ایسم ها سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ایسم ها
صفحه 8 از 13 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 129
  1. #71
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    انتقال از پراتوریانیسم الیگارشیک بهپراتوریانیسم رادیکال:کودتاهای بنیادی و سرباز به عنوان اصلاحگر

    پراتوریانیسم الیگارشیک بر امریکای لاتین در سده نوزدهم مسلط بود . فرمانروایی های سلطنتی اسپانیا و پرتغال ، نتوانستند نهادهای سیاسی محلی ومستقلی را در آمریکای لاتین بپرورانند.جنگ استقلال در این کشوره ها یک خلاءء نهادی پدید آورد _ به گفته مورس ،دولت را بدون سر کرد _که اروپایی تباران دو رگه بومی کوشیدند تا با نسخه برداری از تنظیم های مبتنی بر قانون اساسی ایلت متحد و جمهوری فرانسه ،این خلاءء را پر سازند .اما این تنظیم های نسخه برداری شده در جامعه ای که همچنان بسیار الیگارشیک و فئودالی باقی مانده بود ،نتوانسته بودند ریشه دوانند . این وضع ، امریکای لاتین را با نیروهای اجتماعی ریشه دار و نهادهای سیاسی نا کار آمد و ناتوان از نو سازی جامعه، تنها گذاشته بود . نتیجه این اوضاع ، الگویی از یک سیاست مبتنی بر دفاع از منافع صنفی و گروهی بود که در بیشتر کشورهای آمریکای لاتین از رهگذر گسترش اشتراک سیاسی دوام آورده بود . پراتوریانیسم الیگارشیک حتی در سدۀ بیستم نیز در کشور رهای کارییب، آمریکای مرکزی، مجمع الجزیره آند و پاراگوئه، هنوز وجود داشت. این پراتوریانیسم در خاور میانه نیز رواج داشت. در اینجا، فروپاشیدگی امپراطوری عثمانی و جانشینی جزیی و غیر مستقیم فرمانروایی بریتانیایی و فرانسوی به جای آن خلاءء مشروعیت و فقدان نهدهای سیاسی کارآمد را به بار آورده بود.
    در پراتوریانیسم الیگارشیک، نیروهای اجتماعی مسلط عبارت اند از بزرگ زمینداران، روحانیان بلند پایه و فرماندهان نظامی. در اینجا، نهادهای اجتماعی هنوز به نسبت تمایز نیافته اند و اعضای طبقۀ حاکم، نقش های رهبری سیاسی، نظامی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی را غالباً با هم به عهده دارند. در یک چنین جوامعی، فعالترین گروه های سیاسی هنوز ریشه های روستایی دارند. خانواده ها، جرگه ها و قبیله ها، پیوسته بر سر قدرت، ثروت و منزلت، با یکدیگر کشمکش دارند. در اینجا، سیاست ، الگوی هابزی و فرد گرایانه ای را می پذیرد.در این جوامع هیچگونه توافقی دربارۀ راه های رفع اختلاف ها وجود ندارد و سازمان ها و نهادهای سیاسی یا وجود ندارد و یا بسیار ناچیزاند.
    هر چند که تقریباً همۀ الیگارشی های پراتوری به نظام های پراتوری رادیکال تغییر شکل می دهند، اما باز نمی توان گفت که همۀ نظام های پراتوری رادیکال، بیشتر الیگارشی های پراتوری بوده اند. برخی از این نظام های پراتوری از بطن سلطنت های سنتی متمرکز برخاسته اند. یک چنین نظام های سیاسی تا زمانی که اشتراک سیاسی در آن محدود باقی می ماند ،معمولاً از درجۀ بالای مشروعیت و کارآیی برخوردارند. به هر روی ، نهادهای سیاسی این نظام ها در برابر دگرگونی اجتماعی انعطاف ناپذیر و شکننده باقی می مانند . این نهادها نمی توانند خودشان را با پیدایش گروه های طبقه متوسط در صحنه سیاست ، تطبیق دهند . پیدایش یک چنین گروه های به سرنگونی یا از هم گسیختگی نظام سنتی فرمانروایی می انجامد و نشانگر انتقال جامعه به مرحله پراتوری است . جامعه از یک سامان مدنی سنتی به یک سامان پراتوری رادیکال ريا،تغییر صورت می دهد . در اینجا ، تباهی نهادی و بی سامانی مدنی ، بهای گسترش اشتراک سیاسی اند .
    سر چشمه پراتوریانیسم رادیکال ، استعمار غربی است . استعمار غرب در آفریقا ،خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی ، نهادهای سیاسی بومی را ضعیف و غالباً یکسره نابود ساخته است . حتی در آنجا که استعمار صورت «فرمانروایی غیر مستقیم » را به خود گرفته بود ، منابع مشروعیت سنتی را تضعیف کرده بود ، زیرا اقتدار فرمانروایان بومی را آشکارا وابسته به قدرت دولت امپریالیست ساخته بود .مخالفت با استعمار ، معمولاً در میان فرزندان نخبگان بومی یا گروه های نیمه نخبه رشد کرده بود ، یعنی همان کسانی که پایبندی شدید به ارزش های نوین داشتند و از نظر دیدگاه ، شغل و کارکرد ، ذاتآً به طبقه متوسط وابسته بودند. از آنجا که قدرت های استعماری از نظر نظامی آشکارا برتری داشتند مبارزه برای استقلال ، خصلتی عقیدتی و سیاسی به خود گرفته بود . روشنفکران تحصیلکردۀ لندن و پاریس ، در راه استقلال ملی و حکومت مردمی افتاده بودند و می کوشیدند از طریق پروراندن سازمان های توده ای به این هدف ها دست یابند . به هر روی ، قدرت استعماری تا زمانی که تسلط دارد از آفرینش نهاد های سیاسی غالباً جلوگیری می کند و فرمانروایی اش نیز غالباً به سرعت در سراشیبی سقوط می افتد. مخالفت قدرت استعماری با سازماندهی سیاسی و نفرت آن از اعطای استقلال ملی به مستعمرات ، موجب می شوند که نخبگان بومی بدون فراهم ساختن یک سازمان سیاسی ، به استقلال مکلی دست یابند. حتی در آنجا که بخش چشمگیری از مردم مستعمره در سالهای مبارزه با استقلال به این مبارزه می پیوندند، این اشتراک توده ها در سیاست ، در سطحح بسیار پایینی از تحرک اجتماعی رخ می دهد . این اشتراک توده ها را باید یک پدیدۀ ساختگی به شمار آورد و نمی توان گفت که بر یک مبنای پایداری سازمان گرفته است.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #72
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    به هر روی، استقلال غالباً یک گروه کوچک از نخبگان نوگرا و روشنفکر را با یک جامعه گسترده ، بیشکل، تحرک نیافته و بسیار سنتی رو به رو می سازد . آفریقای دهۀ 1960 با آمریکای لاتین دهۀ 1820 چندان ناهمانند نبود . در آمریکای لاتین ، اروپایی تباران دورگه کوشیده بودند نهاده های جمهوری را که برای جامعه شان مناسب نبودند، تحمیل کنند و در آفریقا ، نخبگان بومی بر آن شده بودند تا نهادهای توده ای را که در خور جامعه شان نبودند ، و کشورشان هموار کنند. در هر دو مورد ، اقتدار سیاسی به تباهی گرایید و نهادها رنگ باختند: قانون های اساسی آمریکای لاتین به کاغذ پاره هایی تبدیل شدند و دولت تک حزبی در آفریقا به یک دولت بی حزب تغییر شکل داد .خشونت و فرمانروایی نظامی ، این خلاء نهادی را پر ساختند . در آمریکای لاتین ، سطح پایین نوسازی ، دوران درازی از پراتوریانیسم الیگارشیک به بار آورده بود و در آفریقا خصلت کمتر قشر بندی شده جامعه و ظهور در یک زمان تاریخی متفاوت با زمان پیدایش ملت های آمریکای لاتین پراتوریانیسم رادیکال را به ارمغان آورد «فروپاشیدگی» فرمانروایی استعماری که با اشتراک سیاسی طبقه متوسط به رهبری روشنفکران ملیتگرا و غیر نظامی انجام گرفته بود ، سرانجام به انتقال قدرت از این روشنفکران به افسران نظامی وابسطه به طبقه متوسط انجامید، زیرا که این رهبران غیر نظامی نتوانسته بودند خلاء اقتدار و مشروعیت به بازمانده از فرمانروایان استعمارگر پیشین را با پشتیبانی و سازماندهی سیاسی گروه های اجتماعی نوین و تازه تحرک یافته پر کنند. در انتقال از سلطنت مطلق یا الیگارشی پراتوری به پراتوریانیسم رادیکال ، نظامیان نقشی تعیین کننده بازی می کنند . در اینجا ، طبقه متوسط نه در پوشش بازرگانان ، بلکه با سردوشی نظامی در صحنۀ سیاست پدیدار می شوند . در الیگارشی های پراتوری ، نبرد بر سر قدرت غالباً صورت کودتا را به خود می گیرد ، اما این کودتاها صرفاً «انقلاب های کاخی »اند که در آنها ، یک عضو از گروه متنفذ حاکم جای دیگری را می گیرد . در این اوضاع ، رأس رهبری دگرگون می شود ، اما در پهنه اقتدار حکومتی یا در میدان اشتراک سیاسی ، دگرگونی های مهمی رخ نمی دهد . نهادها و قواعد حکومت نظامی ، وجود مستقلی ندارند. شخصیت مسلط بر یک جامعه الیگارشیک ، ممکن است یک « ژنرال » باشد ، اما او می تواند یک زمین دار ، کارفرما و یا رهبر بسیار شخصیت گرایی چون سوموزا یا تروخیلو باشد که میان نقش های گوناگونش تمایزی نشناسد.او از همه شگردهای سیاسی ، از جمله ،رشوه ،زور ، تحبیب ، تهدید و جاذبه مردم پسندانه استفاده می کنند ؛ این شگردها در یک جامعۀ پراتوری پیچیده تر ، شگردهای شاخص گروه های خاص می شوند . اشتراک نظامیان یا مجموعه ای از گروهای نظامی در سیاست ، زمانی پدیدار می شود که مجموعۀ افسران نظامی به عنوان یک نهاد نیمه مستقل ، همراه با سر بر کشیدن طبقه متوسط تمایز یابد.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #73
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    پراگماتیسم
    نويسنده: دکتر علی‌محمد کاردان



    پراگماتیسم (مذهب اصالت عمل)، اصالت عمل نامی تازه برای برخی طرق اندیشیدن، مطالعات همگانی در فلسفه [Prognatism, a New Name for some Old Ways of Thinking: Popular Lectures on Philosphy] این کتاب، که در 1907 انتشار یافت، مجموعه‌ای از سخنرانیهایی است که ویلیام جیمز (1) (1842-1910)، فیلسوف امریکایی، در 1906-1907 ایراد کرده است.(پراگماتیسم از کلمه یونانی «پراگما» (2) به معنای عمل است، و کلمه‌ای است که نخستین بار چارلز پیرس (3) انگلیسی در مقاله معروفش با عنوان چگونه می‌توان افکار خود را روشن ساخت، به کار برده است. پیرس دراین مقاله ثابت می‌کند که برای شکافتن یک فکر کافی است که به تعیین رفتاری که این فکر برمی‌انگیزد، بپردازیم). این اصل که بیست سال بعد ویلیام جیمز بحث درباره آن را از سر می‌گیرد در اندک زمان به نحو گسترده‌ای رواج می‌یابد. دقیق‌تر بگوییم، اصطلاح «پراگماتیسم» فقط به این جریان که در دهه‌های آخر قرن نوزدهم مخصوصاً به همت جیمز و دیویی (4) اروپا را فرا گرفت اطلاق می‌شود. جیمز از این اصل آغاز می‌کند که هیچ‌یک از نظامهای فلسفی که تا این زمان پیشنهاد شده است، قانع‌کننده نیست، زیرا مذهب اصالت تجربه غیرانسانی و غیردینی است و مذهب اصالت عقل از صفت عینی عالم واقع غافل است.
    «هیچ نظریه‌ای نسخه مطلق واقعیت نیست»؛ همه نظریه‌ها جنبه سودمندی دارند و بیشتر صورتهای ذهنی سازگاری با واقعیت‌اند تا جلوه‌ها و پاسخ به معمایی که از سوی الوهیت طرح شده است. مذهب اصالت عمل تنها فلسفه‌ای است که در دسترس آدمی است، زیرا سعی ما در راه شناخت در هرقدم بر اثر ترجیحات و منافع و نیازهای ما تحریض و هدایت می‌شود. به همین جهت، جیمز به جای اینکه اصل فکری و عقلی کاملاً غیرشخصی را ملاک حقیقت انگارد، فلسفه‌ای را می‌پذیرد که با احتیاجات و تمنیات ما مطابقت دارد. برطبق اصول مذهب اصالت عمل، هرگاه نتایج فرضیه‌ای در زندگی سودمند باشد نمی‌توان آن را طرد کرد. بدین ترتیب در شیوه تفکر ما، امر حقیقی و درست تنها آن چیزی است که در شیوه عمل مناسب باشد. حقیقت یک تصور صفتی از این تصور نیست، بلکه حقیقت بر تصور ما «فرود می‌آید»، و آن‌گاه تصور حقیقی می‌شود و حقیقت خود را از حوادث می‌گیرد. بنابراین، فلسفه امر حقیقی را مشاهده نمی‌کند، بلکه آن را خلق می‌کند: «ما قطعه‌ای از سنگ مرمر را دریافت می‌کنیم، اما مجسمه را ما خود می‌تراشیم.» ملاحظه می‌کنیم که در این شرایط، جیمز در تاریخ فلسفه تنها میان مزاجهای فردی تعارضی می‌بیند که از ظریف (مذهب اصالت عقل) به وحشی (مذهب اصالت تجربه) ادامه دارد. بنابراین، مذهب اصالت عمل به جای جستن انسجام مطلقی سعی دارد که برخوردهای میان مکاتب مختلف را تعدیل کند. این فلسفه توانسته است نوعی عرفان ملموس باشد که معرفت را صورت ساده‌ای از سازگاری حیاتی می‌بیند؛ با این همه، هدف آن عالی‌تر است و می‌خواهد ضابطه عمل را به مقام ضابطه عینی ارتقا دهد. به همین جهت، فلسفه عملی به نوعی فلسفه انسانی (اومانیسم) تعبیر می‌شود که فرق دقیق آن برحسب آرمان زندگی فلاسفه مختلف که مبلغ آن‌اند، متغیر است. در نظر جیمز، این مکتب رنگ فلسفه روحی (اسپیریتوئالیسم) (5) به خود گرفته است.
    منبع: فرهنگ آثار. سروش
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #74
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    سوسیالیسم ( Socialism )
    تهیه کننده:پایگاه راسخون


    اصطلاح سوسیالیسم (Socialism) یعنى جامعه گرایى و جامعه باورى ، از واژه فرانسوى سوسیال (Social) به معناى اجتماعى، اخذ شده است. ریشه لاتینى آن، واژه Socius به معناى شریک و همراه است.
    سوسياليسم به معناي وسيع كلمه، طيف متنوعي از انديشه‌ها و متفكران را در بر مي‌گيرد كه تنها ويژگي مشترك آنها اعتقاد به «لزوم برابري بيشتر براي انسان‌ها و افزايش نقش كارگران در اداره جوامع» است.
    اصطلاح سوسیالیسم در متون سیاسى بسیار به کار رفته است، اما مانند دموکراسى و آزادى تعریف جامع و مانعى ندارد؛ برخى سوسیالیسم را به معناى برابرى، دادگرى، پایان استثمار فقرا از سوى اغنیا مطرح مى کنند و بعضى مانند بسیارى از آمریکاییها، سوسیالیسم را به معناى مصادره اموال خصوصى و کنترل شدید زندگى خصوصى افراد از سوى دولت، و چیزهاى بد دیگر قلمداد مى کنند.
    فرهنگ انگلیسى آکسفورد سوسیالیسم را این گونه تعریف کرده است: «نظریه یا سیاستى که مالکیت یا نظرات کل اجتماع بر ابزار تولید ـ سرمایه، زمین، داریى و غیره ـ و اداره آنها در جهت تأمین منافع همگانى را هدف خود قرار مى دهد، یا از آن حمایت مى کند.»
    آستین رنى مى گوید: «سوسیالیسم نظامى است که در آن ابزار تولید، توزیع و مبادله کالا در مالکیت دولت است و از سوى دولت اداره مى شود. پس به معناى دقیق، نقطه مقابل سوسیالیسم، سرمایه دارى است؛ یعنى نظامى که در آن ابزار تولید، توزیع و مبادله کالا در جامعه، در مالکیت خصوصى است و توسط مالکان خصوصى اداره مى شود.»
    از میان تعاریف فراوانى که براى سوسیالیسم مطرح شده است، مى توان تعریف زیر را به عنوان جامع ترین تعریف قلمداد کرد:
    «سوسیالیسم به معناى ساده خود ، نظامى سیاسى ـ اقتصادى است که در آن دولت از راه برنامه ریزى یا به شکلى مستقیم تر ابزارهاى اساسى تولید را کنترل مى کند یا مالک قانونى آن است. هدف از اعمال چنین کنترلى بر داراییهاى صنعتى و گاه کشاورزى، تولید کالاها و خدمات مورد نیاز جامعه است، نه تولید آنچه سودآور باشد.
    در عین حال، همه اشکال سوسیالیسم امیدوارند که جامعه اى مساوات طلب ایجاد کنند؛ جامعه اى که همه اعضا را زیربال حمایت خود بگیرد و براى ریشه کن ساختن فقر یا کاهش آثار آن به مؤسسات خیریه خصوصى نیازى نباشد.»
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #75
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نگاهى کوتاه به تاریخچه سوسیالیسم

    طبق تحقیق به عمل آمده ، نشانه هاى طرح نظام سوسیالیسم را مى توان در آثار افلاطون (427 ـ 347 ق. م) ملاحظه کرد. وى مى گوید: «ثروت افراد متعلق به عموم است و باید به مصرف عمومى برسد و مشاغل افراد را دولت باید تعیین کند.»
    این همان تفکر اصلى نظام سوسیالیستى است که در قرن چهارم «سوسیالیسم به معناى ساده خود، نظامى سیاسى ـ اقتصادى است که در آن دولت از راه برنامه ریزى یا به شکلى مستقیم تر ابزارهاى اساسى تولید را کنترل مى کند یا مالک قانونى آن است.
    قبل از میلاد از زبان افلاطون مطرح گشت و این تفکر کم و بیش در قرون مختلف بین فلاسفه و علماى سیاسى و اجتماعى مطرح بوده است، و عاقبت در قرن 19 و 20 به اوج خود رسید. در قرن 18 «جان استوارت میل» از فیلسوفان بنام انگلیسى رسما خود را سوسیالیست نامید؛ اما دیگران او را سوسیالیست ایده آلیست (خیالپرست) مى شمردند، در برابر «کارل مارکس» که او را سوسیالیست ماتریالیست (مادى) قلمداد مى کردند.
    در قرن 19 «رابرت اون» (1771 ـ 1858 م) مؤسس سوسیالیسم نوین در انگلیس شناخته مى شود که براى اولین بار واژه سوسیالیسم را در این کشور به کار برد و در سال 1841 م رساله اى را تحت عنوان «سوسیالیسم چیست؟» منتشر ساخت و با انتشار این رساله، اصطلاح سوسیالیسم معروف و مشهور گردید.
    در فرانسه نیز طرفداران «سن سیمون» (1760 ـ 1825 م) مانند «پیرى لارو» براى نخستین بار این اصطلاح را با تعریف دقیق به کار بردند. این مکتب سپس در آلمان و آمریکا نیز رواج یافت.
    کارل مارکس (1818 ـ 1883 م) واضع فلسفه سوسیالیسم جدید کمونیسم است که این فلسفه را متشکل نموده و به صورت یک ایدئولوژى مدون در آورد. و «لنین» پیشواى انقلاب روسیه در اکتبر 1917 م و پس از وى «استالین» از سوسیالیسم مارکسى حمایت کردند و آن را در اتحاد جماهیر شوروى سابق عملاً به اجرا در آوردند و یک نظام کاملاً سوسیالیسم مادى گرا به وجود آوردند. این تفکر همچنان ادامه دارد و برخى از کشورهاى جهان بر اساس همین نظام اداره مى شوند.
    مارکس و انگلس تمام سوسیالیستهای قبل از خود را یکباره خیالپرور و سوسیالیستهای تخیلی نامیدند و در مانیفست کمونیست نیز جز سیوسیالیسم مارکسیستی را که نام «سوسیالیسم علمی» بر آن نهادند، همه نظریه‌های دیگر سوسیالیستی را سخت مورد انتقاد و تخطئه قرار دادند.
    در زمان حیات مارکس و انگلس، عنوان سوسیالیست به همه طرفداران نظریه سوسیالیسم اعم از مارکسیستی و غیر آن اطلاق می شد اما در بین‌الملل دوم بعد از درگذشت انگلس، اختلاف نظرهایی میان سیوسیالیستها در گرفت.
    این اختلاف منجر به این شد که آنهایی که خود را مارکسیست ارتدکس و انقلابی حاد می دانستند به تدریج از استعمال عنوان سوسیالیست و سوسیال دموکرات در مورد خود پرهیز کردند و به جای آن عنوان کمونیست را به خود اختصاص دادند. بدین ترتیب جبهه سوسیالیسم به دو گروه سوسیال دمکرات و کمونیست تقسیم شد.
    این تقسیم بعد از پیروزی انقلاب اکتبر شوروی به رهبری لنین و تلاش انترناسیونال دوم به شکل نهایی و کامل خود در آمد، به طوری که از آن زمان به بعد استعمال عنوان سوسیالیست برای کمونیستها (مارکسیستهای ارتدکس) به کلی منسوخ شد.
    سوسیالیسم در شکل جدید آن در واقع عکس‌العملی در مقابل انقلاب صنعتی بود که جامعه را به دو قطب متخاصم تبدیل کرده بود. این عکس العمل در تمام اشکال خود به صورت عصیانی بر علیه‌ اندیویدوآلیسم و مظاهر سیاسی و اجتماعی و اقتصادی آن در قلب لیبرالیسم غربی به وجود آمد.
    در مقابل فردگرایان و لیبرالها که تأمین منافع فردی از خود به خود منتهی به تامین مصالح اجتماعی می‌دانستند و وظیفه دولت را در حمایت و حراست از مالکیت خصوصی افراد خلاصه می‌کردند، سوسیالیستها بر مالکیت عمومی ابزار تولید و سرمایه و منابع تولید تاکید داشتند و نظارت جامعه را بر کلیه ابعاد اقتصاد لازم می‌شمردند.
    البته نحوه اعمال نظارت جامعه و حدود مالکیت عمومی برافراد و منابع تولید، اشکال گوناگون سوسیالیسم را به وجود آورده است.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #76
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    اصول نظام سوسیالیستى

    اصول و مؤلفه هاى عمده نظام سوسیالیستى ـ که آن را از دیگر نظامهاى غیر دینى متمایز مى سازد ـ عبارتند از:
    1. جامعه گرایى (جامعه باورى):

    مهم ترین اصل مشترک تمامى نظریه هاى سوسیالیستى، اهتمام آنها به ترجیح جامعه بر فرد، و فراتر نهادن سود همگانى بر سود فردى است. از این رو، لبه تیز انتقاد سوسیالیستها به سوى «مالکیت خصوصى» (اساسى ترین مؤلفه سرمایه دارى) بوده است. سوسیالیسم معاصر بسان سوسیالیسم سابق، فردگرایى اقتصادى، صنعتى و سرمایه سالارى مدرنیسم را رد مى کند. این مکتب با فردیت انسان و آزادیهاى اقتصادى لیبرالى و سرمایه دارى موافق نیست و فرد را عضوى از پیکره جامعه مى نگرد؛ البته این نگرش، با آزادیهاى فردى که در برخى از نحله هاى سوسالیستى به ویژه در اروپاى غربى بر آن اهتمام مى شود، منافاتى ندارد.
    سوسیالیسم در واقع، بر ضد لیبرالیسم اقتصادى و کاپیتالیسم است؛ زیرا از نظر لیبرالیسم و کاپیتالیسم دخالت دولت در اقتصاد موجب اخلال و عدم شکوفایى سیستم اقتصادى است؛ اما سوسیالیستها معتقدند مالکیت خصوصى، رژیم اقتصادى آزاد و مناسبات تولیدى مالکیت خصوصى و اقتصاد آزاد و مبارزه با نابرابرى از مسائل بسیار مهم نظام اقتصادى و سیاسى اسلام است
    ناشى از آن و اصل ارزش اضافى، عامل اساسى نابرابریها و ناهنجاریهاى اجتماعى و حتى فرهنگى بوده و هست، و اعتقاد دارند که دخالت و نظارت دولت در مقام نماینده اجتماع یا اکثریت، مى تواند نفع عمومى را از دستبرد فرد در امان دارد.
    2. برابرى :

    یکى دیگر از مؤلفه هاى سوسیالیسم، اصل «برابرى» است. سوسیالیستها مالکیت خصوصى ابزار تولید را سرچشمه تمامى مفاسد و بیدادگریها و نابرابریهاى زیان خیز اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى مى دانند. به همین جهت، بر اصل برابرى تأکید دارند.
    3. فراملیّتى (انترناسیونالیستى = Internationalistic):

    از جمله اصول و عناصر سوسیالیسم، تفکرات فراملیتى و گونه هایى از تمایلات انسان گرایانه و امانیستى بودن است (امانیسم جمع گرا). سوسیالیستها داعیه کوشش و مبارزه براى آزاد ساختن کل بشریت را دارند.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #77
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    ویژگی‌های اقتصاد سوسیالیستی
    «اقتصاد سوسیالیستی دارای سه ویژگی اصلی است:

    1. مالكیت همگانی بر دارایی:

    مالكیت بر دارایی ، به‌ویژه دارایی‌هایی كه از آن برای تولید كالا و خدمات استفاده می‌شود، محدود می‌شود. قوانین ممنوعیت مالیكت دارایی به‌نحوی طراحی می‌شوند، كه همگان بتواند صاحب خانه شوند و به كالاهای مورد نیاز دسترسی داشته باشند. كارل ماركس (Karl Heinrich Marx: 1818-1883)، بر این باور بود كه مالكیت خصوصی بر ابزار تولید سبب پدید آمدن برگزیدگان اقتصادی و تشدید طبقات اجتماعی است از این رو سوسیالیسم در جستجوی كاهش نابرابری اقتصادی و رسیدن به جامعه بی‌طبقه است.
    2. تعقیب اهداف جمعی :

    تعقیب خواسته‌های فردی به‌ویژه كسب سود بیشتر، برخلاف روح جمعی است كه سوسیالیسم به دنبال آن است.
    ارزش‌ها و هنجارهای سوسیالیستی آنچه را كه سرمایه‌داری، "روح كارآفرینی" می‌خواند، محكوم می‌كند و به همین دلیل تجارت خصوصی از زمره اعمال "بازار سیاه" به‌شمار می‌آید.
    3. كنترل اقتصادی از سوی حكومت :

    سوسیالیسم این ایده كه اقتصاد بازار آزاد از خود مراقبت می‌كند و باعث رشد اقتصادی می‌شود، را مردود می‌شمرد. در عوض، به‌جای رهیافت رها كردن بازار به حال خود، حكومت‌های سوسیالیستی، طراحی، نظارت و كنترل اقتصادی را در دست خود می‌گیرند. سوسیالیسم این ایده را نیز مردود می‌شمرد كه سرمایه‌داران كالاهایی را تولید می‌كنند كه مورد نیاز مصرف‌كنندگان است؛ در نظام سرمایه‌داری مصرف‌كنندگان از اطلاعات ضروری برای ارزیابی تولیدات مصرفی بی‌بهره‌اند و در دام تبلیغاتی اسیر می‌شوند كه سرمایه‌داران بر سر آن‌ها گسترده‌اند. از این رو در كشورهای سوسیالیستی تبلیغات نقشی ناچیز ایفا می‌كند».
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #78
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    گفته‌هاي سوسياليست ها

    كارل ماركس (1883-1818) اقتصاددان و فيلسوف آلماني، مشهورترين و تاثيرگذارترين سوسياليست جهان است.
    همه تاريخ جهان، تاريخ جنگ طبقاتي است. فيلسوفان، تاكنون به تبيين جهان پرداخته‌اند اما اكنون سخن از تغيير است.
    مهم‌ترين كالايي كه بورژوازي (سرمايه‌داري) توليد مي‌كند، گوري است كه براي خود مي‌كند. زوال سرمايه‌داري همان قدر قطعي است كه ظهور حكومت كارگران.
    فردريش انگلس (1895-1820) جامعه‌شناس، اقتصاددان و فيلسوف آلماني. وي برخي آثار خود را به صورت مشترك با مارك نوشت و پس از مرگ؟ ماركس، آثار او را تصحيح كرد.
    برخي قوانين دولت‌ها كه براي مبارزه با جرم و جنابت نوشته مي‌شود، جنايتكارانه‌تر از خود جرايم است.
    يك مثقال عمل بيش از يك خروار نظريه ، ارزش دارد.
    ولاديمير لنين (1924-1870) سياستمدار روسي كه در پي سرنگوني حكومت تزارها در سال 1917 ميلادي رهبر اتحاد شوروي شد. لنين اگر چه مدافع نظريه‌سازي بود اما در عمل بيشتر فعال سياسي و انقلابي عملگرا بود. لنين حاشيه‌ها و تفسيرهايي به ماركس نوشت و واضح ماركسيم- لنيسم شد. مشهورترين آثار او عبارتند از: امپرياليسم، بالاترين مرحله سرمايه‌داري، دولت و انقلاب، چه بايد كرد.
    بدون شرايط انقلابي، امكان انقلاب كردن نيست؛ اما هر شرايط انقلابي هم لزوما به انقلاب نمي‌انجامد.
    ملتي كه به ملت‌هاي ديگر ستم كند، خودش آزاد نخواهد شد.
    دروغي كه مدام تكرار شود، رخت واقعيت خواهد پوشيد.
    ژوزف استالين (1953-1878) سياستمدار و فعال حزبي روسي است كه پس از مرگ لنين، با كنار زدن همه رقيبان خود در حزب كمونيست شوروي، رهبر اين كشور شد. شهرت استالين در كيش شخصيت، تصفيه‌‌هاي سياسي و كشتن كادرهاي قديمي حزب كمونيست شوروي است. وي با نوشتن كتابي به نام «مسائل لنينيسم» براي همه مسائل جهان نسخه پيچيد.
    من به هيچ كس اعتماد ندارم، حتي به خودم.
    ديپلمات‌ صادق مانند آب خشك يا فولاد چوبين است.
    آرا و افكار از تفنگ پرقدرت‌ترند. ما به دشمنان خود اجازه مسلح شدن به تفنگ را نمي‌دهيم، پس چرا بايد به آنها اجازه داشتن افكار و آرا را بدهيم؟
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #79
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    نظر اسلام

    مالکیت خصوصى و اقتصاد آزاد و مبارزه با نابرابرى از مسائل بسیار مهم نظام اقتصادى و سیاسى اسلام است.
    اقتصاد اسلامى بر عمیق ترین ابزار علمى استوار است: از جهتى، مالکیت خصوصى را مشروع شمرده، بر اقتصاد آزاد تأکید دارد و آن را موجب زیادى تولید و رقابت در میدانهاى کار و تجارت و باعث تشویق بر گسترش هر چه بیشتر کار و تولید و ایجاد احساس مسئولیت در انجام کار مى داند. اسلام، کار را هم چون جهاد در راه خدا و مایه شرف انسان قلمداد نموده، بیکارى و تنبلى را به شدت تقبیح و از آن نهى مى کند. در مکتب اسلام ، دولت موظف است امکانات کار و تجارت و امنیت لازم را براى مردم فراهم آورد تا مردم با خیالى راحت به کار اقتصادى خود بپردازند.
    و از طرف دیگر، اسلام قوانین ثابتى را وضع کرده که زمینه تراکم ثروت و جمع شدن اموال در نزد گروهى خاص را از بین ببرد؛ مثلاً در اسلام ربا حرام شده و نیز احتکار اموال و بهره کشى از افراد و غش در اموال و ضرر رساندن به اموال دیگران شدیدا نهى شده است.
    از نظر اسلام، دولت موظف است کنترل بازار را به دست گیرد و جلوى گران فروشى ، اجحاف و غش در معاملات را بگیرد و از تجار و صاحبان پول مالیات اخذ کند و بر هر فرد مسلمان واجب است که هنگامى که اموالش از حد مقدار تعیین شده بالا برود و رشد داشته باشد، خمس و زکات آن را بپردازد تا براى فقراى جامعه خرج شود. اینها از جمله قوانینى است که تا حدودى باعث جلوگیرى از تراکم ثروت مى گردد.
    بنابراین ، اقتصاد اسلامى به هیچ وجه با نظامهاى اقتصادى مورد نظر سوسیالیسم که با روح عدالت بیگانه است و مردم را به سوى فقر و بدبختى سوق مى دهد، هماهنگى و سازگارى ندارد.
    منابع تحقیق :
    پایگاه حوزه
    پایگاه دنیای اقتصاد
    پایگاه رشد
    پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام
    کتاب آشنایی با مکاتب و اصطلاحات عقیدتی و سیاسی / دفتر برنامه ریزی و کتب درسی
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #80
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ایسم ها




    ناسیونالیسم ( Nationalism )
    تهیه کننده:پایگاه راسخون



    ملی‌گرایی ، ملت‌باوری ، یا ناسیونالیسم (Nationalism) نوعی آگاهی جمعی است، يعنی آگاهی به تعلق به ملت که آنرا «آگاهی ملی» می‌خوانند. آگاهی ملی ، اغلب پدیدآورنده حس وفاداری ، شور ، و دلبستگی افراد به عناصر تشکیل‌دهنده ملت (نژاد ، زبان ، سنت‌ها و عادت‌ها ، ارزش‌های اجتماعی ، اخلاقی ، و به طور کلی فرهنگ) است و گاه موجب بزرگداشت مبالغه‌آمیز از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملت‌های می‌شود.
    ناسيوناليسم در لغت (تركيب شده از دو كلمه) يكي به معناي ناسيون(Nasei) یعنی متولدشدن گروهي از مردم در يك مكان است و دوم ايسم(Ism) به معني شناختن است. اين دو معنا تداعي‌گر ايدئولوژيك بودن ناسيوناليسم است. و در اصطلاح عقيده‌اي است كه تا حد ممكن مرزهاي ملت(كه حافظه تاريخي مشترك، زبان مشترك، فرهنگ و آداب رسوم مشترك و سرزمين مشترك و مانند اينها را در برمي‌گيرد) با مرزهاي دولت منطبق باشند و ملت سرنوشت خود را در دست داشته باشد و دولت ملي مهم‌ترين سازمان سياسي آن باشد. تعريف ديگري كه از ناسيوناليسم وجود دارد اين است كه ناسيوناليسم «ايدئولوژي است كه "دولت ملي" را عالي ترين شكل سازمان سياسي مي‌داند و مبارزه­هاي ملت باورانه بر ضد چيرگي بيگانه، براي پاسداري از چنين ملتي است. [بنابراين] رشد ملت­باوري باعث شد كه اصل "حاكميت ملي" شناخته شود و اين دوره براي اروپا از قرن هفدم تا اواخر قرن نوزدهم و در آسيا و آفريقا بويژه نيمه­ی دوم قرن بيستم را در برمي‌گيرد.»
    به صورت کلی به جریان اجتماعی ‌سیاسی راست‌گرایی گفته می‌شود که می‌کوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی باورها ، آرمان‌ها ، تاریخ ، هویت ، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاست‌های خارجی و داخلی ، باعث جهش‌های تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی می‌شود.
    ناسیونالیسم ، در تضاد با باور نوینی است که جهان‌میهنی (انترناسیونالیسم) نام دارد و طرفدار یکی شدن همهٔ مرزها و از میان رفتن مفهوم امروز «کشور» است. ناسیونالیسم با ارائه و بنیان مفاهیمی مانند «عشق به میهن» و یا «ملت‌پرستی» به جنگ با باورهای انترناسیونالیستی رفته و می‌کوشد کاستی‌های پدید آمده از کارشکنی‌های سیستم‌ها و اشخاص «جهان‌میهن» را برطرف سازد.
    ناسیونالیسم در سیاست معمولاً به‌عنوان یک زیرمجموعه برای دیگر باورهای همسو شناخته می‌شود و قابلیت ارتجاع به «راست و چپ» را داراست. (برای نمونه ناسیونال‌سوسیالیسم ، یا ناسیونال‌دموکراسی) ناسیونالیسم شالوده‌ای برای خواست با هم زیستن واحدهای سیاسی و قومی است و متضمن این اندیشه‌است که فرمانروایان و شهروندان بهره مند از همزیستی در این واحد سیاسی فرضی متعلق به یک تبار قومی (Ethnos) هستند. احساسات ملی ریشه در اندیشه ساخت جامعه‌ای با هویت زبانی، مذهبی، و روانشناختی مبتنی بر تصور خویشاوندی کهن اعضای یک گروه قومی فرضی است. تصور ذهنی این جامعه از واقعیتهای تاریخی آن نیز اهمیت بیشتری دارد. از اینرو گروهی از پژوهشگران به پیروی از ماکس وبر ملت را «بزرگترین گروهبندی مردم معتقد به دارای نیای مشترک» تعریف کرده‌اند. ملتها بر اساس گستره سرزمینی نیز تعریف شده‌اند. در انسان شناسی بررسی هویت قومی مردم نه تنها به فرهنگ بلکه به محیط فیزیکی پدید آورنده آن فرهنگ در طی قرنها یا حتی هزاران سال پیش توجه می‌شود. منتسکیو اصل جغرافیا را برای تعریف خود از فرهنگ مورد استفاده قرار می‌داد. شرایط ژئوفیزیکی و اقلیم به شدت بر راه و روش معیشت مردمان و راه و رسم زندگانی شان تاثیر گذار بوده‌اند. این عوامل حتی در فلکلور و روانشناسی مردم نیز موثر بوده‌اند.
    ایسم ها
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 8 از 13 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •