راه خودسازى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راه خودسازى
صفحه 13 از 15 نخستنخست ... 39101112131415 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 143
  1. #121
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    2 - شهوترانى
    در اين مبحث به موضوع شهوترانى كه از لغوهاى فعلى خارجى است مى پردازيم :
    شهوترانى در بين مردم به معنى زياده روى در آميزشهاى جنسى مصطلح شده است در صورتى كه قوه شهريه ، منحصر در اين معنى نمى شود. بلكه غريزه آدمى و قوه شهريه او، حب زندگانى و حيات ، حب استراحت و آسايش ، حب خوردن و آشاميدن ، حب شهوترانى جنسى ، حب رفاه و غيره را شامل مى شود. بنابراين وقتى شهوترانى جزء لغوهاى فعلى داخلى شمرده مى شود تمام موارد فوق الذكر را در بر مى گيرد. اگر كسى زياده از حد به وجود و حيات خود علاقمند باشد تا حدى كه دين و شرف او تحت الشعاع قرار گيرد، اين خود يكى از لغوهاى فعلى است . و نيز كسى كه آنقدر به رفاه و آسايش و استراحت خود علاقه دارد كه حاضر است حتى ناموس خود را به خطر بياندازد تا از استراحتش كاسته نشود، مبتلا به لغو شده است . با اين تعريفى كه به دست داديم روشن مى شود كه پرخورى و پرخوابى نيز جزء لغوهاى فعلى و هر دو زشت و ناپسند مى باشد. فرمايش ‍ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بر اين كه اين دو از كارهاى لغو هستند دلالت مى كند آنجا كه مى فرمايد: افضكم منزله عند الله اطولكم جوعا و تفكرا و ابغضكم الى الله تعالى كل نووم اكول شروب (389) با فضيلت ترين شما نزد پروردگار كسى است كه گرسنگى او (شايد كنايه از روزه گرفتن باشد و يا مطلق جوع ) و تفكر او طولانى تر باشد و بدترين و مبغوض ترين شما نزد خداى تبارك و تعالى كسى است كه پر خواب و پرخور و پرنوش باشد. و نيز از همان حضرت حديثى است كه مى فرمايد: اطول الناس جوعا يوم القيامه اكثرهم شبعا فى الدنيا (390) گرسنه ترين مردم در روز قيامت كسانى هستند كه در دنيا سيرترين مردم بوده اند. جناب لقمان عليه السلام خطاب به فرزندش فرموده است : يا بنى اذا متلاءت المعده نامت الفكر و حرمت الحكمه و قعدت الاعضاء عن العباده (391) فرزندم هنگامى كه معده پر شد تفكر متوقف و حكمت گنگ مى شود و اعضاء بدن از عبادت باز مى ماند. و حضرت امام محمد باقر عليه السلام مى فرمايد: ما من شى ء ابغض الى الله من بطن مملو (392) هيچ چيز از شكم پر نزد خداوند مبغوضتر نيست (البته تذكر بدهم واژه سير كه در ترجمه ها به كار مى رود در مقابل واژه گرسنه نيست ، پس منظور اين نيست كه خداوند مى خواهد همه مردم گرسنه باشند بلكه شخص سير يعنى شخص پرخور). و امام صادق عليه السلام مى فرمايد: ما من شى ء اضر لقلب المومن من كثره الاكل و هى مورثه شيئين قسوه القلب و هيجان الشهوه و الجوع ادام للمون و غذا و للروح و طعام للقلب و صحه للبدن
    (393) هيچ چيز براى قلب مومن مضرتر از پرخورى نيست و پرخورى دو چيز را به ارث باقى مى گذارد يكى قساوت قلب و ديگرى تهييج شهوت .

    راه خودسازى

  2. #122
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    اما (كم خورى ) گرسنه بودن به منزله خورشت غذاى مومن و غذاى روح و طعام قلب ، و موجب صحت بدن اوست . پس ديديم كه شهوت شكم پرستى ، بسيار مذموم است و در مذمت آن همين بس كه حضرت آدم و حوا را به خاطر همين شهوت از بهشت اخراج كردند و اما شهوترانى جنسى (مثل زنا، لواط، مساحقه ، مضاجعه ، تفخيذ، استمناء و... 9 در بعد حرام از يك طرف و زياده روى در آميزش ‍ جنسى حتى در بعد حلال موجب برخى عوارض نامطلوب جسمى و روحى و عصبى مى شود. كسانى كه مبتلا به اين نوع از شهوترانى باشند اراده آنها سست مى شود و نيز توالى فاسده بسيارى را به دنبال شهوترانى خارج از حد مى آيد كه در محل خود از آن سخن به ميان آمده است . آنچه بايد توجه داشت اين است كه شهوترانى ولو از طريق مشروع اگر از حد اعتدال بگذرد آدمى را از سلوك در طريق آخرت منع كرده و عقل انسان را زايل مى كند به طورى كه شخص ، جز شهوت جنسى ، چيز ديگرى نمى بيند. البته ناگفته نماند در ترويج شهوترانى حرفهاى بسيار گفته شده و تبليغات سوء زيادى شده است تا آنجا كه فرويد كه يكى از دانشمندان روانشناس غربى است در نظريه خود در رابطه با راه سعادت بشر مى گويد سعادت بشر آن وقت كامل مى شود كه در روابط جنسى هيچگونه محدوديتى به هيچ وجه وجود نداشته باشد. اين نظريه ، طرفداران زيادى هم پيدا كرد بطورى كه در بعضى از كشورها مثل انگلستان تحت فشار طرفداران اين عقيده ، دولتها مجبور شدند لوايحى براى رفع و يا كاستن از اين محدوديتها به تصويب رسيد ولى با اين وجود الان مى بينيم كه سعادت انسان كه آقاى فرويد از آن دم مى زند در جهان غرب بوجود نيامده است . بلكه چه سرقتها و خودكشى ها و جنايتها كه در راه شهوترانى در دنياى شبيه به جنگل امروز انجام مى گيرد. آمار جنايت هاى جنسى هر سال نسبت به سال قبل سير صعودى دارد و افزايش سرسام آورى را نشان مى دهد .اينها نتيجه شهوترانى به اين معنى است . فساد و تباهى خانه براندازى اين نوع شهوترانى را مى توان از اين آيه شريفه كه و من شر غاسق اذا وقب (394) دريافت . رسول گرامى صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اتقوا فتنه الدنيا و فتنه النساء (395) بپرهيزيد از فتنه (حب زيادى نسبت به ) دنيا و از فتنه (حب زيادى نسبت به ) زنان . بديهى است تاكيد اسلام به رعايت عفت و اخلاق جنسى ، قبل از هر چيز براى سلامت روح و جسم و آدمى و نيز حفظ كانون خانواده است . اگر مرد يا زنى شهوتران شدند نمى توانند در حفظ كانون خانواده و تربيت فرزندان شايسته موفق باشند.

    راه خودسازى

  3. #123
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    راه معالجه هر دو نوع شهوت
    براى خلاص از عبادت به پرخورى و پرخوابى بايد به مفاسد آنها و نيز به رواياتى كه رد اين زمينه وارد شده توجه كرد. اما براى رهائى از شر شهوترانى جنسى بايد مفاسد آنها را مد نظر داد، به روايات مربوطه در مذمت آن توجه نمود، از پرخورى خوددارى كرد تا تهييج شهوت نشود، از تخيلات شهوانى ، نظر به نامحرمان و خلوت كردن با آنها به شدت پرهيز نمود. يكى از عوامل مهيج شهوت نظر كرد به نامحرمان است ، لذا خداوند تعالى مى فرمايد: قل للمومنين يغضوا من ابصارهم (396) به مومنين بگو كه چشمهاى خود را فرو گيرند (چشم چرانى نكنند). در آيه بعدى نيز به زنان مومن چنين دستورى داده شده است .
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: النظره سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من الله تعالى اعطاه الله ايمانا يجد حلاوته فى قبله (397) نظر كردن به نامحرمان تيرى مسموم از تيرهاى شيطان است ، پس كسى كه از ترس خدا نظر به نامحرم را ترك كند خداوند به او ايمانى عطا مى كند كه او طعم شيرين آن ايمان را در قلب خود مى يابد. حضرت عيسى عليه السلام فرموده : اياكم و النظره فانها تزرع فى القلب شهوه و كفى بها فتنه (398) بپرهيزيد از نگاه (به نامحرمان ) پس ‍ به درستى نگاه (به نامحرمان ) در قلب انسان شهوت را كشت مى كند و اين براى فتنه كافى است .
    راه ديگرى كه براى جلوگيرى از شهوترانى هاى نامشروع وجود دارد ازدواج است . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: معاشرا الشباب عليكم بالباء فمن لم يستطع فعليه بالصوم (399) اى جوانان بر شما باد ازدواج پس اگر كسى نمى تواند ازدواج كند روزه بگيرد. در اين راستا كمك به امر ازدواج جوانان جايگاه ويژه اى دارد و ثوابى عظيم است . اما اگر امر ازدواج به هر دليل ممكن نشد روزه دارى مورد تاكيد قرار گرفته تا در اين راستا يكى از عوامل شهوتزا كه همان پرخورى است مهار شود. علاوه بر اين روزه روحى بر روزه دار تاثيرات معنوى مثبت برجاى مى گذارد.
    3 - كسب حرام
    يكى ديگر از لغوهاى فعلى خارجى كسب مال از راه حرام است . كسب مال را از راه حرام به اشكال مختلفى امكان پذير است . مثل كسب مال از راه خريد و فروش حرام ، ربا خوارى ، خريد و فروش اعيان نجس مانند مشروبات الكلى ، و يا كسب مال از طريق رشوه ، دزدى و احتكار و امثال اينها.
    شكى نيست كسى كه دنبال مال حرام است حب دنيا و حرص به مال دنيا او را فرا گرفته است . (در هر دو مورد در بخش سوم اين مباحث توضيحاتى بيان شد) از جمله مفاسدى كه طلب مال از راه حرام را در بر دارد اين است كه راه سعادت بر آدمى بسته مى شود و توفيق عبادت و بندگى حق تعالى از انسان سلب مى گردد و آدمى از نيل به درجات عالى معنوى باز مى ماند و از نورانيت و روشنى قلب محروم مى شود. لذا است كه بايد گفت لقمه حرام ، انسان را غافل و نفس او را خبيث و او گمراه مى سازد.
    راه خودسازى

  4. #124
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    برخى روايات در مورد كسب حرام
    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: من لم يبال من اين اكتسب المال لم يبال الله من اين ادخله النار
    (400) كسى كه براى او مهم نباشد كه از كجا مال به دست آورده براى خدا هم فرقى نمى كند كه از كجا او را داخل آتش نمايد. و نيز فرموده است : كل لحم نبت من حرام فاالنار اولى به (401) هر گوشتى كه از مال حرام روئيده شود پس آتش به آن گوشت سزاوارتر است . و نيز فرموده اند من اصاب مالا من ماثم فوصل به رحما او تصدق به او انفقه فى سبيل الله جمع الله ذلك جمعا ثم اذخله فى النار (402) هر كس مالى را از راه گناه كسب كند سپس (حتى اگر به وسيله آن مال حرام ) صله رحم نمايد يا صدقه بدهد يا آن مال در راه خدا خرج كند خدا تمام اينها را جمع مى كند (ليكن در عوض ) او را در داخل آتش مى افكند. و نيز آن حضرت صلى الله عليه و آله فرموده : ان اخوف على امتى من بعدى هذه المكاسب الحرام و الشهوه الخفيه و الربا (403) چيزى كه از هر چيز ديگر براى بعد از خودم نسبت به اين امت بيشتر از چيزهاى ديگر آن خوف دارم مكاسب حرام و شهوت پنهان و رباخوارى است . از قول امام صادق عليه السلام روايتى نقل شده كه حضرت فرمودند: اذا اكتسب الرجل مالا من غير حله ثم حج فلبى نودى لا لبيك و لا سعد يك و ان كان من حله نودى لبيك و سعديك . (404) اگر كسى مالى را از راه حرام به دست بياورد سپس با آن مال حرام به مكه برود و تلبيه (گفتن لبيك اللهم لبيك ان الحمد و النعمه لك و الملك لبيك لا شريك لك لبيك ) بگويد (در جواب تلبيه او) ندا داده مى شود لا لبيك لا سعديك (يعنى خداوند او را در خانه خود نمى پذيرد) و اما اگر با پول حلال به حج رفته باشد در جواب تلبيه او گفته مى شود لبيك و سعد يك (يعنى خداوند او را در خانه خود مى پذيرد).
    روايتى از قول پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده كه آنحضرت فرمودند من اكتسب مالا من الحرام فان تصدق به لم يقبل منه و ان تركه وارئه زاده الى النار (405) هر كس مالى را از حرام بدست بياورد اگر بوسيله آن مال حرام صدقه بدهد آن صدقه مقبول نيست و اگر هم بميرد و آن مال پس ‍ از او باقى بماند موجب زياد شدن آتش عذاب او خواهد شد.
    انواع مال
    مال بر سه قسمت تقسيم مى شود:
    1 - مالى كه قطعا حلال است .
    2 - مالى كه قطعا حرام است .
    3 - مالى كه در حلال يا حرام بودن آن شك و شبهه وجود دارد.
    هر يك از اين سه قسم مذكور نيز خود داراى درجاتى هستند. مثلا مال حرام ولو اينكه بالاخره حرام است ولى بعضى از اموال حرام پليد ديگرند، مثلا مالى كه از راه يك معامله با راضى بودن هر دو طرف معامله بدست مى آيد (درست است كه حرام است اما) از مالى كه به زور از يتيم و صغير گرفته شود پليدى كمترى دارد. مال حلال هم همينطور است يعنى داراى درجات است و مال شبهه ناك در هر حال مكروه است . (بلكه احتياط لازم در دورى از آن است ) و اين مال شبهه ناك كه مكروه است نيز درجاتى دارد و تطهير ان به تخميس آن است مگر حرام ان مشخص باشد و يا عين معينى متعلق حق غير باشد كه عنوان مال حلال مخلوط به حرام پيدا مى كند و احكام خاص ‍ به خود را دارد.
    راه خودسازى

  5. #125
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    يك تقسيم بندى ديگر
    مال حرام از طرفى ديگر بر سه قسم منقسم مى شود 1 - حرام عينى 2 - حرام وصفى 3 - حرام به واسطه اخلال دريد.
    حرام عينى آن حرامى را مى گويند كه حكم حرمت بر عين آن چيز تعلق گرفته باشد مثل خوك و يا سگ كه خريد و فروش آنها هم حرام است (مگر خريد و فروش بعضى از گلاب مثل سگ پاسبان كه شرح آن در كتب فقهى بيان شده است ) و يا مثل خاك كه حكم حرمت خوردن بر عين آن تعلق گرفته است . اما حرام وصفى حرامى است كه حكم حرمت بر صفتى كه معلق بر آن عين است تعلق گرفته باشد مثل شراب كه حرمت بر وصف اسكار آن تعلق گرفته و يا مثل غذاى مسموم كه حكم حرمت خوردن طعام مسموم بر وصف مسموميت آن تعلق گرفته است . حرام خللى آن حرامى را مى گويند كه حكم حرمت بر آن حرام از جهت عين آن و يا وصف آن نباشد بلكه از آن جهت حكم حرمت بر آن بار مى شود كه مالك آن مال بر انتقال ملكيت آن شئى از خود به ديگرى رضايت ندارد. مثل اينكه مالى در دست كسى است در حالى كه معلوم باشد آن مال متعلق به ديگرى است و اين شخص به ظلم در آن مال تصرف كرده است . مثل مال دزدى ، مال غصب يا مالى كه از راه ظلم ، زور، خيانت ، غش در معامله ، رشوه ، تقلب در توزين جنس ، از راه معاملات باطل ، از راه احتكار، ربا، و امثال اينها بدست آمده كه تمامى اين ها از اموال حرام است . ايات زيادى از قران مجيد در اين باره موجود است كه حرمت اين اموال كه ذكر شد را مى رساند از جمله خداوند مى فرمايد و لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل (406) اموال خود را در بين خود به باطل نخوريد (يعنى از راه باطل و به ناحق ) و نيز مى فرمايد: ان الذين ياكلون اموال اليتامى ظلما انما ياكلون فى بطونهم نارا و سيطون سعيرا (407) بدرستى كسانى كه اموال يتيمها را به ستم و ظلم مى خورند در حقيقت در شكم خود آتش فرو مى برند و به زودى در آتش ‍ افروخته وارد خواهند شد. و در سوره بقره مى فرمايد: يا ايها الذين امنوا اتقو الله و ذروا ما بقى من الريا ان كنتم مومنين فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله (408) اى كسانى كه ايمان آورده ايد از خدا بترسيد و اگر مومن هستيد آنچه از (مطالبات راجع به ) ربا مانده است را رها كنيد اگر (چنين ) نمى كنيد بدانيد با خدا و رسول او روبرو خواهيد بود.
    خداوند مى فرمايد: احل الله البيع و حرم الربا (409) خداوند بيع را حلا و ربا را حرام فرموده است .
    فرق هديه ، رشوه و ربا
    حال كه بحث به اينجا رسيد نكته اى را تذكر مى دهم كه بنظرم لازم است به ان دقت شود. بايد توجه داشت كه بين رشوه و هديه تفاوت وجود دارد و نبايد تو هم شود كه هديه رشوه يا رشوه هديه است . همانطور كه ربا هم گاهى حلال و گاهى حرام است .
    براى روشن شدن موضوع بيان چند نكته ضرورى است :
    الف : مالى كه به كسى داده مى شود تا مقدمه دوستى شود و ايجاد محبت نمايد اگر چه بخشنده آن مال ، قصد قربت نداشته باشد، اين اعطاء مال هديه محسوب مى شود نه رشوه به شرطى كه واهب ، قصدش فقط ايجاد محبت باشد.
    ب : مالى كه به كسى پرداخت مى شود و پرداخت كننده آن اميد دارد كه گيرنده آن مال ، يك عوض مالى معينى را مساوى با آنچه پرداخت كرده يا بيشتر از آنچه پرداخت كرده به او برگرداند اين هم هديه محسوب مى شود نه ربا مثل كادوهايى كه بعنوان چشم روشنى در بين ما معمول است . روايتى از امام صادق عليه السلام وارد شده كه مى فرمايد: الرباء ربائان رباء يوكل و رباء لا يوكل فاما الذى يوكل فهديتك الى الرجل تطلب منه الثواب افضل منها فذلك الرباء الذى يوكل و هو قول الله تعالى و ما اتيتم من ربا ليربوا فى اموال الناس فلا يربوا عند الله (410) و اما الذى لايوكل فهو الذى نهى الله عزوجل عنه و اوعد على النار (411) ربا دو نوع است يكى رباى حلال و ديگرى رباى حرام و اما ربائى كه حلال است هديه تو به كسى است كه از او اجرى (هديه اى ) افضل از آنچه به او دادى طلب مى كنى اين نوع ربا حلال است و اين همان قول خداوند است كه مى فرمايد آنچه را بعنوان ربا مى پردازيد تا در اموال مردم فزونى يابد نزد خدا فزونى نخواهد يافت ...
    راه خودسازى

  6. #126
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    ج : مالى كه به كسى پرداخت مى شود و پرداخت كننده قصد دارد به وسيله دادن مال ، گيرنده مال را به يك نوع همكارى با خود دعوت كند مثلا به يكى از مستخدمين و كاركنان دولت پولى بدهد تا كار او را راه بياندازد كه اين هديه نيست بلكه رشوه محسوب مى شود و پرداخت آن توسط راشى و دريافت آن توسط مرتشى هر دو حرام است . گرچه حكم حرمت در مورد راشى در مواردى جارى نيست .
    در اين مورد، اينكه كار خواسته شده از مرتشى كار غير قانونى و يا حرامى باشد يا كارى كه انجام آن وظيفه قانونى او مى باشد تفاوتى ندارد. اما اگر كارى كه انجام مى شود مباح باشد و انجام دهنده كار مستخدم دولت نباشد اينجا وجه پرداختى رشوه محسوب نمى شود اينجا ممكن است حكم جعاله جارى باشد.
    د: مالى به كسى پرداخت شود به انگيزه ايجاد محبت و دوستى ، ليكن غرض پرداخت كننده مال دوسيت تنها نباشد بلكه اين دوستى را بعنوان مقدمه براى مقاصد بعدى خود بخواهد مثل اينكه پولى را به كسى ببخشد تا اينكه بعدها اگر به او احتياجى داشت از او كمك بخواهد اگر اين مال به مستخدم دولت پرداخت شود اينهم رشوه محسوب مى شود اما اگر كسى مال را نزد كسى بفرستد و به او ببخشد و قصد او ايجاد محبت و دوستى با او باشد تا از اين دوستى بعدا در جهت استفاده از علم و تقواى آن شخص ‍ استفاده كند اينجا پرداخت مال رشوه محسوب نمى شود ولى گرفتن اين مال توسط آن عالم و يا آن شخص متفى مكروه است و از حكم حرمت ربا نيز مواردى مثل ربا بين پدر و پسر استثناء شده كه تفصيل آن در كتب فقهى آمده است .
    كلاه شرعى
    بعضى خيال مى كنند مى توانند با ساختن صورت هاى شرعى به رشوه ، عنوان هديه بدهند در صورتى كه اينگونه نخواهد بود و وجدان محكمه اى است كه در اين زمينه اگر بخواب نرفته باشد قاضى خوبى است . پس كسى كه رشوه مى گيرد اما عنوان هديه بر آن مى گذارد خودش از نظر وجدانى در عذاب خواهد بود. رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله خطاب به كسى كه او را والى بر صدقات قرار داده بود و او در مراجعت قدرى از آن اموال را به عنوان هديه براى خود نگهداشته بود فرمود: الا جلست فى بيت ابيك و امك حتى تاءتيك هديه ان كنت صادقا (412) آيا تو در خانه پدر و مادرت نشسته بودى تا اينكه به تو هديه عطا شود (يعنى تو كه در خانه ات ننشسته بودى و ديگرى در خانه تو نزدند كه بيا هديه آورده ايم ، تو به عنوان والى رفته اى و مردم به عنوان والى به تو صدقاتشان را پرداخت كرده اند) اما در خصوص ربا و اينكه اگر گاهى با ضميمه چيزى خريد و فروش مى شود كه فرار از ربا حاصل شود موضوعى است كه با توجه به اختلاف فتاوى بايد هركس از مرجع تقليد خودش كسب تكليف نمايد.
    راه خودسازى

  7. #127
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    - خيانت
    در اين بحث به موضوع خيانت و عذر مى پردازيم . خيانت ممكن است در مسائل مالى باشد مثلا كسى مالى را نزد كسى امانت بگذارد مثل اينكه مى خواهد به مكه معظمه جهت انجام مراسم حج مشرف شود و از ترس ‍ دزد اموالش را نزد اين شخصى كه او را امين دانسته به امانت مى گذارد و مى رود. خيانت ممكن است در چنين مواردى صورت بگيرد به طورى كه آن شخص كه او را امين دانسته اند. از اين اموال امانتى به نفع خودش سود بجويد، اين نوع خيانت را خيانت مالى مى نامند. لذا خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد: ان الله يامركم ان تودو الامانات الى اهلها (413) خداوند به شما امر مى كند كه امانتها را به صاحبانشان برسانيد.
    خيانت ممكن است در عرض باشد. در زمانهاى قديم وقتى كسى مى خواست عازم تشرف به حج شود همسر و فرزندان خود را به ديگرى كه به او اعتماد داشت مى سپرد و با خاطر جمعى به اين كه شخص امين است مسافرت مى كرد. اين موضوع منحصر به سفر حج هم نبوده است ، بلكه تجارب كه مسافرتهاى طولانى داشته اند نيز خانواده هاى خود را به ديگران مى سپردند و يا حتى گاهى در منزل آنها مى برند تا از خطرات احتمالى مصون بماند. لذا در چنين مواردى كه گاه خيانت عرض و آبرويى رخ مى داده و به ناموس ديگران نظر نامربوط مى شده است . در زمان ما هم ، كم و بيش اين نوع امانت و نيز در مقابل آن اين نوع خيانت ممكن است اتفاق بيفتد. مثلا كسى مى خواهد. مثلا كسى مى خواهد مسافرتى طولانى برود يا خداى ناخواسته به زندان مى افتد و خانواده او سرپرستى ندارد و به دوستش مى گويد در مدتى كه من مسافرت يا در حبس هستم شما به منزل ما سركشى كن و مراقب باش و يا اگر گرفتارى و بيمارى و امثال آنها برايشان رخ داد از كمك به آنها دريغ مكن . آن وقت اين شخص كه به او اعتماد شده و او را امين و امانت دارد دانسته اند بجاى اينكه بنابر قاعده الضرورات تقدر بقدرها (يعنى مسائلى كه ضرورتا پيش مى آيد بايد به همان اندازه ضرورت آن بسنده كرد) عمل كند مثلا صرفا از بيرون منزل سوال كند، وارد منزل ديگران مى شود و به جاى اينكه احيانا اگر ضرورتى پيدا شد به آن خانواده سرى بزند، هر روز مراجعه مى كند و با آنها گرم مى گيرد و تا آخر كه گاهى كار به جايى مى رسد كه عمل حرامى پيش مى آيد كه اين خيانت عرضى است .
    و نيز ممكن است خيانت در جاه و مقام باشد به اين معنى كه كسى از موقعيت خود استفاده هاى غير مشروع بنمايد. و اين مساله كلى است (شامل تمام رده هاى حكومتى مى شود و نيز در سازمانها و موسسات غير دولتى هم مصداق دارد. هيچ تفاوتى نمى كند مسئوليت براى همه هست ، منتها در رده هاى بالا مسئوليت سنگين تر و در رده هاى پايين تر سبكتر است . لذاست كه گفته شده وزير از ماده وزر به معنى سنگينى است و وزير (بر وزن شريف صيغه مبالغه ) يعنى كسى كه سنگينى مسئوليت او بسيار است .
    بنابراين اگر كسى بجاى اينكه با توجه به مسئوليت محوله به او، انجام وظيفه كند به فكر استفاده هاى شخصى باشد و به اصطلاح عرفى پشت خود را ببندد حال يا از جهت مالى يا استفاده سوء از شهرت و جاه و غيره ، اين شخص خيانت در مقام كرده است .
    دين و شريعت مقدسه نيز امانتى است به دست دانشمندان اسلام شناس . لذا پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد الفقها امناء الرسل (414) دانشمندان دينى امين پيامبرانند. بنابراين نوعى از خيانت اين است كه دانشمندان دينى مصالح شخصى خود را مد نظر قرار دهند و آلت دست فسقه و ظلمه عصر خود بشوند و امثال شريح قاضى ها فاجعه به وجود بياورند و يا اينكه در بيان احكام ، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال كنند كه از اين خيانت ، خيانت بالاترى نيست . امام صادق عليه السلام رئيس مذهب تشيع مى فرمايد: ان الله عزوجل لم يبعث نبيا الا مصدق الحديث و اداء الامانه الى البر و الفاجر
    (415) خداوند عزوجل هيچ پيامبرى را مبعوث نكرده است مگر از براى راستى درگفتار (و كردار) و نيز براى اداء امانت به نيكوكار و فاجر (يعنى فرقى نمى كند كه امانت مربوط به شخصى نيكوكار باشد يا مربوط به فاجر بالاخره بايد امانت را به صاحبش رد كرد) و نيز آن حضرت در تعيين ملاك شناسائى انسانهاى منزه مى فرمايد: لا تغتروا بصلاتهم و لا بصيامهم فان الرجل ربما لهج بالصولوه و الصوم حتى لو تركه استوحش و ليكن اختبرهم بصدق الحديث و اداء الامانه (416) براى شناخت افراد به نماز و روزه آنها اعتماد نكنيد زيرا چه بسا اشخاصى كه چنان به نماز و روزه عادت كرده اند كه اگر آن را ترك كنند نگران و مضطرب مى شوند (بناچار و از روى عادت فرائض ‍ را انجام مى دهند) و اشخاص را با دو ملاك راستگويى و امانتدارى امتحان كنيد.
    راه خودسازى

  8. #128
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    حديثى از امام صادق عليه السلام نقل شده آن حضرت فرموده است : ثلاث لا عذر فيهما لاحد اداء الامانه الى البر و الفاخر و الوفاء بالعهد الى البر و الفاخر و برالوالدين برين كانا او فاخرين (417) سه چيز است كه در (ترك ) آنها عذرى از هيچ كس قبول نمى شود: 1 - رد امانت به صاحبش خواه صاحب آن نيكوكار و خواه فاجر باشد 2 - وفاى به عهد و وعده (اگر اصل عهد و وعده غير مشروع نباشد) چه كسى كه به او وعده داده شده نيكوكار باشد و چه فاجر و نيكى به پدر و مادر، چه پدر و مادر نيكوكار و متدين باشد و چه فاجر باشند. مى بينيم كه امام عليه السلام مى فرمايد هيچ عذرى در ترك اداء امانت وجود ندارد. در بعضى از واجبات عذر پذيرفته مى شود مثلا ترك حج بلحاظ عدم استطاعت مالى ، ولى در اداء امانت اينچنين نيست و هيچ عذرى پذيرفته نخواهد بود. معروف است كه امام زين العابدين عليه السلام فرموده است اگر شمشيرى كه پدرم را با آن كشتند نزد من امانت بگذارند آن را به صاحبش باز پس خواهم داد.
    خيانت در اصل ديندارى
    كسى كه به انواع فجور يا بعضى از آنها مبتلا است در اصل ديندارى خيانت كرده است . يعنى كسى كه اهل گناه است اهل زنا، لواط، شراب خمر و اشتغال به كارهاى لغو است و از اعضاى بدن خود در راه غير مشروع استفاده مى كند دو نوع خيانت مرتكب شده است ، اول خيانت به دين خود نموده است . زيرا دين كه به ما رسيده بر اثر زحمات بسيار زياد و غير قابل تصور افراد فراوانى از خود نبى اكرم صلى الله عليه و آله گرفته تا جان نثاران راه دين در طول تاريخ تا اين زمان بدست ما رسيده است و امانتى است كه بايد حفظ شود و حفظ آن علاوه بر تبيين اصول اعتقادى و مبانى نظرى در عمل به آن است . دوم خيانت به اعضاى بدن خود كرده است زيرا اعضاى بدن از چشم و گوش و دست و پا و بالاخره حواس پنجگانه امانتهاى خدائى هستند كه صاحب اين امامت (خدا) فقط اجازه استفاده از آنها در راه مشروع را به ما داده و لذا اگر در راه خلاف شرع از آنها بهره بگيريم ، خيانت در امانت كرده ايم .
    راه خودسازى

  9. #129
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    5 - آزار مومنين و خوددارى از كمك به آنها
    ايذاء اهانت و تحقير افراد مومن از لغوهاى فعلى عملى هستند. كارهايى از قبيل اين افعال معمولا به انگيزه هاى مختلفى مثل عداوت ، حسد، طمع ، حرص ، غضب ، سوء خلق ، تكبر و غيره ايجاد مى شود. عداوت و دشمنى موجب اذيت ديگران (اعم از كتك زدن ، فحاشى و غيره ) مى شود و نيز موجب تحقير افراد و اهانت به آنها مى گردد. حسد هم انگيزه قوى و قدرتمندى است كه انسان را وادار مى كند نسبت به ديگران اهانت و تحقير روا دارد و موجب اذيت و آزار محسود شود. طمع هم كه عبارت است از انتظار از اموال مردم و يا امكانات آنها گاهى محقق نمى شود، يعنى ديگران از اموالشان و يا امكاناتشان توسط طماع مى شود. حرص نيز همين طور است . زيرا حرص بلند پروازى در آرزوهاى دور و دراز است و طبعا آدمى در راه رسيدن خود به اين آرزوها موانعى را تصور مى كند كه بايد با آنها مبارزه كند از جمله بعضى افرار جامعه را مانع رسيدن به آرزوهاى خود مى داند.
    لذا اينجاست كه حريص نسبت به كسانى كه آنها را سد راه خود براى رسيدن به آرزوهايش تصور مى كند اقدامات ايذائى ، اهانت بار و تحقيرآميز مرتكب مى شود.
    انگيزه غضب هم كه احتياج به توضيح ندارد زيرا الغضب مفتاح كل شر (418) عصبانيت كليد هر شرى است ، از جمله اين آثار شر ايذاء و اهانت و تحقير ديگران است . سوء خلق نيز از آنجا كه موجب مى شود كسى كه دچار فساد اخلاق است نتواند رعايت حقوق اجتماعى ديگران را بنمايد از اين جهت نسبت به آنها ممكن است اهانت و تحقير و ايذاء روا دارد.
    عامل آخرى كه ذكر كرديم تكبر است . شخص متكبر كه خود را در قياس با ديگران برتر از آنها مى داند بديهى است كه از سايرين توقعات نابجائى دارد و وقتى با بى تفاوتى مردم نسبت به خواسته هاى درونى خودش مواجه مى شود خودش مى بيند كه نسبت به آنها ايذاء و اهانت و تحقير روا دارد.
    چيزى كه مسلم است حرمت اين نوع افعال است . يعنى از نظر دين مقدس ‍ اسلام هيچكس حق تحقير و اهانت و ايذاء و آزار كسى را ندارد مگر در مواردى كه شرع آن را تجويز كرده باشد مثل موارد امر به معروف و نهى از منكر.
    خداوند در سوره احزاب مى فرمايد: و الذين يوذون المومنين و المومنات بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبينا (419) و كسانى كه مردان و زنان با ايمان را به خاطر كارى كه انجام نداده اند آزار دهند پس به تحقيق بهتان و گناه آشكارى شده اند.
    در اين موارد روايات زيادى موجود است كه بعضى از آنها را در اينجا بيان مى كنيم . رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: من آذى مومنا فقد آذانى فقط آدى الله ومن آذى الله فهو ملعون فى التورات و الانجيل و الزبور و الفرقان (420) كسى كه مومنى را اذيت كند محققا مرا اذيت كرده و آن كس كه مرا اذيت كند خداوند را آزار داده و كسى كه خداوند را آزار دهد (يعنى خدا را از خودش برنجاند و ناراحت كند) يقينا در تورات و انجيل و زبور و قرآن مورد لعنت است . (در كتاب جامع الاخبار باب 7 فصل چهارم ، بعد از عبارت من آذى الله اين عبارت را بيان كرده كه فعليه الله و الملئكه و الناس اجمعين و از همان حضرت داود شده : المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه (421) مسلمان كسى است كه مسلمانان از دست و زبان او آسوده باشند.
    و نيز فرموده است لا يحل للمسلم ان يشير الى اخيه بنظره توذيه (422) جايز و حلال نيست براى مسلمان كه به برادر (مومن ) خود به شكلى آزاردهنده اشاره كند كه موجب ناراحتى او شود.
    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: قال الله عزوجل لياذن بحرب منى من آذى عبدى المومن (423) خداوند فرموده است كسى كه بنده مومن مرا اذيت كند به جنگ من آمده است .
    راه خودسازى

  10. #130
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    ضد خاص ايذاء و تحقير
    ضد خاص ايذاء و تحقير مومن ، اكرام كردن و خدمت به مومن است . كه در اين زمينه روايات زيادى وجود دارد. از جمله پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرموده اند: من زحزح من طريق المسلمين شيئا يوذيهم كتب الله له به حسنه و اوجب به بها الجنه (424) كسى كه از راه (جاده عمومى ) مردم مسلمان چيزى را كه مانع است و موجب آزار آنهاست بردارد خداوند براى او بخاطر اين كار نيكش ثواب مى نويسد و به اين واسطه او را به بهشت مى برد. و نيز فرموده اند: من اكرم اخاه المسلم بلكمه و يلطفه بها و فرج عنه عند كربته لم يزل فى ظل الله الممدود، عليه الرحمه ماكان فى ذلك (425) كسى كه برادر مسلمان خود را به وسيله (اداء) كلمه اى اكرام كند و مورد لطف قرار دهد و در وقت گرفتارى گره كار او را بگشايد هميشه در سايه گسترده خدا خواهد بود. رحمت الهى بر اوست مادامى كه در سايه خداست .
    از همان حضرت وارد شده : ايما مسلم خدم قوما من المسلمين الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فى الجنه (426) هر مسلمانى كه به گروهى از مسلمين خدمت كند خداوند براى او در بهشت به تعداد كسانى كه به آنها خدمت كرده خدمتكار مقرر مى فرمايد. و نيز فرموده اند: من اتاه اخوه المومن فاكره فانما اكرم الله عزوجل (427) كسى كه برادر مومنش نزد او آيد و او را اكرام كند به درستى خداوند را اكرام كرده است . امام صادق عليه السلام در اين زمينه مى فرمايد: قال الله سبحانه ليامن غضبى من اكرم عبدى المومن (428) خداوند سبحان فرموده است هر كس بنده مومن مرا اكرام كند از غضب من قطعا در امان است . پس معلوم شد كه اكرام مومنين تا چه اندازه با ارزش و تحقير، سرزنش و ايذاء آنها تا چه حد زشت است . البته بايد توجه داشت اصل بر اين است كه مردم مومن هستند. (يعنى ما حق نداريم به هر كس مى رسيم به اين عنوان كه از كجا معلوم مومن باشد از اكرام او خوددارى كنيم يا ايذاء و اهانت و تحقير او را جايز بشمريم ) چه بسا بعضى از افراد كه ما احيانا آنها را سبك مى شماريم از اولياء خدا باشند. البته در روايات نسبت به احترام به بعضى از اقشار مردم تاكيد شده ، مثل علماء و متقين و افراد كهنسال و كسانى كه معمولا مورد احترام بوده اند، و نيز ذريه رسول الله صلى الله عليه و آله ، در مورد همه اينها در روايات تاءكيد شده است كه بايد مورد احترام بيشترى قرار بگيرند.
    راه خودسازى

صفحه 13 از 15 نخستنخست ... 39101112131415 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •