۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 97
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞






    8. ذكرخدا
    گوهر یاد خداوند، موهبتى عرشى است كه در هر دل كه جاى گیرد و بر هر زبان كه جارى شود، آن دل و زبان را نفیس مى سازد، چه ذكر قلبى باشد، چه ذكر زبانى .
    حسین بن على علیهماالسلام بنده ذاكر خدا بود، پیوسته حمد و ثناى الهى بر زبانش و سپاس نعمت ها در قلبش. و در راحت و رنج و پنهان و آشكار یاد خدا آرام بخش جانش بود و بر او تكیه داشت و هیچ صحنه تلخ و غمبارى نبود، جز آن كه داروى"یاد خدا" آرامش مى كرد.
    تنها در صبح عاشورا نبود كه با گفتن"اللهم انت ثقتى فى كل كرب"، به یاد خدا بودن را ابراز مى كرد و تنها در حملات حماسى روز عاشورایش نبود كه با تكرار جمله"لاحول ولا قوه الا بالله"(11)؛ ارتباط قلبى خود را با معبود، بر زبان مىآورد، بلكه همواره گویاى"الله اكبر" بود و ذكر"الحمدلله على كل حال" و یاد خدا ورد زبانش بود و"استرجاع" را ـ كه یكى از شاخص هاى ذكر حقیقى، بهخصوص در هنگام مصائب و ناگوارىهاست ـ در مواقع مختلف از جمله در راه مكه به كربلا، بر لب داشت. از دید امام حسین علیه السلام شقاوت سپاه كوفه كه براى آن جنایت عظیم حضور پیدا كرده بودند، نتیجه غفلت از یاد خدا بود و چون مى دید آنان به هیچ روى، از كینه و عناد خویش دست بر نمى دارند و بر كشتن او مصمم اند، به آنان مى فرمود:
    "لقد استحوذ علیكم الشیطان فانساكم ذكر الله العظیم" (12)؛
    شیطان بر شما چیره گشته و یاد خداى بزرگ را از (دل) شما برده است.
    وقتى چراغ یاد خدا در شبستان دل انسان روشن باشد، هرگز شیطان رخنه گاهى براى ورود به خلوتگاه دل نمى یابد و این خانه كه باید جاى خدا باشد، ماواى دیو و دد نمى گردد.

    پیروان حسین علیه السلام را سزاست كه مشعل فروزان"ذكرالله" را در اقتدا به سالارشان در دل برافروزند، تا نه دچار یأس و تردید شوند، نه ملعبه ابلیس و هواى نفس.
    اینها و بسیارى دیگر از این گونه ویژگى هاى روحى و رفتارى است كه از حسین بن على علیهماالسلام براى پیروانش در همه اعصار و نسل ها"الگویى همه جانبه" ساخته است و منشورى پدید آورده كه از هر طرف به آن بنگریم، جلوه اى خاص و بعدى مقدس و الگویى شایسته تبعیت به چشم مى خورد.




    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    ویرایش توسط شكوه انتظار : 22-04-1389 در ساعت 18:04



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر


  3. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞





    خلاصه سخن آن كه:
    هم از معنویت و توجه به خدا و نیایش هاى شبانه امام حسین علیه السلام باید درس آموخت، هم از توجه به علم و ادب و دانش و تربیت فرزندان، هم حسن خلق و كرامت رفتارى و مستضعف گرایى، هم از ایثار و سخاوت و بذل و بخشش وى، و هم از رافت و مهربانى و عواطف والاى انسانى نسبت به همنوعان.
    حسین بن على علیهماالسلام مقتداى همه و همیشه و همه جاست؛ چه در جنگ و چه در صلح، چه در میدان جهاد و چه در عرصه اعتقاد، چه در صداقت و پاكى، چه در شجاعت و بى باكى، چه در روحیه شهادت طلبى، چه در عبادت ها و راز و نیازهاى نیمه شبى .
    جویندگان راه معنى و طالبان عزت و آزادگى، باید در"آینه اوصاف حسینى" به تماشاى این جلوه هاى ناب و ماندگار بنشینند و اگر اهل سیر و سلوك اند و شیفته"عرفان اهل بیتى"، و اگر به افقى دور دست تر از مادیات و بلندتر از روزمرگى ها مى نگرند، باز هم باید به"مرآت حسینى" چشم بدوزند و به این"آینه حُسن" بنگرند.
    براى الگوگیرى از "اسوه هاى حسنه"، باید به جهات اسوه بودن آنان توجه داشت؛ حسین بن على علیهماالسلام یكى از این اسوه هاست؛ خود نیز فرموده است:"لكم فى اسوه."
    مرور به چند نمونه از جهات الگویى سیدالشهدا، براى آن بود كه درس آموزى از این سرمشق خدایى آسان تر باشد و عملى تر.
    آینه سلوك حسینى، پیوسته در منظرمان باد.



    پى نوشت ها:
    1 ـ مقتل الحسین، مقرم، ص 304.
    2 ـ سفینه البحار، ج 1، ص 136.
    3 ـ زیارت وارث (مفاتیح الجنان).
    4 ـ اعیان الشیعه، ج 1، ص 597.
    5 ـ موسوعه كلمات الامام الحسین(ع)، ص 328.
    6 ـ ینابیع المَوَدَّه، ص 406.
    7 ـ نفس المهموم، ص 135.
    8 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 367.
    9 ـ حیاة الامام الحسین(ع)، ج 1، ص 128.
    10 ـ همان، ص 131.
    11 ـ موسوعه كلمات الامام الحسین(ع)، ص 414.
    12 ـ همان، ص 485.
    كوثر، شماره 51
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر


  5. #33
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    آيات اخلاق در سيماى حسينى

    به حُسن خُلق و وفا، كس به يار ما نرسد
    ترا در اين سخن، انكار كارما نرسد
    اگرچه حسن فروشان به جلوه آمده‏اند
    كسى به حُسن و ملاحت، به يارما نرسد
    هزار نقد به بازار كائنات آرند
    يكى به سكّه صاحب عيار ما نرسد
    هزار نقش برآيد ز كِلْك صُنع
    و يكى به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
    بسوخت «حافظ» و ترسم كه شرح قصّه او
    به سمع پادشه كامكار ما نرسد

    زيبايى هاى صفاتش دلربا و روح‏نواز است و نگاه و رفتارش ظهور آيات حقّ، و مكارم اخلاقش تجلّى‏بخش فلسفه بعثت پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م است كه فرمود: «بعثتُ لاُِتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخْلاقِ»1 عصمت و قداست او در آيه تطهير با جلوه‏اى پرفروغ انعكاس يافته و برعشق الهى و ايثار او كريمه «ويطعمون الطعام على حُبّه»شاهد و گواه است. زيبايى و جمال روح و اعتدال جسمانى‏اش با نام حسين عليه‏السلام شكوهى افزون يافته است؛ زيرا كه «حسين» يعنى زيبايى و براساس روايت، نامى است كه خداوند آن را برايش برگزيده است. او چنان است كه خود فرمود:
    سَبَقْتُ العالمين الى المعالى؛ بحُسنِ خليقةٍ و علوّ همّة و لاح بحكمتى نورالهدى فى ليالٍ فى الضلالة مُدْلَهِمَّة يُريد الجاهدون ليُطْفئوه و يأبى اللّه الاّ ان يُتمَّه2
    با اخلاق نيك و همت بلند، از همه جهانيان به قلّه‏هاى فضيلت پيشى گرفتم و با حكمت من، نور هدايت در شب‏هاى تاريك و ديجور گمراهى درخشيد. منكران مى‏خواهند اين نور را خاموش كنند؛ ولى خداوند نخواسته كه اين نور خاموش شود.اكنون جلوه‏هاى آيات الهى را در چهره پرفروغش مرور مى‏نماييم و نظاره‏گر پرتوى از شكوهمندى زيبايى‏هاى اخلاقى‏اش مى‏گرديم.
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. تشكر


  7. #34
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    1. همنشينى با تهى‏دستان

    قرآن، تقوا را معيار ارزشمندى و كرامت انسان‏ها را در برخوردارى هرچه بيشتر از آن مى‏داند و با انديشه اصالت قدرت و ثروت، مبارزه گرده و آن را در نظام ارزشى خويش مُلغى ساخته است. قرآن كريم مى‏فرمايد:
    «وَاصْبِرْ نفسَكَ مَعَ الّذين يَدعُون ربَّهُم باِلْغَداوة وَالْعشِىِّ يُريدون وَجْهَهُ و لاتَعْدُ عيناك عَنْهُمْ تُريدُ زينةَ الحيوةِ الدُّنْيا وَ لاتُطِعْ مَنْ اَغْفَلنا قَلْبَهُ عَن ذِكرنا وَاتَّبَعَ هَويهُ وَ كانَ اَمرُهُ فُرُطاً»3 با كسانى باش كه پروردگار خود را صبح و شام مى‏خوانند و تنها رضاى او را مى‏طلبند. و هرگز به خاطر زيورهاى دنيا، چشمان خود را از آنها برمگير و از كسانى كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم. اطاعت مكن؛ همان‏ها كه از هواى نفس پيروى كردند و كارهايشان افراطى است.
    مفسّران در شأن نزول آيه، نوشته‏اند كه:
    عدّه‏اى از ثروتمندان مغرور به حضور پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م رسيدند و در حالى كه به «اصحاب صفّه» و تهى‏دستان پاك‏سيرت همانند سلمان، ابوذر، عمّار و صهيب اشاره مى‏كردند، گفتند:
    اگر تو در بالاى مجلس بنشينى و اين‏گونه افراد را كه بدنى بدبو و جامه‏هايى پشمينه برتن دارند، از خود دور كنى با تو همراه خواهيم شد و به سخنانت گوش خواهيم داد. تنها وجود اين افراد است كه مانعى عمده براى حضور ما در مجلس شما شده است.
    در اين زمان آيه فوق نازل شد و جايگاه متعالى صفّه‏نشينان تهى‏دست را كه قلبى مالامال از عشق و اخلاص داشتند، بيان داشت. پس از آن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م به جست‏وجوى آنان برخاست و در حالى‏كه آنان را در آخر مسجد يافت، فرمود:
    «الحمدللّه الّذى لم يَمُتْنى حتّى اَمَرَنى اَنْ اَصْبِرَ نفسى مع رجالٍ من امّتى معكم المحيا و معكم الممات4؛ حمد خدا را كه مرا نميراند تا اين كه به من دستور داد با شما باشم. زندگى‏ام باشما و مردنم نيز با شما خواهد بود.»
    گذشتگانِ اين مستكبران نيز همين ايراد را با نوح پيامبر عليه‏السلام در ميان گذاشتند كه قرآن مى‏فرمايد:
    «اشراف كافر قومش (در پاسخ نوح) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بينيم و كسانى را كه از تو پيروى كرده‏اند، جز گروهى پست و ساده‏لوح مشاهده نمى‏كنيم و براى شما فضيلتى نسبت به خود نمى‏بينيم؛ بلكه شما را دروغگو تصوّر مى‏كنيم».
    سپس قرآن كريم پاسخ نوح عليه‏السلام را بيان مى‏كند و مى‏فرمايد:
    «وَ ما انَا بِطارِد الّذين آمنوا اِنّهم مُلاقوا ربّهم»5
    من آنها را كه ايمان آورده‏اند، از خود دور نمى‏كنم، چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد. (اگر آنها را از خود برانم، در دادگاه قيامت خصم من خواهند بود.)
    در راستاى همين تفكّر مادّى جمعى از بنى‏اسرائيل پس از برگزيده شدن طالوت به فرماندهى، گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند با اين‏كه ما از او شايسته‏تريم و او ثروت زيادى ندارد؟! قرآن كريم پاسخ اشموئيل پيامبر عليه‏السلام را اين‏چنين بيان مى‏دارد: «قالَ اِنَّ اللّهَ اصْطَفيهُ عَلَيْكُمْ و زادَهُ بِسْطَةً فىِ‏الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ»6
    گفت: خداوند او را بر شما برگزيده و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است.
    با دقت در سيره اخلاقى ابى‏عبداللّه عليه‏السلام نيز همين جلوه‏هاى متعالى و مفاهيم بلند را مشاهده مى‏كنيم كه دو نمونه از آن ذكر مى‏شود:
    الف) انسان‏هاى وارسته از هر طبقه و نژاد، گرد هم آمده‏اند تا عاشقانه‏ترين نظام عزّت وكرامت انسانى را در كربلا تجسّم بخشند. يكى از آنها «جون» است كه قبلاً غلام ابى‏ذرغفارى بوده است. با گوهر محبت و ولايت در كربلا حضور يافته است و بى‏اعتنا به تحقير دنياگرايان، عزّت خويش را در همراهى سيدالشهدا عليه‏السلام ديده است.
    هريك از ياران ابى‏عبداللّه عليه‏السلام به سوى نبرد حركت مى‏كند و مدتى نمى‏گذرد كه بدنش نقش زمين مى‏شود و به ملكوت اعلى پر مى‏كشد. او نيز خود را آماده مى‏كند تا در صف بلاجويان دشت كربلا قرار بگيرد؛ پس به حضور امام حسين عليه‏السلام مى‏رسد و مى‏گويد:
    بدنم بدبو و رنگم سياه و بى‏بهره از نسب و قبيله هستم؛ امّا شوق بهشت، بى‏تابم كرده است. پس بهشت را ارزانى من‏دار تا بوى بدنم خوش و حسب و نسب من شرافت يابد و صورت من سفيد گردد. به خدا سوگند! از شما جدا نخواهم شد تا خون من با خون پاك شما مخلوط گردد.
    سپس از امام حسين عليه‏السلام رخصت طلبيد و به ميدان شتافت؛ مبارزه‏اى شگفت نمود تا اين‏كه بر زمين افتاد. اگرچه سراسر وجودش عشق و محبّت به امام بود و تنها آرزوى او از اين دنيا، اين بود كه يك‏بار ديگر نگاهش بر چهره پرمهر ابى‏عبداللّه عليه‏السلام نقش بندد، اما تصوّرات پيشين او، كه در پيشگاه حضرت آن را اظهار كرد، به او اجازه نمى‏دهد كه از ابى‏عبداللّه عليه‏السلام بخواهد تا بربا لينش حاضر گردد. ولى بر خلاف اين تصوّرات، مشاهده مى‏كند كه امام بر بالين او حاضرگشته و دعاى خويش را بدرقه راه آخرتش مى‏نمايد و مى‏فرمايد:
    «اللّهُمَّ بِيِّضْ وَجْهَهُ، و طَيِّبْ ريحَهُ وَاحْشُرْهُ مَعَ الاَبْرارِ و عَرِّفْ بَيْنَه و بَيْنَ محمّد و آل محمّد7؛ بارالها! روى او را سفيدگردان و بوى او را خوش كن و بين او و محمد و آل محمد آشنايى و شناسايى ده.»
    اكنون او ظهور قرآن ناطق را با ديدگان خويش مشاهده نموده و عزّت و افتخار انسانى خويش را در پناه او، متحقّق ديده و خويش را در كاروانى از نور مى‏بيند كه دور از امتيازات مادّى و فخر فروشى‏هاى ناپسند، به سوى كمال انسانى گام مى‏نهد و در استمرار حركت بلال، جُوَيبر، سلمان و صُهيب، خود را با جامعه برين كه اينك رهبرش سيدالشهدا عليه‏السلام است، رو به رو مى‏بيند.

    ب) روزى امام حسين عليه‏السلام از كنار جمعى از فقرا گذشت، كه عباى خود را پهن و نان خشكى را بر آن نهاده و مى‏خوردند. چون آن حضرت را ديدند، او را دعوت كردند، حضرت نزد ايشان نشست و فرمود: اگر اين مال صدقه نبود، آن را مى‏خوردم. سپس فرمود: برخيزيد به سوى خانه من آييد. آنان را با خود به خانه برد و ميهمان كرد و لباس به آنها هديه كرد و دستور داد تا پول نيز به آنان بدهند.8
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. تشكر


  9. #35
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    2. رضا و تسليم

    يكى از صفات انسان‏هاى شايسته و كامل، رضا به مقدّرات الهى و تسليم در برابر آن است و آن، عبارت است از ترك اعتراض و انكار در قلب و در ظاهر؛ بدانسان كه در نزد او فقر و غنا، راحت و رنج، بقا و فنا، عزّت و ذلّت، مرض و صحّت و مرگ و حيات مساوى بوده و «پسندد آنچه را جانان پسندد». برخلاف انسان صابر، كه چه بسا در باطن ناخشنود بوده و تنها در ظاهر اعتراضى نمى‏كند.
    در روايتى پيامبر گرامى اسلام صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وس م از قول جبرئيل درباره تفسير «رضا» فرمودند:
    انسان راضى از آقاى خويش ناخشنود نيست؛ چه از دنيا بهره‏مند باشد و چه بى‏بهره، و به عمل اندك بسنده نمى‏كند.9
    اين صفتى است كه از اعتقاد عميق به خداوند و حكمت او نشأت مى‏گيرد؛ زيرا در اين صورت مى‏داند كه هيچ يك از حوادث بدون مصلحت نيست و براساس اراده متقن و نظام احسن اداره مى‏شود.
    در بلاهم مى‏چشم لذّات او مات اويم، مات اويم، مات او و از سويى ديگر چون دوستدار خداوند متعال است، مقدّرات او نيز برايش شيرين و خوشايند خواهد بود.
    عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِدّ وى عجب من عاشق اين هردو ضدّ
    قرآن كريم مى‏فرمايد:
    «والسّابقون الاوّلون من المهاجرين والانصار و الذّين اتَّبعُوهم بِاِحْسان رَضِىَ اللّه عَنْهُمْ و رَضُوا عَنْهُ»10
    پيشگامان نخستينى از مهاجران و انصار و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند؛ خداوند از آنها خشنود گشت و آنها (نيز) از او خشنود شدند.
    در آيه ديگر مى‏فرمايد:
    هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند، نمى‏يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند؛ هرچند پدران يا خويشاوندان آنها باشند. آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را در صفحه دل هايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت كرده و آنها را در باغهايى از باغهاى بهشت وارد مى‏كند كه نهرها از زير درختانش جارى است؛ جاودانه در آن مى‏مانند. «رضى اللّه عنهم و رضوا عنه اولئك حزب اللّه الا انّ حزب اللّه هم المفلحون»11؛ خدا از آنها خشنود است و آنان نيز از خدا خشنودند. آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانيد حزب اللّه پيروز و رستگارند.
    امام حسين عليه‏السلام نمونه متعالى و كامل اين صفت است و در رفتار و گفتارش، رضايت و تسليم حق موج مى‏زند. امام صادق عليه‏السلام سوره والفجر را سوره حسين مى‏نامد،12 زيرا كه او جلوه تام و تمام اين آيه است كه مى‏فرمايد: «يا ايّتها النفس المطمئنّة ارجعى الى ربّك راضيةً مرضيةً»13 آن حضرت همان روح آرامش يافته در سايه ياد خداست كه فرمود: «الابذكر اللّه تطمئنّ القلوب»14 و در حالى به سوى ملكوت اعلى پركشيد كه رضايت و تسليم خويش را با همه وجود به اثبات رساند. در دعاى عرفه مى‏فرمايد:
    «وَخِرْلى فى قضائك و بارِك لى فى قدرك حتّى لا اُحِبُّ تعجيل ما اَخَّرْتَ ولاتأخيرَ ما عَجَّلْتَ15؛ قضا و قدرت را بر من خير و مبارك ساز تا آنچه دير مى‏خواهى بر من، زودتر دوست ندارم و آنچه زودتر مى‏خواهى، ديرتر مايل نباشم».
    در جمله‏اى ديگر مى‏فرمايد:
    «رضا اللّه رضانا اهل البيت نصبر على بلائه16؛ رضايت و خشنودى خدا مورد رضايت ما اهل‏بيت است و بر بلاى رسيده از جانب او، صبر مى‏كنيم».
    و در آخرين لحظات عمر شريفش در قتلگاه فرمود:
    «رضاً بقضائك و تسليماً لاَِمرك و لامعبود سواك يا غياث المُستغيثين17؛ خشنود به قضاى تو و تسليم امر و فرمانت هستم و معبودى غير تو نيست اى فرياد رس فريادجويان!»
    ... ادامه دارد.
    پى‏نوشت‏ها:

    1 ـ ميزان الحكمه، ج 9، ص 321، باب النبوّة.
    2 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 194، به نقل از مناقب، ج 4، ص 73 و 75.
    3 ـ كهف/ 28.
    4 ـ مجمع البيان، ج 3، ذيل آيه.
    5 ـ هود/ 27 و 28.
    6 ـ بقره/ 247.
    7 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 22 و 23.
    8 ـ همان، ج 44، ص 191.
    9 ـ ميزان الحكمه، ج 4، ص 145، باب الرّضا.
    10 ـ توبه/ 100.
    11 ـ مجادله/ 22.
    12 ـ مجمع البيان، ج 9 و 10، ذيل سوره والفجر و تفسير صافى، ج 2، ص 818.
    13 ـ والفجر/ 27 و 28.
    14 ـ رعد/ 28.
    15 ـ مفاتيح الجنان، دعاى عرفه.
    16 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 367.
    17 ـ مقتل الحسين، مقرّم، ص 357.

    منبع: فصل نامه كوثر
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. تشكر


  11. #36
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    3. جوانمردى

    جوانمردى خصلتى ارزشمند است كه زيربناى بسيارى از ملكات اخلاقى همانند بخشش، گذشت و دورى از تهمت و خيانت، بوده و موجب مى‏شود كه فرد حتى در سخت‏ترين شرايط بر ارزش‏هاى انسانى و اصول اخلاقى تأكيد ورزد. قرآن كريم در باره اصحاب كهف مى‏فرمايد: «نحن نقصّ عليك نَبَأهم بالحقّ انّهم فِتْيَةٌ آمَنُوا بربّهم و زدناهم هدى»18؛ ما داستان آنها را به‏حق براى تو بازگو مى‏كنيم. آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند و ما بر هدايتشان افزوديم.
    در يكى از تفاسير آمده است: «فتيه» جمع «فَتى» به معناى جوان شاداب است؛ اما از آن‏جا كه در سنّ جوانى بدن نيرومند و احساسات پرجوش و عواطف پرخروش است و از نظر جنبه‏هاى روحى، قلب جوان آماده پذيرش نور حق و كانون محبّت، سخاوت، عفو و گذشت است، بسيار مى‏شود كه كلمه «فتى و فتوّت» به معناى مجموعه اين صفات به كار مى‏رود؛ هر چند سنين بالا باشد؛ همان گونه كه از كلمه جوانمردى و فتوّت در فارسى امروز نيز اين مفاهيم را مى‏فهميم.19
    مرحوم طبرسى قدس‏سره نيز مى‏نويسد: براى اين جوانان تعبير «فتيه» به كار برده شده است؛ زيرا سرچشمه و اصل جوانمردى، ايمان است و بعضى گفته‏اند: فتوّت عبارت از جود و بخشش و خوددارى از اذيّت ديگران و ترك شكايت از مشكلات است و بعضى ديگر گفته‏اند: فتوّت پرهيز از گناهان و به كاربستن فضائل اخلاقى و انسانى است.20
    اين صفت در اهل بيت عليهم‏السلام به شكل تكامل يافته، متجلّى بوده است. در جنگ صفّين لشكر معاويه بر اصحاب امام على عليه‏السلام پيشى جسته و آب فرات را تصرّف كرده و آنان را از برداشتن آب باز داشتند. امام خطابه‏اى ايراد نمود؛ تأثير حماسى اين خطبه چنان شور و غيرت ايجاد كرد كه در مدّت اندكى توانستند دشمن را از شريعه فرات دور كنند. ياران امام على عليه‏السلام به حضرت گفتند: آنان را از آب محروم كن، چنان كه آنان انجام دادند.
    فرمود: نه، بين آنان و فرات را باز كنيد. من از آنچه نادان‏ها انجام دادند، پرهيز مى‏كنم. به زودى حكم قرآن را بر آنان عرضه مى‏داريم و آنان را به سوى هدايت فرا مى‏خوانيم. اگر قبول كردند، چه خوب و اگر امتناع كردند، به خواست خدا تيزى شمشير از اين كار، بى‏نياز خواهد ساخت.21
    اين همان اصل آزادگى و جوانمردى است كه با دشمن نيز بر اساس ارزش‏هاى والاى الهى و انسانى برخورد مى‏كند.
    امام حسين عليه‏السلام نيز همانند مولى الموحّدين بود. در تاريخ نهضت آن حضرت، مى‏خوانيم: زمانى كه به منزل «شراف» رسيدند، در موقع حركت به هنگام سحرگاهان دستور داد تا جوانان آب بسيار بردارند. پس از نصف روز حركت به سپاه حرّ برخورد كردند. حضرت وقتى آثار تشنگى را در لشكريان ديد، به اصحاب دستور داد تا آنها و اسب‏هاى‏شان را سيراب سازند. علىّ‏ابن طعان مُحاربى مى‏گويد:
    من آخر كسى بودم از لشكر حرّ كه آن جا رسيدم و تشنگى بر من و اسبم بسيار غلبه كرده بود. حضرت به من فرمود كه شترى را كه آب، بار اوست بخوابانم. شتر را خوابانيدم. به من فرمود: آب بياشام. مشك آب را گرفتم، ولى آب از دهن مشك مى‏ريخت. فرمود لب مشك را برگردان. من نتوانستم؛ خود آن بزرگوار برخاست و لب مشك را برگرداند و مرا سيراب ساخت.22
    در كلمات آن حضرت نيز اين اصل، درخششى دارد؛ امام در يكى از سخنان خويش مى‏فرمايد:
    «انّ جميع ما طلعت عليه الشمس فى مشارق الارض و مغاربها بَحرِها و بَرِّها و سَهْلِها و جَبَلها عند ولىٍّ مِن اولياء اللّه و اهلِ المعرفة بحقّ اللّه كَفى‏ءِ الظّلال... اَلاحُرٌّ يَدَعُ هذه اللُّماظة لاَِهلها؛ تمامى آنچه كه خورشيد بر آن مى‏تابد، در مشرق و مغرب زمين و دريا و خشكى و دشت و كوه، نزد ولىّ خدا و اهل معرفت به‏حقّ خداوند، چون سايه‏اى بيش نيست. آيا آزادمردى پيدا نمى‏شود كه از غذاى باقى‏مانده لاى دندان‏ها دست بردارد؟» در اين‏جا حضرت با تعبير «لُماظه» كمال بى‏اعتنايى خويش را به دنيا و مظاهر آن اعلام مى‏دارد و سپس مى‏فرمايد:
    براى شما جز بهشت بهايى نيست؛ خود را به غير بهشت نفروشيد كه هركس از خدا به دنيا راضى شود، به چيز پستى راضى گشته است.23
    جمله‏اى كه حضرت بر بالين حرّ فرمود، تأكيد بر همين اصل است. زمانى‏كه اصحاب بدن خونين او را به حضور ابى‏عبداللّه عليه‏السلام آوردند و او آخرين لحظات عمر خويش را سپرى مى‏كرد، در حالى‏كه امام دست به صورت حرّ مى‏كشيد، فرمود: تو آزاده‏اى همان‏گونه كه مادرت نام نهاد. تو آزاده دنيا و آزاده آخرت هستى.
    در جملاتى ديگر مى‏فرمايد: «واللّه لا اُعطيكم بيدى اعطاء الذّليل و لا اُقِرُّ لكم اقرار العبيد24؛ به خدا سوگند! دست ذلّت به سوى شما دراز نخواهم كرد و چون بندگان، تسليم شما نخواهم شد».
    «اَلا انّ‏الدّعى ابن الدّعى قد ركزببين اثنتين بين القلّة (السلّة) و الذّلة و هيهات ما آخذُ الدنيّة... و انوفُ حميّة و نُفوسٌ ابيّة لا تُؤ ثِرُ مَصارعَ اللِّئام على مَصارع الكرام25؛ زنا زاده پسر زنا زاده مرا بين دو كار مخيّر گذاشته: مبارزه با كمى اصحاب و يا ذلّت؛ هيهات، من پستى و ذلّت را انتخاب نخواهم كرد. انسان‏هاى غيرتمند و روح‏هاى با عزّت، مكان‏هاى ذلّت و پستى را بر جايگاه كرامت و عزّت ترجيح نخواهند داد».
    در سخنى ديگر فرمود:
    «انّى لا اَرَى الموتَ الاّ سعادة و لاَ الحيوةَ مع الظالمين الاّ بَرَما26؛ من مردن را براى خويش سعادت و زندگى با ستمگران را مايه ملامت و سرزنش مى‏بينم».
    در اين زمينه، كلمات بسيارى از آن حضرت به ما رسيده است كه مى‏تواند براى همه عاشقان و انسان‏هاى آزاده و جوانمرد، الگو باشد.
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  12. تشكر


  13. #37
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    4. شجاعت

    شجاعت حدّ اعتدال روحيه تهوّر و ترس، موجب صيانت از اعتقادات، جان و مال است، و مانع تسلّط ستمگران مى‏شود. آرامش نفس، عزّت، منزلت و نام نيك، از ديگر آثار شجاعت است. قرآن كريم انسان‏هاى برخوردار از اين صفت را مى‏ستايد و مى‏فرمايد:
    «الّذين يبلّغون رسالات اللّه و يخشونه و لا يخشون احداً الاّ اللّه»27؛ آنان (پيامبران پيشين) كسانى بودند كه تبليغ رسالت‏هاى الهى را مى‏كردند و (تنها) از او مى‏ترسيدند واز هيچ كس جز خدا بيم نداشتند و همين بس كه خداوند، حسابگر است.
    خداوند در باره جنگجويان اُحُد كه هنوز زخم‏هاى آنان التيام نيافته بود و به سوى سرزمين «حمراء الاسد» حركت كردند، مى‏فرمايد:
    آنان كسانى بودند كه (بعضى از مردم) به آنها گفتند: مردم (لشكر دشمن) براى حمله به شما اجتماع كرده‏اند، از آنها بترسيد؛ اما اين سخن بر ايمانشان افزود و گفتند: خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست.28
    در آيه ديگر آمده است:
    «فلاتخشوُا النّاس واخشونِ»29؛ از مردم نهراسيد و از من بترسيد. و انسان‏هاى ترسو را مذمّت مى‏كند و مى‏فرمايد:
    آيا نديدى كسانى را كه (در مكه) به آنها گفته شد: (فعلاً) دست از جهاد بداريد و نماز را بر پا كنيد و زكات بپردازيد. (اما آنها از اين دستور ناراحت بودند) ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آنها داده شد، جمعى از آنان از مردم مى‏ترسيدند، همان گونه كه از خدا مى‏ترسند، بلكه بيشتر و گفتند: پروردگارا! چرا جهاد را بر ما مقرّر داشتى؟ چرا اين فرمان را اندكى به تأخير نينداختى؟30
    اهل‏بيت عليهم‏السلام تمثّل دل‏انگيز صفت شجاعت بوده و در زندگى و سيره عملى خويش ثابت كرده‏اند كه از هيچ قدرتى غير خداوند، هراسى ندارند. امام على عليه‏السلام مى‏فرمايد:
    به خدا سوگند! اگر تمام عرب‏ها براى جنگ بامن همداستان شوند، من پشت نخواهم كرد.31
    امام زين العابدين عليه‏السلام در خطبه‏اى كه در مسجد شام ايراد نمود، فرمود:
    به ما اهل بيت، شش صفت عطا شده است: دانش، بردبارى، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبّت در دل‏هاى مؤمنان.32
    براى بعضى از اين بزرگواران موقعيّت‏هايى پيش آمده است كه اين صفت، ظهور بيشترى داشته است. «كربلا» يكى از اين موقعيّت هاست. فردى از راويان دشمن مى‏گويد:
    «واللّه ما رأيتُ مَكثوراً قَطُّ قَدْ قُتِلَ اهلُ بيته وَ ولده و اصحابه اَرْبَطَ جَأشاً مِنه33؛ به خدا سوگند كه دل شكسته‏اى اين چنينى كه تمام اصحاب و اهل بيت و فرزندانش كشته شده باشد و اين گونه برخوردار از قوّت قلب باشد، نديده‏ام».
    و زمانى كه حضرت جنگ تن به تن را آغاز كرد، هريك از نيروهاى دشمن را كه در مقابل او قرار مى‏گرفت، به هلاكت مى‏رساند. عمربن سعد كه احساس كرد كسى را ياراى هماوردى او نيست، بر سپاهيان خويش نهيب زد كه: واى بر شما! آيا مى‏دانيد با چه كسى جنگ مى‏كنيد؟ اين، فرزند آن پدرى است كه شجاعان عرب و دليران آنان را به هلاكت رسانده است. روح على در پيكر اوست. كه در اين زمان از هر طرف به امام هجوم آوردند.34
    شجاعت ابى‏عبداللّه عليه‏السلام به گونه‏اى است كه حتّى مورّخان غير مسلمان را تحت تأثير قرار داده است و در باره آن سخن گفته‏اند. يكى از آنها «جيمز كارگرن» هندو مسلك است كه محدّث نورى در كتاب «لؤلؤ و مرجان» كلام او را نقل نموده است. وى در آغاز مى‏گويد: مَثَل مشهور است كه «دواى يكى، دو باشد»؛ يعنى از آدم تنها كار برنمى‏آيد، مگر دومى برايش مدد كار باشد. مبالغه بالاتر اين‏كه در حقّ كسى گفته شود كه دشمن، او را از چهار طرف احاطه كرده است؛ ولى حسين عليه‏السلام و يارانش را هشت قِسم دشمن محاصره نموده بود و در عين حال، ثابت قدمى خويش را از دست ندادند. سپس هشت نوع دشمن را چنين مى‏شمارد:
    از چهار طرف، ده هزار فوج يزيد بود كه بارش نيزه و تيرشان مثل بادهاى تيره، طوفان ظلمت برانگيخته بود. دشمن پنجم، گرمى و حرارت آفتاب عرب بود كه گفته‏اند: «تمازت و گرمى عرب، غير از عرب يافت نمى‏توان شد». دشمن ششم، ريگ تفتيده ميدان كربلا بود كه در گرماى آفتاب شعله زن و مانند خاكستر تنور گرم، سوزنده و آتش افكن بود؛ بلكه درياى قهّارى بود كه حُباب‏هايش آبله‏هاى پاى بنى فاطمه بودند. دو دشمن ديگر كه از همه ظالم‏تر بود، تشنگى و گرسنگى بود كه مثل سربازان دشمن باز ساعتى جدا نبودند. خواهش و آرزوى اين دو دشمن همان وقت كم مى‏شد كه زبان‏ها از تشنگى چاك چاك مى‏گرديد. پس كسانى‏كه در چنين معركه، هزارها كافر را مقابله كرده باشند، نهايت شجاعت براى ايشان مى‏باشد.
    محدّث نورى پس از نقل اين كلام، مى‏نويسد: سزاوار است كه در ستايش او، گفته شود: «به خال هندويش بخشم سمرقند و بخارا را» كه با امور محسوسه و معلومه، اشجعيّت آن حضرت، بلكه ساير انصار را بر تمام شجاعان روزگار ثابت كرد.35
    امام جواد عليه‏السلام از پدران خويش حالت امام حسين عليه‏السلام و ياران خاصّ وى را پس از سخت شدن كارزار، اين‏چنين نقل مى‏كند:
    «و كان الحسين عليه‏السلام و بعضُ مَنْ مَعَهُ مِنْ خَصائصه تَشْرقُ الوانُهُم و تَهْدئُى جوارحهم وتسكُن نفوسهم فقال بعضهم لبعض انظروا لايُبالى بالموت».36
    حسين عليه‏السلام و ياران مخصوص وى چهره‏هايشان مى‏درخشيد و اعضا و جوارح آنها ساكن و آرام و روحشان استوار و با آرامش بود. سپس هريك به ديگرى مى‏گفت: نگاه كنيد كه چگونه از مرگ باكى نداشته و بدان اعتنا نمى‏كند.
    سلام و صلوات خدا بر سيدالشهداء عليه‏السلام در آن هنگام كه متولّد شد و جبرئيل و ملائك تبريك گويان به استقبالش شتافتند و آن هنگام كه مقام وصايت را عهده‏دار گشت و آن زمان كه با چهره برافروخته به سوى لقاى حقّ شتافت و جهان را شيفته صفات زيباى خويش نمود و «كوثر ولايت» را در نسل خويش تداوم بخشيد.
    ... پایان.
    پى‏نوشت‏ها:

    18 ـ كهف/ 13.
    19 ـ تفسير نمونه، ج 12، ص 360.
    20 ـ مجمع البيان، ذيل آيه.
    21 ـ بحارالانوار، ج 32، ص 443، به نقل از كتاب وقعة صفّين، نصربن مزاحم.
    22 ـ ارشاد مفيد، ص 207 و 208.
    23 ـ انوارالبهيّه، ص 45.
    24 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 6.
    25 ـ همان، ص 9.
    26 ـ تحف العقول، ص 176 و تاريخ طبرى، ج 6، ص 229.
    27 ـ احزاب/ 39.
    28 ـ آل عمران/ 173.
    29 ـ مائده/ 44.
    30 ـ نساء/ 77.
    31 ـ نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 45، ص 971.
    32 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 138.
    33 ـ تاريخ طبرى، ج 6، ص 259.
    34 ـ بحارالانوار، ج 45، ص 50 و 51.
    35 ـ لؤلؤ و مرجان، ص 196 ـ 198.
    36 ـ بحارالانوار، ج 44، ص 297، به نقل از معانى الاخبار، ص 288، باب معنى الموت.

    منبع: فصل نامه كوثر
    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  14. تشكر


  15. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞





    حسین علیه السلام در زمان پیامبر

    امام حسین علیه السلام تا هفت سالگی در مهد نبوت تربیت شد. پیامبراسلام، او را در آغوش خویش با آموزه های آسمانی اسلام پرورش داد و زیرنظر خود تربیت کرد. میزان علاقه پیامبر به حسین علیه السلام به اندازه ای بود که کوچک ترین ناراحتی او را تحمل نمی کرد. روزی از در خانه فاطمه علیهاالسلام می گذشت. وقتی صدای گریه حسین علیه السلام را شنید، وارد خانه شد و به دخترش فرمود: «مگر نمی دانی که گریه حسین علیه السلام مرا اندوهگین می سازد.» سپس نوزاد را بوسید و گفت: «خدایا! من این نوزاد را دوست دارم. تو نیز او را دوست بدار».
    پیشوای سوم در دوران خلافت پدر

    در دوران خلافت پنج ساله امیرمؤمنان علی علیه السلام ، امام حسین علیه السلام در صحنه های سیاسی و نظامی مهم زمان در کنار آن حضرت قرار داشت. ایشان در جنگ جمل، فرماندهی جناح چپ سپاه علوی را عهده دار بود و در جنگ صفین نیز افزون بر حضور در میدان نبرد، با سخنرانی های پرشور، در تشویق یاران حضرت علی علیه السلام برای شرکت در جنگ نقشی فعال داشت.

    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  16. تشكر


  17. #39
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞






    ای آموزگار شهادت؛ حسین!
    سلام بر تو ای نزدیکترین نام به خدا!
    سلام بر تو ای سفینه عشق!
    مدینه را شور حضور تو پر کرده است. شمیم لبخند پنجره ها فضا را عطرآگین نموده و آسمان، خیره به نورافشانی مُنزل وحی، نام زیبای تو را زمزمه می کند و زمین چه سعادتمند، گهواره حضور تو شده است.
    سلام بر تو که توفندگی حماسه و عرفانت، کربلایی به وسعت آفرینش ساخت و دل از کف دلدادگان ربود.
    ای رهبر عاشقان و دلدادگان، ای حسین! میلادت مبارک باد
    .


    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  18. #40
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞




    اَللّهُمََّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلاَّئِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ اَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ.
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ
    اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ




    ۞|♥|♥|♥|۞ ويژه نامه ميلاد فرخنده حضرت امام حسين (ع) ۞|♥|♥|♥|۞





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


صفحه 4 از 10 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •