راه خودسازى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راه خودسازى
صفحه 6 از 15 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 143
  1. #51
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    برخى روايات در زمينه درجات و اعتبارات زهد
    نقل شده است كه : الزهد فى الدنيا ثلاثه اخرف زاء وهاء و دال اما الزاء فترك الزينه و اما الهاء فترك الهوى و اما الدال فترك الدنيا (93) زهد در دنيا سه حرف است زاء و هاء و دال . زاء به معنى ترك زينت است و هاء به معنى ترك هواى نفسانى است و اما دال به معنى ترك دنيا است .
    امام صادق عليه السلام نيز در اين زمينه مى فرمايد: الزهد مفتاح باب الاخره و البرائه من النار و هو ترك كل شيئى يشغلك عن الله من غير تاسف على فوتها و لااعجاب فى تركها و لا انتظار فرج منها و لا طلب محمده عليها و لاعوض منها بل ترى فوتها راحه و كونها آفه ... (94)
    زهد كليد در آخرت و كليد دورى از آتش و نار است . و اما زهد چيست ؟ زهد آن است كه هر چه تو را از خدا باز مى دارد ترك كنى . البته به شرطى كه اين متاركه از غير تو را متاءسف نكند و تو از اين متاركه متعجب نشوى و انتظار فرج و گشايشى هم از اين متاركه نداشته باشى و طالب هيچ خيرى از اين متاركه نباشى و عوضى نيز مطالبه نكنى ، بلكه احساس كنى اين متاركه براى تو ايجاد راحتى مى كند و رابطه با دنيا براى تو آفت است . اين حديث شريف در رابطه با زهد مطلق است ، يعنى ما را به بريدن از ما سوى الله و توجه به سوى خالق ، آنهم بدون احساس سختى و مشقت تشويق مى كند.

    راه خودسازى

  2. #52
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    تتمه اى در بحث غنا و فقر
    الف : غنا
    غنا عبارت است از موجود بودن تمام چيزهايى كه از اموال دنيا به آن نياز است . البته اين حداقل مراتب غنا است . مثلا اگر كسى منزل مسكونى ، ماشين و تلفن داشته باشد و نيازهاى خوراكى و پوشاكى اوليه خود و خانواده اش را دارا باشد اين پايين ترين مرتبه غنا است . و واضح است كه غنا مى تواند مراتب بسيار زيادى داشته باشد تا آنجا كه شخصى بر اكثر اموال دنيا تسلط پيدا كند، مثل ملوك و شاهان زيادى كه اين چنين بوده اند. پس براى غنا نمى شود مراتب خاصى را بر شمرد. زيرا به مقدار تنوع ثروت ها غنا نيز مراتب دارد، اما شخص غنى مراتبى دارد كه ما آن مراتب را به عرض مى رسانيم .
    مراتب شخصى غنى
    كسى كه غنى است به سه اعتبار حالات مختلفى پيدا كند:
    الف : به اعتبار تحصيل مال .
    ب : به اعتبار نوع مال .
    ج : به اعتبار خرج مال .
    شخصى غنى از نظر تحصيل مال از دو حالت خارج نيست :
    1 - غنى حريص : چنين شخصى سعى وافر در جمع آورى مال و دست آوردن آن مى كند به طورى كه دائما در تعب و نا آرامى و ناراحتى براى تحصيل مال به سر مى برد و ضمنا از اينكه احيانا اين مال از دست او خارج شود ناراحت شده و شديدا آزرده خاطر مى گردد.
    البته ممكن است كسى براى كسب مال زحمتى نكشد و كوششى به خرج ندهد و مال وافرى هم به دست او بيايد اما حالت روحى حرص براى جمع آورى مال را داشته باشد. به اين شخص هم غنى حريص مى گويند چون ميزان ، حرص و ولو جمع آورى مال دنيا مى باشد.
    2 - غنى راضى و قانع : چنين شخصى هيچ تعب و ناآرامى در طلب مال ندارد و چنان نيست كه اگر مال دنيا را به دست آورد خرسند و در غير آن صورت ناخشنود باشد و اگر اين مال را از دست داد دگرگون و ناراحت نمى شود. ولى اگر مالى به دست آورد راضى و شكرگزار است . اين رضايت و عدم دگرگونى يا به علت عدم تفاوت وجود و يا عدم وجود مال نزد او است ، يا گر چه وجود مال را بر عدم آن برتر مى شمرد ولى علاقه قلبى به آن ندارد.
    ب : حالات شخص غنى به اعتبار نوع مال :
    از اين جهت نيز غنى از سه حالت خارج نيست .
    1 - اينكه مالى را كسب كرده مطلقا حلال است .
    2 - اينكه آن مال مطلقا حرام است
    3 - اينكه بعضى از آن مال حلال و بعضى از آن حرام است .
    ج : مراتب شخص غنى به اعتبار خرج مال :
    از اين جهت نيز غنى دو حالت دارد:
    1 - امساك از انفاق : حتى در حقوق واجب شرعى يعنى از پرداخت پول و انفاق مال به كلى خوددارى مى كند، حتى نفقه واجب النفقه خود و يا واجبات مالى مثل خمس ، زكات و امثال آن را هم نمى پردازد.
    2 - انفاق از اموال : به خلاف حالت اول غنى انفاق مى كند. (البته انفاق مراتبى دارد كه پايين ترين مرتبه آن پرداخت حقوق واجب شرعى است و بالاترين آن بذل و بخشش مازاد بر اقل مراتب غنا است به طورى كه اگر بيشتر از آن ببخشد خود او به فقر مبتلا مى گردد.)
    حال كه تا اندازه اى با غنا و مراتب شخص غنى آشنا شديم مى پردازيم به اينكه غنا امر پسنديده اى است يا نه ؟

    راه خودسازى

  3. #53
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    ذم غنا
    كليه اقسام غنا غير از آن قسمتى كه به عرض مى رسانيم مذموم است . در اين زمينه آيات و رواياتى موجود است كه چند مورد را به عرض مى رسانيم . از جمله خداوند تبارك و تعالى فرمود: ان الانسان ليطغى ان راه استغنى (95) مى بينيم كه چگونه خداوند غنا را وسيله طغيان انسان و خود فراموشى او معرفى مى كند و غنا را سبب غالب شدن هواى نفسانى انسان و وسيله تمرد او از امر پروردگار و طغيان او بر مى شمرد و همين طغيان است كه نتيجه اش مى شود اين الانسان لربه لكنود (96) همين طغيان است كه موجب عتاب مى شود يا ايها الانسان ما غرك بربك الكريم (97) در روايات نيز به اين امر اشاره شده است .
    از جمله اين روايت كه از رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله نقل شده كه از حضرت سؤ ال شد اى امتك اشر قال الاغنيا (98) كدام طبقه از امت تو شرورترند؟ حضرت فرمود اغنياء. و نيز از همان حضرت روايت شده كه به بلال فرمودند: الق الله فقيرا و لاتلقيه غنيا (99) خداوند را در حال فقر ملاقات كن نه در حال غنا. همچنين حضرت فرموده است : يدخل فقراء امتى الجنه قبل اغنيائهم بخمساه عام (100) يعنى فقراء امت من پانصد سال قبل از ورود اغنياء آنها به بهشت وارد مى شوند. روايتى ديگر نيز در اين زمينه هست كه حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: اطلعت على الجنه فراءيت اكثر اهلها الفقراء و اطلعت على النار فراءيت اكثر اهلها الاغنياء (101) يعنى من بر بهشت واقف شدم اكثر اهل آن را از فقرا ديدم و بر دوزخ واقف شدم و اكثر اهل آن را از اغنيا ديدم . از طرفى در روايت آمده كه خداوند به حضرت موسى عليه السلام خطاب كرد يا موسى : اذا رايت الفقرا فقل مرحبا بشعار الصالحين و اذا رايت الغنى مقبلا فقل ذنب عجلت عقوبته (102) يعنى خداوند خطاب به موسى فرمود يا موسى زمانى كه ديدى فقر به تو روى آورده است بگو مرحبا و احسنت و مبارك باد. چه آنكه فقر شعار شايستگان و نشانه آنهاست و زمانى كه ديدى غنا به تو روى آورده است بگو اين گناهى است كه در عقوبت آن تعجيل گرديده است . همچنانكه در خبر ديگرى آمده است كه : انه ما من يوم الا و ملك ينادى من تحت العرش يا بن آدم قليل يكفيك خير من كثير يطغيك (103) يعنى هيچ روزى نمى گذرد مگر آنكه يك ملك از تحت عرش ندا مى دهد اى فرزند آدم (اى انسان ) مال كمى كه تو را كفايت كند بهتر است از ثروت زيادى كه تورا به طغيان افكند. از حضرت عيسى عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: بشده يدخل الغنى الجنه (104) خيلى به سختى و ندرت افراد غنى وارد بهشت مى شوند.

    راه خودسازى

  4. #54
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    غناى محسن
    حال ببينيم كه آيا غنائى كه عارى از آفت باشد داريم يا خير؟ و اگر داريم كدام است ؟ بايد گفت به جز غناى حاصل از حلال ، كه شخص غنى ، واجبات مالى خود را ادا مى كند و مازاد بر نياز خود را نيز در راه مصارف صحيح و مشروع انفاق كند بقيه موارد مذموم است .
    ب : فقر
    فقر عبارت است از نبودن آنچه بدان نياز است . پس اگر كسى آنچه را كه به آن نيازمند نيست را نداشته باشد فقير نيست . اينجا بد نيست يادآور شوم متعلق نياز فقط مال نيست .
    فقير و غنى و تمام موجودات ممكن الوجود، نيازمند هستند و عمده نياز آنها احتياج به دوام وجود است اين را به عنوان جمله معترضه عرض ‍ مى كنم كه وجوب و رابطه وجوبيه آن است كه نسبت محمول بر موضوع ضرورى باشد و عدم اين نسبت ممكن نباشد مثل نسبت يگانگى براى خداوند. و رابطه امتناعيه آن است كه نسبت محمول به موضوع غير ممكن و ممتنع باشد مثل نسبت زوجيت به عدد سه و رابطه امكانيه آن است كه نسبت دادن يا ندادن محمول به موضع با السويه باشد مثل نسبت عدد دو به سيب و يا عدد سه به سيب ، كه هر كدام از اين اعداد را مى توان به سيب نسبت داد و مى توان نسبت نداد. حال در رابطه با وجود، اين سه اصطلاح را بررسى مى كنيم :
    1 - واجب الوجود: وجود فى نفسه لنفسه بنفسه . واجب الوجودى است كه مستقل است و وجودش براى خود اوست و قائم به خود نيز هست كه اين مفهوم غناى مطلق است .
    2 - ممكن الوجود كه شامل مراتب ذيل مى شود:
    الف : موجود فى نفسه لنفسه بغيره كه همان جوهر است مثل وجود انسان ، ولى از حيث وجود فقير است نه غنى .
    ب : وجود فى نفسه بغيره كه همان عرض است مثل قيام و قعود زيد كه وجود آن براى زيد و نيز احتياج زيد است .
    ج : وجود لا فى نفسه مانند حروف و روابط كلام كه به تنهايى وجود مستقل ندارند و هميشه نيازمنند تركيب هستند
    3 - ممتنع الوجود: چيزى كه نمى تواند وجود داشته باشد.
    غرض از اين توضيحات به عنوان جمله معترضه اين بود كه براى ما روشن شود غير از واجب الوجود كه قائم به ذات است آنچه هست درجه اى از فقر را داراست و آن هم نياز به وجودى است كه بايد از غير خود بگيرند. غنى مطلق و غير محتاج خداست و غير از او همه نيازمندند. ليكن نه اينكه در رابطه با نداشتن مال و اموال ، پس معلوم شد فقر متعلق فراوانى مى تواند داشته باشد. در اين رابطه خداوند مى فرمايد: و الله الغنى و انتم الفقراء (105) خداوند غنى و شما فقيريد و معلوم شد اينطور نيست كه هر كس مال نداشته باشد فقير است . چه بسا بسيارى كه مال داشته باشند و از جهات ديگرى دچار فقر باشند و چه بسا افرادى كه فقر مالى داشته باشند و از جهات ديگرى غنى باشند و ضمنا در همين آيه شريفه كه تلاوت شد به اين نكته هم اشاره شده است زيرا خداوند مى فرمايد و انتم الفقراء و شما فقيريد با توجه به اينكه خطاب قرآن به همه افراد بشر است بايد ديد همه افراد بشر دچار فقر مالى هستند؟ نه پس معلوم مى شود متعلق فقر فقط مال نيست . البته بحث ما در رابطه با فقر و فقير در همين قسمت مالى است .
    راه خودسازى

  5. #55
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    چند نوع فقر داريم ؟
    در اينجا يك تقسيم بندى در مورد فقراء را به عرض مى رسانيم .
    1 - فقير حريص :
    به فقيرى كه رغبت زيادى به مال دارد و دوستدار مال است به طورى كه اگر بتواند از راهى مال به دست آورد ولو با سختى و مشقت بسيار اين كار را انجام مى دهد و اينكه مال ندارد و به علت عجز و ناتوانى او از تحصيل مال است به اين دسته اشخاص ، فقير حريص مى گويند.
    2 - فقير قانع :
    به فقيرى كه وجود مال نزد او از عدم آن محبوبتر است ، ما آن محبت به طورى شديد نيست كه دست به هر كارى جهت طلب آن بزند اما اگر بدون تعب و مشقت به دست او رسيد خوشحال مى شود و اگر هم مالى به دست او نيامد خود را به تعب و ناراحتى و مشقت نمى افكند، فقير قانع مى گويند.
    2 - فقير زاهد:
    به فقيرى كه علاقه و رغبتى به مال نداشته باشد به طورى كه از وجود مال ناراحت شود و وجود آن سبب آزار خاطر او باشد و حتى اگر مالى به دست او برسد از آن بگريزد و دور شود فقير زاهد مى گويند.
    4 - فقير خائف :
    فقير خائف ، فقيرى است كه از مال اعراض و دورى مى كند و سعى در تحصيل و نگهدارى از اموال نمى كند زيرا از عذاب الهى مى هراسد و اين هراس از اين جهت است كه او، خوف گرفتار شدن در غوائل مال را دارد كه اين خود درجه اى از زهد است .
    5 - فقير راجى :
    فقير راجى ، فقيرى است كه به خاطر داشتن شوق رسيدن به ثواب ، از نگهدارى مال و يا از پيگيرى كسب آن خود دارى مى كند كه اين نيز خود درجه اى از زهد است .
    6 - فقير عارف :
    فقيرى است كه التفات به مال ندارد به خاطر اينكه رو به سوى حق كرده و از غير او برتافته و ما سوى الله را هيچ و پوچ دانسته است و از اين باب طمع هيچ گونه اجر دنيوى و يا اخروى و هيچ غرض ديگرى را ندارد كه اين مرتبه نهايى زهد است .
    7 - فقير مستغنى راضى :
    به فقيرى كه علاقه محبت به تحصيل مال و ناراحتى از فقدان آن ندارد و اگر اموال دنيا نزد او جمع شود يا اينكه از دنيا هيچ چيز نداشته باشد فرقى نزد او ندارد مستغنى راضى مى گويند، مثل مال دنيا نزد او مانند هوا باشد چه آنكه هوا بسيار است اما او به مقدار نيازش استشمام مى كند بقيه اين هوا را چه كسى استشمام مى كند براى او معنى ندارد و نسبت به استفاده ديگران از هوا و اكسيژن آن بخيل نيست . او هم اينچنين در مورد مال مى انديشد به قدر نياز خود مصرف مى كند حتى اگر دنيا براى او باشد و وجود اموال فراوان در نزد او با عدم آن مساوى است .
    حال بايد ديد فقر از نظر آيات و روايات پسنديده است يا نه ؟

    راه خودسازى

  6. #56
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    برخى آيات و روايات در مورد فقر
    در زمينه فقر آيات و روايات زيادى موجود است كه ما به بعض آنها اشاره مى كنيم . خداوند راجع به توزيع برخى اموال كه در اختيار رسول گرامى صلى الله عليه و آله بوده مى فرمايد: للفقراء المهاجرين الذين من ديارهم و اموالهم يبتغون فضلا من الله و رضوانا و ينصرون الله و رسوله اولئك هم الصادقون (106) يعنى (انفاق شما بايد) براى فقراى مهاجر باشد. كسانى كه از خانه و كاشانه و ديار خود بيرون رانده شدند (اينان ) فضل و برترى و خشنودى را از خداوند مى جويند و خدا و رسولش را يارى مى كنند آنان راستگويانند. و در جاى ديگرى خداوند مى فرمايد: للفقراء الذين احصروا فى سبيل الله لايستطيعون ضربا فى الارض (107) مى فرمايد (انفاق شما بايد) براى فقرايى باشد كه در راه خدا محصور شده اند.
    (و توجه به آئين خدا آنها را از وطن خويش آواره ساخته و شركت در ميدان جهاد به آنها اجازه نمى دهد تا براى تاءمين هزينه زندگى دست به كسب و تجارتى بزنند) اين آيات و امثال آن فقرا را تحسين و آنان را مدح مى نمايد و حقوقى براى آنها مقرر مى دارد.
    البته ما در زمينه فقر رواياتى هم داريم كه به تعدادى از آنها اشاره مى كنيم :
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: خير هذه الامه فقراوها و اسرعتها تصعدا فى الجنه ضعفاوها (108) يعنى بهترين مردم از ميان امت من فقراء آنان هستند و از ميان آنها كسانى كه زودتر به بهشت وارد مى شوند ضعفا مى باشند و نيز آن حضرت فرموده اند: اللهم احينى مسكينا و امتنى مسكينا و احشرنى فى زمره المساكين (109) يعنى بار خدايا مرا زنده بدار در حالى كه مسكين باشم و بميران در حالى كه مسكين باشم و بميران در حالى كه مسكين باشم و مرا در زمره افراد مسكين محشور فرما. و همچنين در خبر است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمودند: ان لى حرفتين انثين فمن احبهما فقد احبنى و من ابغضهما فقد ابغضنى الفقرا و الجهاد (110) يعنى نزد من دو حرف است كه هر كسى آن دو را دوست بدارد تحقيقا مرا دوست داشته و كسى كه آن دو حرف را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است و آن دو عبارتند از فقر و جهاد. و همان حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: كلمنى ربى فقال يا محمد صلى الله عليه و آله اذا عبدا اجعل له ثلاثه اشياء قلبه حزينا و بدنه سقيما و يده خاليه من حطام الدنيا و اذا ابغضت عبدا اجعل له ثلاثه اشياء مسرورا و بدنه صحيحا و يده مملوه من حطام الدنيا (111) يعنى خداوند خطاب به من گفته است اى محمد صلى الله عليه و آله و هر گاه بنده اى را مورد ستايش خود قرار دهم براى او سه چيز مقرر مى كنم ، قلب او را محزون و ناراحت بدنش را بيمار و دستش را از تحفه هاى دنيايى خالى مى كنم ، و نيز هنگامى كه بنده اى را مورد غضب خود قرار دهم ، سه چيز در او مقرر مى كنم ، قلب او را مسرور مى گردانم ، بدن او را صحت و عافيت مى بخشم ، و دست او را از نعم دنيا پر مى كنم و نيز آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: الناس كلهم مشتاقون الى الجنه و الجنه مشتاقه الى الفقراء (112) يعنى همه مردم مشتاق بهشت هستند در حالى كه بهشت مشتاق فقرا مى باشد. از همان حضرت صلى الله عليه و آله روايت شده است كه : الفقراء فخرى (113) فقر فخر و افتخار من است و نيز فرمودند: تحفه المومن فى الدنيا الفقر (114) يعنى براى افراد خاص شيعه واقعى ما در دولت باطل چيزى از اموال دنيا نيست مگر به اندازه قوتى . روايات و آيات تلاوت شده و خصوص مدح فقر بود، ولى ما در زمينه ذم فقر هم روايات داريم ، از جمله :
    رسول بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: كاد الفقرا ان يكون كفرا (115) چه نزديك است كه فقر تبديل به كفر بگردد و نيز دراين زمينه از آن حضرت صلى الله عليه و آله روايت شده كه الفقر الموت الاكبر (116) يعنى فقر مرگى است بزرگتر (از مرگ حقيقى ) و امير المومنان على عليه السلام در اين زمينه مى فرمايد: من ابتلى بالفقرا فقد ابتلى ياربع خصال بالضعف فى يقينه و النقصان فى عقله و الرفه فى دينه و قله الحياء فى وجهه فنعوذ باالله من الفقرا (117) يعنى هر كس به فقر مبتلا شود پس به تحقيق به چهار خصلت ، مبتلا شده است . اول ضعف در يقين ، دوم كمبود در عقل ، سوم سستى در دين و چهارم كمى حياء در صورت ، پس پناه بر خدا مى بريم از فقر.
    حال مساءله اين است كه روايات مدح و ذم فقر را چگونه جمع كنيم ؟
    راه خودسازى

  7. #57
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    جمع روايات مدح و ذم فقر
    ما ديديم روايات مختلفى در زمينه فقر داريم از يك طرف الفقر فخرى
    از طرفى ديگر كاد الفقر ان يكون كفرا فقر مايه فخر و مايه مباهات من است و از طرفى نزديك است فقر تبديل به كفر بشود اين دو دسته روايات را چگونه بايد توجيه كرد. به نظر مى رسد توجيه آن اين است كه كليه روايات و آيات مربوط به مدح فقر را متوجه فقرى بنماييم كه شخص فقير به خاطر خداوند و از بهر رضاى او اموالش را انفاق و ايثار كرده و دچار فقر گرديده است و يا توان تحصيل مال دنيا را داشته ولى به خاطر خدا آن را ترك گفته و اين امكانات را براى ديگران خواسته است . اين فقر و اين فقير محسن است . ليكن آن دسته رواياتى كه فقر را مذمت مى كند را متوجه فقرى كنيم كه بر اثر استثمار در جامعه به وجود آمده باشد يا آن فقرى كه عامل آن تنبلى و سستى و نداشتن پشتكار و دست روى دست گذاشتن و بى تحركى باشد. پس مى بينيم فقر نسبت به افراد مختلف به خودى خود نه خوب است و نه بد و عوامل ديگرى آن را نيكو و زشت مى سازد. فقرى كه حاصل ايثار و از خود گذشتگى باشد ارزش است و فقرى كه حاصل تنبلى و عدم پشتكار يا حاصل ناتوانى يا فقدان عدالت اجتماعى و ظلم و بيداد باشد ناپسند است ، حال پس از آنكه جمع بين اين دو دسته روايات را بيان كرديم مى پردازيم به اينكه فقير بايد چگونه باشد؟
    فقير بايد چگونه باشد؟
    فقرا تكاليف و وظايفى دارند و حالاتى را بايد براى خود حفظ كنند. اينطور نيست كه بايدها و نبايدها فقط متوجه اغنياء باشد بلكه فقراء هم وظايفى دارند و ضمنا بايد حالاتى را در خود حفظ كنند و از بعضى صفات و حالات دور باشند.
    1 - اگر فقر آنها ناشى از ايثار است نبايد به خاطر فقر ناراحت باشند بلكه بايد با توجه به روايات فراوان در مدح فقراء خرسندى را براى خود حفظ كنند تا اينكه از نظر روح و روان دچار مشكل نشوند و از طرفى بايد توجه كنند كه آنها غنى بوده اند و خود در راستاى وظيفه ايثار كرده اند.
    2 - با توكل باطنى به خداوند يقين داشته باشند و به رزاق بودن خدا و اينكه خداوند مايحتاج آنها به قدر ضرورت را براى آنها مهيا مى سازد.
    3 - از مردم قطع طمع كنند و به آنچه در دست ديگران است طمع نورزند و توجه نكنند. اينطور نباشد كه بخواهد از هر طريق ممكن ارتزاق كنند و پول دربياورند بلكه مواظب راه تحصيل مال براى خود باشند.
    5 - در هر حال صابر و شاكر باشند.
    6 - تعف داشته باشند و فقر خود را بر كسى نسازند و تعف خود را نيز مستور دارند.
    7 - به طمع كسب مال و اغنياء مجالست نكنند و كمتر با آن ها مراوده داشته باشند.
    8 - به خاطر ثروت و دارائى براى اغنياء تواضع نكنند، بلكه بزرگوارى بر اغنياء نشان دهند. ( اينجا متذكر مى شوم كه در سه مورد تكبر جايز است و در جاهاى ديگر حرام يكى تكبر در مقابل متكبر و ديگر تكبر زن نامحرم در مقابل مرد اجنبى و آخرى تكبر فقير در مقابل غنى .) البته در زمينه اين حالاتى كه فقير باشد داشته باشد به روايتى برخورد كردم كه تقديم مى نمايم : حضرت اميرالمومنان على عليه السلام مى فرمايد: اين لله عقوبات بالفقر و مثوبات بالفقر فمن علامات الفقر اذا كان مثوبه اين يحسن عليه خلقه و يطيع به ربه و لايشكوا حاله و يشكر الله تعالى على فقره و من علاماته اذا كان عقوبه ان يسوء عليه خلقه و يعصى ربه بترك طاعته الخ (118) حضرت اميرالمومنان عليه السلام فرمود: بدرستى خداوند فقر را وسيله عقوبت برخى و وسيله خوشبختى برخى ديگر مقرر مى سازد.
    از علامات آن فقرى كه وسيله خوشبختى افراد مى باشد اين است كه فقير به واسطه اين فقر به واسطه اين فقر خلقش را نيكو مى كند و پروردگارش را اطاعت مى نمايد و شكوه اى هم ندارد و از خداوند بر همين فقر شكرگزار است . و اما از علامات فقرى كه عقوبت الهى است اين است كه فقير خلقش ‍ را تنگ و ناراحت مى كند و با ترك طاعت خدا بخاطر فقر مرتكب معصيت مى شود و.... از اين روايت تا حدودى حالات لازم براى فقير روشن مى شود.
    حال كه حالات لازم براى فقرا براى ما روشن شد مى پردازيم به وظيفه فقرا در رابطه با مردم و خودشان .
    راه خودسازى

  8. #58
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    وظايف فقرا
    بديهى است هيچگونه شريعت اسلامى جهت اغنيا وظايفى را مشخص ‍ مى كند، براى فقرا نيز وظايفى تعيين نموده است كه ما در اين قسمت به آن وظايف مى پردازيم ، اعم از اينكه فقرا مكلف به ترك كارى باشند.
    1 - ترك سؤ ال به كف :
    فقير تا حد امكان و تا آنجا كه مى تواند سؤ ال به كف بكند، يعنى از مدم طلب كمك نمايد بلكه بايستى فقير بودن خود را بر كسى باز گو نكند و از كسى طلب كمك ننمايد. حال با توجه به ترك سؤ ال به كف اگر باز وجوه و اموالى به او مى رسد از دو حال خارج نيست يا حرام و شبهه ناك و يا حلال و پاك است . پس اگر حرام يا شبهه ناك بود نبايد آن را دريافت كند.
    2 - رد اموال حرامى كه به او مى رسد:
    فقير بايد اموالى كه به غير از راه سؤ ال به كف از طريق يا شبهه ناك به او مى رسد را به صاحبانش رد كند و نپذيرد و از آن اجتناب ورزد .
    3 - دريافت اموالى كه به غير از راه سؤ ال به او هديه مى شود:
    اموالى كه به غير از راه سؤ ال به كف فقير مى رسد اگر حلال باشد و در صورتى كه عنوان هديه داشته باشد، مستحب است بپذيرد. اما به شرطى كه واهب (هديه دهنده ) منتى بر سر او نگذارد و اگر در همين مال حلال و هديه منت باشد بهتر است نپذيرد.
    4 - پذيرش صدقات منطبق با خود:
    اگر صدقه يا زكات يا سهم سادات يا كفاره به فقير اعطا شود بايد با شرايطى كه دارد مستحق دريافت و مصرف آن وجوه مى باشد يا خبر. اگر مصرف آن توسط وى جايز باشد بپذيرد و الا رد كند و نپذيرد. مثل اينكه سهم سادات به فقير سيد داده شده باشد كه نبايد قبول كند.
    5 - عدم پذيرش هدايايى كه موجب وهن است :
    اگر كسى به خاطر صفتى و وصف در فقير مثل علم يا تقوا و يا آنكه از سادات است خواست به او چيزى به او اعطا نمايد يعنى اگر مثلا صفت علم يا سيد بودن يا تقوا نمى بود چيزى به او اعطا نمى كرد و در ضمن قصد معطى ، رضاى خدا و تقرب به سوى پروردگار نباشد بر فقير روا نيست آن عطا و آن چيز را قبول كند، چون ارزش علم ، سيادت و تقوى و پاداش آن بالاتر از ماديات است .
    6 - اگر معطى ، اعطايش به عنوان هديه يا صدقه و امثال آن بلكه به خاطر مشهور شدن خودش و به خاطر ريا كردن و يا سمعه (شنيدن ديگران ) به فقير اعطا كرد، سزاوار است كه فقير آن وجه يا آن چيزى را رد كند تا خود را وسيله منويات سوء ديگران قرار ندهد.
    7 - اگر فقير، به مورد اعطاء محتاج باشد (با وجود ساير شرائط در معطى ) افضل است آن را بپذيرد و الا بهتر است كه عطاء را رد كنند. مثل اينكه به فقير نان بدهند در حاليكه او محتاج نان نيست . در اين زمينه از رسول اكرم اسلام صلى الله عليه و آله وارد است كه فرمودند: ما المعطى من سعه باعظم اجرا من لاخره ادا كان محتاجا (119) يعنى عطا كننده بيشتر از پذيرنده ، عطا (در صورتى كه محتاج باشد) ثواب نمى برد. پس بنابر آنچه ذكر شد فقير اگر به قدر حاجت ، نيازمنديهاى خود را از غير راه سؤ ال به كف و بدون آفت هاى ششگانه مذكور قبول كند راجح است و اما اخذ به ميزان مازاد بر نياز و حاجت سزاوار نيست .
    راه خودسازى

  9. #59
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    2 - حرص
    گاهى حالتى در انسان به وجود مى آيد كه باعث مى شود آدمى به همه چيز حتى چيزهايى كه بدان نياز ندارد نيز آزمند شود، كه اين حالت حرص نام دارد. پس تعريف حرص در همين جملات روشن شد يعنى به آن حالت آزمندى و ولع مى گويند. البته ممكن است نوع ديگرى به چيزهاى ديگر و ممكن است اين حرص به حدى برسد كه محدوديت كيفى و كمى نداشته باشد، يعنى شخصى به همه چيز بينهايت حريص شود. البته معلوم است كه مراد از همه چيز مواردى است كه انسان از آن لذت مى برد مثل موارد شهوت كه مى تواند عبارت از غضب ، رياست ، غريزه جنسى مال دنيا و امثال آن باشد معلوم است كه انسان حريص هيچگاه به نقطه كمال و بى نيازى نمى رسد. انسان حريص در نهايت ثروتمندى فقير و در نهايت خوشگذرانى كاملش تلخ است ، زيرا او هرچه از دنيا به دست آورد منتظر مابقى آن است و اينچنين شخصى همواره نيازمند است در اين زمينه شعرى منتسب به حضرت على عليه السلام را بازگو مى كنم . بنا به نقلى حضرت اين اشعار را بر شمشير خود حك فرموده بود:
    دع الحرص عن الدنيا و فى العيش فلاتطع
    ولا تجمع من المال و لاتدرى لمن تجمع
    و ان الرزق مقسوم و سوءالظن لاتنفع
    فقير كل ذى حرص غنى كل من يقنع
    معنى اين شعر اين است كه حرص از دنيا را رها كن و در عيش و عشرت (مشروع ) دنيا طماعى و زياده روى منما و مال دنيا را جمع آورى مكن در حالى كه نمى دانى اين اموال را براى چه كسى اندوخته مى كنى . رزق و روزى در دنيا تقسيم شده است و اگر به اين نكته بدگمان باشى تو را سودى نمى رسيد كه هر حريص شد فقير است و هر كه قناعت كرد غنى است . اين دو بيت شعر كه شعر سليس و روانى به زبان عربى است بعيد نيست از لسان مولى على عليه السلام باشد. بنابراين حضرت در اين دو بيت ، انسانها را بيدار مى كند و به آن ها هشدار مى دهد كه مراقب باشند و اين صفت حرص ‍ را از خود دور كنند. ما خود در زندگانى بارها و بارها تجربه كرده ايم كه حرص به نفع ما نيست . چون دو حالت بيشتر عقلا تصور نمى شود، يكى اينكه به آنچه حرص مى ورزيم به طور مقطعى برسيم كه باز هم تصور حرص پايان ندارد و هنوز آزمنديم و ديگر اينكه اصلا به آنچه راجع به آن حرص مى زنيم نرسيم كه اين نيز خود مايه ناراحتى است . بنابراين چه خوب است انسان رو به قناعت بياورد. حال در رابطه با مساءله حرص ببينيم روايات چه مى گويند:
    برخى روايات مربوط به حرص
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: لو كان لابن آدم واديان من ذهب لابتغى ثالثا و لايملاء جوف ابن آدم الا التراب و يتوب الله على من تاب (120) يعنى اگر براى انسان دو صحراى پر از طلا باشد او باز مى گويد اى كاش سه صحرا پر از طلا داشتم و شكم انسان را هيچ چيز مگر خاك (مرگ ) پر نمى كند. البته خداوند بر كسانى كه توبه كنند مى بخشايد (كسانى كه رو به قناعت بياورند).
    در روايت ديگرى آمده است : منهومان لايشبعان منهوم العلم و منهوم المال (121) يعنى دو گرسنه سير نمى شوند يكى گرسنه علم و ديگرى گرسنه مال .
    رئيس مذهب تشيع امام صادق عليه السلام فرمود: ان فيما نزل به الوحى من السماء لو ان لابن آدم واديين يسيلان ذهبا و فضة لابتغى لهما ثالثا يابن آدم انما بطنك بحر من البحور، و واد من الاودية لايملاه شى ء الا التراب (122). يعنى به درستى در آنچه به وسيله آن وحى الهى نازل شده آمده است اگر براى آدميان دو صحرا (دو وادى ) باشد كه همه آن صحرا طلا و نقره شود آدمى مى گويد اى كاش صحراى سومى هم داشتم كه از طلا بود. اى فرزند آدم به درستى شكم تو دريايى است از درياها و صحرائى است از صحراها كه پر نمى كنند آن را مگر خاك (مرگ ).
    راه خودسازى

  10. #60
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    ضد خاص حرص
    صد خاص حرص قناعت است و ما در مورد موضوع قناعت نيز مطالبى را به عرض مى رسانيم .
    قناعت عبارت است از حالتى كه موجب مى شود انسان در مورد استفاده از چيزهايى كه بدان نياز دارد به حد ضرورت اكتفا كند. در زمينه قناعت و مدح آن به برخى روايات اشاره مى كنيم .
    برخى روايات مربوط به قناعت :
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: طوبى لمن هدى للاسلام و كان عيشه كفافا و قنع به (123) يعنى خوشا بر حال كسى كه به اسلام هدايت شده باشد و در عيش و گذران زندگى به حد كفاف قناعت كند و هم چنين آن حضرت فرمودند: ما من احد من غنى ولا فقير الا ورد يوم القيامة انه كان فى الدنيا اوتى قوتا (124) يعنى هيچ كس ، چه فقير و چه غنى در روز قيامت پيدا نمى شود مگر اينكه در دنيا قوتى به او رسيده است . اين اشاره دارد به اينكه انسان بايد از مال به حد مكفى قناعت كند و حرص نزد چون بالاخره روزى انسان مى رسد و كسى بى رزق و روزى نمى ماند و نيز نبى اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اجملوا فى الطلب فانه ليس للعبد الا ما كتب له فى الدنيا و لن يذهب عبد فى الدنيا حتى ياءتيه ما كتب له فيث الدنيا (125) آن حضرت مى فرمايد در طلب مال دنيا حريص نباشيد و به اجمال برگزار كنيد. اجمال به معنى اختصار است يعنى كم طلب كنيد. پس به درستى چيزى براى بنده خدا نيست مگر آن كه براى او نوشته شده است و بنده خدا از اين دنيا نمى رود تا اينكه آنچه براى او مقرر داشته به او برسد. و نيز آن حضرت فرمودند: كن ورعا تكن اعبدالناس و كن قانعا تكن اشكر الناس و احب للناس ما تحب لنفسك تكن مؤ منا (126). پرهيزگار باش تا عابدترين مردم باشى و قانع باش تا شكرگزارتين مردمى باشى (يعنى قناعت شكرگزارى است ) و دوست بدار براى آنچه را كه براى خود دوست مى دارى تا اينكه مؤ من باشى . در زمينه قناعت يك حديث ديگرى ديدم و آن اينكه يابن آدم ، لو كانت الدنيا، كلها لك لم يكن لك منها الاالقوت (127) يعنى اى فرزند آدم اگر همه دنيا براى تو باشد براى تو از آن دنيا جز قوت (خوراك ) چيزى نخواهد بود.
    و اما راه معالجه حرص چيست ؟ و انسان چگونه مى تواند از شر وجود اين صفت و حالت در خود رهايى يابد. ما اجمالا راه نجات از حرص را به عرض مى رسانيم به اميد اينكه در ما مؤ ثر افتد.
    راه معالجه حرص
    براى دورى از حرص توجه به موارد ذيل ضرورى است :
    1 - ياد آورى مدح و شرافت قناعت كه موجب عزت ، حريت طبع و استقلال راى انسان مى شود.
    2 - ياد آورى مذمت حرص كه موجب تنگى و تاريكى زندگى مى گردد.
    3 - تفكر در آفات وجود مال و مقام .
    4 - نگرش به زير دستان در امور زندگانى .
    5 - رعايت اقتصاد در زندگى (معنى اعتدال در دخل و خرج نه به معنى اصطلاحى آن ).
    راه خودسازى

صفحه 6 از 15 نخستنخست ... 2345678910 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •