► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 68
  1. #31
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄






    حلم امام سجاد(ع)






    و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (1)
    مؤمنان چنین‏اند، اگر ببینند مردم نادان سخن زشت گویند، آنان راه مسالمت پویند، بزرگوارانه پاسخ دهند، تا از شر ایشان برهند. گفتار آنان استوار است و پذیرفته گردكار، بر جاهلان نمى‏تازند، و با مهربانى درونشان را آرام مى‏سازند. ادب قرآن چنین است و دستور پیغمبر این، و خاندان رسول این ادب را از جد خود میراث بردند كه
    «و انك لعلى خلق عظیم» (2) .
    روزى به مردمى گذشت كه از او بد مى‏گفتند فرمود:
    اگر راست مى‏گویید خدا از من بگذرد و اگر دروغ مى‏گوئید خدا از شما بگذرد. (3)
    روزى مردى برون خانه او را دید و بدو دشنام داد. خادمان امام بر آن مرد حمله بردند.
    ـ على بن الحسین گفت:
    ـ او را رها کنید. سپس بدو گفت:
    آنچه از ما بر تو پوشیده مانده بیشتر از آنست كه می دانى. آیا حاجتى دارى؟ مرد شرمنده شد و امام گلیمى را كه بر دوش داشت بر او افكند و فرمود هزار درهم به او بدهند.
    مرد از آن پس می گفت گواهى می دهم كه تو فرزند پیغمبرى (4)
    از «زهرى» پرسیدند، على بن الحسین را دیدى؟ گفت:
    ـ آرى. و كسى را از او فاضلتر ندیدم. به خدا ندیدم در نهان دوستى و در آشكارا دشمنى داشته باشد.
    ـ چگونه چنین چیزى ممكن است؟

    ـ چون هر كس دوست او بود، از دانستن فضیلت بسیار وى بر او حسد مى‏برد و اگر كسى با او دشمن بود به خاطر روش مسالمت‏آمیز وى دشمنى خود را آشكار نمیكرد. (5)
    هشام بن اسماعیل كه از جانب عبدالملك حاكم مدینه بود بر مردم ستم بسیار كرد چون از كار بركنارش كردند، مقرر شد براى تنبیه وى او را برابر مردم برپا بدارند تا هر كس هر چه می خواهد بدو بگوید. هشام می گفت جز على بن الحسین از كسى نمى‏ترسم. هشام از تیره بنى‏مخزوم است و این تیره از دیرزمان با بنى‏هاشم دشمن بودند و این مرد در مدت حكومت خود در مدینه على بن الحسین (ع) را فراوان آزار میكرد و به خاندان پیغمبر (ص) سخنان زشت مى‏گفت. روز عزل او امام كسان خود را گفت مبادا به هشام سخن تلخى بگوئید و چون خود بدو رسید بر وى سلام كرد هشام گفت:
    «الله اعلم حیث یجعل رسالته» (6) (7) .


    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر


  3. #32
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄









    روزى مردى او را دشنام گفت. على بن الحسین خاموش ماند و بدو ننگریست. مرد گفت:
    ـ با توام! و امام پاسخ داد:
    ـ و من سخن تو را ناشنیده می گیرم! (8)
    روزى مردى از خویشاوندانش نزد وى رفت و چندانكه توانست او را دشنام داد. امام در پاسخ او خاموش ماند چون مرد بازگشت به كسانى كه نزد او نشسته بودند گفت:
    ـ شنیدید این مرد چه گفت؟ مى‏خواهم با من بیائید و پاسخى را كه بدو می دهم بشنوید! گفتند :
    ـ مى‏آئیم و دوست می داشتیم همین‏جا پاسخ او را می دادى.
    امام نعلین خود را پوشید و به راه افتاد و میگفت: «و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین» (9) همراهان او دانستند امام سخن زشتى بدان مرد نخواهد گفت. چون به خانه وى رسید گفت:
    ـ بگوئید على بن الحسین است. مرد بیرون آمد و یقین داشت امام به تلافى نزد او آمده است . چون نزد او رسید على بن الحسین گفت:
    ـ برادرم! ایستادى و چنین و چنان گفتى! اگر راست گفتى خدا مرا بیامرزد. اگر دروغ گفتى خدا ترا بیامرزد.
    مرد برخاست و میان دو چشم او را بوسید و گفت:
    ـ آنچه درباره تو گفتم از آن مبرائى. و من بدان سزاوارم! و راوى حدیث گوید، آن مرد حسن بن الحسن بود (10) می گفت هیچ خشمى را گواراتر از آن خشم كه به دنبال آن شكیبائى باشد ندیدم. و آنرا با شتران سرخ مو عوض نمیكنم. (11)
    مردى كه پیشه مسخرگى داشت و با خنداندن مردم از آنان چیزى مى‏ستد به گروهى گفت: على بن حسین مرا عاجز كرد. هر كار می كنم نمی توانم او را بخندانم و من باید او را بخندانم !
    روزى امام با دو بنده خود به راهى مى‏رفت آن مرد پیش رفت و رداى امام را از دوشش برداشت . امام برجاى خود ایستاد و دیده از زمین برنمى‏داشت. بندگان او در پى مسخره دویدند و ردا را از او گرفتند و برگرداندند. امام پرسید:
    ـ این مرد كه بود؟
    ـ مرد مسخره‏اى است كه مردم را مى‏خنداند و از آنان چیزى می گیرد.
    ـ بدو بگوئید خدا را روزى است كه در آن روز مسخره‏پیشگان زیانكارانند. و جز این چیزى نگفت. (12)
    از یكى از موالى خود ده هزار درهم وام خواست. مرد گروگان طلبید. على بن الحسین پرزه‏اى از رداى خود كند و بدو داد و گفت این گروگان تو!
    مرد چهره درهم كشید. على بن الحسین پرسید:
    من بیشتر پاى بند گفته خود هستم یا حاجب بن زراره؟
    ـ تو!
    چگونه است كه كافرى چون حاجب بن زراره كمان خود را كه پاره چوبى است گروگان می دهد (13) و به وعده خود وفا می كند و من به وعده خود وفا نمی كنم؟
    مرد پذیرفت و مال را باو داد. پس از چندى گشایشى در كار امام پدید آمد. وامى را كه به عهده داشت نزد آن مرد برد و گفت:
    ـ این طلب تو. گروگان مرا بده!
    ـ فدایت شوم، آنرا گم كردم!
    ـ در این صورت حقى به من ندارى. آیا ذمه چون منى را خوار می شمارى؟
    ـ مرد آن پرزه را از حقه‏اى كه داشت بیرون آورد و بدو داد. على بن الحسین پرزه را گرفت و مال را بدو سپرد. (14)
    و الكاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین. (15)
    خشم خود را بر خود چیره نكردن، بخشودن خطاكاران و شفقت بر ناتوانان از خصلت خاص و شناخته رسول خدا بود، تا آنجا كه قرآن او را بدین خوى نیكو ستود «و إنك لعلى خلق عظیم »(16) همه فرزندان او كه پیشوایان امت‏اند، ازاین مزیت برخوردارند، و على بن الحسین (ع) چهره درخشان این صفت عالى انسانى است.
    روزى كنیزك او آفتابه‏اى داشت و بر دست او آب مى‏ریخت. ناگاه آفتابه از دستش افتاد و جراحتى بر امام وارد ساخت. كنیزك گفت:
    ـ خدا مى‏فرماید آنانكه خشم خود را مى‏خورند!
    ـ خشم خود را فرو خوردم!
    ـ و بر مردم مى‏بخشایند.
    ـ خدا از تو بگذرد!
    ـ و خدا نیكوكاران را دوست میدارد!
    ـ و تو را در راه خدا آزاد كردم (17)

    پى‏نوشت‏ها:
    1. القلم: 5
    2. الفرقان: 62
    3. مناقب ج 4 ص 158
    4. كشف الغمه ج 2 ص 81 و نگاه كنید به صفة الصفوه ج 2 ص 56
    5. علل الشرایع ص 230
    6. خدا می داند رسالت خود را كجا قرار میدهد. انعام: 124
    7. تاریخ یعقوبى ج 3 ص .28 طبقات ج 5 ص 163 مناقب ج‏4 ص .163 كشف الغمه ج 2 ص 100 تاریخ طبرى ج 8 ص .1184 ارشاد ج 2 ص 147
    8. مناقب ج 4 ص .157 كشف الغمه ج 2 ص 101 الصواعق المحرقه 201
    9. و فروخورندگان خشم و بخشندگان مردم. و خدا نیكوكاران را دوست میدارد. (آل عمران: 134)
    10. ارشاد ج 2 ص .146 اعلام الورى ص 261 و نگاه كنید به مناقب ج 4 ص 157 و صفة الصفوة ج 2 ص .54
    11. بحار ص 74 ج 46 از امالى شیخ طوسى، شتران سرخ مو نزد عرب بسیار گرانبهاست.
    12. بحار ص 68 از امالى صدوق
    13. داستان كمان حاجب بن زراره و گرو گذاردن آن نزد كسرى در عرب مثل شده است. و آن چنانست كه انوشروان بنى تیمتم را از در آمدن به چراگاههاى عراق ممانعت كرد و گفت آنان در این سرزمین فساد خواهند كرد، حاجب ضامن قوم خود شد و كمان خودش را نزد كسرى بگروگان نهاد . براى تفصیل رجوع به شرح حال حاجب در كتابهاى تذكره و از جمله رجوع به لغت نامه شود .
    14. مناقب ج 4 ص 131
    15. و فروخورندگان خشم و بخشایندگان بر مردم، و خدا نیكوكاران را دوست میدارد (آل عمران : 134)
    16. القلم: 4
    17. ارشاد ج 2 ص 146 ـ .147 كشف الغمه ج 2 ص .87 مناقب ج 4 ص 157 اعلام الورى ص 262 كتاب: زندگانى على بن الحسین
    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكر


  5. #33
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄





    كثرت صدقات





    إن تبدوا الصدقات فنعما هى و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خیر لكم. (1)
    قرآن كریم بارها درباره بخشش به مستمندان، تأكید كرده و به مسلمانان تعلیم داده است كه این بخشش باید به خاطر خدا باشد. برگیرنده صدقه منتى نهاده نشود كه منت نهادن و یا آزار كردن مستمند اجر صدقه را ضایع می سازد. (2)
    آیه‏اى كه عنوان این فصل است می گوید صدقه را پنهان از چشم مردمان دادن براى شما بهتر است. على بن عیسى از ابن عایشه روایت كند از مردم مدینه شنیدم كه مى‏گفتند:
    ما صدقه پنهانى را هنگامى از دست دادیم كه على بن الحسین در گذشت (3) .
    و مفید از ابن اسحاق روایت كند كه:
    در مدینه چندین خانوار بودند كه معاش آنان مى‏رسید و نمی دانستند از كجاست. چون على بن الحسین به جوار پروردگار رفت، آن كمك‏ها بریده شد. (4)
    شب هنگام انبان‏(کیسه)هاى نان را بر پشت خود بر مى‏داشت و به خانه مستمندان مى‏رفت و مى‏گفت : صدقه پنهانى آتش غضب پروردگار را خاموش مى‏كند. برداشتن این انبانها بر پشت او اثر نهاده بود و چون به جوار پروردگار رفت به هنگام شست و شوى آن حضرت آن نشانه‏ها را بر پشت او دیدند (5) ابن سعد نویسد: چون مستمندى نزد او مى‏آمد، بر مى‏خاست و حاجت او را روا می كرد و مى‏گفت : «صدقه پیش از آنكه به دست خواهنده برسد، به دست خدا می رسد.» (6)
    سالى قصد حج كرد. خواهرش سكینه توشه‏اى به ارزش هزار درهم براى وى آماده ساخت. چون به حره رسید، آن توشه را نزد او بردند، و امام همه آن را بر مستمندان پخش فرمود. (7)
    پسر عموئى مستمند داشت، على بن الحسین (ع) شب هنگام چنانكه وى او را نشناسد، نزدش مى‏رفت و چند دینار بدو مى‏بخشید آن مرد می گفت: على بن الحسین رعایت خویشاوندى را نمی كند، خدا او را سزا دهد. امام این سخنان را مى‏شنید و شكیبائى و بردبارى می كرد و خود را بدان خویشاوند نمى‏شناساند. چون به دیدار خدا رفت آن احسان از آن مرد بریده شد و دانست كه آن مرد نیكوكار على بن الحسین بوده است پس بر سر مزار او رفت و گریه كرد. (8)
    ابونعیم نویسد: دو بار مال خود را با مستمندان قسمت كرد و گفت: خداوند بنده مؤمن گناهكار توبه كار را دوست دارد (9) و نویسد: مردم او را بخیل مى‏دانستند و چون به جوار حق رفت، دانستند كه هزینه صد خانوار را عهده‏دار بوده است. (10) چون گدائى نزد او مى‏آمد می گفت مرحبا به كسى كه توشه مرا به آخرت مى‏برد (11) .
    روزى بدیدن محمد بن اسامه رفت. محمد در بستر مرگ بود و مى‏گریست امام پرسید:
    ـ چرا گریه می كنى؟
    ـ پانزده هزار دینار وام به گردن دارم و نمی توانم آنرا بپردازم.
    - گریه مكن وام تو بر عهده من است و تو چیزى بر ذمه نخواهى داشت (12) .
    روزى كه روزه مى‏گرفت گوسفندى مى‏كشت. هنگام عصر سر دیگ مى‏رفت و مى‏گفت این ظرف را براى فلان خانه و این ظرف را براى فلان خانه ببرید. سپس خود با نان و خرما افطار میكرد . (13)
    سفیان بن عیینه از زهرى روایت كند كه شبى سرد و بارانى على بن الحسین را دیدم آرد و هیزم بر پشت داشت و مى‏رفت. گفتم:
    ـ پسر رسول خدا. این چیست؟
    ـ سفرى در پیش دارم و توشه آنرا آماده كرده‏ام تا در جاى امنى بگذارم.
    ـ غلام من آن را براى تو بیاورد؟
    ـ نه!
    ـ خودم آنرا بردارم؟
    ـ نه! چیزى كه در سفر به كار من مى‏آید و در آمدن مرا بر مهماندارم خوش مى‏سازد چرا خود بر ندارم؟ ترا به خدا مرا بگذار و پى‏كار خود برو!
    پس از روزى چند از او پرسیدم؟
    سفرى كه در پیش داشتى چه شد؟
    زهرى! چنانكه مى‏پنداشتى نیست. آن سفر سفر مرگ است و من براى آن خود را آماده مى‏كنم، آمادگى براى مردن، دورى از حرام و بخشش و كار نیك است. (14)


    پى‏نوشت‏ها:
    1. اگر صدقه‏ها را آشكارا دهید سخت نیك است و اگر پنهانش دارید و به مستمندان دهید براى شما بهتر است (بقره: 271)
    2. بقره: 264
    3. كشف الغمه ج‏2 ص .101 مناقب ج‏4 ص .153 صفة الصفوه ج 2 ص 54
    4. ارشاد ج 2 ص 148 و نگاه كنید به كشف الغمه ج 2 ص‏77 و ص .92 مناقب ج 4 ص 153 و نگاه كنید به خصال ص 616 و اعلام الورى ص .262
    5. حلیة الاولیاء ج 3 ص .136 كشف الغمه ج 2 ص .77 مناقب ج 4 ص .154 صفة الصفوة ج 2 ص .154 خصال ص .616 علل الشرایع ص .231 بحار ص 90
    6. طبقات ج 5 ص 160
    7. كشف الغمه ج 2 ص .78 صفة الصفوة ج 2 ص 54
    8. كشف الغمه ج 2 ص .107 حلیة الاولیاء ج 3 ص 140
    9. همان كتاب ص 136 طبرى بخش 3 ص .2482 طبقات ج 5 ص 162
    10. صفة الصفوة ج 2 ص 54 حلیة الاولیاء ج 3 ص 136 طبقات ج 5 ص 164
    11. كشف الغمه ج 2 ص .77 مناقب ج 4 ص .154 حلیة الاولیاء ج 3 ص .136 بحار ص .137
    12. ارشاد ج 2 ص .149 كشف الغمه ج 2 ص 81 و .87 مناقب ج 4 ص 163 حلیة الاولیاء ج 3 ص .141 صفة الصفوة ج 2 ص 56 بحار ص 137
    13. بحار ص 72

    14. علل الشرایع ص .231 مناقب ج 4 ص 153
    كتاب: زندگانى على بن الحسین، ص 147
    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. تشكر


  7. #34
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄






    مناجات الخائفین


    بیم از ظهور خشم تو





    خدای من!
    تو مؤمن به خویش را، معتقد به خویش را، باورمند خویش را تعذیب می كنی؟!
    تو بر تشنه ی امیدوار به رحمتت، چشمه ی عفو خویش را تحریم می كنی؟!
    تو پناهنده ی به قله ی عفوت را به زیر می افكنی؟!
    نه، نه، نه این از حضور جاودان عفو تو دور است.
    به یأس افكندن، محروم كردن، به خذلان كشیدن با كرم تو منافیست.
    لَیتَ شِعْری أَ الِشَّقاءِ وَلَدَتنی اُمّی ام لِلْعَناء رَبَّتَنی فَلَیتَها لَم تَلِدْنی وَلَمْ تُرَبِنّی ...
    این كاش می دانستم كه مادرم آیا برای شقاوت زاده است مرا؟
    و برای رنج و حرمان پرورده است مرا؟
    كه ای كاش مادرم نمی زادم چنین غایتی را و در دامن نمی پروردم چنین نهایتی را.
    وَلَیتَنی عَلِمْتُ اَمـن اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلتنی وَ بِقُربِكَ وَ جَوارِكَ خَصَصْتَنی فَتَّقِر بِذلِكَ عَینی وَ تطمئَن لَهُ نَفْسی...
    و ای كاش می دانستم كه آیا فخر سعادتمندانم بخشیده ای و همجوار خودت در بوستان نزدیكیت دست كرامت بر سرم كشیده ای كه چشمانم روشنی بیابد و دلم آرام و قرار بگیرد؟
    اِلهی هَلْ تُسَّوِدُ وُجوهاً خَرَّتْ ساجِدةً لِعَظَمِتكَ...
    خدایا! تو چهره ای را كه بر خاك عظمتت سائیده است سیاه می كنی؟
    زبانی را كه به ثناء و مجد و جلال تو گویا شده است فرو می بندی؟
    دلی را كه با مهر تو عجین شده است مهر می زنی؟
    خدای من!
    تو گوشی را كه در دشت فرمان تو، به آوای تو دل خوش كرده است كر می كنی؟!
    تو دستهایی را كه با هزاران امید به سویت برخاسته است به زنجیر می كشی؟!
    تو بدنهایی را كه بر قله ی عبادت تو صعود كرده است عذاب می كنی؟
    اِلهی لا تغلِقْ عَلی مُوَحّدیكَ اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْ مشتاقیك عِنِ النَّظَرِ اِلی جَمیلِ رُؤْیتِكَ...
    خدایا!
    بر پرستندگانت درهای رحمتت را مبند و حجاب رخسار زیبایت را بر مشتاقانت مپسند!
    اِلهی نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحیدِكَ كَیفَ تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ...
    خدایا!
    جانی كه به توحید تو عزت یافته است چگونه خواریش را در هجرانت تحمل می كنی؟
    دلی را كه در آتش عشقت سوخته است چگونه در آتش عذابت می سوزانی؟
    خدای من!
    تو پناهم ده! تو دریابم! تو در كنارم گیر!
    از گرداب دهشتناك غضبت و سیل توفنده ی خشمت تو رهائیم بخش!
    یا حَنّانُ یا مَنّانُ! یا رَحْمنُ! یا جَبّارُ یا قَهّارُ! یا غَفّارُ! یا سَتّارُ! نَجِّنی بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذابِ النّار.
    ای منّت نعمت های عظیم تو بر ما و تو بندگان را دلسوزنده!
    ای خیل عام را بخشنده! و خواص را در كنار گیرنده!
    ای از خطایا در گذرنده! ای قهار مهر آكنده! ملجأ هر پناهنده! مأمن هر گریزنده! مشتاق هر شتابنده!
    ای گناهان را بخشنده و عیوب را پوشنده !
    خدایا!
    به رحمتت كه رهایم ساز از عذاب آتش و حرارت نار.
    و نجاتم ده از رسوایی ننگ و فضیحت عار، در آن زمان كه ابرار را برتری می بخشی بر اشرار، در آن زمان كه درون به هم می ریزد و برون به هول می آمیزد.
    اَذَاْ امتازَ الْاَخیارُ مِنَ الْاَشرارِ وَ حالَتِ الْاَحْوالَ وَهالَتِ الْاَهْوالُ وَ قَرُبَ الْمُحْسِنونَ وَ بَعُدَ الْمُسیؤنُ و وُفِیتْ كُلُّ نَفْسِ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا یظْلَمُون.

    در آن زمان كه نیكوكاران و محسنین به بارگاه رحمتت قرب می یابند و بدكاران و ستمكاران به خویش، به دیار خشمت تبعید می شوند.
    در آن زمان كه هر كس به دروی كاشته های خویش می نشیند و غبار ظلم بر چهره ی كسی نمی نشیند.
    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. تشكر


  9. #35
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄




    زیباترین روح پرستنده امام سجاد

    دكتر علی شریعتی





    معنای زین العابدین
    اهمیت نیایش
    ضمائر دعاهای صحیفه سجادیه
    فرازهایی از صحیفه سجادیه

    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄
    ویرایش توسط شكوه انتظار : 24-04-1389 در ساعت 17:57



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكر


  11. #36
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄






    معنای زین العابدین
    "زیباترین روح پرستنده"، ترجمه، "زین العابدین" است.

    نشان می دهد كه اصطلاحات، كلمات و حتی صفاتی كه ما برای بیان مفاهیم، معانی، عقاید و حتی شخصیت های بزرگ مذهبمان به كار می بریم، در تلقی امروز به گونه ای است و در تلقی نخستین اش به گونه ای دیگر. زیرا ما گاه صفات و اسامی و یا مناقبی را كه در كتب قدیم و اصلیمان وجود ندارد، بنا به سلیقه ی فعلی خودمان، برای پیشوایانمان به كار می بریم و این امر حاكی از آن است كه بینش امروز ما تا چه حد با بینش نخستین تشیع و اسلام اختلاف دارد.
    صفات و اسامی و اصطلاحاتی هستند كه اصیل اند، و از صدر اسلام وجود دارند، و ما هم آنها را به كار می بریم، اما نوع تلقی ما و مفهومی كه از آنها احساس می كنیم، كاملاً با آنچه كه اول بوده، فرق دارد. این اصطلاح
    "زین العابدین"

    را به طور معمول كه به كار می بریم، هیچ احساسی از آن نداریم، هیچ فضیلتی و هیچ صفت مشخصی در این كلمه و در این لقب احساس نمی كنیم، در صورتی كه اگر در محتوای دقیق و لطیف این معنی تجدید نظر كنیم و با یك نگاه تازه بدان بنگریم، می بینیم كه چه صفت عالی و زیبایی است: "زیباترین روح پرستنده" ،"زیور و زینت پرستندگان".
    نیز ما همیشه فضیلت ها، ارزش ها، و عظمت های رهبرانمان را، پیشوایان بزرگ اسلامی مان را، با ارزش های دینی و قومی فرهنگ بشری و نظام های طبقاتی می سنجیم، و خیال می كنیم كه اگر با همان ملاك ها و صفات و ارزش های عالی ای كه بزرگان قومی و تاریخی و قهرمانان خودمان را تجلیل و تعظیم و توصیف می كردیم و می كنیم ائمه راهم توصیف كنیم، آنها را خیلی تجلیل كرده ایم. در صورتی كه اساساً دستگاه ارزش های اسلامی، با سیستم ارزش های قومی و ملی و فرهنگی كاملاً متفاوت است. مثلاً ما خیال می كنیم، كه اگر بگوییم پیغمبر اسلام سایه نداشته است، صفت بزرگی را از پیغمبر عنوان كرده ایم، در صورتی كه ارزش های پیغمبر اسلام در زبان كسی كه كه بهتر از هر كس دیگر می تواند از او سخن بگوید [امام جعفر صادق(ع)] این است:
    كان رسول الله یجلس جلوس العبد و یاكل اكل العبد و یعلم انه العبد
    "رسول خدا نشست و برخاست می كرد، مثل نشست و برخاست یك بنده، غذا می خورد، مثل غذا خوردن یك بنده، و اصلاً می دانست كه یك بنده است".
    این بزرگترین تجلیل از مقام بزرگترین موجودی است كه در عالم هست، با بینش و با ملاك های ارزشی خاصی كه در فرهنگ اسلامی است برای امام و رهبر.
    صفات گوناگونی را می شود برای یك رهبر به كار برد:
    از قهرمانیش، از نبوغش، از شخصیتش، و از خصوصیاتش، چنانكه مداحان بزرگ، شاعران بزرگ و نویسندگان بزرگ برای بزرگان به كار می برند.
    در تاریخ بشری همواره عادت و سابقه ی ذهنی داشتیم كه یك رهبر، یك پیشوا، جبار باشد، متكبر باشد، مستبد باشد. در عوض در این سیستم، در این فرهنگ، در این ایمان، امام، جبار نیست، بلكه سجاد است. این صفت به عنوان بزرگترین و نمایان ترین كاراكتر رهبر ما عنوان می شود و صفت شاخص او است، صفتی كه او را از همه رهبران دیگر در تاریخ بشر، ممتاز می كند، صفتی كه با آن، برجستگی و برتری و فضیلت خودش را بر همه پیشوایان دیگر تاریخ انسان نشان می دهد: "زیباترین روح پرستنده" امام نه جبار، سجاد، اینها معانی ای است كه من از متن صفات و القاب و اسامی امام گرفتم.

    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكر


  13. #37
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄





    اهمیت نیایش
    "الكسیس كارل" فیزیولوژیست بزرگی است كه برنده جایزه نوبل و مظهر بینش علمی در علوم طبیعی(1) است، و یكی از بزرگترین شخصیت هایی است كه نماینده ی یك گرایش خاص در علوم معاصر است این مرد با این بینش، وقتی از نیایش سخن می گوید، كه مظهر یك احساس و اشراق است و عالی ترین تجلی روح و معنویت انسان، (كه در بینش جدید همیشه از علوم جدا بوده است)
    برای ما خیلی جالب است. به خصوص كه او نویسنده ی فیلسوف و روحانی نیست و در مقام یك فیزیولوژیست، انسان شناس و متخصص علوم گوناگون طبیعی درباره انسان و هم چنین برنده جایزه نوبل در پیوند رگ هاست. وی براساس مطالعات و تجربیات مستقیمی كه روی بیمارانش، از گروه ها و تیپ های مختلف داشته تا جایی می رسد كه این حكم را به عنوان یك حكم علمی (نه به عنوان تبلیغ دینی) صادر می كند كه: "نیایش همچون دم زدن و خوردن و آشامیدن، از نیازهای ژرفی است كه از عمق سرشت و فطرت طبیعی انسان سر می زند؛ خوردن، نمو كردن، تكثیر نسل و نیایش، چهار بُعد اساسی روح انسان هستند. " و به جایی می رسد كه می گوید: "هیچ ملتی در تاریخ و هیچ تمدنی درگذشته به زوال قطعی فرو نرفت، مگر آنكه پیش از آن سنت نیایش در میان آن قوم ضعیف شده بود."
    نیایش، نه هم چون تخدیر آرامش بخش است، بلكه آرامشی كه می بخشد زائیده اشباع تشنگی و نیاز و اضطراب روح آدمی و پاسخ گفتن به كمبودهایی است كه در عمق فطرت آدمی است. این است كه نیایش برخلاف تخدیر كه به ضعف و مرگ منتهی می شود، نیروزا، نشاط انگیز و عامل شكفتگی احساس ها، عاطفه ها و استعدادهای مرموز درون روح آدمی است. (كارل) بعد می گوید:
    "هیچ دری را نیایش نمی زند، مگر اینكه به رویش گشوده می شود." و نیایش، بلندترین قله ی تعبیر را در شب ظلمانی عقل، در پرواز عشق، می یابد، آنگاه كه كُمِیت عقیل می لنگد."
    اول كتاب نیایش (الكسیس كارل) با این جمله شروع می شود كه: " ارزش عقل در نظر ما غربی ها به مراتب بالاتر از آستانه ی عشق است" و در پایان، كتاب را با این جمله ختم می كند كه: " ای كاش انسان، امروز هم چنانكه زیبائی دانش را می فهمد، زیبائی خدا را نیز بشناسد و به سخن پاسكال هم چنان گوش بدهد، كه به سخن دكارت."

    نیایش، در تاریخ شیعه می تواند به عنوان مكتب امام سجاد نامگذاری شود.

    اساساً در طول تاریخ و در همه ادیان، نیایش، دعا و و عبادت بر دو پایه قرار دارد. یعنی تجلی دو نیاز و دو احساس در روح آدمی است. یكی فقر، به معنای احتیاج، به معنای نیاز كه انسان تشنه و عطشناك كه احساس كمبود دارد، هم چنانكه برای رفع نیازهای دیگرش متوسل به این و آن می شود و یا در جستجوی مایحتاجش به تكاپو می افتد، نوعی از كمبودها را در درون روح خود، یا در سرنوشت زندگی اش را نیز احساس كند. جلوه ی بیرونی این نیاز، نیایش است، و ریشه ی نیاز و نیایش یكی است.
    بنابراین نیایش و دعا،

    گاه به عنوان درخواست چیزی است كه نیایشگر بدان محتاج است و ندارد. و گاه عالی تر از این مرحله است و به عنوان تجلی عشق است. گرچه عشق را نیز می توان یكی از نیازهای روح گفت، اما به خاطر اینكه خودش یك نیاز كاملاً مستقل است، یك ماهیت مرموز و یك شعله اهورایی و الهی در درون روح آدمی است و بیش از هر چیز در زندگی آدم دست اندركار است و بیش از هر چیز در نظر آدم مجهول است، در نتیجه مستقل از نیاز و فقر شمرده می شود. این عالی ترین نوع دعا و نیایش است، نیایش و دعائی كه زائیده ی روح عاشق است:
    احساس عشق.

    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  14. #38
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄




    ضمائر دعاهای صحیفه سجادیه

    چند جمله ای از متن"صحیفه سجادیه" را بدون انتخاب، می آورم تا نشان داده شود كه اولا دعا به معنای آن نیست كه ما چیزی به دست آوریم.
    ثانیا دعا برای آن نیست كه آن را جانشین مسئولیت های انسانی و عقلی خودمان بكنیم و ثالثا در متن تشیع علوی، كه مظهر مكتب نیایش و بنیانگذارش، امام سجاد، "زیباترین روح پرستنده" تاریخ بشر و جامعه و فرهنگ ماست، نیایش، مكتبی است كه تجلیگاه عشق، آگاهی نسبت به جهان و عرصه نیازهای بزرگ انسانی است و رابعا "دعا" جهاد و مبارزه اجتماعی و جمعی در یك وضعیت ناهنجار اجتماعی است. به هر حال در اینجا بدون هیچ انتخابی، چند جمله ای از اولین دعای صحیفه را می آورم تا روشن شود كه طرز حرف زدن با حرف زدن دعا گوها و دعا خوان ها از زمین تا آسمان فاصله دارد.
    چندی پیش كه راجع به دعا صحبت می كردم در باره ضمائر دعاهای صحیفه هم صحبت كردم و گفتم كه انسان در حال دعا چه چیزهایی می خواهد. در صحیفه هر وقت امام از خودش صحبت می كند و مجموعه چیزهایی را می خواهد ضمیرهایی به كار می برد و هم چنین در مقام خطاب به خدا نیز كلماتی را به كار می برد. دقیقا گفتم كه اینها را با چه متدی باید جمع كرد، تدوین كرد و بعد نتیجه گیری نمود. یك دعا كننده، گاه چیزی را همین جوری، از خدا می خواهد به عنوان احسانی و گاه چیزی را به عنوان پاداش یك عمل می خواهد و گاه نیز خواستش به عنوان آدمی ذلیل و فقیر و اصلا ناشایسته است كه فقط می خواهد خدا او را ببخشاید.


    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  15. تشكر


  16. #39
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄





    امام، وقتی صحبت از ذلت، و صحبت از آلودگی و عجز و خواری و امثال این حالات دعا كننده است، می گوید:
    "انا"
    ، گاهی هست كه چیزی را مثل
    "نجات"، "فلاح"
    یا خیر و توفیق به نعمت می خواهد، می گوید
    "برای ما"
    وقتی كه احسان وافر و فضل زیاد می خواهد می گوید:
    "آنها"، "مسلمین"؛
    خودش را كنار می كشد. من متوجه شدم كه این نشانه این است كه امام سجاد به خاطر وضع زندگی اجتماعی خاصی كه داشته به خصوص آن فاجعه بزرگ كه در جلوی چشمش گذشته- كه هیچ انسانی آنچنان منظره ای را در اول جوانی ندیده - و بعد مسلما بار سنگین این مصیبت و این اندوه تا آخر عمر بر دوشش بوده است و زندگی اش نشان می داده كه حتی كوچكترین نشانه ای برای او عاشورا را تداعی می كرده و او را به ناله و فریاد و اشك می آورده است و به خصوص امام سجاد در دوره ای بوده كه حتی كوچكترین امكاناتی را كه دیگر ائمه داشتند نداشته است. بعد از آن است كه یزید و عبدالملك بر همه جا مسلط شده اند و همه قدرت های مقاومت از كوچك و بزرگ از بین رفته و فقط او تنها مانده است: تنهای تنها كه حتی امكان شهادت هم ندارد. شهادت كه"جهاد انسان مومن آگاه مسئول با جور و جنایت است در دوره نتوانستن" در دوره ای كه حق پرست نمی تواند مبارزه كند، نمی تواند بجنگد، نمی تواند جهاد بكند، باز هم در اسلام از او سلب مسئولیت نمی شود. شهادت به عنوان اسلحه است و مبارزه مرگ را برای مبارزه با جور انتخاب می كند. این در لحظه ای است كه دیگر پایگاه حق پرستی، به كلی ویران، خلوت وغریب است. در اینجاست كه حق پرست اگر یك نفر هم هست باز مسئول است. در اینجاست كه می گویند: "مرگ خودت را به عنوان تنها سلاح، آگاهانه و با تمام شعور انتخاب كن و برگرد به روی خصم".
    امام سجاد در شرایط خاصی است كه حتی امكان
    "خوب مردن"
    هم برایش فراهم نیست
    (زیرا شهادت به معنای خوب مردن است)

    و در چنین زجری كه آدم، حتی نتواند بمیرد، زندگی كردن مسلما روح را در كوره رنج هایی می گدازد، كه پیش از هر عاملی یك روح زلال، و شكسته و گداخته را كه در كلمات و در تعابیر و احساس هایش متجلی است رنج می دهد.
    امام چه چیزی را از خدا می خواهد؟

    این است كه می گویم عاملی بزرگ، حكمت است؛ یعنی این كتاب دعا اصلاً "وسیله چیز خواستن" نیست، بلكه یك كتاب آموزش است؛ یك كتاب فلسفی است كه انسان را، خدا را، رابطه انسان با خدا را، رابطه انسان در جهان را، در زندگی - و به قول "سارتر" وضعیت انسانی را- نشان می دهد. " وضعیت انسانی" یعنی "من" در مجموعه این عوامل و شرایطی كه هستم. یك چنین آموزش عمیقی در زیباترین حالات فرد است و اسمش :
    "دعا"
    ست اما با آن معنای معمولی اش اصلاً دعا نیست یك كتاب آموزش عمیق و علمی و اخلاقی و فلسفی است.
    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  17. تشكر


  18. #40
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄





    فرازهایی از صحیفه سجادیه
    زیبایی تعبیر، موسیقی كلام، لطافت كلماتی كه امام انتخاب می كند، همه مسائلی هستند كه بعداً باید به دقت مطالعه شوند، و من به سرعت و خیلی مجمل جملات را معنی می كنم، تا آنچه كه گفتم به عنوان نمونه روشن شود.
    "الحمدلله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر یكون بعده"
    این تعبیرات چیز عجیبی است. در نیمه دوم قرن اول هجری است هنوز زبان عرب وارد ادبیات نشده و متنی ندارد و هنوز كناب ادبی ای به وجود نیامده است. ادبیات عرب از قرن دوم و سوم هجری شروع می شود و نیز تعبیرات فلسفی، تعبیرات ادبی، و رشد اصطلاح و رشد تعبیرات فلسفی و عقلی آن؛ و زبان صحیفه در این اوج است.
    شما در آن فضا در نظر بگیرید انسانی را كه همه كارهایش را كرده همه مسئولیت هایش را انجام داده، اما به جای غرور كه رهبران همواره دارند اینقدر خاضعانه حرف می زند. رهبران روی اراده انسانی شان تكیه می كنند و برخی از انسان ها روی توكل و احساس و روی اراده غیبی تكیه می كنند. گروه دوم كه به اراده غیبی اتكا می كنند، معمولاً از نظر زندگی اجتماعی، آدمی هایی ابتدایی و عاجز بار می آیند.

    آنها كه روی اراده و عقل خودشان تكیه می كنند یك غرور جبارانه و فرعونی پیدا می كنند. ناپلئون می گفت: " برای من"غیر ممكن"، غیر ممكن است. هر چیزی در برابر اراده من ممكن است". ببینید یك چنین غول وحشی كه به اینجا رسیده چه چیزهایی را در زیر پایش می تواند به سادگی قربانی كند. تروتسكی كمونیست می گوید:" اگر خورشید بر مراد من نگردد، خورشید را به زانو در می آورم" بعد نگشت وخودش به زانو در آمد.
    ولی كسی كه در وی چنین غروری به وجود می آید و چنین تكبر و تفرعنی دماغش را می گیرد به سادگی می تواند همه كس را در راه منافع خودش و در راه هدفش قربانی كند. روح، لطافتش را از دست می دهد.و از آن طرف نیز آدم های عاجزی بار می آیند كه مگس را نمی توانند از روی صورتشان برانند و عاجزاند.
    اگر روح بتواند باهمه قدرت خودش و با همه تسلط خودش، و در اوج قهرمان بودن و ذوالفقار داشتن اش، در همان جا "سجاد" باشد این است كه عالی ترین چهره انسانی را همچون یك تابلو نشان می دهد و این روح این قدر خاضعانه حرف می زند. این است كه می گویم تلطیف روح، لطافت روح:

    الحمدالله الاول بلا اول كان قبله و الآخر بلا آخر یكون بعده الذی قصرت عن رویته انصار الناظرین.
    سپاس هر خداوندی را كه اولی است كه پیش از آن اولی نیست، و آخری كه پس از آن آخری نیست.
    این دعاست؟ از خدا چه چیزی می خواهد؟ یا دارد به من، به خودش، به گوینده، به نیایشگر، یك حقیقت فلسفی و اعتقادی را توصیف می كند؟ فقط خطاب است.
    الذی قصرت عن رویته ابصار الناظرین
    خدایی كه از دیدارش، دیده بینندگان عاجز است، كوتاه است.

    و عجزت عن نعته اوهام الواصفین.
    و در وصف او (نه تنها فكر و عقل و منطق بلكه) تخیل و توهم وصف كنندگان نیز عاجز است.


    ► •*♥*•◄ ويژه نامه ميلاد خجسته زين العابدين امام سجاد (ع) ► •*♥*•◄



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •