راه خودسازى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راه خودسازى
صفحه 3 از 15 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 143
  1. #21
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    مسوغات غيبت
    مواردى كه انجام غيبت مذموم نيست و گناهى ندارد تا به مورد بيان شده است :
    اول در مورد تظلم و دادخواهى است . وقتى مظلومى نزد قاضى يا شخص ‍ مسئولى مى خواهد دادخواهى كند و يا حتى شخصى مى خواهد حق مسلم خودش را از ديگرى بستاند، طرف مقابل كه ظلم كرده از سخنان دادخواه چه در حضور او و چه در غياب او خشنود نيست اما مع الوصف اين عمل غيبت محسوب نمى گردد.
    دوم كمك خواستن براى مبارزه با مفاسد است . مثلا در محله شما يك خانه ، لانه فساد شده و مركز توزيع هروئين است و احتمال دارد كه باعث فساد كشيده شدن اهالى شود، بيان اين موضوع به ديگران جهت جلب كمك و دفع مفسده غيبت نيست .
    سوم در مقام مشاوره است . مثلا در امر ازدواج و يا در مورد امانت ، يك نفر آمده با ما مشورت مى كند كه شما آيا فلان خانواده را مى شناسيد؟ آيا مناسب است من با دختر اين خانواده ازدواج كنم يا خير. شما اگر از فسادى در آن خانواده خبر داريد كه اين شخص نبايد با آنها وصلت نمايد اينجا بايد بيان كنيد كه اين ازدواج به مصلحت او نيست و اين نوع مشورت غيبت محسوب نمى شود. يا اگر كسى در خصوص امانت سپردن چيزى به شخص ‍ سؤ ال كرد كه آيا فلان شخص صلاحيت را دارد يا خير؟ شما اگر اين صلاحيت را در او نمى بينيد بايد او را مطلع كنيد.
    چهارم تكذيب ادعاى كسى كه به دروغ خود را به طائفه اى نسبت مى دهد. مثلا شخصى را مى بينيد كه خود را به دروغ منتسب به سادات بنى هاشم مى نمايد. شما مى توانيد به او اعتراض نماييد و در غياب او نيز به مردم بگوييد و اين اقدام غيبت محسوب نمى شود.
    پنجم در مورد بدعت است . اگر كسى مساءله اى را كه مربوط به دين نيست جزء مسائل دينى معرفى كند اين بدعت است و بايد با بدعت گزار مخالفت كرد و كار او را براى مردم روشن ساخت و اين هم غيبت نيست بلكه اين افشا گرى لازم است و الا اساس دين از بين مى رود.
    ششم اگر شما اطلاع داريد كه شخصى در موضوعى مظلوم واقع شده يا حقى بر ديگرى دارد و نفع او شهادت بدهيد، گرچه خوشايند ظالم نيست ولى اين غيبت محسوب نمى شود بلكه در مواردى شهادت ، واجب است .
    هفتم آنجايى است كه شخصى داراى يك وصف و صفتى است كه بدون آن به هيچ وجه شناخته نمى شود مثلا به نام عاجز، كور، لنگ و امثال آنها او را مى خوانند، اگر به نحوى باشد كه بدون ذكر صفت مربوط شناخته نشود، اينجا ذكر آن صفت غيبت محسوب نمى شود. به شرطى كه آن وصف به قصد شناخته شدن آن شخص بيان شود.
    هشتم زمانى كه شخصى آنقدر مرتكب فساد شده و گناه كبيره علنى انجام داده كه ديگر به عنوان فاسق و متظاهر به فسق معروف شده ، اين شخص ‍ خودش عرض و آبروى اجتماعى خود را برده و بر همين اساس غيبت كردن و در مورد او حرام نيست . البته بايد توجه داشت غيبت چنين شخصى در مورد همان عمل حرامى كه علنى مرتكب مى شود جايز است و در موارد ديگر جايز نيست .
    نهم مورد ديگر غيبت در مورد كودك است . منظور، كودك غير مميز است كه هنوز خوب و بد را تشخيص نمى دهد، كه گفته شده غيبت در مورد او جايز است . چون هنوز اصولا وجهه اجتماعى پيدا نكرده و شخيصت او در جامعه نمى تواند مطرح باشد و مساءله مهمى در خصوص او وجود ندارد تا بوسيله غيبت به موقعيت او لطمه بخورد. البته اين مورد از حيث فتوى اختلافى است و هر كس بايد به فتواى مرجع تقليد خود رجوع كند.

    راه خودسازى

  2. #22
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    كفاره غيبت
    در غيبت دو حق وجود دارد، يكى حق الله و ديگرى حق الناس ، در مورد حق الله يعنى براى اينكه خداوند از حق خود بگذرد، بايد استغفار و توبه نمود، البته توبه حقيقى . و اما در مورد حق الناس بايد از صاحبان حق استحلال نمود. در مورد جنبه حق الناسى غيبت چند صورت وجود دارد:
    الف - كسى كه غيبت او شده از دنيا رفته است .
    ب - كسى كه غيبت او شده به طورى غايب است كه دسترسى به او امكان ندارد .
    ج - دسترسى به او ممكن نيست ، اما خبر غيبت به او نرسيده و اگر برسد فتنه بر پا مى شود.
    د- خبر به او رسيده باشد و يا اگر هم خبر به او برسد احتمال آشوب نمى رود.
    در مورد اول و دوم غيبت كننده بايد سعى كند حتى المقدور اثرات سوء اجتماعى غيبت انجام شده را (از جمله آبروى شخص غيبت شده ) جبران و براى او طلب مغفرت و بخشش از خداوند بنمايد.
    در مورد سوم غيبت كننده بايد صبر كند تا موقعيت مناسبى پديد آيد آن وقت از شخص مورد غيبت طلب رضايت كند. در مورد چهارم غيبت كننده بايد از غيبت شونده طلب رضايت كند، بر او درود بفرستد و او را احترام كند، اثرات سوء غيبت خود را از بين ببرد و از كرده خويش اظهار ندامت و پشيمانى بنمايد. كه اين اقدامات در مقابل گناهش حسنه اى خواهد بود.
    2 - تهمت
    بحث ما در مورد اعراض از لغو است كه به تعبير قرآن در سوره مؤ منون شرط ايمان است . بحث در لغوهاى قولى اعمال اكتسابى انسان بود. يكى از انواع بارز اين نوع لغو را بررسى كرديم و اما مساءله تهمت يا بهتان را در اين جلسه بررسى مى نماييم .

    راه خودسازى

  3. #23
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    تعريف تهمت يا بهتان
    بهتان يعنى به شخص مومنى نسبتى بدهيم كه واقعيت ندارد و از اين نسبت برى است و از آن رنجيده مى شود. بهتان دو صورت مى تواند داشته باشد.
    1 - در حضور متهم بهتان به او زده شود.
    2 - در غياب متهم بهتان به او زده شود.
    در صورت اول ، گناه ضمن اينكه تهمت است از شديدترين نوع دروغ نيز مى باشد، زيرا بهتان زننده در مقابل و حضور شخصى ايستاده و به او نسبتى داده كه در وجود او نيست . پس اين عمل دروغ نيز هست . ولى در صورت دوم اين گناه شديدتر از غيبت است .
    زيرا غيبت آن بود كه به كسى نسبتى كه در او هست بدهيم و او رنجيده شود ولى آنچه كه نسبت مربوط كذب است به وضوح روشن است كه اين عمل ، غيبت سخت ترى است و گناه آن شديدتر است .
    نكته اى كه بايد اشاره كنم ما اگر در رفع اين مفاسد اخلاقى كوشا نباشيم ، دود آن به چشم خود ما خواهد رفت . زيرا فردا كه اين مفاسد رواج پيدا كرد ممكن است به ما هم نسبت هاى ناروايى بدهند. با حركت اين زبان به اين كوچكى آبروى شخص با يك تهمت از بين برود و حتى يك عمر خانه نشين مى شود و هر لحظه زندگى براى او مرگ تدريجى خواهد بود و اين نوع مرگ بسيار از مرگ واقعى بر او سخت تر مى گذرد. ما بايد فكر كنيم چرا بى جهت نسبت ناروا به كسى بدهيم ، بر فرض كه چنين تهمتى به نفع ما هم باشد، مگر اين دنيا و عمر ما در آنچه در دنيا است تا كى باقى مى ماند؟! او بالاخره مواظب باشيم با آبروى افراد بازى نكنيم .
    تذكر اينست كه بسيار اتفاق مى افتد بدگمانى باعث تهمت مى شود، انسان مشكوك مى شود و شك خود را يقين مى پندارد و آنچه را كه به گمانش ‍ راست مى آمده را به ديگرى نسبت مى دهد. در صورتى كه قرآن مى فرمايد بسيارى از گمان هاى ما گناه است . يا ايهاالذين آمنوا اجتنبوا من الظن ان بعض الظن اثم (46) يعنى اى مومنين از بسيارى از گمانها بپرهيزيد زيرا برخى از گمانها گناه است . پس نبايد هر چه گمان ما رسيد آن را حقيقت بپنداريم و آن را مبناى عمل خود قرار دهيم . چه آنكه در اين ميان ممكن است ما تصور كنيم فلان آقا فلان كار را انجام داده و بنابر گمان و ظن خويش ‍ آن عمل را به او نسبت بدهيم و بعدا روشن شود خلاف واقع را نسبت داده ايم . و وقتى آبروى كسى رفت ديگر نمى شود آن را باز گرداند و روغن ريخته جمع شدنى نيست . پس مراقب باشيم خطا نكنيم و آبروى افراد توسط ما از بين نرود. خداوند در مقام سرزنش پيروى از گمان فرموده است : اين يتبعون الا الظن و ما تهوى الانفس (47) يعنى آنان صرفا از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مى كنند.

    راه خودسازى

  4. #24
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    مذمت تهمت
    آيه اى كه از سوره نسا بيان كرديم خود تهمت را شديدا مذمت مى كند و آن را گناه مبين مى داند، يعنى گناه و جرمى كه روشن است و پليدى و زشتى آن احتياج به تاءمل ندارد. از طرفى رسول خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: من بهت مومنا او مومنه او قال فيه ما ليس فيه اقامه الله على تل من نار (48) كسى كه تهمت بزند به مومنى (زن يا مرد مومن ) و چيزى در مورد او بگويد كه در او نيست خداوند او را بر تپه اى از آتش وا مى دارد.
    3 - مداحى
    توجه به اين نكته لازم است كه ما در بخش لغوهاى قولى (در مفهوم كلى آن ) يك ضد عام داريم كه آن عبارت از صمت به معنى سكوت است و در مورد هر كدام از انواع لغوهاى قولى نيز يك ضد خاص داريم ، ضد خاص ‍ دروغ ، صدق است ، همچنانكه ضد خاص تهمت حرام و كارى بس زشت و پليد است آيا تعريف كردن خوب است يا خير؟ اينجاست كه بايد متذكر شوم مدح و ستايش از افراد در حضور يا در غياب اشخاص به خودى خود مطلوب است (به شرط دارا بودن شرايط لازم ) ولى ما آفاتى داريم كه اگر در مدح ، مداح ، و يا ممدوح باشد اين مدح ، مضر و گاهى حرام است .
    آفات مدح و مداح
    در رابطه با ستايشگرى ممكن است آفات زير به وجود آيد:
    1 - تفريطى كه منجر به كذب شود:
    مثلا اگر به يك نفر كه معلومات او در حد ابتدايى است (بر خلاف واقع ) گفته شود تو چنان انشاء و املاء خوبى دارى كه افراد متخصص در رشته ادبيات و ادباء و نويسندگان به پاى تو نمى رسند، خوب اين دروغ است و اگر در مدح زياده روى شود آنقدرى كه به دروغ بيانجامد اين عمل حرام است و آفتى براى مدح و مداح به حساب مى آيد.
    2 - نفاق :
    اگر مداحى كه ديگرى را مدح مى كند (اعم از اينكه ستايش مداح ، راست باشد يا دروغ و در حد ممدوح يا نباشد) خودش به آن معتقد نباشد، اين نوع مدح نيز، دروغ و منافقانه است .
    مدح ظالم :
    اگر كسى ظالمى را مدح كند، چه آن ظالم صفت خوبى داشته باشد يا نه و چه حالات قابل تمديح در او نباشد، چون مدح مداح باعث خوشحالى و فرح او مى شود اين مدح از نوع حرام است و اين نشانگر آن است كه اسلام تا چه حد با ظلم در ستيز است .
    4 - مدح فاسق :
    كسى كه آنقدر گناه كبيره انجام داده و مى دهد كه به فسق و فجور معروف شده نبايد او را مدح كرد، وقتى مى گوييم نبايد او را مدح كرد يعنى حتى اگر صفاتى در او باشد كه مستقلا قابليت مدح را داشته باشد نبايد او را ستايش ‍ كرد و الا مدح بيجا كه در مورد غير فاسق هم حرام است . مدح فاسق باعث شادمانى و تشويق او و ايجاد موقعيت اجتماعى براى فاسق و جراءت او بر گناه مى شود كه مسلما حرام است ، مگر اينكه اطمينان داشته باشيم از نظر روانشناسى تكيه بر نقاط مثبت ، چنين شخصى را به سوى صلاح سوق مى دهد.
    5 - مدح موجب عجب و كبر ممدوح :
    گاهى بعضى افراد در مدح كردن ديگران آنقدر غلو مى كنند كه در ممدوح تكبر و خود بزرگ بينى ايجاد مى كنند. اين نوع مدح چون مولد صفتى ناپسند است حرام مى باشد.
    6 - مدحى كه ممدوح را از خود راضى كند:
    مدحى كه موجب شود تصور كند انسانى كامل و بسيار والا و شايسته مى باشد و بالاخره از نفس خود راضى شود، اين نوع مدح نيز حرام است چه آنكه غفلت از نفس ، خود موجب گناهان و خطاهاى بسيارى مى گردد.

    راه خودسازى

  5. #25
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    برخى روايات در مورد مدح
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اذا مدحت اخاك فى وجهه فكانما امررت على حلقه الموسى (49) وقتى ديگرى را رودرو مورد ستايش قرار دهى مانند آن است كه با تيغ برنده بر گلوى او بكشى . آن حضرت در روايت ديگرى فرموده است :
    لو مشى رجل الى رجل بسكين مرهف كان خيرا له من ان يثنى عليه فى وجهه
    (50) يعنى اگر كسى با چاقوى برنده بر كسى حمله ور شود بهتر از آن است كه او را مورد ستايش قرار دهد.
    پس بهتر است حتى مدح بى آفت را هم رودروى ممدوح انجام نداد. چه آنكه مدح رودرو باعث فتور از عمل مى شود. البته بايد دانست مقوله تشويق و تقدير از افراديكه استحقاق آن را دارند از اين گفتار مستثنى است .
    آفات ممدوح
    در شخص مورد ستايش است اين آفات پديدار شود:
    1 - تغيير حالت او به وسيله مدح :
    وقتى كسى را كه ستايش كردند اگر حالت او تغيير كرد و از نفس خود راضى شد، بايد بداند در پرتگاه هلاكت قرار گرفته است ، پس نبايد بواسطه ستايش ديگران حالت انسان تغيير كند و از خود راضى شود يا خوشنود گردد. اصولا بايد توجه داشت چنانچه كارى كنيم كه خداوند متعال ما را مورد ستايش قرار دهد آن وقت مايه خوشنودى است نه زمانى كه مخلوقى چون خودمان ما را ستايش كند.
    2 - مد نظر آوردن خوبى هاى خودش :
    وقتى كسى را مدح مى كنند نبايد اعمال خوب و نيك خود را مد نظر بياورد، بلكه بايد سعى كند اعمال زشت و پليد خود، قصورها و تقصيرهايش را مدنظر بياورد تا غرور و عجب و تكبر او را فرا نگيرد، در غير اين صورت دچار آفت گرديده است .
    3 - تاييد قول مداح :
    ممدوح نبايد مواردى كه به آن واسطه او را مدح مى كنند را تاييد كند، بلكه بايد اظهار كند مداح در بيان ستايش او در اشتباه است و خود را عارى از آن نقاط مثبت بداند. البته اين بدان معنى نيست كه خود را هميشه در ضعف ببيند و از نقاط قوت خود غافل باشد، بلكه در ميان مردم اين چنين عمل كند.
    پس ممدوح بايد بگويد: الهم ان هولاء لايعرفونى و انت تعرفننى . . يعنى خداوندا اينان (كسانى كه مرا مدح و ستايش مى كنند) مرا نمى شناسند و تو مرا خوب مى شناسى .
    حضرت على عليه السلام مى فرمايد: اللهم اغفر لى يعلمون و لاتواخذنى بما يقولون واجعلنى خيرا مما يظنون (51) وقتى بعضى اصحاب خدمت حضرت على عليه السلام مى آمدند و او را به خاطر نقاط عالى قوت موجود در او مى ستودند، مى فرمود: بار خدايا پروردگار تو مرا در مورد آنچه اينان نمى دانند ببخشاى و مرا به آنچه آنها مى گويند مواخذه مكن و مرا بهتر از آنچه گمان كرده اند قرار بده . و بالاخره حاصل كلام اينكه العاقل ينبغى الا يسر بمدح الغير و لايحزن بذمه يعنى عاقل سزاوار است كه به ستايش كسى خرسند نشود و به مذمت كسى هم محزون نگردد.


    راه خودسازى

  6. #26
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    4 - دروغ
    بحث راجع به اعراض از لغو است كه شرط ايمان قرار داده شده و از جمله لغوهاى قولى در بعد اعمال اكتسابى انسان دروغ است . ما در جلسات گذشته بيان كرديم كه لغو، انواع مختلف و گوناگونى دارد و از نوع لغوهاى قولى ، در مورد غيبت و تهمت مشروحا توضيح داده شد. حالا مى پردازيم به نوع ديگرى از اين لغوها كه همان كذب يا دروغ باشد. ابتدا بايد ديد دروغ چيست ؟ و دروغگو كيست ؟ دروغ عبارت است از تفهيم و يا گفتن مطلبى كه خلاف آن صحيح باشد و دروغگو كسى است كه به شكلى مطلبى را كه خلاف واقع است بيان يا تفهيم كند. بديهى است كه دروغ عمل حرامى است و علت حرمت آن در عبارات علماى اخلاق چنين بيان شده است : لما فيه من الضرر على المخاطب او على غيره و لايجابه اعتقاد المخاطب خلاف الواقع فيصير سبيا لجهله يعنى دروغ حرام است براى اينكه دروغ موجب ضرر و زيان شنونده آن مى شود. و شايد اين ضرر دامنگير غير از شنونده هم بشود و نيز حرمت آن به اين جهت است كه دروغ باعث مى شود شنونده به مطلبى ناصحيح و خلاف واقع معتقد شود كه اين خود سبب جهل او خواهد شد.
    اما دروغ داراى انواع و اقسامى است كه ابتدا به دو قسم قولى و فعلى تقسيم مى شود.

    راه خودسازى

  7. #27
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    تقسيمات دروغ
    كذب قولى :
    اين نوع دروغ شامل اخبار به خلاف واقع ، شهادت زور، افك ، يمين كاذب ، و عده دروغين مى شود.
    كذب فعلى :
    اين نوع دروغ شامل كذب نيتى ، عزمى و عملى مى گردد.
    اما دروغ در بخش دروغ هاى قولى ، يعنى اخبار به خلاف واقع و اينكه انسان چيزى را خبر بدهد كه صحيح نيست . شهادت زور هم همان شهادت ناحق دادن است . يعنى شخصى در دادگاه نزد قاضى شهادت بدهد به خوبى كسى ، در حالى كه مى داند انسان خوبى نيست يا بر بدى كسى ، در حالى كه مى داند فردى است متدين و خوب . يا در موارد خاص مثلا شهادت بدهد اين آقا سارق است در حالى كه او ميگسارى نكرده بوده ، اين شهادت ، زور و حرام است . اما فك يعنى دامن زدن به شايعاتى كه اساس آن معلوم نيست . يك خبرى در مورد يك موضوعى به انسان رسيده اما ما نمى دانيم كه واقعيت دارد يا نه ، حال اگر آن مساءله مجهول الحال را به عنوان يك مساءله حقيقى منعكس كنيم اين دروغ است . مرحوم استاد مطهرى (ره ) نقل مى كند (52) در يكى از شهرستانها در اواخر ماه رمضان شايع مى شود كه اول ماه شوال است و ماه رويت شده و مردم مى توانند روزه خود را افطار و مراسم عيد فطر را بر گزار كنند. يك نفر مى گويد من بايد تحقيق كنم ببينم مساءله صحت دارد يا نه ؟ بعد از شخصى مى پرسد شما از كجا اطلاع داريد كه ماه رويت شده ، مى گويد از فلانى شنيدم . از اين يكى مى پرسد او هم شخص ديگرى را معرفى مى كند و بالاخره نفر آخرى مى گويد از آقاى ... خادم فلان مدرسه پرسيدم . او به من گفت من با چشمهاى خودم ماه را ديدم و زمانى كه به مدرسه مزبور و نزد آن خادم مى رود مى بيند كه او نابيناست . گاهى اينطور مسائل شايع مى شود و ما هم دامن مى زنيم ، كه اين عمل ، حرام است .
    يمين كاذب هم يعنى قسم دروغ خوردن . مثلا فروشنده مى گويد من اين كالا را به فلان قيمت خريده ام ، به خدا هم قسم مى خورد در حالى كه كمتر خريده است كه اين هم دروغ و حرام است .
    وعده دروغ هم به همين شكل است . شخصى قول مى دهد و مى گويد من فردا به منزل شما مى آيم يا پولى را كه از من طلب داريد فردا يا يك ماه ديگر مى دهم در حالى كه همان زمان رعده كردن ، مى داند كه اين كار را انجام نمى دهد اين هم حرام است و جزء اقسام دروغ محسوب مى گردد.
    اما فعلى شامل سه قسمت ، عزمى و وفاء به عزمى و عملى مى شود. در اينجا اين اصطلاحات را مختصرى توضيح مى دهيم .
    كذب و دروغ نيتى : اين نوع دروغ معمولا در عبادات است فردى كه رو به خدا مى ايستد و نيت مى كند مثلا چهار ركعت نماز به جا مى آورم براى رضاى خدا، اگر در حقيقت نيت او اين است كه مردم بگويند او نمازگزار است پس اين شخص در حقيقت نيت دروغين كرده و است و در عبادات ديگر نيز چنين است و اين نوع دروغ ، فراوان يافت مى شود. اما كذب عزمى به اين شكل است كه انسان اراده اى اظهار كند كه يقين دارد نمى تواند آن را عملى سازد. گاهى هم مى شود كه انسان عزم و اراده اش صحيح است ، اما در وفاء به عزم دروغ مى گويد. يعنى ديروز تصميم گرفته است كه فلان كار خير را انجام دهد اما امروز به تصميم خود وفا ندارد، او هم وفاء به عزم مرتكب كذب شده است . نوع عملى از كذب و دروغ آن است كه انسان عملا صورت ظاهر خود را به نحوى بيارايد و كيفيت آن را طورى قرار دهد كه هر كس ببيند خيال كند او از بهترين انسانها است اما در حقيقت قصد او فساد باشد، اين نيز نوعى دروغ است چه ظاهر حق را نشان مى دهد در حالى كه باطن او باطل است .

    راه خودسازى

  8. #28
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    اما برخى از انواع دروغ كه ذكر شد گناه آن بيشتر است ، يعنى از شديدترين انواع دروغ است كه به ترتيب عبارتند از:
    1 - دروغ بستن به خدا و پيامبر و معصومين عليهم السلام
    2 - شهادت زور.
    3 - قسم دروغ .
    4 - خلف وعده .
    5 - دروغ گفتن به خدا در نماز (دروغ نيتى )
    راه خودسازى

  9. #29
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    برخى آيات و روايات در مورد كذب
    خداوند دروغ را صفت افراد غير مومن مى شمرد انما يفترى الكذب الذين لا يومنون بايات الله (53) تنها كسانى دروغ پردازى مى كنند كه آيات خدا را باور ندارند. بنابراين صفت صدق و راستى مشخصه ايمان است ، همانطور كه دروغ مشخصه بارز نقطه مقابل ايمان مى باشد. در اين زمينه روايات فراوانى داريم كه اگر بخواهيم آنها را ذكر كنيم مجالى نيست و فقط به ذكر چند روايت بسنده مى كنيم : روايتى است از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله كه مى فرمايد: اياكم و الكذب فان الكذب يهدى الى الفجور يهدى الى النار (54) بپرهيزيد از دروغ بدرستى همين دروغ است كه هادى و كشاننده انسان به سوى فجور و كارهاى ناپسند و زشت است و فسق و فجور هم انسان را به سوى آتش (عذاب الهى ) رهنمون مى گردد و هم چنين باز از نبى اكرم اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده كه حضرت فرمودند: ويل للذى يحدث فيكذب ليضحك به القوم ويل له ويل له (55) يعنى واى بر آن كسى كه سخنان بى پايه و دروغ مى گويد براى خشنودى و خنده مردم ، واى بر چنين شخصى ، واى بر او و نيز از آن حضرت روايت شده است كه فرموده اند: لا تمزح فيذهب بهاوك و لاتكذب فيذهب نورك (56) مزاح (بيهوده و بيش از حد) مكن كه شخصيت و ارزش تو از بين مى رود و دروغ هم مگو كه نور تو از بين مى رود.
    در اين زمينه از مولاى متقيان اميرالمومنان على عليه السلام روايت شده است كه حضرت فرمودند: لايجد العبد لايمان حتى يترك الكذب (57) هيچ بنده اى از بندگان خدا طعم ايمان را نمى چشند مگر دروغ را ترك كند.
    حضرت على بن الحسين زين العابدين امام سجاد عليه السلام در اين زمينه مى فرمايد: اتقوا الكذب الصغير منه و الكبير فى كل جد و هزل فان الرجل اذا كذب فى الصغير اجترا فى الكبير (58) بپرهيزيد از دروغ چه دروغ كوچك و چه بزرگ چه در امورى جدى و چه شوخى ، چون زمانى كه كسى به خود جراءت داد دروغ كوچك را بگويد در گفتن دروغ هاى بزرگ نيز جراءت پيدا مى كند.

    راه خودسازى

  10. #30
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    مسوغات كذب
    مطلبى كه باقى مانده مسوغات كذب است ، يعنى مواردى كه دروغ گفتن جايز است ، ما شش مورد داريم كه گفتن دروغ مانعى ندارد البته با شرايط مربوط به آن ذكر مى شود:
    1 - نجات دادن مسلمان از قتل يا اسارت :
    براى نجات مسلمان از مرگ يا از اسير شدن به دست دشمنان اسلام مى توان دروغ گفت . در اين زمينه نقل شده كه حضرت على عليه السلام نشسته بودند و ديدند شخصى از آنجا عبور كرد، سپس فرد ديگرى با عجله در حالى كه كاردى در دست داشت آمد و سراغ آن شخص اول را از حضرت گرفت ، حضرت از جاى خود برخاست و به سمت ديگرى رفته و نشستند بعد فرمودند: از زمانى كه من اينجا نشسته ام كسى را نديدم عبور كند. به هر صورت اگر انسان ببيند جان يك مسلمان بى گناهى به خطر افتاده اگر بتواند او را با دروغ نجات بدهد بايستى دروغ بگويد و جان او را نجات دهد يعنى نه تنها در اين مورد دروغ جايز است بلكه واجب است . همين حكم در مورد نجات مومن از اسارت جارى است اين موارد از مصاديق واقعى ضرب المثل معروف است كه دروغ مصلحت آميز به از راست فتنه انگيز است .
    2 - حفظ عرض و مال محترم :
    اگر مشاهده شود آبروى كسى در خطر است و يا احتمال نابودى مال و اموال كه مشروعيت دارد مى رود و با دروغ گفتن ، اين خطرات مرتفع مى شود اينجا نيز دروغ نه تنها جايز بلكه واجب است .
    2 - اصلاح بين مردم :
    در بين مردم مشاجرات زيادى اتفاق مى افتد كه البته اين مشاجرات اكثرا به خاطر بدبينى ها است و اگر كسى در اين ميان براى نزديك كردن قلوب اينها به هم حتى به دروغ هم از قول يكى از طرفين ، طرف ديگر را تحسين و تمجيد نمايد، اين دروغ جايز است و در روايت هم دارد اصلاح ذات البين افضل من عامه الصلوه و الصيام (59)
    4 - غلبه بر دشمن در جنگ :
    در جنگ براى غلبه بر دشمن دين مى توان دروغ گفت و در اين مورد گفته شده است : اذا الحرب خدعه يعنى چه آنكه جنگ عبارت از خدعه و فريب است . اين همان اصل غافلگيرى است . اينجا چنين دروغى بستگى به نوع جنگ فرق مى كند.
    5 - جلب رضايت همسر به طور طرفين :
    در زندگانى مشترك و مسائل زناشويى گاهى مسائلى رخ مى دهد كه انسان احساس مى كند مى تواند با يك وعده اى يا با يك حرفى آن مسائل و منازعات را خاتمه دهد و چه بسا مسائل پوچ و هيچى كه باعث از هم پاشيده شدن كانون گرم خانواده مى گردد، لذا اسلام جايز دانسته است براى اينكه كانون خانواده متلاشى نشود گاهى زن به شوهر و يا شوهر به زن روى يك سرى مصالح دروغ بگويد تا رضايت او را جلب كند. اين نوع دروغ نيز مباح است .


    راه خودسازى

صفحه 3 از 15 نخستنخست 123456713 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •