*^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 36 , از مجموع 36
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*





    اين مقام را كلامى است كه به ادراك كسى جز اهل شهود و عارفان به اسرار اخبار در نيايد، و بـهـتر آن است كه از بيان آنها اعراض نماييم و طومارشان را در هم پيچيم ؛ چه خوف آن اسـت كـه در ايـن وادى گـامهايى بلغزد و مراد را در نيايد، البته آنچه به اشارت مذكور آمد، خواص و اهل فطانت را كفايت است .
    كـلام مـبـارك امـام عـليـه السـلام كـه فـرمـود: قـبـل ان يخمد ظرف است و متعلق به فـعـل فـاعـمـلوا؛ يـعـنـى عـمـل كـنـيـد پـيـش از آن كـه چـراغ عمل خاموش شود و به عبارتى ديگر: عمل را غنيمت شماريد و بدان مبادرت ورزيد و پيش از آن كـه چـراغ عـمـل بـه خـامـوشـى گـرايـد و اجـل در رسـد؛ كـه در آن هـنـگـام بـه سـرايى منتقل شويد كه نه سراى عمل و كاشت است ؛ بلكه سراى جزا و برداشت است .
    در كـتـاب سـفـيـنـة البـحـار، ذيـل مـاده ولد از امـام صـادق عـليـه السـلام نقل است :
    پـس از مـرگ ، آدمـى را اجـرى نـرسـد مـگـر بـه سـه خـصـلت : (اول ) صـدقـه اى كـه در ايـام حـيات بنيان نهاده است و اين صدقه ، پس از مرگش همچنان جـارى بـاشـد، و (دوم ) سـنـتـى كـه از خـود بـر جـاى نـهـد و پـس از مـرگـش همچنان بدان عـمـل شـود، و (سـه ديـگـر) فـرزنـدى صـالح از خـود بـاقى گذارد كه برايش ‍ استغفار كند.
    (97)
    هـمچنين در امالى شيخ صدوق - رضوان الله عليه - از امام صادق عليه السلام روايت شده است :
    شش خصلت است كه مؤ من را پس از مرگ سود بخشد: (يكى ) فرزندى صالح كه برايش اسـتـغـفـار كـنـد، و (دوم ) قـرآنـى كـه آن را قراءت كرده ، (سوم ) چاه آبى كه حفر كرده و (چهارم ) درختى كه غرس كرده و (پنجم ) صدقه آبى كه جارى نموده و (ششم ) سنت حسنه اى كـه بـنـيـان نـهـاده اسـت و پـس ‍ از او هـمـچـنـان بـدان عمل شود.
    (98)
    بـا تـدقـيـق مـى توان دريافت كه شايد آن بخش از كلام مبارك امام عليه السلام در روايت نـخـسـت كـه فـرمـود: صـدقـه اى ... بـنـيـان نـهـاده اسـت شـامـل بـعـضى از مواردى كه در روايت دوم ذكر شده است باشد؛ پس گويى روايت نخست ، مجمل است و روايت دوم تفصيل آن - فتامل .
    شـخـص آگـاه ، خـود از كـلام امـام عـليـه السـلام كـه فـرمـود: قـبـل ان يـخـمـد العـمـل در مـى يـابـد كـه دنـيـا، تـجـارتـگـاه اوليـاءالله و مـحـل كسب اولى الالباب است . پس خوشا به حال آن كه اين تجارتگاه و زندگى پيش از مـرگ را غـنـيـمـت شـمـارد، و بـه راسـتـى آن كـس كـه حـظ خـويـش را بـه بـهـايـى بـاطـل و دانـى بـفـروشـد و سـراى آخـرت را بـه متاعى بى ارزش تباه سازد، در تجارت خويش زيانكار و ناكام است .
    شارح معتزلى فعل يخمد را يحمد با حاء مهمله خوانده و آن را بهتر از حاء معجمه دانسته و گفته است :
    عـبـارت قـبـل اءن يـحـمـد العـمـل اسـتـعـاره اى مـليـح اسـت ؛ چـه ايـن كـه عمل ميت ستوده و نكوهش مى شود.
    و يخمد با خاء از خمدت النار نيز روايت شده است ، ليك اولى بهتر است .
    ولى ، چنانكه گفته ايم ، به قرينه ينقطع خاء بهتر است .
    ايـن كـه امـام عـليـه السـلام مـى فـرمـايـد: و يـنـقـطـع المهل يعنى پيش از آن كه عمرتان كه در آن مهلت يافته ايد، منقطع شود، و گويى امـام عـليـه السـلام عـمـر را به سبب - يعنى ريسمان - تشبيه فرموده است . بنابراين معنا چنين مى شود: پيش از آن كه سبب عمرتان منقطع گردد.
    پـيـامـبـر خـدا صـلى الله عليه و آله خطاب به ابوذر در روايتى مى فرمايد: بر عمر خويش ، بيش از درهم و دينارت بخيل باش
    (99)
    و يـنـقـضـى الاجـل يـعـنـى عـمـل كـنـيـد پـيـش از آن كـه مـهـلت تـمـام شـود و اجل فرا رسد كه چون آن زمان آيد، حتى ساعتى پس نيافتد.
    كـلام مـبـارك و يـسـد بـاب التـوبـه ، يـعـنـى بـه سـوى عـمـل و كـار بـشـتـابيد پيش ‍ از آن كه باب توبه بسته شود؛ چه پيش از اين گذشت كه چـون وقت معاينه و اشراف مرگ فرا رسد، توبه پذيرفته نخواهد شد كه خداى تعالى مـى فـرمـايـد: حـتـى اذا جـاء احـدهـم المـوت ، قـال : رب ارجـعـون لعـلى اعمل صالحا فيما تركت كلا انها كلمة هو قائلها...(100)



    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*





    و تـصـعـد المـلائكـة ، يـعـنـى عـمـل كـنـيـد پـيـش از آن كـه مـلايـكـه اى كـه اعمال شما از طاعات و معاصى را ضبط مى نمايند، به آسمان بالا روند، زيرا هنگامى كه انسان بميرد، ملايكه كاتب را ديگر كارى نيست .
    نـگـارنـده گـويـد: شـك نـيـسـت كـه در ايـن كه انسان همواره تحت نظر و مراقبت است ، و هر انـسانى را ملايكى است كه اعمال و افعال او را ثبت و ضبط كرده ، بر اين امر موكلند. اين ، حـقـيـقـتـى اسـت كـه فـرقـان عـظـيـم و اخـبـار شـريـف از رسـول گـرامـى اسـلام و آل پـاكـش عـليـهـم السـلام بـر آن گـواه و ناطقند؛ چنانكه خداى عـزوجـل مـى فـرمـايـد: و ان عـليـكـم لحـافـظـيـن # كـرامـا كـاتـبـيـن# يـعلمون ما تفعلون (101) و نـيـز مـى فـرمـايـد: اذ يـتـلقـى المـتـلقـيـان عـن اليـمـيـن و عـن الشمال قعيد # ما يلفظ من قول الا لديه رقيب عتيد(102)
    در مجمع البيان طبرسى - رضوان الله عليه - در تفسير اين كريمه آمده است :
    انس بن مالك نقل كند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداى تعالى ، بنده اش را دو مـلك ، وكـيـل فـرمـوده اسـت كـه بـر او بـنـويـسـنـد. پـس چـون بـمـيـرد، گـويند: پـروردگـارا! بـنـده ات ، فـلانـى را مـيـرانـدى ، پـس حـال بـه كـجا رويم ؟ خداوند فرمايد: آسمانم پر است از ملايك كه مرا عبادت كنند و زمينم پـر از خـلق كـه مـرا فـرمـان بـرنـد. بـه قـبـر بـنـده ام رويـد و مـرا تـسـبـيـح و تكبير و تهليل گوييد و آن را تا روز قيامت در زمره حسناتش به كتابت آوريد.
    (103)
    همچنين در همان كتاب آمده است :
    ابو امامه ، از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده است كه فرمود: فرشته جانب چپ ، شش ساعت ، قلم از نوشتن عمل بنده خطاكار يا زشتكار باز نگاه دارد. پس چنانچه پشيمان شـود و از خـداى بـخـشـش طـلبـد، آن را نـنـويـسـد، وگـرنه يك گناه بر او نخواهد نوشت .
    (104) در روايـت ديگر است : فرشته جانب راست ، بر فرشته جانب چپ ، امير اسـت . پـس چـون بنده اى عملى نيك انجام دهد، هشت برابرش برايش بنويسد، و چون عملى زشـت بـه انجام رساند و فرشته جانب چپ اراده كند كه آن را بنويسد، فرشته جانب راست او را گـويد: باز ايست ، و او هفت ساعت باز ايستد. اگر از خداوند طلب بخشش كند، بر او چيزى ننويسد، و چنانچه چنين نكند تنها يك عمل زشت بر او نوشته شود.(105)
    هـمـچـنـيـن در كـتـاب شـريـف كـافـى ، زرارة از امـام بـاقـر يـا امـام صـادق عـليـهـما السلام نقل مى كند:
    خـداى تـبـارك و تـعـالى بـراى آدم در فـرزندانش چنين مقرر فرمود كه چون كسى همت به انـجـام كارى نيك بندد و آن را به انجام نرساند، يك حسنه برايش نوشته شود و چون آن را بـه انـجام رساند، ده حسنه برايش نوشته شود، و چون كسى همت به انجام كارى زشت بـنـدد و آن را انـجام ندهد، چيزى بر او نوشته نشود، و اگر آن را به انجام رساند، تنها يك گناه بر او نوشته شود.
    (106)
    در كـتاب وافى ، در توضيح اين كه چرا حسنه را ده برابر نويسند و سيئه را تنها يكى نويسند، آمده است :
    شـايـد سـر در ايـن بـاشـد كـه جـوهـر انـسـانـى ، بـالطـبـع بـه عـالم عـلوى مـايـل اسـت ؛ چه اين جوهر از همان اقتباس گشته و هبوطش در قالب جسمانى از طبيعتش غريب اسـت ، و حـسـنه به سوى آنچه كه موافق اين طبيعت است ارتقاء مى يابد؛ چرا كه جنس آنها يـكـى اسـت . مثلا نيرويى كه مى تواند سنگ را يك ذراع به سوى بالا به حركت در آورد، چـنـانـچـه در جـهت پايين خرج شود، آن را ده ذراع يا بيشتر به حركت در خواهد آورد. از اين رو، حسنه را ده الى هفتاد چون خود است بعضى از آنها را اجرى است بى حساب ، و حسنه اى كـه نـيـت خـودنـمـايـى و ريـا و يـا عـجـب ، تاثير آن را مانع نشود، چون سنگى ماند كه از بلندى به سوى پايين در غلطد و هيچ مانعى در سر راهش مانعش نشود. اين سنگ همچنان به حركت خويش ‍ ادامه مى دهد و تا به آن جا كه بايد، برسد.
    همچنين در كتاب شريف كافى نقل است :
    عـبـدالله بـن مـوسى بن جعفر عليه السلام گويد: از پدرم پرسيدم كه آيا چون بنده اراده گـناه يا كار نيك كند، دو ملك از آن خبر يابند؟ فرمود: آيا بوى خوب و بوى مستراح يـكـى اسـت ؟! گـفتم : خير! فرمود: چون بنده اراده كار نيك كند، نفسش خوشبو بيرون آيد. پـس فـرشـته جانب راست ، فرشته جانب چپ را گويد: برخيز (و برو) كه او همت به كار نيك بسته است . و چون بدان عمل اقدام كند، زبانش قلم او شود و آب دهانش ، مركب ، و آن را بـرايـش بنويسد، و چون اراده گناه كند، نفسش بدبو بيرون آيد. پس ‍ فرشته جانب چپ ، جـانـب راست را گويد: باز ايست كه او همت به گناه بسته است ، و چون گناه را به انجام رساند، زبانش قلم او شود و آب دهانش مركبش ، و گناه را بر او بنويسد.
    (107)

    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*





    در كتاب وافى ، در توضيح روايت فوق آمده است :
    آب دهـان و زبـان بـه عـنـوان آلتـى بـراى ثـبـت حـسـنـه و سـيئه معرفى شده ؛ چه بناى اعـمال بر آن است كه در قلب است ، و زبان بدان تكلم مى كند و پرده از آن بر مى دارد و بـديـن مـعـنـا اشـارت فـرمـوده اسـت كـه : اليـه يـصـعـد كـلم الطـيـب و العـمل الصالح يرفعه (108) و اين آب دهان و زبان ، صورتى است مر آن معنا را؛ چنانكه شاعر گفته است :

    ان الكلام لفى الفؤ اد و انما

    جعل اللسان على الفؤ اد دليلا


    روايتى ديگر در كافى است كه فضيل بن عثمان مرادى گويد از ابو عبدالله ، امام صادق عليه السلام شنيده است :
    رسـول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چهار خصلت است كه در هر كه باشد در وقت ورود بـه بـارگـاه خـداونـد، پـس از آن ديـگـر او را هـلاكتى نيست جز آن كه شايسته هلاكت بـاشـد و آن عبارت است از اين كه بنده همت به كارى نيك بندد كه آن را به انجام رساند. چـنـانـچـه آن را به انجام نرساند، خداى برايش (به سبب نيت نيكش ) حسنه اى بنويسد، و چـنانچه آن را انجام دهد، خداى برايش ده حسنه بنويسد، و چنانچه همت به كارى زشت بندد كـه آن را بـه انـجـام رسـانـد؛ پـس چنانچه آن را به انجام نرساند؛ چيزى بر او نوشته نـشـود، و اگر آن را انجام دهد، هفت ساعت بدو مهلت داده شده ، فرشته كاتب حسنات ، كاتب سـيـئات را كـه بـر جـانـب چـپ اسـت گـويـد: شـتـاب مـكـن كـه شـايـد عـمـل زشـتـش را بـه عـمـلى نـيـك دنـبـال كـنـد و آن را پـاك سـازد؛ چـه خـداى عزوجل فرمايد: ان الحسنات يذهب السيئات
    (109)، و يا بخشش طلبد؛ پس اگر گـويـد: اسـتـغـفـر الله الذى لا اله الا هـو، عـالم الغيب و الشهادة العزيز الحكيم الغفور الرحـيـم ذالجـلال و الاكـرام و اتـوب اليه چيزى بر او نوشته نشود. چنانچه هفت ساعت بـگذرد و نه حسنه اى انجام دهد و نه آمرزش طلبد، كاتب حسنات ، كاتب سيئات را گويد: بنويس گناه را بر اين نگون بخت محروم .(110)
    نيز روايتى است ديگر كه ابو نعمان گويد:
    شنيدم كه ابو جعفر عليه السلام فرمود:
    اى ابـا نـعـمـان ! مـردم تـو را فـريـب نـدهـنـد و از نـفـسـت غـافـل نـكـنـنـد؛ هـر چـه بـه تـو رسـد هـمـراه تـو خواهد بود نه همراه آنان . روزت را به بـيـهـودگـى سـپـرى مـكـن ؛ چـه هـمـراه تـو كـسـانـى هـسـتـنـد كـه عمل تو را ثبت مى نمايند. پس ‍ نيكوكارى كن كه هيچ چيزى را به جستجو و طلب نمى بينم كه از عمل نيك ، كه گناه پيش را از ميان مى برد، بهتر باشد.(111)
    امـا سـخـن مـبـارك امـام در آن جا كه فرمود: فاخذ امرؤ من نفسه لنفسه ، تحضيض و تـرغـيـب اسـت بـر فرمانبردارى و اطاعت از خداوند و توجه به جانب رب و توشه اندوختن بـراى سـراى بـاقـى . بـديـن مـعـنا كه حال كه چنين است ، بايسته است كه آدمى از خويش بـراى خـويـش ، تـوشـه گـيـرد؛ يـعنى خود را در طاعات و عبادات و ترك شهوات و انجام خيرات و مبرات به زحمت اندازد و مال خود را در راه خدا انفاق كند؛ چه اين به منزله آن است كـه از خـويـش بـراى خويش توشه برمى گيرد؛ براى روزى كه روز معاد است و حساب . خداوند عزوجل مى فرمايد:
    فاما من اوتى كتابه بيمينه فيقول هاؤ م اقرؤ ا كتابيه # انى ظننت انى ملاق حسابيه # فـهـو فـى عـيـشـه راضـيـة # فـى جـنـة عالية # قطونها دانية # كلوا و اشربوا هنيئا بما اسلفتم فى الايام الخالية (112)



    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*





    از آن رو كه انسان در عبادات و رياضات ، به واقع از قواى خويش اخذ مى كند؛ يعنى آنها را بـدان سـبـب كه در راه خدا و براى ذخيره روز معاد انفاق مى نمايد، به نقصان و كاستى مـى كـشاند، پس به حق مى توان گفت كه : اخذ من نفسه لنفسه ؛ و البته لطف اين كلام مبارك و حسن افادت آن ، چه به لفظ و چه به معنا مخفى نيست .
    در كافى ، از شحام نقل است كه امام ابو عبدالله عليه السلام فرمود:
    از نـفـست براى نفست اخذ كن . از آن اخذ كن در سلامتى پيش از آن كه بيمارى آيد و در قوت پيش از آن كه ضعف آيد و در حيات پيش از آن كه مرگ آيد.(113)
    هـمـچـنين همان امام همام عليه السلام فرمود: خودت را براى خودت وادار و به كار گير كه اگر اينچنين نكنى ديگرى كار تو را به عهده نمى گيرد.(114)
    در كـلام مـبـارك امـام عليه السلام كه مى فرمايد: و خذ من حى لميت ، مراد از حى و مـيـت ، خـود شـخـص اسـت ؛ يـعـنـى از خـود در حال حيات ، براى خود در حال مرگ بستاند؛ چنانكه در حديث پيشين گذشت ، و نيز روايتى از رسـول خـدا صلى الله عليه و آله نقل است كه خطاب به ابوذر فرمود: پنج چيز را پيش از پنج چيز غنيمت شمر... زندگى ات را پيش از مرگ .(115)
    و مـن فان لباق و من ذاهب لدائم : مراد از فانى و ذاهب ، سراى دنيا، و مراد از دو كلمه پس از آن دو، سراى آخرت است . دنيا و آخرت را به اعتبارات گوناگون ، نامهاى بسيار است . پس معناى عبارت چنين است : بايد از دنيايش براى آخرتش بستاند.
    پـس دنـيـا از آن حـيـث كه محل تجارت و كسب كسى است كه به اين فرمايش ‍ گرانمايه امام عليه السلام عمل مى كند، ممدوح و پسنديده است . البته ممكن است مراد از فانى و ذاهب بدن انسان ، و مقصود از دو كلمه پس از آنها، روح باشد بنابراين مى توان آن را اشارتى به بقاى روح و تجرد آن دانست .
    عـبـارت مـبـارك امـرؤ خـاف الله و هـو مـعـمـر الى اجـله و مـنـظـور الى عـمـله ، بدل است براى فاخذ امرؤ يعنى : فلياءخذ امرو خاف الله ... و معنى چنين مـى شـود: از خـود، بـراى خـود، و از دنـيـا، بـراى آخرت بگيرد مردى كه از خدا بترسد و حـال آن كـه تـا هـنـگـام اجل فرصت دارد و عمل او مورد نظر است ؛ زيرا هر نفسى ، رهين كسب خويش است .(116) پس اگر از حضور در بارگاه پروردگار بترسد و نفس خويش را بـاز دارد، بـهـشـت ماواى او خواهد بود،(117) و چنانچه سركشى كند و زندگى دنيا را برگزيند، دوزخ جايگاهش باشد.(118)
    در آن جـا كـه امام عليه السلام مى فرمايد: امرؤ الجم نفسه ...، نفس ‍ انسان را به چـهـارپـايـى نـافـرمان تشبيه فرموده است كه بايد لگامش بندد و آن را از نزديكى به گناهان و نافرمانى خداوند باز دارند و به سوى طاعت و فرمانبردارى سوقش دهند، و در غير اين صورت ، انسان را به هر جايى كه مى خواهد، خواهد برد.
    مولوى رومى در مثنوى معنوى به نيكى تمام ، روح را به عيساى روح الله عليه السلام و نفس را به الاغى چموش تشبيه كرده ، گويد:

    ترك عيسى كرده خر پرورده اى

    لاجرم چون خر برون پرده اى

    طالع عيسى است علم و معرفت

    طالع خر نيست اى تو خر صفت

    ناله خر بشنوى رحم آيدت

    پس ندانى خرخرى فرمايدت

    رحـم بـر عـيـسـى كـن و بـر خـر مـكـن

    طـبـع را بـر عقل خود سرور مكن

    طبع را هل تا بگريد زار زار

    تو ازو بستان و وام جان گذار

    سالها خر بنده بودى بس بود

    زانكه خر بنده ز خر واپس ‍ بود

    هم مزاج خر شدت اين عقل پست

    فكرش اينكه چون علف آرد بدست

    گردن خر گير و سوى راه كش

    سوى رهبانان و رهدانان خوش

    هين مهل خر را و دست از وى مدار

    زانكه عشق اوست سوى سبزه زار

    گر يكى دم تو به غفلت و اهليش

    او رود فرسنگها سوى حشيش

    دشمن راهست خر مست علف

    اى بسا خر بنده كز وى شد تلف

    گر ندانى ره هر آنچه خر بخواست

    عكس آن را كن كه هست آن راه راست


    نـفـيـس بـن عـوض طـبـيـب ، در شـرح كـتاب الاسباب فى الطب ، تاليف على بن ابى الحزم قرشى متطبب ، در مبحث عشق ، از حكما نقل مى كند:
    اگـر نـفس را مشغول ندارى ، مشغولت كند، و اين بدان سبب است كه نفس ‍ تقريبا هميشه در تـدبـيـر اسـت . پـس چـنـانـچـه آن را بـه امـورى نـافـع مـشـغـول دارى ، بـدان مـشـغـول شـود وگرنه ، به امور فاسد و مهلك مشغولت كند. نفس ، دشمنى سخت است و بسيار امركننده به بدى ، و راهزنى است كه راه سالك به سوى خداى را بـنـدد. و اگـر انـسـان آن را بـه حال خود رها كند و از نافرمانى خداوند و از آنچه به سـويـش مـايـل اسـت بـاز نـدارد و او را بـه مـهـالك و مـفـاسـد بـرد. پـس عـاقـل هـوشـيـار را سـزاوار بـاشـد كـه در ابـتـدا بـه جـهـاد بـا ايـن دشـمـن سنگدل كه در خانه اوست بپردازد.

    تو با دشمن نفس همخانه اى

    چه در بند پيكار بيگانه اى !؟


    در كـتـاب اربـعـيـن عـلامـه بهاءالدين عاملى قدس سره از حضرت امير مؤ منان عليه السلام روايت است كه فرمود:
    پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گروهى از سپاهيان خويش را (به جهاد) اعزام داشت . چون بازگشتند، فرمود: مرحبا به قومى كه جهاد اصغر را به انجام رسانيدند و جهاد اكبر بـر عـهـده شـان بـاقـى اسـت . پـرسـيـدنـد: اى رسـول خـدا! جـهـاد اكـبـر چـيـسـت ؟ فـرمـود: جـهـاد بـا نـفـس . سـپـس ‍ فـرمـود: بـرتـريـن جـهـاد، آن اسـت كه شخص با نفس خويش كه ميان دو پهلوى اوست ، به جهاد برخيزد.(119)
    از جـمـله اشـعـارى كـه در مـذمـت پـيـروى از نـفـس بـه صـنـعـت تـعـريـب سـروده ام ، ابـيات ذيل است :

    من كرد نفسه پيرويا

    فليقعدن فى الدوزخ جثيا

    من افكند بدستها زمامه

    فماله الخوشى و السلامه

    لانها لحية لدغاء

    ان بگزد فعمرك فناء

    ان جاوزت عن حدها بموئى

    فانها امارة بالسوء

    شبهها بالاستر الچموش

    من كان ذا دراية و هوش

    فالقرب منها لگد و گاز

    و الحرف فى ركوبها دراز

    رب پنهت بك من هواها

    بدبخت من لا يترس ‍ عقابها


    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*





    ترجمه خطبه
    اكـنـون كـه در فـراخـى بـقـا هـسـتـيـد (كـنـايـه از ايـن كـه زنـده ايـد) و نـامـه هـاى اعمال گسترده است و پيچيده نشده ، و توبه پهن است و در آن بسته نشده (كنايه از اينكه هـنـوز اجـل شما فرا نرسيده ) و آن كه از حق تعالى و فرمان او پشت كرده خوانده مى شود كـه برگرد و به سوى ما بيا، و آن كه بد كرده است ، اميدوارى به او داده شده كه اگر دسـت از بـدى بردارد و به خوبى گرايد و تدارك كند، از او پذيرفته است و عاقبت به خـير خواهد بود، پس كار كنيد و تلافى گذشته نماييد پيش از آن كه مرگ گريبان شما را بگيرد و چراغ عمل خاموش گردد، و طناب عمر بريده شود و وقت به سر آيد و فرصت از دسـت رود و در تـوبـه بـسـتـه شـود، و فـرشـتـگـان اعمال دست از كار بكشند و به آسمان بر شوند (كنايه از اين كه تن به كار دهيد پيش از آن كـه عـمـر بـه سـر آيـد و مرگ به درآيد.) پس بايد هر كسى از خود براى خود (يعنى خـويـشـتـن را رنـج دهـد و كـار كـنـد تـا در آخـرت او را بـه كـار آيـد كـه جـزاء نـفـس ‍ عـمـل اسـت ، و عـلم و عـمـل جوهر انسان سازند) و بايد بگيرد از زنده براى مرده (يعنى تا زنـده اسـت كـارى كـنـد كـه پـس از مردن او را به كار آيد) و از دنياى فانى براى سراى جاودانى ، يا از بدن فانى براى روح باقى ، و از رونده و گذرنده براى دايم هميشگى (يعنى از دنيا براى عقبى يا از تن براى جان ).
    مـردى كـه از خـدا بـتـرسـد و حـال آن كـه تـا هـنـگـام اجـل فـرصـت دارد و عـمـل او مـورد نـظـر اسـت (يـعـنـى تـا زنـده اسـت بـه عـمـل كـوشـد و بـراى روز تـنـگـدستى خويش كارى كند) مردى كه چارپاى سركش نفس را لگـام زده و مـهـار كـرده پـس بـه لگـامش وى را از معاصى باز مى دارد و به مهارش به سوى طاعت خدا مى كشاند.
    و آخر دعويهم ان الحمد لله رب العالمين .


    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    sham پاسخ : *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*







    پایان
    *^*الاءوبة الى التوبه مـن الحـوبـة *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •