ایسم ها سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ایسم ها
صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 129
  1. #41
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نقادان کمونیسم

    کارل گوستاو یونگ, فیلسوف کمونیسم کمونیسم را محصول شرایط روانی و اجتماعی توده‌ها می‌داند و آن را نتیجهٔ وابستگی کامل فرد به دولت و نیاز انسان‌ها به تأمین‌شدن درخواست‌های مادی‌شان به دست دولت می‌داند. کمونیسم بر پایهٔ انزواطلبی و درماندگی شخص تشکیل می‌شود و اغلب برای حفظ خود این ویژگی‌ها را ترویج می‌کند.
    او با اشاره به وجود دیکتاتوری در نظام‌های کمونیستی بیان می‌دارد که در همهٔ قبایل بدوی که دارای نوعی نظم اتماعی کمونیستی هستند، سرکرده‌ای دارند که قدرت و فرمانروی نامحدودی نسبت به آن ها دارد.
    پی نوشت ها :

    [1]. لینکلیتر، اندرو؛ مارکسیسم، ترجمه علی­رضا طیب، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین­المللی، 1385، صص 8-7
    [2]. پازارگاد، بهاالدین؛ مکتب­های سیاسی، تهران: اقبال، بی تا، ص180
    [3]. کاپچنکو، ش. و ن. ساناکویف؛ سوسیالیزم: سیاست خارجی در تئوری و عمل، ترجمه محمدرضا آهنگر، تهران: ظفر، 1361. صص 16-15
    [4]. همان، ص180
    [5]. همان، ص 24
    [6]. لنین، مجموعه آثار، ج 25، ص 87
    [7]. کنگره 24 حزب کنگره اتحاد شوروی. مسکو، 1971، صص 236-235
    [8] - کاپچنکو، ش. و ن. ساناکویف؛ پیشین، ص 106
    [9]. کارل مارکس و فردریک انگلس؛ منتخب آثار، مسکو: 1973، ج 1، ص 396
    [10]. موثقی، سیداحمد؛ مجموعه مقالات سیاسی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1372، صص 314-312
    [11]. همان، ص 225
    [12]. ابنشتاین، ویلیام؛ ادوین فاگلمان؛ مکاتب سیاسی معاصر، ترجمه حسینعلی نوذری، تهران: نشر گستره، 1369،صص 47-45
    [13]. همان، ص 140
    [14]. همان، ص 141
    [15]. احمدی، کوروش؛ تفکر نوین در سیاست خارجی شوروی، تهران، قومس، 1370، ص 63
    [16]. همان، ص 98-82
    [17]. ابنشتاین، پیشین، ص 53

    منابع تحقیق :
    پژوهشکده باقر العلوم (علیه السلام) والتر اودانیک، ولودیمیر. یونگ و سیاست. ترجمهٔ علیرضا طیب. نشر نی. ۱۳۷۹
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #42
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نیهیلیسم ( Nihilism )
    تهیه کننده : راسخون




    نيهيليسم يا هيچ انگاري ، اين اصطلاح از واژه (نيهيل) در زبان لاتين به معناي هيچ آمده است. و نيهيليسم مكتبي فلسفي است كه منكر هر نوع ارزش اخلاقي و مبلّغ شكاكيت مطلق و نفي وجود است. و گروهي از آنارشيست هاي قرن 19 روسيه را نيز نيهيليست خوانده اند. مؤسسه فرقه نيهيليسم "ميخائيل باكونين" (1876-1814م.) بوده است.
    با پیشرفت علم و تکنیک و گسترش نیاز های روز افزون بشر در مواجه با این علم زدگی به ایمان دینی و باورهای معنوی که بتواند معنای حیات و هدفدار بودن جهان را برای او تبیین کند، از طرفی خودکامگی بسیاری از رهبران سیاسی جوامع در بین ملل مغرب زمین و وجود اختلاف طبقاتی و نژادی شدید واختلاف و تعارض آراء و عقاید دینی که هیچکدام نمی توانستند ظلم و جور این حاکمان سیاست را کاهش دهند و یا مرهم بر زخم های انسان هایی باشند که رنج و فقر و بدبختی را تنها تجربه زیستن یافته بودند پس ندای نه ایمان و نه بی ایمانی موج فزاینده ای از بی گرایشی را در بین ملل مغرب زمین به ارمغان آورده بود از طرفی تنها راه نجات را در اعتماد و اتکا به مبدأ هستی بخش می جستند و از طرفی دیگر ضعف و نارسایی دستگاه های دینی در غرب و تفاسیر نادرست و گاه متضاد از فلسفه زیستن و جهان شناسی ندای بی ایمانی را بیشتر تقویت کرده بود بطوریکه در تزلزل و سرگردانی روح بشریت در یافتن معنای درست از بودن جریان بیهودگی و پوچ گرایی قوت گرفته بود و در این میان تفسیر هایدگر از بودن و هگل از وحدت و اکهارت از الهیات صوفیانه و کی یرکگارد از ندای ایمان یا بی ایمانی و... تلاشهایی برای مبارزه با این طرز تفکر بود با این وجود بیگانگی از خود مظاهر متعددی دارد که گاه در جامه الوهیت علم و صنعت و گاه در جامعه نیهیلیسم تجلی می یابد.
    بحث های کلامی در بین ملل مغرب زمین تلاشی برای بهبود بخشیدن به جریان نیهیلیسم است. با این امید که تعالیم الهی انسان بتواند با حقانیت و جامعیت خود فلسفه بودن و چگونه بودن را برای جهانیان متجلی سازد.
    نيهيليسم كه در فارسي مي توان أن را « نه گرایی» یا « هیچ گرایی» یا «بی- گرایشی» نام داد، روشی است که موضوعات تحمیل شده بر اندیشه های بشری را به نوعی نفی می کند اما معنای اصطلاحی آن یعنی «نفی همه چیز» یا نپذیرفتن راه حل هایی که تا کنون در پاسخ سؤال «چه باید کرد؟» داده شده است و حالتی حاکی از یک یأس و در نتیجه سکوت در برابر سؤال مذکور و بیان بی ارزش شدن تمام ارزش ها ، انتقاد از تمامی مطالبی که درباره انسان راه حل ارائه داده اند. نیهیلیسم بیشتر یک احساس است تا یک فلسفه. فلسفه ای تام و تمام نیست. انکار فلسفه و امکان علم ، انکار ارزش هر چیزی است. اگر انکار هر چیز ، روا باشد پس خود عمل انکار هم مورد انکار قرار می گیرد. نفی هر چیزی چه دانش ، اخلاق ، زیبایی و امر واقعی. هیچ عبارتی ارزش ندارد و هر چیزی بیهوده است؛ البته برای کسانی که دچار یأس و نومیدی نشده اند این باور دشوار است که نیهیلیسم نوعی جهان بینی است و آن حالت ایستمندی وجود انسانی است.
    از آنجا که نیهیلیسم اعتقاد به بی پایه و اساس بودن و بی ارتباطی چیزهاست، اغلب توأم با بدبینی زیاد است و نوعی میل اولیه در محکوم کردن وجود است. بدبینی تعبیر دیگری از بی فایدگی و بیهودگی است. شوپنهاور می گوید: ما موجودی بی معناییم. اگر دست بالا را بگیریم حتی چیزی، خویشتن برانداز هستیم.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #43
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    مفهوم ابسورد ( absurd )

    كلمه ابسورد را معادلي براي پوچي و هيچ انگاري گرفته اند. اين کلمه به معنای ناهنجار ، نامطبوع ، ناخوشایند ، ناهماهنگ ، و نامتناسب است. و علت کاربرد این کلمه لاتین ، داشتن معادل مناسب در زبان فارسی است و از وضعیت خاص برخورد ناهنجار سطوح مختلف فرهنگی و تاریخی در تمدن های آسیایی و آفریقایی پدید آمده است. ابسورد یعنی بی حیرتی و حتی از بی حیرتی خود هم دچار حیرت نشدن. برخورد میان دنیای تهی و انسانی بی مأوا و موطن.
    اگر اوصاف متعالی انسانی که از درون خود او سرچشمه می گیرند و نمودار اوصاف الهی و فطری انسان حامل امانت در روی زمین محسوب می شود یا به قول خواجه نصیرالدین ، اوصاف اشرافی به معیارهای خارجی مبدل شد و دارایی و مقام اجتماعی و معلومات، تعیین کننده درجه اهمیت او شد یا انسان در ایدئولوژی های جدید به یکی از سوائقش تقلیل یافت که قوه جنسی به معنی فرویدی یا اراده معطوف به قدرت نیچه – شوپنهاور و یا عوامل تولید(مارکس) باشد. این نمونه دوره فترت و ابسورد است. تفکر غربی دنیا را به شی ء ، زمان را به قالب تهی ، انسان را به ابزار تولید و خدا را به هیچ تبدیل می کند. کامو در کتاب اسطوره سیزیفوس می گوید: « ابسورد همان قدر مربوط به انسان است که به جهان، زیرا اکنون یگانه پیوند میان آن دو است و اگر اساس این جهان ابسورد باشد فقط بک مسئله جدی وجود دارد و آن هم خودکشی است».
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #44
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    مراحل پیدایش نیهیلیسم

    حالت منفعل و فعال ، که در حالت اول از هر تلاشی جهت نظام بخشیدن به زندگی خودداری می کند و به سرگرمی های تهی مشغول می شود. در مرحله فعال همه ارزش ها را باطل و مرحله نیستی است. انسان در زمانی که فاقد هرگونه حرکت و پویایی است بی هدف و بی غایت اشت، نه به خدا ایمان دارد نه به کفر، نه اصلاح طلب است نه انقلابی، در پی تعهدی محض به سر می برد. در چنین وضعی می توان چند گرایش را در نظر گرفت:
    1- ابتدا سرکشی و عصیان مکتبهای نوفکری که اغلب به صورت ضدیت با هر بینش و حرکتی ظاهر می شود مثل ضد روان پزشکی، ضد هنر، ضد اومانیسم، 2- اتخاذ راههای گوناگون فرار 3- وجود پارسایانی که به رهایی انسان می اندیشند. بنابراین پناه بردن به انواع سرگرمی های کاذب و گاه مخرب، تحت رژیم یا حزب پوشالی خاصی مثل مارکسیسم، سوسیالیسم در آمدن، آزادی جنسی و بیگانگی اقتصادی از اثرات این بی تعهدی است .بعد از پیدایش ماشین و بروز و ظهور عوارض ناشی از زندگی غرب، از قرن هجده به این طرف مسئله ای تحت عنوان «بازگشت انسان به خود» مطرح شد: زیرا احساس استثمار فکری، اقتصادی و به صورت شیء و ابزار در آمدن انسان، خطر غارت انسانیت او را به دنبال داشت. بحث از خودبیگانگی انسان و اسارت او به دست نیروهای مختلف به میان آمد و بنابراین مکتب هایی در کنار مکتب های سیاسی و اقتصادی به وجود آمد تا به تأمین اهداف انسانی توجه کنند. از آن جمله اومانیسم است و از جمله شاخه های آن نیهیلیسم است.
    نيچه در كتاب اراده معطوف به قدرت[Will to Power] چنان از آينده و فاجعه اي عظيم سخن مي گويد كه گويا پا خويش و امروزش نهاده و بر آمده است. او با لحني كه به اوراد پيشگويان بزرگ همانند است مي گويد:
    ‹‹ آنچه در اينجا مي آورم تاريخ دو سده آينده است. آنچه را كه خواهد آمد و جز آن هم نتواند بود ، توصيف مي كنم: برآمدن نيهيليسم (نيست انگاري)...››
    نيچه بروز نيهيليسم اروپايي را با اين جمله بيان مي كند: نيهيليسم دم در ايستاده است. او علل نيهيليسم را بيچارگي اجتماعي، انحرافات فيزيولوژيكي يا فساد نمي داند:
    ‹‹بينوايي روان و تن و خرد نيز خود به خود به هيچ روي توان آن ندارد كه نيهيليسم (يعني روگرداني قطعي از ارزش و از معني و از آرزومندي) به بار آورد.››
    نيچه در اينجا با اشاره به افول مسيحيت شك و ريب در اخلاق را قطعي ترين موجب نيهليسم مي داند.
    اما ارمغان نيچه ارزيابي دوباره همه ارزشها [Revaluation of All Values] ست. همان گاه كه جان كودك مي شود و به آفرييندگي دست مي يازد:
    ‹‹ مرا پاس مي داريد؛ اما چه خواهد شد اگر روزی تنديس اين پاس داشت فرو افتد؟ بپاييد که اين تنديس افتان شما را خرد نکند! شما آن گاه که مرا يافتيد هنوز خود را نجسته بوديد. مومنان همه چنين اند. ازين رو ايمان چنين کم بهاست. اکنون به شما مي گويم که مرا گم کنيد و خود را بيابيد. و تنها آن گاه که همگان مرا انکار کرديد، نزد شما باز خواهم آمد. براستي آن گاه گم گشتگانم را با چشمي ديگر خواهم جست؛ با عشقي ديگر به شما عشق خواهم ورزيد. و ديگر بار دوستان من خواهيد بود و فرزندان يک اميد. آن گاه نزد شما باز خواهم آمد تا نيمروز بزرگ را با شما جشن گيرم. و نيمروز بزرگ آن گاه خواهد بود که انسان در ميانه راه خويش ، ميان حيوان وابر انسان، ايستاده باشد و رهسپاری خويش به شامگاه را چون برترين اميد خويش جشن گيرد؛ زيرا که اين راهي ست به بامدادی نو. آن که هميشه شاگرد مي ماند آموزگار خود را پاداشي بسزا نمي دهد...[ چنين گفت زرتشت؛ ترجمه داريوش آشوري، انتشارات آگاه 1379 (گفتار هاي زرتشت، بخش يكم، درباره ي فضيلت ايثارگر)]››
    نيچه بر اين باور بود كه ارزشهاي كنوني ما از اين رو به نيهيليسم مي رسد كه نيست انگاري حاصل منطقي ارزشهاي بزرگ و آرمانهاي عالي ماست و آن نيز هرگاه درباره آن تا به انجام بينديشيم – زيرا كه نخست بايد نيهيليسم را بخوبي دريافت و چشيد تا بتوان فهميد و به اين حاصل رسيد كه براستي ارزش اين ارزشها چه بوده است.... هنگامي رسد كه به ارزشهاي تازه اي نيازمنديم...
    مهم ترین پیامدهای این ایده افزون بر از خود بیگانگی و انحطاط اخلاقی، آن است که احساس طبیعی انسان به زندگی را دگرگون می‌سازد و آدمی را مجبور به زیستنی تنفرآور می‌داند که ارزش‌ها در مقابلش سقوط کرده و قوانین و روابط حاکم بی‌اعتبار هستند و از این رو یک انسان پوچ‌گرا دچار سرخوردگی و نامیدی شده و جهانی تیره و تار پیش روی خود تصویر می‌کند.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #45
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نظرات برخی از متفکران درباره نیهیلیسم

    آن گاه که دکارت ثنویت ذهن و عین را مطرح کرد و قائل به جوهر سومی شد که ارتباط آگاهی انسان را از واقعیت جهان تبیین کند اما در تبیین این جهان سوم ناتوان ماند، نظرات گوناگونی پیرامون انسان و طبیعت برای رفع این تعارض روی کار آمد. از طرف دیگر برخی متکلمین مسیحی از خدایی سخن می گفتند که خالق هستی است اما تباین هستی بین او و کائنات وجود دارد. این عوامل موجب شد که بعضی از متفکرن که خداشناس هم بودند منکر هر نوع شناخت طبیعی انسان درباره جهان شوند و ادعای «نه ایمان و نه بی ایمانی» را داشته باشند. و تحت تأثیر بینش اگزیستانسیالیستی که وجود انسان را تنها وجود معنی دار هستی که به خودش واگذار شده بود می دانستند این گروه که نیهیلیست خوانده شدند، انسان را ناتوان بر درک رابطه خودش با جهان معرفی کرده و فهم او را منوط به درک عبث بودن هستی تا حد فرار از زندگی تقلیل دادند. البته متفکرینی نیز جریان نیهیلیستی را ذاتی تحولات علم و فرهنگ دانسته و برای مبارزه با این بحران راه حل هایی هم ارائه دادند که به برخی از این آراء پرداخته می شود.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #46
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    کامو

    آلبرت کامو درباره پوچی گفته است:«تنها چیزی که درباره این جهان می توان گفت آن است که در نفس خود، معقول نیست. رویارویی این دنیای غیر عقلانی با میل شدید بشر به وضوح و روشنی که بانگ آن در اعماق وجودش طنین انداخته، جهان را پوچ و بی معنا کرده است. پوچی هم به انسان وابسته است و هم به جهان و در حال حاضر تنها حلقه اتصال آنهاست و آن دو را به یکدیگر پیوند می دهد آن گونه که کنیه می تواند چنین کند».
    وی ایدئولوژی ها را زاده قدرتهای بزرگ بشری می داند. سرانجام زندگی را مرگ و چون به مرگ منتهی شود پس بیهوده است. یا بیاد مرگ را پذیرفت چون زندگی بیهوده است و یا زندگی را امری بیهوده ندانست و به آن پرداخت. اگر مرگ را بپذیریم به امری پناه برده ایم که موجب اصل بیهوده بودن زندگی است و این نقض غرض است پس زندگی را می پذیریم و اگر زندگی را بپذیریم باید بر ضد بیهودگی ها، طغیان کرد تا زندگی معنادار شود. او کار خود را تغییر انسان و جهان نمی داند بلکه خدمت به ارزشهایی می داند که بدون وجود آنها حتی جهان تغییر یافته، ارزش ماندن ندارد. اخلاقی که او و همفکرانش بنیان می گذارند بر اساس اصالت انسان و نابودی «بیداد» و پایداری «داد» در جامعه است. پس طرد جهان موجود و بیدادگریهای موجود، زندگی بر اساس سود و محاسبه در رأس قرار دارد.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #47
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    واتیمو

    جانی واتیمو فیلسوف ایتالیایی، معتقد است تحلیل رفتن و ضعف ویژگیهای هستی است. پس گرایش طبیعی به سوی نیهیلیسم دارد ولی از آنجا که مدرنیته امری است که در پایان متافیزیک و با ضعف نیهیلیسم ظاهر شده پس در پایان متافیزیک، اعتقاد به مسیحیت و تحقق رستگاری انسان ظاهر می شود و با ظهور مدرنیته جدایی دین ودنیا امری مسلم و هبوط خداوند به مقام انسانی و نجات انسان به یمن آن فعلیت بخشیده می شود. جدایی میان دین و فلسفه و نظر و عمل در آراء فرانسیس بیکن به اوج خود رسید و متفکران آلمانی از جمله یاکوبی این جدایی را نیهیلیسم نامیدند. یاکوبی 1799 به فیخته در چنین نوشت« فیخته عزیز ، اگر شما یا هر کس دیگر ترجیح می دهید آنچه را من نقطه مقابل ایده آلیسم می دانم و با نامیدن آن به عنوان نیهیلیسم ، مخالف خود را با آن بیان کرده ام اوهام باوری بنامید بازهم سخنی مخالف من نگفته اید». به نظر او انسان باید علاوه بر تبعیت از مقولات عقل و فهم ، به ندای قلب نیز گوش دهد. در این صورت جهشی انجام داده و از آفت نیهیلیسم در امان می ماند.
    منابع تحقیق :
    مفهوم نیهیلیسم نويسنده : فاطمه رحيمي
    کانون گفتمان قرآنی
    معنای زندگی، نیهیلیسم و اندیشه مهدویت / بهروز محمدی منفرد
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #48
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    گلوبالیسم یا جهانی شدن



    معنای لغوی

    گلوبالیسم یا جهانی شدن واژه ایست که امروزه در همه جا بر سرزبانهاست. به همان اندازه که ایدئولوژی «مارکسیستی» بحث و جدل های داغی را میان اندیشمندان و اندیشه وران مختلف سبب شد، پدیدهء جهانی شدن نیز از اواخر قرن بیستم، زمینه ساز تعارض و تعاطی میان افکار جانبداران و مخالفان این پدیده و یا فرآیند گردید که با گرمی در شروع قرن 21 پی گرفته می شود.
    در برگردانی و انتخاب کلمهء جهانی شدن در زبان فارسی تا اندازه ای ابهام وجود دارد. سوال اینست که آیا این واژه صرف ترجمه فرانسوی Modialisation است یا چیزی بیشتر. زیرا اگر جهانی شدن برابر با Globalization انگلیسی گذاشته شود، با توجه به ریشهء لاتین کلمه Globe که در فارسی دری کره معنا میدهد و جهان که همسنخUniverse است، پس کلمهء Globalization در چنین وریانت باید برابر کروی شدن یا سیاره شدن باشد، نه جهانی شدن. اما Globalization باید از ریشهء دیگر یعنی Global گرفته شده باشد که معنای جهانگیر و همه گیر را میدهد و آقای داریوش آشوری آنرا برابر با جهانگیر گرائی و جهانگیر کردن گذاشته است (3). چنانچه Globalisirung آلمانی نیز همین مفهوم را تداعی میکند.
    قابل یادآوری است که برای جلوگیری از مغشوشیت، ما به ناچار واژهء «جهانی شدن» را همینطور که گذاشته شده و اکنون یک تصوری از آن ساخته شده، قبول میکنیم؛ اما در آینده ترجیح میدهیم تا هردو کلمهء گلوبالیسم و یا جهانی شدن را بکار بریم ، که مفهوم را دقیقتر بیان میدارد و از ایجاد سردرگمی برای خواننده میکاهد. به هرحال هردو، هم گلوبالیسم و هم جهانی شدن، واژگانی اند که اکنون در زبان ما آرام آرام جا افتاده اند واثرات آن به حیث یک فرآیند، ازمدتهاست که به صورت یک واقعیت اجتناب ناپذیر درزندگی ما قابل لمس گردیده و گریز از پیامد های آن ناممکن است. بنابرین بکارگیری آن ها به معنای پرداختن به فراگردی است که هم در عرصهء اقتصادی یا سیاسی، هم فرهنگی و به طور کل تمام زندگی روی میدهد.
    ازینرو شناخت تاریخی، ابعاد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن به ویژه برای کشور جامعهء ما خیلی ضروری و دارای اهمیت حیاتی است.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #49
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    تاریخچه

    حداقل دوتا نظر عمده در بارهء تاریخ جهانی شدن (گلوبالیسم) وجود دارد. عده ای را عقیده براینست که این پدیده دارای قدمت تاریخی چند صد ساله می باشد و دیگران آنرا نو می شمارند. ما میکوشیم تا بالای هردو نظر به شکل کوتاه مکث نماییم.
    الف ـ نظریه اول یا قدمت تاریخی جهانی شدن

    جانبداران نظریهء قدمت تاریخی به این باور اند که پروژهء جهانی شدن (گلوبالیسم) از حدود 400 سال قبل آغاز گردید. این پدیده با جریان مدرنیسم همریخت شده زیرا از جملهء شاخصه های مدرنیته یکی هم همگانیت و جهانیگیری Universalism آن می باشد، که یک فرآیند برگشت ناپذیر است. مدرنیسم پدیده و جریانی بود که در غرب آغاز شد؛ جهان را درنوردید؛ به مانند یک انقلاب همه چیز را زیر و زبر کرد و همگانی شد.
    مالکوم واترز یکی از نظریه پردازان گفتمان جهانی شدن (گلوبالیسم) می گوید که: «برخی ابعاد جهانی شدن (گلوبالیسم) همیشه به وقوع پیوسته است. اما تا نیمهء هزارهء دوم توسعهء این ابعاد پیوسته منظم نبوده است. گلوبالیسم بطور نامنظم از طریق توسعه امپراتوری های مختلف قدیمی، غارت، تاراج و تجارت دریایی و نیز گسترش آرمان های مذهبی تحول یافته است و نیز باید اشاره کرد که توسعهء خطی جهانی شدن (گلوبالیسم) ، که ما امروز شاهد آن هستیم در قرن 15 و 16 یعنی آغاز «عصر جدید» شروع شده است.» (4)
    به اساس طرفداران این نظریه، تکنولوژی و فنونی که ما امروز شاهد آن هستیم، از لحاظ فلسفی نتیجه افکار «دکارت» و «بیکن»، و از لحاظ علمی حاصل افکار «گالیله»، «کپلر» ... هستند؛ در حوزه زیست شناسی «هرمن»، فیزیک «نیوتن»، در رشته روانشناسی «فروید» تحولات و تاثیرات بزرگی بر تغییرات جهانی ایجاد کده اند. همهء اینها دستآورد های داشته اند که جهانشمول شده اند. (5)
    در گسترهء جامعه شناسی، گفته می شود که گلوبالیسم حاصل رشد اجتماعی می باشد. به ویژه این بحث در میان مخالفین جهانی شدن (گلوبالیسم) خیلی جدی قابل پرداخت بوده و استدلال می نمایند که یکی از اندیشه وران سوسیالیسم تخیلی «سن سیمون» دریافت که صنعتی شدن عامل پیشبرد رفتار های مشابه در درون فرهنگ های متنوع اروپایی بوده است. به نظر سن سیمون تسریع یک چنین فرآیند مستلزم نوعی انترناسیونالیسم آرمانی است، که شامل حکومت پان اروپایی و یک فلسفهء جهانی مبتنی بر انسانیت خواهد شد. (6)
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #50
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    عقاید سن سیمون توسط آگوست کنت و کارل مارکس تفسیر های متفاوت یافت. مارکس در اثرش «نقد اقتصاد سیاسی»، جهانی شدن سرمایه در اینده را پیشگویی میکند: « جهانی شدن (گلوبالیسم) ، قدرت طبقهء سرمایه دار را به شدت افزایش میدهد و بازار های جدیدی را برای آنها فراهم می آورد. در واقع کشف قارهء امریکا و گسترش راه های دریایی به سوی آسیا، موجب ایجاد یک بازار جهانی برای سرمایه شد.» (7)
    مارکس همچنان به وابستگی متقابل ملت ها اشاره می کند و پایان حیات دولت ـ ملت را از راه دسترسی پرولتاریا به قدرت و نابودی تمام نهاد های سرمایه داری پیش می کشد، که متناسب به آن استثمار فرد از فرد، یک ملت توسط ملت دیگر پایان خواهد یافت.
    ماکس وبر عقلانیت را به عنوان «حلال جهانی شدن» می دانست. او معتقد بود که «عقلانیت از پروتستانتیسم آغاز شد و به تمام فرهنگ های اروپایی سرایت کرد و توانست تمام متفکرین نوگرا را در این چارچوب فکری محدود کند.»
    امیل دورکهایم با استفاده از میراث اتدیشمندان بالا، دست به ایجاد نظریهء «تمایز فرهنگ» زد. او استدلال میکرد که تا حدی که جوامع از لحاظ ساختاری از یکدیگر متمایز می شوند، تعهد نسبت به نهاد های نظیر دولت باید تضعیف گردد؛ زیرا دولتها در قلمرو خود بسیار تنگ نظر و متعصب هستند. آگاهی جمعی به منظور دربرگرفتن تنوع داخلی جوامع باید بشدت تضعیف شود و به صورت انتزاعی در بیاید. از تمام این موارد موارد چنین بر می آید که صنعتی شدن موجب تضعیف تعهدات جمعی میشود و راه را برای کاهش اهمیت مرز ها در بین جوامع باز میکند.
    با این خلاصه باید گفت که طرفداران نظریه قدامت هنوز با حرارت زیاد میگویند که پدیدهء جهانی شدن (گلوبالیسم) ، که ما امروز شاهد آن هستیم، مرحله یا جریانی است که از قدیم شروع شده و اکنون شکلی جدیدی به خود گرفته و علت این شکل گیری نوین یا به عبارهء دگر موتور محرکهء این تغییرات، در انکشاف فن آوری و ارتباطات نهفته است.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 5 از 13 نخستنخست 123456789 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •