ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    توجه ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ








    ناسخ و منسوخ



    قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ

    آنچه گذشت:

    اهمیّت شناخت نسخ و توجه به این امر، از سخن بزرگان دین به خوبى مشهود است. در مورد قرآن، كه كتاب قانون اسلام است، آشنایى با ناسخ و منسوخ آن تأكید و توصیه شده است.
    ابوعبدالرحمن سُلَمى از على‏بن ابى‏طالب نقل مى‏كند كه آن حضرت در برخورد با یك قاضى از او پرسید:
    هَلْ تَعْرِفُ النّاسِخَ مِنَ الْمَنْسوخِ؟ فقال: لا، فقال: هَلَكْتَ واَهْلَكْتَ؛ 1
    آیا ناسخ و منسوخ قرآن را مى‏شناسى؟ گفت: نه. حضرت فرمود: خودت را هلاك نمودى و دیگران را به ورطه هلاكت افكندى.

    سیر نگارش‏هاى ناسخ و منسوخ
    با توجه به اهمیت مسأله ناسخ و منسوخ، پژوهش‏هاى گسترده و فراوانى از اولین قرن هجرى تاكنون در این زمینه صورت گرفته است.
    طبق ضبط برخى از مورّخان برجسته «تاریخ و علوم قرآن» اولین شخصى كه درباره «ناسخ و منسوخ» در تاریخ اسلام، كتاب نوشت، «قتاده» (م‏118ق.) بود. سپس یكى از اصحاب امام صادق(ع) به نام «محمدبن سائب كلبى» (م‏146ق.) به این كار مبادرت جست. پس از او نوبت به «مقاتل‏بن سلیمان» (م‏146ق.) از یاران نامدار امام‏صادق(ع) رسید. اما هیچ‏یك از كتاب‏هاى آنها نه‏تنها به دست ما نرسیده است، كه به احتمال قوى قدیمى‏ترین پژوهشگران تاریخ و علوم قرآن هم، به این كتاب‏ها دست نیافته‏اند. 2
    در میان مؤلفان شیعه، شهاب‏الدین احمدبن عبدالله‏بن سعید المتوّج (م‏836ق.) از شاگردان فخرالمحقّقین و شهید اول و صاحب تألیفات متعدد، كتابى به نام الناسخ والمنسوخ تألیف كرده كه به كوشش دكتر محمد جعفر اسلامى چاپ شده است.
    از میان دانشمندان معاصر اهل سنت، دكتر مصطفى زید در اثرى تحقیقى و به گونه‏اى تفصیلى با نقّادى در خور تحسینى رساله خویش را تحت عنوان النسخ فى القرآن الكریم عرضه نموده است.

    تعریف لغوى


    «نسخ» در لغت به معانى مختلفى آمده است كه عبارتند از: ازاله، تغییر، ابطال و چیزى را جاى چیز دیگر قرار دادن.
    جوهرى در صحاح گوید: نسخ آیه به آیه، زایل‏نمودن و از بین‏ بردن مثل حكم آیه است.
    دانشمند بزرگ راغب اصفهانى در کتاب "مفردات" مى‏گوید:
    نسخ، یعنى از بین بردن چیزى به واسطه چیزى كه پس از آن مى‏آید؛ مثل از بین بردن آفتاب، سایه را و سایه، آفتاب را و پیرى، جوانى را. از واژه نسخ گاه معناى «ازاله» و گاه معناى «اثبات» (ضدّ آن) فهمیده مى‏شود.
    نسخ قرآن به معناى ازاله و از بین بردن حكم آن است، با حكمى كه بعد از آن آمده‏ است. خداوند مى‏فرماید: مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ....3
    "نسخ كتاب" به معناى انتقال صورت آن به كتاب دیگر است. این امر، سبب ازاله و رفع صورت اول نمى‏گردد، بلكه موجب «اثبات» همان صورت در مادّه دیگرى مى‏شود. گاهى از این معنا به «استنساخ» تعبیر مى‏شود. خداوند مى‏فرماید: إِنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ.4

    در این‏كه كدام یك از معانى ازاله، تغییر، ابطال و انتقال، معناى حقیقى و كدام معناى مجازى واژه نسخ است، میان دانشمندان اختلاف وجود دارد. دكتر مصطفى زید، پس از ذكر آراى گوناگون، نظریّه ابوالحسین بصرى كه نسخ را حقیقت در ازاله و مجاز در نقل و انتقال مى‏داند، ترجیح داده براى اثبات مدعاى خویش، مواردى را از عهد قدیم و نیز از استعمالات قرآن كریم شاهد مى‏آورد.5

    علامه طباطبائى در تعریف نسخ مى‏گوید: هو الإبانة عن انتهاءِ أمد الحكم وانقضاءِ أجله؛ 6
    آشكار ساختن انتهاى مدت و زمان حكم و پایان عمر آن.


    گزیده مطالب
    1. گرایش به پژوهش در زمینه ناسخ و منسوخ از اوّلین قرن هجرى تاكنون وجود داشته است.
    مكتب بیان: مكتبى است كه نسخ را بیان مدت انتهاى حكم مى‏داند.
    مكتب خطاب: در تعریف نسخ از واژه «خطاب» یا «لفظ» و نظایر این دو، كمك مى‏گیرد.
    مكتب رفع: به جاى تعبیر بیان یا خطاب، از رفع حكم سخن مى‏گوید.
    3. برخى دیگر از نویسندگان در این باب عبارتند از: قاسم‏بن سلام، ابوداود سجستانى، ابوجعفر نحّاس، هبةالله‏بن سلامه، عبدالقاهر بغدادى، ابن‏هلال، ابن‏جوزى، ابن‏خزیمه، اسفرایینى، ابن‏بارزى، احمدبن عبدالله المتوج و دكتر مصطفى زید. 4. نسخ در لغت به چند معنا به كار رفته‏است: تغییر، ازاله و اعدام، ابطال و انتقال. نسخ به معناى انتقال، همان استنساخ است. 5. معناى حقیقى نسخ همان ازاله است و مجازاً در نقل و انتقال به كار رفته‏است. 6. سیر تحول تعریف اصطلاحى نسخ از قرن چهارم تا دوره معاصر به وجود آورنده سه مكتب در این زمینه بوده است: مكتب بیان، مكتب خطاب و مكتب رفع. 7. پایه‏گذاران مكتب رفع ابتدا شافعى و پس از وى بزرگانى چون طبرى، ابن‏هلال، ابن‏جوزى و ابن‏حاجب مى‏باشند. پس از ابن‏حاجب بسیارى از دانشمندان از قرن هفتم به بعد گرایش به مكتب رفع پیدا نموده‏اند. كه از آن جمله مى‏توان از زرقانى، میرزاى قمى، آیةاللَّه العظمى خوئى و صبحى صالح نام‏برد.
    2. اوّلین نویسنده ناسخ و منسوخ، قتاده (م‏118ق.) بوده است، امّا از كتاب وى اطلاعى در دست نیست.
    *************************
    درسنامه علوم قرآنى سطح ۲؛ حسین جوان آراسته
    تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان
    1. تفسیر عیاشى، ج‏1، ص‏23؛ ابن‏حزم، النّاسخ والمنسوخ، ص‏5.
    2. ر.ك: «علوم قرآن و فهرست منابع» و مقاله «ناسخ و منسوخ» از سرى مقالات فارسى كنگره جهانى شیخ‏مفید، شماره 71.
    3. بقره (2) آیه 106.
    4. جاثیه (45) آیه 29.
    5. ر.ك: النسخ فى القرآن كریم، ص‏55 - 65. 6 . المیزان، ج‏1، ص‏249.



    ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ


  2.  

  3. #2
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    پژوهشي درباب ناسخ و منسوخ

    پژوهشي درباب ناسخ و منسوخ


    نويسنده:غلامحسين تاجري نسب





    چكيده:ناسخ و منسوخ از مباحث علوم قرآني است كه درفقه و اصول فقه نيزبه آن پرداخته شده و حتي علم به آن لازمه تصدي مناصب قضا و افتاء شمرده شده است.
    معناي لغوي نسخ، ناسخ ومنسوخ در فرهنگهاي لغت آمده است.نيز كاربرد نسخ درچهارآيه قرآن در معاني «ثبت ورونويسي»،«جايگزين ساختن» و«نابود كردن» با اشاره به نكات تفسيري برخي از تفاسير اهل سنت نقد و بررسي شده است.
    ناسخ و منسوخ در روايات و احاديث اهل سنت(ع) تعريف شده و درفقه و تفسيرنيز كاربرد دارد.نويسنده كتب و آثار دانشمندان شيعه و اهل سنت را درموضوع نسخ به اجمال شناسانده و نسخ را در دو قسمت: اديان گذشته و حكمي ازاحكام دين اسلام بررسي كرده است.
    شبهات پيرامون نسخ و عوامل پيدايش نسخ در‌آئين كامل،طرح و بررسي شده است.نويسنده رابطه حكم و تلاوت در نسخ را براساس منابع اهل سنت توضيح داده و به بيان چهارشيوه شناخت ناسخ و منسوخ پرداخته است.
    $كليد واژه: قرآن- ناسخ و منسوخ/ ناسخ و منسوخ/ دانشمندان اهل سنت/ دانشمندان شيعه/ كتاب شناسي نسخ/ ناسخ و منسوخ-شبهه ها/ ناسخ و منسوخ- نقد و بررسي/ نسخ در قرآن.
    موضوع «ناسخ و منسوخ» از مباحث پيچيده علوم قرآني است كه به ويژه ،درفقه اسلامي كاربرد اساسي دارد. از اين رو نه فقط دركتب تفسير و قرآن شناسي، كه در متون فقه و اصول فقه نيز بدان پرداخته اند.
    در اهميت اين موضوع همين بس كه در احاديث معصومين(ع) آگاهي از‌آن را لازمه تصدي مناصب قضاوت و افتا دانسته اند. دو شاهد زيردراين باره كفايت مي كند:
    1-عبد الله بن شبرمه الضبي،قاضي منصور داونقي در كوفه مي گفت: حديثي از جعفر بن محمد(ص) شنيده ام كه هرگاه به يادم مي آيد،قلبم مي خواهد بشكافد.
    آن حضرت از پدرش از جدش از پيامبر(ص) نقل مي فرمود:
    «...من افتي الناس بغير علم و هو لا يعلم الناسخ من المنسوخ و المحكم من المتشابه فقد هلك و اهلك» (35: ج1، ص43؛ 37: ج2، ص119 و 298 به نقل از: محاسن برقي و امالي صدوق)
    2- عن ابي عبد الرحمن السلمي،انّ علياً (ع) مرّعلي قاضٍ (1) فقال: هل ًتعرِفُ الناسخَ مِن المَنسوخ؟ قال:لا،فقال: هَلَكْتَ و أهْلًَكْت. (2: ص125- 134؛ 28: ج1، ص23؛21:ج1، ص259؛20: ج2، ص700؛ 14:ج2،ص70-71) از ابوعبدالرحمن سلمي روايت شده كه: اميرالمومنان (ع) بريكي ازقضات (2)گذر نمود. پس فرمود: «آيا ناسخ را از منسوخ مي شناسي؟ گفت نه پس فرمود: هم خود هلاك شده و هم ديگران را به نابودي افكندي».
    ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ


  4. #3
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,373      تشکر : 19,631
    24,035 در 6,930 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    كاربرد لغوي و اصطلاحي «نسخ» در قرآن

    اين واژه در چهارآيه كتاب خدا بكاررفته است:
    1-(ما ننسخ من آيه او ننسها نات بخير منها او مثلها الم تعلم ان الله علي كل شي قدير)(بقره(1)/106)
    2-(و لما سكت عن موسي الغضب اخذ الالواح و في نسختها هدي و رحمه للذين هم لربهم يرهبون)(اعراف(7)/ 154)
    3-(وما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبي اذا تمني القي الشيطان في امنيته فينسخ الله ما يلقي الشيطان ثم يحكم الله آياته والله عليم حكيم)(حج(22)/52)
    4-(هذا كتابنا ينطق عليكم بالحق ،انا كنا نستنسخ ماكنتم تعملون)(جاثيه(45)/29)
    دردومين و چهارمين آيه ،معناي«ثبت و رونويسي» به كار رفته اند، اما درآيات اول وسوم به ترتيب ازدو معناي«جايگزين ساختن».«نيست و نابود كردن»استفاده شده است. اكنون ،به جهت اهميت دو آيه اخير ،چند نكته كوتاه تفسيري درباره هر يك خواهيم آورد.
    نخستين آيه:
    1-تعبير«ننسخ» نشان مي دهد كه عمل نسخ ،فعل پروردگاراست درمقام قانونگزار حقيقي ؛و بنابراين اطلاق «ناسخ» به آيه شامل حكم تازه، جزبه عنوان "مجاز" صحيح نيست ،بلكه بهترآن است كه ناسخ(به كسرسين) ،به خداي حكيم گفته شود و ازآيه حاوي قانون جديد ،تعبيربه ناسخ(به فتح سين)گردد كه بر وزن فاعل، و به معناي«ما ينسخ به=آنچه بدان نسخ مي شود» مي باشد.
    2-قرائت آيه را،حفص از عاصم،به صورت بالا روايت نموده؛لكن ابن كثيرو ابو عمرو،از قراء سبعه و برخي از صحابه،عبارت «نُنسها» را «ننسأها» خوانده اند
    (25:ج1، 39:ج1، ص99) كه در حالت اول يعني:«آن را ازخاطره ها مي بريم» و درحالت دوم يعني:«آن را به تاخير مي اندازيم»(29: ج2، ص186)
    سومين آيه:
    برخي تفاسير و تواريخ اهل سنت ،درسبب نزول اين آيه رواياتي گونه گون آورده اند كه خلاصه مشتركات آن اخبار-كه «داستان غرانيق» نام گرفته-اين است:
    پيامبراكرم(ص) در مكه معظمه،به هنگام قرائت سوره مباركه نجم،چون بدين آيت رسيد كه:
    (افرايتم اللات و العزي*و مناه الثالثه الاخري) (نجم (53)/19-20)
    يعني:«آيا درباره لات و عزي و سومين بت ديگرمنات انديشه كرده ايد؟»
    شيطان اين عبارت را بر زبان حضرتش القا نمود كه:
    «تلك الغرانيق العلي*و ان شفاعتهن لترتجي»
    يعني:«آنان پرندگان سپيد بلند پروازند*و همانا به شفاعت و بخشايش خواهي ايشان اميد مي رود.»
    پس مشركان قريش شادمان گشتند كه از بتهاي آنها، به نيكويي ياد شده است.ازاين رو،به قرائت رسول خدا گوش فرادادند و چون در پايان سوره وي سجده نمود آنان نيز همراه او به خاك افتادند.آنگاه جبريل امين فرود آمد و آن حضرت را براين دسيسه ابليس-كه افزودن آيات شيطاني بر وحي آسماني بود-آگاه ساخت پيامبراز اين رويداد بسياراندوهگين گرديد پس خداوند آيه فوق را براي تسلاي دل ايشان فرو فرستاد.(3: ج1، ص205؛ 24: ج10،ص 186؛18:ج2،ص399؛19: ص252؛21:ج6، ص65)
    دشمنان اسلام به ويژه مستشرقان، اين افسانه را دستاويز قرار داده اند تا مقام و موقعيت قرآن و پيامبر را خفيف و مخدوش نمايند؛درحالي كه شواهد و دلائل بسياري بر نادرستي اين سبب نزول وجود دارد كه دانشوران شيعي و برخي از عالمان سني آنها را دركتابهاي خود گوشزد ساخته اند.(6: ج3، ص239؛ ج12، ص53؛22: ج3، ص546؛32: ج1، ص38؛16:ج1،ص340؛ 27: ج3، ص48؛26:ج2،ص64)
    ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ


  5. #4
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : آبان 1392
    نوشته : 1      تشکر : 0
    4 بار در 1 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    esi66 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    بسیار عالی ممنون
    ناسخ و منسوخ قسمت دوم: تاریخچه مباحث ناسخ و منسوخ


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •