راه خودسازى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راه خودسازى
صفحه 10 از 15 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 143
  1. #91
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    13 - خوف
    خوف عبارت است از ناراحتى و تالم قلب به سبب خيال و فكر اينكه در آينده مساله ناراحت كننده اى كه مشكوك الوقوع است اتفاق بيفتد. (البته اگر كسى بداند و يا احتمال قوى بدهد كه خطرى در آينده متوجه اوست اينجا در تعريف خوف گفته مى شود تالم قلب به سبب انتظار مساله ناراحت كننده و رنج آور.)
    فرق خوف و جبن كه قبلا مورد بحث قرار گرفته با اندك دقتى در تعاريف آنها روشن مى شود. گفتيم جبن بى حركتى نفس از دفاع و انتقام است در موضعى كه دفاع و انتقام لازم است و لازمه اين بى حركتى خوف و ترس ‍ نيست . زيرا ممكن است كسى داراى اين سكون (تفريط در غضب ) باشد اما هيچ خوفى هم او را نگيرد مثل كسى كه جرات سوار شدن بر هواپيما يا كشتى و يا تنها خوابيدن در خانه و يا مبارزه با ظالم را ندارد. اينگونه افراد در حالات مذكور متصف به صفت تفريط در قوه غضبيه يعنى همين سكون مذكور هستند، اما بالفعل خائف نيستند.
    حال كه فرق بين خوف و جبن مشخص شد، به بيان انواع خوف مى پردازيم .
    انواع خوف
    خوف داراى دو نوع است : 1 - خوف مذموم 2 - خوف محمود
    خوف مذموم ، خوف از غير خداست . هر نوع خوفى كه از غير خدا و صفات موجبه هيبت او باشد مذموم است و نوع دوم يعنى خوف محمود، خوف از پروردگار است ، از عدالت او ولمن خاف مقام ربه جنتان . (251)
    خوف مذموم اقسامى دارد:
    1 - ترس از چيزى كه امرى ضرورى و لازم الوقوع است و دفع آن نيز در محدوده قدرت بشر نيست (مثل خوف از مرگ ) كه البته اين خوف خطاى محض است و جز اينكه انسان را از رسيدن به امور دنيوى و معنوى و دينى خود باز ميدارد چيز ديگرى نيست .
    2 - خوف از چيزى كه ممكن الوقوع است ولى شخص خائف نفيا و اثباتا در وقوع آن مدخليتى ندارد. اين نوع خوف هم بيمورد است . زيرا آن امر ممكن است واقع شود و ممكن است واقع نشود. و از طرفى وقتى نمى شود از وقوع آن امر جلوگيرى كرد، ديگر خوف چه معنايى دارد. آيا خوف از وقوع واقعه جلوگيرى ميكند؟ اگر بنا باشد آن امر واقع شود، كه خوف از آن چيزى را عوض نمى كند و اگر هم بنا باشد واقع نشود چه ترسى است كه وجود داشته باشد؟
    3 - ترس از انجام فعلى كه محتمل است در آينده از اين شخص خاف رخ دهد. يعنى مى ترسد كه در آينده كارى بى اختيار از او سر بزند كه موجب بى آبرويى او بشود. البته در مورد اين نوع خوف بايد دقت و سعى شود كه آن امر واقع نشود. اين نوع خوف ممكن است پس از وقوع فعلى باشد كه قبيح بوده و فاعل آن از ظاهر و آشكار شدن كارش مى ترسد به طورى كه در حين ارتكاب عمل تصور مى كرده فاش نمى شود ولى اكنون از فاش شدن آن مى ترسد. اين نوع خوف از جهل است . زيرا بالاخره هر كارى ولو در خفا انجام شده باشد بالاخره فاش شدن آن ممكن است و براى امر كه ممكن الوقوع است و ما وقوع و عدم وقوع آن را نمى دانيم خوف فايده اى ندارد بايد در اصل ، آن عمل را مرتكب نمى شد و حالا نيز وظيفه اش توبه و پناه بردن به خداوند است .

    راه خودسازى

  2. #92
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    4 - ترس از چيزهايى كه طبعا انسان از آنها خائف است ، بدون اينكه هيچ دليل عقلى براى وحشت از آنها داشته باشد، مثل ترس از مرده ها، ترس از جن بالاخص در شب و در تنهايى . شكى نيست كه اين نوع خوف از كم عقلى است .
    اين نوع افراد بايد سعى كنند قوه عاقله خود را بر قوه و هميه خود غالب كنند و اين كار را مى توانند با تمرين انجام دهند مثل تمرين تنهايى در شب .
    پس بيان شد اين نوع از ترس كه اقسام ترس از غير خداست مذوم است ولى ترس از خدا محمود است .
    خداوند مى فرمايد: و يحذركم الله نفسه (252) خداوند شما را از (نافرمانى ) خود بر حذر مى دارد و مى فرمايد: اتقوا الله حق تقاته (253) از خدا پروا كنيد آن چنان كه حق پروا از اوست .
    و نيز خداوند در حق كسانى كه خوف از او دارند مى فرمايد: اولئك لهم الامن و هم مهتدون (254) براى آنها (مومنين ) امنيت است اينها هدايت يافتگان هستند.
    و نيز در جاى ديگرى مى فرمايد: انما يخشى الله من عباده العلماء (255) فقط دانشمندان هستند كه از بين بندگان خدا از خداوند هراس دارند. رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك لمن خشى ربه (256) خدا از آنها خشنود است و آنها نيز از خدا خوشنود هستند اين (مقام ) براى كسى است كه ترس از خدا داشته باشد. خداوند در داستان حضرت موسى عليه السلام مى فرمايد: هدى و رحمه للذين هم لربهم يرهبون (257) (در الواحى كه براى موسى عليه السلام فروفرستاده شده بود نوشته بود كه ) هدايت و رحمت براى كسانى است كه از پروردگارشان بيم دارند.
    در بعضى آيات قرآن مجيد كه در سوره هاى مختلف قرآن آمده خوف ، شرط ايمان قلمداد شده است . از جمله خداوند مى فرمايد: و خافون ان كنتم مومنين (258) اگر ايمان داريد فقط از من بترسيد. و يا سيذكر من يخشى (259) و به زودى آنها كه از خدا مى ترسند متذكر مى شوند. در بعضى از آيات قرآن هم به افراد خائف از خدا وعده بهشت داده شده است به عنوان نمونه اما من خاف مقام ربه و نهى النفس ‍ عن الهوى فان الجنه هى الماوى (260) و يا و لمن خاف مقام ربه جنتان (261)
    برخى روايات در مورد خوف محمود
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: راس الحكمه مخافه الله (262) قله حكمت ترس از خداست و نيز فرموده است : من خاف الله اخاف الله من كل شى ء و من لم يخف الله اخافه الله من كل شئى (263) كسى كه بترسد از خدا، پروردگار همه چيز را از او مى ترساند و كسى كه از خدا نترسد، خداوند او را از همه چيز مى ترساند.
    و نيز فرموده است : اتمكم عقلا اشدكم للله خوفا (264) آن كس ‍ از ميان شما عاقل تر است كه خوف او از خدا بيشتر باشد.
    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: من عرف الله خاف الله من خاف الله سخت نفسه عن الدنيا (265) كسى كه خدا را بشناسد از او مى ترسد و كسى كه از خدا ترسيد نفس او از دنيا ناراحت مى شود.
    همان حضرت فرموده است : ان من العباده شده الخوف من الله تعالى (266) به درستى از جمله عبادات ، شدت ترس از خداوند تعالى است

    راه خودسازى

  3. #93
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    14 - بى غيرتى
    غيرت عبارت است از محافظت آنچه كه حفظ آنها لازم است يعنى محافظت دين و عرض و اولاد و اموال و با توجه به تعريف غيرت معناى بى غيرتى نيز معلوم مى شود. اگر كسى نسبت به محافظت دين و يا عرض و يا اولاد و يا حريم و يا اموالش اهمال كرد بى غيرت است . بحث اين جلسه ما هم مربوط به اين حالت لغو است . كه به مناسبت در مورد دون همتى نيز بحث خواهيم نمود.
    برخى روايات مربوط به غيرت
    در زمينه غيرت به برخى روايات مربوط اشاره مى كنيم : از جمله پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: اذا لم يغير الرجل فهو منكوس ‍ القلب (267) هنگامى كه مرد غيرت نداشته باشد قلب او بيمار است .
    و نيز فرمود: كان ابراهيم غيورا و انا اغير منه (268) حضرت ابراهيم عليه السلام غيور بود و من از او غيورترم .
    حضرت على عليه السلام فرموده است : يا اهل العراق نبئت ان نسائكم يدافعن الرجال فى الطريق اما تستحيون و لا تغارون
    (269) اى اهالى عراق خبر دار شدم كه زنان شما از مردان در راهها دفاع مى كنند آيا خجالت نمى كشيد و آيا غيرت پيشه نمى كنيد.
    در مدح غيرت و غيرتمندى روايات زيادى وارد شده است :
    پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: ان الله غيور يحب كل غيور (270) خداوند غيرتمند است و هر غيرتمند را دوست دارد. و نيز فرمود: ان سعدا لغيور و انا اغير من سعد و الله اغير منى
    (271)
    سعد غيور است و من از سعد غيور ترم خدا نيز از من غيورتر است و نيز فرمود: ان الله لغيور و لا جل غيرته حرم الفواحش (272) خداوند غيور است و به خاطر غيرتش فحشاء را حرام كرده است . امام صادق عليه السلام نيز مى فرمايد: ان الله تعالى غيور يخب الغير و لغيرته حرم الفواحش ظاهرها و باطنها
    (273) خداوند غيور است و غيرت را دوست دارد و به خاطر غيرتش فواحش را حرام ساخته خواه آشكار باشد و خواه پنهان .
    مقتضاى غيرت در دين
    مقتضاى غيرت در دين اين است كه هر فردى در حفظ دين بكوشد و از هر گونه بدعت گذارى ، دين را حفظ كند و نيز دينش را از شر مبطلين احكام و از شر انتقام جويى مرتدين و از شر اهانت كسانى كه بنا دارند ارزشهاى دينى را از بين ببرند و سبك كنند، حفظ كند و نيز اقتضاى غيرت در دين اين است كه هر فرد مومنى از شبهه هايى كه افراد منكر در ذهن افراد القاء مى كنند جلوگيرى و در ترويج و نشر احكام كوشا باشد و در تبيين حلال و حرام كوشش نمايد و نيز در امر به معروف و نهى از منكر مسامحه ننمايد.

    راه خودسازى

  4. #94
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    مقتضاى غيرت در حرم
    مقتضاى غيرت در حريم آن است كه انسان حريم خود را (منظور از حريم ناموس است ) از مردان اجنبى حفظ كند و نيز لازمه غيرت در رابطه با حريم آن است كه هر فردى سعى كند حتى المقدور ناموس او اگر ناچار بايد در كوچه و بازار براى امور ضرورى ظاهر شود و در منظر نامحرمان قرار گيرد لااقل با حفظ شئونات دينى و اخلاقى باشد.
    قال رسول الله صلى الله عليه و آله لفاطمه اى شيئى خير للمراه قالت ان لاترى رجلا و لايراها رجل
    (274) پيامبر صلى الله عليه و آله از فاطمه زهرا (س ) سوال فرمود چه چيزى براى زنان بهتر است حضرت زهرا (س ) جواب داد: اينكه : نه او مردى را ببيند و نه مردى او را.
    البته در اين خصوص بايد تذكر داده شود روايتى است از پيامبر صلى الله عليه و آله كه رفتن زنان به مسجد را تجويز نموده است لا تمنعوا اما الله مساجد الله (275) زنان (بندگان خدا) را از خانه هاى خدا منع مكنيد. صرفنظر از اقوالى كه روايت را به عصر خود پيامبر صلى الله عليه و آله مخصوص مى داند، بايد گفت تجويز حضور زنان در مساجد از حيث تنقيح مناط مى تواند دليل بر جواز حضور زنان در تمام عرصه هاى اجتماعى باشد كه دفاع از دين اقتضا مى كند.
    على اى حال در زمان ما اين نوع مسائل تابع فتوا است . بالاخره در زمان ما مقتضاى غيرت در رابطه با حريم موظف كردن حريم به حفظ حجاب است و محافظت آنها از آنچه احتمال فساد و تباهى در آن وجود دارد. و دقت به اينكه هرگاه حضور زنان در عرصه هاى مختلف اجتماعى ضرورى باشد بايد همراه با حفظ شئونات اسلامى باشد.
    افراط در غيرت
    يادآورى اين نكته نيز ضرورى است كه در مساله غيرت هيچ كس نبايد به افراط كشيده شود به طورى كه به اهل و عيال خودش سوء ظن پيدا كند و آنها را سرزنش نمايد و يا مورد تجسس قرار دهد. رسول مكرم اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: من الغيره غيره يبغضها الله و رسوله و هى غيره الرجل على اهله من غيره ريبه (276) نوعى از غيرت ، غيرتى است كه خدا و رسول او از آن غيرت ناخرسند هستند و آن غيرت بيجاى مرد است بر اهل و عيال خودش فى رسالته الى الحسن عليه السلام اياك و التغاير فى غير موضع الغيره فان ذلك يدعوهن الى السقم (277) امام على عليه السلام خطاب به امام حسن عليه السلام مى نويسد بپرهيز از غيرت بخرج دادن بيجا كه به درستى اين كار زنان را به سوى بيمارى سوق مى دهد.
    راه خودسازى

  5. #95
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    مقتضاى غيرت در اولاد
    مقتضاى غيرت در اولاد اين است كه والدين از ابتداى امر آنها را مورد حفاظت قرار داده و در امر تغذيه آنها كوشش نمايد و نيز غذاى حلال به آنها بخورانند. زمانى كه هم كه كودك به حد كودك مميز رسيد او را تحت تربيت قرار دهند و در آن دوران كه هنوز كودك براى فراگيرى امور مهم آمادگى ندارد اخلاق و آداب آسان را به او بياموزند از جمله :
    1 - هر چيز به او دادند با دست راست بگيرد.
    2 - در مورد آنچه به او هديه مى كنند تشكر كند.
    3 - قبل از ديگران مشغول غدا خوردن نشود.
    4 - قبل از غذا خوردن بسم الله بگويد.
    5 - به طعام و افرادى كه غذا مى خورند خيره نشود.
    6 - در خوردن عجله نكند.
    7 - عذا را خوب بجود.
    8 - لباس و دست خود را آلوده به غذا نكند.
    9 - از پرخورى بپرهيزد.
    10 - قناعت را فراگيرى و پيشه خود كند.
    11 - سخاوت و بخشش را فراگيرد و عمل كند.
    12 - به او لباس مناسب بپوشانند، البته لازم است والدين در اين امور مراقبت پيگير داشته باشد و آنى غافل نشوند و فرزندان را به رعايت آنچه به آنها ياد مى دهند ملزم سازند.
    13 - از او بخواهند كه مرتبا مسواك بزند.
    14 - در هر حال او را به رعايت نظافتى شخصى و محيط پيرامون خود وادارند.
    كودكانى كه در ابتداى امر در مورد آنها اهمال شود اكثرا دروغگو، حسود، لجوج ، مسئوليت ناشناس و بى ادب بار مى آيند و نيز غيرت در مورد اولاد اقتضا مى كند كه در وقت خودش ، والدين فرزند را به دست معلمى صالح بسپارند تا به او قرآن و احاديث و احكام و حكايات ابرار و علوم مختلف لازم ديگر را بياموزد و زمانى كه كودك نزد معلم به فراگيرى مى پردازد بايد به او ياد داد كه نسبت به معلم اظهار ادب كند و نزد او سكوت نمايد و دز امر تحصيل صبر داشته باشد تا بر مشكلات آن فائق آيد. ضمنا بايد براى كودك وسائل تفريح و بازى فراهم نمود تا پس از تعليم و تعلم براى رفع خستگى روحى و جسمى به بازى سالم بپردازد .

    راه خودسازى

  6. #96
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    مقتضاى غيرت در امر مال
    بايد دانست كه غيرت در حفظ مال ، مذموم نيست . زيرا هر انسان تا در دار دنيا است به مال احتياج دارد و حتى تحصيل آخرت هم در مواردى متوقف بر وجود مال است . زيرا كسب علم و عمل كه موجب بقاء انسان است موقوف بر وجود مال مى باشد.
    غيرت در مال عبارت است از حفظ و ضبط مال بعد از تحصيل آن از راه شرعى و مراد از سعى در حفظ مال عدم اسراف آن و جلوگيرى از صرف مال در مواضع بى مورد و بيجا است ، مثل بخشش ريايى يا دادن مال به غير مستحق بدون وجود انگيزه الهى يا عقلى و يا مثل تمكين از سارقين و ظالمين در غير موضع آن .
    نتيجه اينكه بى غيرتى يكى از حالات لغو در انسان دون همتى است كه عبارت است از قصور نفس از طلب كمالات دنيوى و اخروى . صفت دون همتى در مقابل علو همت قرار دارد كه عبارت است از ملكه نفس در تحصيل سعادت و كمال . دون همتى همانطور كه معلوم است صفتى است كه انسان را از رسيدن به كمالات باز مى دارد. چه بسا افرد مستعدى كه به خاطر وجود اين صفت از قافله ترقى عقب مانده اند و نتوانسته اند كمالات وجودى خود را بروز دهند. چه بسا كسانى كه توانايى اداره كشورى را بالقوه دارند ليكن دون همتى آنها مانع به فعليت رسيدن اين قوه مى شود. بايد اين صفت را از خود طرد كرد و به جاى آن علو همت اختيار نمود. بلند همتى انسان را تا آنجا پيش مى برد كه در راه رسيدن به كمال هيچ مانعى او را نمى تواند باز دارد حتى مرگ .
    آن مرد نيم كز عدمم بيم آيد
    كان بين مرا خوشتر از اين بيم آيد
    جانى است مرا به عاريت داده خدا
    تسليم كنم چو وقت تسليم آيد
    اصولا در ارتباط با امور معنوى و كمالات انسانى بايد هميشه به بالادستى نگاه كنيم .
    خداوند هم وجود مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله را براى ما اسوه و الگو قرار داده است . ما بايد به مقامات و منزلت پيامبر صلى الله عليه و آله بنگريم . گرچه مقام معنوى آن حضرت براى ما دست نيافتنى است ولى بايد در اين مسير حركت كنيم . آن پيامبرى كه در معراج حتى جبرئيل نتوانست همپاى او به اوج برسد.
    گفت جبرائيل بپر در پيم
    گفت نى نى من حريف تو نيم
    اما در امور دنيوى و مالى هرگاه ، خطر طمع ، حرص ، حسد و امثال اينها در كار باشد بايد به زيردستان خود بنگريم تا به آرامش برسيم .
    راه خودسازى

  7. #97
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    15 - عجله و شتابزدگى
    در اين مبحث به مساله عجله و شتابزدگى مى پردازيم .
    عجله يك حالتى در ذهن انسان است كه موجب مى شود آدمى در اولين لحظه ممكن و بدون تامل ، تفكر، آينده نگرى و بى درنگ دست به اقدام در كارهاى خود بزند، شكى نيست كه عجله و شتابكارى صحيح نيست و اين مساله در ضرب المثل ، منعكس است كه مى گويند عجله كار شيطان است . اتفاقا اين مضمون روايتى هم هست كه الانائه من الله و العجله من الشيطان
    (278) آرامش و تانى از خدا و عجله كارى شيطان است . در قرآن مجيد هم خداوند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مورد خطاب قرار داده و مى فرمايد: و لاتعجل بالقرآن من قبل ان يقضى اليك وحيه (279) و نسبت به قرآن عجله مكن قبل از آنكه وحى آن بر تو تمام شود. (البته بايد توجه داشت قرآن مجيد به طور دفعى بر بيت المعور نازل شده است اين بيت المعمور بنا به اقوالى قلب پيامبر صلى الله عليه و آله است . اين نزول دفعى قرآن بر قلب مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله در ماه رمضان و در شب قدر بوده است انا انزلناه فى ليله القدر (280) ما قرآن را درشب قدر نازل كرديم . از طرفى شب قدر هم در ماه رمضان است شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن (281) يعنى ماه رمضان ماهى كه در آن قرآن نازل شده است از مجموع اين دو بر مى آيد كه قرآن در شب قدر و درماه رمضان نزول دفعى بر بيت المعمور داشته ، پس بايد توجه داشت اينكه خداوند پيامبرش را مورد خطاب قرار مى دهد و مى فرمايد در بيان آيات قرآن عجله نكن اين در مورد نزول تدريجى وحى به پيامبر صلى الله عليه و آله مى باشد كه براى بيان وحى به مردم حضرت بايد تامل مى فرموده است .) در قرآن مجيد مى فرمايد: و لاتحرك به لسانك لتعجل به ان علينا جمعه و قرآنه فاذا قراءناه فاتبع قرآنه (282) يعنى (اى پيامبر) زبانت را به خاطر عجله به هنگام دريافت وحى حركت مده ، بر ماست كه آن را در سينه تو جمع كنيم تا بتوانى آن را تلاوت كنى سپس ‍ هنگامى كه ما آنرا بر تو مى خوانيم از تلاوت آن پيروى كن . همانطور كه ملاحظه فرموديد عجله حتى در دريافت و ابلاغ وحى نامطلوب است .
    مفاسد عجله بسيار زياد است . عجله باعث مى شود انسان تامل و تانى را از دست بدهد و اصولا سكينه كه ملكه صبر است در كسى كه عجول باشد وجود ندارد. (283)
    عجله امكان تفكر و تامل را از انسان سلب مى كند، لذا است كه فرد عجول هميشه بدون بصيرت و شناخت كافى عمل مى كند. البته تجربه هم اين موضوع را ثابت كرده است كه كارهاى عجولانه در نهايت ندامت و پشيمانى مى آفريند و از طرفى هر كارى كه با تانى و تامل و تفكر انجام شده باشد نه تنها موجب پشيمانى نمى شود بلكه مورد رضايت قرار مى گيرد و نيز تجربه نشان داده است افراد عجول كه فورا تصميم مى گيرند خود را از چشم مردم مى اندازند و مردم به آنها وقعى نمى گذارند. البته نبايد سرعت در كار را با عجله اشتباه گرفت . زيرا سرعت در كار آنست كه پس از مطالعه و برنامه ريزى و تنظيم امور و محاسبه كامل ، بدون معطلى برنامه پياده شود. ولى عجله آنست كه كارى بدون مطالعه و برنامه ريزى و بصورت شتابزده صورت گيرد.
    راه خودسازى

  8. #98
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    مهمترين آفت عجله
    بدترين نوع عجله كه آدمى را در تمام عمر همراهى مى كند حب عاجل و دورى از آجل است . دوستى دنيا و بر گزيدن آن و رها كردن آخرت ، خود نوعى عجله محسوب مى شود.
    يعنى انسان تامل و تانى را كنار مى گذارد و در مورد مساله دنيا و آخرت تفكر نمى كند آن وقت است كه دنيا را بر مى گزيند و آخرت را رها مى كند. اين است كه اصطلاحا مى گويند عجله موجب حب عاجله و دورى از آجله مى شود. لذا خداوند تبارك تعالى انسان را بر اين نوع عجله مذمت مى كند. آنجا كه مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا ما لكم قيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره فما متاع الحياه الدنيا فى لاخره الا قليل (284) اى كسانى كه ايمان آورده ايد چرا هنگامى كه به شما گفته مى شود و در راه خدا حركت كنيد (براى جهاد) سنگين و زمين گير مى شويد آيا بجاى آخرت به زندگى دنيا راضى شده ايد؟ پس بدانيد بهره زندگى دنيا در (برابر) آخرت جز اندكى نيست . و در جاى ديگر مى فرمايد: ان هولاء يحبون العاجله و يذرون ورائهم يوما ثقيلا (285) آنها زندگى زودگذر دنيا را دوست دارند در حاليكه پشت سر خود روز سخت و سنگينى را رها مى كنند. كلا بل تحبون العاجله و تذرون لاخره (286) چنين نيست كه شما مى پنداريد (و دلايل معاد را مخفى مى شمريد) بلكه شما دنياى زودگذر را دوست داريد و آخرت را رها مى كنيد. البته اين نكته هم قابل ذكر است كه در امور خير و صواب نبايد تامل بيجا نمود تا اينكه فرصت انجام خير از دست برود. مثلا نماز خواندن كارى نيك و صواب است ديگر درچنين امرى تامل كردن بجا نيست . بلكه بايد در اول وقت آن را بجا آورد. امام باقر عليه السلام مى فرمايد: احب الوقت الى الله اوله (287) دوست داشتنى ترين فرصت براى نماز نزد خداوند اول وقت است .
    بعضى ها با اينكه مى دانند فلان كار، كار خوبى است و صواب بودن و موجب ثواب بودن آن عمل براى آنها بديهى است ، مع الوصف بدون داشتن هيچ گونه عذرى تامل مى كنند و از انجام آن كار خير دورى مى جويند. اينگونه تانى به اسم اينكه نبايد عجله كرد، صحيح نيست چه آنكه خداوند مى فرمايد: و سارعوا الى مغفره من ربكم (288) به سوى آمرزشى از پروردگارتان بشتابيد. و نيز مى فرمايد: السابقون السابقون اولئك المقربون (289) پيشگامان پيشگام آنها مقربانند. البته همانطور كه بيان گرديد، سرعت غير از عجله مى باشد، از عجله نهى شده و سرعت در امور خير مورد تشويق قرار گرفته است .

    راه خودسازى

  9. #99
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    راه معالجه عجله
    براى اينكه حالت شتاب و عجله از انسان بيرون رود بايد:
    1 - مفاسد عجله را هميشه مد نظر داشته باشد.
    2 - سوء عاقبت و ندامتى كه از عجله حاصل مى شود را به خود تذكر دهد.
    3 - شرافت تفكر و تانى را ياد آور شود.
    4 - در آيات و روايات مربوط به ذم عجله و مدح طمانينه دقت كند.
    16 - سوء ظن
    سوء ظن و بدبينى يكى ديگر از حالات لغو است . خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: يا ايها الذين آمنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم (290) اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد چرا كه بعضى از گمان هاى گناه است .
    و ذلكم ظنكم الذى بريكم ارديكم فاصبحتم من الخاسرين
    (291) اين گمان بدى بود كه درباره پروردگارتان داشتيد و همان موجب هلاكنت شما گرديد و سر انجام از زيانكاران شديد.
    نيز مى فرمايد: وظننتم ظن السوء و كنتم قوما بورا (292) ظن و گمان بد برديد و هلاك شديد.
    همانطورى كه واضح است سوء ظن و بدبينى مفاسد بسيار زيادى دارد. وقتى شخصى به كسى بد بين شد غيبت او را انجام مى دهد و در تعظيم و تكريم او تعلل مى نمايد و از آنچه در شان اوست مى كاهد و به او به ديده منفى مى نگرد و خود را برتر و بهتر از او مى انگارد. يكى از دلائلى كه سوء ظن حرام شده اين است كه اسرار قلوب را كسى جز خداوند نمى داند، بنابراين كسى حق ندارد به ديگرى بدگمان گردد، مگر آنكه مساله اى براى او به عيان معلوم شود. وقتى كه آدمى مطلبى را نديده و به آن علم هم پيدا نكرده و از كسى هم نشنيده و يا اگر شنيده به صحت آنچه شنيده قطع پيدا نكرده حق ندارد نسبت به او شك و گمان بد ببرد چه برسد به اينكه بر اساس آنچه در ذهن او خطور كرده بر عليه كسى قضاوت بنمايد. زيرا بايد بداند اين القاء سوء ظن از شيطان است كه فاسق ترين فسقه مى باشد. و خداوند مى فرمايد: ان جائكم فاسق بنباء فتبينوا ان تصيبوا قوما بجهاله (293)
    خداوند خطاب به مومنين مى فرمايد: اى افراد مومن اگر شخص فاسقى خبرى نزد شما بياورد درباره آن تحقيق كنيد (تا حقيقت بر شما آشكار شود) مبادا از روى نادانى و جهل به گروهى آسيب برسانيد. لذاست كه بايد اينگونه القائات شيطانى را تكذيب كرد. اسلام سوء ظن و بدگمانى را رد مى كند. اگر به عنوان مثال عالمى را درمنزل ظالمى ديدى نبايد گمان كنى براى كسب مال و منال و مقام حرام آمده ، بلكه بايد تصور كنى براى احقاق حق مظلومى آمده و يا اگر دهان مسلمانى بوى مشروب مى داد نبايد گمان كنى كه مشروب نوشيده ، بلكه بايد احتمال بدهى كه مزمزه كرده و يا شراب را به او زور خورانده اند و يا براى معالجه نزد دندانپزشك رفته و احتمالا بوى الكل طبى است .
    راه خودسازى

  10. #100
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,301 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : راه خودسازى





    دورى از مواضع تهمت
    نكته مهمى كه بايد تذكر داده شود اين است كه هيچكس نبايد كارى كند كه مردم به او سوءظن پيدا كنند. از موضع سوء ظن و تهمت مردم بايد دورى جست . مشهور است كه از قول پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شده : اتقوا مواقع التهم (اتقوا مواضع التهم ) هم ذكر شده است ) از جاهايى كه موضع تهمت است پرهيز كنيد. حضرت على عليه السلام نيز مى فرمايد: من عرض نفسه للتهم فلايلومن من اساء به الظن (294) كسى كه نفس خود را در موضع تهمت قرار داد نبايد كسى را كه به او بد گمان شده است سرزنش كند. حتى خود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله با آنكه پيامبر خدا و معصوم از خطا بود و مردم معمولا به او ظن و گمان بد نمى بردند از مواضع سوءظن مردم دورى مى كرد. در روايت وارد شده است كه انه صلى الله عليه و آله كان يكلم زوجته صفيه بنت حى ابن اخطب فمر به رجل من الانصار فدعا رسول الله صلى الله عليه و آله و قال يا فلان هذه زوجتى صفيه فقال يا رسول الله افنظن يك الا خيرا قال صلى الله عليه و آله ان الشيطان يجرى من ابن آدم مجرى الدم فخشست ان يدخل عليك (295) روزى پيامبر صلى الله عليه و آله با همسرش صفيه دختر حى ابن اخطب در حال صحبت بود، مردى از انصار از آن نزديكى گذشت . پيامبر صلى الله عليه و آله او را صدا زد و فرمود اى فلانى اين زن ، صفيه همسر من است . آن مرد با تعجب گفت يا رسول الله آيا ماگمان به شما بجز گمان خير مى بريم ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود به درستى شيطان درمجراى خون آدمى جارى مى شود پس ترسيدم كه شيطان داخل بر تو گردد. مى بينيم خود پيامبر صلى الله عليه و آله نيز از موضع تهمت دورى مى كند، پس ما نبايد به خيال اينكه مردم به ما بدگمان نمى شوند در مواضع تهمت وارد شويم . زيرا دشمن انسان ، به نگاه اعتماد و رضايت به او نمى نگرد، بلكه به نگاه بهانه گيرى و عيب جويى به انسان مى نگرد بغض ‍ الشئى يعمى و يصم .
    راه معالجه سوء ظن
    راه معالجه سوءظن اين است كه آدمى :
    1 - مفاسد سوءظن و شرافت حسن ظن را مد نظر داشته باشد.
    2 - در روايات و آياتى كه سوءظن را تقبيح و حسن ظن را تمديح كرده اند دقت و تفكر كند.

    راه خودسازى

صفحه 10 از 15 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •