خورشید عرفان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خورشید عرفان
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 44
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    18 - صبر و مسائل پيرامون آن
    سؤ ال :
    استدعا دارد در خصوص مشخصه هاى افرادى كه اهل جزع و فزع اند مطالبى را بفرمائيد آنگاه در خصوص مفهوم راضى بودن به قضاى الهى راهنمائيان فرمائيد؟
    جواب :
    انسان غير صابر و بى شكيبا، زبانش به شكايت پيش هر كس و ناكس باز شود. و اين علاوه بر رسوايى پيش مردم و معروفيت به سست عنصرى و كم ثباتى و افتادن از نظر خلق ، پيش ملائكه الله و در درگاه قدس و ربوبيت از ارزش مى افتد. بنده يى كه نتواند يك مصيبت كه از حق و محبوب مطلق به او مى رسد، تحمل كند، و انسانى كه از ولى نعمت خود كه هزاران هزار نعمت ديده ، و هميشه مستغرق نعمت هاى او است ، يك بليه ديد زبان به شكايت پيش خلق گشود، چه ايمانى دارد؟ و چه تسليمى در مقام مقدس ‍ حق دارد؟ پس درست است كه گفته شود كسى كه صبر ندارد، ايمان ندارد. اگر تو به جناب ربوبى ايمان داشته باشى و مجارى امور را به يد قدرت كامله او بدانى ، و كسى را متصرف در امور ندانى ، البته از پيش آمدهاى روزگار از بليات وارده ، شكايت پيش غير حق تعالى نكنى . بلكه آن ها را به جان و دل بخرى و شكر نعم حق كنى (116)
    پس اى عزيز! مطلب بس مهم و راه خيلى خطرناك است . از جان و دل بكوش و در پيش آمدهاى دنيا، صبر و بردبارى را پيشه خود كن ، و در مقابل بليات و مصيبات ، مردانه قيام (كن ) و به نفس بفهمان كه جزع و بى تابى ، علاوه بر آن كه خود ننگى بزرگ است ، براى رفع بليات و مصيبات فايده يى ندارد. و شكايت از قضاى الهى و اراده نافذ حق ، پيش مخلوق ضعيف بى قدرت و قوه مفيد فايده نخواهد بود. (117)
    آن همه مشقت هايى كه ايشان ديدند. (118) از قريب و از غير قريب ديدند و بعد از آن هم همين طور، مسلمين ديده اند، ائمه ما ديده اند، اميرالمؤمنين ديده است . خوب آنها براى اسلام چون بوده به ذائقه شان شيرين بوده ، ما بايد كوشش كنيم كه ذائقه مان را يك همچو ذائقه اى قرار بدهيم كه براى ما هر چيز شيرين باشد. رضاى به قضاى خدا، معنايش همين است كه يك وقت رضاست به آنچه او مى كند، اين ديگر فرق نمى كند بين اين كه آن كسى كه راضى است ، فرق نمى كند بين اين كه از او بلا برسد يا اين كه از او نعمت برسد، همه را نعمت مى داند. مى گويد از آن است ، از محبوب من است . (119)
    خورشید عرفان

  2. #22
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    19 - غفلت و آثار مربوط به آن
    سؤ ال :
    در بررسى ريشه اصلى گناهان چندين مطلب وجود دارد كه ريشه هاى اصلى آن مسئله غفلت و دنياطلبى از همه بيشتر مطرحند خواهشمنديم راجع به اين مطالب توضيحى فرمائيد؟
    جواب :
    انسان بايد مثل طبيب و پرستار مهربان از حال خود مواظبت نمايد، و مهار نفس سركش را از دست ندهد كه به مجرد غفلت ، مهار را بگسلاند و انسان را به خاك مذلت و هلاكت كشاند، و در هر حال به خداى تعالى پناه برد از شر شيطان و نفس اماره . (120)
    انسان اگر در جميع احوال و پيش آمدها به ياد حق تعالى باشد، و خود را در پيشگاه آن ذات مقدس حاضر ببيند، البته از امورى كه خلاف رضاى او است ، خوددارى كند و نفس را از سركشى جلوگيرى كند. اين همه مصيبات و گرفتارى به دست نفس اماره و شيطان رجيم از غفلت از ياد حق ، و عذاب و عقاب او است . غفلت از حق ، كدورت قلب را زياد كند و نفس و شيطان را بر انسان چيره كند، و مفاسد را روز افزون كند، و تذكر و ياد آورى از حق ، دل را صفا دهد و قلب را صيقلى نمايد، و جلوه گاه محبوب كند، و روح را تصفيه نمايد و خالص كند و از قيد اسارت نفس انسان را براند. و حب دنيا (را كه ) منشا خطيئات و سرچشمه سيئات است از دل بيرون كند، و هم راهم واحد كند و دل را براى ورود صاحب منزل ، پاك و پاكيزه نمايد.
    پس اى عزيز! در راه ذكر و ياد محبوب ، تحمل مشاق هر چه بكنى ، كم كرده اى . دل را عادت بده به ياد محبوب ، بلكه به خواست خدا، صورت قلب ، صورت ذكر حق شود. و كلمه طيبه لااله الاالله صورت اخيره و كمال اقصاى نفس گردد، كه از اين زادى بهتر براى سلوك الى الله و مصلحى نيكوتر براى معايب نفس و راهبرى خوب تر در معارف الهيه يافت نشود. (121)
    ما با اين همه بار گناهان و خطايا هيچگاه در فكر مرجع و معاد خود نيستيم . گويى براى ما برات آزادى از جهنم و امنيت از عذاب نازل شده . اين نيست جز آنكه حب دنيا پنبه در گوش ما كرده و كلمات اوليا و انبيا را اصغا نمى كنيم . (122)
    اگر انسان يقين كند و ايمان بياورد كه تمام عوالم ظاهر و باطن محضر ربوبى است و حق تعالى در همه جا حاضر و ناضر است ، و با حضور حق و نعمت حق امكان ندارد مرتكب گناه شود. انسان در مقابل يك بچه مميز گناه نمى كند كشف عورت نمى نمايد، چطور شد كه در مقابل حق تعالى و در محضر ربوبيت كشف عورات مى كند؟ از كودك ، ايمان دارد ولى بمحضر ربوبيت اگر علم داشته باشد ايمان ندارد بلكه بر اثر كثرت معاصى كه قلب او تارك و سياه شده اينگونه مسائل و حقايق را اصلا نمى تواند بپذيرد، احتمال صحت و واقعيت آن را هم شايد نمى دهد ؛ واقعا اگر انسان احتمال بدهد (لازم نيست يقين داشته باشد) كه اين خبرهايى كه در قرآن كريم آمده ، وعده ها و عيدهايى كه داده شده ، راست است در اعمال و كردار خود تجديد نظر نموده ، اينطور افسار گسيخته و بى پروا پيش نمى تازد. شما اگر احتمال بدهيد كه در مسيرى درنده اى وجود دارد و ممكن است اذيتى به شما برساند، يا شخص مسلحى ايستاده كه شايد متعرض شما گردد از پيمودن آن راه خود دارى ورزيده توقف مى كنيد و در مقام تحقيق و صحت و سقم آن بر مى آئيد. آيا ممكن است كسى وجود جهنم و خلود در نار را احتمال دهد مع الوصف مرتكب خلاف شود؟ (123)
    خدا نكند انسان به امراض بى درد مبتلا گردد، مرضهائى كه درد دارد انسان را وادار مى كند كه در مقام علاج برآيد، به دكتر و بيمارستان مراجعه كند، ليكن مرضى كه بى درد است و احساس نمى شود بسيار خطرناك مى باشد وقتى انسان خبردار مى گردد كه كار از كار گذشته است .
    مرضهاى روانى اگر درد داشت باز جاى شكر بود بالاخره انسان را به معالجه و درمان وامى داشت ولى چه توان كرد كه اين امراض خطرناك درد دندان ، مرض غرور و خود خواهى بى درد است ، معاصى ديگر بدون ايجاد درد قلب و روح را فاسد مى سازد اين مرضها نه تنها درد ندارد بلكه ظاهر لذتبخشى نيز دارد، مجالس و محافلى كه به غيبت مى گذرد، خيلى گرم و شيرين است ، حب نفس و حب دنيا كه ريشه همه گناهان است . (124) لذتبخش مى باشد. (125)
    و قهرا انسان اگر از مرضى لذت برد و درد هم نداشت دنبال معالجه نخواهد رفت و هر چه به او اعلام خطر كنند كه اين مرض كشنده است باور نخواهد كرد.(126)
    خورشید عرفان

  3. #23
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    20 - خوداتكايى بدترين تكيه گاه
    سؤ ال :
    اتكاء و اطمينان به خود داشتن دقيقا در مقابل اتكاء به خداوند داشتن مطرح است و خود اطمينانى يكى از بزرگترين آفات سير و سلوك مى باشد استدعا دارد در اين مورد ما را با نفس نفيس و نورانى خود راهنمايى فرماييد؟
    جواب :
    گاهى كمان مى كنيم كه تحصيلات ما براى خداست و از مكايد شيطان و نفس غفلت داريم براى آنكه حب نفس پرده ضخيم بزرگى است كه معايب ما را بر ما پوشانده . و از اين جهت اوليا اطهار و ائمه والاتبار عليهم السلام براى فهماندن خود ما نيز آثار و علائمى جهت امتياز ذكر فرمودند كه ما خود را به آن بشناسيم و نفس خويش را محك كنيم و بيهوده حسن ظن به خود نداشته باشيم . (127)
    پس بهتر آن است كه سالك الى الله پاى سلوك خود را بشكند و از اعتماد به خود و ارتياض و عمل خود يكسره برائت جويد و از خود و قدرت و قوت خود فانى شود و فنا و اضطرار خود را هميشه در نظر گيرد تا مورد عنايت شود و راه صد ساله را با جذبه ربوبيت يك شبه طى نمايد و لسان باطن و حالش در محضر قدس ربوبيت با عجز و نياز عرض كند:
    امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء... (128)
    از حيله هاى نفسانى غافل مشو كه نفس و شيطان در كمين هستند و در پى فرصت مى گردند كه انسان را از راه حق برگردانند. هيچ گاه به كمالات خود مغرور مشو، كه غرور از شيطان است . هميشه به خود بدبين باش ، و از سوء عاقبت در ترس و هراس باش . و اگر ديدى در تو از اين علوم اعجاب و خود بينى و خود پسندى حاصل شده است ، بدآن كه طعمه ابليس شدى و از راه سعادت دور افتادى . و آن گاه نظر كن ببين جز پاره (اى ) اصطلاحات بى مغز، چه در دست دارى ؟ آيا مى توآن با اين اصطلاحات ، ملائكه الله غلاظ و شداد را جواب داد؟ آيا مى شود با هيولى و صورت و معانى حروفيه و مانند اينها، خداى عالم را بازى داد؟ گيرم در اين عالم كه كشف سراير نمى شود، بتوان به بندگان خدا تذلل و تكبر كرد و با آنها با تحقير و توهين رفتار كرد، آيا مى توان در قبر و قيامت هم باز با همين پاى چوبين رفت و از صراط هم مى توان با اين پاى چوبين گذاشت ؟ علم قرآن و حديث ، بايد اصلاح حال تو را كند و اخلاق دوستان خدا را در تو ايجاد كند، نه پس از پنجاه سال تحصيل علوم دينى ، به صفات شيطانى تو را متصف كند. (129)
    پس هيچ گاه از خود نبايد غفلت كند، و به كمال نبايد مغرور شود، و از هود و احوال نفس خود و مراعات آن نبايد نسيان كند، و در جميع احوال از تمسك به عنايات خفيه حق تعالى غفلت نكند، و به خود و سلوك و رياضت و علم و تقواى خود به هيچ وجه اعتماد نكند، كه از بزرگترين مهالك انسانيت و وساوس شيطانيت است كه سالك را زياد خود نيز مى برد، چنانچه حق تعالى فرمايد:
    ((و لا تكونوا كالذين نسوالله فانساهم انفسهم اولئك هم الفاسقون )) و اگر حس آن نمود كه جنود جهل ، حزب شيطان در باطن ذات و مملكت روح او غالب است ، با هر جديت و رياضتى شده ، مملكت باطن خود را از جنود شيطانى خالى ، و دست تصرف ديو پليد را از آن كوتاه كند. (130)
    از وظايف بزرگ سالك الى الله و مجاهد فى سبيل الله ، آن است كه در خلال مجاهده و سلوك ، از اعتماد به نفس بكلى دست كشد و جبلتا (131) متوجه به مسبب الاسباب و فطرتا متعلق به مبداالمبادى گردد، و از آن وجود مقدس ، عصمت و حفظ، طلب كند و به دست گيرى آن ذات اقدس ‍ اعتمادى كند و در خلوت تضرع به حضرتش ببرد و اصلاح حالش را با كمال جديت در طلب بخواهد كه جز ذات مقدس او پناهى نيست . (132)
    خورشید عرفان

  4. #24
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    21 - اخلاص
    سؤ ال :
    اخلاص را چگونه در خود بيابيم و اساسا ويژگى عمل مخلصانه را بيان فرموده و آثارى كه بر آن مترتب است را نيز توضيح فرمائيد؟
    جواب :
    اى عزيز علاج و كل العلاج در اينست كه انسان كه مى خواهد عملش الهى باشد وارد هر علمى كه شد مجاهده كند و با هر رياضت و جديتى شده قصد خود را تلخيص كند. سرمايه نجات و سرچشمه فيوضات ، تلخيص ‍ نيت و نيت خالص است .
    ((من اخلص لله اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمه من قلبه على لسانه .)) اخلاص چهل روزه ، اين است آثار و فوايدش . پس شما كه چهل سال يا بيشتر در جمع (133) اصطلاحات و مفاهيم در هر علمى كوشيديد و خود را علامه در علوم مى دانيد و از جند الله محسوب مى كنيد و در قلب خود اثرى از حكمت و در لسان خود قطره اى از آن نمى بينيد بدانيد تحصيل و زحمتتان با قدم احلاص نبوده ، بلكه براى شيطان و هواى نفس كوشش كرديد. پس اكنون كه ديديد از اين علوم كيفيت و حالى (134) حاصل نشد، چندى براى تجربه همه باشد به اخلاص نيت و تصفيه قلب از كدورت و رذايل بپردازيد، اگر از آن اثرى ديديد آن وقت بيشتر تعقيب كنيد گرچه باب تجربه كه پيش آمد در اخلاص ‍ بسته مى شود ولى باز شايد روزنه اى به آن باز شود و نور آن تو را هدايت كند. (135)
    پس انسان بايد در همين عالم ، اين چند صباح را مغتنم شمارد و ايمان را با هر قيمتى هست ، تحصيل كند و دل را با آن آشنا كند. و اين در اول سلوك انسانى صورت نگيرد، مگر آن كه اولا، نيت را در تحصيل معارف و حقايق ايمانيه خالص كند و قلب را با تكرار و تذكر، به اخلاص و ارادت آشنا كند تا اخلاص در قلب جايگزين شود، چه كه اگر اخلاص در كار نباشد ناچار دست تصرف ابليس به كار خواهد بود و با تصرف ابليس و نفس - كه قدم خود خواهى و خود بينى است - هيچ معرفتى حاصل نشود، بلكه خود علم التوحيد بى اخلاصى ، انسان را از حقيقت توحيد و معرفت دور مى كند و از ساحت قرب الهى تبعيد مى نمايد. ملاحظه حال ابليس كن كه چون خود خواهى و خود بينى و خود پسندى در او بود، علمش به هيچ وجه عملى نشد و راه سعادت را به او نشان نداد. (136)
    شما هم اگر بخواهيد انسان باشيد، ارزش انسانى داشته باشيد، براى شكم نباشد، براى شرف باشد كارهايتان براى انسانيت باشد، براى خدا باشد، اگر بخواهيد كه كارهايتان كه براى خدا باشد به نتيجه برسد، بايد دست از هواهاى نفسانى برداريد. شيطان از انسان دست بردار نيست قسم خورده است براى خدا، من در ذهنم اين است كه به خدا تشر رفته است ، كه قسم خورده است كه نمى گذارم اينها چيزى بشوند
    ((الا عبادك منهم المخلصين )) شما با يك همچو دشمن قسم خورده اى مواجه هستيد، به جنگ او برويد. (137)
    خداوندا: آينه دل را به نور اخلاص روشنى بخش ، و زنگار شرك و دو بينى را از لوح دل پاك گردان ، و شاه را سعادت و نجات را به اين بيچارگان بيابان حيرت و ضلالت بنا، و ما را به اخلاق كريمانه متخلق فرما، و از نفحات و جلوه هاى خاص خود كه متخصص اوليا درگاه است ما را نصيبى ده ، و لشكر شيطان و جهل را از مملكت قلوب ما خارج فرما و جنود علم و حكمت و رحمان را به جاى آنها جايگزين كن ، و ما را با حب خود و خاصان در گاهت از اين سراى درگذران ، و در وقت مرگ و بعد از آن با ما رحمت خود رفتار فرما، و عاقبت كار ما را با سعادت قرين كن .
    بحق محمد و آله الطاهرين - صلوات الله عليهم اجمعين - (138)
    خورشید عرفان

  5. #25
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان




    22 - حضور قلب در نماز
    سؤ ال :
    لطفا با توجه اينكه حضرتعالى در باب نماز و آداب آن دو كتاب وزين و مهمى تاليف فرموديد بفرمائيد چگونه ميتوان در نماز حضور قلب پيدا كرد و اساسا چرا در نماز غافليم ؟
    جواب :
    اما حضور قلب در عبادت : پس از براى آن نيز مراتبى است كه عمده آن دو مرتبه است : يكى حضور در عبادت اجمالا، و آن چنان است كه در عين اشتغال به عبادت - هر عبادتى باشد چه از باب طهارت مثل وضو و غسل و چه از باب نماز و روزه و حج و ديگر امور - انسان به طريق اجمال ملتفت باشد كه ثناى معبود مى كند گرچه خود نمى داند كه چه ثنائى مى كند و چه اسمى از اسما حق را مى خواند. (139) شيخ عارف كامل ما - روحى فداه - براى اين نحو عبادت مثل مى زند به اينكه يكى قصيده در مدح كسى بگويد و به طفلى كه معناى آن را نمى فهمد در مدح اين شخص است . البته آن طفل كه قصيده را مى خواند اجمالا مى داند ثناى ممدوح را مى كند گرچه كيفيت آن را نمى داند. ماها نيز كه طفل ثنا خوان حق هستيم و نمى دانيم كه اين عبادات را چه اسرارى است و هريك از اين اوضاع الهيه با چه اسمى از اسما ارتباط دارد و به چه كيفيت ثناى حق است ، اينقدر بايد ملتفت باشيم كه هر يك از آنهائى ثنائى است از كامل مطلق و معبود و ممدوح على الاطلاق ، كه خود ذات مقدس در اين اوضاع خود را ثنا فرموده و ما را امر فرموده كه در پيشگاه مقدسش اين نحو ثنا كنيم . (140)
    عزيزم ! تو مناجات با حق را مثل تكلم با يكنفر بندگان ناچيز حساب كن . چه شده است كه اگر با يك نفر از دوستان ، سهل است با يك نفر از بيگانگان ، اشتغال به صحبت داشته باشى مادام كه با او مذاكره مى كنى ، از غير غافلى ، و با تمام توجه به او مشغولى ، ولى در اشتغال به مكالمه و مناجات با ولى النعم و پروردگار عالميان ، بكلى از او منصرف و غافلى و به ديگر امور متوجهى ؟! آيا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است ؟ يا تكلم با آنها ارزشش از مناجات با قاضى الحاجات بيشتر است ؟ آرى من و (شما) مناجات با حق را نمى دانيم چيست . تكاليف الهيه را سربار امور مى دانيم . البته امرى كه تحميل بر شخص شد و سربار زندگانى گرديد در نظر اهميت نخواهد داشت . بايد سرچشمه را اصلاح كرد و ايمان به خداوند و فرمايشات انبيا پيدا كرد تا كار اصلاح شود. همه بد بختى ها از ضعف ايمان و سستى يقين است . (141)
    انسان در حال غلبه غضب محبت گاهى از هر امرى غافل مى شود. يكى از دوستان موثق ما مى گفت :
    ((وقتى با جمعى از او باش در اصفهان منازعه كرديم ، در بين اشتغال به زد و خورد مى ديدم بعضى از آنها مشت به من مى زند، نفهميدم چيست ، بعد كه فراغت حاصل شد و به خود آمدم معلوم شد با كارد چندين زخم به من زدند كه از آثار آن تا چندى بسترى بودم )) البته نكته آن هم معلوم است . وقتى كه نفس توجه تام به يك امرى پيدا كرد از ملك بدن غافل مى شود و احساسات از كار مى افتد و همش هم واحد مى شود. ما خود در جنگ و جدال مباحث - نعوذبالله منها - ديديم كه اگر در مجلس هر امرى واقع شود از آن بكلى غافل هستيم . ولى افسوس كه ما به هر امرى توجه تام داريم جز به عبادت پروردگار عبادت پروردگار. (142)
    بنابراين ، اول مرتبه حضور در باب عبادات ، حضور قلب در عبادات است اجمالا، و آن از براى همه كس ميسور است . و آن ، چنان است كه انسان به قلب خود بفهماند كه باب عبادات باب ثناى معبود است . و از اول عبادت تا آخر آن ، به طور اجمال قلب را به اين معنى كه اشتغال به ثناى معبود دارد متوجه و حاضر كند، گرچه خود نمى داند چه ثنائى مى كند و ذات مقدس را به چه و با چه ثنا مى كند و آيا اين عبادت ثناى ذاتى است يا اسمائى يا غير آن ، تقديسى يا تحميدى است ، مثل آنكه شاعرى مديحه اى براى كسى بگويد و به طفلى بفهماند كه اين در مدح فلان است ، ولى او نداند كه ممدوح را با چه و به چه مدح و ثنا كرده ، او اجمالا مى داند كه مدح مى كند گرچه تفصيلا نداند. همين طور اطفال دبستان معارف محمدى صلى الله عليه و آله ، كه مدايح و ثناهائى را كه به كشف كامل تام آن حضرت مكشوف و به وحى و افاضه حضرت حق ، جل جلاله ، بر قلب شريفش نازل شده ، در پيشگاه مقدس مى سرايند، گرچه خود نمى دانند كه چه ثنائى مى گويند و به چه و براى چه ، مدح مى سرايند، ولى اول مرتبه كمال عبادات آنها آن است كه قلب آنها در عبادت فرموده و خاصان درگاه به آن رطب اللسان شده اند. بلكه اگر ثناگوئى به لسان اوليا كند بهتر است . (143)
    سبب عدم حضور قلب ما در عبادات و غفلت از آن چيست . اگر ما مناجات حق تعالى و ولى نعم خود را به قدر مكالمه با يك مخلوق ضعيف اهميت دهيم ، هرگز اين قدر غفلت و سهو و نسيان نمى كنيم . و پر معلوم است كه اين سهل انگارى و مسامحه ناشى از ضعف ايمان به خداى تعالى و رسول و اخبار اهل بيت عصمت است ، بلكه اين مساهله ناشى از سهل انگارى محضر ربوبيت و مقام مقدس حق است ، ولى نعمتى كه ما را به لسان انبيا و اوليا بلكه با قرآن مقدس خود، به مناجات و حضور خود دعوت فرموده و فتح ابواب مكالمه و مناجات با خود را به روى ما فرموده ، با اين وصف ما به
    قدر مذاكره با يك بنده ضعيف ادب حضور درگاه او است ، مى شويم ، گوئى وقت فرصتى به دست آورديم و مشغول افكار متشتته و خواطر شيطانيه مى گرديم ، كانه نماز كليد دكان يا چرتكه حساب يا اوراق كتاب است . اين را نبايد جز ضعف ايمان به او، و ضعف يقين ، چيز ديگر محسوب داشت ، و انسان اگر عواقب و معايب اين سهل انگارى را بداند و به قلب بفهماند، البته در صدد اصلاح بر مى آيد و خود را معالجه مى كند.
    انسان اگر امرى را با اهميت و عظمت تلقى نكند، كم كم منجر به ترك آن مى شود، و ترك اعمال دينيه به ترك دين ، انسان را مى رساند. (144)...و از امورى كه انسان را اعانت كامل كند بر تحصيل حضور قلب ، مراقبه از وقت است كه عهد معهود و ميعاد موعود حق است . و شخص سالك الى الله و مجاهد فى سبيل الله اگر نتوانست تمام اوقات خود را به حق دهد، لااقل اين پنج وقت را كه حق تعالى به او وقت داده و دعوت براى ملاقات فرموده بايد مراقبت كند و از حق تعالى به جان و دل تشكر كند كه او را اجازه ورود در مناجات داده و بار خدمت در مجلس انس و محفل قدس داده . پس ، از آن غفلت نكند و از وعده گاه حق تخلف نورزد. (145)
    اى عزيز، تو نيز به قدر ميسور و مقدار مقدور اين وقت مناجات را غنيمت شمار و به آداب قلبيه آن قيام كن ، و به قلب خود بفهمان كه مايه حيات ابدى اخروى و سرچشمه فضائل نفسانيه و راس المال كرامات غير متناهيه به مراودت و موانست با حق است و مناجات با او، خصوصا نماز كه معجون روحانى ساخته شده با دست جمال و جلال حق است و از جميع عبادات جامعتر و كاملتر است . پس ، از اوقات آن حتى الامكان محافظت كن . و اوقات فضيلت آن را انتخاب كن كه در آن نورانيتى است كه در ديگر اوقات نيست و اشتغالات قلبيه خود را در آن اوقات كم كن بلكه قطع كن . و اين حاصل شود، به اينكه اوقات خود را موظف و معين كنى . و براى نماز كه متكفل حيات ابدى تو است ، وقتى خاص تعيين كنى كه در آن وقت كارهاى ديگرى نداشته باشى و قلب را تعلقاتى نباشد، و نماز را با امور ديگر مزاحم قرار مده تا بتوانى قلب را راحت و حاضر كنى .(146)
    اگر اجازه نبود كه انسان وارد بشود بر عبادات ، همه عبادات ، انسان خجالت مى كشيد كه بايستد در مقابل خدا و بخواهد در مقابل خدا او را تمجيد كند.
    انسان كوچكتر از اين است كه بايستد در مقابل خدا و خدا را تمجيد كند، تمجيد كند. اين ادعاست . تمجيد و تمجيد، ادعاى اين است كه من شناختم ، و انسان عاجز است از اينكه بشناسد، لكن چاره نيست چون خود گفته است ، خود او امر فرموده است و چون او امر فرموده است ، همه بايد اطاعت كنند ولو اينكه قاصر هستند از اينكه تمجيد كنند خدا را، تنزيه كنند خدا را. هر جا تكبير آمده ، دنبالش تنزيه هم ، در نماز اينطور است ، سبحان الله مى گويد بعد الله اكبر. اول تنزيه مى كند خدا را، بعد تمجيد مى كند، بعد تكبير مى كند كه حمد خدا در بين يك تنزيه و يك تكبير واقع مى شود. مى خواهيد ركوع برويد تكبير مى كنيد، تكبير مى گوئيد. از ركوع برمى خيزيد تكبير مى گوئيد. در ركوع تنزيه مى كنيد. وقتى وارد به سجود مى خواهيد بشويد باز تكبير مى گوئيد، در سجود تنزيه مى كنيد، بعد از سجود تكبير مى گوئيد، باز تكبير مى گوئيد و وارد سجود مى شويد و تنزيه مى كنيد. همه اش براى اين است كه بفهماند كه مساله بالاتر از اين مسائل است . منزه است از اينكه تو تكبير كنى ، تكبير مى گوئيد، تنزيه مى كند او را از اينكه تكبير بگوئيد برايش . تنزيه مى كنيد تكبير مى كند او را كه تنزيه اش كنيد. نماز و وضعش اين طورى است و عبادات ديگر. و اگر نبود امر خدا و لزوم اطاعت از امر خدا، بايد بگويم انسان آنكه حظ ضعيفى از معرفت دارد جرات به اينكه بايستد و عبادت كند خدا را نداشت .(147)
    خورشید عرفان

  6. #26
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    23 - تقوا و ورع
    سؤ ال :
    همانطورى كه حضرتعالى استحضار دارند بالاترين درجه تقوا، همانا ورع مى باشد لذا خواهشمندم در اين خصوص توضيحى فرموده و طريقه حصول آن را بيان فرمائيد.
    جواب :
    بايد دانست كه به حسب روايات شريفه ، ميزان ، در كمال ورع ، اجتناب از محارم الله است و هر كس اجتناب از محرمات الهيه كند از ورع دارترين مردم بشمار آيد. پس اين امر را شيطان در نظرت بزرگ نكند و تو را مايوس ‍ ننمايد، زيرا كه از عادت آن ملعون است كه انسان را از راه ياس به شقاوت ابدى مى اندازد. مثلا در اين باب مى گويد:
    ((چطور ممكن است در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت يا بيشتر است انسان از تمام آنها بيشتر ورع داشته باشد؟)) اين از مكايد آن لعين و وساوس نفس اماره است . جواب آن اينست كه بحسب روايات هر كس از محرمات الهيه اجتناب كند مشمول اين روايات است و از زمره ورعناك ترين مردم بشمار مى آيد. و اجتناب محرمات الهيه كار بسيار كشكلى نيست ، بلكه انسان با جزئى رياضت نفس ‍ و اقدام ، مى تواند ترك جميع محرمات كند. البته (اگر) انسان بخواهد اهل سعادت و نجات باشد و در تحت ولايت اهل بيت و مشمول كرامت حقتعالى باشد و تا اين اندازه هم صبر در معصيت نداشته باشد، نمى تواند، لابد قدرى پافشارى و تحمل و ارتياض لازم است . (148)
    پس انسان سالك پس از آن كه ، متسنن به سنن الهيه و متلبس به لباس ‍ شريعت شد و اشتغال به تهذيب باطن و تصقيل سر و تطهير روح و تنزيه قلب پيدا كرد، كم كم از انوار غيبيه الهيه در مرآت قلبش تجلياتى حاصل شود و با جذبه هاى باطنيه و عشق فطرى جبلى ، مجذوب عالم غيب گردد و پس از طى اين مراحل ، سلوك الى الله با دستگيرى باطنى غيبى شروع شود و قلب حق طلب و حق جو شود و وجهه قلب از طبيعت منسلخ و به حقيقت منسلك گردد و با جذوه نار محبت و نور هدايت ، كه يكى رفرف عشق و يكى براق سير است ، به سوى كوى محبوب و جمال جميل ازل رهسپار شود و دست و رو از آلودگى توجه به غير شست و شو دهد و با قلب پاك از آلودگى به رجز شيطان ، كه حقيقت سوائيت و اصل اصول شجره منحوسه خبيثه غيريت و كثرت است متوجه به قصد و مقصود گردد و مترنم به (وجهت وجهى للذى فطرالسموات و الارض )... (الى آخره ) (149) گردد و خليل آسا، تنفر از آفلين ، كه مقارنقص و رجز است ، پيدا كند و توجه به كمال مطلق ، نقشه قلب او گردد. (150)
    خورشید عرفان

  7. #27
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    24 - عجب و غرور
    سؤ ال :
    يكى از مهالك مسئله عجب است كه دامى بس سخت و سنگين در طريق يك سالك الى الله ، است استدعا دارد راجع به اين مطلب نيز ما را راهنمائى فرمائيد؟
    جواب :
    اى عزيز! تمام (عمر) ما كه پنجاه شصت سال است ، فرض مى كنيم كه در قيام كنيم به جميع وظايف شرعيه ، و با ايمان صحيح و عمل صالح و توبه صحيحه از اين دنيا برويم . آيا اين مقدار اعمال و ايمان ما را چه مقدار جزا است ؟ با آنكه به حسب كتاب و سنت و اجماع جميع ملل چنين شخصى مورد رحمت حق است و به بهشت موعود مى رود و ريحان خواهد بود. آيا در اينجا مجال انكارى هست ؟ با اينكه اگر بناى جزاى عمل باشد - (به ) فرض باطل كه عمل ما جزائى داشته - اينقدرى كه عقل از تصورش كما و كيفا عاجز است نخواهد بود. پس معلوم شد كه مطلب بر اساس ديگر مبتنى است و بر پايه ديگر چرخ مى زند. آن وقت هيچ استبعادى باقى نمى ماند و براى انكار راهى باز نخواهد ماند. (151)
    اى انسان ضعيف بيچاره !
    آن روزى كه در كتم عدم و چاه نيستى پنهان بودى ، و نه از تو و نه از پدران تو خبرى بود
    ((نه از درد نشان بود و نه از درد نشان )) (152) (هل اتى على الانسان حين من الدهر لم يكن شيئا مذكورا) (153) كدام قدرت كامله و رحمت واسعه تو را از آن ظلمت بى منتهى نجات داد. و كدام دست توانا به تو خلعت هستى و نعمت كمال و جمال عنايت فرمود؟! (154)
    عزيزا! با كدام لياقت و جديت و كوشش ، لايق فرو فرستادن ، وحى الهى شدى ؟ بزرگترين رحمتهاى الهى و بالاترين نعمتهاى ربانى ، نعمت هدايت به صراط مستقيم و راه نمايى به طريق سعادت است . آيا كدام كسب و عمل يا كدام لياقت و عبادت اين نعمت بزرگ را براى ما فراهم آورد؟ آيا با چه سابقه خدمتى ما لايق وجود انبيا عظام و سفراى كرام الهى شديم ؟ (155)
    عزيزا! دعوى مقامات و مدارج كردن سهل است . چه بسا باشد كه به خود انسان نيز، مطلب مشتبه شود و خودش نيز نداند كه مرد ميدان اين دعوى نيست ، ولى اتصاف به حقايق و وصول به مقامات با اين دعويها نشود. (156) دخترم عجب و خودپسندى از غايت جهل به حقارت خود و عظمت خالق است اگر اندكى به عظمت خلقت به اندازه اى كه تاكنون بشر با همه پيشرفت علم به شمه اى از آن آگاه شده است تفكر شود حقارت خود و همه منظومه هاى شمسى و كهكشانها را ادراك مى كند و عظمت خالق آنها را اندكى مى فهمد و از عجب و خودبينى و خودپسندى خود اظهار خجلت و احساس جهالت مى نمايد. (157)
    خورشید عرفان

  8. #28
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    25 - راه مبارزه با شيطان
    سؤ ال :
    شيطان دشمنى است كه تمام عبادات خود را بواسطه عدم يك سجده بر آدم عليه السلام بر باد داد و آن نشانه اين است كه شيطان بعنوان دشمن قهار براى انسان مطرح است به نظر حضرتعالى راه مبارزه با شيطان چيست ؟
    جواب :
    واى عزيز! از خداى تبارك و تعالى در هر آن استهانت بجوى و استغاثه كن در درگاه معبود خود، و با عجز و الحاح عرض كن : بار الها! شيطان دشمن بزرگى است كه طمع بر انبيا و اولياى بزرگ تو داشته و دارد. تو خودت با اين بنده ضعيف گرفتار امانى و اوهام باطله و خيالات و خرافات عاطله ، همراهى كن كه بتواند از عهده اين دشمن قوى برآيد، و در اين ميدان جنگ با اين دشمن قوى كه سعادت و انسانيت مرا تهديد مى كند، تو خودت با من همراهى فرما كه بتوانم جنود او را از مملكت خاص تو خارج كنيم و دست اين غاصب را از خانه مختص به تو كوتاه نمايم . (158)
    پس اى عزيز فكرى كن و چاره جويى نما و راه نجاتى و وسيله خلاصى از براى خود پيدا كن . و به خداى ارحم الراحمين پناه ببر، و در شب هاى تاريك با تضرع و زارى از آن ذات مقدس تمنا كن كه تو را اعانت كند در اين جهاد نفس ، تا ان شاء الله غالب شوى و مملكت وجودت را رحمانى گردانى ، وجنود شيطان را از آن بيرون كنى ، و خانه رحمت هايى خداوند به تو عطا فرمايد. (159)
    در هر حال از خداى مهربان در هر وقت خصوصا در خلوت با تضرع و استكانت و عجز و مذلت بخواه كه تو را هدايت كند به نور توحيد، و قلب تو را منور كند به بارقه غيبى يك بينى و يك پرستى ، تا از همه عالم وارهى و همه چيز را نابود دانى و با تضرع از آن ذات مقدس خواهش كن كه اعمال تو را خالص گرداند و تو را هدايت فرمايد به طريق خلوت و ارادت . (160)
    خورشید عرفان

  9. #29
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    26 - كنترل خطورات ذهنى
    سؤ ال :
    لطفا در خصوص خطوراتى كه در حالات مختلف به ذهن انسان خطور مى كند خصوصا در حين انجام عبادات كه مزاحم تمركز ذهن مى شود راهنمائى فرمائيد؟
    جواب :
    بدان كه اول شرط از براى مجاهد در اين مقام و مقامات ديگر مى تواند منشا بر شيطان و جنودش شود، حفظ طاير خيال است . چون كه اين خيال مرغى است . بس پرواز كن ، كه در هر آنى به شاخى خود را مى آويزد، و اين موجب بسى از بدبختى ها است و خيال يكى از دستاويزهاى شيطان است كه انسان را به واسطه آن بيچاره كرده ، به شقاوت دعوت مى كند. انسان مجاهد كه در صدد اصلاح خود بر آمده و مى خواهد باطن را صفايى دهد، و آن را از جنود ابليس خالى كند بايد زمام خيال را در دست گيرد، و نگذارد هر جا مى خواهد پرواز كند و مانع شود از اين كه خيال هاى فاسد باطل خود را متوجه امور شريفه كند، و اين اگر چه در اول امر قدرى مشكل بنظر مى رسد و شيطان و جنودش آن را به نظر، بزرگ جلوه مى دهند، ولى با قدرى مراقبت و مواظبت ، امر سهل مى شود. (161)
    ممكن است براى تجربه ، تو نيز چندى در صدد جمع خيال باشى و مواظبت كامل از آن كنى . هر وقت مى خواهد متوجه امر پست و خسيسى شود، آن را منصرف كنى و متوجه كنى به امور ديگر، از قبيل مباحات يا امور راحجه شريفه . اگر ديدى نتيجه گرفتى ، شكر خداى تعالى كن بر اين توفيق ، و اين مطلب را تعقيب كن ، شايد خداى تو به رحمت خود راهى براى تو باز كند از ملكوت ، كه هدايت شوى به صراط مستقيم انسانيت ، و كار سلوك الى الله تعالى براى تو آسان شود. و ملتفت باش كه خيالات فاسده قبيحه و تصورات باطله از القاآت شيطان است كه مى خواهد جنود خود را در مملكت باطن تو بر قرار كند، و تو كه مجاهدى با شيطان و جنودش ، و مى خواهى صفحه نفس را مملكت الهى و رحمانى كنى ، بايد مواظبت كيد آن لعين باشى ، و اين اوهام برخلاف رضاى حق تعالى را از خود دور نمايى تا ان شاء الله در اين جنگ داخلى ، اين سنگر را كه خيلى مهم است از دست شيطان و جنودش بگيرى كه اين سنگر، بمنزله سر حد است . اگر اين جا غالب شدى ، اميدوار باش . (162)
    و مثل قلب مثل طايرى است كه دائما از شاخه اى به شاخه اى پرواز مى كند. مادامى كه درخت آرزوى دنيا و حب آن در قلب برپا است ، طائر قلب بر شاخه هاى آن متعلق است ، و اگر به رياضات و مجاهدات و تفكر در عواقب و معايب آن و تدبر در آيات و اخبار و حالت اولياى خدا، قطع اين درخت را نمود، قلب ساكن و مطمئن مى شود و موفق به كمالات نفسانيه ، كه از آن جمله حصول حضور قلب به همه مراتب آن است ، ممكن است بشود، والا به هر قدر موفق شد در كم نمودن آن ، موفق به نتيجه مى شود. (163)
    خورشید عرفان

  10. #30
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    27 - مراقبه و محاسبه
    سؤ ال :
    خواهشمنديم راجع به مسئله مراقبه ، و انجام عمل محاسبه كه از اركان مهم مبحث سر و سلوك مى باشد توضيحات لازم را مبذول فرمائيد؟
    جواب :
    از امورى كه لازم است از براى مجاهد، مشارطه و مراقبه و محاسبه است .
    مشارطه آن است كه در اول روز مثلا با خود شرط كند كه امروز بر خلاف فرموده خداوند تبارك و تعالى رفتار نكند. و اين مطلب را تصميم بگيرد. و معلوم است كه يك روز خلاف نكردن ، امرى است خيلى سهل ، و انسان مى تواند با آسانى از عهده بر آيد. تو عازم شو و شرط كن و تجربه نما و ببين چقدر سهل است . ممكن است شيطان و جنود آن ملعون است و. او را از روى واقع و قلب لعن كن ، و اوهام باطله را از قلب بيرون كن ، و يك روز تجربه كن ، آن وقت تصديق خواهى كرد. و پس از اين مشارطه ، بايد وارد مراقبه شوى و آن چنان است كه در تمام مدت شرط، متوجه عمل به آن باشى ، و خود را ملزم بدانى به عمل كردن به آن ، و اگر خداى نخواسته در دلت افتاد كه امرى را مرتكب شوى كه خلاف فرموده خدا است ، بدان كه اين از شيطان و جنود او است كه مى خواهد تو را از شرطى كه كردى باز دارند به آن ها لعنت كن و از شر آن ها به خداوند پناه ببر، و آن خيال باطل را از دل بيرون نما، و به شيطان بگو كه من يك امروز با خود شرط كردم كه خلاف فرمان خداوند تعالى نكنم ولى نعمت من سال هاى دراز است به من نعمت داده ، صحت و سلامت و امنيت مرحمت فرموده و لطف هايى كرده كه اگر تا ابد خدمت او كنم ، از عهده يكى از آن ها بر نمى آيم . سزاوار نيست يك شرط جزئى را وفا نكنم . اميد است ان شاء الله شيطان طرد شود و منصرف گردد، و جنود رحمان غالب آيد. و اين مراقبه با هيچ يك از كارهاى تو از قبيل كسب و سفر و تحصيل و غيرها منافات ندارد، و به همين حال باشى تا شب كه موقع محاسبه است ، و آن عبارت است از اين كه حساب نفس را بكشى در اين شرطى كه با خداى خود كردى كه آيا بجا آوردى ؟ و با ولى نعمت خود در اين معامله جزئى خيانت نكردى ؟ اگر درست وفا كردى ، شكر خدا كن در اين توفيق و بدان كه يك قدم پيش رفتى و مورد نظر الهى شدى ، و خداوند ان شاء الله تو راهنمايى مى كند در پيشرفت امور دنيا و آخرت ، و كار فردا آسان تر خواهد شد. چندى به اين عمل مواظبت كن ، اميد است ملكه گردد از براى تو، به طورى كه از براى تو، كار خيلى سهل و آسان شود، بلكه آن وقت لذت مى برى از اطاعت فرمان خدا و از ترك معاصى در همين عالم ، با اين كه اينجا عالم جزا نيست ، لذت مى برى ، و جزاى الهى اثر مى كند و تو را ملتذ مى نمايد. و بدان كه خداى تبارك و تعالى تكليف شاق بر تو نكرده ، و چيزى كه از عهده تو خارج است و در خور طاقت تو نيست . بر تو تحميل نفرموده ، لكن شيطان و لشكر او كار را بر تو مشكل جلوه مى دهند، و اگر خداى ناخواسته در وقت محاسبه ديدى سستى و فتورى شده در شرطى كه كردى ، از خداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عمل شرط، قيام كنى ، و به اين حال باشى تا خداى تعالى ابواب توفيق و سعادت را بر روى تو باز كند و تو را به صراط مستقيم انسانيت برساند. (164)
    پس اى عزيز! در كارهاى خود دقيق شو و از نفس خود در هر عملى حساب بكش و او را در برابر هر امرى ، استنطاق كن كه آيا اقدامش در خيرات و براى امور شريفه براى چيست ؟ دردش چيست كه مى خواهد از مسائل نماز شب سوال كند؟ يا اذكار آن را تحويل بدهد؟ مى خواهد براى خدا مساءله بفهمد يا بگويد؟ يا مى خواهد خود را از اهل آن قلمداد كند؟ چرا سفر زيارتى كه رفته با هر وسيله است به مردم مى فهماند؟ حتى عددش را. چرا صدقاتى را كه در خفا مى دهد، راضى نمى شود كه كسى از او مطلع نشود؟ به هر راهى شده ، سخنى از آن بميان آورده ، به مردم ارائه مى دهد. (165)
    ولى بدان كه خدعه هاى نفس اماره و شيطان داخلى و خارجى زياد است و چه بسا انسان را با اسم خدا و اسم خدمت به خلق خدا از خداى باز مى دارد و به سوى خود و آمال خود سوق مى دهد. مراقبت و محاسبه نفس ‍ در تشخيص راه و خودخواهى و خداخواهى از جمله منازل سالكان است . خداوند ما و شما را در آن توفيق دهد. (166)
    اگر در شب و روز چند دقيقه اى به حسب اقبال قلب و توجه آن يعنى به مقدارى كه قلب حاضر است - نفس را محاسبه كند در تحصيل نور ايمان ، و از آن مطالبه نور ايمان كند، و آثار ايمان را از آن جستجو كند، خيلى زودتر به نتيجه مى رسد، ان شاء الله . (167)
    هر شخصى بايد خودش را محاسبه كند. يكى از مناطق سير، محاسبه آدم است . نوع انسان مراقبت از خودش بكند در روز مشغول عمل است كه خلاف نكند، شب هم كه ، آخر شب هم كه مى رود منزل از خودش محاسبه كند، مثل يك كسى كه از او استنطاق مى خواهد بكند، بازرسى مى كند، خودش بازرسى كند ببيند كه امروز چه كرده است . شما از خودتان هر شب بازرسى كنيد و ببينيد با اين صندوق چه عمل كرديد. (168)
    يكى از امورى كه حتى در امراض موثر است تلقين است كه مريض به خودش و يا ديگرى به او تلقين كند كه خوب مى شوى ، اين وقتى مكرر شد در نفس انسان اثر مى گذارد در موعظه هم همين طور است ، انسان بايد هم خودش را موعظه كند و هم در معرض موعظه واقع بشود. هيچ انسانى نيست كه محتاج به موعظه نباشد منتها انسان هاى بالا واعظشان خداست و انسان هاى بعد واعظشان آنها هستند تا برسد به آخر، تا برسد به ما، ما خودمان احتياج به موعظه داريم و موعظه چندين ساله در خود من باز تاثير بسزا نكرده است ...
    اين براى اين است كه در باطن انسان ، شيطان بزرگى است كه ايستاده است تا انسان را به هلاكت برساند، تمام همش اين است كه انسان را بدون ايمان از اينجا بيرون كند و ما از گرفتارى به اين عواقب سو به خدا پناه مى بريم . (169)
    اگر كسى مراقب حال خودش باشد، توجه به مسائل انسانى داشته باشد، با مراقبت و با اينكه خودش را محاسبه كند، اگر در - فرض كنيد - مجلس يا در جاى ديگر يك روزى گذشته است كه در آنجا مسائلى پيش آمده است شب برود حساب كند ببيند كه واقعا اينكه من امروز گفتم مبدا اين چى بود، يك مبدا شيطانى داشت يا مبدا الهى داشت ، اگر محاسبه كند آدم شب از خودش و خودش را در محاسبه قرار بدهد كه امروز تو اين صحبت را كردى ، اين مبدا، مبدا شيطانى بوده است نه مبدا انسانى و الهى ، ممكن است كم كم دنبال اين برود كه اصلاح كند و اگر اين كار را نكند و همان رويه را تعقيب بكند، هيچ بعيد ندانيد كه يك نفر زاهد، عابد، مسلمان ، همه چيز، يك انسان فاسد شقى اى از كار در آيد، مامون نيست هيچ كس . (170)
    اى عزيز! قدرى از حال غفلت بيدار شو و در امر خود تفكر كن و صفحه اعمال خود را نگاه كن . بترس از آنكه اعمالى را كه به خيال خودت ، عمل صالح است از قبيل نماز و روزه و حج و غير آن ، خود اينها اسباب گرفتارى و ذلتت نشوند در آن عالم ، پس حساب خودت را در اين عالم تا فرصت دارى بكش ‍ و خودت ميزان اعمالت را بر پا كن و در ميزان شريعت و ولايت اهل بيت اعمال خود را بسنج و سخت و فساد و كمال و نقص آن را معلوم كن و آنها را جبران كن تا فرصت هست و مهلت دارى و اگر در اينجا خود را محاسبه نكنى و حساب خودت را درست نكنى در آنجا كه به حساب رسيدگى مى شود و ميزان اعمال بر پا مى شود مبتلا به مصيبتهاى بزرگ شوى . بترس ‍ از ميزان عدل الهى و به هيچ چيز مغرور مباش و جد و جهد را از دست مده .(171)

    خورشید عرفان

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •