خورشید عرفان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خورشید عرفان
صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 44
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    28 - اولين گام در راه مبارزه با نفس
    سؤ ال :
    لطفا اولين مرحله ابتدائى مبارزه با مفاسد اخلاقى را كه حضرتعالى پيشنهاد مى نمائيد را بيان فرمائيد؟
    جواب :
    بهترين علاج ها كه علما اخلاق و اهل سلوك از براى اين مفاسد اخلاقى فرموده اند اين است كه هر يك از اين ملكات زشت را كه در خود مى بينى ، در نظر بگيرى و بر خلاف آن تا چندى مردانه قيام و اقدام كنى ، و همت بگمارى برخلاف نفس تا مدتى ، و بر ضد خواهش آن رذيله رفتار كنى و از خداى تعالى در هر حال توفيق طلب كنى كه با تو اعانت كند در اين مجاهده ، مسلما بعد از مدت قليلى ، آن خلق زشت رفع شده و شيطان و جندش از اين سنگر فرار كرده ، جنود رحمانى به جاى آن ها برقرار مى شود.
    مثلا يكى از ذمائم اخلاق كه اسباب هلاكت انسان است ، و موجب فشار قبر است ، و انسان را در دو دنيا، معذب دارد، بد خلقى با اهل خانه يا همسايگان يا هم شغلها يا اهل بازار و محله است كه اين زاييده غضب و شهوت است . اگر انسان مجاهد، مدتى در صدد بر آيد كه هر وقت ناملايمتى پيش آمد مى كند از براى او، و آتش غضب شعله ور مى شود، و بناى سوزاندن باطن را مى گذارد، و دعوت مى كند او را بر ناسزا گفتن و بدگويى كردن ، بر خلاف نفس اقدام كرده ، عاقبت بد و نتيجه زشت اين خلق را ياد بياورد، و در عوض ملايمت بخرج بدهد، و در باطن ، شيطان را لعن كند و به خدا از او پناه ببرد، من به شما قول مى دهم كه اگر چنين رفتارى كنيد - بعد از چند مرتبه تكرار - آن خلق بكلى عوض شده ، و خلق نيكو در باطن مملكت شما منزل مى كند. (172)
    آقايان بايد مراقبه كنند، بايد مراقبت كنند خودشان را از صبح تا عصر بايد مراقب خودشان باشند نفس انسان سركش است يك آن از آن غافل بشويم (نعوذ بالله ) انسان را به كفر مى كشد اگر غافل بشود انسان . شيطان راضى نيست به فكر ما، او كفر ما را مى خواهد، او مى خواهد همه را منتهى كند به كفر منتها از معاصى كوچك مى گيرد و كم كم وارد مى كند در بزرگتر و كم كم در بزرگتر كم كم بالاتر تا برسد به آنجا كه خداى نخواسته انسان را منحرف كند اصلا از اسلام . بايد مراقبت كنيد آقا از خودتان بايد از اول صبح كه از خواب پا مى شويد يا اول اذان يا عشا يا قبل از اذان كه پا مى شويد از خواب طويل ، بايد مراقب خودتان باشيد. (173)

    خورشید عرفان

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    29 - ايمان قلبى و زبانى
    سؤ ال :
    فرق ايمان قلبى و زبانى را لطفا بيان فرمائيد؟
    جواب :
    ممكن است عقل شما به برهان چيزى را ادراك كند، ولى قلب تسليم نشده باشد و علم بى فايده گردد. مثلا شما به عقل خود ادراك كرديد كه مرده نمى تواند به مسى ضرر بزند، و تمام مرده هاى عالم به قدر يك مگس ، حس ‍ و حركت ندارند و تمام قواى جسمانى و نفسانى از او مفارقت كرده ، ولى چون اين مطلب را قلب قبول نكرده و تسليم عقل نشده ، شما نمى توانيد با مرده ، شب تاريك بسر بريد. ولى اگر قلب ، تسليم عقل شد و اين حكم را از او قبول كرد، هيچ اين كار براى شما اشكالى ندارد. چنان چه بعد از چند مرتبه اقدام ، قلب تسليم شده ، ديگر باكى از مرده نمى كند.
    پس معلوم شد كه تسليم ، كه خط قلب است ، غير از علم است كه حظ عقل است . (174)
    ما همه داد، از توحيد مى زنيم و حق تعالى را
    ((مقلب القلوب و الابصار)) مى خوانيم ، و ((الخير كله بيده )) و ((الشر ليس اليه )) مى سرائيم ولى باز در صدد جلب قلوب بندگان خدا هستيم ، و دائما خيرات را از دست ديگران تمنا داريم ، اينها نيست جز اين كه اينها، يا حقايق عقليه اى است كه قلب از آن بى خبر است و يا لقلقه هاى لسانى است كه به مرتبه ذكر حقيقى نرسيده . (175)
    بيچاره انسان غافل ! در امور زايله دنيا - كه خود مى داند، و هر روز مى بيند كه اهل آن ، آن را مى گذارند و مى روند و حسرتها را مى برند، اين قدر اهميت مى دهد، و با كمال جد و جهد در جمع و تحصيل آن مى كوشد، و خود را با هر ذلت و زحمت و هر محنت و تعبى رو به رو مى كند، و از هيچ عار و ننگى پرهيز نمى كند. ولى براى تحصيل ايمان كه كفيل سعادت ابدى او است - اينقدر سست و افسرده است كه با اينهمه مواعظ انبيا و اوليا و اينهمه كتابهاى آسمانى ، باز از سستى و سهل انگارى دست نكشيده ، و به فكر روزگار مصيبت و ذلت و زحمت خود نيفتاده . (176)
    ايمان فقط اين نيست كه ما اعتماد داشته باشيم كه خدايى هست و پيغمبرى هست و چه ، نه ايمان يك مساءله اى بالاتر از اين است اين معانى را كه انسان ادراك كرده به عقلش ، بايد با مجاهدات به قلبش برساند كه قلبش ‍ آگاه بشود، بيايد مطلب را. خيلى چيزهاست كه انسان به برهان مى داند كه فلان قضيه فلان طور است يا فلان طور نيست ، لكن چون ايمان نيامده است ، تاثير نمى كند، مثلا نوع مردم اينطور هستند كه در يك شب تاريكى ، اگر يك مرده اى در محلى باشد پيش او مى ترسند بخوابند و همه عقيده شان هم اين است كه مرده هيچ اثرى ندارد، هيچ كارى از او نمى آيد، عقلشان مى گويد كه مرده است ،... لكن اين مطلب به قلب نرسيده ، مرده شورها به واسطه تكرارى كه كرده اند، عمل تكرار شده را به واسطه تكرار، آنها پيش مرده مى خوابند، هيچ برايشان چيزى نيست ، اين فرق ما بين ادراك عقلى و ايمان است . ادراك عقلى آدم مى كند تاثير در آدم ندارد، تا ايمان نباشد، مساءله عقلى را قلبش نفهميده باشد، باورش نيامده باشد، آن مساءله عقلى تاثيرش كم است . ايمان عبارت از اين است كه آن مسائلى را كه شما با عقلتان ادارك كرده ايد آن مسائل را قلبتان هم به آن آگاه بشود، باورش ‍ بيايد، اين محتاج به يك مجاهده اى است تا به قلب شما، بفهميد. (177)

    خورشید عرفان

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    30 - جايگاه رياضت در سير و سلوك
    سؤ ال :
    يكى از مباحثى كه در راه مبارزه با نفس مطرح مى شد مسئله رياضت دادن به نفس اماره است استدعا دارد در خصوص حد و ميزان رياضت شرعى و اسلامى مطالب لازم را بفرمائيد.
    جواب :
    شيخ استاد ما (178) دام ظله - مى فرمودند: ميزان در رياضت باطل و رياضت شرعى صحيح ، قدم نفس و قدم حق است . اگر سالك به قدم نفس ‍ حركت كرد و رياضت او براى ظهور قواى نفس و قدرت سلطان آن باشد، رياضت باطل و سلوك آن منجر به سو عاقبت مى باشد، و دعوى هاى باطله نوعا از همين اشخاص بروز مى كند. و اگر سالك به قدم حق سلوك كرد و خدا جو شد، رياضت او حق و شرعى است ، و حق تعالى از او دستگيرى مى كند به نص آيه شريفه كه مى فرمايد:
    ((و الذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا)) (179) كسى كه مجاهده كند در راه ما هر آينه هدايت مى كنيم او را به راه هاى خود. (180) گمان مكن كه رذايل نفسانى و اخلاقى روحى ممكن الزوال نيست . اين ها خيال خامى است كه نفس اماره و شيطان القا مى كند و مى خواهد تو را از سلوك راه آخرت و اصلاح نفس باز دارد. انسان تا در اين دار تغير و نشاه تبدل است ، ممكن است در تمام اوصاف و اخلاق تغيير پيدا كند، و هر چه ملكات محكم هم باشد تا در اين عالم است ، قابل زوال است . منتها به حسب اختلاف شدت و ضعف ، زحمت تصفيه تفاوت مى كند. البته اول پيدايش صفتى در نفس ، با زحمت و رياضت كمى او را مى توان ازاله كرد. مثل نهال نورسى كه ريشه نداونيده باشد ومتمكن در زمين نشده باشد. ولى بعد از آن كه آن صفت ، متمكن در نفس شد، و از ملكات مستقره نفس گرديد، زوالش ممكن است ولى زحمت كندنش زياد است . تو هرچه ديرتر در فكر قلع ريشه هاى مفاسد قلب و روح افتى ، ناچار زحمت و رياضت بيش تر گردد. (181)
    پس اى غافل چيزى را (كه ) با يك كاه يك سال زحمت جزئى دنياى با اختيار خود ممكن است اصلاح كرد، و گرفتارى هاى دنيا آخرت را به آخر رساند، نگذر بماند و تو را هلاك كند. (182)
    و از مفاسد بزرگ حب دنيا آن است كه انسان را از رياضت شرعيه و عبادات و مناسك باز دارد. و جنبه طبيعت را قوت دهد، و تعصى نمايد طبيعت از اطاعت روح ، و انفياد آن را نكند و عزم انسانى را سست كند، و اراده را ضعيف نمايد، با اين كه يكى از اسرا بزرگ عبادات و رياضت شرعيه آن است كه بدن و قواى طبيعيه و جنبه ملك ، تابع و منقاد روح گردد، و اراده نفس در آن ها كاركن شود كه به مجرد اراده ، بدن را به هر كار بخواهد، وادار كند، و از هر كار بخواهد، انجام دهد. و يكى از فضايل و اسرار عبادات شاقه و پرزحمت آن است كه اين مقصد از آن ها بيش تر انجام گيرد، و انسان به واسطه آن ها داراى عزم مى شود، و بر طبيعت غالب مى آيد و بر ملك چيره مى شود، و اگر اراده ، تام و تمام شود و عزم قوى و محكم گردد، مثل ملك بدن و قواى ظاهره و باطنه آن مقل ملائكه الله شود كه عصيان خدا نكنند. به هر چه آن ها را امر فرمايد، اطاعت كنند، و از هرچه نهى فرمايد، منتهى شوند، بدون آن كه باد تكلف و زحمت باشد. قواى ملك انسان هم اگر مسخر روح شد، تكلف و زحمت از ميان برخيزد و به راحتى مبدل گردد، و اقاليم سبعه ملك ، تسليم ملكوت شود و همه قوا عمال آن گردند. و بدان اى عزيز! كه عزم و اراده قويه در آن عالم ، خيلى لازم است و كار كن است . ميزان يكى از مراتب بهشت كه از بهترين بهشت ها است ، اراده و عزم است كه انسان تا داراى اراده نافذ و عزم قوى نباشد، داراى آن بهشت و مقام عالى نشود. (183)
    مثلا در زمستان سرد، شب از خواب ناز گذاشتن و به عبادت حق تعالى قيام كردن ، روح را بر قواى بدن چيره مى كند و اراده را قوى مى كند، و اين در اول امر، اگر قدرى مشكل و ناگوار باشد، كم كم پس از اقدام ، زحمت من مى شود، و اطاعت بدن از نفس زياد مى شود. چنان چه مى بينيم اهل آن بدون تكلف و زحمت ، قيام مى كنند، و اين كه ما تنبلى مى كنيم و بر ما مشكل و شاق است ، براى آنست كه اقدام نمى كنيم : و اگر چند مرتبه اقدام كنيم ، كم كم زحمت مبدل به راحت مى شود. بلكه اهل آن ، التذاذ از آن مى برند بيشتر از آن التذاذى كه ما از مشتهيات دنيا مى بريم . پس به اقدام نفس عادى مى شود و
    ((الخير عاده )) (184)
    اى عزيز! بدان كه خواهش و تمناى نفس نشود به جايى ، و به آخر نرسد اشتهاى آن . اگر انسان يك قدم دنبال آن بردارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بردارد. و اگر با يكى از هواهاى آن همراهى كند ناچار شود با چندين تمناى آن همراهى كند. اگر يك در به روى خواهش نفس باز كنى ، لابدى كه درهاى بسيارى به روى آن بازكنى . يك وقت به واسطه يك متابعت نفس به چندين مفاسد، و از آن به هزاران مهالك مبتلا شوى . تا آن كه خداى نخواسته در دم آخر جميع راه حق را بر تو مسند كند. چنان چه خداى تعالى در نص كتاب كريم از آن خبر داده است . (185)
    پس بر سالك راه آخرت و تائب از معاصى لازم است كه الم رياضت و عبادت را به ذائقه روح بچشاند، و اگر شبى در معصيت و عشرت بسر برده ، تدارك آن شب را بكند به قيام به عبادت خدا. و اگر روزى را به لذات طبيعيه ، نفس را مشغول كرده ، به صيام و مناسك مناسبه جبران كند، تا نفس ‍ بكلى از آثار و تبعات آن كه حصول تعلقات و رسوخ محبت به دنيا است پاك و پاكيزه شود. البته توبه در اين صورت كامل تر مى شود و نورانيت فطريه نفس عود مى كند. و پيوسته در خلال اشتغال به اين امور تفكر و تدبر كند در نتايج معاصى و شدت باس حق تعالى و دقت ميزان اعمال و شدت عذاب عالم برزخ و قيامت ، و بفهمد و به نفس و قلب بفهماند كه تمام اين ها نتايج و صور اين اعمال قبيحه و مخالفت هاى با مالك الملوك است . اميد است كه پس از اين علم و تفكر، نفس از معاصى متنفر شود و انزجار تام و تمام برايش حاصل شود. (186)
    خورشید عرفان

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    31 - دنياطلبى منشا همه فسادها
    سؤ ال :
    استدعا دارد در مورد دنيا خواهى و آثار سوء آن در روح انسان را بيان فرموده آنگاه علاج اين بيمارى مهلك را نيز فرمائيد؟
    جواب :
    گفته شده است : آن آخرى كه انسان مى خواهد ارتحال كند از اين عالم ، مى آيند شياطينى كه مى خواهند نگذارند اين آدم موحد از اين عالم بيرون برود مى آورند جلوى رويش چيزهائى را كه دوست دارد. طلبه مثلا كتاب دوست دارد كتابش را مى آورند مى گويند كه ما آتش مى زنيم برگرد عقيده اى كه داراى والا اينها را آتش مى زنيم ، آنكه علاقه به فرزند دارد، آنكه علاقه به چيز ديگر داد. (همين طور است ) خيال نكنيد كه اهل دنيا عبارت از آنهايند كه مثلا كاخ دارند. ممكن است يك نفر خيلى هم كاخ داشته باشد اهل دنيا نباشد يك طلبه يك كتاب داشته باشد اهل دنيا باشد علاقه داشته باشد. ميزان علاقه است ميزان دنيا آن علايقى است كه انسان به اين اشيا دارد و اين علايق ممكن است آن دم آخر كه انسان ببيند دارد از علائقش جدا مى شود دشمنى بياورد با خدا، دشمن خدا بشود و از اين عالم برود. علائق را بايد كم بكنيم ، علاقه ها بايد كم بشود، طبيعتا ما از اينجا مى رويم ، (و) على اى حال چه علاقه قلبى به چيزى داشته باشيم يا نداشته باشيم فرقى به حال (ما) نمى كند. فرض كنيد كه علاقه داشته باشيد به اين كتابتان يا نداشته باشيد كتاب مال شماست ، از آن هم استفاده مى كنيد، علاقه داشته باشيد به اين خانه يا نداشته باشيد، اين خانه مال شماست استفاده هم مى كنيد، علاقه را كم كنيد، علاقه را تا مى توانيد از بين ببريد. آنكه انسان را گرفتار مى كند اين علاقه اى است كه انسان دارد است آن هم از حب رياست نفس مبدا همان حب نفس است . حب دنيا، حب نفس ، حب رياست يك دردى است كه انسان را به هلاكت مى رساند. حب مسند، حب مسجد همه اينها دنيا است ، علايق دنيا است . (187)
    ما خودمان را - براى آن حب نفسى كه داريم - خيلى مهذب و صحيح و آدم كامل مى دانيم و ديگران را معيوب مى دانيم و به عيبشان ايراد مى گيريم . در آن شعر هست كه يك آقائى - شعرش را نمى خواهم بخوانم - به يك كسى اشكال كرد (او) گفت من همينهايى كه مى گوئى هستم اما تو آنطور كه مى نمائى هستى ؟ (188)
    اينكه در روايات ما هست كه
    ((حب الدنيا راس كل خطيئه )) اين يك واقعيتى است و اساس حب دنيا هم ، ريشه حب دنيا هم حب نفس است كه آن هم حب دنياست . تمام فسادهائى كه در بشريت پيدا شده است از اولى كه بشريت تحقق پيدا كرده است تاكنون و تا آخر، منشاش همين حب نفس ‍ است . از حب نفس است كه حب به جاه ، حب به سلطنت ، حب به مقام ، حب به مال و حب به همه انگيزه هاى شهوانى پيدا مى شود و انبيا اساس ‍ كارشان اين بوده است كه اين حب نفس را تا آن مقدار كه ممكن است سركوب كنند و نفس ها را مهار كنند. (189)
    خداوندا! دل ما را از كدورت شرك و نفاق پاك فرما و آيينه قلب ما را از زنگار حب دنيا كه منشا اين همه امور است ، صافى فرما، و با ما همراهى فرما، و از بيچاره هاى گرفتار هواى نفس و حب جاه و شرف ، دستگيرى كن در اين سفر پرخطر و اين راه پر پيچ و خم و تنگ و تاريك . تويى قادر و تواناى همه چيز. (190)

    خورشید عرفان

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    32 - هدف از بعثت انبياء
    سؤ ال :
    هدف از بعثت انبيا عليه السلام و نزول قرآن و دستورات دينى و عبادى و ساير مسائل معنوى چه مى تواند باشد؟
    جواب :
    تمام عبادات وسيله است ، تمام ادعيه وسيله است ، همه وسيله براى اينست كه انسان اين لبابش ظاهر بشود. آنكه بالقوه است و لب انسان است به فعليت برسد و انسان بشود آدم . انسان بالقوه بشود يك انسان بالفعل . انسان طبيعى بشود، يك انسان الهى كه همه چيزش الهى بشود. هر چه مى بيند حق ببيند. انبيا هم براى همين آمده اند. (191)
    انبيا خدا براى اين مبعوث شدند كه آدم تربيت كنند، انسان بسازند، بشر از زشتيها، پليديها، فسادها و رذايل اخلاقى دور سازند و با فضايل و آداب حسنه آشنا كنند. ((بعثت لاتمم مكارم الاخلاق )) (192)
    چنين علمى كه خداوند متعال نسبت به آن آنقدر اهتمام داشته كه انبيا را مبعوث فرموده است . (193)
    همه انبيا آمده اند براى اينكه دست انسان را بگيرند و از اين چاه عميقى كه در آن افتاده است ، - آن چاهى كه عميق تر است چاه نفسانيت انسان است - در آوردند و جلوه حق را به او نشان بدهند تا اينكه ، همه چيز را نسيان كند و خداوند آن شاء الله نصيب همه ما بكند. (194)
    انبيا آمدند كه ما اشخاصى كه از نور بهره اى نداريم و ظلمات - به ما - احاطه كرده است از هر طرف ما را، از اين ظلمت هاى گوناگون نجات بدهند و برسانند به عالم نور كه اگر رسيديد به عالم نور، شما سر تا پايتان نورانى مى شود، نور مى شويد، اصلش حرفى كه مى زنيد نورانى است ، حرفى كه مى شنويد نورانى است ، گوش و سمع و بصر، همه گوش خودت را رها كرده اى و گوش نورانى پيدا كرده اى . چشم ظلمانى را رها كرده اى يك چشم نورانى پيدا كرده اى . چشمى است كه با او توجه به خدا داريد، گوشى است كه با او توجه به خدا داريد، ما بايد خودمان را بسازيم ، خودتان را كه بسازيد همه كارهايتان جهاد سازندگى است . هر كارى بكنيد ديگر در حيطه جهاد وارد شده ايد شما، شما مجاهد هستيد ديگر. (195)
    اى عزيز! امروز روز مهلت و عمل است ، انبيا آمدند و كتابها آوردند و دعوتها نمودند با اين همه تشريفات و اين همه تحمل رنج و تعب كه ما را از خواب غفلت بيدار و از سكر طبيعت هشيار كنند و ما را به عالم نور و نشئه بجهت و سرور رسانند... (196) تو به حال خود رحمى كن و از عمر خود نتيجه اى حاصل كن دقت در حال انبيا و اوليا كمل كن و اشتهاهاى كاذب و وعده هاى شيطان را پشت پازن ، مغرور گول شيطان مباش و فريب نفس اماره مخور كه تدليس اينها بسيار دقيق است و هر امر باطلى را به صورت حق به انسان تعميه مى كنند و انسان را فريب مى دهند. (197)
    بارالها! شيطان دشمن بزرگى است كه طمع بر انبيا و اولياى بزرگ تو داشته و دارد. تو خودت با اين بنده ضعيف گرفتار امانى و اوهام باطله و خيالات و خرافات عاطله ، همراهى كن كه بتواند از عهده اين دشمن قوى بر آيد، و در اين ميدان جنگ با اين دشمن قوى كه سعادت و انسانيت مرا تهديد مى كند، تو خودت با من همراهى فرما كه بتوانم جنود او را از مملكت خاص تو خارج كنم و دست اين غاصب را از خانه مختص به تو كوتاه كنم . (198)
    خورشید عرفان

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    33 - رابطه علم با عمل
    سؤ ال :
    همانطورى كه استحضار دارند در اسلام علم و عمل توامان و در كنار هم آمده لذا چنانچه علم از عمل و تقواى فرد جدا شود آثار سوئى بهمراه دارد لطفا شمه اى از آثار سوئى كه علم بدون تقوا در جامعه به بار مى آورد را بيان فرمايد.
    جواب :
    رئيس يكى از فرق باطله در همين حوزه هاى ما تحصيل كرده است . ليكن چون تحصيلاتش با تهذيب و تزكيه توام نبوده ، در راه خدا قدم برنمى داشته ، خبائث را از خود دور نساخته بود آنهمه رسوايى ببار آورده است . اگر انسان ، خبائث را از نهادش بيرون نكند، هرچه درس بخواند و تحصيل نمايد نه تنها فايده اى بر آن مترتب نمى شود بلكه ضررها دارد. علم ، وقتى در اين مركز خبيث وارد شد شاخ و برگ خبيث ببار آورده شجره خبيثه مى شود.
    هرچه اين مفاهيم ، در قلب سياه و غير مهذب ، انباشته گردد، حجاب زيادتر مى شود، در نفسى كه مهذب نشده علم ، حجاب ظلمانى است .
    ((العلم هو الحجاب الاكبر)) لذا شر عالم فاسد براى اسلام از همه شرور خطرناكتر و بيشتر است . علم ، نور است ولى در دل سياه و قلب فاسد دامنه ظلمت و سياهى را گسترده تر مى سازد، علمى كه انسان را به خدا نزديك مى كند در نفس دنيا طلب ، باعث دورى بيشتر از درگاه ذى الجلال مى گردد.
    علم توحيد هم اگر براى غير خدا باشد از حجب ظلمانى است ، چون اشتغال به ما سوى الله است . اگر كسى قرآن كريم را با چهارده قرائت
    ((لما سوى - الله )) حفظ باشد و بخواند جز حجاب و دورى از حق تعالى چيزى عايد او نمى شود. اگر شما درس بخوانيد، زحمت بكشيد، ممكن عالم شويد ولى بايد بدانيد كه ميان عالم و مهذب خيلى فاصله است . مرحوم شيخ ، استاد ما، ((رضوان الله تعالى عليه )) مى فرمود: اين كه مى گويند ((ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشكل )) صحيح نيست . بايد گفت ((ملا شدن چه مشكل ، آدم شدن محال است )). (199)
    چه بسا افرادى كه عالم به علم توحيد بودند، و طوايفى را منحرف كردند. چه بسا افرادى كه همين اطلاعات شما را بنحو بهترى دارا بودند ليكن چون انحراف داشتند و اصلاح نشده بودند وقتى وارد جامعه گرديدند بسيارى را گمراه و منحرف ساختند.
    اين اصطلاحات خشك اگر بدون تقوى و تهذيب نفس باشد هر چه بيشتر در ذهن انباشته گردد كبر و نخوت ، در دائره نفس ، بيشتر توسعه مى يابد. (200)
    اينكه در روايات ما هست كه اهل جهنم متاذى مى شوند از بوى عالمى كه به علمش عمل نكنند، اين براى چيست كه عالم وضعش اين طور است ؟ اين براى اين است كه فرق است ما بين عالم و غير عالم ، از جهاتى فرق است و عالم اگر خداى نخواسته منحرف شد يك امت را ممكن است منحرف بكند... يك گوشه مى بينيد كه يك آدم منحرف آنجا معمم است يا امام جماعت شده است يك طايفه اى را منحرف كرده است . اين گندش ‍ چقدر است ؟ همان گند است كه آنجا به مشام مى رسد؟ يك گندى است كه ما در دنيا تهيه مى كنيم ، نه يكى ، گندى را به ما اضافه بكنند، اين گند خود ماست . هر چه در عالم آخرت واقع مى شود، يك چيزى است كه از اينجا ما تهيه كرده ايم و وارد مى كنيم در عالم آخرت . (201)
    خورشید عرفان

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    34 - ذكر و آداب باطنى آن
    سؤ ال :
    استدعا دارد درباره ذكر الله و آثار آن و اذكارى كه براى سالك در روايات به آن اذكار اشاره شده است بهمراه آداب و شرائط مربوط به آن را بيان نمائيد؟
    جواب :
    آنچه همه را مطمئن مى كند و آتش فروزان نفس سركش و زيادت طلب را خاموش مى نمايد وصول به او است ، و ذكر حقيقى او - جل و علا - چون جلوه او است استغراق در آن آرامش بخش است .
    ((الا بذكر الله تطمئن القلوب )) (202)(203)
    گوئى فرمايد: توجه توجه : به ذكر او فرو رو، تا قلبت كه سرگشته و حيرت زده از اين سو به آن سو و از اين شاخه به آن شاخه پرواز مى كند طمانينه حاصل كند. اى عزيز، اين كه قلوب بيچاره ما از حلاوت ذكر حق تعالى محروم است و لذت مناجات آن ذات مقدس در ذائقه روح ما وارد نشده و از وصول به قرب درگاه ، محتجب . و از تجليات جمال و جلال محروميم ، براى آن است كه قلوب ما معطل و مريض است و توجه به دنيا و اخلاد به ارض و احتجاب به حجب مظلمه طبيعت ما را از معرفت كبرياى حق و انوار جمال و جلال محجوب نموده . تا نظر ما به موجودات نظر ابليسى استقلالى است ، از شراب وصل نخواهيم چشيد و به لذت مناجات نايل نخواهيم شد تا در عالم وجود عزت و كبريا و عظمت و جلال براى كسى مى بينيم و در حجاب بتهاى تعينات خليفه هستيم ، سلطان كبرياى حق جل جلاله در قلب ما تجلى نكند. (204)
    اى عزيز! قلب را به آداب عبوديت مانوس كن و به ذائقه روح حلاوت ذكر خدا را بچشان . و اين لطيفه الهيه در ابتدا امر به شدت تذكر و انس با ذكر حق حاصل شود، ولى در ذكر، قلب مرده نباشد و غفلت بر آن مستولى نشود. و چون با تذكر، قلب را مانوس نمودى ، كم كم عنايات ازليه شامل حالت گردد و فتح ابواب ملكوت بر قلبت گردد. (205)
    پس از آن كه دل را براى ذكر خدا و قرآن شريف مهيا نمود، آيات توحيد و اذكار شريفه توحيد و تنزيه را با حضور قلب و حال طهارت ، تلقين قلب كند.... اگر آيات شريفه آخر سوره حشر را از قول خداى تعالى (يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله ) كه آيه 18 است تا آخر سوره ، كه مشتمل بر تذكر و محاسبه نفس و محتوى بر مراتب توحيد و اسما و صفات است ، در يك وقت فراغت از نفس از واردات دنيايى ، مثل آخر شب يا بين الطلو عين با حضور قلب بخواند و در آنها تفكر كند، اميد است - آن شا الله - نتايج حسنه ببرد. و همين طور در اذكار شريفه با حضور قلب ذكر شريف :
    ((لااله الاالله )) - كه افضل و اجمع اذكار است . (206) اين عمل را بكند، اميد هست خداوند از او دستگيرى كند. و البته در هر حال ، از نقص و عجز خود و از رحمت و قدرت حق ، غافل نباشد، و دست حاجت پيش ذات مقدس او دراز كند و از آن ذات مقدس دستگيرى ، طلب كند، اميد است كه اگر مدتى اشتغال به اين عمل پيدا كند، نفس به توحيد عادت كند، و نور توحيد در قلب جلوه كند و البته از شرايط عامه ذكر، نبايد غفلت شود و ما بيشتر شرايط قرائت قرآن - كه شرايط ذكر نيز هست - در كتاب ((آداب الصلوه )) (207) مذكور داشتيم . (208)
    بالجمله براى زنده نمودن دل ، ذكر خدا و خصوص اسم مبارك
    ((يا حى يا قيوم )) با حضور قلب مناسب است ...و از بغض اهل ذكر و معرفت منقول است كه در هر شب و روزى ، يك مرتبه در سجده رفتن و بسيار گفتن : (لااله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين ) (209) براى ترقيات روحى خوب است . و از بعضى سالكان راه آخرت نقل فرموده كه چون از حضرت استاد خود فايده اين عمل را شنيد، در هر شب و روزى ، يك مرتبه سجده مى رفت و هزار مرتبه ، اين ذكر شريف را مى گفت . و از بعض ديگر نقل نموده كه سه هزار مرتبه مى گفت و از حضرت زين العابدين و سيد الساجدين على بن الحسين - سلام الله عليهما - منقول است كه سنگ خشن زبرى را ملاحظه فرموده ، سر مبارك را بر آن نهاد و سجده نمود و گريه كرد و هزار مرتبه گفت : ((لااله الاالله حقا حقا، لااله الاالله تعبدا ورقا، لااله الاالله ايمانا و تصديقا)) (210)
    مثلا ذكر شريف
    ((لااله الاالله )) را - كه بزرگترين اذكار و شريفترين اوراد است (211) در اين وقت فراغت قلب با اقبال تام به قلب بخواند به قصد آن كه قلب را تعليم كند و تكرار كند اين ذكر شريف را، و به قلب به طور طمانينه و تفكر بخواند، و قلب را با اين ذكر شريف بيدار كند تا آنجا كه قلب را حالت تذكر و رقت پيدا شود و زبان تابع قلب شود. (212)
    بايد دانست كه پس از آن كه عقل به طور علم برهانى ، اركان باب توكل را مثلا دريافت ، سالك بايد همت بگمارد كه آن حقايقى را كه عقل ادراك نموده ، به قلب برساند. و آن حاصل نشود، مگر آن كه انتخاب كند شخص ‍ مجاهد از براى خود در هر شب و روزى ، يك ساعتى را كه نفس اشتغالش ‍ به عالم طبيعت و كثرت كم است و قلب فارغ البال است ، پس در آن ساعت فراغت نفس ، مشغول ذكر حق شود با حضور قلب و تفكر در اذكار و اوراد وارده . (213)
    آرى ، با ذكر حقيقى ، حجابهاى بين عبد و حق خرق شود و موانع حضور مرتفع گردد، و قسوت و غفلت برداشته شود، و درهاى ملكوت اعلى به روى سالك باز شود و ابواب لطف و رحمت حق به روى او گشوده گردد، ولى عمده آن است كه قلب در آن ذكر زنده باشد و مرده نباشد، و با مردگان انس نگيرد. و آنچه غير حق و وجه مقدس اوست از مردگان است ، و دل با انس با آن به مردگى و مردار خورى نزديك شود: (كل شى هالك الا وجه ) (214) رسول خدا فرمود: راست ترين شعرى كه عرب گفته شعر لبيد است كه گفته :
    ((الا كل شى ما خلا الله باطل )) (215)
    دل به ديگر موجودات بستن - هر موجودى باشد - از خدا غافل شدن است .(216)
    خورشید عرفان

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    35 - زبان و معاصى مربوط به آن
    سؤ ال :
    همه ما به معاصى كه از زبان صادر مى شود كم و بيش واقف هستيم استدعا دارد در خصوص زبان و آثار معاصى آن مطالبى را بفرمائيد؟
    جواب :
    دخترم ! آفات زياد بر سر راه است . هر عضو ظاهر و باطن ما آفتها دارد كه هر يك حجابى است كه اگر از آن ها نگذاريم به اول قدم سلوك الى الله نرسيديم .
    من كه خود مبتلا هستم و جسم و جانم ملعبه شيطان است به بعض آفات اين عضو كوچك و اين زبان سرخ كه سر سبز را به باد دهد و آنگاه كه ملعبه شيطان است و آلت دست او، جان و روح و فواد را تباه كند اشاره مى كنم .
    از اين دشمن بزرگ انسانيت و معنويت غافل مشو، گاهى كه در جلسات انس با دوستان هستى خطاهاى بزرگ اين عضو كوچك را آنقدر كه مى توانى شمارش كن و ببين با يك ساعت عمر تو كه بايد صرف جلب رضاى دوست شود چه مى كند و چه مصيبتها به بار مى آورد كه يكى از آنها غيبت برادران و خواهران است ، ببين با آبروى چه اشخاصى بازى مى كنى و چه اسرارى را از مسلمانان روى دايره مى ريزى و چه حيثياتى را خدشه دار مى كنى و چه شخصيتهائى را مى شكنى ؟
    آنگاه اين جلسه شيطانى را مقياس بگير و ملاحظه كن در يك سال در همين امر پيش پا افتاده چه كردى و در پنجاه شصت سال ديگر چه خواهى كرد و چه مصيبتها براى خود به بار خواهى آورد در عين حال آنرا كوچك مى شمارى و اين كوچك شمردن از حيله هاى ابليس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد. (217)
    خورشید عرفان

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    36 - آداب تلاوت قرآن
    سؤ ال :
    مسئله تطبيق در قرائت قرآن جز آداب تلقى مى شود استدعا دارد در اين خصوص با ذكر مثالى توضيحى فرمائيد؟
    جواب :
    اكنون درست تفكر كن ! ببين صدر يا ذيل اين آيه شريفه كه آيه چهل و (چهارم ) (218) از سوره مباركه فصلت است با ما تطبيق مى كند؟ مى فرمايد:
    ((قل هو للذين آمنوا اهدى و شفا و الذين لا يومنون فى اذانهم و قر و هو عليهم عمى اولئك ينادون من مكان بعيد)) (219) كجاست آن هدايت و شفاى امراض باطنى كه براى مؤ منين از قرآن شريف حاصل مى شود؟! چه شده است كه در گوش ما اين آيات شريفه فرو نمى رود و براى ما خود، حجاب فوق حجاب مى شود؟! اين نيست جز آن كه نور ايمان در قلب ما نازل نشده ، و علوم ما به همان حد علمى باقى مانده و به لوح قلب وارد نگرديده ، و در اين باب ، در قرآن شريف آيات بسيارى است . (220)
    كه با مقايسه حال خود با آن آيات و تطبيق آن آيات با صفاى خود، به خوبى حال ما معلوم خواهد شد. (221)
    اگر قلب ما اين معنا را ادراك بكند ما الان در محضر خدا هستيم ، همين مجلس محضر خداست ، اين را اگر ايمان انسان در آن راه پيدا نيست مؤمن بشود انسان به آن قلب انسان بيابد اين مطلب را، از معصيت كنار مى رود. تمام معصيت ها براى اين است كه انسان نيافته اين مسائل را، برهان هم بر آن دارد، برهان عقلى هم قائم است به اينكه خداى تبارك و تعالى همه جا حاضر است ، هم برهان است و هم همه انبيا، گفته اند
    ((و هو معكم اينما كنتم )) (222)
    قرآن است ، آن با شماست ، هر جا هستيد آن با شماست ، ما آن را از قرآن شنيده ايم ، به برهان هم ثابت هست لكن به قلب ما نرسيده است ما مثل مرده شور شده ايم تا حالا در اين باب ، ما مثل مردم عادى هستيم كه مطلب نرسيده به قلبمان ، تا اگر بخواهيم يك غيبت بكنيم ، يك تهمت بزنيم ، يك كار زشت بكينم ببينيم محضر خداست ، در محضر خدا كه ، محضر احترام دارد، انسان در محضر يك بزرگى كه در نظر خودش بزرگ است ، احترام مى كند از آن محضر.
    اگر يك نفر وقتى كه در نظرتان بزرگ است پيش شما باشد، در محضر او كار خلاف مطلقا آدم نمى كند در محضر يك كسى كه ادراك كرده است كه اين بزرگ است ، محترم است ، چه رسد به اين كه در محضر آن محترم به خود آن محترم خلاف احترام بكند. محضر، محضر خداى تبارك و تعالى است عالم محضر است ، تمام عالم محضر است ، معصيت مخالفت با خود اوست ، با آن كسى است كه در محضرش ‍ هستيم .
    خورشید عرفان

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    37 - آثار بى توجهى به قرآن كريم
    سؤ ال :
    قرآن به منزله چراغ راه معنوى مؤمنين مى باشد ليكن متاءسفانه در بيشتر ابعاد نورانيش مهجور واقع شده است آثار اين بى توجهى به قرآن را تشريح فرمائيد؟
    جواب :
    ما همه قرآن شريف را مى دانيم (كه ) از معدن وحى الهى براى تكميل بشر و تخليص انسان از محبس ظلمانى طبيعت و دنيا، نازل شده است ، و وعد (و) آن ، همه حق صراح و حقيقت ثابته است ، و در تمام مندرجات آن شائبه خلاف واقع نيست ، با اين وصف ، اين متاب بزرگ الهى در دل سخت ما به اندازه يك كتاب قصه تاثير ندارد، نه دلبستگى به وعده هاى آن داريم تا دل را از اين دنياى دنى و نشئه فانيه برگيريم و به آن نشئه باقيه ببنديم ، و نه خوفى از وعيد آن در قلب ما حاصل آيد تا از معاصى الهيه و مخالفت با ولى نعمت احتراز كنيم . اين نيست جز آن كه حقيقت و حقيت قرآن به قلب ما نرسيده و دل ما به آن نگرويده و ادراك عقلى ، بسيار كم اثر است ، و با اين قياس ، كليه نقصانهائى كه در ما است و جميع سركشيها و مخالفتهاى ما و محروم ماندن از همه معارف و سرائر براى همين نكته است (تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ).(223)
    موعظتهاى قرآنى و وعد و وعيد آن - كه سنگ خار را نرم مى كند و كوههاى عالم را خاشع مى كند - در دل سخت اين انسان اثر نكند! آرى خداى تعالى فرمايد:
    (لو انزلنا هذا القرآن على جبل لرايته خاشعا متصدعا من خشيه الله و يلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون ). (224)
    قرآن اين كتاب سرنوشت ساز، نقشى جز در گورستان ها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنكه بايد وسيله جمع مسلمانان و بشريت و كتاب زندگى آنان باشد، وسيله تفرقه و اختلاف گرديد و يا به كلى از صحنه خارج شد. (225)
    اى قرآن عزيز! اى تحفه آسمانى ، اى قانون بزرگ خدايى ، اى راهنماى سعادت بشر، اى خورشيد تابان از افق غيب ، اى مايه سربلندى ملت اسلام ، اى درهم شكن اساس نادرستيها! تو ملت ما را بيدار كن ، تو جوانان وطن ما را هشيار كن ، تو روح وحدت و برادرى به آنان بده ، تو قوه سلحشورى و حس فداكارى را در آنها زنده كن تو پشت و پناه جوانان ما باش . (226)

    خورشید عرفان

صفحه 4 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •