مهمان ناخوانده (ماهواره) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مهمان ناخوانده (ماهواره)
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 53
  1. #41
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    شگردهاى تبليغى ـ هنرى براى نفوذ

    در اين جا، به شگردهاى گوناگون تبليغى و نكات قابل توجه در زمينه برنامه هاى ماهواره اى، كه در سرزمين اسلامى ما دريافت مى شود، به اختصار اشاره مى گردد تا مشخص شود كه آيا اين برنامه ها به رشد جوامع بشرى كمك مى كند يا انحطاط اخلاقى آن ها را تسريع مى بخشد:
    الف. اگر اخبار و گزارش ها و همچنين مصاحبه هايى را كه در واقع منابع اطلاعاتى بينندگان تلويزيون هاى ماهواره اى هستند، به دقت بررسى كنيم، متوجه مى شويم كه آن ها همواره در انتخاب اخبار، سياست «سانسور حقايق» را در قالب هاى گوناگون به شدت دنبال مى كنند; از آن جمله:
    ـ بزرگ نمايى واقعيات كوچك براى مخفى نمودن واقعيات بزرگ تر;
    ـ انكار يا حذف نيمى از حقايق يك موضوع براى تحريف كل آن حقيقت;
    ـ ابراز يك حقيقت همراه با تجزيه و تحليل ويژه از آن براى تخريب اصل موضوع در جهت جلوگيرى از جاذبه هاى آن حقيقت;
    ـ اظهار يك حقيقت و تركيب آن با اكاذيب گوناگون براى محو آثار و نتايج آن حقيقت;
    ـ انتخاب واژه هاى منفى براى بيان يك حقيقت ارزشمند براى ايجاد دافعه در شنوندگان نسبت به آن حقيقت;
    ـ القاى انديشه هاى خاص سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، نظامى، تاريخى و علمى در قالب «خبر و گزارش»;
    ـ تخريب شخصيت هاى مفيد و ترويج عناصر فاسد به وسيله انتشار مطالبى درباره آن ها تحت عنوان مزبور.
    نتيجه آن كه حتى اخبار و گزارش هاى خبرى اين فرستنده ها هم براى عموم مردم مفيد نيست، بلكه به عكس، خطرات بزرگى به همراه دارد; زيرا هر كس با اين منابع ـ به اصطلاح ـ خبرى مرتبط شود، گرچه فقط اندكى از اكاذيب و تحريفات آن ها را به مروز زمان باور كند و انديشه هاى خود را بر اساس آن بنا نهد، خواسته يا ناخواسته از اهداف آن ها پيروى خواهد كرد، به خصوص با توجه به برخى اصول روان شناسى مانند «نقش اثر تقدم» در شكل گيرى برداشت ها كه حتى اگر اطلاعات صحيح بعدى هم در اختيار مخاطبان قرار گيرد، اطلاعات ناصحيح اوليه اثر خاصِ خود را خواهد بخشيد.
    ب. برنامه هاى ورزشى بخش عمده اى از محتواى تلويزيون هاى ماهواره اى را تشكيل مى دهد كه توجه به نكات ذيل در بررسى آن ها ضرورى است:
    ـ غالب اين برنامه ها، بيش از آن كه «ورزش» را ارائه دهد، بر جنبه هاى «نمايشى» تكيه مى كند;
    ـ در حين برنامه هاى ورزشى و در لابهلاى آن، ترويج الگوهاى لباسى و ديگر وسايل ورزشى، رقص و آواز، پخش شعارهاى منفى بسيار ديده مى شود;
    ـ از ورزشكارانى كه بسيارى از آن ها از نظر افكار و اعمال فاسد و ناشايست اند بت ساخته مى شود كه اين خطر عمده اى براى نسل جوان در پى دارد;
    ـ برهنگى زنان در قالب ورزش، به نحوى كه زن ورزشكار در ذهنيت بيننده تنها در پرتو برهنگى او پذيرفته مى شود و به مروز زمان، برهنگى زنان براى بينندگان مقبول و بديهى مى نمايد;
    ـ ورزش هدف اصلى مطرح مى شود و در نتيجه، پيروزى در آن، پيروزى در همه چيز و باخت در ميدان ورزش از دست دادن همه چيز تلقى مى شود.
    ج. مباحث اجتماعى و فرهنگى و حتى مسائل دينى و اخلاقى در قالب هاى «مصاحبه»، «طرح نظريه»، «ميزگرد»، «نظرسنجى»، «توضيح كارشناسان»، «بررسى روان شناسان» و مانند آن آثار مخرّبى به همراه دارد و نمى توان آن را تبادل فرهنگى ناميد; زيرا گويندگان اين برنامه ها متكلم وحده هستند و مخاطبان فقط شنونده و بيننده. آن ها هرگز افكار و نظريات مخاطبان را منعكس نمى كنند، بلكه چنان بيننده را با نظريات مشابه و رنگارنگ، بمباران فكرى مى كنند كه فرصت تأمل و مقايسه حق و باطل را از او مى گيرند.
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #42
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    توجه به نمونه هايى از فرهنگ مهاجمان مؤيّد مدعاست:
    ـ در فرهنگ ما پوشيدگى ارزش است، در القاءات آن ها برهنگى كه آن را عامل ارتقاى شخصيت زن معرفى مى كنند.
    ـ رازدارى و پرده پوشى در مسائل شخصى براى ما يك فضيلت است، در برنامه هاى تلويزيونى غرب، افشاگرى و پرده درى نشانه شجاعت و استحكام شخصيت افراد.
    ـ ما عفاف و پرهيز از جلوه گرى زنان را ارج مى نهيم، آن ها جلوه گرى و خودآرايى زنان را بالاترين امتياز تلقى مى كنند.
    ـ ما تفاهم و حفظ آرامش و صلح را در ميان افراد، اعم از پيران، جوانان، كودكان، در كنار پيروى از ارزش هاى دينى ضرورى مى شناسيم، امّا آن ها مدام در پى طرح اختلاف و تضاد ميان نسل هاى جامعه هستند و تشنج گرايى را با پيروى از اصل «تكيه بر تضاد و تضارب ميان نسل ها» دنبال مى كنند.
    ـ اگر از نظر ما رفاقت ميان زن و شوهر بر مبناى تبعيت از فرامين شرع، كه ناشى از مودّت و رحمت الهى ميان زوجين است، اساس خانواده را تشكيل مى دهد و براى ساختن انسان و اصلاح فرد و جامعه ضرورى است، آن ها تمام كوشش خود را براى تحريك زن و شوهر عليه يكديگر و ايجاد رقابت كاذب ميان آن ها و ترويج كينه توزى در نهاد خانواده به كار مى گيرند.
    ـ ايثارگرى و حفظ منافع ديگران در مكتب و فرهنگ ما ارزش والايى دارد، اما در فرهنگ غرب، فردگرايى و امتيازطلبى محوريت تام دارد.
    ما كمال جويى، ارزش گرايى و معنويت طلبى را موجب سعادت مى دانيم، آن ها بيننده را به سوى سرگرمى هاى بى ارزش، لذت هاى زودگذر، رؤياهاى دروغين و مادى گرى محض سوق مى دهند.
    ـ براى ما «عشق» جلوه اى آسمانى دارد، اما آن ها عشق را در حيوانى ترين مرحله ممكن تعبير و تفسير مى كنند.
    خلاصه آن كه همت ما در شكوفايى استعدادهاى خداداد انسان ها، تقويت قوّه عقلانى و تهذيب نفسانى است، در حالى كه تلاش غربى ها برخاسته از فرهنگشان در تحريك قواى نفسانى و تخريب نيروهاى فطرى و الهى بشر مى باشد.
    د. فيلم ها و مجموعه هاى تلويزيونى كه بيش ترين بيننده را از طيف هاى گوناگون در سراسر جهان دارد، عمدتاً تركيبى از چند موضوع و عامل را در قالب هاى گوناگون عرضه مى كنند:
    ـ خدشه دار كردن هر آنچه براى انسان ها تاكنون مقدس و خدشه ناپذير بوده است;
    ـ محور قراردادن برهنگى زنان و شهوت گرايى مردان و محدود كردن رابطه زن و مرد به مسأله التذاد جنسى;
    ـ القاى نااميدى از آينده بشريت و ايجاد يأس از روند تاريخ و حركت جوامع بشرى;
    ـ ايجاد ترس و وحشت در بيننده بر اثر تماشاى صحنه هاى هولناك با بهره گيرى از تغيير نور و رنگ تصاوير و پخش آهنگ هاى هيجان زا به منظور تحريك سلسله اعصاب بينندگان تا در نهايت، اراده و استحكام روانى را از او سلب كنند;
    ـ توجيه خشونت هاى وحشيانه به مثابه راه حل نهايى براى رفع اختلافات ميان آدميان، حتى در قالب فيلم هاى كارتونى و بازى هاى رايانه اى;
    ـ عادى نشان دادن توطئه هاى رنگارنگ، فتنه گرى ها، كلاه بردارى ها و همه رذايل اخلاقى در قالب ارتباط ميان شخصيت هاى داستان هاى فيلم ها كه موجد بدبينى و سوء ظن در بيننده نسبت به ديگران مى شود;
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #43
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    ـ ترويج فحشا و منكرات در زشت ترين نوع آن در قالب داستان هاى جذاب و به كمك توجيهات روان شناسانه نظير انواع تجاوزات جنسى، هم جنس بازى در زنان و مردان، تجاوز افراد به اقارب خويش و تجاوز جنسى حتى به اجساد و مردگان;
    ـ ايجاد يأس نسبت به اجراى ارزش هاى انسانى و فضايل اخلاقى در جوامع بشرى; مثلاً، در فيلم ها، افراد خيرخواه و با فضيلت همواره گرفتار مشكلات و دچار شكست شده، لاجرم از دنبال كردن اهداف مقدس پشيمان مى شوند.
    ـ القاى برترى هاى نژادى يهود بر ديگران، سفيدپوستان بر سياه پوستان و سرخ پوستان; اين مسأله، به خصوص در فرهنگ امريكايى ريشه دارد امريكايى استدلال مى كند كه "åm American"; يعنى چون من امريكايى هستم، بايد از يك سلسله مزايايى كه ديگران ندارند برخوردار باشم.
    ـ القاى برترى غربى ها در مقابل شرقى ها و يا القاى برترى نظام هاى سياسى غرب در برابر غير آن و ترويج افكار ـ به اصطلاح ـ بشرگرايانه و اصالت انسانى يا انسان مدارى به جاى خدامحورى در برابر انديشه هاى الهى كه در بسيارى از فيلم ها جلوه گرى مى كند.
    به طور كلى، در فرستنده هاى تلويزيونى ماهواره اى مسائلى مطرح مى شود كه انسان از بيان آن ها شرم مى كند. اين برنامه ها تهديدى عليه عفت عمومى، اخلاق اجتماعى، ارزش هاى فرهنگى، اقتصاد ملى و كانون گرم خانوادگى همراه ايجاد تنش هاى روانى و مشكلات خانوادگى و آثار منفى اجتماعى و در نهايت، تهديد عليه امنيت ملى هستند.
    به همين دليل در كشورهايى مثل ژاپن، ممنوعيت ماهواره به سختى اجرا مى شود. با اين كه ژاپنى ها از كشورهايى بودند كه قريب 9 سال ماهواره شان بر فراز كره جنوبى فقط فرهنگ ژاپنى را تبليغ مى كرد، ولى با اين حال، خودشان به هيچ وجه، حاضر نيستند امواج ماهواره هاى امريكايى ـ اروپايى را در كشورشان تحمل كنند.55

    پی نوشت ها:
    44ـ مايكل اكهرست، حقوق بين المللى نوين، ترجمه مهرداد سيّدى، نشر دفتر خدمات حقوقى بين المللى جمهورى اسلامى ايران، 1373، ص 260
    45ـ مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 45 ـ 46
    46ـ مايل اكهرست، پيشين، ص 260
    47ـ48ـ برگرفته از: جزوه «پيمان ها و اصول سازمان ملل متحد»، فصل فراجوّ، چاپ استفاده صلح جويانه از فضاى فراجوّ، وين، 1994، به نقل از مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 46/ ص 15ـ17
    49ـ مصاحبه زارع قنواتى، عضو كميسيون فرهنگ و ارشاد اسلامى، به نقل از: روزنامه همشهرى، مورخ 30 شهريور 1370
    50ـ ________ «تلكس بين المللى»، تدبير، ش. 29، سال 3، ص 52
    51ـ ________ «كوتاه و خواندنى»، همان، ش. 31، ص 59
    52ـ ________ «تلكس بين المللى»، همان، ش. 34، ص 56
    53ـ ________ «گسترش شبكه هاى ماهواره اى و عكس العمل هاى مردم هند»، روزنامه جهان اسلام، 1372، ضميمه روزنامه ش. 789، 21/12/72، به نقل از: مجله مجلس و پژوهش، ش 11، ص 27
    54ـ «مهاجمان از پشت بام ها مى آيند»، مجله سروش، ش. 632، 12/10/71، به نقل از: همان، ص 30
    55ـ رضا فيوضى، پيشين، ص 63

    منبع: فصلنامه معرفت، شماره 36
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #44
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    حاكميت دولت ها

    1ـ تعريف و كليات

    «حاكميت» عبارت است از: قدرت برتر فرمان دهى يا امكان اعمال اراده اى فوق اراده هاى ديگر و مقصد آن نظم و عدالت در روابط اجتماعى مى باشد.56
    وقتى سخن از حاكميت دولت به ميان مى آيد، بدين معناست كه دولت در حوزه اقتدارش، داراى نيرويى است خودجوش كه از نيروى ديگرى برنمى خيزد، قدرت ديگرى كه بتواند با او برابرى كند وجود ندارد، در مقابل اعمال اراده و اجراى اقتدارش مانعى را نمى پذيرد، از هيچ قدرت ديگرى تبعيت نمى كند و هرگونه صلاحيتى ناشى از اوست، ولى صلاحيت او از خودش برمى خيزد.
    آر. بى آناند مى گويد: حاكميت عبارت است از قدرت عالى يك دولت در قلمرو خود، اما در چهارچوب قواعد مشخص حقوق بين الملل كه جنبه الزامى دارد.57
    بنابراين حاكميت است كه همچون مركز توليد قدرت، به هر يك از دستگاه هاى فرمانروا صلاحيت عمل يا اعمال اراده مى بخشد. قدرت نيروى انتظامى از وزارت كشور، و قدرت وزارت كشور ناشى از قوّه مجريه و قوّه مجريه ناشى از قانون و قانون ناشى از قوّه مقننه و مؤسّسه و قوّه مؤسّسه ناشى از اراده حاكم است.
    ماهيت حاكميت را از نظر حقوقى مى توان چنين تبيين كرد:
    1. قدرتى است حقوقى، نه تجلّى زور;
    2. اصل و مادر همه صلاحيت هاست;
    3. تحديد حاكميت توسط حقوق طبيعى و فطرى (حقوق اساسى) است;
    4. در مقابل اعمال اراده و اجراى اقتدارش مانعى نمى پذيرد.58
    قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران حاكميت را در معناى اسلامى آن مى شناسد. در اسلام، خداست كه بر مردم حق دارد، او حاكم على الاطلاق است و انسان ها بنده او. در اسلام، قدرت هدف نيست; انسان ها نسبت به هم حقوقى دارند; ممكن نيست كسى حقى بر كسى داشته باشد، اما اين حق متقابل نباشد; مردم همه در عرض هم هستند، حتى شخصيت برجسته اى همچون رسول مكرّم اسلام(صلى الله عليه وآله) يا على(عليه السلام). از همين رو، حضرت على(عليه السلام)در جنگ صفين در ضمن خطبه اى مى فرمايد: «اى مردم، من بر شما حقى دارم و شما هم بر من حقى داريد.»59 بنابراين، در تمام سطوح اجتماع اسلامى، وجود حقوق متقابل احساس مى شود، جز آنچه خداوند ولايت و حاكميت داده است.
    بر اساس اصل پنجاه و ششم قانون اساسى: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست و هم او انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است. هيچ كس نمى تواند اين حق الهى را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهى خاص قرار دهد و ملت اين حق خداداد را از طرقى كه در اصول بعد مى آيد، اعمال مى كند.»
    بنابراين، حاكميت مراتبى دارد طولى و عالى ترين و بالاترين آن، حاكميت خداوند است و اين حاكميت، كه منشأ و مبناى ساير حاكميت هاى مشروع مى باشد، مطلق است.
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #45
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    2ـ تحول مفهوم حاكميت

    از ايام باستان، مفهوم حاكميت مورد بررسى واقع شده و بازتاب هاى گوناگون تبيين گرديده است. پروكلوس حقوق دان رم، از حاكميت چنين تعبير كرده است: «مردمى آزادند كه زير انقياد قدرت مردم ديگرى نباشند.»60
    در دوره هاى جديدتر، ژان بُدن فرانسوى يكى از نخستين صاحب نظرانى است كه اصطلاح «حاكميت» را به علوم سياسى وارد ساخته. او در رساله مشهور خود به نام شش كتاب جمهوريت، مى گويد: «حاكميت عبارت است از اقتدار مطلق و مداوم دولت ـ كشور.»61
    ژان بُدن معتقد است حاكميت قدرت دايم و مطلق دولت است و بنابراين، هيچ قوّه و مقامى جز اراده خداوند نمى تواند آن را محدود سازد. وى مى گويد: حاكميت، صفت خاص دولت است و ساير گروه هاى اجتماعى فاقد آن مى باشند. حاكميت ركن اصلى دولت است و دولت بدون حاكميت مانند كشتى بدون سكّان و دستگاه هدايت مى باشد.62
    او وقتى اين مفهوم را براى حاكميت آورد كه جنگ هاى داخلى موجب ضعف قدرت حكومت در فرانسه شده بود. وى در مقام دفاع از اصل تقويت مبانى قدرت برآمد و نظريه «حاكميت مطلق دولت» را ارائه داد تا بدينوسيله، اقدامات دولت را در جلوگيرى از هرج و مرج و ايجاد مركزيت و حفظ نظم در مملكت مشروع و موجّه جلوه دهد. به نظر وى، حاكميت دولت تا آن درجه اعتلا دارد كه حتى قانون هم، كه به وسيله نمايندگان ملت وضع مى شود، نمى تواند آن را محدود سازد.63
    علما و سياست مداران قرن شانزدهم در عين اين كه نظريه ژان بدن را در مورد حاكميت پسنديدند، اما عقيده داشتند كه قانون اساسى و حقوق وضعى مى تواند حاكميت دولت را محدود سازد.
    در قرن هفدهم، هابز، از طرف داران افراطى نظريه حاكميت درباره عدم محدوديت حاكميت، از بُدن هم جلوتر رفت و گفت: «هيچ چيز و هيچ كس نمى تواند حاكميت زمامدار را محدود سازد; زيرا زمامدار داراى قدرت كامل و مطلق است و همه اقدامات حكومت در دست اوست و هيچ كس را بر او حق اعتراض نيست.» اما در مقابل، افرادى مانند پرفندرف حاكميت دولت را تابع محدوديت هاى قانونى شناختند.64
    در قرن هجدهم، اروپا وضع خاصى پيدا كرد. امپراتورى ژرمن طورى شكل گرفت كه نظريات پيشين در خصوص حاكميت، با آن تطبيق نكرد; زيرا در داخل اين امپراتورى دولت هاى مستقلى هم بودند كه در حد خود حاكميت داشتند. با توجه به اين واقعيت، دو نوع حاكميت مورد توجه قرار گرفت: 1. حاكميت كامل و مطلق كه از لحاظ داخلى و خارجى، هيچ گونه تبعيتى نداشت و قدرت مافوقى نمى شناخت.
    2. حاكميت ناقص و نسبى كه بعضى امور داخلى و خارجى را با نظر قدرت ديگرى انجام مى داد.65
    در قرن نوزدهم، على رغم اختلاف نظر در خصوص قابل تقسيم بودن حاكميت، نظريه غيرقابل تقسيم بودن حاكميت با وجود دولت هاى متمركز، طرف داران بسيارى پيدا كرد.
    در قرن بيستم، به خصوص با وقوع جنگ بين الملل اول، وضع به گونه ديگرى گرديد و اين نظر مطرح شد كه حاكميت در حقوق داخلى و حقوق بين المللى متفاوت است. «حاكميت در حقوق داخلى» عبارت است از: قدرت عالى و صلاحيت انحصارى براى اداره امور كشور. اما «حاكميت در حقوق بين الملل» مجموعه قواعدى است حاكم بر روابط بين المللى كه حقوق و وظايف آنان را مشخص مى سازد. بدين روى، در جامعه بين المللى، اصل حاكميت مطلق امكان پذير نيست.
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #46
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    3ـ حاكميت مطلق دولت ها و حقوق بين الملل

    تشكيل سازمان هاى بين المللى و عضويت دول در اين سازمان ها و قبول تصميمات اين سازمان ها از جانب دولت ها، نشانه آن است كه حاكميت دولت در صحنه بين الملل كامل و مطلق نيست. اگر دولت ها بخواهند مقررات بين الملل تنظيم شود و الزام آور باشد و امنيت و صلح استقرار پيدا كند، بايد حاكميت محدودى براى خود بشناسند. حاكميت مطلق با استقرار حقوق بين الملل معارض است.
    برخى از علماى حقوق اعتقاد دارند كه اساساً حقوق بين الملل به معناى واقعى وجود ندارد; دليل آن وجود حاكميت مطلق دولت هاست. آن ها مى گويند دولت ها داراى اختيار كامل براى اخذ تصميم مى باشند. بنابراين، در جامعه بين الملل، قواعد لازم الاجرا نمى تواند وجود داشته باشد و آنچه را قواعد حقوق بين الملل مى شناسيم، اخلاق وضعى بين المللى است.66
    اما در فاصله دو جنگ بين المللى، اين آموزه به وجود آمد كه كشورها متعلق به جامعه انسانى است و جامعه بين المللى الزاماً ايجاب مى كند كه كشورها محدوديتى را بپذيرند تا روابط بين المللى بتواند در قالب حقوق بين الملل عمومى نظم يابد. در اين جا، حقوق بين الملل عنوان «نظم برتر» دارد. نتيجه اين موضوع آن است كه نظم حقوقى بين المللى بر نظم حقوق داخلى برترى دارد. حدود حاكميت را حقوق بين الملل عمومى تعيين مى كند، نه حقوق داخلى. بر اساس اين نظريه، كشورها تابع قواعد بين المللى (تعهدات) كه خود پذيرفته اند و عرف بين المللى، اصول كلى حقوقى و سازمان هاى بين المللى صالح مى باشند.67
    همان گونه كه ژرژسل مى گويد، اگر در نظام حقوقى بين الملل، يك دولت جهانى تشكيل شود، آن دولت جهانى حاكميت مطلق و نامحدود دارد.68
    پروفسور بادوان مى گويد: اگر مقصود از حاكميت دولت، صلاحيت مطلق و بى قيد و شرط باشد، اين حاكميت مساوى است با حق اخذ تصميم بدون رعايت هيچ نوع قاعده و قانون. و مسلّماً اين مفهوم از حاكميت با مفهوم حقوق بين الملل مغايرت تام دارد. حقيقت اين است كه عقيده آن عده از فلاسفه و حقوق دانان، كه حاكميت را مطلق مى شناسند، با واقعيات منطبق نيست; زيرا وقتى از حاكميت سخن به ميان مى آيد، مقصود اين نيست كه دولت تابع هيچ قاعده حقوقى نيست، بلكه مفهوم واقعى اصطلاح «حاكميت، آن است كه» هيچ قدرتى بالاتر از آن نمى باشد.» حقوق بين المللى و شيوه معمول مشخص مى سازد كه دولت در عين اين كه داراى حق حاكميت است، تابع قواعد حقوق بين الملل مى باشد; يعنى نظام حقوقى بين الملل حاكميت و قواعد حقوقى را لازم و ملزوم يكديگر مى شناسد.69
    پطروس غالى، دبير كل سابق سازمان ملل متحد، مى گويد: «دوران حاكميت مطلق و انحصارى دولت ها به سرآمده است. اين تئورى هيچ گاه با واقعيات منطبق نبوده است. حالا وظيفه رهبران دولت هاست كه اين را دريابند و توازنى بين اداره خوب جامعه و نيازمندى هاى دنياى وابسته امروز ايجاد كنند.»70
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #47
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    در دائرة المعارف حقوق بين الملل نيز به اين تحول مفهوم حاكميت اشاره شده است; آن جا كه مى گويد: «حاكميت در حقوق بين الملل معاصر، بيانگر وضعيت حقوقى يك دولت در صحنه بين المللى است كه صلاحيت آن دولت در قلمروش نمى تواند از سوى ديگر دولت ها مورد سؤال و مداخله واقع شود. اين حاكميت با موازين حقوق بين الملل تحديد مى شود.»71
    على رغم اين تحول مفهومى، حيطه اين تحديد هنوز مورد اختلاف نظر است. در ذيل، به دو نمونه از اين نظريه ها اشاره مى شود:
    پروفسور سيبر معتقد است: حاكميت دولت دو جنبه دارد: 1. جنبه داخلى; 2. جنبه خارجى.
    حاكميت داخلى عبارت است از اين كه دولت در تشكيل حكومت و تأسيس سازمان هاى ادارى و مؤسسات عمومى اختيار و صلاحيت كامل دارد. دولت در اجراى اين صلاحيت طبق مقتضيات مملكت و با توجه به منافع ملت بدون اين كه تحت نفوذ و تأثير قدرت خارجى باشد، هر اقدامى را كه مصلحت بداند، عمل مى كند. اين حاكميت جنبه انحصارى دارد و فقط در قلمرو همان دولت اعمال مى شود و خارج از آن قابل اجرا نيست. دولت مى تواند برابر قانون يا قرارداد بين المللى، حاكميت داخلى خود را محدود سازد.
    حاكميت خارجى مرادف با استقلال است; صلاحيتى كه يك جامعه سياسى دارد تا در روابط خود با ساير جوامع سياسى در كمال آزادى و بدون فشار و اجبار خارجى در حدود مقررات حقوق بين الملل، تصميمات لازم را اتخاذ كند. بدون ترديد، حاكميت خارجى وقتى وجود دارد كه حاكميت داخلى وجود داشته باشد و اگر دولتى در داخل كشور فاقد اقتدار حكومت باشد، نمى تواند در روابط خارجى آزادانه تصميم بگيرد.72
    اما الوارز، از صاحب نظران حقوق عمومى،مى گويد: «در حقوق بين الملل كلاسيك، حق حاكميت از حقوق اساسى دولت به شمار مى رود و از جمله خصوصيات آن، تقدم حقوق ملى بر حقوق بين الملل و در نتيجه، عدم امكان دخالت در امور حاكميت داخلى و ديگر ويژگى آن تكيه بر حقوق دول و بى توجهى به تعهدات و وظايف آن هاست.»73
    اما در حقوق بين الملل جديد، با اين كه حق حاكميت دولت رسماً شناخته شده و به عنوان نمونه بند 1 ماده 2 منشور ملل متحد بر آن صراحت دارد، با وجود اين، اصل همبستگى اجتماعى ملل و مقتضيات جامعه بين الملل ايجاب مى كند كه اين حاكميت محدود باشد. بنابراين، دولت ها در حال حاضر، نه تنها از لحاظ حاكميت خارجى صلاحيت و آزادى مطلق و كامل ندارند، بكله از لحاظ داخلى نيز صاحب اختيار مطلق نيستند و نمى توانند به هر نحو كه اراده كنند، براى شهروندان خود، اعم از اتباع داخلى و خارجى، مقرراتى وضع كنند و تصميماتى لازم الاجرا اتخاذ نمايند; زيرا طبق اصول پذيرفته شده جديد در صحنه بين الملل، براى افراد حقوقى شناخته شده كه دولت ها مكلف به رعايت آن هستند. از لحاظ بين المللى هم دولت ها تعهداتى دارند كه ناشى از اراده خود آن ها نيست، بلكه ناشى از ضرورت روابط بين الملل و همكارى با ساير دولت ها و نياز آن هاست. از اين رو، ديوان بين المللى دادگسترى در رأى مورخ 19 آوريل 1944 خود، در مورد اختلاف انگليس و آلبانى، صريحاً اظهار نظر كرد كه حاكميت دولت ها با توجه به شرايط جديد روابط بين المللى محدود و مقيّد به مقررات بين المللى است.74

    پی نوشت ها:
    56ـ ابوالفضل قاضى شريعت پناهى، حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، تهران، دانشگاه تهران، 1370، ص 187 / سعيد ميرزايى نيكجه، تحول مفهوم حاكميت در سازمان ملل متحد، دفتر مطالعات سياسى و بين المللى، ص 3 / شمس الدين عالمى، حقوق اساسى، ص 47
    57ـ سعيد ميرزايى نيكجه، پيشين، ص 4
    58ـ شمس الدين عالمى، پيشين، ص 48 / ابوالفضل قاضى شريعت پناهى، بايسته هاى حقوق اساسى، ص 56
    59ـ نهج البلاغه، تحقيق دكتر صبحى صالح، خطبه 34
    60ـ61ـ ابوالفضل قاضى شريعت پناهى، پيشين، ص 57
    62ـ سيدجلال الدين مدنى، حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران، چاپ چهارم، سروش، 1369، ج 2، ص 11
    63ـ ابوالفضل قاضى شريعت پناهى، پيشين / سيدجلال الدين مدنى، پيشين
    64 و65ـ66ـ سيدجلال الدين مدنى، پيشين، ص 12/ ص 13
    67ـ شمس الدين عالمى، پيشين، ص 48
    68ـ69ـ سيدجلال الدين مدنى، پيشين، ج 2، ص 13/ص13ـ14
    70ـ سعيدميرزايى نيكجه، پيشين، صفحه هفت، مقدمه
    71ـ همان، ص 4 به نقل از: Encydopedia of public international Law, Vol. 10, P. 408
    72ـ73ـ74ـ سيدجلال الدين مدنى، پيشين، ج 2، ص 14/ ص 15

    منبع:فصلنامه معرفت، شماره 36
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #48
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    4ـ ويژگى هاى حاكميت

    1. فقط بازيگران اصلى صحنه سياست بين الملل ـ يعنى دولت ها ـ مى توانند از حاكميت برخوردار گردند; زيرا فقط دولت ها امكان آن را دارند كه در قلمرو معيّنى، قانون وضع كرده، آن ها را به اجرا بگذارند.
    2. حاكميت داراى دو بعد داخلى و خارجى است: از نظر داخلى، وقتى مى توان گفت دولتى داراى حاكميت است كه بتواند امور كشورش را بدون دخالت خارجى اداره كند. و در بعد خارجى، هنگامى يك دولت داراى حاكميت است كه در روابط خارجى اش از استقلال و آزادى عمل برخوردار باشد; يعنى در اداره روابط خارجى، فقط منافع كشور خود را مد نظر قرار دهد و از دولت هاى ديگر دستور نگيرد.
    3. حاكميت مطلق ـ يعنى استقلال كامل در ادامه امور داخلى و آزادى عمل كامل در روابط خارجى ـ با واقعيات دنياى امروز سازگار نيست. يكى از مظاهر حاكميت ـ يعنى نپذيرفتن مداخله ديگران در امور داخلى ـ در مورد كليه دولت ها صادق است. بدين روى، اولين محدوديت بر حاكميت ـ يعنى عدم مداخله در امور داخلى ديگر دولت ها ـ به وجود مى آيد.
    قطعنامه شماره 2625 مجمع عمومى سازمان ملل در خصوص «اصول حقوق بين الملل درباره روابط دوستانه» در مورد عدم مداخله در امور داخلى ديگر دولت ها چنين اشعار مى دارد:
    «هيج دولتى يا گروه دولت ها حق ندارد مستقيماً يا غيرمستقيم، به هر دليل كه باشد، در امور داخلى ديگر دولت ها مداخله نمايد نتيجتاً مداخله نظامى و ديگر اشكال مداخله يا تلاش براى تهديد عليه شخصيت دولت يا عليه عناصر سياسى، اقتصادى و فرهنگى آن به منزله نقض حقوق بين الملل مى باشد.»
    4. حاكميت دولت ها برابر است; بدين معنا كه دولت ها به موجب حقوق بين الملل از شخصيت حقوقى مساوى برخوردارند.
    5. حاكميت منشأ حقوق بين الملل است; در غياب يك نيروى ماوراى ملى، كه در سطح جهانى قانون وضع كرده، آن را به مورد اجرا بگذارد، دولت هادر بعضى موارد معيّن و به نفع نظم بين المللى، برخى محدوديت ها را نسبت به حاكميتشان مى پذيرند و به عبارت ديگر، قواعد حقوق بين الملل از محدود شدن حاكميت دولت ها به وجود مى آيد. محدود كردن حاكميت دولت ها به صورت ارادى صورت گرفته و در واقع، از مظاهر حاكميت ملى است و نفى حاكميت به منزله فروپاشى نظام بين المللى مى باشد كه بر حقوق بين المللى مبتنى است.
    6. حقوق بين الملل بر مقررات حقوق داخلى در صورت تعارض، برترى دارد. از اين رو، نمى توان با اتكا به اصل حاكميت يا موازين قانون اساسى و يا ديگر مقررات حقوق داخلى، حقوق بين الملل، اعم از حقوق بين المللى عرفى و يا تعهدات ناشى از حقوق قراردادها، را ناديده گرفت; چنان كه ديوان دايمى دادگسترى بين المللى در قضيه Gerco Bulgarian Communityاين نظر را تأييد كرد.75
    البته ويژگى اخير محل تأمل است و در بين مكاتب حقوقى نيز محل اختلاف نظر; زيرا محدوديت هايى كه در طول زمان و بر حسب شرايط و ارزش هاى حاكم بر جامعه و اصول روابط بين الملل متحول مى شود مورد پذيرش است، اما اين محدوديت ها با ابهاماتى كه در بند 7 ماده 2 وجود دارد كم رنگ مى شود. در آن جا (بند 7 ماده 2 منشور ملل متحد) آمده است: «هيچ يك از مقررات منشور، سازمان ملل متحد را مجاز به مداخله در امورى كه اساساً در حوزه صلاحيت داخلى يك دولت قرار دارد، نمى كند.»76
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #49
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    5ـ نقض حاكميت

    يكى از قواعد كلى و مسلّم حقوق بين الملل، كه در منشور سازمان ملل متحد بدان اشاره شد، احترام به حاكميت كشورها و عدم نقض آن توسط ساير دولت هاست. منع توسّل به زور، كه در بند 4 ماده 2 منشور آمده، يكى از مصاديق لزوم رعايت احترام به حاكميت دولت ها مى باشد. اما آنچه موجب نقض حاكميت مى گردد، عمدتاً در دو دسته خلاصه مى شود:
    1. تجاوز (اقدام عليه تماميت ارضى);
    2. مداخله در امور داخلى كشورها (اقدام عليه امنيت ملى، منافع ملى).
    حقوق بين الملل مانند هر نظام حقوقى ديگر، بايد از به كار بردن زور توسط دولت ها براى حل و فصل اختلافات فى مابين جلوگيرى كند. قاعده منع توسل به زور امروزه از مهم ترين تكاليف دولت ها به موجب حقوق بين الملل است و به عنوان يك قاعده آمره شناخته مى شود. منظور از كابرد زور، استفاده از نيروهاى مسلّح است، خواه به طور مستقيم باشد يا به طور غيرمستقيم (مانند استفاده از نيروهاى چريك). در تعريف مجمع عمومى، «تجاوز»77 به كاربرد نيروهاى مسلّح محدود شده است. منظور از «زور» نيروهاى فيزيكى است، نه اجبارهاى غيرفيزيكى; مانند فشار اقتصادى و تبليغات.78
    اصل عدم مداخله از مسائل مهم حقوقى است كه حقوق دانان در روابط بين المللى اهميت آن را مطرح كرده اند، در حال حاضر نيز سازمان ملل متحد بر آن تأكيد جدّى دارد; زيرا دخالت در امور داخلى يك كشور گذشته از اين كه اهانت به مردم و دولت آن كشور به حساب مى آيد، اصولاً روابط بين المللى را نيز به هم مى ريزد و صلح جهانى را به خطر مى اندازد و حتى منافى با حقوق اساسى كشورهاست كه از جانب همه نهادهاى بين المللى به رسميت شناخته شده; يعنى ناقض حق حاكميت دولت ها مى باشد; زيرا اين اصل منافى حق استقلال كشورهاست از اين كه بتوانند به صورت آزاد و بدون تحميل برنامه اى درست يا نادرست از جانب بيگانگان، سرنوشت خود را به دست بگيرند و با هم فكرى و هم كارى اعضاى جامعه وضعيت مطلوب را براى خود فراهم كنند و در صحنه بين المللى، رقابت آزاد و سازنده اى با ديگران داشته باشند.
    بنابراين، اصل عدم مداخله در امر داخلى كشورها عبارت است از: شناسايى حقوق يك ملت در انتخاب نظام سياسى، حقوقى، اقتصادى و فرهنگى ويژه اى كه براى تحقق ارزش ها و منافع خود انتخاب كرده اند، به شرط مغايرت نداشتن اعمال و اختيارات حقوقى خود با حقوق ديگر ملت ها و جوامع و زيان آور نبودن براى آن ملت ها.
    اين اصل بر پرهيز از جنگ مبتنى است. از اين رو، در گردهمايى هاى صلحى كه در اروپا تشكيل گرديده، بيش از هرچيز، بر ضرورت عدم مداخله تأكيد شده است. اين اصل در ميان جامعه ملل و در نهايت، در منشور ملل متحد مندرج گرديده و تاكنون مجامع بين المللى بر آن تأكيد نموده اند.
    مجمع عمومى سازمان ملل متحد در بيستمين سال تأسيس خود (1965 م)، اعلاميه هشت ماده اى در زمينه عدم مداخله كشورها در امور يكديگر صادر كرد و در آن يادآور شد كه هيچ دولتى حق ندارد به عذر و بهانه اى، به طور مستقيم يا غيرمستقيم، در امور داخلى و خارجى ساير دولت ها دخالت كند. هيچ دولتى نبايد به اقدام هاى اقتصادى، سياسى و مانند آن به منظور سلب حق حاكميت كشور ديگر و استثمار آن ـ به هر صورتى كه باشد ـ متوسل شود يا به اين كار تشويق كند. هيچ كشورى نبايد فعاليت هاى خراب كارانه و يا مسلّحانه براى سرنگون كردن رژيم كشور ديگر و يا دخالت در جنگ هاى داخلى ساير كشورها ترتيب دهد و يا اين گونه فعاليت ها را تحريك كند و به آن ها دامن بزند يا مخارج آن ها را تأمين كند و مورد حمايت قرار دهد.
    اما با توجه به اقدامات مستبدانه برخى دولت ها در كشور خود، حقوق دانان به اين نتيجه رسيده اند كه عدم دخالت در امور داخلى كشورها ـ به صورت مطلق ـ به صلاح ملت ها و نيز قدرت ها نخواهد بود. به همين دليل مسأله موازنه قدرت ها مطرح گرديد; به اين معنا كه هرگاه يكى از قدرت هاى موجود از امكانات بيش ترى برخوردار شود، به گونه اى كه خطرى براى دولت ها به حساب آيد، همگان بايد در مهار و تضعيف آن كشور، هر چند از طريق دخالت در امور داخلى آن باشد، همكارى كنند. گرچه اين فكر از لحاظ حقوقى پايدار نماند، اما موجب در نظر گرفتن استثناهايى براى اصل عدم مداخله شد.79
    اما آنچه بدون ترديد، رعايتش ضرورى است و خدشه در آن نقض حاكميت محسوب مى شود، اقدام عليه امنيت و منافع ملى يك جامعه است.
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #50
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : مهمان ناخوانده (ماهواره)




    6ـ امنيت ملّى و منافع حياتى

    الف ـ تعريف: به رغم كاربرد و سيع و مكرر «امنيت ملى» در متون نظامى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى و با وجود ارائه تعاريف متعدد از آن، هنوز تعريف روشن و جامع آن دشوار مى نمايد. براى «امنيت ملى» تعريف هاى گوناگون آورده اند; مانند:
    1. نبود تهديد نظامى;
    2. محافظت از كشور در برابر حمله نظامى يا اقدامات واژگون سازى از خارج;
    3. توانايى كشور در دفع تهديدهاى خارجى عليه منافع سياسى يا منافع ملّى خود;
    4. والترلپمن، نويسنده و محقق امريكايى: يك ملت وقتى داراى امنيت است كه در صورت اجتناب از جنگ بتواند ارزش هاى اساسى خود را حفظ كند و در صورت اقدام به جنگ، بتواند آن را به پيش ببرد.80
    5. مفهوم «امنيت ملى» برآمده از مفهوم «منافع ملى» است; يعنى آنچه شامل حفظ هويت فيزيكى، سياسى و فرهنگى كشور و محافظت كشور از دست اندازى هاى خارجى مى شود; منافع حياتى كه در مورد آن نمى توان دست به سازش زد. همه كشورها داراى منافع حياتى هستند و مى كوشند به هر نحو ممكن از آن دفاع كنند.81
    تا دو دهه پيش، «امنيت ملى» يك معناى نظامى داشت كه در چارچوب سخت افزارهاى نظامى تعريف مى شد و تهديد نظامى مهم ترين تهديد و آشكارترين اقدام عليه امنيت ملى يك كشور محسوب مى گرديد، اما پس از جنگ جهانى اول و عمدتاً دهه هاى پس از جنگ جهانى دوم، تحولات شگرفى در زمينه فن آورى رخ داد، به نحوى كه به سهولت مى توان گفت: تمامى جوانب زندگى انسان دست خوش تغيير شد كه مهم تر از همه، تحول فن آورى هاست. نمونه بارز آن، ماهواره و برنامه هاى ماهواره اى و شبكه اينترنت است. مسلماً دگرگونى مفاهيم به ويژه مفهوم امنيت ملى نيز از نتايج همين مسأله است. تحول فن آورى از راه هاى گوناگون بر مفهوم امنيت ملى تأثير گذاشته است.82
    ب ـ ادهاف امنيت ملى: هدف اصلى و عناصر مشترك زيربناهاى امنيت ملى عبارت است از:
    1. حفظ استقلال و تماميت ارضى;
    2. تحقق رفاه مردم و ثبات سياسى كشورها;
    3. حفظ و اشاعه ارزش هاى ملى ـ اعتقادى;
    4. فراهم كردن امكان فراغت خاطر نسبت به تهديدهاى احتمالى.83
    ج ـ تهديد عليه امنيت ملى: على رغم كاربرد سياسى يا تبليغاتى اين واژه، مى توان به دو نمونه تعريف ذيل براى تهديد عليه امنيت ملى اشاره كرد:
    1. ريچارد اولمان مى گويد: تهديد نسبت به امنيت ملى عبارت از يك عمل يا يك سلسله حوادث است كه يا طى زمانى كم و بيش كوتاه كيفيت زندگى ساكنان يك كشور را شديداً تهديد كند و يا دامنه اختيار يك حكومت يا يك كشور يا واحدهاى خصوصى متعلق به يك كشور (افراد، گروه ها، شركت ها) را در انتخاب سياست مقتضى به شدت به مخاطره اندازد. اين تعريف منطبق با برداشت هاى غربى است.
    2. هرگونه عمل يا حوادثى كه امنيت اقتصادى، اجتماعى، داخلى يا نظام سياسى ـ عقيدتى و ساكنان يك كشور را تهديد كند، تهديد عليه امنيت ملى است. در اين تعريف، مسائل فرهنگى و عقيدتى و يا اقتصادى و يا نوع نظام سياسى جزو مسائل امنيتى است.84
    مهمان ناخوانده (ماهواره)
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •