سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 97 , از مجموع 97

موضوع: ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    «روز مبارک»


    شاید اگر من فطرس نبودم، هیچ‏وقت چشمم به جمال دل‏آرایت روشن نمی‏شد.
    شاید اگر بال‏های سپید من در آتش خشم خدا نمی‏سوخت، هیچ وقت لطافت دست‏های تو را حس نمی‏کردم.
    شاید اگر در آن جزیره دور افتاده، در پس تاریکی‏ها، فریادزنان تو را صدا نمی‏کردم،
    هیچ‏گاه توفیق درک حضورت را نمی‏یافتم.
    آه، میوه دل علی و فاطمه؛ حسین!
    چگونه می‏توانم عطر دل‏انگیز قنداقه بهشتی‏ات را فراموش کنم؟
    چگونه می‏توانم تصویر روشن نگاهت را از خاطر ببرم؟
    یادش به خیر، چه روز مبارکی بود آن روز!
    چه ولوله‏ای بود در آسمان!
    انگار بهشت می‏خواست سقف بلند آسمان را بشکافد و به پابوس تو بیاید!
    انگار آسمان می‏خواست از شوق، هروله کنان، به طواف کعبه وجود تو برخیزد!
    جبرئیل هم با فوج فوج فرشتگان، لبخندزنان صلوات می‏فرستاد و تهنیت می‏گفت.
    یادش به خیر، آن لحظه‏ای که با بال‏های شکسته و چشمان به اشک نشسته‏ام، بر شانه‏های فرشته‏ای نشستم و به سوی تو آمدم!
    یادش به خیر، آن لحظه که بال‏های شکسته‏ام را گریه‏کنان بر قنداقه تو نهادم و خدا را به نام تو قسم دادم که مرا ببخشاید و شفاعت تو را در حقم بپذیرد!
    یادش به خیر، آن لحظه که تو چشم‏های زیبا و مهربانت را گشودی و من برای همیشه، در آسمان نگاهت چون کبوتری گم شدم.
    نسرین رامادان



    امضاء

  2. تشكر


  3. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    goll پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞



    «آینه زلال عشق»

    آسمان‏ها را آراسته‏اند.
    پرچم‏های سبز و سرخ، در کوچه کوچه کهکشان، با نسیم دلنواز صلوات به حرکت در می‏آیند و کاینات، منتظر آمدن کسی است که نام مبارکش را بر تارک عرش آویخته‏اند؛ حسین!
    مشتاق‏تر از تمام آسمانیان، آن‏که در کالبد روحانی خویش نمی‏گنجد، جبریل علیه‏السلام است.
    اوست که آغوش پرندین خود را به سمت نوازشش گشوده است.
    امروز تمام آسمان را سرود «فتبارک الله» فرا گرفته است.
    وه چه زیباست کودک زهرا علیهاالسلام !
    وه چه زیباست میوه طاها!
    گویی تبسمش آکنده از عطر سیب است؛ عطر سیبی که هنوز هم بهترین خاطره مدینه و دل‏انگیزترین عطر پگاهان کربلاست.
    چون نوری که از دل خورشید برآید.
    قدم در عالم خاک می‏گذارد و آغازین شگفتی حضورش را با سجده در برابر محبوب و حبیب خویش به تماشا می‏گذارد.
    و لحظه‏ای بیش نیست که سر ارادت خاکستان به آستان حضرت دوست نهاده است؛
    سری که در نهایت، قربانی کوی او خواهد شد.
    گویی تمام افلاکیان نامش را می‏دانند و مرامش را می‏ستایند!
    گویی تمام عرشیان، از روز ازل منتظر تولّد او بوده‏اند.
    پرچم غیرت را در کویر نامردمی‏ها به اهتزاز درآورد!
    او می‏آید از ازلی‏ترین نقطه آفرینش که چراغ هدایت باشد و کشتی نجات.
    او می‏آید تا عاشورا به عظمت خویش ببالد.
    او می‏آید تا کربلا، مشام جهان را با «عطر سیب» آشنا کند.
    او می‏آید تا ولایت، اوج غریبانگی خود را حس کند.
    او می‏آید تا صبر را، ایثار را، شهادت را... معنا کند.
    او می‏آید تا کسی «غیرت دینی» را به فراموشی نسپارد.
    می‏آید تا سفارش به امر به معروف و نهی از منکر بر زمین نماند.
    آری، می‏آید، نقطه اوج رسالت و ولایت؛ نقطه‏ای که قله کمال آدمی و نزدیک‏ترین فاصله با خداوند است؛ آنجا که حتی فرزند مانع این قرابت نمی‏شود!
    مولا، ای عظمت شهادت!
    چقدر نامت دلنشین است؛ حتی برای شهادت!
    چیست پنهان در نامت که اشک را مجال تأمل و درنگ نمی‏دهد و عشق را حیران عاشقانگی خویش کرده است!
    مولای عاشقان جان باخته!
    چقدر یادت برای عارف شدن مغتنم و نامت برای عاشق شدن زیباست!
    کربلا تنها با تبسّم تو جان گرفت و عاشورا تنها با ترنم عاشقانگی‏هایت نامی شد.
    مولای عاشقان!
    سلام بر تو باد تا واپسین روز آسمان و زمین!
    میلادت مبارک!
    سیدعلی اصغر موسوی
    امضاء

  4. تشكرها 2


  5. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞


    ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی

    ما محو تو هستیم، تو حیران که هستی؟


    خورشید که سرچشمه زیبایی و نور است


    از میکده چشم تو آموخته مستی


    تا جرعه‌ای از عشق تو ریزند به جامش


    هر لاله کند دعوی پیمانه به دستی


    از چار طرف محو تماشای تو هستند


    هفتاد و دو آیینه توحیدپرستی


    وا کرد در مسجدالاقصای یقین را

    تکبیره‌الاحرام نمازی که تو بستی


    تا وا شدن پنجره هرگز نزدی پلک


    تا خون شدن حنجره از پا ننشستی


    ای کاش که گل‌های عطشناک نبینند


    در دیده خود خار غمی را که شکستی


    یک گوشه چشم تو مرا از دو جهان بس


    ای گردش چشمان تو سرچشمه هستی



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر


  7. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞


    آمدم از تو کمی بهار بگیرم

    عشق تو را در دلم به کار بگیرم

    فکر سفر می کند لباس امیدم



    تا بروم کربلا غبار بگیرم

    همرهی ام کن که تاکنون نرسیدم


    حاجت از آن ماه بی مزار بگیرم

    مِهر علی را شنیدم آمده ام تا


    از پسرش خنده ای انار بگیرم

    ابر عنایت! چه می شود که به زیر


    سایه چتر شما قرار بگیرم؟

    ای که نشستی به شانه های محمّد


    گوشه چشمی کن اعتبار بگیرم



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر


  9. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞



    طوفان گرفت... نام شما سربلند شد

    تا نیزه نیزه سمت خدا، سر، بلند شد

    این خون که ریخت روی زمین، خون نبود، نه!


    این خون که قد کشید و تناور، بلند شد

    از برکت تو بود، اگر ماجرای زخم


    سرباز کرد، تازه شد از سر، بلند شد

    هر دل که از مصیبت و عشق تو سهم برد


    آتش گرفت، سوخت و یکسر، بلند شد

    یک رستخیز سرخ که دنیا نیاز داشت


    از عمق لحظه‏های مکدّر بلند شد

    در قحطسال عشق، کسی سربلند کرد

    «معروف» در برابر «منکر» بلند شد!

    تا پا نهاد روی گلویت، حضور زخم


    آه از نهاد تشنه خنجر بلند شد

    خونت وزید در رگ تاریخ و بعد از آن


    تا بود و هست نام شما سربلند شد



    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر


  11. Top | #96

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,776
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,694
    مورد تشکر
    177,898 در 52,563
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞



    امشب زمین در جای خود استاده می رقصد چرا؟

    چرخ زمان از چرخ خود افتاده، می رقصد چرا؟


    در شب چرا خورشید هست؟ ماه هست و زهره و ناهید هست

    پیر خرد جامی به کف پر باده می رقصد چرا ؟


    امشب چرا روی چمن، پر گشته از ورد و سمن

    بلبل رها کرده قفس، آزاده می رقصد چرا ؟


    مرغ خیال امشب چرا سیمرغ بازی می کند

    پر بر سپهر نیلگون، بگشاده می رقصد چرا ؟


    تقدیر امشب از چه رو گردیده از می سرخ رو

    پا در رکاب بخت خود، بنهاده می رقصد چرا ؟


    آذین به خود بر بسته است شب های هجران از چه رو

    در انتظار روز وصل آماده می رقصد چرا ؟


    توبه چرا خندان بود، خرقه چرا شادان بود

    سجده چرا رقصان بود، سجاده می رقصد چرا ؟


    امشب چرا لوح و قلم اینسان صراحی می زنند

    روح، آواز طرب، سر داده می رقصد چرا ؟


    جبرئیل امشب در سماع، فطرس به امید شفاء

    بر بحر عفو کبریا، تن داده می رقصد چرا ؟


    معشوق بر کنج لبش، لبخند شادی می زند

    بر عاشقان از خنده اش جان داده می رقصد چرا ؟


    گویا «حسین الحق»کنون، رو بر جهان بگشاده است

    نور خدا گرد رخ، شهزاده می رقصد چرا ؟


    امشب تبارک می زند، ذات خدا بر ذات خود

    خمار مست خمر خود، در پرده می رقصد چرا ؟


    «تائب» چرا امشب چنین، دارد سرودی دلنشین

    از مهر او بر گردنش، قلاده می رقصد چرا ؟

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  12. تشكر


  13. Top | #97

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞


    چه خوب است آب و هوايي که داريد
    هميشه بهشت است جايي که داريد
    الهي روي خلوتي هم نبيند
    شلوغي اين کوچه هايي که داريد
    مجال عرق ريختن هم نداديد
    به پيشاني اين گدايي که داريد
    نمي خواهم اصلا بفهمم که ما را
    کجا مي برد رد پايي که داريد
    همين که شما مي بريدم، يقينا
    شبي مي رسم تا خدايي که داريد
    از امروز ناله رسان حسين است
    پر فطرس بينوايي که داريد
    برايم هواي بهشتي بالا
    حرام است با کربلايي که داريد
    شما با خدا با خدا با خداييد
    ومن با شمايم شمايي که داريد...
    ...مرا خيمه کربلا مي نويسيد
    دخيل حسينيه ها مي نويسيد
    دل بيقرار اختياري ندارد
    اسير است و راه فراري ندارد
    مقامات عاشق فنا مي پذيرد
    اگر هم بميرد مزاري ندارد
    کسي که بنا نيست بي سر بميرد
    چه بهتر دل بيقراري ندارد
    دل بي حسين اصل و فرعش زيادي است
    شبيه درختي که باري ندارد
    دل بي حسين از گل بدترين هاست
    دل بي حسين اعتباري ندارد
    بود ذکر سجاده هر فقيري
    اميري حسين فنعم الاميري
    همه زير پايند و بالا حسين است
    همه قطره اند و دريا حسين است
    چه رسم خوشي که زمان تولد
    کلام نخستين ما يا حسين است
    حسن هم حسين است ، علي هم حسين است
    محمد حسين است و زهرا حسين است
    حسن يا علي فاطمه يا محمد
    تجلي اين چهارتن با حسين است
    همين که به جز عشق چيزي نگفتيم
    تجلي " لا ذکر الا حسين " است
    گنهکارها نيز ترسي ندارند
    قيامت اگر دست آقا حسين است
    شه عالمينيم ، الحمدلله
    غلام حسينيم ، الحمدلله
    نديدم کسي را گدايش نباشد
    مسلمان يا ربنايش نباشد
    مسير تکامل يقينا محال است
    اگر کربلا انتهايش نباشد
    براي جهنم چه خوب است، هر که
    حسين بن زهرا برايش نباشد
    مگر مي شود؟نه...نه... امکان ندارد
    خدا باشد و کربلايش نباشد
    خدايي که دار و ندارش حسين است
    مگر مي شود خون بهايش نباشد؟
    يقين کشتي او نجاتي ندارد
    اگر خواهرش ناخدايش نباشد
    حسين آمد و بال ها گريه کردند
    تمامي گودال ها گريه کردند
    پر ما کجا؟وسعت آسمانت
    پريدن کجا؟قبه ي لا مکانت
    حسن هم به پاي تو قد راست مي کرد
    ادب داشت ، پيشت امام زمانت
    تو بالا نشيني ، چگونه نباشد
    سر شانه هاي پيمبر مکانت
    تويي سنت هفت تکبير احرام
    نبي منتظر شد بچرخد زبانت
    شما هر دو در حال ارتزاقيد
    اگر مي گذارد دهان بر دهان
    خدا بهتر از تو ندارد اگر داشت
    يقين کن که مي داد روزي نشانت
    خداوند مثل تو ديگر ندارد
    شبيه تو دارد اگر خب بيارد
    من و سالها جستجويت حسين جان
    من و منت گفتگويت حسين جان
    مگر مي شود من به پايت نيفتم
    من و سجده بر خاک کويت حسين جان
    من عادت ندارم شبي بي تو باشم
    من و هيئت کو به کويت حسين جان
    به والله خوابش نمي برد زهرا
    نميشد اگر شانه مويت حسين جان
    گلوي تو عادت به نيزه ندارد
    به قربان زير گلويت حسين جان
    چقدر آه گفتي جوابت ندادند
    چقدر آب گفتي و آبت ندادند...

    *** علي اکبر لطيفيان***

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  14. تشكر


صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی