دنياي بيكران فيزيك سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
دنياي بيكران فيزيك
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض دنياي بيكران فيزيك




    چرا آینه چپ و راست می‌کند اما بالا و پایین نه؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    آینه تصویرِ مجازیِ هر نقطه‌ای را درست مقابل خودِ نقطه تشکیل می‌دهد. بنابراین اگر در شکل زیر ، A صفحه‌ی جسم و B صفحه‌ی تصویر باشد (و آینه در بین این دو صفحه واقع شده باشد) آنگاه تصویر دایره درست مقابل دایره و تصویر مربع درست مقابل مربع و تصویر انتهای فلش درست مقابل انتهای فلش و تصویر ابتدای فلش درست مقابل ابتدای فلش قرار دارد.
    اما آنچه به چپ و راست شدگی یا بالا و پایین شدگیِ تصویر نسبت داده می‌شود مربوط به قضاوت ناظر از جسم و تصویر نسبت به موقعیت حودش می‌باشد. مثلاً اگر ناظر بین دو صفحه‌ی A و B و عمود بر صفحه‌ی P و رو به صفحه‌ی A ایستاده باشد دایره را سمت چپ و انتهای فلش را در بالای خود می‌بیند و اگر در همین حال 180 درجه روی صفحه‌ی P دورِ خود بچرخد و برای دیدنِ تصویر به‌طرفِ B قرار گیرد دایره را سمت راست و انتهای فلش را همچنان در بالای خود می‌بیند و می‌گوید تصویر چپ و راست شده اما بالا و پایین نشده است. اما اگر پس از نظاره‌ی دایره در سمت چپ خود روی صفحه‌ی A، چرخشِ 180 درجه‌ای ناظر برای دیدنِ تصویر به موازات صفحه‌ی P نباشد بلکه به موازات صفحه‌ی Q باشد آنگاه باز مقابل صفحه‌ی B واقع می‌شود اما این‌بار دایره را همچنان در سمت چپ و انتهای فلش را در پایین خود می‌بیند و می‌گوید تصویر بالا و پایین شده اما راست و چپ نشده است. (اگر امکان داشت ناظر از پشتِ صفحه‌ی B تصویر را ببیند آن‌را کاملاً مشابه شیئ می‌دید و با یک چرخش رو به تصویر (به موازات B) آن ‌را کاملاً وارون (یعنی هم چپ و راست و هم بالا و پایین) می‌دید.)
    به عبارت ساده‌تر علت اینکه به‌نظرمان می‌رسد که آینه تصویر را چپ و راست می‌کند اما بالا و پایین نمی‌کند این است که عادت داریم شیئ و تصویر را در صفحه‌ی افقی دیده و مقایسه کنیم نه در صفحه‌ی عمودی. این عادت شاید مشابه عادتی است که ما پیدا کرده‌ایم به اینکه دنیا را وارونه ببینیم و آن‌را مستقیم بپنداریم. توضیح اینکه به‌یاد داریم که در کتب درسی قدیم می‌خواندیم که عدسی چشم انسان تصویر را وارونه بر شبکیه تشکیل می‌دهد اما اینکه ما تصویر را مستقیم می‌بینیم مربوط به مکانیسمی در مغز است که تصویرِ وارونه را مستقیم می‌کند. کافی بود از نویسنده پرسیده شود از کجا مطمئن است که تصویری که می‌بیند مستقیم است و او عادت نکرده است که دنیا را وارونه ببیند و مستقیم بپندارد!
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2.  

  3. #2
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    چرا نور ستارگان در عبور از کنار خورشید کج می‌شود؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون






    پیش‌بینی و محاسبه‌ی انحراف نور ستارگان به هنگام گذشتن از کنار خورشید یکی از مهمترین کارهای انجام شده توسط نسبیت عمومی است که پس از آن با اندازه‌گیری‌های عملی تأیید شد. آزمایش‌های انجام شده همچنین نشان می‌داد که سرعت پیش‌رویِ یک موج الکترومغناطیسیِ گذرنده از کنار خورشید کاهش می‌یابد درحالیکه نسبیت عمومی هنوز قادر به توجیه آن نبود و حتی مستلزم افزایش و نه کاهش آن بود. بالاخره شاپیرو توانست این تأخیر زمانی را به عنوان نتیجه‌ای از نسبیت عمومی به‌دست آوَرَد.
    در این مقاله توجیه اپتیکی دو پدیده‌ی مشاهده شده‌ی فوق را ارائه می‌دهیم. این توجیه به روشی بسیارساده هر دوی انحراف و کاهش سرعت نور را با هم دربر می‌گیرد. اساسِ این توجیه درنظر گرفتنِ خورشید و اتمسفر اطراف آن (که تا محدوده‌ی وسیعی که حتی می‌توان گفت مدار زمین را در بر می‌گیرد گسترده است) به عنوان یک عدسی کروی (گازی) اپتیکی (البته از نوعی که ضریب شکستِ آن با رفتن به طرف مرکز افزایش می‌یابد) می‌باشد که باعث انحراف نور و نیز کاهش سرعت آن در داخل عدسی می‌گردد.
    خورشید، تا ارتفاعِ زیادی از سطحش، دارای اتمسفری است که همانطور که این ارتفاع افزایش می‌یابد مرتباً رقیق‌تر می‌شود. برای سادگیِ درک موضوع فرض کنید این جو متشکل از دو لایه با ضرایب شکستِ n1 و n2، همچنانکه در شکل زیر نشان داده شده است، باشد به‌گونه‌ای که n2>n1>no. طبیعی است که شعاع نور در عبورش از سطحِ S1 به طرفِ داخل شکسته خواهد شد، و در عبور از سطح S2 مجدداً به طرف داخل شکسته خواهد شد، و این شعاع پس از عبور از فاصله‌ی کمینه‌اش از خورشید، در عبور بعدی‌اش از سطح‌های S2 و S1 به طرف خارج شکسته می‌شود. نتیجه‌ی این شکست‌های پیاپی، به‌علتِ شکل کرویِ سطوح، خُمِشِ شعاع در عبور از درون اتمسفر خورشید به‌گونه‌ای است که گویا شعاع به‌وسیله‌ی خورشید جذب شده است. واضح است که این مدل ساده بعلاوه پیش‌بینی می‌کند که سرعت پیش‌رویِ شعاع نور در مجاورت سطح خورشید به علت قرار گرفتن در محیط‌های از لحاظ اپتیکی چگال‌تر کاهش می‌یابد.
    اما اتمسفر خورشیدی چگونه می‌تواند، آنچنانکه مشاهدات نشان می‌دهد، ناپاشنده باشد؟ مطمئناً اگر بتوان عدسی خورشیدی را به عنوان یک عدسی یا منشور کوچک در یک آزمایشگاه اپتیکی در نظر گرفت و اجازه داد که پرتوی باریک از نورِ غیرِ تک‌فام از درون آن (نه به سمت مرکز آن) عبور کند، آنگاه باید انتظار پاشیدگی نورِ عبور کرده از بین عدسی (خورشیدی) را به‌خاطرِ شکست آن در عدسی داشته باشیم. اما اینکه به هنگام مشاهده‌ی نور عبوریِ ستارگان از مجاورت خورشید چنین پاشیدگی‌ای مشاهده نمی‌شود به علت این حقیقت است که این تنها یک پرتو باریکِ منفرد از نور یک ستاره نیست که به خورشید می‌رسد بلکه پرتوهای بی‌شماری از نور آن موازی با یکدیگر به خورشید می‌رسند. دلیلِ توازی آنها این است که ستاره بسیار بسیار دور از خورشید است. لذا به‌جای یک پرتو منفرد که می‌تواند از یک عدسی در آزمایشگاهی اپتیکی عبور کند در اینجا با پرتوهای موازی بی‌شماری سروکار داریم. مطابق توجیه مربوط به شکل بالا این پرتوها به هنگام عبور از اتمسفر خورشید (یا به عبارت دیگر به هنگام عبور از مجاورت خورشید) متناسب با فاصله‌های آنها از مرکز خورشید، به جهت‌های مختلف کج می‌شوند. طبیعی است که هر پرتو در عدسی خورشیدی، همزمان با انحرافش، پاشیده نیز می‌شود. پس همچنانکه در شکل زیر نشان داده شده است پس از عبور پرتوها از جو خورشید، دارای پرتوهای بی‌شمارِ کج‌شده و به انحاء مختلف جهت‌گیری شده‌ای خواهیم بود که هر کدام به‌طور همزمان پاشیده نیز شده‌اند. روشن است که پاشیدگی‌های مختلفِ پرتوهای منحرف شده‌ی مختلف (مربوط به پرتوهای مجاورِ یکدیگرِ موازیِ اولیه) با یکدیگر آمیخته خواهند شد و در نتیجه یک مشاهده‌گر زمینی هیچ پاشیدگی‌ای را مشاهده نخواهد کرد بلکه فقط انحرافِ پرتو برای او قابل مشاهده خواهد بود؛ درحقیقت این درست همان دلیلِ این است که چرا در یک آزمایشگاه اپتیکی پدیده‌ی جداییِ طول موج‌های مختلفِ یک پرتوی به اندازه‌ی کافی کُلُفت از نور غیرِ تک‌فام پس از شکستِ آن در یک منشور (یا یک لنز کروی) در قسمتِ میانیِ پرتو مشاهده نمی‌شود.
    به عبارت ساده‌تر، با فرض اینکه در این شکل a، b، و c به‌ترتیب پرتوهای میانیِ بینابِ مرئی پاشیدگی‌های مربوط به پرتوهای موازی اولیه‌ی A، B، و C باشند درحالیکه a'، b'، و c' و نیز a"، b"، و c" به‌ترتیب پرتوهای کناری بیناب مرئی پاشیدگی‌های مربوط به این پرتوهای موازی اولیه باشند، درصورتیکه مشاهده‌گر زمینی در امتداد پرتو b قرار گرفته باشد او این پرتوی میانی بیناب مرئی را همراه با پرتوهای کناری بیناب، c' و a"، که موازی با پرتو b می‌باشند، مشاهده خواهد کرد. چون این پرتوهای موازی (یعنی b، c'، و a") به یکدیگر نزدیکند (زیرا مربوط به پرتوهای اولیه‌ی نزدیک به یکدیگر می‌باشند)، او عملاً پاشیدگی را مشاهده نخواهد کرد بلکه فقط انحراف جهت پرتو b نسبت به جهت پرتو اولیه (B) بوسیله‌ی او مشاهده خواهد شد.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #3
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    چرا پرندگان در سرما پرهای خود را پُف می‌کنند؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    دیده می‌شود که بسیاری از پرندگان، مانند گنجشک یا کبوتر، در زمستان هنگامی که هوا سرد می‌شود به‌هنگامِ استراحت پرهای خود را به‌حالتِ پُف کرده بر روی بدنِ خود حجیم می‌کنند. روشن است که این امر به‌خاطرِ رهایی از سرمایِ هواست، اما می‌خواهیم علتِ فیزیکی این موضوع را که این کار چگونه باعثِ گرم شدنِ بدن آنها می‌شود بررسی کنیم.
    پرنده با پُف کردنِ پرهای خود درواقع اجازه می‌دهد حجمی از هوا در لابه‌لای پرهای او در مجاورت با پوست بدنش محبوس شود و به‌راحتی توسط جریانِ هوای بیرون جابجا و از مجاورت پوست دور نشود. این حجم هوای گیرافتاده در لابه‌لای پرهای پرنده بر اثر گرمای بدن پرنده گرم می‌شود و چون به‌ راحتی از کنار بدن پرنده دور نمی‌شود بدن او را در گرمای خود نگاه می‌دارد و به ‌این ‌وسیله بدن پرنده گرم می‌مانَد. این کار درست مثل کاری است که ما در زمستان با کشیدن پتو بر روی خود یا با پوشیدن لباس انجام می‌دهیم، با با درآغوش گرفتنِ یکدیگر باعث می‌شویم گرمای بدنِ دیگری ما را گرم نگاه دارد.
    در بعضی از کتاب‌‌های متن فیزیک گفته می‌شود که علت فیزیکی گرم نگاه داشته شدنِ پرنده با پُف کردنِ پرهایش این است که هوای گیرافتاده در پرهای پرنده نقش یک عایق گرمایی برای جلوگیری از خروج گرمای بدن پرنده به هوای محیط را بازی می‌کند. این استدلال ظاهراً به این علت به ذهنِ طراح آن خطور کرده است که هوا همچون خلأ یک عایق حرارتی است، و علت آن هم این است که چون چگالی مولکول‌های آن در مقایسه با چگالی مولکول‌های یک جسم جامد بسیار کمتر است بالنسبه حرارت یا جنبشِ مولکولیِ کمتری را می‌تواند از درون جامد به بیرون از جامد منتقل کند همانگونه که در حالت ایده‌آل یک خلأ اصلاً این کار را نمی‌تواند انجام دهد چون اصلاً مولکولی ندارد. نمونه‌ی این وضعیت در شیشه‌های دوجداره‌ی ساختمان‌ها دیده می‌شود که برای جلوگیری از تبادل گرما بین هوای درون و بیرون ساختمان طراحی شده‌اند. در این حال دمای شیشه‌ی روبه‌بیرون متفاوت از دمای شیشه‌ی روبه‌درون است و لایه‌ هوای بین دو شیشه که چگالیِ مولکولی بسیار کمتری از شیشه دارد عملاً نقش چندانی در انتقال گرمایی قابل توجه از شیشه‌ی با دمای بالا به شیشه‌ی با دمای پایین ندارد.
    پس باید به این موضوع توجه داشت که نقشِ عایق حرارت بودنِ هوا به‌دلیلِ گفته شده در بالا، تنها بین دو جسم متکاثر (جامد یا مایع) بارز است نه بین یک جسم متکاثر و یک گاز (مثلاً خودِ هوا). ازاین‌رو این سؤال به ذهن یک کنکاشگر خطور می‌کند که اگر هوای گیرافتاده بین پرهای پرنده‌ی پُف‌کرده به دلیل عایق حرارت بودن مانع انتقال گرمای بدن پرنده به هوای محیط می‌شود چرا اصولاً لازم است پرنده پر داشته باشد و پرهایش را پف کند تا هوایی را در مجاورت پوستش گیراندازد، و اگر پرنده‌ای بدونِ پر را تصور کنیم باز باید با این استدلال بنوانیم بگوییم که لایه‌ای از هوای مجاور پوست لُخت پرنده را می‌توان به‌عنوانِ عایق برای انتقالِ حرارت بدن پرنده به بقیه‌ی هوای محیط تلقی کرد درحالکه به‌روشنی چنین امری ممکن نیست.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #4
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    چرا هوا درست قبل از طلوع آفتاب ناگهان سردتر می‌شود؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    به نظر می‌رسد تحلیل قانع‌کننده‌ای در نوشتجات فیزیکی برای پاسخ به پرسش فوق وجود نداشته باشد. در اینجا تلاش می‌کنیم پاسخ را، با در نظر گرفتنِ اینکه باید در پیدایشِ هم‌زمانِ طلوع در افق و سقوط ناگهانیِ دمای هوا جستجو شود، بیابیم.
    - هوا به عنوان یک عایق در نظر گرفته می‌شود. بنابراین هوا نمی‌تواند گرما را به راحتیِ مثلاً فلزات منتقل کند.
    - هنگامی که آفتاب زمین را گرم می‌کند، زمینِ گرم، لایه‌های هوای مجاور زمین را گرم خواهد کرد. این گرما به‌تدریج به لایه‌های بالاترِ هوا منتقل می‌شود اما چون‌که هوا عملاً یک عایق است این انتقالِ گرما به راحتی اتفاق نمی‌افتد، بنابراین لایه‌های بالاترِ هوا عملاً همواره سرد باقی می‌مانند.
    - پدیده‌ی پخش گاز در هوای سرد، برخلاف هوای گرم، رخ نمی‌دهد. این به علتِ جنب و جوش کمترِ مولکول‌ها در هوای سرد است. این حقیقت باعث می‌شود که گاز خروجیِ اتوموبیل‌ها نتواند در روزهای سرد زمستان از لایه‌های هوای نزدیک سطح زمین به لایه‌های بالاترِ هوا بگریزد.
    - درست قبل از طلوع خورشید، هنگامی که آفتاب تنها لایه‌های هوای سرد بالاتر از لایه‌های مجاور سطح زمین را گرم می‌کند، امکان پخش گاز در این لایه‌های گرم شده افزایش می‌یابد. درنتیجه، لایه‌های هوای پایین‌تر که به علت مجاورتشان با سطح زمین گرم‌ترند و نیز طبعاً گاز هستند امکان بیشتری برای پخش در این لایه‌های بالاترِ گرم‌تر شده می‌یابند. بنابراین برای دقایقی گرمای لایه‌های هوای نزدیک سطح زمین به داخل لایه‌های بالاتر که با نور خورشید روشن شده‌اند پخش می‌شوند ولذا دما در این لایه‌های پایینی در خلال این دقایق سقوط می‌کند زیرا گرمای لایه‌های پایین‌تر در فضای وسیع‌تری توزیع می‌شود. به بیانِ ساده‌تر لایه‌های سرد هوا در قسمت بالاییِ جو شبیه بالشتکی عایق روی لایه‌های پایین‌تر عمل می‌کند که گرمای نزدیک سطح زمین را نگاه می‌دارد، و با تابش آفتاب به این بالشتک و رقیق شدنِ آن روزنه‌هایی در آن ایجاد می‌شود که از آنها گرمای لایه‌های پایینی امکان گریز می‌یابند.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #5
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    چرا گشتاور وارد بر اجسام بی‌حرکت صفر است؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    می‌دانیم که در مکانیک تحلیلی با تعریف گشتاور به صورت F×r به راحتی ثابت می‌شود که هنگامی که اندازه حرکت زاویه‌ای یک جسم صُلب با گذشت زمان تغییر نکند ناچاراً گشتاور وارد شده بر آن صفر است. هنگام تدریس موضوع گشتاور به یک دانش آموز دبیرستانی، چون او در سطحی نیست که برهان تحلیلی قضیه‌ی فوق به او ارائه گردد، بعد از ارائه‌ی تعریفی مشابه فوق برای گشتاور به هیچ وجه برای او ثابت نمی‌شود که گشتاور اِعمال شده بر یک جسم ساکن صفر است بلکه بیان می‌شود که باید چنین باشد.. به عبارت ساده‌تر با فرض اینکه میله‌ی AB نشان داده شده در شکل 1، که در نقطه‌ی A لولا شده است، بی‌حرکت است رابطه‌ی F1•AB=F2•AC به عنوان یک قضیه ثابت نمی‌شود بلکه به عنوان یک اصل بدیهی الزامی به دانش‌آموز عرضه می‌شود.
    قبول این الزام اثبات نشده برای یک دانش‌آموز کنجکاو و تیزهوش مشکل است و او از خود می‌پرسد آیا قانونی جدید در مکانیک درحال آشکار شدن است که بیان می‌کند که گشتاور وارد بر یک جسم بی‌حرکت باید صفر باشد! بنابراین اثبات قضیه‌ی فوق به روشی ساده و قابل فهم برای یک دانش‌آموز تازه‌کار لازم است. در زیر تلاش می‌نماییم این کار را صورت دهیم.
    فرض کنید درحالیکه ریسمان شکل 2 در نقاط A و B به یک تکیه‌گاه ثابت بسته شده است نیروی F در نقطه‌ی O بر آن وارد شود که بر اثر آن ریسمان نیروهای F1 و F2 را بر تکیه‌گاه وارد می‌کند. ریسمان درحال تعادل است بنابراین تکیه‌گاه نیروهایی برابر با F1 و F2 بر ریسمان در جهت‌های نشان داده شده در شکل 2 وارد می‌کند. هرکدام از این دو نیروی وارد شده توسط تکیه‌گاه دارای دو مؤلفه به‌صورتِ نشان داده شده در شکل می‌باشد که بزرگی آنها برابر است با F'1=F1•OO'/OA، F"1=F1•AO'/OA، F'2=F2•OO'/OB، و F"2=F2•BO'/OB. چون ریسمان حرکت انتقالی افقی (به طرف چپ یا راست) ندارد خواهیم داشت F"1=F"2 یا F1•AO'/OA=F2•BO'/OB که آن را به صورتِ (F1•OO'/OA) •AO'=(F2•OO'/OB).BO' یا F'1•AO'=F'2•BO' می‌نویسیم. توجه کنید گه به تعریف گشتاور رسیده‌ایم زیرا F'2=F2•OO'/OB نیروی عمودِ وارد بر B و BO' بازوی گشتاور نسبت به O'، و نیز F'1=F1•OO'/OA نیروی عمود وارد بر A و AO' بازوی گشتاور نسبت به O' است، که دیدیم حاصل‌ضرب دوتای اول برابر است با حاصل‌ضرب دوتای دوم (که درواقع علت آن نبودِ هیچ شتاب گردشی است).
    حال تصور کنید که زاویه‌های θ1 و θ2 در شکل 2 به سمت صفر میل کنند. در این حال چون F1 و F2 لازم است برای موازنه با نیروی ثابت F، دارای مؤلفه‌های عمودی باشند ناگزیر بزرگیِ مؤلفه‌های افقی آنها (که با هم موازنه می‌شوند) به سمت بی‌نهایت میل می‌کند. گاملاً واضح است که هیچ جسمی توان تحمل نیروی بی‌نهایت را ندارد ولذا در عمل θ1 و θ2 صفر نخواهند شد گرچه می‌توانند خیلی کوچک شوند. اما توجه کنید که حتی اگر اگر فرض کنیم θ1=θ2=0، قانون فوق‌الذکر برای گشتاور همچنان صادق خواهد بود، یعنی برای موردِ نشان داده شده در شکل 3 خواهیم داشت F'1•OA=F'2•OB زیرا به‌وضوح این یک حالتِ حَدّی برای پروسه‌ای است که در هر مرحله‌اش قانون گشتاور فوق‌الذکر صادق بوده است.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #6
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    چرا جریان هوا باعث کاهش فشار و احساس خُنَکی می‌شود؟
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    از معادله‌ی برنولی می‌دانیم برای یک سیّال غیر قابلِ تراکم، فشار در نقطه‌ای از سیال که سرعت سیال در آن زیاد است کمتر از نقطه‌ای است که سرعت سیال در آن کمتر است به‌شرطی که این نقاط در یک سطحِ افقی واقع باشند. می‌خواهیم یک درک فیزیکی مستقیم و ساده از این واقعیت داشته باشیم. شکل زیر را در نظر بگیرید.
    فرض کنید در ابتدا سیال با سرعت از سطح مقطعِ ab به‌طرف راست گذشته و وارد فضای داخلیِ abcd می‌شود و از آنجا با سرعتی که همچنان به‌طرفِ راست است از سطح مقطع cd رو به بیرون جریان می‌یابد فرض کنید عملاً به این سیال تنها نیروی روبه‌راست وارد می‌شود وبنابراین نمی‌تواند نیرویی روبه‌بالا مثلاً به سطح مقطع ad وارد کند. اما می‌دانیم واقعاً چنین نیست و ما تنها برای سادگی دراینجا چنین فرضی را کرده‌ایم. برای اینکه این واقعیت را هم بتوانیم در فُرم ساده‌ای نشان دهیم فرض کنید این نیروی روبه‌بالا از طرفِ مایع درون ستونِ زیرِ سطح مقطع bc به‌طرف بالا وارد می‌شود. یعنی اگر سطح مقطع ab بسته بود همین نیرو مایع را از سطح مقطع bc به‌طرف بالا تا جایی می‌راند که سطح سیال در دو ستون عمودی همتراز شود.
    برای اینکه با توجه به جداسازی‌ای که برای سادگیِ درک فیزیکی مسئله در فوق انجام دادیم مکانیسم کاهش فشار با افزایش سرعت را بررسی کنیم سیال موجود در فضای abcd را متشکل از ذراتی که نسبت به هم دارای فاصله‌ی متوسط مشخصی هستند درنظر بگیرید. با فرضِ بسته بودنِ سطح مقطع bc، ذراتِ فضای abcd دارای سرعت به‌طرف راست می‌باشند. اما اگر این سطح باز باشد بر اثر ضربه‌هایی که بر ذرات واقع در این سطح مقطع، از سوی ذراتِ زیرین آن به‌طرف بالا وارد می‌شود بر آنها به‌طرف بالا نیرو وارد می‌گردد و به‌طرف بالا شتاب می‌گیرند تا به ذرات (مثلاً در سطح مقطعی کمی) بالاتر برسند و نیروی رو به بالای خود را به آنها منتقل کنند. اما چون اِعمالِ نیروهای رو به راست از سطح مقطع ab، بر اثر سرعت رو به راستِ ذرات، و رو به بالا از سطح مقطع bc به‌طور همزمان انجام می‌گیرد می‌توانیم نتیجه بگیریم که برآیند نیروی وارد بر هر ذره در فضای abcd قبل از برخورد با ذره‌ی بعدی نه به طور کامل رو به شمال و نه به طور کامل رو به شرق بلکه رو به شمال شرقی است. بنا بر این نه تمام که بخشی از ذراتِ سطح مقطع bc می‌توانند نهایتاً (مؤلفه‌ی) نیروی رو به شمال خود را، با مکانیسم گفته شده‌ی برخوردهای متوالی، به ذرات سطح مقطع ad برسانند و (مؤلفه‌ی) نیروی رو به شمال بقیه بر اثر به راست کشیده شدن ذرات به دیواره‌ی لوله‌ی سمت راستِ cd وارد می‌شود. بدین ترتیب چون نیروی کمتری بر سطح مقطع ad رو به بالا وارد می‌شود فشار در این مقطع اُفت پیدا می‌کند (که علت آن چنانکه دیدیم سرعتِ رو به راستِ ذرات در فضای abcd می‌باشد). هوا نیز سیال است و جریانِ آن، یا به عبارتی سرعتِ آن، طبق استدلال ساده شده‌ی فوق، و در واقع طبق اصل برنولی، باعث کاهش فشار می‌شود.
    همچنین از آنجا که میزانِ همین برخوردهای ذرات یا مولکول‌ها، که حامل انرژی جنبشی هستند، با ad تعیین کننده‌ی میزان انتقال گرمای خالص از سیال (یا هوا) به صفحه‌ی ad است نتیجه می‌گیریم که در این حال همچنین میزان این گرمای انتقال یافته کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر، با فرض اینکه سیالِ شکل، هواست، وزشِ باد مانع افزایشِ زیاد دمای ad می‌شود زیرا مانع انتقالِ زیاد گرما (یا انرژی جنبشیِ ذرات) از مولکول‌های مجاور (زیری) به ad می‌شود. زمانی که یک سطح (مثلاً پوستِ ما) در جریانِ افزایشِ دمای خود که با انتقال گرما از بیرون صورت می‌گیرد مواجه با توقف یا کُندیِ این انتقال گرما شود احساس خُنَکی می‌کند. پس گرچه با نشستن در مقابل پنکه احساس خنکی می‌کنیم اما این کاملاً به این معنا نیست که می‌توان دمای آب یک لیوان پُر از آب را با گذاشتنِ آن در مقابل پنکه به نحو مطلوب کاهش داد بلکه بیشتر به این معناست که با این کار باعث می‌شویم دیرتر دمای آن بالا رود (یا به عبارتی گرما(ی اضافه) را از اطراف آن دور می‌کنیم). اصولاً هرگاه فشار گاز بر بدنِ ما بیشتر باشد بر اثر ضربه‌های بیشترِ مولکول‌ها و درنتیجه انتقالِ انرژی جنبشیِ بیشتری از آنها به ما گرمای بیشتری به بدن منتقل شده و احساسِ گرمای بیشتری می‌کنیم یا دمای جسم تحت فشار بالا می‌رود. /
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #7
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    کوه ها به عنوانِ میخ های زمین
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    در قرآن چند جا از کوه ها به عنوان رواسی یا لنگرهایی که بنا بر نقل صریح قرآن نقش جلوگیری از جنباندنِ مخلوقاتِ رویِ آن را دارد یاد شده است. لنگر یک کشتی با ثابت کردنِ کشتی نسبت به زمینِ کفِ دریا مانع می‌شود که امواج یا باد موقعیت کشتی را تغییر دهند. کوه‌ها چگونه می‌توانند باعث شوند که استقرارِ ما بر زمین بر اثرِ امواج باد یا آب بهم نخورَد؟
    فرض کنید کوهی یا اصولاً پستی و بلندی ای روی زمین وجود نداشته باشد. در این حال زمین در گردش به دورِ خودش در درونِ جوِّ اطرافِ خود می‌چرخد یا به عبارتی نمی‌تواند جَوِّ اطراف خود را در حرکتش به دور خود با خود همراه کند. اگر این چنین بود شاهد وزشِ بادهای یک‌طرفه‌ی شدیدی بر سطح زمین بودیم که استقرارِ ما را به هم می‌زد. همین حالت وجود می‌داشت اگر فرض کنیم سطح تمام زمین را آب فراگرفته بود و در کفِ اقیانوس هیچ پستی و بلندی و کوهی وجود نداشت؛ در این حال، زمین در درونِ این جَوِّ آبی به دورِ خود می‌‌چرخید و موجوداتِ درون آب همواره بر اثرِ حرکتِ نسبیِ یک‌طرفه‌ی آب نسبت به کفِ اقیانوس بی‌استقرار بودند.
    پس کوههای موجود در سطح خشک زمین و در کفِ دریاها و اقیانوسها همچون لنگرهایی عمل می‌کنند که موقعیت ما را در اقیانوسِ هوا و آبِ اطرافِ زمین نسبت به قسمتِ جامد زمین ثابت نگاه می‌دارند. به نظر می‌رسد به این نکته، قرآن در 78:7 والجبال اوتادا، و کوه‌ها را میخهای بزرگی قرار دادیم، نیز اشاره می‌کند. گویا کوهها همچون میخهایی بالشتکِ سَیّالِ اطراف زمین را به قسمت جامدِ آن کوبیده‌اند و آن را با زمین در گردشش به گِرد خود همراه می‌کنند و مانعِ وزشِ شدیدِ این سیال بر موجودات روی زمین می‌شوند که اگر چنین وزشی وجود می‌داشت دیگر این موجودات استقرار و آرامشی نداشتند و دیگر زمین گهواره‌ی آرامی برای آنها نبود. شاید از این روست که 78:7 بلافاصله پس از 78:6 که می‌گوید الم نجعل الارض مهادا، آیا زمین را گهواره قرار ندادیم، آمده است.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #8
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    توجیه پدیده ی دیامغناطیسم
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    در فیزیک ، پدیده‌ی جالبی به نام دیامغناطیسم وجود دارد که عبارت است از این که تقریباً تمام اجسامِ غیرمغناطیسی از قطب‌های شدید آهنربایی رانده می‌شوند. جالب بودنِ این پدیده به این دلیل است که قاعدتاً تصور می‌شود که میدان شدید آهنربایی باید باعثِ نظم دادن به دوقطبی‌های مغناطیسیِ مولکولیِ اجسام، ولو اجسامِ غیرمغناطیسی، شود و دوقطبی‌های مغناطیسیِ منظم شده جذب نواحی شدیدترِ میدان مغناطیسی، یا همان قطب‌های شدیدِ آهنربایی، شوند نه آنکه از آنها دفع شوند. در واقع اعتقاد بر این است که پدیده‌ی دیامغناطیسم حتی در مورد اجسام مغناطیسی (یعنی اجسام فرومغناطیس یا پارامغناطیس که دارای دوقطبی‌های مغناطیسی منظم هستند یا به راحتی در میدان مغناطیسی، دوقطبی‌های مغناطیسی مولکولی آنها منظم می‌شود) نیز صادق است اما به این دلیل بارز نیست و پدیده‌ی دفع در آنها دیده نمی‌شود که نیروی دافعه‌ی دیامغناطیسی در آنها کمتر از نیروی جاذبه‌ای است که دوقطبی‌های مغناطیسیِ منظمِ این مواد را به نواحیِ شدید مغناطیسی، قطب‌ها، می‌کشانَد.
    در زمان‌های اخیر که پیشرفت صنعت اجازه‌ی ایجاد میدان‌های مغناطیسی بسیار شدید را توسط سولنوییدهای بسیار قوی، که عمدتاً در آنها از پدیده‌ی اَبَررسانایی استفاده می‌شود، داده است پدیده‌ی دیامغناطیسم بُروزِ نمایشیِ بسیار بیشتری پیدا کرده است به گونه‌ای که اجسام بسیاری مثل قورباغه، بعضی فلزات، ....، و حتی یک انسان سنگین‌وزن را به صورت نمایشی روی سولنوییدهای بسیار قوی روشن به حالت شناور نگاه داشته و از آنها تصویربرداری نموده‌اند. به این پدیده که نیروی دفع از میدان برابر با وزن اجسام است و آنها را به صورت معلق در بالای سولنویید نگاه می‌دارد پدیده‌ی شناوری گفته می‌شود.
    پدیده‌ی دیامغناطیسم پدیده‌ای تجربی و نه ابتدائاً مبتنی بر تئوری بوده است. البته سعی شده است توجیهاتی نظری نیز برای آن ارائه شود اما توجیهاتِ ارائه شده کامل و قابل قبول به نظر نمی‌رسد. در زیر سعی می‌کنیم بفهمیم که علت واقعیِ این پدیده‌ی جالب چه می‌تواند باشد.
    می‌دانیم که درصدِ قابلِ توجهی از هوا را اکسیژن تشکیل داده است. و نیز می‌دانیم مولکول اکسیژنِ هوا دارای گشتاورِ مغناطیسیِ قابل توجهی است یا به عبارتی هر مولکولِ اکسیژن حکم یک آهنربای کوچک را دارد. به جذب مولکول‌های اکسیژن مایع به قطب‌های آهنربا در شکل زیر توجه کنید.
    از طرفی پدیده‌ی دیامغناطیسم یا دفع از قطب‌های آهنربایی تا جایی که گزارشات نشان می‌دهد در هوا، و نه در خلأ یا در محیطی فاقد مولکول‌های دارای گشتاور مغناطیسی، مشاهده شده است. پس منطقی است تصور کنیم که دوقطبی‌های مولکولیِ مغناطیسیِ هوا یا درواقع مولکول‌های اکسیژن جذبِ قطب شدیدِ آهنربایی می‌شوند و درواقع به آن می‌چسبند و بالشتکی از هوا روی آن تشکیل می‌دهند درست مثل جَوّ زمین که تحت تأثیر جاذبه‌ی ثقلیِ زمین به سطح زمین چسبیده و بالشتکی از هوا در اطراف کره‌ی زمین به‌‌وجود آورده است. بالشتکِ هوای فشرده‌ی روی قطب شدید آهنربایی دارای چگالی‌ای است که به نحو قابل توجهی بیش از چگالی هوای معمولیِ اطراف است. پس، بنا بر قانون ارشمیدس، اجسامِ قرار گرفته در آن را به طرف نواحیِ با چگالیِ کمتر، یعنی به طرفِ دور شدن از قطب آهنربایی، می‌رانَد. به عبارت ساده‌تر گویا اجسامی که شناوری آنها روی این قطب‌های شدیدِ آهنربایی برای ما تعجب‌انگیز است درواقع روی این بالشتک از هوای فشرده قرار می‌گیرند. /ن
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #9
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    علت قطبش نور بر اثر بازتاب
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    چنانکه می‌دانیم یک پرتوی غیرقطبیده‌ی نور متشکل از امواج عرضی الکترومغناطیسی متعددی است که هرکدام دارای جهت قطبش کاتوره‌ای است و به‌طور متوسط در این پرتو در همه‌ی جهات دارای امواج عرضی الکترومغناطیسی می‌باشیم. اگر صفحه‌ای را درنظر گیریم که پرتو در آن واقع است می‌توانیم با تجزیه‌ی هر حرکتِ عرضیِ هر موج به جابجایی عرضی تنها در دو جهت عمود بر صفحه و در داخل صفحه و جمعِ این جابجایی‌ها فرض می‌کنیم که برای پرتو تنها دارای دو موج الکترومغناطیسی هستیم یکی با حرکت ارتعاشی عرضی عمود بر صفحه و دیگری با حرکت ارتعاشی عرضی در داخل صفحه که اولی در شکل 1 با دایره و دومی با فلشِ دوطرفه نمایانده شده است.

    شکل 1
    حال فرض کنید بنحوی این امکان وجود داشته باشد که در نقطه‌ای در مسیرِ پیشرویِ این پرتو که متشکل از این دو حرکت موجی عرضی است قسمتی از موج در مسیری عمود بر مسیرِ پرتو تغییرِ جهت دهد. مسلماً موجی از پرتو که در این مسیر خواهد رفت تنها دارای ارتعاش عرضی عمود بر صفحه خواهد بود زیرا به‌روشنی ارتعاش عرضی داخلِ صفحه دارای مؤلفه‌ای در این مسیر نخواهد بود (زیرا خودِ مسیر به‌موازاتِ امتداد این ارتعاش است). بنابراین موجی که از این مسیر خواهد رفت کاملاً قطبیده (و به‌طور خالص دارای امتداد عرضی ارتعاش عمود بر صفحه) است.
    اما چگونه ممکن است در نقطه‌ای از مسیر پیشروی پرتو ، قسمتی از پرتو چنانکه در شکل 1 نشان داده شده است تغییر مسیر دهد؟ احتمالاً چنین حالت فیزیکی‌ای به‌سادگیِ نشان داده شده در شکل 1 وجود نداشته باشد اما حداقل یک حالت فیزیکی وجود دارد که نهایتاً به همین وضعیتِ نشان داده شده در شکل 1 بازمی‌گردد و آن بازتاب از یک سطح شفاف است. به این وضعیت در شکل 2 پرداخته شده است.

    شکل 2
    هرچند پرتو در عبور از سطح ماده‌ی شفاف به داخلِ آن، چنانکه در این شکل نشان داده شده است، شکسته می‌شود اما وضعیت کاملاً مشابه این است که در عوضِ شکسته نشدنِ پرتو اصلاً ماده‌ی شفافی وجود نداشته باشد و وضعیت مشابهِ شکل 1 باشد. اما تفاوتی که وجود خواهد داشت این است که وجودِ سطحِ ماده‌ی شفاف باعثِ بازتابِ قسمتی از پرتو خواهد شد که همان وضعیتِ تغییرِ مسیرِ قسمتی از پرتو که در شکل 1 می‌بینیم را به‌دست می‌دهد. پس شکل 2 درواقع همان شکل 1 است و بنابراین اگر وضعیت به‌گونه‌ای باشد که موج بازتابیده شده از سطح شفاف و موج عبور کرده از سطح ماده‌ی شفاف (و دچارِ شکست شده در آن) بر هم عمود باشند آنگاه بنا بر استدلال فوق، موجِ بازتابیده کاملاً قطبی (و دارای امتدادِ ارتعاش عرضی عمود بر صفحه‌ی تصویر) می‌باشد.
    چند صد سال پیش، قانونی به‌طورِ تجربی توسط بروستر بیان گردید مبنی بر اینکه درصورتی‌که وضعیت به‌گونه‌ای باشد که پرتوی بازتابیده و تراگسیلیده برهم عمود باشند پرتوی بازتابیده کاملاً قطبی است. توجیهِ نظریِ کاملی برای این قانون ارائه نشده بود. آنچه در بالا بیان شد تلاشی در ارائه‌ی توجیه نظریِ قابل قبولی در این رابطه است.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. #10
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : دنياي بيكران فيزيك




    میدان ژئومغناطیسی و جهت چرخش زمین به دور خودش
    نویسنده : حمید وثیق زاده انصاری
    منبع : راسخون





    از زمان‌های قدیم ، انسان متوجه شده بود که زمین همچون یک آهنربای عظیم عمل می‌کند، بدین‌گونه که گویا هسته‌ی زمین همچون آهنربای بزرگی است که قطب جنوب یا S آن به طرف قطب شمالِ جغرافیایی زمین و قطب شمال یا N آن به طرف قطب جنوبِ جغرافیایی زمین است. بنابراین آهنرباهای کوچکِ آویزان در سطح زمین به‌گونه‌ای جهت‌گیری می‌کنند که قطب N آن‌ها به طرف شمال جغرافیایی و قطب S آن‌ها به طرف جنوب جغرافیایی زمین باشد. از این خاصیت همواره برای جهت‌یابی به‌ویژه در مسافرت‌های دریایی استفاده شده و می‌شود.
    دانشمندان همواره درصدد بوده‌اند که علت این‌که هسته‌ی زمین به طریق گفته شده در بالا یک آهنرباست را کشف کنند. تئوری‌هایی که در این زمینه ارائه شده است چند موضوع را مد نظر داشته است: یکی اینکه هسته‌ی زمین مذاب است و علت آن هم گرمای بسیار زیاد آن می‌باشد، دیگر اینکه این هسته عمدتاً از آهن و نیکل که هر دو فرومغناطیس هستند تشکیل شده‌اند، و نهایتاً اینکه گردش زمین به دور خود و درنتیجه تأثیر گرفتنِ هسته‌ی مذاب از این چرخش، در تولید این آهنربا دخالت دارد. حداقل دو نظری‌ای که این موارد را در علت‌یابیِ مغناطشِ زمین در نظر گرفته‌اند یکی نظریه‌ی معروف به دینامو می‌باشد و دیگری نظریه‌ای که معتقد به جداییِ الکترون‌های ظرفیتیِ آهن و نیکل تحت تأثیرِ دمای زیاد و توزیع سطحی آنها بر روی هسته و گردشِ آنها همراه با چرخش زمین به دور خود می‌باشد.
    آنچه در اینجا بیش از اِمعانِ نظر در جزئیاتِ این نظریه‌ها مهم است این است که بنا بر همه‌ی آنها تقریباً مسُلّم است که علت یا لااقل یکی از عللِ ایجاد میدانِ ژئومغناطیسی، گردشِ زمین (و درواقع هسته‌ی مذاب آن) به دور خود می‌باشد. این امر با این واقعیت فیزیکی تأیید می‌شود که با اندازه‌گیری‌های بسیار دقیق، اکنون روشن شده است که در یکصد سالِ اخیر به‌طورِ همزمان هم دوره‌ی تناوب گردش زمین به دور خودش کاهش یافته است و هم شدت میدان مغناطیسی زمین. اگر اینگونه باشد قابل تصوراست که این کاهش تا زمانِ توقفِ کاملِ گردش زمین که همزمان با ازبین رفتنِ میدان ژئومغناطیسی است در آینده‌ای دور ادامه یابد و سپس در آینده‌ای دورتر جهتِ چرخش زمین و نیز جهت میدان مغناطیس زمین معکوس شود. اگر به زمین همچون فرفره‌ای درحالِ چرخش در منظومه‌ی شمسی نگاه کنیم کاملاً منطقی و طبیعی است که بپذیریم از لحاظ مکانیکی این فرفره در طولِ عمرِ طولانیِ خود بارها جهتِ چرخشش عوض شده باشد. پذیرشِ تغییر متناوب جهتِ چرخشِ زمین در طول عمر خود با توجه به وضعیتِ فعلیِ چرخش‌به‌دورِ‌خودِ سیارات منظومه‌ی شمسی که تقریباً به‌طور کاتوره‌ای توزیع شده است منطقی به‌نظر می‌رسد. این موضوع همچنین با بررسی‌های دیرینه‌شناسی زمین تأیید می‌شود زیرا اکنون ثابت شده است که لایه‌های رسوبی زمین در دوران‌های مختلف زمین‌شناسی به‌طورِ متناوب دارای جهت‌گیریِ مغناطیسیِ مخالفِ هم می‌باشند و این یعنی اینکه در این دوران‌ها جهت میدان مغناطیسی زمین به‌طور متناوب تغییر کرده است و این یعنی اینکه جهت چرخش زمین در این دوران‌های زمین‌شناسی به‌طور متناوب تغییر کرده است.

    یک دلیل قرآنی نیز بر این موضوع که جهت چرخش زمین به‌طور متناوب معکوس شده است وجود دارد که در زیر به آن می‌پردازیم.
    - 55:17 رب المشرقَین و رب المغربَین، خدای دو مشرق و دو مغرب. برای یک فردِ مستقر در یک نقطه روی زمین، مشرق و مغرب مشخص است. اگر قرار باشد برای این فرد دو مشرق و دو مغرب وجود داشته باشد در صورتی این امر ممکن می‌شود که نقاط شمال و جنوب، و یا مشرق و مغربِ فعلی زمانی مغرب و مشرق بوده باشد. اگر قرار باشد مشرقِ فعلی زمانی مغرب و مغربِ فعلی زمانی مشرق بوده باشد این به این معناست که زمانی جهتِ گردشِ زمین به دور خودش برخلاف جهت فعلی بوده است. همچناکه گفته شد علتِ وجودیِ میدان مغناطیسیِ زمین به خاطِرِ وجود مقدار بسیار زیادی آهن و نیکل و حرارت بسیار زیاد در هسته‌ی زمین و چرخش زمین به دورِ خود، ارتباطِ مستقیمی با جهتِ این چرخش دارد؛ به این معنا که اگر جهتِ چرخشِ زمین برعکس شود جهت میدان مغناطیسی زمین نیز برعکس می‌شود و وجودِ شواهدِ فراوان دیرینه‌شناسی مغناطیسی زمین اثبات کرده است که میدان مغناطیسی زمین در طول عمر زمین در دوره‌های متوالی به طور مرتب معکوس شده است. این به این معناست که در طی این دوره‌های متوالی درواقع جهت چرخش زمین به طور مرتب تغییر کرده است و این یعنی اینکه مشرق زمین همیشه مشرق نبوده است و در دوره‌های متوالی مغرب، مشرق بوده است؛ و همینطور مغرب زمین. پس زمین درواقع دو مشرق داشته است و دو مغرب.
    دنياي بيكران فيزيك
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. (** تفسیر کلامی قرآن کریم با رويكرد به هدف اعتقادى آيات قرآن **)
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن علم تفسیر
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 08-10-1390, 22:31
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 01-09-1390, 01:53
  3. سوزاندن قران در نهمين سالگرد حادثه 11 سپتامبر توسط يك كشيش -توطئه جديد امريكا
    توسط عاشورا در انجمن محل درج مطالب مرتبط به هتك حرمت قرآن مجيد
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 18-06-1389, 06:45
  4. سردار باقر زاده خبر داد:تدفين پيكرهاي مطهر 89 شهيد
    توسط نرگس منتظر در انجمن دفاع مقدس
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 20-02-1389, 14:22
  5. پيكري نوراني
    توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* در انجمن خاطرات رزمندگان
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 22-08-1388, 18:37

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •