان اين توانايي را دارند که بلافاصله پاسخ نسبتا مناسبي به سوال طرف مقابل خود بدهند و بدون توجه به حضور ديگران و سر و صدا و عوامل بازدارنده ديگر، بيانديشند. چنين به نظر مي رسد که آنان همواره پاسخ مناسبي براي هر سوال دارند.
    با توجه به ويژگي هاي ياد شده مي توان گفت مديران در انتخاب افراد براي مشاغلي که به چنين مهارت ها و صفاتي نيازمندند، مي بايد بسيار دقيق باشند. فردي که براي مذاکره و مناظره با عده اي ديگر انتخاب مي شود، مي بايد از ويژگي بالاي ماکياوليسم برخوردار باشد وگرنه در کار خود توفيق چنداني نخواهد يافت. برعکس در اموري که به تفاهم و صداقت نياز بيشتري است، اين افراد ناموفق خواهند بود.
    برخي از مطالعات نشان داده اند که ويژگي «ماکياولي» نيز آموختني است. کودکان از والدين خود آن را فرا مي گيرند و با اجراي آن ها به گونه اي نامحسوس و غير عمدي از سوي والدين به کودکان پاداش داده مي شود و در مراحل بعدي کودکان آن را از گروه همالان يا گروه هاي همتراز و رسانه هاي جمعي مي آموزند.
    منابع تحقیق :
    ویکی پدیا
    کانون گفتمان قرآنی
    ارتباطات انسانی- تالیف دکتر علی اکبر فرهنگی
    پایگاه آفتاب /ن
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #29
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نازیسم (Nazism )
    تهیه کننده : راسخون



    نازیسم عنواني است براي حكومت آلمان در دورة "آدولف هيتلر" و گاهي هم رديف معناي فاشيسم مي باشد. و نيز نازي علامت اختصاري "حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان" به رهبري هيتلر است.
    نازیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی ، نوعی نظام حکومتی دیکتاتوری سرمایه داری است. فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه داری مالی بزرگ است ، که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکو مت از به قدرت رسیدن کارگر ان در جامعه حاکم می‌شود ، برعلیه سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران.
    وقتی سخن از نازیسم به میان می‌آید، همه بی‌درنگ به یاد تصاویر سیاه و سفید جنگ جهانی دوم و پرچم‌های قرمز با نشان صلیب شکسته می‌افتند. تصور عام از نازی‌ها افرادی نظامی است که برای رسیدن به اهداف خود از انجام هیچ قساوتی فروگذار نیستند و هرچه را که به چنگ شان بیفتد، نابود می‌سازند.
    در نظر اینان رهبر این دسته از انسان‌های خونخوار مرد دیوانه‌ای است که با آن سبیل نیم بندش، مدام با فریادهای آسمان خراش پیروان خود را به سوی جنگ و خونریزی می‌خواند. اما به راستی در پس این تصاویر آرشیوی دهشتناک و این حجم عظیم خشونت و جنگ افروزی که از حزب نازی حاکم بر آلمان میان سال‌های 1945-1933 در ذهن داریم، چه تفکر و انگیزه‌ای نهفته بوده است؟
    حزب نازی از صلیب شکسته و رنگ‌های قرمز و سیاه که گفته می‌شود نشان دهنده "خون و خاک" هستند به عنوان نماد و سمبل خود استفاده می‌‌نماید. در حقیقت سیاه ، سفید و قرمز رنگ‌های قدیمی پرچم آلمان متحد شمالی بودند.
    این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد. نازیسم نوعی از اندیشه فاشیسم و دیکتاتوری سرمایه مالی می‌‌باشد.
    این اصطلاح بارها در ارتباط با دیکتاتوری آلمان نازی از سال ۱۹۳۳ تا سال ۱۹۴۵ (رایش سوم) استفاده می‌گردد. این تفکر توسط حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (ان اس دی‌ای پی یا حزب نازی) و به وسیله پیشوا آدولف هیتلر مطرح گردید. طرفداران نازیسم نظریه برتری "نژاد آریایی" و ملت آلمان را نسبت به سایر نژادها و ملل مطرح نمودند. نازیسم در آلمان امروزی غیر قانونی می‌‌باشد، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به "نئو نازی" در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت می‌‌باشند.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #30
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نازیسم (Nazism )
    تهیه کننده : راسخون



    نازیسم عنواني است براي حكومت آلمان در دورة "آدولف هيتلر" و گاهي هم رديف معناي فاشيسم مي باشد. و نيز نازي علامت اختصاري "حزب ناسيونال سوسياليست كارگران آلمان" به رهبري هيتلر است.
    نازیسم به عنوان یک مفهوم تاریخی ، نوعی نظام حکومتی دیکتاتوری سرمایه داری است. فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری سرمایه داری مالی بزرگ است ، که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکو مت از به قدرت رسیدن کارگر ان در جامعه حاکم می‌شود ، برعلیه سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران.
    وقتی سخن از نازیسم به میان می‌آید، همه بی‌درنگ به یاد تصاویر سیاه و سفید جنگ جهانی دوم و پرچم‌های قرمز با نشان صلیب شکسته می‌افتند. تصور عام از نازی‌ها افرادی نظامی است که برای رسیدن به اهداف خود از انجام هیچ قساوتی فروگذار نیستند و هرچه را که به چنگ شان بیفتد، نابود می‌سازند.
    در نظر اینان رهبر این دسته از انسان‌های خونخوار مرد دیوانه‌ای است که با آن سبیل نیم بندش، مدام با فریادهای آسمان خراش پیروان خود را به سوی جنگ و خونریزی می‌خواند. اما به راستی در پس این تصاویر آرشیوی دهشتناک و این حجم عظیم خشونت و جنگ افروزی که از حزب نازی حاکم بر آلمان میان سال‌های 1945-1933 در ذهن داریم، چه تفکر و انگیزه‌ای نهفته بوده است؟
    حزب نازی از صلیب شکسته و رنگ‌های قرمز و سیاه که گفته می‌شود نشان دهنده "خون و خاک" هستند به عنوان نماد و سمبل خود استفاده می‌‌نماید. در حقیقت سیاه ، سفید و قرمز رنگ‌های قدیمی پرچم آلمان متحد شمالی بودند.
    این واژه بعدها در مفهوم گسترده‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های دست راستی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد. نازیسم نوعی از اندیشه فاشیسم و دیکتاتوری سرمایه مالی می‌‌باشد.
    این اصطلاح بارها در ارتباط با دیکتاتوری آلمان نازی از سال ۱۹۳۳ تا سال ۱۹۴۵ (رایش سوم) استفاده می‌گردد. این تفکر توسط حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (ان اس دی‌ای پی یا حزب نازی) و به وسیله پیشوا آدولف هیتلر مطرح گردید. طرفداران نازیسم نظریه برتری "نژاد آریایی" و ملت آلمان را نسبت به سایر نژادها و ملل مطرح نمودند. نازیسم در آلمان امروزی غیر قانونی می‌‌باشد، گرچه بقایا و احیا کنندگان نازیسم مشهور به "نئو نازی" در آلمان و خارج از آن مشغول فعالیت می‌‌باشند.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 3 از 13 نخستنخست 1234567 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •