بحر المعارف (جلد دوم ) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
بحر المعارف (جلد دوم )
صفحه 4 از 31 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 302
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( كافى )) از حضرت رضا عليه السلام روايت است كه : ايمان يك درجه از اسلام بالاتر، و تقوا يك درجه از ايمان بالاتر، و يقين يك درجه از تقوا بالاتر است ، و ميان مردم چيزى كمتر از يقين تقسيم نشده است . عرض ‍ كردم : يقين چيست ؟ فرمود: توكل بر خدا، تسليم براى خدا، رضا به قضاى خدا، و واگذارى كارها به خدا.
    يقول الضعيف : و لذا ورد فى النبوى صلى الله عليه و آله : اليقين الايمان كله . (109)
    اين ضعيف گويد: از اين رو در حديث نبوى صلى الله عليه و آله وارد است كه : يقين همه ايمان است .
    و فى (( تاءويل الايات )) عن على بن الحسين ، عن ابيه ، عن اميرالمؤمنين عليهم السلام انه قال : المؤمن على اى حال مات و فى اى ساعة قبض فهو شهيد. (110)
    و در (( تاءويل الايات )) از امام سجاد، از پدرش ، از امير مؤمنان عليهم السلام روايت است كه : مؤمن در هر جا بميرد و در هر ساعتى قبض روح شود شهيد است .
    روى الطبرسى عن العياشى ، عن المنهال القصاب قال : قلت لابى عبدالله عليه السلام : ادع الله ان يرزقنى الله الشهادة ، فقال عليه السلام : المؤمن شهيد ثم تلا هذه الاية : (( و الذين آمنوا بالله و رسله اولئك هم الصديقون و الشهداء عند ربهم لهم اجرهم و نورهم )) - الاية . (111)
    و طبرسى از عياشى ، از منهال قصاب روايت كرده است كه : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : برايم دعا كنيد كه خداوند شهادت روزى من كند. فرمود: مؤمن شهيد است ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (( و آنان كه به خدا و رسولان او ايمان آورده اند، آنان صديقان و شهدايند كه نزد پروردگار خود هستند، و آنان راست پاداش و نورشان ... )) .
    وذكر ايضا عن الحارث بن المغيرة قال : كنا عند ابى جعفر عليه السلام فقال : العارف منكم هذا الامر المنتظر (له ) المحتسب فيه الخير كم جاهد فى الله مع قائم آل محمد صلى الله عليه و آله بسيفه . ثم قال : بل و الله كمن جاهد مع رسول الله صلى الله عليه و آله بسيفه ، ثم قال : (بل ) و الله كمن استشهد مع رسول الله صلى الله عليه و آله فى فسطاطه ، و فيكم نزلت آية من كتاب الله عزوجل . قلت : و اءية آية جعلت فداك ؟ قال : قوله عزوجل : (( و الذين آمنوا بالله و رسله )) - الاية . ثم قال : صرتم و الله صادقين شهداء عند ربكم . (112)
    و نيز از حارث بن مغيره آورده است كه : نزد امام باقر عليه السلام بوديم ، فرمود: آن كس از شما كه عارف به اين امر (ولايت ) و منتظر (فرج ) باشد و انجام خوبى ها را به حساب آن گذارد، چون كسى است كه در راه خدا به همراه قائم آل محمد عليهم السلام با شمشير خود جهاد كرده است . سپس ‍ فرمود: بلكه به خدا سوگند چون كسى است كه همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله با شمشيرش جهاد نموده . سپس فرمود: بلكه به خدا سوگند چون كسى است كه همراه رسول خدا صلى الله عليه و آله و در ركاب آن حضرت شهيد شده است . و درباره شما آيه اى از كتاب خداى بزرگ نازل شده است . گفتم : فدايت شوم كدام آيه ؟ فرمود: قول خداى بزرگ : (( و آنان كه به خدا و رسولانش ايمان آورده اند... )) ، سپس فرمود: به خدا سوگند، شما صادقان و شهيدان نزد پروردگارتان گشته ايد.
    و فى كتاب (( البشارات )) مرفوعا عن ابى حمزة قال : قلت لابى عبدالله عليه السلام : جلعت فداك كبر سنى و دق عظمى و اقترب اجلى و قد خفت ان يدركنى قبل هذا الامر الموت . قال : فقال : عليه السلام : يا ابا حمزة ، او ما ترى الشهداء الا من قتل ؟ قلت : نعم ، جعلت فداك . فقال عليه السلام : يا ابا حمزة ، من آمن بنا و صدق حديثنا و انتظر امرنا كان كمن قتل تحت (راية القائم ، بل و الله تحت ) راية رسول الله صلى الله عليه و آله . (113)
    و در كتاب (( بشارات )) به سند مرفوع از ابى حمزه روايت است كه : به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم سنم زياد و استخوانم نازك شده و اجلم نزديك گشته ، و مى ترسم پيش از فرا رسيدن اين امر (ظهور حق ) مرگم فرا رسد. فرمود: اى ابا حمزه ، مگر شهيدان را تنها كسانى مى دانى كه كشته شده اند؟ گفتم : آرى . فدايت شوم . فرمود: اى ابا حمزه ، هر كس به ما ايمان آورد و حديث ما را تصديق كند و منتظر امر ما باشد چون كسى است كه زير (پرچم قائم عليه السلام ، بلكه به خدا سوگند زير) پرچم رسول خدا صلى الله عليه و آله به قتل رسيده باشد.

    بحر المعارف (جلد دوم )

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و عن ابى بصير قال : قال لى الصادق عليه السلام : يا ابا محمد، ان الميت على هذا الامر شهيد. قال : قلت : جعلت فداك و ان مات على فراشه ؟ قال عليه السلام : و ان مات على فراشه فانه حى يرزق . (114)
    و از ابى بصير روايت است كه : امام صادق عليه السلام به من فرمود: اى ابا محمد، كسى كه با اعتقاد به اين امر مرده باشد شهيد است ، گفتم : فدايت شوم ، هر چند در بستر مرده باشد؟ فرمود: هر چند در بستر مرده باشد، زيرا او زنده است و روزى داده مى شود.
    و سئل عن اميرالمؤمنين عليه السلام عن التقوى فقال عليه السلام : هو ان لو وضع عملك على طبق و لم يجعل عليه غطاء و طيف به على اهل الدنيا لما كان فيه شى ء تستحى منه .
    و از امير مؤمنان عليه السلام در مورد تقوا پرسش شد، فرمود: تقوا آن است كه اگر عمل تو بر طبقى بدون سرپوش نهاده شود و در نظر اهل دنيا گردش ‍ داده شود. چيزى در آن نباشد كه از آن شرمنده شوى .
    و سئل بعضهم عن التقوى فقال : هل سلكت طريقا ذا شوكة ؟ فقال السائل : نعم . قال : و ما صنعت ؟ قال : كنت اتحرز من الشوك ان يصيب رجلى . قال : كن فى دين الله كذلك لتنال درجة المتقين .
    خل الذنوب صغيرها و كبيرها فهو التقى
    و احذر كماش فوق ارض ‍ الشوك يحذر ما يرى لا تحقرن صغيرة ، ان الجبال من الحصى و يكى از آن ها (عرفا و مشايخ ) از تقوا پرسش شد، گفت : آيا راه پر خار و خاشاك را پيموده اى ؟ سائل گفت : آرى . گفت : چه كردى ؟ گفت : از خارها پرهيز مى كردم كه مبادا به پايم بخلد. گفت : در دين خدا نيز چنين (با احتياط و پرهيزكار) باش تا به درجه متقين نائل شوى . (( از كوچك و بزرگ گناهان دست بكش كه اين تقواست ، و همانند كسى باشد كه بر روى زمين خاردار راه مى رود كه از هر چه مى بيند مى پرهيزد. هرگز گناه كوچك را ناچيز مشمار كه كوهها از سنگ هاى ريز تشكيل يافته است (و گناهان بزرگ نيز از انباشته شدن گناهان كوچك تشكيل مى يابد )) ).
    و فى (( الكافى )) قال ابو عبدالله عليه السلام : ليس منا - و لا كرامة - من كان فى مصر فيه مائة الف او يزيدون و كان فى ذلك المصر احدا ورع منه )) . (115)
    و امام صادق عليه السلام فرمود: از ما نيست - كرامتى هم ندارد - كسى كه در يك شهر صد هزار نفرى يا بيشتر زندگى كند و در آن شهر از او پرهيزكارتر وجود داشته باشد.
    حدث بشر بن الحارث قال : رايت فى طريقى شابا يقاسى مسكنة و شدة على نفسه ، فتقدمت اليه و قلت : يا فتى من اين ؟ قال : من عنده . قلت : فالى اين ؟ قال : اليه . قلت : ففيما النجاة ؟ قال : فى الزهد. قلت : فكيف الوصول ؟ قال : بالمراقبة و التقوى . قلت : اوصنى بشى ء. قال : تستوصى انت ؟ قلت : نعم . قال : فر من الخلق ، و عامل الله بالصدق . قلت : فتاذن لى فى صحبتك ؟ قال : آمرك ان تفر من الخلق و اصحبك ! ولكن خصلة واحدة ان لا انساك و لا تنسانى ، و مضى على وجهه .
    بشر بن حارث گويد: در راه جوانى را ديدم كه با تهيدستى و سختى بسيار بر خود دست به گريبان بود. نزديك وى شدم ، گفتم : اى جوان از كجا مى آيى ؟ گفت : از نزد او. گفتم : به كجا مى روى ؟ گفت : به سوى او. گفتم : نجات در چيست ؟ گفت : در زهد. گفتم : وصول چگونه دست مى دهد؟ گفت : با مراقبت و تقوا. گفتم : مرا سفارشى نما. گفت : تو از من سفارش مى طلبى ؟ گفتم : آرى . گفت : از خلق بگريز، و با خدا با راستى معامله كن . گفتم : اجازه مى دهى همراه تو باشم ؟ گفت : تو را به گريز از خلق دستور مى دهم حال خود همنشين تو شوم ! ولى يك خصلت ميان من و تو باشد و آن اين كه من تو را فراموش نكنم ، و تو نيز مرا فراموش نكنى . (اين را گفت ) و به راه خود ادامه داد.

    بحر المعارف (جلد دوم )

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( مقصد الاقصى )) آورده است كه : (( بايد مريد متقى و پرهيزكار باشد، و راست كردار و راست گفتار، و حلال خوار باشد، و شريعت را عزيز دارد و به يقين بداند كه هر گشايشى كه سالك را پديد آيد از متابعت پيغمبر صلى الله عليه و آله پديد آيد )) . (116)
    پس اى عزيز! بدان كه اساس جميع طاعات و عبادات بر تقوى است ، انما يتقبل الله من المتقين . (117)
    قال صلى الله عليه و آله : كن ورعا تكن اعبد الناس ، كن بالعمل بالتقوى اشد اهتماما منك بالعمل بغيره ، (فانه لا يقل عمل بالتقوى ) و كيف يقل عمل يتقبل ؟ (118)
    رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: پرهيزكار باش تا عابدترين مردم باشى . به عمل به تقوا اهتمام بيشترى داشته باش تا عمل به غير آن ، (چه عمل با تقوا كم نيست ) و چگونه عملى كه مقبول واقع شده اندك باشد؟
    و سئل عن الصادق عليه السلام عن التقوى فقال : ان لا يفقدك الله حيث امرك و لا يراك حيث نهاك . (119)
    و از امام صادق عليه السلام از تقوا پرسش شد، فرمود: تقوا اين است كه خداوند تو را در هر جا كه فرمانت داده غايب نيابد، و در هر جا كه نهيت نموده حاضر نبيند.
    و فى كتاب (( ادب النفس )) عن على عليه السلام قال : كونوا بقبول العمل اشد اهتماما بالعمل ، فانه لا يقبل عمل الا بالتقوى ، و كيف يقل عمل يتقبل . )) (120)
    و در كتاب (( ادب النفس )) از على عليه السلام روايت است كه : به پذيرفته شدن عمل بيشتر اهتمام ورزيد تا خود عمل ، چه هيچ عملى جز با تقوا پذيرفته نخواهد شد، و چگونه عملى كه پذيرفته شده اندك باشد؟
    و قال بعضهم : من هتك ستر التقى لم يستره السموات العلى . و من علم ان مالك الملوك يراه لا يعمل الا ما فيه رضاه . و من رضى من الدنيا باليسير فقد استراح من شغل كثير. و من اصبح على الدنيا حزينا اصبح من الله بعيدا. و من نظر فى عواقب الامور نجا من نوايب الدهور. و من لم يقنع بالقليل وقع فى غمرة طويل . و من سل سيف التقى ضرب به اعناق الردى . و من لا يحفظ لسانه يفسد عليه شانه . و من لا يعرف موضع ضره لا يعرف موضع نفعه . و من اعرض عن صحبة الفجار اعوضه الله صحبة الاخيار. و من كثر كلامه كثر سقطه . و من اخذ عزا بغير حق اورثه الله ذلا بحق . و من ضيع ايام حرثه ندم ايام حصاده . و من توكل على غير الله يعذبه الله به . و من اشتغل بالعام بقى عن العلام . و من رضى بالله وكيلا صار الى الله خير دليل ، و وجد الى كل خير سبيلا. و من عرف حلاوة النجوى لم يجد مرارة البلوى . و من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا. (121)
    و يكى از آنان (عرفا و مشايخ ) فرموده : هر كس پرده تقوا را بدرد آسمانهاى برافراشته او را نپوشانند. و هر كس بداند كه مالك الملوك او را مى بيند جز آن چه را كه مورد رضاى اوست انجام نمى دهد. و هر كس از دنيا به اندكى راضى شد از شغل و زحمت بسيار رسته است . و هر كس بر دنيا غم خورد از خداوند دور گشته است . و هر كس به آخر كارها بينديشد از مشكلات روزگار رهايى يافته است . و هر كس به اندكى قانع نشود در گردابى عميق درافتد. و هر كس شمشير تقوا بركشد گردن هلاكت را با آن بزند. و هر كس ‍ زبانش را نگه ندارد كار را بر خودش فاسد مى كند. و هر كس جاى زيانش را نشناسد جاى سودش را تشخيص ندهد. و هر كس از همنشينى فاجران روى گرداند خداوند همنشينى نيكان را بدو عوض دهد. و هر كس سخنش ‍ زياد شود لغزشش افزون گردد. و هر كس از راه ناحق عزتى به دست آورد خداوند ذلتى به حق را بهره اش سازد. و هر كس روزهاى كشت را تباه كند به روزهاى درو پشيمان باشد. و هر كس بر غير خدا توكل كند خداوند او را به همان كس كيفر دهد. و هر كس به عموم پردازد از حضرت علام باز ماند. و هر كس به وكالت خدا راضى شود به خداوندى كه بهترين رهنماست بازگشت كند و به هر خيرى راه يابد. و هر كس شيرينى مناجات را چشيد تلخى بلا را نخواهد ديد. و هر كس در اين دنيا كور (دل ) باشد در آخرت نيز كور و گمراهتر خواهد بود.
    و روى ان موسى عليه السلام قال : (( الهى خلقت آدم بيدك و ادخلته الجنة و فعلت معه ما فعلت من الاحسان ، ثم اخرجته منها بزلة واحدة منه ؟! فقال تعالى : يا موسى اما علمت ان الجفاء للحبيب شديد؟ لا يحتمل من الاحباء ما يحتمل من الاعداء؟ و لذا قيل : راس الوفاء ترك الجفاء.
    و روايت است كه موسى عليه السلام گفت : (( بارالها، آدم را به دست خود آفريدى ، به بهشتش بردى و آن همه احسان به او كردى ، سپس به خاطر يك لغزش از آن بهشت بيرونش راندى ؟! خداى متعال فرمود: اى موسى ، آيا ندانى كه جفاء به حبيب سخت است ؟ زيرا آن چه از دشمنان قابل تحمل است از دوستان قابل تحمل نيست )) . از اين رو گفته اند: راس وفادارى ، ترك جفاكارى است .
    و فى وصية النبى صلى الله عليه و آله لابى ذر (ره ): يا اباذر من لم يات يوم القيامة بثلاث فقد خسر. قلت : و ما الثلاث ، فداك ابى و امى ؟ قال : ورع يحجزه عما حرم الله عليه ، و حلم يرد به جهل السفيه ، و خلق يدارى به الناس . (122)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در سفارشات پيامبر صلى الله عليه و آله به ابى ذر (ره ) آمده است : اى اباذر، هر كس در قيامت سه چيز با خود نياورد زيان كرده است . گفتم : آن سه چيز كدام است ، پدر و مادرم فدايت ؟ فرمود: پروايى كه او را از آن چه خدا بر او حرام نموده باز دارد، حلمى كه جهل بيخرد را بدان دور سازد، و اخلاقى كه بدان سبب با مردم مدارا نمايد.
    و فى (( نهج البلاغة )) : فانى اوصيك بتقوى الله - اى بنى - و لزوم امره ، و عمارة قلبك بذكره ، و الاعتصام بحبله ، و اى سبب اوثق من سبب بينك و بين الله ان انت اخذت به ؟ احى قلبك بالموعظة ، و الجى ء نفسك فى الامور كلها الى الهك ، فانك تلجئها الى كهف حريز و مانع عزيز. و اعلم انه لا خير فى علم لا ينفع ، و لا ينتفع يعلم لا يحق تعلمه . و انما قلب الحدث كالارض ‍ الخالية ما القى فيها شى ء الا قبلته ، فبادرتك بالادب قبل ان يقسو قلبك و يشتغل لبك بجد رايك من الامر ما قد كفاك اهل التجارب بغيته و تجربته .
    و در (( نهج البلاغة )) (ضمن سفارشات اميرالمؤمنين به امام حسن عليهما السلام ) آمده است : فرزندم ! تو را سفارش مى كنم به تقواى الهى ، و به آباد ساختن دلت به ذكر او، و چنگ زدن به ريسمان او؛ و كدام سبب محكمتر از سببى كه ميان تو و خداوند است ، اگر بدان دست يازى ؟ دلت را با موعظه زنده ساز، و در همه امور خود را به معبودت پناه ده ، كه همانا خود را به كهفى نگهدارنده و مانعى بازدارنده و توانا پناه داده اى . و بدان ، در عملى كه سودمند نيست خيرى نيست ، و از علمى كه سزاوار آموختن نيست سودى برده نشود. و جز اين نيست كه دل جوان مانند زمين خالى است . چيزى در آن نيفتد جز آن كه بپذيردش ، از اين رو در تاديب تو شتافتم پيش از آن كه دلت سخت شده و خردت به انديشه در امورت مشغول گردد، تاديبى كه اهل تجربه تو را از طلب و آزمايش آن بى نياز كرده اند.
    و اعلم يا بنى ان احب ما انت اخذ به الى من وصيتى تقوى الله و الاقتصار على ما فرضه الله عليك ، يا بنى اجعل نفسك ميزانا فيما بينك و بين غيرك ، فاحب لغيرك ما تحب لنفسك ، و اكره له ما تكره لها، و لا تظلم كما لا تحب ان تظلم ، و احسن كما تحب ان يحسن اليك ، و استقبح من نفسك ما تستقبح من غيرك ، و ارض من الناس ما ترضاه لهم من نفسك ، و لا تقل ما لا تعلم و ان قل ، و لا تقل ما لا تحب ان يقال لك . و اعلم ان الاعجاب ضد الصواب و آفة الالباب . (123)
    فرزندم ! بدان كه محبوبترين چيز از سفارش من كه بدان دست مى يازى تقواى الهى است و بسنده كردن به آن چه خداوند بر تو واجب نموده . فرزندم ، خودت را از ترازوى انصاف ميان خود و ديگران قرار ده ، پس هر چه را براى خود مى پسندى براى ديگران بپسند، و آن چه را براى خود نمى پسندى براى ديگران نيز نپسند، ستم مكن چنان كه دوست ندارى به تو ستم شود، نيكى كن چنان كه دوست دارى به تو نيكى شود، هر چه را از ديگران زشت مى شمارى از خود نيز زشت شمار، آن چه را از خود براى ديگران مى پسندى از ديگران براى خود بپسند، آن چه را نمى دانى مگو هر چند اندك باشد، و آن چه را دوست ندارى به تو گويند تو نيز به ديگران نگو. و بدان كه خودبينى ، خلاف درستى و آفت خردهاست .
    و قال عليه السلام فى خطبة له : عباد مخلوقون اقتدارا، و مربوبون اقتسارا - اى بالقهر و الجبر ليس لهم اختيار - و مقبوضون احتضارا، و مضمنون اجداثا، و كائنون رفاتا، و مبعوثون افرادا، و مدينون جزاء، و مميزون حسابا، قد امهلوا فى طلب المخرج - اى انما امهلوا فى الدنيا لطلب خلاصهم و خروجهم من ظلمات الجهل و ورطات المعاصى الى نور الحق - و هدوا سبيل المنهج ، و عمروا مهل المستعتب ، و كشفت عنهم سدف الريب - اى ظلمة الريب - و خلوا لمضمار الجياد و روية الارتياد - اى الطلب - و اناة المقتبس المرتاد، فى مدة الاجل و مضطرب المهل . (124) اءى تركوا فى الدنيا ليضمروا انفسهم بازواد التقوى ، و ليتفكروا فى طلب ما يتخلصون به الى الله تعالى من ساير طاعاته ، و كذلك ليتانوا اناة المقتبس ‍ للانوار الالهية الطالب للاستنارة بها فى مدة آجالهم و محل اضطرابهم فى مهلتهم ، و تحصيلهم لما ينبغى لهم من الكمالات . و من ملك من عبيده هذه الحالات الثلاثة عشر و افاض عليهم ضروب هذه الانعامات فكيف يليق باحدهم ان يجاهره بالعصيان او يتجاسر ان يقابله بالكفران ؟ ان الانسان لكفور مبين . (125)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و آن حضرت در خطبه اى فرمود: ... بندگانى كه از نظر قدرت مخلوق اند، و به اجبار مربوبند (يعنى با قهر و جبر تحت ربوبيت اند و آنان را اختيارى نيست ) و در وقت احضار جانشان گرفته شود، و در گورها جاى گيرند، و به زودى خاكستر شوند، و به تنهايى برانگيخته گردند، و به پاداش و كيفر محاسبه شوند، و پس از حسابرسى از يكديگر ممتاز گردند. راستى كه براى پيدا كردن گريزگاه مهلت داده شدند (يعنى در دنيا جهت طلب رهايى و بيرون شدن از تاريكيهاى جهل و گردابهاى گناهان به سوى نور حق مهلت داده شدند) و به راه پهناور هدايت يافتند، و به اندازه اى كه يك عذر آورنده مهلت خواهد عمر گرفتند، و تاريكيهاى ترديد از ديدگانشان برداشته شد، و ميدان دواندن اسب (عمل ) و راه انديشه طلب برايشان خالى شد. و به اندازه مهلت جوينده نور الهى براى يافتن راه ، فرصت داده شدند، در مدت اجل و محل اضطرابشان در آن مهلت ها. (يعنى در دنيا رها شدند تا با تهيه زاد تقوا خود را رياضت و تمرين دهند، و در طلب آن چه موجب باز شدن راه براى رسيدن به خداست از قبيل طاعات خداوندى ، بينديشند، و نيز مهلت يافتند تا مانند جوينده انوار الهى تانى نموده تا از نور آن استفاده كند. در مدت اجلها و محل اضطرابشان در اين مهلتها و تحصيل آن چه از كمالات زيبنده آن هاست . پس آن خداوندى كه اين حالات سيزده گانه بندگانش به دست اوست و انواع نعمتها را بر آنان فرو ريخته ، چگونه يكى از آنان را سزد كه آشكارا نافرمانى كند، و چگونه جرات جسارت پيدا مى كند كه با ناسپاسى با او رو به رو شود؟ راستى كه انسان بسيار ناسپاس آشكار است .
    اى عزيز! پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده است : من جاوز الاربعين و لم يغلب خيره شره فليتبوا مقعده من النار. (126)
    هر كس به چهل سالگى رسد و خير او بر شرش غلبه نكند بايد جاى خود را در آتش دوزخ مهيا سازد.
    پيرى گفت : قوت من چنان كه در جوانى بود هنوز باقى است . گفتند: از چه مى دانى ؟ گفت : هر معصيتى كه در جوانى كردمى اكنون نيزمى كنم .
    الهى به هنگام پيرى مرا
    تمناى نفس جوانان مده
    و هيچ خصلتى را حق تعالى در قرآن مجيد به مثابه تقوى امر و تاكيد نفرموده است ، حتى آن كه در كريمه : و اتقوا الله و يعلمكم الله (127) ثمره آن را افاضه علوم لدنيه ذكر فرموده ، و همچنين در اخبار و خطب صادره از ائمه طاهرين عليهم السلام ، و قال سبحانه و تعالى : ان المتقين فى جنات و نهر، فى مقعد صدق عند مليك مقتدر. (128) فغايتها و هى مقام العندية اقصى الغايات و اسنى الدرجات و ارفع المقامات فهنيئا للمتقين . قال النبى صلى الله عليه و آله : ان الله تعالى خلق الخلق فى ظلمة ثم رش عليهم من نوره ، فمن اصابه من ذلك النور فقد اهتدى ، و من اخطاء(ه ) فقد ضل . (129)
    و خداى سبحان فرموده : (( همانا پرهيزكاران در باغها و نهرهايى هستند، در جايگاهى راستين نزد پادشاهى مقتدر )) . پس غايت تقوا كه (( مقام عنديت )) است دورترين غايات و بلندترين درجات و بالاترين مقامات است ، و گواراى متقيان باد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود (( خداى متعال خلق را در تاريكى آفريد، سپس از نور خود بر آنان پاشيد. پس هر كه از آن نور به او رسيد هدايت يافت ، و هر كه آن نور از او به خطا رفت گمراه گرديد.
    چون نزد بر وى نثار رش نور
    او همه جسم است بى دل چون قشور
    ور ز رش نور حق قسميش داد
    همچو رسم مصر سرگين
    مرغ زاد ليك نى مرغ خسيس خانگى
    بلكه مرغ دانش و فرزانگى
    تو بدان مانى كز آن نورى تهى
    زان كه بينى بر پليدى مى نهى (130)


    بحر المعارف (جلد دوم )

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    اى عزيز! ادنى عطيه اى كه حق تعالى نسبت به متقى عطا مى فرمايد: ما فى (( الكافى )) و (( التهذيب )) باسنادهما عن ابى الحسن الاحمسى ، عن ابى عبدالله عليه السلام قال :
    ان الله عزوجل فوض الى المؤمن اموره كلها و لم يفوض اليه ان يكون ذليلا، اما تسمع الله تعالى يقول : (( ولله العزة و لرسوله و للمؤمنين )) ؟ (131) فالمؤمن يكون عزيزا و لا يكون ذليلا. ثم قال : ان المؤمن اعز من الجبل ان الجبل يستقل منه بالمعاول ، و المؤمن لا يستقل (132) من دينه شى ء.
    ... آنست كه در (( كافى )) و (( تهذيب )) با سند خود از ابى الحسن احمسى ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده اند كه : همانا خداى بزرگ همه امور مؤمن را به خودش واگذار نموده ، ولى به او اختيار نداده كه ذليل شود. مگر نشنيده اى كه خداى متعال فرموده : (( و عزت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است ؟ )) بنابراين مؤمن عزيز است و ذليل نيست . سپس ‍ فرمود: همانا مؤمن از كوه گرانتر است ، زيرا از كوه با كلنگ تراشيده مى شود، ولى از دين مؤمن چيزى نتوان تراشيد.
    ثم ذكر بهذا المضمون ثلاثة اخبار اخر. و فى آخر: فوض الى المؤمن كل شى ء الا اذلال نفسه . و فى آخر عنه عليه السلام : لا ينبغى للمؤمن ان يذل نفسه . قيل له : و كيف يذل نفسه ؟ قال : يتعرض لما لا يطيق . و فى آخر عنه عليه السلام : قال : يدخل فيما يعتذر منه . (133)
    و به همين مضمون سه خبر ديگر نقل نموده . و در خبر ديگرى است كه : (( خداوند هر چيزى را در اختيار مؤمن قرار داده جز خوار ساختن خود را )) . و در خبر ديگرى است كه : (( مؤمن را نرسد كه خود را خوار سازد. گفتند: چگونه خود را خوار مى سازد؟ فرمود: به كارى كه طاقت آن را ندارد دست مى زند )) . و در خبر ديگرى است كه : در كارى وارد مى شود كه از آن عذر ميخواهد. ))
    و فى النبوى صلى الله عليه و آله : ليس شى ء خيرا من الف مثله الا المؤمن . (134)
    و در حديث نبوى صلى الله عليه و آله است كه : چيزى از هزار برابر خود بهتر نيست مگر مؤمن .
    و فى (( مصباح الشريعة )) قال الصادق عليه السلام : التقوى على ثلاثة اوجه : تقوى بالله و فى الله و هو ترك الحلال فضلا عن الشبهة ، و هو تقوى خاص الخاص . و تقوى من الله و هو ترك الشبهات فضلا عن الحرام ، و هو تقوى الخاص . و تقوى من خوف النار (و العقاب ، و هو ترك الحرام ) و هو تقوى العام . (135)
    بحر المعارف (جلد دوم )

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و در (( مصباح الشريعة )) امام صادق عليه السلام فرمود: تقوا بر سه گونه است : تقواى بالله و فى الله ، و آن ترك حلال است چه رسد به شبهه ، و آن تقواى خواص از خاصان است . و تقواى من الله ، و آن ترك شبهات است چه رسد به حرام ، و آن تقواى خواص است . و تقواى از ترس آتش دوزخ (و كيفر، و آن ترك حرام است فقط) و آن تقواى عوام است .
    و بعضى قسم رابعى ذكر نموده اند و آن پرهيز از غير ياد و ذكر خدا (است ) يعنى در دل كه محل خاص اوست غير او را راه ندهد و هر چه غير از ياد الله و محبة الله باشد ترك نمايد. پس اى عزيز! سرمايه عمر را غنيمت بدان ، و محافظت اوقات عزيز را بنما و آن را به جز از ياد دوست صرف منما.
    قال الجنيد - رحمه الله - (( ليس شى ء اعز من ادراك الوقت ، فان الوقت اذا فات لا يستدرك )) . قال افلاطون الالهى : (( اعظم المصائب فوات الوقت بلا فايدة )) . و لذا قيل : (( وقتك اعز الاشياء، فاشغله باعز الاشياء و هو ذكر الله بلاغفلة و فترة )) . و قيل : (( فوات الوقت اشد من فوات الروح ، لان فى فوات الروح الانقطاع من الخلق ، و فى فوات الوقت الانقطاع من الحق . و لذا قيل : افضل الطاعات حفظ الاوقات )) .
    جنيد (ره ) گويد: (( چيزى از ادراك وقت (حالات ملكوتى كه گهگاه سالك را دست مى دهد) گرانتر نيست ، چه هرگاه وقت از دست رفت جبران پذير نخواهد بود )) . افلاطون الهى گويد: (( بزرگترين مصيبتها بيهوده ازدست رفتن وقت است )) . از اين رو گفته اند: (( وقت تو گرانترين چيزهاست ، پس آن را به گرانترين چيزها كه ذكر خدا بدون غفلت و سستى است ، مشغول دار )) . گفته اند: (( فوت وقت از فوت روح سختتر است ، چه در فوت روح گسستن از خلق نهفته است ، و در فوت وقت گسستن از حق . و از اين رو گفته اند: برترين طاعات حفظ اوقات است )) .
    عزيزى سبب توبه خود را بيان كرد كه : من تاجر بودم ، حراميان مالم را بردند و من دلتنگ گشته مى رفتم ، هاتفى ندا درداد: عجبت لمن يحزن على ذهاب ماله ، و لا يحزن على ذهاب عمره .
    ... شگفت دارم از كسى كه بر رفتن مالش اندوه مى خورد، و بر رفتن عمرش ‍ اندوه نمى دارد.
    پيرى در حالت نزع (خود) تاسف مى خورد، گفتندش : حيات دنيا را بقا نيست ، هر آينه كسى در اين جهان باقى نماند. گفت : تاسف من در آن نفس هاست كه در خواب بودم ، و بر آن روزهاست كه طعام خوردم ، و بر آن ساعتهاست كه به غفلت گذرانيدم .
    سلف گفته اند: هر آن كس كه اين شش كلمه را ياد بگيرد از جمله مغفوران است : اول : در ابتداى هر كارى بگويد: بسم الله الرحمن الرحيم . دوم : در آخر هر كارى گويد: الحمد لله رب العالمين . سيم : هرگاه به زبان لغوى يا خطايى برود بگويد: استغفر الله العظيم . چهارم : چون پيش وى مكروهى آيد بگويد: لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . پنجم : آن كه چون مصيبتى به وى رسد بگويد: انا لله و انا اليه راجعون . ششم : آن كه زبانش هرگز از ذكر لا اله الا الله فارغ نباشد.
    و عن النبى صلى الله عليه و آله انه قال : اذا اراد الله بعبد خيرا اعانه على حفظ لسانه ، و شغله بعيوبه عن عيوب غيره .
    و از پيامبر صلى الله عليه و آله روايت است كه : هرگاه خداوند خير بنده اى را بخواهد او را بر نگهدارى زبانش يارى مى دهد، و او را با سرگرم شدن به عيوب خود از عيوب ديگران باز مى دارد.
    و فى النبوى صلى الله عليه و آله : يبصر احدكم القذى فى عين اخيه ، و يدع الجذع فى عينه . (136)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    و نيز فرمود: پاره اى از شما خار را در چشم برادرش مى بيند، ولى شاخه را در چشم خود رها مى كند.
    ارى كل انسان يرى عيب غيره
    و يعمى عن العيب الذى هو فيه فلاخير فيمن لايرى عيب نفسه
    و يبدو له العيب الذى لا خيه فما لى و ذى عيب و عيبى ظاهر
    و لا يجسس الاعياب غير سفيه هر انسانى را مى بينم كه عيب ديگرى را در نظر مى آورد، و از عيبى كه در خود اوست ديده مى بندد. خيرى نيست در كسى كه عيب خود نبيند، و عيبى كه در برادر اوست در نظرش آشكار شود. مرا با صاحبان عيب چه كار در حالى كه عيب خودم آشكار است ! و جز بى خرد تفتيش از عيبها نمى كند.
    و عنه صلى الله عليه و آله : ايها الساهر ليله ، الصائم نهاره ، الذائب جلده ، لا تفرح بما انت فيه ، فان الله لا يقبل عملا بغير تقوى ، و التقوى ان يجتنب المحارم و حب الدنيا.
    از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت است كه : اى كه شبها بيدار و روزها روزه دارى و پوستت آب شده است ، به آن چه دارى شادمان مباش ، كه خداوند هيچ عملى را بدون تقوى نمى پذيرد. و تقوى آن است كه از گناهان و دنيا دوستى پرهيز شود.
    و فى التوراة مكتوب : اربعة كمنت فى اربعة : السلامة فى السكوت ، و العافية فى ترك الرياسة ، و الشرف فى التقوى ، و المحبة فى ترك الفضول .
    در تورات نوشته است كه : چهار چيز در چهار چيز نهفته است : سلامتى در سكوت ، عافيت در ترك رياست ، شرافت در تقوا، و محبت در ترك فزونى ها (ى مال و كلام ، يا ترك دخالتهاى بيجا).
    و فى النبوى صلى الله عليه و آله : ان لكل شى ء معدنا، و معدن التقوى قلوب العارفين . (137) يعنى لكل شى ء موضع اقامة و محل يستخرج منه و لا يوجد ذلك الا فيه و لا يوجد فى غيره ، و معدن تقوى الله قلوب العارفين ، لاءنهم الذين عرفوا الله و خافوه .
    و در حديث نبوى است كه : (( هر چيزى را معدنى است ، و معدن تقوا دلهاى عارفان است )) . يعنى هر چيزى را اقامتگاه و نيز محل استخراجى است كه جز در آن جا يافت نمى شود و در غير آن به دست نمى آيد، و معدن تقواى الهى دلهاى عارفان است ، زيرا آن هايند كه خدا را شناخته و از او بيم دارند.
    و قال ابو عبدالله الحزلى : (138) ليس فى الدنيا شى ء اعز من قلبك و وقتك . قد ضيعت قلبك عن مشاهدة الغيوب ، و ضيعت وقتك عن ممارسة آداب النفوس ، فقد ضيعت اعز الاشياء عليك .
    ابو عبدالله حزلى گويد: در دنيا چيزى گرانتر از دل و وقت تو نيست ، و تو دلت را نسبت به مشاهده غيوب ضايع ساخته ، و وقتت را نسبت به ممارست بر آداب نفوس تباه گردانيده اى ، بنابراين گرانترين چيزهاى خود را تباه نموده اى .
    و قال بعضهم : يا ابن آدم انت عدد، فاذا ذهب يوم ذهب بعضك .
    يكى از عارفان گفته است : اى آدميزاده ، تو ماننده عدد هستى ، هر روزى كه بگذرد قسمتى از تو از دست رفته است .
    و فى (( مجالس الصدوق )) رحمه الله ، عن رسول الله صلى الله عليه و آله : لا تزول قدما عبد يوم القيامة حتى يسال عن اربعة : عن عمره فيما افناه ، و عن شبابه فيما ابلاه ، و عن ماله من اين كسبه و فيما انفقه ، و عن حبنا اهل البيت عليهم السلام . (139)

    بحر المعارف (جلد دوم )

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    در (( مجالس )) صدوق (ره ) از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت است كه : روز قيامت بنده قدم از قدم برندارد تا از چهار چيز مورد پرسش ‍ قرار گيرد: از عمرش كه در چه صرف كرده ، و از جوانيش كه در چه كهنه ساخته ، و از مالش كه از كجا به دست آورده و در چه خرج نموده ، و از دوستى ما خاندان عليهم السلام .
    پس اى عزيز! سرمايه عمر را قدر بدان ، و آن را از دست مده رايگان ، كه والله مى گردى پشيمان ، و پشيمانى ندارد سود در آن زمان كه تو گويى : ربنا ابصرنا و سمعنا فارجعنا نعمل صالحا، (140) با تو گويند: تو خود از آن جا مى آيى ، اولم نعمركم ما يتذكر فيه من تذكر و جاءكم النذير. (141) پس ‍ از خدا غافل مباش و او را در همه احوال و افعال ناظر و حاضر خود بدان .
    پروردگارا! ما ديديم و شنيديم ، پس ما را بازگردان تا كار شايسته كنيم ... آيا به شما به آن اندازه كه هر كه بخواهد تذكر يابد تذكر مى يابد، عمر نداديم ؟ و آيا پيامبر هشدار دهنده نزد شما نيامد؟
    و قال رجل لابى يزيد - رحمه الله -: (( عظنى . قال : حسبك من الموعظة علمك بانه يراك على كل حال )) . و لذا قيل : (( افضل الطاعات ملاحظة الحق فى جميع الاحوال . و افضل الاعمال الاعتراف بالتقصير فى جميع الاعمال )) .
    مردى به ابو يزيد (ره ) گفت : (( مرا پندى ده . گفت : همين پند تو را بس كه مى دانى خداوند تو را در هر حالى مى بيند )) . از اين رو گفته اند: (( برترين طاعات در نظر گرفتن حق است در همه احوال . و برترين اعمال ، اعتراف نمودن به تقصير و كوتاهى است در همه اعمال . ))
    و كان يحيى بن معاذ اذا قرا هذه الاية : و نحن اقرب اليه من حبل الوريد، (142) يقول : هذا قربك الى اعدائك ، فكيف قربك الى اوليائك !
    يحيى بن معاذ هرگاه اين آيه را مى خواند كه : (( و ما به او از رگ گردن نزديكتريم )) مى گفت : (خداوندا) اين نزديكى تو به دشمنانت است ، پس ‍ نزديكيت به دوستانت چگونه است ؟
    پس چند روزى كه عمر باقى است فرصت غنيمت شمار، و به خداوند خود روى آر، و دل خود را فارغ از غير حق بدار، و اوقات را ضايع مگذار، و هر نفس كه بر مى آيد در ياد و شوق الله برآر، و دل را از انديشه غير حق نگه دار كه : قلب المؤمن حرم الله ، و حرام على حرم الله ان يلج فيه غير الله .
    ... دل مؤمن حرم خداست و بر حرم خدا حرام است كه غير خدا در آن راه يابد.
    خانه خالى كن و بگذار كه اين جاى كسى است
    در نيايد هيچگه تا غير در وى مى نشست (143) كعبه هر چندى كه خانه بر اوست
    اين دل ديوانه خانه سر اوست تا بكرد آن خانه را در وى نرفت
    اندرين خانه كسى جز وى نرفت (144) و فى (( الغوالى )) : فى الحديث القدسى : لا يسعنى ارضى و لا سمائى ولكن يسعنى قلب عبدى المؤمن . و باضافة التقى النقى در روايت ديگر. (145)
    در (( غوالى )) است كه در حديث قدسى آمده : (( نه زمينم گنجايش مرا داشت و نه آسمانم ، ولى دل بنده مؤمنم گنجايش مرا دارد )) . و در روايت ديگر (( بنده مؤمن باتقوا و پاكيزه ام )) وارد است .
    قال فى (( مزامير العاشقين )) : عن السيد الداماد - رحمه الله -: ورد عن طريق الخاصة و العامة : انا قلب المؤمن بيت الله الحرام ، و قلب العارف عرش الله الاعظم ، اشارة الى ان الحق اذا وسعه القلب لا يسع معه غيره من المخلوقات و لا ذاته ايضا، و ذلك ان القلب اذا نظر الى الحق عند تجليه لا يمكن ان ينظر معه الى غيره . و بايزيد بسطامى از سعه دل اولياء الله خبر داده است كه : لو ان العرش و ما حواه مائة الف الف مرة ادخل فى زاوية قلب العارف ما احس به .

    بحر المعارف (جلد دوم )

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parvaneh پاسخ : بحر المعارف (جلد دوم )




    در (( مزامير العاشقين )) گويد: از سيد داماد (ره ) نقل است كه فرموده : از طريق شيعه و سنى وارد است كه : (( همانا دل مؤمن خانه محترم خدا، و دل عارف عرش بزرگ الهى است )) . اشاره به اين كه : هرگاه دل ، حق را در خود جاى داد گنجايش ساير مخلوقات حتى ذات خود را نيز ندارد، زيرا هرگاه دل هنگام تجلى حق به حق نظر انداخت ممكن نيست كه با وى به ديگرى نظر كند... اگر عرش با همه محتوياتش صد ميليون برابر شده و در گوشه اى از دل عارف جاى گيرد، اصلا آن را احساس نمى كند.
    گفت پيغمبر كه حق فرموده است
    من نگنجم هيچ در بالا و پست در زمين و آسمان و عرش نيز
    من نگنجم اين يقين دان اى عزيز در دل مؤمن بگنجم اى عجب
    گر مرا جويى در آن دلها طلب (146) آن دلى كز آسمان ها برتر است
    آن دل ابداال يا پيغمبر است دل كه هفتصد همچو اين هفت آسمان
    چون بيايد مى شود در وى نهان مسجدى كاو در درون اولياست
    قبله گاه جمله است آن جا خداست (147) و قلب اهل شفا به خلاف اين است در سعت محبت دنيا، زيرا كه مثل اهل دنيا مانند آفتاب است نسبت به مشرق و مغرب ، هر قدرى كه به يكى از اينها نزديك مى شوى از ديگرى دور مى شوى .
    و فى (( نهج البلاغة )) ان الدنيا و الاخرة عدوان متفاوتان ، و سبيلان مختلفان ، فمن احب الدنيا و تولاها ابغض الآخرة و عاداها. و هما بمنزلة المشرق و المغرب و ماش بينهما، كلما قرب من واحد بعد من الاخر؛ و هما بعد ضرتان . (148)
    در (( نهج البلاغة )) آمده است : همانا دنيا و آخرت دو دشمن متفاوت ، و دو راه مخالف يكديگرند، پس هر كه دنيا را دوست دارد و بدان دل بندد آخرت را دشمن داشته و از آن نفرت ورزد. و آن دو به منزله مشرق و مغرب اند و كسى كه ميان آن دو راه مى پيمايد، كه به هر كدام نزديك شود از ديگرى دور مى گردد. و از اين گذشته دنيا و آخرت هووى يكديگرند.
    اى عزيز! غير خدا را در دل راه دادن و توجه و التفات به آن نمودن شرك است ، كما قال على عليه السلام : كل ما شغلك عن الحق فهو صنمك .
    هر چه تو را از حق سرگرم سازد همان بت توست .
    سال بعض العارفين مذكرا: فيم الراحة ؟ قال : فى نقاء الراحة . قال : ففيم نقاء الراحة ؟ قال : فى براءة الساحة . قال : ففيم براءة الساحة ؟ قال : فى كثرة النياحة . فخرج و هو يقول : فاذا راحتى فى راحتى . (149)
    يكى از عارفان از مردى پرسيد: راحتى در چيست ؟ گفت : در پاكى كف دست . پرسيد: پاكى كف دست در چيست ؟ گفت : در برائت و پاكى درگاه . پرسيد: برائت درگاه در چيست ؟ گفت : در ناله و فرياد فراوان . پس وى بيرون رفت و مى گفت : پس در اين حال راحتى من در راحت من (كف دستم ) است .
    و فى (( نهج البلاغة )) : و اعلموا ان يسير الرياء شرك ، و مجالسة اهل الهوى منساة للايمان و محضرة للشيطان . (150) لان الرياء فى العبادة - و ان قل - التفات من الله الى غيره و ادخال له فى القصد بالعمل و الطاعة ، و ذلك فى الحقيقة شرك خفى اتفقت عليه ارباب القلوب .
    و در (( نهج البلاغه )) آمده است كه : (( و بدانيد كه اندكى رياء شرك است ، و همنشينى با هواپرستان جايگاه فراموشى ايمان و حضور شيطان است )) . زيرا رياى درعبادت - هر چند اندك باشد - رو گرداندن از خدا و توجه به غير اوست و داخل ساختن غير خدا در نيت عمل و طاعت است ، و در حقيقت همين شرك خفى و پنهان است كه ارباب قلوب بر آن اتفاق نظر دارند.
    و فى الحديث : ان الله تعالى اوانى فى الارض ليست بذهب و لا فضة انما هى القلوب ، فاحبها الى الله تعالى مارق و صفا و صلب اصلبها فى الدين و اصفاها فى اليقين . (151)
    و در حديث است كه : همانا خداى تعالى را در زمين ظروفى است كه از طلا و نقره نيست ، و آن دلها (ى بندگان ) است ، پس محبوبترين آن ها نزد خداى متعال آن است كه رقيق و با صفا و استوار باشد، استوارترين آن ها در دين و پاكيزه ترين آنها در يقين .

    بحر المعارف (جلد دوم )

صفحه 4 از 31 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •