بحر المعارف (جلد دوم ) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بحر المعارف (جلد دوم )
صفحه 10 از 31 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 302
  1. #91
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    پس هرگاه اسرار الهى و توحيد را از همچو عمرى پوشيده دارند، (380) پس از آنان كه بجز از ايمان تقليدى چيزى در دست ندارند البته مستور بايد داشت ، كه ايمان تقليدى موصل به جنت است ، و هر كه عوام را در خلل اندازد از جنت محروم ساخته است . و خواص را از حقيقت اين ، محروم نبايد داشت كه ظلم است .
    تو براى وصل كردن آمدى
    نى براى فصل كردن آمدى
    و فى (( مجالس )) الصدوق رحمه الله : ان عيسى بن مريم عليهما السلام قال فى بنى اسرائيل و قال : يا بنى اسرائيل لا تحدثوا بالحكمة الجهال فتظلموها، و لا تمنعوها اهلها فتظلموهم ، و لا تعينوا الظالم على ظلمه فيبطل فضلكم . (381)
    و در (( مجالس )) صدوق (ره ) از حضرت عيسى بن مريم عليهما السلام روايت است كه : آن حضرت در ميان بنى اسرائيل بپا خواست و فرمود: اى بنى اسرائيل براى جاهلان حديث حكمت نخوانيد كه به حكمت ستم كرده ايد، و حكمت را از اهلش باز نداريد كه به آنان ستم نموده ايد، و ظالم را در ظلمش يارى ندهيد كه فضل شما تباه خواهد شد.
    شرح مجموعه گل مرغ سحر داند و بس
    كه نه هر كو ورقى خواند معانى دانست نه هر كه چهره برافروخت دلبرى داند
    نه هر كه آينه سازد سكندرى داند هزار نكته باريكتر ز مو اينجاست
    نه هر كه سر نتراشد قلندرى داند و قال اميرالمؤمنين عليه السلام : اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الارشية فى الطوى البعيدة . (382)
    و امير مؤمنان عليه السلام فرمود: من حاوى علوم پوشيده اى هستم كه اگر اظهارش بدارم شما همچون طناب آويزان در چاه هاى عميق به اضطراب و لرزه در مى آيد.
    پادشاهان جهان از بدرگى
    بو نبردند از شراب بند ور نه
    ادهم وار سرگردان و دنگ
    ملك را بر هم زدندى بى درنگ (383)

    اى عزيز!
    هر كس افسانه بخواند افسانه است
    و آن كه ديدش نقد خود مردانه است آب نيل است و به قبطى خون نمود
    قوم موسى را نه خون بل آب بود (384) گر تو هستى رازجو اى رازجو
    جان فشان و خون بگرى و باز جو شيخ شهيد مجدالدين بغدادى دعا مى كرد: الهى كار تو به علت نيست ، يا مرا از اين قوم گردان ، يا مرا از نظاره كنان اين قوم گردان ، آن قسم ديگر را طاقت ندارم .
    گر نيم مردان ره را هيچ كس
    ذكر ايشان كردنم آييس و بس
    گر نيم زيشان از ايشان گفته ام
    خوش دلم اين قصه از جان گفته ام
    اى عزيز! به قدر تصفيه دل از عوايق و علايق و شواغل و تاءمل بسيار در سخنان ايشان فهم معانى ظاهره روى مى نمايد با آن كه سخنان اين طايفه از عالم علم درايت و عيان است نه از علم درس و بيان ، و بيان آن طورى است كه هر چند از آن طور به لسان و علم و عبارت ادا شود ما زادهم الا سترا، و ما قدروا الله حق قدره ، (385) بلكه مقصود گويندگان جز تنبيهى و تشويقى نباشد و الا ولى و صفات ولى و كلمات ولى را فهم نكند به جز ولى .
    در نيابد حال پخته هيچ خام
    پس سخن كوتاه بايد والسلام
    (386) اى عزيز! اين انكار به واسطه آن است كه اعتقاد ايشان به واسطه حس سمع است ، و در اين مرتبه سعى و كوشش غالب باشد، و رضا و تسليم مغلوب بود، و رياضات و مجاهدات سخت ، و طاعات ظاهرى بسيار بود، پس هر چيزى كه به باطن تعلق دارد انكار كنند، زيرا كه اين طايفه در مرتبه حس اند و از حس در نمى توانند گذشت .

    بحر المعارف (جلد دوم )

  2. #92
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    چو آن كرمى كه در سنگى نهان است
    زمين و آسمان او همان است پس غم معاش و اندوه رزق و حرص و بخل و محبت سبب هر چيزى در ايشان بسيار است نظر به اين كه ايشان مقصود به اسباب است ، و اعتقاد كردن بر منجم و طبيب و ساير اسباب ظاهرى در اين مقام است ، و بيشتر اهل عالم در اين مقامند، چنانچه امام محمد باقر عليه السلام فرمودند كه : الناس كلهم بهائم (387) - الحديث .
    اى عزيز! علم باطن نيز مراتب بسيار دارد كه همه كس قابل تحمل جميع مراتب آن نيست . و فى (( بصاير الدرجات )) عن جعفر، عن ابيه عليهما السلام قال : ذكر على عليه السلام التقية فى يوم عيد فقال : (388) و الله لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان لقتله ، و لقد آخى رسول الله صلى الله عليه و آله بينهما، فما ظنك بساير الناس ؟ ان علم العلماء صعب مستصعب لا يحتمله الا ملك مقرب او نبى مرسل ، او عبد (مؤمن ) امتحن الله قلبه للايمان . قال : و انما صار سلمان من العلماء لانه امرؤ منا اهل البيت ، فلذلك يشبه العلماء. (389)
    و در (( بصائر الدرجات )) از جعفر، عليهما السلام روايت است كه : على عليه السلام در روز عيدى از تقيه ياد كرد و فرمود: به خدا سوگند اگر ابوذر مى دانست آن چه را كه در دل سلمان است همانا او را مى كشت ، و حال آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ميان آن دو پيمان برادرى بست ، پس به ساير مردم چه گمان دارى ؟ همان علم عالمان (امامان معصوم عليهم السلام ) مشكل و غير قابل تحمل است و جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده مؤمنى كه خداوند قلب او را با ايمان آزموده باشد، تاب تحمل آن را ندارد. و جز اين نيست كه سلمان به اين دليل از عالمان گشت كه مردى از ما خاندان است و از همين رو با عالمان شباهت دارد.
    و من هنا صح ما قالوا:
    و من يك ذا فم مر مريض
    يجد مرا به الماء الزلالا و از همين جاست كه صحيح مى نمايد آن چه گفته اند: هر كه دهان تلخ بيمار داشته باشد، آب زلال را نيز تلخ و ناگوار مى يابد.
    و فى (( روح الاحباب )) : سال ابن الكوا عن مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام عن اصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله حتى وصل الى سلمان رحمه الله ، قال عليه السلام : ادرك علم الاولين و الاخرين ، و هو بحر لا ينزف ، و هو منا اهل البيت . (390)
    در (( روح الاحباب )) وارد است كه : ابن كوا از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسش نمود تا به نام سلمان (ره ) رسيد، حضرت فرمود: وى علم پيشينيان و پسينيان را درك كرد، او دريايى است كه ته نكشد؛ او از ما خاندان است .
    روى فى (( الكافى )) مثله . روى الكشى عن النبى صلى الله عليه و آله انه قال لسلمان : يا سلمان لو عرض علمك لمقداد لكفر، يا مقداد لو عرض ‍ علمك على سلمان لكفر. (391)
    و در (( كافى )) نظير آن را روايت نموده ، و نيز كشى از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده است كه به سلمان فرمود: اى سلمان ، اگر علم تو بر مقداد عرضه شود كافر گردد، (و به مقداد فرمود): اى مقداد، اگر علم تو بر سلمان عرضه شود كافر گردد.
    پس ، تاءمل نما در حديث ابوذر و سلمان تا بدانى كه ابوذر داخل در علمائى كه در اين حديث مراد است نيست ، زيرا كه اهل بيت در اين حديث ، اهل بيت توحيد و معرفت و حكمت مراد است نه اهل بيت زن و اولاد و اهل .
    و فى (( فردوس العارفين )) : و روى اءن عيسى عليه السلام قال : يا صاحب الحكمة كن كالطبيب الناصح ، يضع الدواء حيث ينفع ، و يمنع حيث يضر، لا تضع الحكمة فى غير اهلها فتكون جاهلا، و لا تمنعها عن اهلها فتكون ظالما، و لا تكشف سرك عند كل احد فتكون مفتضحا. (392)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  3. #93
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    در (( فردوس العارفين )) گويد: روايت است كه عيسى عليه السلام فرمود: اى صاحب حكمت ، مانند پزشك دلسوز باش كه دارو را آن جا كه سودمند است مى نهد، و آن جا كه زيان بخش است ممنوع مى دارد. حكمت را در ميان نااهلان آن قرار مده كه جاهل خواهى بود، و آن را از اهلش بازمدار كه ظالم خواهى بود، و راز خود را به نزد هر كس مگشا كه مفتضح و بى آبرو خواهى شد.
    قال ذوالنون : رايت رجلا اسود يطوف حول البيت و هو يقول : انت انت ، انت انت ؛ و لايزيد على ذلك اللفظ شيئا آخر، فقلت ، يا عبدالله اى شى ء عنيت به ؟ فانشا يقول :
    بين المحبين سر ليس ينقشه (393)
    خط و لا قلم عنه فيحكيه نار يقابله انس يمازجه
    نور يحيره عن بعض مافيه شوقى اليه و لا اءبغى به بدلا
    هذا سرائر كتمان اناجيه ذوالنون گويد: مردى سياه چرده را ديدم كه دور كعبه مى گشت و مى گفت : توئى تو، توئى تو؛ و چيز ديگرى بر اين لفظ نمى افزود. گفتم : اى بنده خدا، مقصودت از اين جمله چيست ؟ وى اين اشعار را خواند: (( ميان دوستان رازى است كه هيچ خط و قلمى آن را نقش و حكايت نتوان نمود. آتشى است در برابر انس و در آغوش نور، كه وى را از آن چه بدان مشغول است متحير مى سازد. من بدو مشتاقم و بدلى برايش نمى طلبم ؛ اين رازهاى پوشيده اى است كه با آن همرازم )) .
    و لهذا قال بعضهم : من كتم اسرار القلوب ظهرت له اسرار الغيوب .
    از اين رو يكى از عرفا گفته : هر كه اسرار دلها را پوشيده دارد، اسرار غيبها برايش رخ نمايد.
    و عن على عليه السلام : العقل لمراسم العبودية لا لادراك سر الربوبية .
    و از على عليه السلام روايت است كه : عقل براى (شناخت و برگزارى ) مراسم عبوديت است نه براى ادراك راز ربوبيت .
    رخش عقل اندر رهش افكنده سم
    علت و معلول در او گشته گم (394) و قال مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام فى وصيته لابنه الحسن عليه السلام : دع القول فيما لاتعرف ، و الخطاب فيما لم تكلف ، و امسك عن طريق اذا خفت ضلالته ، فان الكف عند حيرة الضلال خير من ركوب الاهوال . (395)
    و مولايمان امير مؤمنان عليه السلام در وصيت خود به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: در آن چه بدان آشنائى ندارى سخن رها كن ، و در آن چه بدان مكلف نيستى گفتگو منما، و از راهى كه از گمراهيش بيم دارى دست بدار، كه خوددارى كردن به وقت حيرت گمراهى بهتر از افتادن در خطرهاست .
    و اين خطابات از جهت تنبيه ما كوته نظران است .
    حافظ اينجا آشنايان در مقام حيرتند
    دور نبود گر نشيند خسته و مسكين غريب در (( عين الحياة )) از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام به سند معتبر منقول است كه : (( ايمان ده پايه دارد مانند نردبانى كه بر او بالا روند، و سلمان در پايه دهم است ، و ابوذر در پايه نهم ، و مقداد در پايه هشتم )) و از اين حديث نيز معنى لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان معلوم مى گردد.
    اى عزيز! موسى عليه السلام با وجود رسالت و مرتبه اولوالعزمى كه داشت متحمل جرعه اى از علوم خضر عليه السلام نشد.
    و در (( عين الحياة )) در ترجمه اين فقره : يا اباذر، اذا دخل النور القلب انقى (396) و استوسع . قلت : فما علامة ذلك بابى انت و امى يا رسول الله ؟ قال : الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت .
    اى اباذر، هرگاه نور وارد قلب شود دل پاكيزه و گشاده گردد. گفتم : پدر و مادرم فدايت اى رسول خدا، علامت آن چيست ؟ فرمود: ميل به سراى جاويد، و دل كندن از سراى فريب ، و آمادگى براى مردن .
    گفته است : (( ايمان بعضى مانند پياله اى است كه گنجايش اندكى از علوم و معارف دارد. اگر زياده از قدر حوصله اش (بر آن ) بريزند از سر بدر رود. و از بسيارى عبادات و كمالات ، وسعت زياده مى شود و استعداد قبول معارف بيشتر مى شود تا آن كه به منزله دريائى مى شود كه هر چند نهرهاى حقايق بر او ريزند مطلقا او را از جا بدر نمى آورد. آن انوار معنوى است به سبب آن كه اين گشاده مى شود. )) . (397)
    (( اين كار دولت است كنون تا كرا دهند ))

    بحر المعارف (جلد دوم )

  4. #94
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    اين علمى است مخصوص به بعضى آحاد انسان كه به اين نور، قلب او را منور و به اين كحل ، بصيرت او را بينا سازند.
    (( تا يار كرا خواهد و ميلش به كه باشد ))
    و فى (( معانى الاخبار )) عن الصادق عليه السلام : (( هدى للمتقين )) . بيان و شفاء للمتقين من شيعة محمد و على ...، و اتقوا اظهار اسرار الله تعالى و اسرار ازكياء عباده الاوصياء بعد محمد صلى الله عليه و آله ، فكتموها و اتقوا ستر العلوم عن اهلها المستحقين لها و فيهم نشروها. (398)
    و در (( معانى الاخبار )) در تفسير اين آيه : (( هدايت است براى پرهيزكاران )) از امام صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: بيان و شفاست براى پرهيزكاران از شيعيان محمد و على (صلى الله عليهما و آلهما)، آنان كه از (دو چيز پرهيز كردند: 1 - از) فاش نمودن اسرار خداى متعال و اسرار بندگان پاك او از اوصياى بعد از محمد صلى الله عليه و آله پرهيز نموده ، پس آن ها را كتمان كردند. (2) - و نيز از مستور داشتن علوم از اهل و مستحقان آن پرهيز داشته و علوم را در ميان آنان منتشر ساختند.
    و فى (( معانى الاخبار )) عن جعفر بن محمد صلى الله عليه و آله فى بيان حمل النبى صلى الله عليه و آله انه ذكر معانى لمحمد بن حرب فقال له عليه السلام : زدنى بيانا، فقال : انك لاهل للزيادة ، ثم ذكر له معانى آخر ثم قال عليه السلام : لو اخبرتك بما فى حمل النبى صلى الله عليه و آله عليا عليه السلام عند حط الاصنام من سطح الكعبة من المعانى التى ارادها به لقلت ان جعفر بن محمد لمجنون ، فحسبك من ذلك ما قد سمعته . (399)
    و نيز در (( معانى الاخبار )) در مورد بر دوش گرفتن رسول خدا صلى الله عليه و آله (على عليه السلام را جهت فرو ريختن بتها از بام كعبه ) از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه معانى چندى را براى محمد بن حرب بيان فرمودند، سپس وى عرض كرد: بيان افزونترى برايم بفرما، فرمود: تو اهل افزونى هستى ، سپس معانى ديگرى را بيان نمود، سپس فرمود: اگر از معانى اى كه در اين عمل در نظر داشته تو را خبر دهم همانا خواهى گفت : جعفر بن محمد ديوانه است . بنابراين همين اندازه كه شنيدى تو را بس است .
    و فى (( كتاب التوحيد )) : للصدوق - رحمه الله - فى حديث طويل عن مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام فى تفسير آيات عديدة : و ليس كل العلم يستطيع صاحب العلم ان يفسره لكل الناس ، لان منهم القوى و الضعيف ، و لان منه مايطاق حمله و منه ما لا يطاق حمله الا من يسهل الله له حمله و اعانه عليه من خاصة اوليائه . (400)
    در (( توحيد )) صدوق (ره ) ضمن حديثى طولانى از امير مؤمنان عليه السلام درباره تفسير آياتى چند روايت است كه فرمود: همه علم اين گونه نيست كه صاحب آن بتواند آن را براى تمام مردم تفسير كند، زيرا كه برخى قوى و برخى ضعيف اند، و نيز پاره اى از علوم قابل تحمل و پاره اى غير قابل تحمل است مگر كسى كه خداى متعال تحمل آن را برايش آسان كند و او را بر فراگرفتن آن يارى بخشد، و چنين كسى از خواص اولياى اوست .
    و فى (( الخصال )) عن الصادق عليه السلام : ان حديثنا صعب مستصعب ، لا يحتمله الا ملك مقرب ، او نبى مرسل ، او عبد امتحن الله قلبه للايمان ، او مدينة حصينة . و سئل اى شى ء المدينة ؟ قال : القلب المجتمع . (401)
    بيان : (( احاديثنا صعب مستصعب )) الصعب : البعير الذى لم يركب بعد، و المستصعب الذى يهرب منه اذا روى . كذا قال بعض قدمائنا. يعنى انه ممتنع عن الادراك و الفهم .

    و در (( خصال )) از امام صادق عليه السلام روايت است كه : همانا حديث ما (( صعب و مستصعب )) است و كسى را ياراى تحمل آن نيست جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده اى كه خداوند دل او را براى ايمان آزموده باشد، يا شهرى محكم و دربست . پرسش شد: مقصود از چنين شهرى چيست ؟ فرمود: قلب مجتمع (دلى كه با پيروى از شك ها و خواهشهاى نفسانى پراكنده نشده است ).
    بيان : (( صعب )) شترى است كه هنوز سوارى نداده است . و (( مستصعب )) شترى است كه از ديدارش بگريزند. اين تفسير يكى از علماى گذشته است ، يعنى احاديث ما زير بار ادراك و فهم نمى رود.
    و فى (( بصائر الدرجات )) عن الصادق عليه السلام : ان امرنا سر و سر فى سر، و سر مستسر، و سر لا يفيده الا سر، او سر على سر، و سر مقنع بسر. (402)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  5. #95
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( بصائر الدرجات )) از امام صادق عليه السلام روايت است كه : همانا امر (ولايت ) ما سر است ، و سر در سر، و سر سرپوشيده ، و سرى است كه جز سر افاده اش نكند، يا سر بر سر، و سر سر پوشيده با سر است .
    و فى (( بصائر الدرجات )) عن ابى عبدالله عليه السلام : (ان امرنا) هو الحق ، و حق الحق ، و هو الظاهر، و باطن الظاهر، و باطن الباطن ، و هو السر، و السر المستسر، و سر مقنع بالسر. (403)
    و قال عليه السلام : و خالطوا الناس بما يعرفون ، و دعوهم مما ينكرون ، و لا تحملوا على انفسكم و علينا؛ ان امرنا صعب مستصعب ، لا يحتمله الا ملك مقرب ، او نبى مرسل ، او مؤمن امتحن الله قلبه للايمان . (404)

    و فرمود: و با مردم بدان چه مى شناسند آميزش كنيد، و آنان را نسبت بدانچه انكار دارند رها سازيد، وبر خودتان و بر ما بار نسازيد، همانا امر ما صعب و مستصعب است كه جز فرشته مقرب با پيامبر مرسل يا مؤمنى كه خداوند دل او را به ايمان آزموده باشد كسى تحملش نتواند كرد.
    و فى (( الكافى )) عن ابى حمزة ، عن الباقر عليه السلام انه قال : يا اباحمزة ، الست تعلم ان فى الملائكة مقربا و غير مقرب ، و فى النبيين مرسلا و غير مرسل ، و فى المؤمنين ممتحنا و غير ممتحن ؟ قال : قلت : بلى ، قال : الاترى صعوبة امرنا؟ ان الله اختار له من الملائكة المقرب ، و من النبيين المرسل ، و من المؤمنين الممتحن ؟. (405)
    و در (( كافى )) ابى حمزه ، از امام باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: اى ابا حمزه ، آيا نمى دانى كه در ميان فرشتگان ، مقرب و غير مقرب هست ؟ و در ميان پيامبران ، مرسل و غير مرسل هست ؟ و در ميان مؤمنان ، آزموده و غير آزموده هست ؟ گويد: گفتم : چرا؟ فرمود: آيا به مشكل بودن امر ما نمى نگرى ؟ همانا خداوند از فرشتگان فرشته مقرب و از پيامبران مرسل و از مؤمنان آزموده را براى آن اختيار نموده است .
    و فى (( بصائر الدرجات )) عن ابى ربيع الشامى ، عن ابى جعفر عليه السلام قريب منه . (406) و فى النعمانى ، عن اميرالمؤمنين عليه السلام : لا تحدث الناس بما لا يعلمون فيطغوا و يكفروا، ان من العلم صعبا شديدا محمله ، لو حملته الجبال عجزت عن حمله . ان علمنا اهل البيت يستنكر و يهمل ، و يقتل رواته ، و يساء الى من يتلوه بغيا و حسدا لما فضل الله به عتره الوصى وصى النبى صلى الله عليه و آله . (407)
    و در (( بصائر الدرجات )) از ابى ربيع شامى ، از امام باقر عليه السلام نزديك به همين مضمون را روايت كرده است . و در (( غيبت نعمانى )) از امير مؤمنان عليه السلام روايت است كه : براى مردم بدانچه آگاهى به آن ندارند حديث مكن كه طغيان نموده و كفر مى ورزند. همانا برخى از علوم به پايه اى است كه تحمل آن سخت و مشكل است كه اگر كوهها بخواهند حملش ‍ كنند از حمل آن عاجزند، همانا علم ما اهل بيت مورد انكار قرار گرفته و بدان بى توجهى مى شود و راويان آن كشته مى شوند و به كسى كه آن را بازگو مى كند بدى و اهانت مى شود از روى سركشى و حد نسبت بدانچه خداوند عترت وصى پيامبر صلى الله عليه و آله را بدان برترى بخشيده است .
    و فى (( الحدايق )) : و قال على عليه السلام : ان هيهنا لعلما جما لو اجد له حملة . (408)
    و در (( حدايق )) است كه : على عليه السلام فرمود: همانا در اين جا - اشاره به سينه مباركش - دانشى انباشته است ، كاش حاملانى براى آن مى يافتم .
    و قال عليه السلام : لو اخذت مائة قلوبهم كالذهب المصفى ، ثم اخذت من المائة عشرة ، ثم اخذت من العشرة واحدا، ثم اختبرته ببعض ما عندى فاذن لقال : على اكذب العرب ، و ذلك لان الناس اعداء ماجهلوه ، فاذا طلع لهم باب من العلم فقصر دونه افهامهم كذبوا قائله . (409)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  6. #96
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و فرمود: اگر صد كس را برگزينم كه دلهاشان بمانند زر ناب باشد، سپس از ميان آن ها ده تن و از ده تن يك نفر را انتخاب كنم سپس به پاره اى از آن چه مى دانم او را خبر دهم ، خواهد گفت : على دروغگوترين مردم عرب است . زيرا مردم دشمن چيزهايى هستند كه نمى دانند، پس چون درى از علم به رويشان باز شود و فهمشان از درك آن كوتاه باشد، گوينده اش را به دروغ نسبت دهند.
    و فى (( نهج البلاغة )) ان امرنا صعب لا يحتمله الا عبد امتحن الله قلبه للايمان ، و لا يعى حديثنا الا صدور امينة و احلام رزينة . ايها الناس ، سلونى قبل ان تفقدونى ، فلاءنى بطرق السماء اعلم منى بطرق الارض . (410)
    و قال المحقق ابن الميثم - رحمه الله -: و نقل عنه عليه السلام مثل هذا الكلام فى غير هذا الموضع ... ثم قال عليه السلام : و انى من احمد بمنزلة الضوء من الضوء؛ كنا اظلالا تحت العرش قبل خلق البشر و قبل خلق الطينة التى كان منها البشر اشباحا عالية لا اجساما نامية . ان امرنا صعب مستصعب ، لا يعرف كنهه الا ملك مقرب ، او نبى مرسل ، او عبد امتحن الله قلبه للايمان ؛ فاذا انكشف لكم سر، او وضح لكم امر فاقبلوه و الا فامسكوا تسلموا، و ردوا علمها الى الله ، فانكم فى اوسع ما بين السماء و الارض . (411)
    قال المحقق ابن الميثم - رحمه الله - فى شرحه : فامرهم شانهم و ما عليه من الكمال الخارج عن كمالات من عداهم من الامة ، و الاطوار التى يختص ‍ بها عقولهم وراء عقول غيرهم من الخلق ، فيكون لهم عن ذلك القدرة على ما لا يقدر عليه غيرهم ، و الادراكات الغيبية بالنسبة الى غيرهم ، و الاخبار عنها كالوقايع التى حكى عليه السلام عنها. (412)

    و در (( نهج البلاغه )) است كه : همانا امر ما سخت است ، جز بنده اى كه خداوند قلبش را به ايمان آزموده باشد آن راتحمل نتواند كرد. و حديث ما را جز سينه هاى امين و خردهاى استوار فرا نگيرد. اى مردم ، از من بپرسيد پيش از آن كه مرا از دست بدهيد، چرا كه من به راههاى آسمان از راههاى زمين داناترم .
    محقق : ابن ميثم (ره ) گويد: نظير اين سخن نيز در جاى ديگر از حضرتش ‍ منقول است ... سپس امام عليه السلام فرمود: و نسبت من با احمد صلى الله عليه و آله مانند نسبت نور با نور است (نورى كه از نور ديگر گرفته شده باشد)، ما پيش از آفرينش بشر و پيش از آفرينش گلى كه بشر از آن سرشته شده ، در زير عرش به صورت سايه ها و شبحهايى والا - نه اجسامى نامى - بوديم ؛ همانا امر ما صعب و مستصعب است كه حقيقت آن را جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده اى كه خداوند قلبش را براى ايمان آزموده باشد نخواهد شناخت ؛ پس هرگاه رازى بر شما مكشوف افتاد يا امرى براى شما روشن گشت آن را بپذيريد، و اگر نپذيرفتيد دست نگهداريد (و انكار نكنيد) تا سالم بمانيد و علم آن را به خدا رد كنيد، كه شما در فضايى واسع تر از ميان آسمان و زمين قرار داريد، (راه توجيه بسيار باز و گشاده است و در تنگنا قرار نداريد).
    محقق ابن ميثم (ره ) در شرح خود گويد: مراد از (( امر آنان )) شاءن ايشان و كمالاتى است كه از كمالات ساير افراد امت خارج است و اطوارى است كه ويژه عقول ايشان بوده و عقول ساير آفريدگان را بدان راه نيست ، و از همين رو قادر بر كارهايى هستند كه از قدرت ديگران بيرون است و ادراكاتى غيبى دارند كه از محدوده علم ديگران خارج است و از آن ها خبر مى دهند مانند وقايعى كه حضرتش از آن ها خبر داده است .
    و فى (( ارشاد )) الديلمى مرفوعا. و فى (( الكافى )) مسندا عن جابر قال : قال ابو جعفر عليه السلام : حديثنا صعب مستصعب لا يحتمله الا ملك مقرب او نبى مرسل ، او عبد مؤمن امتحن الله قلبه للايمان ، فما ورد عليكم من حديث آل محمد صلى الله عليه و آله فلانت له قلوبكم فما عرفتموه فاقبلوا، و ما اشمازت منه قلوبكم و انكرتموه فردوه الى الله و الى الرسول صلى الله عليه و آله و الى القائم من آل محمد صلى الله عليه و آله ، و انما الهلاك ان يحدث احدكم بشى ء فلا يحتمله فيقول : و الله ما كان هذا! و الانكار هو الكفر. (413)
    بحر المعارف (جلد دوم )

  7. #97
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( ارشاد ديلمى )) به سند مرفوع و در (( كافى )) با سند متصل از جابر روايت كرده است كه امام محمد باقر عليه السلام فرمود: حديث ما صعب و مستصعب است ، آن را تحمل نتواند كرد جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل يا بنده مؤمنى كه خداوند قلب او را به ايمان آزموده باشد. پس هر گاه از حديث آل محمد صلى الله عليه و آله خبرى شنيديد كه دلهاتان در برابر آن نرم شد و آن را شناختيد، بپذيريد، و آن چه دلهاتان از آن گريزان بود و بدان انكار داشتيد، آن را به خدا و رسول صلى الله عليه و آله و امام قائم از آل محمد صلى الله عليه و آله باز گردانيد، و جز اين نيست كه هلاكت آن است كه يكى از شما مطلبى براى او حديث شود پس آن را تحمل نكند و گويد: به خدا سوگند چنين نيست ! و انكار همان كفر است .
    و فى (( تاءويل الايات )) عن (( تفسير الامام )) فى تفسير (( لا ريب فيه )) : (414) و اتقوا اظهار اسرار الله و اسرار ازكياء عباد الله الاوصياء بعد محمد صلى الله عليه و آله ، فكتموها، و اتقوا ستر العلوم عن اهلها المستحقين لها و فيهم (صوابه ) نشروها، (و الله اعلم بنشرها). (415)
    و در (( تاءويل الايات )) از تفسير امام عسكرى عليه السلام آمده است كه در تفسير (( لا ريب فيه (هدى للمتقين )) فرمود: و از آشكار ساختن اسرار خدا و اسرار بندگان پاك از اوصياى محمد صلى الله عليه و آله پرهيز نموده آن را كتمان داشتند، و از مستور داشتن علوم از اهلش كه مستحق آن هستند نيز پرهيز نمودند و آن را در ميان آنان منتشر ساختند...
    و احمد غزالى فرموده است كه : من لم يكن له نصيب من علم التوحيد اءخاف عليه من سوء الخاتمة : و ادنى نصيبه منه التصديق و التسليم لاهل التحقيق .
    اقول : و يشهد له قوله عليه السلام : و الانكار هو الكفر.

    هر كه از علم توحيد بهره اى ندارد بيم دارم عاقبت به شر شود. و كمترين بهره از آن ، تصديق و تسليم در برابر اهل تحقيق و كسانى است كه به حقيقت رسيده اند. مؤ لف : شاهد اين گفتار، فرمايش امام عليه السلام كه فرمود: انكار همان كفر است .
    و فى (( الارشاد )) عن العسكرى عليه السلام : جعلت ما معنى قول الصادق عليه السلام : حديثنا صعب (مستصعب ) لا يحتمله ملك مقرب ، و لا نبى مرسل ، و لا مؤمن امتحن الله قلبه للايمان ؟ فجاء الجواب : انما معنى قول الصادق عليه السلام : (( لا يحتمله ملك مقرب و لا نبى مرسل و لا مؤمن )) ان الملك لا يحتمله حتى يخرجه الى ملك غيره ؛ و النبى لا يحتمله حتى يخرجه الى نبى آخر، و المؤمن لا يحتمله حتى يخرجه الى مؤمن غيره . فهذا معنى قول جدى عليه السلام . (416)
    و در (( ارشاد )) روايت است كه راوى گويد: به امام عسكرى عليه السلام نوشتم : فدايت شوم معناى اين فرمايش امام صادق عليه السلام كه (( حديث ما صعب (و مستصعب ) است ، هيچ فرشته مقرب و پيامبر مرسل و مؤمنى كه خداوند قلبش را به ايمان آزموده باشد تاب تحمل آن را ندارد )) چيست ؟ پاسخ آمد: معنى سخن حضرت اين است كه : فرشته نمى تواند آن را تحمل كند تا اين كه به فرشته ديگرى مى سپارد، و پيامبر تحملش نمى كند تا اين كه به پيامبر ديگرى مى سپارد، و مؤمن تحملش ‍ نمى كند تا اين كه به مؤمنى ديگر مى سپارد. اين است معناى سخن جدم عليه السلام .
    بحر المعارف (جلد دوم )

  8. #98
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و فى (( الكافى )) عن ابى جعفر عليهما السلام قال : فى التوراة مكتوب فيما ناجى الله عزوجل به موسى بن عمران عليه السلام : يا موسى اكتم مكتوم سرى فى سريرتك ، و اظهر فى علانيتك المداراة عنى لعدوى و عدوك من خلقى و لا تستسب لى عندهم باظهار مكتوم سرى فتشرك عدوى و عدوك فى سبى . (417)
    و در (( كافى )) از امام باقر عليه السلام روايت است كه فرمود: در تورات نوشته : از جمله چيزهايى كه خداوند با موسى عليه السلام راز گفت اين بود كه : اى موسى راز پنهان مرا در باطن خود پوشيده دار، و در آشكارت از سوى من با دشمنم و دشمن خودت از ميان آفريدگانم مدارا و سازگارى را اظهار كن ، و با اظهار راز پوشيده من نزد آنان براى مرا سب و ناسزا مخر، كه در اين صورت با دشمن من و خودت در ناسزا گرفتن به من شريك خواهى بود.
    و فى (( معراج الكمال )) عن الباقر عليه السلام : ما زال العلم مكتوما منذ بعث الله نوحا (عليه السلام ).
    و در (( معراج الكمال )) از امام باقر عليه السلام است كه : پيوسته علم از زمانى كه خداوند نوح عليه السلام را مبعوث فرموده مكتوم و پوشيده مانده است .
    و فى (( جامع الاسرار )) و (( الكافى )) عن بعض الائمة عليهم السلام : ان عندنا سرا من اسرار الله ، و علما من علم الله امرنا الله بتبليغه . (418)
    و در (( جامع الاسرار )) و (( كافى )) از بعضى امامان عليهم السلام (ضمن حديثى طولانى ) نقل است كه : همانا اسرارى از اسرار و علمى از علوم خداوند نزد ماست كه خدا ما را مامور به تبليغ آنها ساخته است .
    و عن السجاد عليه السلام كما فى (( العدة )) و (( الحقايق )) و غيرهما:
    انى لاكتم من علمى جواهره
    كى لا يرى الحق ذوجهل فيفتتنا و قد تقدم فى هذا ابوحسن
    الى الحسين و وصى قبله الحسنا و رب جوهر علم لو ابوح به
    لقيل لى انت ممن يعبد الوثنا و لاستحل رجال مسلمون دمى
    يرون اقبح ما ياتونه حسنا (419) در (( عده )) و (( حقايق )) و كتب ديگر از امام سجاد عليه السلام نقل است كه : من گهرهاى دانش خود را پنهان مى دارم تا جاهل ، حق را نبيند دچار فتنه و آزمايش گردد. اين سفارشى است كه امير مؤمنان عليه السلام به حسين عليه السلام و پيش از آن به حسن عليه السلام فرموده است . و بسا گهرهاى دانشى كه اگر آشكار سازم همانا به من خواهند گفت كه تو از جمله بت پرستانى . و مردان مسلمانى ريختن خون مرا حلال شمرده ، و اين عمل را كه زشتترين كردار است بهترين عمل خود ميدانند.
    و فى (( الكافى )) عن احمد بن محمد، عن ابى الحسن الرضا عليه السلام انه ساله عن مسالة و امسك ثم قال : لو اعطيناكم كل ما تريدون كان شرا لكم و اخذ برقبة صاحب هذا الامر. قال : ابو جعفر عليهم السلام : ولاية الله اسرها الله الى جبرئيل ، و اسرها جبرئيل الى محمد صلى الله عليه و آله ، و اسرها محمد صلى الله عليه و آله الى على عليه السلام و اسرها على عليه السلام الى من شاء(الله )؛ ثم انتم تذيعون ذلك ، من الذى امسك حرفا سمعه . (420)
    و المراد من الولاية فى هذا الخبر علم الحقيقة كما فى قوله صلى الله عليه و آله : لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان لكفره . (421)
    بحر المعارف (جلد دوم )

  9. #99
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( كافى )) از احمد بن محمد روايت است كه مساله اى از حضرت رضا عليه السلام پرسيد، حضرت خوددارى كرده و جواب نفرمود، سپس ‍ فرمود: (( اگر هر چه را مى خواهيد به شما عطا كنيم موجب شر شما گردد و گردن صاحب اين امر را بگيرند. امام باقر عليه السلام فرموده است : امر ولايت را خدا به جبرئيل به راز سپرد، و جبرئيل به محمد صلى الله عليه و آله به راز سپرد، و محمد صلى الله عليه و آله به على عليه السلام به هر كه (خدا) خواست به راز سپرد، سپس شما آن را فاش مى سازيد! كيست آن كه سخنى را كه شنيده نگهدارد؟ )) و مراد از ولايت در اين خبر علم حقيقت است چنان كه در سخن آن حضرت صلى الله عليه و آله آمده است كه : اگر ابوذر مى دانست آن چه را كه در قلب سلمان است همانا او را تكفير مى نمود.
    و در (( عين الحياة )) گفته است كه : (( حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود كه : ابوذر - رحمه الله - علمى چند ضبط كرد كه مردمان از حمل آن عاجز بودند، كه گرهى بر آن بزد كه هيچ از آن بيرون نيامد )) . (422)
    و سال كميل عن اميرالمؤمنين عليه السلام : ما الحقيقة ؟ فقال عليه السلام : ما لك و الحقيقة ؟ قال : اولست صاحب سرك ؟ قال : بلى ، ولكن يرشح عليك ما يطفح منى - الحديث . (423)
    و كميل از امير مؤمنان عليه السلام پرسيد: حقيقت چيست ؟ فرمود: تو را با حقيقت چه كار؟ گفت : مگر من صاحب راز شما نيستم ؟ فرمود: چرا، ولى از آن چه از من لبريز مى شود كمى بر تو مى پاشد.
    و فى (( بصائر الدرجات )) عن ابى عبدالله عليه السلام قال : علم رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السلام الف باب يفتح كل باب الف باب .
    و در (( بصائر الدرجات )) از امام صادق عليه السلام است كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام هزار باب (علم ) تعليم فرمود كه از هر درى هزار در ديگر گشوده مى گردد.
    و فى عن ابى جعفر عليه السلام يحدث قال : لم يخرج الى الناس من تلك الابواب التى علمها رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السلام الا باب او اثنان - اكثر علمى انه قال واحد. (424)
    در همان كتاب از امام باقر عليه السلام است كه حضرتش حديث مى كرد و فرمود: از تمام آن ابوابى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام تعليم فرمود جز يك يا دو باب خارج نشده است . (راوى گويد) و بيشتر يادم هست كه فرمود: يك باب .
    و فى عدة مواضع من (( الكافى )) عن ابى عبدالله عليه السلام : حملة العرش - و العرش العلم - ثمانية ، اربعة منا و اربعة ممن شاء الله . (425)
    و در چند جاى (( كافى )) از امام صادق عليه السلام است كه : حاملان عرش ‍ - كه عرش همان علم است - هشت نفرند، چهار نفر از ماست و چهار نفر از هر كه خدا خواهد.
    و فى كتاب (( التوحيد )) عن ابى عبدالله عليه السلام فى جملة حديث : ثم العرش فى الوصل منفرد من الكرسى ، لانهما بابان من اكبر ابواب الغيوب ، و هما جميعا غيبان و هما فى الغيب مقرونان ، لان الكرسى هو الباب الظاهر من الغيب الذى منه مبدع البدع و منه الاشياء كلها، و العرش هو الباب الباطن الذى يوجد فيه علم الكيف و الكون و القدر و الجدة و الاين و المشية و صفة الارادة ، و علم الالفاظ، و الحركات و الترك ، و علم العود و البدء، فهما فى العلم بابان مقرونان ، لان ملك العرش سوى ملك الكرسى ، و علمه اغيب من علم الكرسى ، و من ذلك قال : (( رب العرش العظيم )) . (426) اى صفته اعظم من صفة الكرسى و هما فى ذلك مقرونان . (427)
    و در كتاب (( توحيد )) از امام صادق عليه السلام است كه در ضمن حديثى فرمود: سپس عرش در عين متصل بودن به كرسى از آن جداست (428) ، زيرا آن ها دو باب از بزرگترين ابواب غيب هستند، و آن دو غيب اند و دو غيب مقرون يكديگرند، زيرا كرسى باب ظاهر از غيب است كه ظهور امور بديعه و همچنين تمام اشياء از آن است ، و عرش باب باطن است كه علم كيف و كون و قدر وجده و اين و مشيت و صفت اراده و علم الفاظ و حركات و ترك و علم بازگشت و شروع ، در آن است . پس آن دو (عرش و كرسى ) در علم دو در مقرون يكديگرند، زيرا فرشته عرش غير از فرشته كرسى است و علم او از علم كرسى غايبتر است ، و به همين جهت است كه فرموده : (( پروردگار عرش عظيم )) ، يعنى صفت آن از صفت كرسى عظيم تر است ، و آن دو در اين مورد (علم ) مقرون يكديگرند.
    بحر المعارف (جلد دوم )

  10. #100
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و فى حديث عنه عليه السلام فى تفسير قوله تعالى : (( وسع كرسية السموات و الارض )) قال : علمه . (429)
    و فى آخر عنه عليه السلام : السموات و الارض و ما بينهما فى الكرسى ، و العرش هو العلم الذى لا يقدر احد قدره . (430)

    و در حديثى از آن حضرت در تفسير: (( كرسى او آسمانها و زمين را در بر دارد )) روايت است كه فرمود: (( مراد علم او است . )) و در حديث ديگرى است كه فرمود: آسمانها و زمين و هر چه ميان آن دو است در كرسى قرار دارد، و عرش همان علم است كه هيچ كس اندازه آن را نداند.
    اى عزيز! غرض از تكثير اين اخبار و آثار، آن است كه ترا علم اليقين حاصل شود به اين كه علم ظاهرى هست و علم باطنى ، و بدانى كه علم منحصر به علوم ظاهره نيست بلكه كمال و انسانيت به دانستن علوم باطنيه است . و از اين اخبار دانسته شد كه باطن نيز مراتب دارد و هر كس به فراخور استعداد خود قدرى به وى مى رسد.
    هر كه صيقل بيش زد او بيش ديد
    بيشتر آمد در او معنى پديد و فى كتاب (( التوحيد )) عن مولانا اميرالمؤمنين عليه السلام : ما من احد الا و لقلبه عينان يدرك بهما الغيب ، فاذا اراد الله بعبد خيرا فتح له عينى قلبه . (431)
    و در كتاب توحيد از مولايمان امير مؤمنان عليه السلام روايت است كه : هيچ كس نيست مگر آن كه دلش داراى دو چشم است كه غيب را با آن دو در مى يابد، پس هرگاه خداوند خيربنده اى را بخواهد دو چشم دلش را باز كند.
    اى عزيز! طورى ماوراء طور ظاهر است كه عقل را راهى بر آن نيست و در آن جا معزول است . قال فى (( الفتوحات )) ؛ الطايفة اجمعوا على ان العلم بالله عين الجهل به تعالى : و قال تعالى فى ذا الجاهل : (( ذلك مبلغهم من العلم )) . (432) فسمى العلم جهلا لمن تفطن .
    در (( فتوحات )) گويد: طايفه (عرفا) اتفاق دارند بر اين كه شناخت خداى متعال عين جهل به اوست ، و خداى متعال درباره چنين جاهلى فرموده : (( مبلغ علم آنان همين اندازه است )) ، پس علم را جهل ناميده است ، البته براى كسى كه هوشيار است .
    و فى (( مصباح الشريعة )) عن الصادق عليه السلام : خذ الحكمة من افواه المجانين ؛ (433) شاهدى است عدل بر اين .
    و فى (( الغوالى )) و (( الحدائق )) قال النبى صلى الله عليه و آله : الشريعة اقوالى ، و الطريقة افعالى ، و الحقيقة احوالى . (434)
    و در (( غوالى )) و (( حدائق )) است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: (( شريعت )) گفتارهاى من است ، (( طريقت )) كردارهاى من و (( حقيقت )) حالات من .



    بحر المعارف (جلد دوم )

صفحه 10 از 31 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •