خورشید عرفان سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خورشید عرفان
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 44 , از مجموع 44
  1. #41
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان





    38 - معنى عرفان ناب محمدى
    سؤ ال :
    استدعا دارد معنى و مفهوم عرفان اسلامى را بفرمائيد آنگاه بفرمائيد در چه سن و سالى انسان براى خود سازى مستعدتر است .
    جواب :
    خيال كردند يك دسته زيادى كه معناى عرفان عبارت از اين است كه انسان يك محلى پيدا بشود و يك ذكرى بگويد و يك سرى حركت بدهد و يك رقصى بكند و اينها، اين معنى عرفان است ؟ مرتبه اعلاى عرفان را امام على سلام الله عليه داشته است و هيچ اين چيزها نبوده در كار. خيال مى كردند كه كسى كه عارف است بايد ديگر بكلى كناره گيرد از همه چيز و برود كنار بنشيند و يك قدرى ذكر بگويد و يك قدرى تغنى بشود و يك قدرى چه بكند و دكاندارى . اميرالمؤمنين در عين حالى كه اعرف خلق الله بعد از رسول الله در اين امت ، اعرف خلق الله به حق تعالى بود معذلك نرفت كنار بنشيند و هيچ كارى به هيچى نداشته باشد، هيچ وقت هم حلقه ى ذكر نداشت مشغول بود به كارهايش ، ولى آن هم بود، يا خيال مى شود كه كسى كه اهل سلوك است اهل سلوك بايد به مردم ديگر كار نداشته باشد، در شهر هر چه مى خواهد بگذرد، من اهل سلوكم ، بروم يك گوشه اى بنشينم و، ورد بگويم و سلوك به قول خودش پيدا كند اين سلوك در انبيا زيادتر از ديگران بوده است در اوليا زيادتر از ديگران بوده است لكن نرفتند در خانه شان بنشينند و بگويند كه ما اهل سلوكيم . (227)
    جهاد اكبر است ، جهادى است كه با نفس طاغوتى خودش انسان انجام مى دهد. شما جوان ها از حالا بايد شروع كنيد به اين جهاد، نگذاريد كه قواى جوانى از دستتان برود، هر چه قواى جوانى از دست برود ريشه هاى اخلاق فاسد در انسان زيادتر مى شود و جهاد مشكلتر. جوان زود مى تواند در اين جهاد پيروز بشود، پير به اين زودى نمى تواند، نگذاريد اصلاح حال خودتان را از زمان جوانى به زمان پيرى بيفتد، يكى از كيدهائى كه نفس ‍ انسانى به انسان مى كند و شيطان به انسان پيشنهاد مى كند اين است كه بگذار براى آخر عمر خودت را اصلاح كن ، حالا از جوانى استفاده كن و بعدآخر عمر توبه كن . اين يك طرح شيطنت آميز است كه نفس انسان مى كند به تعليم شيطان بزرگ . انسان تا قواى جوانيش هست و تا روح لطيف جوانى هست و تا ريشه هاى فساد در او كم است مى تواند اصلاح كند خودش را. (228)
    شما كه اكنون جوانيد، نيروى جوانى داريد، بر قواى خود مسلط مى باشيد و هنوز ضعف جسمى بر شما چيره نشده است ، اگر به فكر تزكيه و ساختن خويش نباشيد هنگام پيرى كه ضعف ، سستى ، رخوت و سردى بر جسم و جان شما چيره شد و نيروى اراده ، تصميم و مقاومت را از دست داديد و بار گناه و معصيت ، قلب را سياهتر ساخت چگونه مى توانيد خود را بسازيد و مهذب كنيد؟ به سن پيرى كه رسيديد ديگر مشكل است موفق به تهذيب و كسب فضيلت و تقوى شويد پشيمانى و عزم بر ترك گناه براى كسانى كه پنجاه سال يا هفتاد سال غيبت و دروغ مرتكب شده ، ريش خود را در گناه و معصيت سفيد كرده اند حاصل نمى شود، چنين كسانى تا پايان عمر مبتلايند. جوانان ننشيند، كه گرد پيرى ، سر و روى آنان را سفيد كند قلب جوان لطيف و ملكوتى است و انگيزه هاى فساد در آن ضعيف مى باشد، ليكن هر چه سن بالا رود ريشه گناه در قلب قويتر و محكمتر مى گردد تا جايى كه كندن آن از دل ممكن نيست . (229)
    هر قدر در جوانى انسان مهذب شد، شد اگر در جوانى خداى نخواسته مهذب نشد بسيار مشكل است كه در زمان كهولت و پيرى كه اراده ضعيف است و دشمن قوى ، اراده انسان ضعيف مى شود و جنود ابليس در باطن انسان قوى ، ممكن نيست ديگر آنوقت ، اگر هم ممكن باشد بسيار مشكل است . از حالا به فكر باشيد، از جوانى به فكر باشيد الان هر قدمى كه شما بر مى داريد رو به قبر است . هيچ ، هيچ مطلبى ندارد، هيچ اشكالى ندارد هر دقيقه اى كه از عمر شريف شما مى گذرد يك مقدارى به قبر و آنجايى كه از شما سوالات خواهند كرد و همه مسؤ ول خواهيم بود داريد نزديك مى شويد. فكر اين مطلب را بكنيد كه قضيه نزديك شدن به مرگ است و هيچ كس هم سند به شما نداده است كه 120 سال عمر بكنيد، 120 ساله نداريم . ممكن است 25 ساله انسان بميرد ممكن است 50 ساله بميرد يا 60 ساله بميرد، هيچ سندى ندارد، ممكن است همين حالا خداى نخواسته ، سندى نيست ، بايد فكر كنيد، بايد در اين مطالب تامل كنيد، مراقبه كنيد اخلاق خودتان را مهذب كنيد، مهذب تر كنيد انشاء الله . (230)

    خورشید عرفان

  2. #42
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان




    39 - هدف خداوند از بيان قصص قرآنى
    سؤ ال :
    هدف از قصه هائى كه در قرآن كريم نقل شده چه مى تواند باشد؟ آيا صرفا پرداختن به جنبه تاريخى و زندگى انبيا عليه السلام بوده است ؟
    جواب :
    عزيز! اين آيات الهيه و تعاليم ربانيه براى بيدار كردن ما بيچاره هاى خواب ، و هشيار نمودن ما سر مستان غافل آمده . اين قصص قرآنيه كه حاصل معارف تمام انبيا و خلاصه سير و رشد همه اوليا و بيان درد و درمان هر عيب و مرض نفسانى ، نمور هدايت طريق الهى و انسانى است ، براى قصه گفتن و تاريخ عالم نيامده .
    مقصود از آنها با آن همه تشريفات در تنزيل ونزول ، بيان تاريخ گذشتگان نيست براى صرف اطلاع و تاريخ دانى . مقصود خدا را، از مقصود مسعودى (231) و طبرى (232) و امثال آنها تميز بده ، و به نظر تاريخ و ادب و فصاحت و بلاغت به قرآن شريف نظر مكن كه اين صورت خود حجابى است بس ضخيم . (233)
    يكى از آداب مهمه قرائت قرآن كه انسان را به نتايج بسيار و استفادات بى شمار نائل كند
    ((تطبيق )) است .
    و آن چنان است كه در هر آيه از آيات شريفه كه مى كند، مفاد آن را با حال خود منطق كند، و نقصان خود را به واسطه آن مرتفع كند و امراض خود را بدان شفا دهد. مثلا در قصه شريفه حضرت آدم عليه السلام ببيند سبب مطرود شدن شيطان از بارگاه قدس با آن همه سجده ها و عبادتها طولانى چه بوده ، خود را از آن تطهير كند، زيرا مقام قرب الهى جاى پاكان است . (234)

    خورشید عرفان

  3. #43
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان




    40 - شناخت مؤمن از غير مؤمن
    سؤ ال :
    لطفا ميزان و معيار فرد مؤمن از غير مؤمن را بر اساس قرآن كريم بيان فرمائيد؟
    جواب :
    خداى تبارك و تعالى يك ميزانى در قرآن كريم قرار داده است كه با آن ميزان ما بايد خودمان را و ديگران را بشناسيم . مى فرمايد كه : ((الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور و الذين كفروا اولياهم الطاغوت يخرجونهم من النور الى الظلمات )). ميزان در مؤمن و غير مؤمن ، مؤمن واقعى و غير مؤمن اين است كه كتاب خدا مى فرمايد كه اگر چنانچه مؤمن است ، خداى تبارك و تعالى ولى اوست و مؤمنين را خداى تبارك و تعالى از همه ظلمت ها، از همه تاريكى ها، از همه چيزهائى كه انسان ها را محجوب مى كند از حق تعالى ، از همه اينها اخراج مى كند و در نور وارد مى كند...
    ما اگر بخواهيم خودمان را بسنجيم و كسانى كه مدعى هستند بسنجيم ، بايد ببينيم كه اين ميزان ، اين دو تا ميزانى كه خداى تبارك و تعالى براى معرفى مؤمن ها و غير مؤمن ها فرموده است ، در خودمان هست يا نيست . به مجرد اينكه من يا شما ادعا كنيم كه ما مؤمن بالله هستيم ، تا آن محكى كه خداى تبارك و تعالى قرار داده است در ما نباشد يك ادعاى پوچى است . ببينيم كه ما از اولياى خدا هستيم و خدا ولى ماست ، يا از اولياى طاغوت هستيم و طاغوت ولى ماست . اگر چنانچه از اين گرفتارى هاى عالم طبيعت ، از اين ظلمت هاى عالم طبيعت شما ديديد كه خارج شديد، علاقه هايى كه انسان به اين عالم طبيعت دارد، اين علاقه ها برداشته شده است يا كم شده ، اگر شما خودتان را يافتيد كه هر كارى مى خواهيد بكنيد براى خدا مى خواهيد بكنيد، حكومت الله در شما و در قواى شما سلطه دارد، شما همه چيزتان ، تامم اعضا و قوايتان فرمانبردار حكم خداست . چشم شما احتراز كند از آن چيزهائى كه موجب ظلمت قلب مى شود، الله ولى است . محك بزرگى است كه هر كس خودش را مى تواند بشناسد، مى تواند بفهمد كه اين ايمانى كه ادعا مى كند، همان ادعاست يا خير، نور ايمان در قلب او وارد شده است و ظلمت ها بر كنار شده است . (235)

    خورشید عرفان

  4. #44
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خورشید عرفان






    حسن ختام : از نفس نفيس و نور ريز شما بهره برديم استدعا دارد در پايان دعائىفرمائيد
    ما بيچارگان و متحيران وادى ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستى از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محروميم ، خوب است حالت قصور و تقصير خود و مذلت و خوارى خويش را در نظر داشته باشيم و به حال حرمان خود متاسف و به كيفيت احتجاب خود متلهف باشيم و به حق تعالى از اين خسران و تسلط نفس و شيطان پناه بريم ، شايد حالت اضطرارى دست دهد و آن ذات مقدس مضطرين را اجابت فرمايد:
    پس با حال پريشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاك مذلت ، كه اصل خلقت ما است ، نهيم ، و يا از نشاءت ذل و مسكنت خود كنيم و با لسان حال از حق تعالى كه ولى نعم است ، جبران نقائص را طلب كنيم و عرض كنى : بارالها، ما در حجابهاى ظلمانى عالم طبيعت و شركتهاى بزرگ هواپرستى و خود خواهى واقعيم ، و شيطان در رگ و پوست و خون ما تصرف دارد و سر تا پاى ما در تحت سلطنت شيطان است ، و ما از دست اين دشمن قوى جز به پناه به ذات مقدس تو چاره اى نداريم ، تو خود از ما دستگيرى كن و قلوب ما را به خود متوجه فرما.
    خداوندا توجه ما به غير تو از روى استهزا نيست ، ما چه هستيم و كه هستيم كه در محضر قدس ملك الملوك على الاطلاق استكبار و استهزاء منيم ، ولى قصور ذاتى و نقص ما قلوب محجوب ما را از تو مصروف داشته ، و اگر عصمت و پناه تو نباشد، ما در شقاوت خود تا ازل باقى هستيم و راه نجاتى نداريم .
    بارالها، ما چه هستيم ! داود نبى عليه السلام عرض كرد كه اگر عصمت تو. نباشد، عصيان تو را خواهم كرد. (237)
    بارالها، پايان ما را به سعادت مقرون فرما، و سرانجام رشته معرفت و خدا خواهى را به دست ما بده ، و دست تطاول ديو رجيم و شيطان را از قلب ما كوتاه فرما، و جذوه اى از آتش محبت خود در دل ما افكن تا جذبه اى حاصل آيد، و خرمن خودى و خودپرستى ما را به نور نار عشقت بسوزان تا جز تو نبينيم و نخواهيم جز سركوى تو بار قلوب را نيندازيم .
    محبوبا، اكنون كه از تو دوريم و از جمال جميلت مهجور، مگر آنكه دست كريمانه ات تصرفى كند و حجابهاى ضخيم را از ميان بردارد تا در بقيه عمر جبران ماسبق گردد. انك ولى النعم . (238)


    پایان

    خورشید عرفان

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •