*^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 59
  1. #41
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    اجزاى نقشه ى دشمن چيست ؟
    تكليف ما به عنوان مسؤ ول ، خدمت به مردم است . مسؤ ولين كشور براى اين كه مشكلات زندگى مردم را بر طرف كنند، بر سر كار آمده اند. چگونه مى توانند اين كار را بكنند؟ وقتى كه فضا مناسب و محيط از تشنج و غوغاگرى ، دور باشد و دست به يقه شدن در بين مردم نباشد. وحدت كلمه كه باشد، فضا براى اقدام مسؤ ولان كشور، مناسب است .
    ببيندى عزيزان من ! من قدرى اين مطلب را براى شما باز كنم . جمهورى اسلامى ايران به عنوان يك نظام انقلابى به عنوان يك نظام اسلامى ، هر كدام جداگانه دشمنانى دارد؛ البته بعضيها هم با اسلام دشمنند، هم با انقلاب دشمنند !
    كشور ايران به خاطر موقعيت حساس جغرافيايى خود هم دشمنانى دارد؛ بخصوص بعد از قضاياى انحلال امپراتورى شوروى و به وجود آمدن اين كشورهاى مسلمان در نزديكى ما، كه تنها راه آسان وصول به اين كشورها هم ايران است . خيلى از سرمايه داران و خيلى از دولتهاى مستكبر دنيا كه مايلند در آن كشورها سرمايه گذارى كنند پول به دست بياورند و كارهاى خودشان را انجام بدهند - با خود فكر مى كنند اگر ايران در اختيار ما بود، اگر ما در اين كشور جاى پايى داشتم - مثل امريكا قبل از انقلاب چه قدر كارها مى توانستيم بكنيم ! فعلا نفوذوجاى پايى ندارند، طبعا دشمنند !
    پس ملت و كشور ايران به مناسبت موقعيت جغرافيايى خود هم دشمانى دارد. كشور و ملت ايران به مناسبت سوابق تاريخى هم دشمانى دارد، به مناسبت منافع اقتصادى و سياسى هم كه در دنيا براى خود تعريف كرده است ، دشمنهايى دارد! البته مخصوص ما هم نيست ؛ خيلى از كشورهاى ديگر هم اين جور دشمنانى دارند.
    پس ما دشمنانى داريم ؛ دشمنان ما چه كار مى كنند؟ اينها چيزهايى است كه به نظر من نسل جوان ما بايد به اين چيزها خوب فكر كند. اين كه مى گويم نسل جوان ، جون اكثريت كشور ما جوانان و نوجوانانند. نسل جوان ما نمى تواند نسبت به اين مسايل بى تفاوت بماند. چشمش را ببندد و هر كس از هر جا هرچيز گفت ، گوش كند؛ نه بايد اين چيزها را فكر كند؛ مسؤ وليت مهمى است .
    اين دشمنان چه كار مى كنند؟ هدف اين دشمنان ، عبارت از نفوذ پيدا كردن در جمهورى اسلامى است . همچنان كه در خيلى از كشورهاى همسايه ى ما نفوذ پيدا كردن و جمهورى اسلامى است ؛ همچنان كه در خيلى از كشورهاى همسايه ى ما نفوذ دارند. يك دولت را مى برند، يك دولت را مى برند، يك دولت را بر مى دارند، يك دولت را وادار به يك معامله ى سياسى ، يا يك معامله ى اقتصادى . مى كنند و پايگاه نظامى در آن جاها تشكيل مى دهند از آن جا عده و عده جمع مى كنند و منافع آن جا را براى خودشان جذب مى كنند؛ در خيلى از كشورها اين جورى است .
    خوب ، در كشورى به ثروتمدى ايران ، با اين همه منابع طبيعى ، با شصت ميليون جمعيت ، با اين فضاى عظيم ، خيلى كمپانيهاى بزرگ و قدرتهاى مستكبر سياسى و اقتصادى ، از اين كه نتوانند در اين كشور نفوذ داشته باشند، خيلى ناراحتند. پس هدف اولشان چيست ؟ پيدا كردن نفوذ در ايران ! چه كار مى كنند؟ نقشه هاى آنها همان چيزهايى است كه اگر شما درست توجه كنيد، در كارهاى تبليغاتيشان چه به وسيله ى خودشان ،- چه به وسيله اياديشان - مى بينيد. الان دارد در ايران انجام مى گيرد؛ منتها خوشبختانه دولت ، مستحكم و ملت ، مؤ من است و تا حالا نتواسته اند كارى كنند. بايد هوشيار بود.
    اجزاى نقشه ى دشمن چه چيزهايى است ؟ اولا تا آن جا كه بتوانند، زورشان برسد و تبغشان ببرد، مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند و بتراشند؛ تحريم اقتصادى كنند وشركتها را مجازات كنند همينهايى كه مى شنويد - جلوى خط لوله يى را كه فلان كشور مى خواهد از اين جا بكشد، بگيرند ! در امر تجارت كشور، اخلال ايجاد كنند؛ مثل دو سال قبل ، در دنيا به دروغ شايع كنند كه پسته ى ايران ؛ سرطانز است ! در باب صنايع غيرنفتى هم هر جو كه مى توانيد، بازارها را اشباع كنند، با دولتها با كمپانيها بسازند ! و به طور خلاصه ، مشكلات اقتصادى براى كشور درست كنند.
    در كنار اين در تبليغات خودشان ، نسبت به مسايل اقتصادى كشور، بزرگنمايى هم بكنند. البته مشكلات اقتصادى هست ؛ اما دولت هما هم كه بى كار نيست ، كار ديپلماسى و كار تجارى مى كنند. وازرت خارجه ، وزارت بازرگانى ، وزارت صنايع ، وزارت راه و وزارت نفت ، هر كدام از يك طرف ، دايم مشغولند، دايم دارند كار مى كنند. در اين دنياى بزرگ ، بالاخره دشمن تلاش مى كند.
    ما هم كه دست و پايمان چلاق نيست .، اقدام مى كنيم و اقدام ما بر اقدام دشمنان - در بسيارى از موارد - فايق هم مى آيد؛ اما در تبليغات بيگانگان ، اين بخش از فاليتهاى مسؤ ولان كشور، مسكوت گذاشته مى شود ! آنها مرتب در تبليغات ، فقط بزرگ نمايى مشكلات مى كنند، به دروغ مى گويند: ايران چنين است ، ايران چنان است ، تورم جنان است ، دولت ورشكسته است و... ! كارى مى كنند كه روحيه ى مردم را تضعيف كنند و مردم احساس كنند كه اى داد، دارد چه اتفاقى مى افتد !
    در حالى كه اگر مردم بدانند دولت و مسؤ ولينشان دارند چه تلاشهايى مى كنند، پشتان گرم و دلگرم مى شوند. اين كه هم در زمان امام (رضوان الله عليه ) بارها ايشان به مسؤ ولين مى گفتند، ما هم بارها تاءكيد كرده ايم كه كارهايى را كه انجام مى دهيد، به مردم بگوييد - تا مردم بدانند شما چه قدر داريد كار مى كنيد - براى همين است . پس بزرگنمايى در مخورد مشكلات اقتصادى ، بخش ديگرى از توطئه است !
    از طرفى به بهانه هاى مختلف ، سعى مى كنند در فضاى سياسى كشور، تشنج و جنجال به وجود بياورند؛ تا خود اين هم در مردم ، احساس ناامنى و احساس عدم انتظام كارها را به وجود بياورند؛ تا خود اين هم در مردم ، احساس ناامنى و او احساس عدم انتظام كارها را به وجود بياورد ! آنها به هر بهانه يى ، به مناسبت مسايل امنيتى ، به مناسبت محاكمه ى يك نفر، به مناسبت كشته شدن دو سه نفر - كه دولت با كمال پيگيرى آن را دنبال .مى كند - شروع مى كنند فضا را متشنج كردن ! جنجال مى كنند. اين سال هفتاد و هفتى كه ما گذرانديم - تقريبا از اول تا آخر سال - بيشترين تلاش دشمنان ما و دشمنان اين ملت ، صرف همين مى شد كه در فضاى سياسى كشور، تشنج و جنجال ايجاد كنند طبعا وقتى جنجال مى شود، يك دسته از مردم ، طرفدار يك حرف مى شوند، دسته ى ديگر هم طرفدار يك حرف مى شوند و قهرا بين مردم ، بگو مگو به وجود مى آيد. دشمنان هم همين را مى خواهند
    يك جزء ديگر نقشه هم اين است كه به مردم اين جور و انمود كنند كه بين مسؤ ولان كشور در سطوح بالا، اختلاف است ؛ حالا هر چه مسؤ ولين - بيچاره ها- به مردم بگويند كه ما با هم صميمى هستيم ، ما با هم داريم كار مى كنيم و مرتب از هم تمجيد و همديگر را كمك كنند، فايده يى ندارد ! آنها حرف خودشان را مى زنند. جورى وانمود مى كنند كه گويا فلان كس ، داراى فالن مقام ، اين جور فكر مى كند و فلان كس ، داراى بهمان مقام ، ضد او فكر مى كند ! براى هر كدام هم اسمى مى گذارند ! اينها كارهاى دشمن است .

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #42
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    حالا شما نگاه نكنيد كه بعضى از نويسندگان داخلى هم فريب مى خوردند و همان حرفها را تكرار مى كنند ! حرف مال آنها نيست ؛ اصل حرف ، جزو مجموعه ى توطئه ى دشمن و از اجزاى آن است .
    خوب ، در واقع در چنين وضعى ، هم مشكلات اقتصادى وجود دارد. هم دشمن آن را ده برابر بزرگ مى كند، هم از لحاظ سياسى ، جنجال آفرينى مى كند و هم دلهاى مردم را نسبت به مسؤ ولين ، بى اعتماد مى كند ! در چنين فضايى مسؤ ولان كشور - دولت - آيا قدرت دارند و مى توانند راحت كارهاى خوشان ار انجام بدهند؟ ! طبيعى است كارها عقب مى افتد؛ يك امر قهرى است .
    متاءسفانه بخش عظيم بار مشكلات اقتصادى هم بر دوش طبقات پايين جامعه است - مستضعفين ، محرومين - مشكلات اقتصادى ، بر روى طبقات ضعيف - كارمندان دولت ، كارگران ، اجزاى نيروهاى مسلح و طلاب علوم دينيه - فشار مى آورد از همه هم بدتر، طلاب عادى حوزه هاى علميه هستند كه مردم از وضع آنها خبر ندارند ! فشار اقتصادى بر بعضى از كسبه ى ضعيف هم هست . خوب ، اين مشكلاتى كه اين جور بر روى طبقات ضعيف فشار مى آورد از كجاست ؟
    يك علت ندارد؛ علل گوناگونى دارد: اولا وضع اقتصادى دنيا مؤ ثر است . الان شما ببينيد در بخشى از دنيا، يعنى همين آسيا شرقى ، كشورهاى فعال كه در سالهاى اخير، رونق اقتصادى پيدا كردند در اين يك سال و نيم قبل بر اثر همين حوادث اقتصادى ، يكباره به خاك سياه نشستند. بحمدالله كشور ما از انى آسيبها محفوظ و مصون بود؛ ولى كشورهايى مثل مالزى ، اندونزى كروه جنوبى و امثال آنها، در بسيارى از كشورهاى دنيا، الان مشكلات اقتصادى زياد است - حتس در بعضى از كشورهاى پشرفته و صنعتى - منتها كمپانيهاى بزرگ جهانى دارند خير اين مشكلات را مى برند ! خيلى از مشكلات هم از ناحيه ى آنهاست . اين يك علت كه طبعا اثر مى گذارد.
    يك علت ديگر، بعضى از مسامحه هايى است كه متاءسفانه بدون توجه از طرف خود ما - بعضى مسؤ ولان اجراييى - در اجراييات كشور انجام مى گيرد !
    يك علت ديگر، اغراض بخصوصى است كه نسبت به ايران اسلامى و ملت ايران اجرا مى كنند. عقيده ى من اين است كه اصلا بخش ‍ عمده يى از علل كاهش قيمت نفت به اين قضيه بر مى گشت ؛ منتها كاهش قيمت نفت فقط به ما ضربه نمى زد، به بعضى از كشورهاى ديگر - دوستان خودشان - هم ضربه مى زد ! بالاخره آن قدر هم فشار زياد شد كه مجبور شدند عكس العملى نشان بدهند. البته مسؤ لان جمهورى اسلامى ايران در اين قضيه ترقى مختصرى كه اخيرا قيمت نفت كرد، نقش زيادى داشتند. اميدواريم ان شاءالله همين تلاش ها دنبال بشود و به جاهاى خوبى برسد. بى رحمى بعضى از كسانى هم كه در داخل كشور، برخوردارند، بى تاءثيير نيست . مجموع اينها مشكلاتى را به وجود مى آورد. خوب ، اين مشكلات ، قابل حل است يا نه ؟
    البته قابل حل است ؛ ما سخت تر از اين مشكلات را هم توانستيم و گذرانديم . ما با تكيه بر منابع كشور با تكيه به قوانين خوب ، با اجراى دلسوزانه و با بى نياز كردن خودمان از بيرون از اين مرزها مى توانيم خيلى از كارهاى خوب را بكنيم و خيلى از مشكلات را بر طرف كنيم . بعلاوه ، بعضى از كارهاى دوران سازندگى بعد از جنگ ، بتدريج آثار خوب را نشان مى دهد. اگر بعضى از كارهايى كه در دوران سازندگى انجام گرفت و الان هم بحمدالله دولت دارد دنباله ى آن را انجام مى دهد، نبود، نياز ما به خارج كشور، خيلى بيشتر از اينها بود؛ همين روش را مى توانند دنبال بكنند.
    بخصوص من از سه چهار سال پيش به اين طرف ، تاءكيد كرده ام تا آن جايى كه مى توانند، بايد وابستگى اقتصادى كشور را به نفت ، كم كنند. نفت كالايى است كه ما داريم ، البته ارزشمند است و بايد از اين هم استفاده بشود؛ منتها امروز سرنوشت اين كالا به دست صاحبانش ‍ - كه ما باشيم - نيست ، به دست بيگانگان است ، طبيعى است اقتصادى كه بر پايه ى كالايى است كه قيمت گذارى آن در دست ديگران است همين مشكلات را هم دارد؛ يك روز مى شد هيجده دلار و بيست دلار، يك روز هم ناگهان هفت و نيم دلار و هشت دلار تنزل مى كند !
    ما احتياجى نداريم به اين كه اين كالا را اين جور مصرف كنيم ، ما مى توانيم در داخل كشور، از منابع فراوان و عظيمى كه وجود دارد، استفاده كنيم و دولت ، امروز در فكر اين مسايل است . البته چند سال است كه دنبال اين قضيه اند؛ منتها من اين را هم به شما عرض بكنم ؛ كيفيت بناى هندسه ى اقتصاد كشور از دوران رژيم وابسته ى پهلوى ، كيفيت غلطى بوده ، كه تغيير دادن آن تا امروز، كار دشوارى بوده است . بخصوص در دوران جنگ كه فرصت سازندگى و توليد هم نبود، همان روش وابستگى به نفت ، ادامه پيدا كرد؛ روز به روز تشديد شد؛ يا الاقل همان جور ادامه يافت .
    مسؤ ولين كشور، دولت خدمتگزار و علاقه مندان به سرنوشت اين كشور مى توانند اين روش را عوض كنند و ان شاء الله عوض خواهند كرد. اين خواب خوشى است كه كمپانيهاى نفتى و وابستگان به آنها در دنيا ديده اند كه خيال مى كنند اين ملت ، هميشه خوش را وابسته نگاه خواهد داشت . (84)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #43
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    اى آزادى ! به نام تو چه جنايتها كه انجام مى گيرد !
    ما سالها قبل جمله يى را شنيده بوديم - تكرار مى كردند - آن جمله اين بود كه اى آزادى ! به نما تو، چه جنايتها كه انجام نمى گيرد امروز دشمنان ما دارند مصداق همين جمله را تحقق مى بخشند، حلا امريكا طرفدار آزادى ما شده است ! آزادى ما ! مگر شما نبوديد كه در اين مملكت ، سالهاى متمادى از رژيم وابسته و فاسد پهلوى حمايت كرديد؟ ! در حالى كه در آن رژيم ، كسى جراءت نداشت يك كلمه بر زبان جارى كند !
    من سالهاى متمادى در همين شهر مشهد، در همين حوزه ى علميه ، در همين كوچه و خيابان و با همين مردم ، در مبارزات دوران طاغوت بودم ، اجازه نمى دادند يك روحانى در آن روز به مناسبت مسايل دينى ، كمترين اشاره يى به غصب سرزمينهاى فلسطين به وسيله ى صهيونيستها بكند ! اين كشور اين جورى بود
    (85)بله ، هم مرگ بر اسرائيل ، هم مرگ بر آن كسانى كه از اسرائيل حمايت مى كنند و هم كسانى كه سالهاى متمادى اجازه نمى دادند يك كلمه راجع به صهيونيستها گفته بشود !
    الان در كشورهاى غربى ، روزنامه ها غربى ، روزنامه ها اجازه ندارند راجع به صهيونيستها بدگويى بكنند ! يك نفر در كتابى مى نويسد: يهوديها در مورد كشتار خودشان به وسيله ى هيتلر در جنگ بين الملى دوم ، بزرگنمايى كردند؛ آن وقت اين كتاب را كه توقيف مى كنند هيچ نويسنده كتاب را هم محاكمه مى كنند ! خودشان امروز نسبت به آزادى ، اين جور عمل مى زنند، هستند، در حالى كه در اين كشورها كسى اجازه ندارد يك سطر برخلاف نظر حكام آن كشورها بنويسد؟ در مجامعشان و در نماز جمعه ، زا دستگاههاى اطلاعاتى به خطيب جمعه نوشته مى دهند كه بالاى منبر برود و بخواند !
    اگر شماها
    (86) طرفدار آزادى هستيد، چرا اينها را نمى گوييد؟ ملت ايران بيست سال است كه اين آزادى را به دست آورده است . انقلاب به ما آزادى ، قدرت بيان و شجاعت داد. اسلام ما را آزادد كرد. حالا امريكاييها طرفدار شعار آزادى شده اند و به نام آزادى مى خواهند بين مردم اختلاف بيندازند ! چرا اختلاف مى اندازند؟ براى اين كه مسؤ ولان كشور نتوانند كارشان را بكنند، اين كه مى گويم وحدت كلمه ، به خاطر اين است .
    عزيزان من ! امروز همدلى شما مردم در هر نقطه ى كشور، يك امر تشريفاتى و تزئيناتى نيست ، يك امر ضرورى است . چيزهاى مورد اختلاف را مطرح نكنند، به نقاط اختلاف فكرى تكيه نكنند؛ چيزهاى مورد اتفاق را بگويند. همه ى اين مردم ، مسلمانند بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حيثيت را دوست دارند، امام بزرگوار و رزمندگان مدافع شرف و حيثيت را دوست دارند؛ رورى اينها تكيه كنيد.
    كسانى نيايند چيزى را بهانه قرار بدهند؛ مثلا يك وقت كسى يك كلمه حرفى را زده اين را بهانه براى جنجال كنند ! يا دستگاه قضايى با يك نفر برخورد كرده ، آن را بهانه براى جنجال كنند ! يا يك نفر در فلان دستگاه امنيتى ، يا اقتصادى ، يا سياسى ، حركتى انجام داده است ، اين را بهانه براى جنجالها به ضرر كشور است . چرا؟
    چون دلهاى مردم را از هم درو مى كند.
    همه ى اينها هم زير نام آزادى است ! آزادى هديه ى الهى و هديه ى انقلاب است . آزادى ، متعلق به مردم و جزو فطرت مردم است اما اين كارها ربطى به مساءله ى آزادى ندارد؛ اينها بخشى از نقشه ى دشمن است .
    من امروز براى مردم عزيز كشورمان هوشيارى ، هوشمندى ، تمسك به اسلام ، تمسك به نام امام ، تمسك به راه و معنويت امام بزرگوار كه امسال سال آن بزرگوار است ، تمسك به وحدت كلمه و بر افراشتن پرچم برادى و مهربانى را براى ملتمان و كشورمان از واجبترين واجبات مى دانم و اميدوارم همين خواسه ى بزرگ ملى و دينى ، مورد ادعيه ى زاكيه ى حضرت بقة الله الاعظم ارواحنافداه قرار بگيرد و آن بزرگوار براى رفع مشكلات و براى باز شدن راهها به سمت پيشرفت و براى گرم كردن دلهاى اين ملت دعا كنند. ما هم در اين آستان ، دعا مى كنيم :
    پروادگار ! به محمد آل محمد اين ملت را در همه ى ميدآنهاپيروز كن ، دشمنانش را منكوب و سركوب كن ، هوشيارى و ايمان و تعهد و توكلش را مضاعف كن ، پيوندش را با مسؤ ولان روز به روز مستحكمتر كن .
    پروردگارا ! به محمد و آل محمد، قلب ولى عصر را از ماشاد كن ، توفيق خدمت به مسؤ ولان عنايت بفرما، گرفتاريهاى اين كشور و اين ملت و طبقات مستضعفين و ضعيف را به فضل و قدرت خود برطرف بفرما. تعجيل در ظهور ولى امر ارواحناله الفداه بفرما
    (87)
    والسلام عليم و رحمت الله و بركاته

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #44
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*






    باش تا صبح دولتش بدمد !
    نكته قابل توجهى هم به مناسبت هفدهم شهريور عرض كنم ، كهاين روزها روزهاى ماندگارى در تاريخ ماست . من از روز هفدهم شهريور سال 1357 خاطره يى در ذهن دارم . قبل از آن كه اين حادثه خونبار ددر تهران اتفاق بيفتد، سياست رژيم ستمشاهى به دنبال اين بود كه مبارزان را و به تبع آن ملت ايران را، به تندرو و كندرو افراطى و معتدل تقسيم كند. اين ، نكته ى خيلى قابل توجهى است كه امروز مثل آيينه يى ، همه ى عبرتها را به ما درس مى دهد. كسى كه روزنامه هاى آن وقت و اظهارات مسؤ ولان رژيم ستمشاهى را مطالعه مى كرد، مى فهميد كه اينها مى خواهند كسانى را كه در مقابل آنها هستند و مبارزه مى كنند، از هم جدا كنند. عده يى را كه طرفداران و علاقه مندان مخلص امام بودند و راه امام را علنا اظهار مى كردند، به عنوان تندرو و افراطى و متعصب معرفى مى كردند. در مقابل اينها هم بعضى از كسانى كه ملاقه مند به مبارزه بودند، ولى خيلى جدى در آن راه نبودند، يا جدى بودند، ولى دستگاه آن طور خيال مى كرد اينها جديتى ندارند، اينها را به عنوان افرادى كه معتدلند و با اينها مى شود مذاكره و صحبت كرد، معرفى مى كند، من در آن روز اين حساس خطر را كردم . آن وقت من در جيرفت تبعيد بودم . شايد روز چهاردهم يا پانزدهم شهريور بود. به يكى از آقايان معروفى كه در قم بود، نامه يى نوشتم و اين سياست رژيم را براى آن آقا تشريح كردم و گفتم اينها با اين تدبير خباثت آميز مى خواهند بهانه يى براى سختگيرى بر مخلصان و عشاق امام بزرگوار به دست آورند و شما را بدون اين كه خودتان بخواهيد، در مقابل آنها قرار بدهند. اين نامه را نوشته بودم ؛ اما هنوز نفرستاده بودم . روز شنبه هجدهم شهريور بود كه راديو و روزنامه ها، خبر كشتار هفده شهريور را پخش كردند. فرداى آن روز، ما در جيرفت از اين قضيه مطلع شديم . من برداشتم در حاشيه آن نامه براى آن نامه براى آن آقا نوشتم كه باش تا صحبح دولتش بدمد، كاين هنوز از نتايج سحر است . آن نامه را به وسيله ى مسافر، براى آن آقاى محترم فرستادند. آنها شروع كردند سختگيريها را عليه مبارزان و انقلابيون حقيقى راه انداختن ؛ نمونه اش كشتار هفدهم شهريور بود.
    عين همين سياست را دشمنان ما از چند سال بعد از آغاز پيروزى انقلاب ، در خارج شروع كردند كه تا امروز هم ادامه دارد. مى نشينند تحليل مى كنند كه فلان كسان تندروند، متعصبند، متحجرند، فلان كسان معتدلند، فلان كسان قابل مذاكره نيستند، فلان كسان هستند ! با آن برداشتهاى غلط و ناقص ، پيش خودشان مى نشينند و تحليل مى كنند و در راديوهايشان پخش مى كنند ! من آنچه را كه براى آگاهى ملت عزيز مى خواهم عرض بكنم ، اين است كه بدانيد اين همان سياست است ، اين همان تدبير خباثت آميز است كه هجده ، نوزده سال پيش ، به وسيله عوامل آنها در داخل ايران انجام مى گرفت ؛ امروز هم به وسيله ى همان طراحان و سياستگذاران در سطح جهانى ، باز ناظر به نظام اسلامى و انقلاب اسلامى انجام مى گيرد.
    (88)


    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #45
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*






    ويژه گيهاى حضرت امام خمينى قدس سره و برخى خاطرات رهبرى از معظم له
    روز، روز مطلق به امام بزرگوار است ؛ و سخن ما درباره ى خصوصياتى از اين مرد!بزرگ و اين يادگار پيامبران و اولياى الهى در زمان ماست . به همه ى برادان و خواهران را دستورالعمل زندگى خود قرار بدهيد، تا همچنان كه ابواب رحمت الهى بر روى آن مرد بزرگ باز شد، بر روى ما هم باز بشود. تقوا، رحمت و هدايت الهى را متوجه فرد و جامعه ى باتقوا مى كند. دستورالعمل و آخر پيامبران و جانشينان ، تقوا الهى است .
    در خطبهه ى اول در نظر دارم آن دركى را كه در طول زمان به عنوان يك شاگرد و پيرو اين مرد بزرگ احساس كردم و ديدم و لمس كردم ، به شما عزيزان - بخصوص جوانان منتقل كنم . درباره ى امام خيلى حرف زده ام . همه ، از دوستان از دشمنان ، از ايرانى و غيرايرانى و مسلمان و غير مسلمان ، از اين مرد بزرگ تجليل كردند؛ در اينها هيچ حرفى نيست ؛ عظمت و جلالت و شاءن او براى همه مسلم است ؛ اما اين يك امر اجمالى است . من فكر كى كنم كه نسل جوان ما - كه امروز با قدرت و نشاط دارد راه افتخار و عزتى را كه اين مرد بزرگى در مقابل ما باز كرد، طى مى كند - مايل است از امام خود چيزهاى بيشترى بداند. من در يافتهاى خودم را عرض مى كنم ؛ يعنى آنچه را كه به مرور زمان در طول حدود سى سال ما امام را نزديك شناختيم و در امام مشاهده كرديم ؛ در هر برهه يى ، چيزى مظهرى و بعدى از ابعاد اين شخصيت عظيم را از اين سى و يك سال - كه از دوران جوانى بنده تا رحلت آن بزرگوار طول كشيد - البته چهارده سال ايشان در تبعيد بودند و ما به ظاهر از ايشان دور بوديم ؛ اما در فضاى ذهن و مسير امام بوديم و از او جدا نبوديم ؛ همان چهارده سال هم در واقع با مام بوديم .
    يك نكته را با شما عزيزان عرض كنم . درست است كه شاگردان امام و آشنايان با امام ، امام را در حد بالايى با عشق و محبت دوست مى داشتند، اما آنچه درباره اى امام گفته شده است منشاءش محبت نيست ؛ محبت منشاءش آن خصوصياتى است كه در امام بود. نكته دوم اين است كه اين شخصيت داراى ابعاد گوناگون
    گون ، هيچ اصرار و عجله يى نداشت كه آن زيباييها و درخشندگيهاى وجود خود را به رخ كسى بكشد. هر وقت هر جا تكليف شرعى او را وادار به حركتى كرد، بعدى از ابعاد او آشكار شد.







    من از سال 37 شروع مى كنم ؛ سالى كه من خودم به قم رفتم و اول بار امام را از نزديك ديم ؛ البته قبل از آن در مشهد شينده بوديم كه در قم يك مدرسى ، يك استاد بزرگى هست كه جوان پسند و برجسته است . طلبه ى جوانى كه به قم وارد مى شود، دنبال استاد مى گردد. در حوزه هاى علميه ، انتخاب استاد، اجبارى نيست ؛ هر كسى طبق پسند و سليقه ى خود، استاد را انتخاب مى كند. استادى كه طاب جوان و مشتاق را در وهله ى امام به خود جلب مى كرد، همين مردى بود كه آن روز در ميان شاگردانش ، به عنوان حاج آقا روح الله شناخته مى شد. مجموعه جوانان فاضل و درسخوان و پر شوق در محفل درس او جمع بودند؛ ما در چنين فضايى وارد قم شديم .
    او مظهر نو آورى عملى و تبحر در فقه و اصول بود. بنده قبل از ايشان استاد بزرگى را در مشهود ديده بودم - يعنى مرحوم آيت الله ميلانى - كه از فقهاى برجسته بود. در قم هم همان وقت رئيس حوزه علميه قم - كه استاد امام كمك بود؛ يعنى مرحوم آيت الله اعظمى بروجردى - بود؛ بزرگان ديگرى هم بودند؛ اما آن محفل درسى كه دلهاى جوان و مشتاق و كوشا و علاقه مند به استعدادهاى خود را جذب مى كرد، درس فقه و اصول امام بود. يواش يواش از قديمى ترها شنيديم كه اين مرد، فيلسوف بزرگى هم هست و در قم درس فلسفى او، درس اول فلسفه بوده است ؛ ليكن حالا ترجيع مى دهد كه فقه تدريس كند. شنيديم كه اين مرد، معلم اخلاق هم بوده است و كسانى در درس اخلاق او شركت مى كردند و او به قويت فضايل اخلاقى در جوانان همت مى گماشته است . در خلال درس در طول سالها، اين را ما از نزديك هم مشاهده كرديم . اما تا اين جا شخصيت اين مرد بزرگ - كه باطن او سرشار از خصوصيات ناشناخته بود - براى اكثر مردم در آن روز فقط به عنوان يك استاد عالم و شاگرد پرور و يك تهذيب كننده اخلاق طلاب و شاگردان شناخته مى شد.
    در سال 1340 مرحوم آية الله بروجردى - مرجع تقليد - وفات پيدا كرد. مراجع بزرگوارى بودند كه مطرح شدند و دوستانشان نام آنها را مى آوردند. اين جا صحنه اى شد براى اين كه اين مرد به همه نشان داد كه اين درس اخلاقى كه مى گفته است ، فقط زبان و ياد دادن به ديگران نبوده است ؛ خود او اولين عامل به درسهاى تهذيب نفس ‍ بوده است . همه ديدند، همه فهميدند و تصديق كردند كه اين مرد از مقام ، از مطرح شدن از رياست - حتى اگر آن رياست ، مرجعيت باشد؛ كه يك رياست روحانى و معنوى است - رويگران هم بخواهند تلاش كنند، تا آنجايى كه بتواند، مانع مى شود.
    بعد از گذشت حدود يك سال و نيم از فوت مرحوم آيت الله بروجردى ، نهضت اسلامى شروع شد. در نيمه اى دوم سال 1341 بعد ديگرى از ابعاد اين شخصيت آشكار شد. و آن ، هوشيارى و تيز فهمى و توجه به حكايت كه غالبا به آن توجه نمى كردند، از يك طرف ، غيرت دينى از يك طرف ديگر بود. خيلى ها شنيدند كه تصويب نامه اى دولت در آن روز، قيد مسلمان بودن و سوگند به قرآن در فرد را منتخب حذف كرده است ؛ اما خيلى توجه نركردند كه اين چه قدر اهميت دارد؛ در عين حال خيلى اهميت داشت ؛ دليل هم اين بود كه با آن كه مجلس شوراى ملى آن زمان ، مجلس ‍ فرمايشى بود؛ خودشان آن





    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #46
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    را تشكيل مى دادند و فقط نامزدهاى مورد قبول خودشان به آن جا مى رفتند؛ در واقع انتخابات مردم وجود نداشت ؛ انتصاب بود با وجود، اين ، آن رژيم جراءت نكرد آن مقررات مربوط به انجمنها و اين مساءله اى اسلام را در وقتى كه مجلس سر پا بود، مطرح كند؛ ترسيد منعكس بشود؛ گذاشتند در غياب مجلس ! مجلس را در آن وقت منحل كرده بودند؛ مجلس نبود؛ در محيط در بستهاى آن را تصويب كردند. اين نشان مى داد كه پشت سر اين قضيه ، حرفهاى فراوان و مقاصد زيادى هست . اين را كسى نمى فهميد، اما امام اين را فهميد و ايستاد. غيرت دينى او، او را وادار كرد كه در اين مساءله پيشقدم بشود و مبارزيى براى اين زاويه اى على الظاهر كوچه ضد اسلامى را شروع كند و اين كار را هم كرد.
    در همين جا يك نكته مهم وجود دارد: امام بزرگوار حتى در ميدان مبارزه هم نخواست جلو بيفتد. خود ايشان براى ما نقل كردند كه در اول شروع نهضت ، در منزل مرحوم آيت الله حائرى ، با يك نفر از مراجع معروف وقت آن زمان ، و از هم دورهاى خودشان صحبت مى كردند و به ايشان گفته بودند كه شما جلو بيفتيد ما هم دنبال شما حركت مى كنيم و به ايشان گفته بودند كه شما جلو بيفتيد، ما هم دنبال شما حركت مى كنيم امام مقصودش اين بود كه تكليف انجام بگيرد؛ آن فريضه اى را كه بر دوش خود احساس مى كرد، انجام بدهد؛ جلو افتادن مطرح نبود.
    البته ديگران آن قدر توانايى و جراءت ورود در اين ميدان را نداشتند و به امام نمى رسيدند. امام به طور طبيعى رهبرى و سررشته دارى اين حركت را بر عهده داشت ؛ اين مبارزه را شروع كرد و به مردم تكيه نمود. تا آن روز هيچ كس از بزرگان حوزه هاى علميه و مراجع حدس ‍ نمى زد كه يك حركت دينى ، آن هم در آن دوران اختناق ، اين گونه بتواند پشتيبانى مردم را جلب كند؛ اما امام در همان روز گفت من به پشتيبانى اين مردم حركت مى كنم ؛ مردم را به اين بيابان قم دعوت مى كنم . او مى دانست كه اگر مردم را دعوت كند، از همه ايران جمع مى شدند و يك اجتماع عظيم قابل علاج براى دولت آن وقت رژيم فاسد به وجود مى آوردند.
    در اين جا بعد جديدى از شخصيت اين مرد آشكار شد؛ بعد قدرت رهبرى شجاعت سياسى ، آشنايى با ريزه كاريهاى كارهاى دشمن ، هوشيارى نسبت به هدفهاى دشمنان ؛ اين بعد در عمل آشكار شد. سال 42 - يعنى سال دوم مبارزه - رسيد؛ كه سال شدت عملها و فشارها و كشتارها بود آن جا امام مثل خورشيدى در آسمان اميدهاى ملت ايران ظاهر شد؛ در موضع يك مرد فداكار و يك آتشفشان ؛ كسى كه همه احساسات لازم براى يك مرد جهانيان ، يك مرد ميهنى ، يك مرد اسلامى در او جمع است ؛





    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #47
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    شجاعت لازم را دارد؛ قدرت بسيج عظيم مردم را دارد؛ صراحت لازم را دارد؛ چه در اول سال 42 كه ماجراى حملها كماندوها به مدرسها فيضيه و حوزهئ قم پيش آمد و چه در پانزده خرداد سال 42 كه عظمت امام در آن جا آشكار شد. ملت ايران ناگهان احساس كرد كه پشت و پناهى دراند؛ قله هاى عظيمى وجود دارد كه مى تواند به او چشم بدوزد و به او توجه كند. امام در پانزده خرداد اين گونه در حسنه ظاهر شد.
    بعد از اين ماجرا زندان و تبعيد و فشارهاى فراوان وجود داشت و امام در آن روز جوان نبود. براى ماها كه آن روز جوان بوديم ؛ زندان رفتن و ماجراهاى مشكلى كه پيش مى آمد؛ خيلى سخت نبود؛ بيشتر شبيه يك سرگرمى بود؛ اما امام در آن سال - در سال شروع مبارزه - شصت و سه سالش بود. در شصت و سه سالگى ، اين مرد با جوشش ‍ احساس خود مى توانست احساسات يك ملت را به جوشش بياورد. زندان رفتن و تبعيد شدن ، براى كسى در آن سنين ، كار آسانى نبود؛ اما اين فداكارى و از خود گذشتگى و خطر پذيرى در اين مرد آشكار شد؛ اين هم بعد جديدى بود؛ يعنى مردى كه در راه آرمانهاى بزرگ و در راه تكليف شرعى ، هيچ مشكلى نمى توانست مانع راه او بشود. اين جريان ، در سال 42 و 43 به تبعيد چهارده ساله امام ، اول به تركيه ، بعد هم به عراق منتهى شد.
    در دوران تبعيد امام ، ابعاد تازه اى از شخصيت اين مرد كم نظير و حقيقتا استثنايى در زمان ما بروز كرد؛ چيزهايى كه انسان در زندگى شخصيتهاى بزرگ ، بعضى از آنها را بندرت مشاهده مى كند.
    اولا او در موضع يك طراح فكرى - و به قول معروف مذاكرات سياسى يك تئورى سين - قرار مى گيرد كه طرح يك حكومت را طرح يك نظام را، طرح يك بنا و دستگاه جديد را مى ريزد، آن هم طرحى كه هيچ گونه سابقه موجود و محسوسى در مقابل چشم ندارد. بناى اسلامى ، با توجه به نيازهاى دنياى جديد و مسائل مكه در دنيا مطرح است ؛ تركيب اين مسائل ، مى شود طراحى يك نظام .
    ثانيا اين مرد با اين كه در ايران نبود؛ اما از راه دور، مدت چهار ده سال قضاياى مبارزات اسلامى و نهضت اسلامى در ايران را به معناى واقعى كلمه رهبرى كرد. در طول اين مدت چهارده سال و بخصوص ‍ چند سال اخير - يعنى از سالهاى 50 و 49 تا 54 و 55 - شدت اختناق و فشار زياد بود. گروهها، گروهك ها، احزاب سياسى گوناگون ، مخفى ، مبارز، سياسى ، غير سياسى به وجود مى آمدند و همه در زير فشارهاى رژيم مضمحل مى شدند و از بين مى رفتند و يا بى خاصيت مى شدند. با اين كه بعضى از الا پشتيبانهاى سياسى بين المللى هم داشتند؛ به بلوك شرق و غرب - بخصوص به شرق - متصل بودند و از آن جا هدايت و كمك مى شدند؛ اما نهضت امام متكى به تشكيلات حزبى نبود. امام هيچ تشكيلات حزبى در داخل كشور نداشت ؛ عده ايى شاگردان و دوستان و آشنايان به فكر او و متن مردم بودند. امام هم وقتى در اعلاميه ها پيام مى داد، مخاطب او، آن عده دوستان و آشنايان به فكر او و متن مردم بودند. امام هم وقتى در اعلاميه ها پيام مى داد، مخاطب او، آن عده دوستان و آشنايان مخصوص او نبودند؛ مخاطب او، متن مردم بودن امام هم وقتى در اعلاميه ها پيام مى داد، مخاطب او، آن عده دوستان و آشنايان مخصوص او نبودند؛ مخاطب او، متن مردم بودند، او با متن مردم و توده اى مردم حرف مى زد و آنها را هدايت مى كرد و توانست در طول چهارده ، پانزده سال ، از راه دور اين مايه فكر اسلامى و نهضت اسلامى را اولا در ذهنها عميق كند، ثانيا در سطح جامعه توسعه بدهد؛ دلهاى جوانان و ذهنها و ايمانها را به آن متوجه بكند، تا زمينه براى آن انقلاب عظيم آماده بشود. خيلى ها در داخل كشور كارهاى بزرگ و مخلصانه و فداكارانه اى انجام مى دادند، اما اگر مركزيت امام نبود، هيچكدام از اين كارها نبود؛ همه ى اين تلاشها شكست مى خورد و همه ى اين انسانها از نفس مى افتادند. آن كسى كه از نفس ‍ نمى افتاد، او بود و ديگران هم به نيروى او قوت و نيرو مى گرفتند.
    بعد هم هدايت حقيقى يك حركت انقلابى و يك نهضت بزرگ در طول مدت چهارده سال ، و عبور دادن آن از آن همه عقابت گوناگون توسط آن بزرگوار بود. طورى شد كه افكارى غير اسلامى و اين تفكر منطقى و مستحكم و قوى ، غلبه ى خود را بر افكار ديگر ثابت و آشكار كرد. در همه ى قضاياى مهم ، حضور امام محسوس بود. در سال 1347، امام در نجف - مركز فقاهت - فكر ولايت فقيه را با اتكاء به مايه هاى محكم فقهى از آب در آورد.
    البته ولايت فقيه جزو مسلمات فقه شيعه است ، اين كه حالا بعضى نيمه سوادها مى گويند امام ولايت فقيه را ابتكار كرد و ديگر علما آن را قبول نداشتند، ناشى از بى اطلاعى است . كسى كه با كلمات فقها آشناست ، مى داند كه سماءله ى ولايت فقيه جزو چيزهاى روشن و واضح در فقه شيعه است . كارى كه امام كرد، اين بود كه توانست اين فكر را با توجه به آفاق جديد و عظيمى كه دنياى امروز و سياستهاى امروز و مكتبهاى امروز دارند، مدون كند و آن را ريشه دار و مستحكم و مستدل و با كيفيت سازد ؛ به شكلى در بياورد كه براى هر انسان صاحب نظرى كه با مسائل سياسى روز و مكاتب سياسى روز هم آشناست ، قابل فهم و قابل قبول باشد.
    عزيزان من ! در ايران ، در آن دوران چهارده ساله - بخصوص در اين سالهاى آخر - مبارزان اسلامى احساس تنهايى نيم كردند؛ هميشه احساس مى كردند كه امام با آنها مرتبط و متصل است . در ماجراى در گذشت فرزندش ، يك بعد ديگر از ابعاد اين شخصيت عظيم آشكار شد. خيلى ها بزرگند، عالمند، شجاعند؛ اما آن كسانى كه اين عظمتها در درون عواطف و در زوايا و اعماق دل آنها امتداد داشته باشد؛ خيلى زياد نيستند. مرد مسنى در سنين نزديك به هشتاد سال در آن زمان ، وقتى كه فرزند فاضل و نيستند. مرد مستنى در سنين نزديك به هشتاد سال در آن زمان ، وقتى كه فرزند فاضل و برجسته اش از دنيا رفت - كه در واقع پس او هم يك پس برجسته و يك فاضل و يك عالم ممتاز و يك اميد آينده بود - جمله اى كه از او نقل شده و شنيده شد، اين بود كه مرگ مصطفى از الطاف خفيه اى الهى است . او اين را مهربانى الهى و لطف پنهان خدا تلقى كرد؛ اين طور فهميد كه خدا به او لطف كرده است ؛ آن هم لطفى پنهانى ! ببينيد چه قدر عظمم مى خواهد در يك انسان ! اين مصيبتها و اين سختى ها و اين شدتهايى كه در دوران انقلاب بر اين مرد بزرگ وارد آمد و او مثل كوه استوار آنها را تحمل كرد، ريشه اش در همين عظمت روحى است كه در مقابل مرگ عزيزى اين چنين ، چنين برخورى پيدا مى كند.
    بعد هم قضيه ى تبعيد ايشان از عراق و شروع هجرت آن بزرگوار به كويت و سپس به فرانسه بود؛ كه فرمود اگر به من اجازه ى اقامت در كشورى ندهند، فرودگاه به فرودگاه خواهم رفت و پيامم را به همه ى دنيا خواهم رساند. آن عظمت ، آن شجاعت ، آن شرح صدر، آن استقامت كم نظير، آن قدرت رهبرى الهى و پيامبر گونه ، باز خودش را در اين جانشان داد، اين هم بعد جديدى از ابعاد شخصيت آن بزرگوار بود؛ بعد هم كه جريان آمدن ايشان به ايران و مواجهى با آن قضايا و تشكيل نظام جمهورى اسلامى بود.
    آنچه كه در دوره ى بعد از تشكيل نظام اسلامى ، از ابعاد وجودى امام مشاهده شد. به نظر من به مراتب مهمتر و عظيمتر بود از آنچه كه قبلا ديده شده بود. در اين دوران ، امام - اين شخصيت برجسته و ممتاز - در دو بعد و دو چهره مشاهده مى شود: در دروان حكومت ، يك چهره ، چهره ى رهبر و زمامدار است ؛ يك چهره ، چهره ى يك زاهد و عارف . تركيب اين دو با هم ، از آن كارهايى است كه جز در پيامبران ، جز در مثل داود و سليمان ، جز در پيامبرى مثل پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله انسان نمى تواند ديگر پيدا بكند. اينها حقايقى است كه ملت ايران در طول سالهاى متمادى آنها را لمس كرده ؛ ما هم كه از





    نزديك شاهدش بوديم .
    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #48
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    تربيت اسلامى و قرآنى ايران است . امام به چنين چيزى همه را دعوت مى كرد؛ نظام اسلامى را براى تربيت انسانهايى از اين قبايل مى خواست و مى پسنديد؛ همان طور كه خود او مظهر اعلاى آن بود.
    در چهره ى يك حاكم و زمامدار و رهبر، امام بزرگوار مردى هوشيار، با شهامت ، با تدبير، با ابتكار و دريادل بود؛ امواج سهمگين در مقابل او چيز كم اهميتى محسوب مى شدند؛ هيچ حادثه ى سنگينى نبود كه بتواند او را شكست بدهد؛ او به خضوع در مقابل آن حادثه وادار كند. همه ى حوادث تلخ و سختى كه در زمان دهساله ى رهبرى آن بزرگوار پيش آمد - كه خيلى زياد هم بود - امام از همه ى آنها بزرگتر بود. هيچكدام از اين حوادث - آن جنگ ، آن حمله ى امريكا، آن توطئه هاى كودتا، آن ترورهاى عجيب و غريب ، آن محاصره ى اقتصادى ، آن كارهاى عظيم و عجيب و غربى كه دشمنان با شكلهاى مختلف مى كردند - نيم توانست اين مرد بزرگ را دچار احساس ‍ ضعف به آراء مردم اعتقاد داشت . او به نظر به راءى مردم اعتقاد داشت - كه من در خطبه ى دوم در اين باره مختصرى صحبت خواهم كرد - به مردم از صميم قلب علاقه داشت ؛ به مردم عشق مى ورزيد و آنها را دوست مى داشت .
    آنچه در زمامداران مختلف عالم ، مايه ى امتياز آنها مى شد، اغلب آن صفات را - تا آن جايى كه من بررسى كردم و به ذهنم رسيده - ما در امام مجتمع ديديم . او، هم عاقل بود. هم دورانيش بود، هم محتاط بود، هم دشمن شناس بود، هم به دوست اعماد مى كرد، هم ضربه اى كه به دشمن وارد مى كرد؛ ضربه ى قاطع وارد مى كرد. همه ى آن چيزهايى كه براى يك انسان لازم است تا بتواند در چنين جايگاه حساس و خطيرى انجام وظيفه كند و خدا و وجدان خود را راضى بكند، در اين مرد جمع بود.
    امام به مردم اعتماد داشتند. انقلاب كه پيرو شد، امام مى توانستند اعلان كنند كه نظام ما، يك نظام جمهورى اسلام است ؛ از مردم هم هيچ نظرى نخواهند؛ هيچ كس هم اعتراض نمى كرد؛ اما اين كار را نكردند. درباره ى اصل نظام و كيفيت نظام ، رفراندام راه انداختند و از مردم نظر خواستند؛ مردم هم گفتند جمهورى اسلامى و اين نظام تحكيم شد. براى تعيين قانون اساسى ، امام مى توانست يك قانون اساسى مطرح كند؛ همه ى مردم ، يا يك اكثريت قاطعى از مدرم هم يقنا قبول مى كردند. مى توانست عده ى را معين كند و بگويد اينها بروند قانون اساسى بنويسند، هيچكسى هم اعتراض ‍ نمى كرد؛ اما امام اين كار را نكرد. امام انتخابات خبرگان را به راه انداختند؛ حتى عجله داشتند كه اين كار هر چه زودتر انجام بگيرد. در انقلابهاى دنيا، آن كسانى كه در راءس كار قرار مى گيرند و زمامدار انقلابند - كه البته غالبا هم كودتاست ؛ انقلاب نيست - براى خودشان يك سال ، دو سال فرصت قرار مى دهند و مى گويند تا وقتى آماده ى براى راءى گيرى بشويم ، بايد اين مدت بگذرند؛ امام دو ماه از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه اولين انتخابات - يعنى همان رفراندم جمهورى اسلامى - را كه به راه انداخت . يكى دو ماه بعد، انتخابات خبرگان قانون اساسى بود. چند ماه بعد، انتخابات رياست جمهورى بود. جند ماه بعد، انتخابات مجلس بود. دى يك سال - كه همان سال 58 باشد - امام چهار بار از آراء مرم براى چيزهاى گوناگون استفساء كرد: براى اصل نظام ، براى قانون اساسى نظام - كه قانون اساسى يك بار خبرگانش انتخاب شدند، يك بار خون قانون اساسى به راءى گذاشته شد - براى رياست جمهورى ، براى تشكيل مجلس شوراى اسلامى .
    امام به معناى واقعى كلمه معتقد به آراء مردم بود. يعنى آنچه را كه مردم مى خواهند و آرائشان بر آن متمركز مى شود. البته در اين كارها هيچ وقت سررشته ى كار را هم به دست سياستبازان نمى داد. مردم ،غير از سياستبازهايند؛ غير از مدعيان سياستند؛ غير از مدعيان طرفدارى مردمند. امام به مردم اعتماد داشت . خيلى از گروهها و احزاب و داعيه داران و سياستبازها و حزب بازها و امثال اينها بودند؛ امام به اينها كارى نداشت ؛ ميدان هم به اينها نمى داد كه بيايند زياده طلبى كنند؛ به نام مردم حرف بزنند و عوض مردم تصميم بگيرند ليكن به آراء مردم احترام مى گذاشت .
    جنگ پيش آمد؛ در نقش فرمانده ى نيروهاى مسلح ظاهر شد. مساءله ى محاصره ى اقتصادى پيش آمد، امام پشتيبان كامل بود؛ پشتيبان روحى دستگاههاى دولتى . اول انقلابت براى كارهايى زيادى انجام گرفت . مؤ سساتى مثل جهاد سازندگى مثل بنياد مسكن ، مثل كميته ى امداد، مثل بنياد مستضعفان و جانبازان ، مثل بنياد پانزده خرداد، براى كمك رسانى به مردم تشكيل شد. مسائلى كه براى امام در حاكميت و در اداره ى كشور مطرح بود، اينها بود. اين بعد حاكم و رهبر بودن امام در موضع يك انسان مقتدر و يك انسان با اراده بود؛ انسانى كه اگر جنگ پيش بيايد، مى تواند تصميم بگيرد، اگر صلح هم باشد، مى تواند تصميم بگيرد، براى اداره ى يك كشور و براى مواجهه ى با دشمنان ، مى تواند تصميم گيرد.
    امام همين انسان ، در چهره ى زندگى شخصى و خصوصى خود، وقتى انسان آن جا را نگاه مى كند،





    او را در چهره ى يك انسان زاهد و عارف و منقطع از دنيا مى بيند. البته منظور، دنياى بد است ؛ همان چيزى كه خود او مى گفت دنياى بد نيست ؛ اينها نعمتهاى خداست ؛ بايد اينها را آباد كرد. دنياى بد آن خودخواهى ، آن افزون طلبى ، آن احساس تعلقى است كه در درون توست ؛ امام از اين او براى خودش هيچ چيز نمى خواست . براى تنها پسرش - كه عزيزترين انسانها براى امام ، مرحوم حاج احمد آقا بود، بارها ما اين را از امام شنيده بوديم كه مى گفتند اعزا اشخاص در نظر من ايشان است - در ده سال آن حكومت و آنزمامدارى و رهبرى بزرگ ، يك خانه نخريد، ما مكرر رفته بوديم و يده بوديم كه عزيزترين كس امام ، در آن باغچه يى كه پشت حسينيه ى منزل امام بود، داخل دو، سه اتاق زندگى مى كرد.
    خون آن بزرگوار براى خود، زخارف دنيوى و ذخيره و افزون طلبى نداشت و نخواست ؛ بلكه بعكس ، هداياى فراوانى براى امام مى آورند، كه آن هدايا را در راه خدا مى داد. آنچه را هم كه داشت و متعلق به خود او بود و مربوط به بيت المال نبود، براى بيت المال مصرف مى كرد. همان آدمى كه حاضر نبود آن روز با ده ميليون ، پانزده ميليون ، يك خانه ى قابل قبولى براى پسرش بخرد - ولو از مال شخصى خودش - صدها ميليون تومان مال شخصى خود را براى نقاط مختلف - براى آبادانى ، براى كمك به فقرا، براى رسيدگى به سيل زدگان و جاهان مختلف ديگر - صرف مى كرد. ما اطلاع داشتيم كه در مواردى پولهاى شخصى خود امام بود كه به اشخاصى داده مى شد، تا بروند آنها را مصرف كنند؛ اينها هدايايى بود كه مريدان و علاقه مندان و دوستان براى امام آورده بودند.
    او اهل خلوت ؛ اهل عبادت ، اهل گريه ى نيمه شب ، اهل دعا، تضرع ، ارتباط با خدا، شعر و معنويت و عرفان و ذوق و حال بود. آن مردى كه چهره ى او دشمنان ملت ايران را مى ترساند و به خود مى لرزاند، آن سد متحكم و كوه استوار، وقتى كه اين مسائل عاطفى و انسانى پيش مى آمد، يك انسان لطيف ، يك انسان كامل ، يك انسان مهربان بود. من اين قضيه را نقل كرده ام كه يك وقت در يكى از سفرهاى من ، خانمى خودش را به من رساند و گفت از قول من به امام بگوييد كه پسرم در جنگ اسير شده بود و اخيرا خبر كشته شده او را برايم آورده اند. من پسرم در جنگ اسير شده بود و اخيرا خبر كشته شدن او را برايم آورده اند. من پسرم كشته شده ، اما براى من اهميت ندارد؛ براى من سلامت شما اهميت دارد. آن خانم اين را با يك هيجان و با يك احساسى به من گفت . من خدمت امام آمدم و داخل رفتم . ايشان سر پا ايستاده بودند و من همين مطلب را برايشان نقل كردم ، ديدم اين كوه استوار و وقار و استقامت ، مثل درخت تناورى كه جان و جسم او تحت تاءثير اين حرف مادر شهيد قرار گرفت و چشمانش پر اشك شد! شبى در يك جلسه ى خصوصى با دو سه نفر از دوستان ، منزل مرحوم حاج احمد آقا نشسته بوديم ؛ ايشان هم نشسته بودند. يكى از ما گفتيم كه آقا شما مقامات معنوى داريد، مقامات عرفانى داريد، يك چند جمله يى ماها را نصيحت و هدايت كنيد. اين مرد با عظمتى كه آن گونه اهل معنا و اهل سلوك بود، در مقابل اين جمله ى ستايش گونه ى كوتاه يك شاگردش - كه البته همه ى ما مثل شاگردان و مثل فرزندان امام بوديم ؛ رفتار ما مثل فرزند در مقابل پدر بود - آن چنان در حال حيا و شرمندگى و تواضع فرو رفت كه اثر آن در رفتار و جسم و كيفيت نشستن او محسوس شد.







    در حقيقت ما شرمنده شديم كه اين حرف را زديم كه موجب حياى امام شد. آن مرد شجاع و آن نيروى عظيم ، در قضاياى عاطفى و معنوى ، اين گرنه متواضع و با حيا بود.
    آن نكته ى آخرى كه من مى خواهم عرض بكنم ، اين است كه همه ى اينها را امام از عمل به دين ، از پايبندى به دين ، از تقوا و از مطيع امر خدا بودن داشت ؛ خود او هم بارها از خداست . او همه چيز را از خدا مى دانست ؛ هضم در اراده ى خدا بود؛ حل در حكم الهى بود: انقلاب را خدا پيروز كرد، دلهاى مردم را خدا جمع كرد. او همه چيز را از منظر الهى مى ديد و عامل به احكام بود؛ خداى متعال هم درهاى رحمت را به روى او باز كرد.
    (89)

    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #49
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*





    مشخصه هاى مهم راه حضرت امام خمينى قدس سره
    بعد از رحلت امام ، ما اعلام كرديم كه راه امام و خط امام را ادامه مى دهيم . اولا اين حركت ، از روى تقليد نبود؛ حركتى بر اساس ‍ تجربه و آگاهى بود. راه امام ، راه نجات اين كشور، هم در آغاز انقلاب ، هم در دوران حيات آن بزرگوار بود و هم امروز هست ، امام راه امام چيست ؟ مقصود ما از راه امام كدام است ؟
    من چند مشخصه ى مهم را از مجموعه يى كه ما آن را راه امام و خط امام به حساب مى آوريم ، عرض مى كنم . چند چيز از نظر امام ، در درجه ى اول بود؛ اول اسلام و دين بود. امام ، هيچ ارزشى را بالاتر از ارزش اسلام به حساب نمى آورد. انقلاب و نهضت امام ، براى حاكميت اسلام بود. مردم هم كه انى نظام را قبول كردند. اين انقلاب را به پا كردند و امام را پذيرفتند، براى انگيزه ى اسلامى بود. سر موفقيت امام اين بود كه صريح و بدون پرده پوشسى ، اسلام را روى دست گرفت و اعلام كرد من مى خواهم براى اسلام كار كنم و همه چيز در سايه ى اسلام است .
    قبل از دوران انقلاب ما كسانى در كشور ما و در بعضى كشورهاى ديگر بوده اند كه حقيقتا به اسلام اعتقاد داشتند، اما جراءت نمى كردند، يا نمى خواستند صريحا اسلام را مطرح كنند؛ تحت نامهاى ديگرى وارد ميدان مى دشدند و عموما شكست خوردند. علت اين كه امام پيروز شد. چون هدف خود را كه حاكميت اسلام است ، صريح بيان كرد.





    البته اسلام كه امام فرمود، در دو بخش قابل توجه است ؛ يك بخش ‍ اسلام در قالب نظام ؛ امام ، اين جا خيلى سختگير بود و به يك كلمه كم يا زياد، راضى نمى شد؛ به يك مسامحه ، چه غيره ، راضى نمى شد. همه جا مر اسلام ؛ نظام اسلام ، مجلس شوراى اسلامى ، دولت اسلامى ، قضاوت اسلامى و دستگاهاى گوناگون ، بايد بر طبق مصالح ، خط اسلام و راه حاكميت اسلام را دنبال بكنند. امام ، اين
    را دنبال مى كرد و تا آن جا كه توانست ، تلاش كرد.
    چهره ى دوم در مورد پايبندى به اسلام ، عمل فردى اشخاص است ؛ در اين جا ديگر آن صلابت و قاطعيت و اعمال قدرت ، وجود ندارد؛ اين جا موعظه ، نصيحت ، زبان خوش و امر به معروف است . امام . به اين عقيده داشت . پس اول چيزى كه در خط امام ، مهم است ، تعقيب هدف اسلامى در صحنه ى ايمان و در صحنه عمل است .
    دومين مطلب ، تكيه به مردم است - همان طور كه عرض كردم ، هيچ كس در نظام اسلامى نبايد مردم ، راءى مردم و خواست مردم را انكار كند. حاللا بعضى ، راءى مردم را پايه ى مشروعيت مى دانند؛ لااقل پايه ى اعمال مشروعيت است . بدون آراى مردم ، بدون حضور مردم و بدون تحقق خواست مردم ، خيمه ى نظامى اسلامى ، سرپا نمى شود و نمى داند. البته مردم ، مسلمانند و اين اراده و خواست مردم ، در چار چوب قوانين و احكام اسلامى است .
    امام ، مجمع تشخيص مصلحت را درست كرد، يعنى آراى مدرم كه مظهرش مجلس شوراى اسلامى است ، و حدود اسلامى كه مظهرش ‍ شوراى نگهبان است ، اگر بين آنها اختلافى پيدا شد، مجمع تشخيص ‍ مصلحت تصميم مى گيرد، آن جايى كه مصلحت ، كشور اقتضا بكند، آن را بر اين مقدم مى دارد. مجمع تشخيص مصلحت را هم امام درست كرد.
    آنچه كه در مورد آزادى گفته مى شود، همه در شكم اين حركت عظيم و اين سرخط مهمى است كه امام براى اين كشور به وجود آورد. حالاعده يى تازه از راه رسيده ، مى خواهند آزادى ، آزادى راءى را تا به امام و دستگاه امام و نظام اسلامى ، تازه ياد بدهند و تلقين كنند ! اين خطى بود كه امام ، حركت نظام اسلامى را بر اين خط قرار داد. بحمدالله مسؤ ولان كشور - چه امروز چه در دوره ى قبل و دولت قبل - كه همه شاگردان امام بودند و دست پروردگار امام هستند، اين چيزها را از بن دندان دانستند و باور كردند؛ نمى خواهد ديگرى بيايد و به اينها ياد بدهد.
    سوم از مشخصه هاى خط امام ، عدالت اجتماعى و كمك به طبقات مستضعف و محروم است كه امام آنها را صاحب انقلاب و صاحب كشور مى دانست ، امام پا برهنگان را مهمترين عنصر در پيروزيهاى اين ملت مى دانست ؛ همين جور هم هست و همان طور كه گفتم ، امام به گفتن هم اكتفا نكرد. امام از همان اول انقلاب ، جهان سازدگى ، كميته ى امداد، بنايد مستضعفان ، بنايد پانزده خرداد و بنياد مسكن را به وجود آورد و دستورات مؤ كد به دولتهاى وقت داد. عدالت اجتماعى ، جزو شعارهاى اصلى است ؛ نمى شود اين را در درجه ى دوم قرار داد و به حاشيه راند. مگر مى شود؟ !
    حالا عده يى از آن طرف در مى آيند كه امام فرمودند: انقلاب ما انقلاب نان نيست . براى نان نيست ! بله ، انقلاب اكتبر روسيه كه در سال 1917 پيدا شد، به خاطر قطع شدن نان در آن شهرهاى اصلى آن روز بود - مثلا مسگو - اگر مردم آن روز نان داشتند همين نانى معمولى - آن انقلاب پيش نمى آمد. انقلاب ما اين جورى نبود، انقلاب ما بر اساس يك ايمان بود؛ اما معنايش اين نيست كه انقلاب نبايد به زندگى مردم ، به اقتصاد، به نان و به رفاه مردم بپردازد، اين چه حرفى است !؟ امام به اين مسايل مى پرداخت و دستور مى داد و آنچه در درجه ى اول ، مورد نظر امام بود. عبارت بود از طبقات محروم و مستضعف .
    البته امروز كنار گودنشينها، آنهايى كه همين بلدند گوشه يى بنشينند و دستور و نسخه صادر كنند - بدون اين كه بدانند واقعيتها چگونه است ؛ يا هيچ مسؤ ليتى احساس كنند - مى گويند: عدالت اجتماعى ، تحقيق پيدا نكرده ، خيلى بايد مجاهدت كنمى ؛ امام نظام براى روستا و روستانشين و شهرهاى دور دست و طبقات محروم قايل بنودند - تغيير داد و بيشتر اهتمام را روى اين چيزها گذاشت .
    امروز بيشترين اهتمام دولت خدمتگزار ما براى نقاط محروم است . در طول دوران انقلاب ، هميشه دولتها اين جور بودند؛ بيشترين اهتمامشان براى مردم محروم و نقاط محروم بود، كارهاى فراوان و خدمات عظيمى انجام گرفته است . اينها به بركت همين عنصر عدالت اجتماعى در خط امام است .
    يك عنصر ديگر، دشمن شناسى و فريب نخوردن از دشمن است . اولين كارى كه دشمن مى كند، اين جور تبليغ مى كند كه هيچ دشمنى وجود ندارد. چطور نظام اسلامى دشمن ندارند؟ ! جهانخوران را از اين سفره ى به يغما رفته ى سالهاى متمادى ، محروم كرده است ؛ معلوم است كه دشمنند، مى بينمى كه دارند دشمنى مى كنند - در تبليغات ، در محاصره ى اقتصادى - هر كارى كه مى توانند در تقويت دشمن عليه نظام ، دارند مى كنند؛ صريح هم مى گويند !



    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #50
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*






    در اين مملكت ، آنچه كه براى آمريكا، براى استكبار و براى جهانخواران قابل قبول نيست ، استقلال اين مملكت و استقلال و بيدارى اين مردم است ؛ آن ، دست ردى است كه اين مردم به سنه ى دشمنان اين كشور و جهانخوران زده اند، اين را نمى خواهند. با اسلام هم كه دشمنند، چون اسلام اين بيدارى را به مردم داده است ، با اين دشمنند. امام دشمن را مى شناخت ؛ روشهاى سياسى و روشهاى تبليغاتى آنها را مى فهميد، مى شناخت و در مقابل آنها محكم مى ايستاد.
    محور ديگر، علاقه و حساس بودن به سرنوشت مسلمانان عالم است ؛ مسلمانان عالم ، عقل استراتژيك نظام اسلامى به حساب مى آيند. الان ملتها در آسيا، در افريقا و در همين منطقه ى خود ما طرفدار نظام اسلامى هستند. انى اظهار ارادتى كه به امام و به انقلاب مى كنند، سابقه ندارد؛ نه امروز نسبت به هيچ كشورى در دنيا وجود دارد و معمول است ، و نه در گذشته چنين چيزى بوده است اين به خاطر اسلام است . امام روى سرنوشت برادران مسلمان ، حساس ‍ بودند. و بالاخره تعالى عملى و سازندگى كشور.
    اينها سرفصلهاى عمده ى خط امام است ؛ اسلام ، مردم ، پيشرفت كشور، دشمنى با دشمنان و حساسيت نسبت به امت اسلامى ؛ در آن هست . اينها خط امام است ؛ ما به اينها پايبند بوديم و هستم و به فضل پروردگار خواهيم بود.
    در اين سالها بعد از رحلت امام ، چه دولتهايى كه سر كار بودند - چه دولت قبلى ، چه دولت امروز ما - چه مجلسى شوراى اسلامى و دستگاه قانونگذارى ، بحمدالله كارهاى بزرگى كردند و خدمات بزرگى انجام دادند. جزييات كارهاى اينها آن قدر زياد و صفحه ى عملياتى كه مسؤ ولان اين كشور قواى مختلف - بخصوص در قوه ى مجريه كه بارهاى سنگين بر دوش آنهاست - به قدرى درخشان و زياد است كه هر منصفى اينها را نگاه بكند، تحسين خواهد كرد. من اگر بخواهم الان هم آنچه در ذهنم هست ، بگويم ، يك صفحه ى طولانى است ؛ اينها را بايد خود آقايان بيايند، به مردم بگويند و توضيح بدهند، تا ببينند كه چه زحماتى كشيده اند !
    اين به بركت پيروزى از همين راه امام است . خداى متعال هم به اين كشور تفضل ريشه ى عميقى دارد. آثارى را هم كه خداى متعال و دست قدرت الهى براى اين مردم آورد، خيلى عظيم است .
    به الطف الهى ، پنجاه هزار اسير ما بى دغدغه برگشته اند؛ بلوك شوروى كه يك مزاحم و معارضى بود، در طول اين سالها متلاشى شد؛ به لطف الهى ملت ما در ميدانهاى مختلف ، به موفقيتهاى بزرگى دست پيدا كردند؛ انتخاباتهاى گوناگون ، حضورهاى برجسته ، همين حضور سى ميليونى مردم در انتخابات رياست جمهورى در دو سال قبل







    از اين ، اينها الطاف الهى و نشانه هاى رحمت خداست .
    ما افتخار مى كنيم كه ملتى جوان و زنده و با نشاط داريم ، افتخار مى كنيم كه مسؤ ولان مؤ من ، بى طمع بى غرض و مردمى ، دارند قواى اين كشور را اداره مى كنند، افتخار مى كنم كه على رغم دشمنى استكبار و عليرغم اين همه توطئه ، ملت و مسؤ ولان ما بحمدالله توانسته اند راه طولانى و دشوار انقلاب را پيش ببرند و مملكت را بسازند. روز به روز اين سازندگى ، بيشتر خواهد شد؛ روز به روز ان شاءالله به سمت عدالت اجتماعى پيشرفت خواهيم رفت ، روز به روز پايه هاى اسلام به تعبد به اسلام در اين كشور محكمتر خواهد شد.
    آن كسانى كه گوش خوابانده اند كه شايد مردم از اسلام و جمهورى اسلامى برگردند، بدانند كه سرنوشت آنها سرنوشت همان كسانى است كه اول انقلاب خيال مى كردند انقلاب تا سه ماه ديگر، تا شش ‍ ماهديگر، تا يك سال ديگر از بين خواهد رفت ! يا خيال مى كردند كه اول جنگ مى توانند در ظرف يك هفته ، ايران را فتح كنند ! همان طور كه آنها تو دهنى خوردند، همان طور كه از ملت ايران سيلى خوردند، همان طور كه ناكام شدند، همان طور كه غلط بودن تهديدهايشان واضح شد، آن كسانى هم كه امروز خيال مى كنند و به انتظار آن نشسته اند كه اين مردم از دينشان ، از قرآنشان ، از اسلامشان ، از روحانيتشان و از امامشان روى برگردانند، تو دهنى خواهند خورد؛ آنها هم سيلى خواهند خورد !
    آينده مال اين ملت است ؛ آينده ، مال اين كشور و مال اسلام است . روز به روز به فضل پروردگار، خورشيد درخشان اسلام ، درخشانتر خواهد شد و مردم زيادترى را گرما خواهد داد و نورانى خواهد كرد.
    پروردگارا به محمد و آل محمد، مقامات امام را در ملكوت اعلى ، بيشتر از پيش كن .
    پرورگارا، او را از سوى يكايك ما جزاى خير عنايت كن ، خواستها و آرمانها و هدفهاى او را محقق ، ملت ايران را پيروز و دشمنانش را منكوب كن ، اسلام و مسلمين را در همه جاى عالم ، موفق و پيروز بگردان ، گرفتاريهاى اين ملت را بر طرف كن ، شر دشمنان را به خودشان برگردان ، دلهاى اين ملت را روز به روز به هم مهربانتر كن
    (90)



    *^*خاطرات و حكايتها - جلد پنجم *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •