شوخی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
شوخی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    جديد شوخی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله




    شوخی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله


    رهبرى همچون نبى اكرم r لحظات زندگیش را در فكر امت و در اندیشه سپاه اسلام، فرماندهان و خانواده اش سپرى مى نمايد و گاهى نيز به وحى مشغول است و اوقاتى را هم در عبادت بسر مى برد و كارهاى ديگرى نيز دارد. اینها، كارهاى بزرگی است كه با وجود آنها، شخص نمى تواند خواسته هاى زندگى را برآورده سازد و به زندگى رونق و طراوت ببخشد. اما نبى اكرم r همه حقوق را ادا مى نمود و در اداى هيچ حقى به خاطر مشغولیت به حقى ديگر كوتاهى نمى كرد. آن حضرت r با وجود كارها و مسؤوليتهاى زيادى كه داشت، باز هم جايگاه كودكان را در قلبش حفظ كرده بود. وی، سعى مى نمود از طریق شوخى، به آنان نزديك شود و باعث خوشحالى آنان گردد؛ چنانكه گاهى با ساير مردم نيز شوخى مى كرد. ابو هريرهt مى گويد: صحابه عرض كردند: اى رسول خدا! شما با ما شوخى مى كنيد؟ فرمود: «آری، ولى من جز حق، سخن ديگرى بر زبان نمى آورم». ]روايت احمد[

    يكي از شوخیهايش، از انس بن مالك t نقل شده كه نبى اكرم r خطاب به وى فرمود: «اى كسى كه دو گوش دارى!»

    انسt می گويد: ام سليم، پسرى به نام ابوعمير داشت. هرگاه نبى اكرمr نزد آنها مى رفت، با ابوعمير شوخى مى كرد. روزى آن حضرت r به خانه آنان رفت و با ابوعمير شوخى كرد. ولى ابوعمير را غمگين يافت؛ لذا فرمود: «چه شده كه ابوعمير را غمگين مى بينم»؟ گفتند: اى رسول خدا! پرنده اش كه با آن بازى مى كرد، مرده است. پيامبر اكرم r او را صدا كرد و فرمود: «يَا أَبَا عُمَيْرٍ مَا فَعَلَ النُّغَيْرُ»؟ یعنی: «ای ابوعمیر! نغیر (پرنده كوچكت) چه شد»؟ ]روايت بخاری و مسلم[

    رسول رحمت r با كسانى كه سن و سالى از آنان گذشته بود، طورى ديگر شوخى مى كرد؛ چنانچه انس بن مالك t مى گويد: مردى باديه نشين به نام زاهر بن حرام وجود داشت که بدقيافه بود؛ اما نبى اكرم r وى را دوست داشت. روزى نبى اكرم r نزد زاهر رفت؛ زاهر، مشغول فروختن كالاهايش بود. آن حضرت r او را از پشت سر طورى در بغل گرفت كه او، آن حضرت r را نديد. آن مرد گفت: مرا رها كن. كيستى؟ آنگاه چهره اش را برگرداند و نبي اكرم r را شناخت و چون ايشان را شناخت، تلاش نمود تا هرچه بيشتر پشتش را به سينه مبارك رسول خدا r بچسباند. نبى اكرم r مى فرمود: «چه كسى اين برده را مى خرد»؟ زاهر گفت: اى رسول خدا! من، بازارى نخواهم داشت. نبى اكرم r فرمود: «ولى تو، نزد خداوند ارزش زيادى دارى». ]روايت احمد[

    اين است اخلاق خوب و خصلتهاى زيباى رسول خدا r.

    نبى اكرم r با آنکه با خانواده و خويشاوندانش بسيار گشاده روی بود، اما خنديدنش، حد و اندازه اى داشت؛ لذا فقط تبسم مى نمود. چنانكه عايشه رضى الله عنها مى گويد: «هرگز رسول خدا r را نديدم كه بطور كامل بخندد، طورى كه سقف دهانش ديده شود». ]روايت بخاری و مسلم[

    رسول خدا r با آنکه چهره اي باز و برخورد خوبى داشت، اما اگر فردى، مرتكب عمل حرامى مى شد، چهره مبارك آن حضرت r تغيير مى كرد. عايشه رضي الله عنها مى گويد: «رسول خدا r از سفرى آمد؛ چشمش به پرده ای افتاد که رویش تصویر (موجودات جاندار) بود و من، آن را به دروازه خانه آويزان كرده بودم. چهره رسول خداr به محض دیدن آن پرده دگرگون گرديد و آن را پاره كرد و فرمود: اى عايشه! روز قيامت نزد خداوند، بيش از همه، كسانى عذاب مى شوند كه مخلوقات خداوند را شبيه سازى كنند». ]روايت بخاری و مسلم[

    حديث فوق، دال بر اين است كه نگهدارى تصوير در خانه، اگر آشكار باشد، حرام است و حرامتر از آن، تصاوير و مجسمه هايى هستند كه بر ديوارها آويزان مى گردند و يا در گوشه و كنار خانه گذاشته مى شوند؛ علاوه بر اينكه اين کار، باعث گنهكار شدن انسان می شود، از ورود فرشتگان رحمت به داخل خانه نيز جلوگيرى مى كند.

    منبع:یک روز در خانه ی پیامبر(ص)/مؤلف:عبدالمالک قاسم

    ترجمه:عبدالقادر ترشابی

    شوخی پیامبر خدا صلی الله علیه وآله





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    آسیه سادات (08-09-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •