راه خودسازى سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
راه خودسازى
صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 143
  1. #71
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    علاج حب جاه و شهرت
    وقتى درد مشخص شد نوبت به درمان مى رسد. چگونه بايد اين دوستى بيجا و بى مورد را از بين برد و چگونه بايد آن را نابود نمود و اين آتش شعله ورى را كه در هر حال موجب نابودى انسان مى شود را خاموش كرد در اين خصوص نيز راههايى براى معالجه وجود دارد كه بايد مورد استفاده قرار گيرد:
    1 - علم به فانى بودن هر آنچه آن را موجب لزوم جاه و شهرت مى داند، خواه سلم و صفا باشد، خواه اعتقاد مردم به خوبى و بزرگى او و يا غير اينها.
    2 - علم به اينكه دنيا و مافيها فانى است كل من عليها فان و يبقى وجه ربك ذو الجلال و الاكرام (173) و بداند آنچه باقى است و از بين نمى رود آخرت و عقبى است بل توثرون الحيوه الدنيا و الاخره خير و ابقى (174) و در جايى ديگرى مى فرمايد: كلا بل تحبون العاجله و تذرون الاخره (175)
    3 - بداند كمالات حقيقى كدامند و كمالات وهمى كدام ؟
    4 - طمع را از وجود خويش دور كند چه آنكه قطع طمع از مردم موجب به وجود آمدن منزلت و سلطه بر قلوب مردم مى شود.
    5 - عزلت اختيار كند البته عزلتى كه خود موجب رضاى نفس نباشد .
    6 - سلطه خود بر قلوب (سلطه غير الهى ) را ريشه كن كند.
    7 - هنگامى كه مردم به امرى در مورد او معتقد شوند كه او لايق آن نيست ، آن اعتقاد را به هر وسيله مشروع و ممكن زائل كند.
    8 - در آيات و روايات مربوط به مذمت حب جاه و شهرت تامل نمايد.

    راه خودسازى

  2. #72
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    خمول
    ضد خاص حب جاه و شهرت خمول است . خمول يا افتادگى صفتى از صفات مومنين و متقين و افراد ورع و پاك است . كسانى كه دنيا و ظواهر فريبنده آن و زينت هاى آنچنانيش نتوانسته در آنها نفوذى داشته باشد انبياء، اولياء و اوصياء الهى همگى داراى اين صفت بوده اند و چه بسا افرادى كه وقتى ما با آنها برخورد مى كنيم به آنهايى بى اعتنا باشيم ، ليكن آنها از افراد ورع و پاك و مورد عنايت حق تعالى باشند.
    تهى دست مردان پر حوصله
    بيابان نوردان بى قافله
    كشيده قلم بر سر نام خويش
    نهاده قدم بر سر كام خويش
    به سر وقتشان خلق كى ره برند
    كه چون آب حيوان به ظلمت درند
    زبان حال كسانى كه داراى خمول اند دو بيت شعر زير است :
    مگو جاهى از سلطنت بيش نيست
    كه ايمن ترا زملك درويش نيست
    گدا را چون حاصل شود نان شام
    چنان خوش بخسبد كه سلطان شام
    روايات در مورد خمول
    پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: ان اليسير من الرياء شرك و ان الله يحب الاتقياء الاخفياء الذين اذا غابوا يفقدوا و اذا حضروا لم يعفروا قلوبهم مصابيح الهدى (176) هر آنچه از ريا پيش آيد شرك است و به درستى خداوند به افراد متقى كه ناشناخته اند. كسانى كه اگر غايب شوند مفقود نيستند و اگر حضور داشته باشند شناخته نمى گردد علاقه دارد.
    قلب هاى اينان چراغ هاى هدايت است .
    و نيز آن حضرت فرموده اند: ان من امتى من لواوتى احدكم يسئله دينار لم يعطه اياه او سئله درهما لم يعطه اياه و لو سئل الله الجنه لاعطاها اياه و لو سئله الدنيا لم يعطها اياه (177) از امت من كسانى هستند كه اگر بر يكى از شما وارد شوند و دينارى طلب كنند كسى به آنها نمى بخشايد حتى اگر درهمى هم طلب كنند به آنها نمى دهند ولى اگر آنها از خداوند بهشت را بخواهند (فورا) اجابت مى شود. اما اگر در خصوص امور دنيوى چيزى را از خداوند بخواهند به آنها عطا نمى كند. ان الله تبارك و تعالى فى مقام الامتناع على بعض عبيده الم انعم عليك الم استرك الم اخمل ذكرك يعنى خداوند در مقام منت بر بعضى از بندگان خود مى فرمايد: آيا نعمت بر تو ارزانى نداشتم آيا تو را مستور نكردم (بپوشاندم يعنى تو كه بنده خوبى هستى كسى خبر ندارد) و آيا ذكر تو را خاموش ‍ نساختم . بنابراين خمول حسن است و حب جاه و شهرت عيب .

    راه خودسازى

  3. #73
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    6 - حب مدح و كراهت ذم
    معمولا انسان دوستدار ستايش است و مى خواهد ديگران از او تعريف و تمجيد به عمل بياورند و يا اينكه از مذمت خود توسط ديگران ناراحت مى شود. به اين دو حالت كه از لغوهاى فعلى داخلى هستند حب مدح و كراهت ذم مى گويند. حب مدح و كراهت ذم داراى دو مرتبه است :
    1 - مرتبه اول آن است كه شخص به خاطر مدح و تمجيدى كه توسط ديگران از او مى شود خرسند و خشنود شود و سپاسگذار مادح و ماجد باشد و همچنين از كسى كه مذمت او را مى گويد ناراحت شده و كينه او را به دل بگيرد و او را به مكافات برساند و يعنى به خاطر آن مذمت از او انتقام بگيرد.
    2 - مرتبه دوم آن است كه از شخصى كه او را تمجيد نموده باطنا خرسند شود و از مادح خوشش بيايد. ولى حفظ ظاهر كند و اظهار خوشنودى ننمايد و از طرفى از كسى كه او را مورد مذمت قرار داده باطنا ناراحت شود و كينه او را به دل بگيرد ولى اظهار ناراحتى ننمايد. ضمنا حس انتقام و به مكافات رساندن او را هم نداشته باشد. البته اين موضوع روشن است كه هر دو مرتبه حب مدح و كراهت ذم ناپسند و زشت است .
    حب مدح داراى درجاتى است :
    1 - دوست داشتن و در خواست كردن مدح و چنگ زدن به هر وسيله ممكن براى نيل به آن حتى با استفاده از عبادات و دورى از محظورات شرعى .
    2 - دوست داشتن و درخواست كردن مدح آن هم به وسيله مباحات يعنى كارهاى مباح نه به وسيله عبادات و هم حتى اينكه شخص براى رسيدن به مدح مرتكب محظورات شرعى مى شود.
    3 - دوست داشتن مدح ، بدون اينكه اقدامى براى مورد ستايش قرار گرفتن انجام دهد، ولى در صورتى كه مورد ستايش و مدح خشنودى مى گردد و در وجود خود احساس ناراحتى از مدح نمى نمايد.
    4 - نه تنها اراده مدح شدن نمى كند و اقدامى هم در اين جهت نمى دهد، بلكه در وجود خود علاقه اى به مدح ندارد. و قلب خود را به عدم خشنودى و دورى از مدح مجبور ساخته است . ليكن اگر مورد مدح قرار گيرد ناخود آگاه خشنودى و خرسند مى گردد.
    اما حال بايد ديد چه عاملى يا عواملى باعث مى شود كه انسان دچار حب مدح گردد. اينجا بايد بيان كينم كه چهار عامل است كه موجب مى شود حب مدح در انسان تقويت گردد:
    1 - اينكه مدح را وسيله كمال بدانيم .
    2 - تصور كنيم كه قلوب ماد حين را در تسخير خود داريم .
    3 - در صورتى كه مدح علنى باشد اينكه تصور كنيم شنوندگان مدح معتقد به مورد مدح هستند.
    4 - به اينكه مدح دلالت بر حشمت ممدوح دارد معتقد باشيم و فكر كنيم مادح كه زبان بر ستايش ما گشوده از باب اضطرار خود چنين مى كند حال خواه تمجيد او داوطلبانه باشد يا نباشد.
    راه خودسازى

  4. #74
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    راه علاج حب مدح
    1 - نظر كردن به انگيزه خشنودى از مدح (كه انگيزه اى پوچ است )
    2 - توجه به اينكه جاه و مقام و مال (كه جاه موجب حب مدح مى شود) از امور دنيويه و فانى هستند.
    3 - تشخيص دادن كمالات حقيقى از كمالات وهمى .
    راه معالجه كراهت ذم
    مذمت كننده نيز دو حالت دارد: 1 - مذمت همراه با صداقت در گفتار 2 - مذمت همراه با دروغ . اما اولى مذمت كننده در مورد مذمت صادق و راستگو است در اين صورت ممكن است قصد او را با دو عبارت زير بيان كنيم :
    ان كان قصد النصح و الارشاد فلا ينبغى بغضه
    و ان كان الايذاء و التغنت فلا بغضه ايضا لانه ارشدك الى عيبك ان كنت جاهلا به و ذكرك اياه ان كنت غافلا به و قبحه فى عينك ان كنت مذكراله
    كسى كه در مورد مذمت راست مى گويد اگر قصد او نصيحت و ارشاد است كه در اين صورت قطعا نبايد بغض او را به دل گرفت و حتى اگر قصد او اذيت و ايذاء است در اين صورت هم نبايد كينه او را به دل گرفت زيرا بالاخره او تو را بر عيب خود ارشاد و راهنمايى نموده (در صورتى كه از آن عيب آگاه باشى ) و اگر از آن عيب آگاه باشى تو را به ياد آن عيب انداخته يعنى از غفلت در آورده است و اگر هم غافل از آن عيب نباشى و آن عيب را مد نظر هم داشته باشى باز او در حق تو خيرى انجام داده و آن اينكه زشتى و قباحت آن عمل را در نزد تو مجسم نموده است . و اما اگر شخص ذام كاذب باشد باز هم نبايد از او ناراحت شويم . و ان كان الذام كاذبا فلا ينبغى بعضه ايضا لانك و ان خلوت من ذلك العيب الا انك لاتخلوا من عيوب آخر مساويه لها او افحش منها و اگر هم شخص ذام و مذمت كننده به دروغ مذمت كند باز هم نبايد بغض و كينه او را به دل گرفت چه آنكه هر چند تو از آن عيبى كه او به تو نسبت داده عارى هستى ، ليكن از عيوب مترادف با آن كه عارى نيستى . يا شايد از عيوبى بدتر از عيبى كه به تو نسبت داده است برخوردار باشى . پس بنابراين بالاخره بغض و عداوت ذام بيجا و بى مورد است و حالات موجود در ذام است . وقتى در هيچ يك از موارد آن راهى براى بغض و عداوت ذام وجود نداشته باشد، بديهى است محملى هم براى كراهت از ذم باقى نمى ماند شايد به همين دليل است كه نبى اكرم صلى الله عليه و آله مى فرمايد: اذا رايتم المداحين فاحثوا فى وجوههم التراب (178) هنگامى كه مداحين را ديديد (كه مدح بيجا مى كنند) خاك بر چهره آنان بپاشيد و باز فرمودند: اذا مدحت اخاك فى وجهه فكانما امررت على حلقه الموسى (179) هنگامى كه تو برادرت را رودرو او ستايش كنى مانند آن است كه با تيغ بر گردن او كشيده باشى (مدح رودرو مثل هلاك كردن و كشتن ممدوح است ) و از همان حضرت نقل شده است : راس التواضع ان تكره ان تذكر بالبر و التقوى (180) همانا مردم به دو دليل هلاك شدند:
    1 - تبعيت از هوى و هوس هاى نفسانى و شيطانى 2 - دوست داشتن ثناء و تعريف و مدح شدن خود توسط ديگران . اينجاست كه انسان بايد خودش ‍ را مورد آزمايش قرار دهد و ببيند توانايى دارد حب مدح را در خود بكشد و كراهت ذم را در وجود خود نابود كند يا خير. اميد است پيروزى در اين امتحان نصيب ما بگردد. ما در بحث لغوهاى قولى به تفصيل در خصوص ‍ مداحى بيمورد بحث كرده ايم لذا در اينجا به همين مقدار بسنده مى كنيم .

    راه خودسازى

  5. #75
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    7 - نفاق
    تعريف نفاق
    نفاق عبارت است از مخالفت باطن يا ظاهر، حال اين مخالفت باطن با ظاهر خواه در ايمان باشد (يعنى به ظاهر خود را مومن نشان دهد در حالى كه باطنه مومن نيست ) خواه در طاعات باشد و يا در معاشرت با مردم تفاوتى نمى كند. حال بايد ديد انگيزه نفاق چيست ؟ انگيزه نفاق حب جاه ، جلال ، مقام ، مال و دنيا است ، يعنى دوستى و علاقه به بهره ورى از لذائذ دنيوى .
    در اين بحث ما به چند سوال پاسخ خواهيم داد:
    1 - منافق كيست ؟ و منافقين داراى چه صفاتى هستند؟
    2 - منافقين چند نوع است ؟
    3 - هدف منافقين چيست ؟
    4 - از چه راهى مى توان منافقين را شناسايى كرد؟
    اما قسمت اول اين مبحث به پاسخ به اينكه منافق كيست و منافقين داراى چه صفاتى هستند اختصاص دارد.
    بحث لغوى
    نفاق بر وزن فعال مصدر است و اسم فاعل آن نافق مى باشد. ريشه لغوى اين لغت را كه بررسى مى كنيم به نافقاء يربوع مى رسيم . يربوع به موش ‍ صحرايى مى گويند و نافقاء هم اسم لانه موش است . حال بايد ديد بين اين ريشه لغوى و منافق اصطلاحى چه وجوه شباهتى وجود دارد. برخى وجوه تشابه كه مى توان به عنوان وجه مشترك اين دو يافت عبارتند از:
    1 - دو چهره بودن .
    2 - دارا بودن مسير انحرافى و راه مخفى .
    3 - فرار از حملات احتمالى دشمن از راه مخفى .
    البته وجوه تشابهى را كه ذكر كرديم با استفاده از آيات قرآن است مثلا در مورد دو چهره بودن منافقين ، خداوند مى فرمايد: اذا لقو الذين آمنوا قالوا و اذا خلوا الى شيا طينهم قالوا انا معكم (181) هنگامى كه منافقان با اهل ايمان ملاقات كنند مى گويند ما ايمان آورده ايم و هنگامى كه با (هم فكران ) شيطان خود خلوت مى كنند مى گويند ما با شماييم . پس مى بينيد دريك چهره ادعاى ايمان و دريك چهره مخالفت با مومنين دارند.

    راه خودسازى

  6. #76
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    و اما دليل بر وجه شباهت دوم لفظ خلو در آيه شريفه اى است كه بيان شد كه مى فرمايد هنگامى كه منافقين با شياطين خود خلوت مى كنند، اين كنايه از آن دست كه راه مخالفت با مومنين را علنى مى كنند و مخفى نگه مى دارند. وجه شباهت سوم هم فرار از حملات احتمالى بود كه خداوند در اين زمينه مى فرمايد: و اذا قيل لهم لاتفسدوا فى الارض قالوا انما نحن مصلحون (182) و هنگامى كه به منافقين گفته شود در زمين فساد نكنيد مى گويند فقط ما مصلح هستيم . و لذاست كه اميرالمؤ منين على عليه السلام در نهج البلاغه در خصوص منافقين مى فرمايد: يتلونون الوانا و يفتنون افتانا يمشون الخفاء (183) به رنگها و حالات گوناگون در مى آيند و سخنان گوناگون مى زنند و راه مخفى دارند و در پنهانى حركت مى كنند و بعد در دنبال همين خطبه دارد كه و لكل شجو دموع قد اعد و لكن حق باطلا و لكل قائم مائلا و لكل باب مفتاحا براى هر در بسته كليدى دارند و بالاخره راه براى آنها بسته نيست ، بلكه داراى مفرهاى مخصوص هستند. سوالى كه بايد ما به آن پاسخ دهيم آن است كه منافقين چه كسانى هستند ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الى الصلوه قاموا كسالى و يراون الناس و لايذكرون الله الا قليلا مذبذبين بين ذلك لا الى هوالاء و لا الى هولاء و من يضلل الله فلن تجد له سبيله (184) به درستى كه منافقين با خدا مكر و خدعه مى كنند و خدا نيز با آنها مكر مى كند و هنگامى كه براى نماز برمى خيزد با حالت كاهلى و بى ميلى برخيزد و براى خودنمايى مى خوانند و بجز اندكى خدا را ياد نمى كنند اينان افرادى هستند كه بين كفر و ايمان مردد هستند نه به سوى اين گروه و نه به سوى آن گروهند و خداوند هر كه را كه گمراه كند براى او راه نجاتى نخواهى يافت .
    صفات منافقين در قرآن عبارت اند از: 1 - صفت كذب و دروغ 2 - نداشتن فهم و تفقه 3 - قسم و دروغ خوردن 4 - صفت جهل و نادانى 5 - صفت دو روئى ونقاق 6 - صفت استكبار 7 - صفت فسق و فجور 8 - صفت لجبازى 9 - صفت كينه توزى 10 - صفت خدعه و نيرنگ (185).
    افراد منافق را به طور كلى با استفاده از آيات قرآن مجيد مى توان به گروه هاى زير تقسيم كرد:
    1 - گروهى كه معتقد به كفر و نظام شرك مى باشند و ظاهرا اسلام را پيشه خود ساخته اند (به عنوان يك حربه و يك وسيله ) (186)
    2 - كسانى كه نه به اسلام و نه به مرام و نظام ديگرى معتقد نيستند. بى ايمانى و لامذهبى مرام و اعتقاد آنها است در پى منافع خود و سود جويى مى باشند. (187)
    3 - دسته سوم مومنين ضعيف الايمان و سست عنصر هستند. زيرا هر قدر ايمان در هر شخص ضعيف شود به همان ميزان نفاق در او راه پيدا مى كند. (188)
    هدف منافقين ، راه شناسايى آنها
    هدف افراد منافق چيست و راه شناسايى آنها كدام است ؟ در برخى آيات قرآن به مساءله هدف منافقين اشاره شده است . مثل اين آيه كه مى فرمايد: اتخذوا ايمانهم جنه فصدوا عن سبيل الله (189) منافقان قسم هاى خود را سپر قرار داده اند (از هر وسيله ممكن استفاده مى كنند) تا اينكه مردم را از راه خدا باز دارند پس هدف آنها جلوگيرى از ايجاد حكومت الهى و يا جلوگيرى از استمرار حكومت خدا بر روى زمين و جدا كردن مردم از مسير الهى است . منافقين در صدر اسلام با استفاده از انواع راههاى ممكن سعى در انحراف مردم از مسير الهى داشتند. داستان عبد الله بن ابى يك نمونه از اين اقدامات براى كسب آن هدف شوم است و يا جنگ جمل را كه ملاحظه مى كنيم مى بينيم مسببين اصل جنگ ، طلحه و زبير مى باشند آن طلحه و زبيرى كه يك عمر در ركاب رسول خدا صلى الله عليه و آله شمشير زدند با آن همه سوابق درخشان هم اكنون كه حضرت على عليه السلام به عنوان خليفه رسمى مسلمين زمام امور را به دست گرفته است ، پس از اينكه در منزل حضرت امير عليه السلام آمدند و موضوع خاموش شدن چراغ روغنى را توسط آن حضرت در جهت پيشگيرى از اسراف بيت المال ديدند و ملاحظه كردند على عليه السلام كسى نيست كه بشود در كنار او به آمال و آرزوهاى شخصى رسيد، رفتند و عايشه ام المومنين را تحريك كردند و جنگ جمل به پا ساختند. به عنوان نمونه يكى از اقدامات منافقانه لشگر نفاق در مقابل حضرت على عليه السلام جريان تزوير عمر و عاص در جنگ صفين است كه قرآن ها را سر نيزه ها كردند و گفتند كه اى واى ما مسلمان هستيم ، و شما با قرآن مى جنگيد. با سپر كردن قرآنى كه چيزى جز كاغذ و مركب بى كياست را از اطراف مولاى متقيان پراكنده كردند. پس منافقين از هر اقدامى در جهت تضعيف استمرار حكومت حق فروگذار نمى كنند. خداوند اين صد عن سبيل الله را به عنوان هدف منافقين و كفار معرفى مى نمايد. اتخذوا ايمانهم جنه فصدوا عن سيبل الله فلهم عذاب مهين (190) البته بايد دانست :

    راه خودسازى

  7. #77
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    چراغى را كه ايزد بر فروزد
    هر آنكس پف كند ريشش بسوزد
    و يا به قول شاعر ديگر كه مى گويد:
    مدعى خواست كه از بيخ كند ريشه ما
    غافل از آنكه خدا هست در انديشه ما
    يك اصل كلى براى شناخت منافقين اين است كه قول و عمل آنها مقاير است . پس هر جا ديده شود كه قول كسى غير از عملش مى باشد بايد دانست آن شخص شيوه نفاق پيشه خود ساخته است . قول بى عمل يا قولى كه در عمل خلاف آن انجام شود از نظر اسلام مردود است . خداوند در اين رابطه مى فرمايد: يا ايها الذين امنوا تقولون ما لاتفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون (191) اى مومنين چرا سخنى مى گوئيد كه عمل نمى كنيد نزد خدا موجب خشم است كه سخنى بگوئيد كه عمل نمى كنيد. و يا در آيه ديگرى مى فرمايد: اتامرون الناس بالبر و تنسون انفسكم (192) آيا مردم را به نيكى دعوت مى كنيد و خود را فراموش مى نمائيد. (البته بايد توجه داشت مفهوم اين دو آيه و موارد مشابه ، اين نيست كه امر به معروف و يا نهى از منكر نباشد، بلكه مراد اين است كه ضمن امر به معروف و نهى از منكر، خود آمر به معروف و ناهى از منكر عامل به موارد امر و نهى باشد و اين طور نيست كه شخص مقصرى كه مرتكب خلافى مى شود، تكليف شرعى نهى از منكر در مورد همان خلاف از گردن او ساقط باشد، بلكه در روز قيامت دو گناه براى او متصور است . (يكى عدم انجام تكليف نهى از منكر و ديگرى عمل نكردن خود او به اين موارد) پس گفتيم ملاك ، عمل است و بايد ديد افراد صداقت در عمل دارند، صداقت در ايمان دارند يا خير، صداقت در ايمان هم از جهاد فى سبيل الله ، انفاق جان و مال در راه خدا و امثال اينها معلوم مى شود. (193) پس ، عمل محكى است كه منافق را از غير او مشخص مى كند. درست به دليل نداشتن عمل صحيح و صادقانه است كه قرآن عمل منافقين را نفى مى كند و مى فرمايد: ساء ما كانوا يعملون قرآن مجيد در مبارزه پيگير با منافقين كه عمدتا در شهر مدينه و با قدرت گرفتن اسلام و مسلمين پديدار شدند آيات فراوانى دارد.
    برخى از اين آيات به تناسب مقام در سوره هاى مختلف قرآن قرار دارد و سوره اى نيز به همين نام (منافقين ) با موضوع شناساندن نفاق و حيله هاى آنها بعد از اقدامات عبد الله بن ابى كه به بهانه اختلاف بر سر بر داشتن آب از چاه در صدد ايجاد اختلاف بين مهاجرين و انصار بود نازل شد. ما با اين فرصت مختصر مجال بررسى تفصيلى نداريم و علاقه مندان را به مطالعه تفسيرى دلالت مى نمائيم .
    8 - ريا
    يكى ديگر از حالات و صفات لغو، ريا مى باشد.
    ريا عبارت است از طلب منزلت در قلوب مردم به وسيله نمايش ‍ خصلت هاى نيك و يا به وسيله آنچه دلالت بر خصلتهاى نيك دارد. چيزى كه دلالت بر خصلتهاى نيك دارد آثار آن خصلتهاى است . حال آن خصلتهاى نيك ، خواه عبادى باشد مثل نماز، روزه ، حج ، صدقه واجب و امثال اينها و يا اينكه غير عبادى باشد به اين معنى كه واجب نباشد و يا قصد تقرب در آنها شرط و قيد نشده باشد مثل تميز نگهداشتن بدن ، دارا بودن نظافت در محيط كار و منزلت ، نشان دادن سخاوت و انفاق مستحبى و امثال اينها.
    و اما مراد از آثار خصلت خير، آن افعال و حالاتى است كه خود به خود عمل خير نيست ولى به استناد وجود آن افعال و حالات در شخص به خوبى وى استناد مى شود از اين نمونه آثار:
    1 - افعالى است كه متعلق به بدن است مثل اظهار ضعف و ناتوانى نمودن تا اينكه مردم بگويند از كم خوراكى ، يا از روزه گرفتن ، و يا از شب زنده دارى اوست و يا اينكه خود را در مورد گرفتارى مومنين محزون و گرفته نشان دهد تا ديگران خيال كنند لابد از رفت قلب فراوان او اين حالت به وجود آمده و محزون شده و يا خوف از خدا بر او غلبه كرده است .
    2 - افعال و امورى كه متعلق به بدن نيست ، بلكه متعلق به كيفيت و هيبت است مثل كوتاه كردن شارب ، بلند كردن محاسن و يا پايين انداختن سر زمان راه رفتن و يا نمود اثر سجده در پيشانى و يا پوشيدن لباس كهنه به كيفيتى كه دلالت بر علم ، تقوا و زهد او بنمايد و او را دور از دنيا نشان دهد تا اينكه مردم وى را به سبب وجود اين علائم داراى آن مشخصات بدانند.

    راه خودسازى

  8. #78
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    3 - افعال و امورى كه متعلق به قول و يا متعلق به حركات مى باشد مثل اظهار عضب و ناراحتى و تاسف از منكرات و سخت گرفتن و ترشرويى كردن به مردم به خاطر اينكه فلان مكروه واقع شده است ، به قصد اينكه خود را دلسوز و پشتيبان دين معرفى كند و مردم او را به اين نام بشناسند و يا مثل اختر از و از دويدن و شتابكارى و عجله و در كوچه و خيابان و در انظار مردم كه مردم او را فردى موقر و متين بدانند.
    4 - مواردى كه متعلق به سه مورد مذكور نيست و موارد متفرقه است مثل اينكه كسى در منزلش رفت و آمد، زياد باشد و خود او موجب اين رفت و آمدها بشود تا مردم بگويند چه آدم معروفى است و يا چه آدم با سخاوتى است و امثال اينها. ديديم كه انسان يا به وسيله خصلتهاى نيك و تشبث به آنها و يا به وسيله آثار خصلتهاى نيك ، مبتلا به ريا مى شود.
    آيات و روايات زيادى در مذمت ريا موجود است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم .
    برخى آيات و روايات در مذمت ريا
    خداوند در سوره ماعون مى فرمايد: ويل المصلين اللذينهم عن صلوتهم ساهون الذينهم يراون و يمنعون الماعون (194) واى بر نمازگزارانى كه در نماز خود را به دست فراموشى مى سپارند آنها كه ريا مى كنند و ديگران را از ضروريات زندگى منع مى كنند. و نيز مى فرمايد: فمن كان يرجوا ربه فليعن عملا صالحا و لا يشرك بعباده ربه احدا (195) پس كسى كه اميدوار به لقاى پروردگار خود است بايستى عمل شايسته انجام دهد و كسى را در عبادت خداى خود شريك نكند (رياء در عبادت شريك قرار دادن براى خداوند است ).
    خداوند مى فرمايد: يراون الناس و الا يذكرون الله الا قليلا (196) در برابر مردم ريا مى كنند و جز اندكى يا خدا نمى نماييد. و نيز در قرآن در مذمت انفاق همراه با ريا مى خوانيم : يا ايهاالذين آمنوا الاتبطوا صدقاتكم باالمن و الاذى كاالذى ينفق ماله رئاء الناس (197) اى كسانى كه ايمان آورده ايد صدقات خود را به وسيله منت گذاردن و آزار دادن (به صورت صدقه گيرنده ) باطل نكنيد. مثل كسى كه مالش را براى نشان دادن به مردم انفاق مى كند (كه عمل او نيز باطل است ).
    برخى روايات در مورد مذمت ريا
    پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد: لايقبل الله تعالى عملا فيه مثقال من رياء (198) خداوند عملى را كه مثقالى از ريا در آن باشد قبول نمى كند. و نيز فرموده اند: ان ادنى الرياء الشرك (199) كمترين ذره از رياء هم شرك است .
    و از آن روايت شده : ان المرائى ينادى عليه يوم القيامه يا فاجر يا غادر يا مرائى ظل عملك و حبط اجرك اذهب فخذ اجرك ممن كنت تعمل له (200) به درستى شخص ريا كار، روز قيامت اينگونه مورد خطاب قرار مى گيرد: اى فاجر اى غادر اى رياكار عمل خود را باطل كردى و اجر خود را از بين بردى ، برو اجر و مزد خود را از كسى كه براى او عمل مى كردى دريافت كن .
    از قول امير المومنان على عليه السلام منقول است كه حضرت فرمود: اخشوا الله خشيه ليست بتعذر و اعملوا بغير رياء و الاسمعه فانه من عمل لغير الله و كله الله الى عمله يوم القيامه (201)از عدل الهى بهراسيد و به دور از رياء عمل كنيد (اعمال شما براى ريا) و براى شنيدن ديگران نباشد.

    راه خودسازى

  9. #79
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى





    پس به درستى كسى كه عمل او براى غير خدا باشد، خدا روز قيامت او را به عمل خودش واگذار مى كند. امام صادق عليه السلام نيز مى فرمايد: قال الله تعالى انا خير شريك فمن عمل لى و و لغيرى فهو لمن عمل له غيرى (202) حضرت صادق عليه السلام مى فرمايد كه خداوند متعال فرموده من بهترين شريك هستم پس كسى كه براى من و غير من كارى انجام دهد آن عمل براى كسى است كه او براى من شريك قرار داده است . و نيز همان حضرت از قول خداوند فرموده كه پروردگار مى فرمايد: انا اغنى عن الشريك فمن اشرك غيرى فى عمل لم اقبله الاما كان لى خالصا (203) من غنى ترين اغ نياء از شريك هستم (نيازى به شريك ندارم ) پس ‍ بنده اى كه ديگرى را با من شريك قرار دهد در عملى (عملى او ريايى باشد) آن عمل را هرگز قبول نمى كنم ، مگر اينكه عملى خالص براى من باشد. و نيز امام صادق عليه السلام فرمودند: كل رباء شرك انه من عمل للناس كان ثوابه على الناس و من عمل لله كان ثوابه على الله (204) هر ريائى شرك است . به درستى كسى كه عمل خود را براى مردم انجام دهد، ثواب او با مردم است و كسى كه براى خدا اقدام كند، اجر او به عهده خداوند است .
    ريا در عبادات
    ريا يا در عبادات است و يا در غير عبادات . اگر ريا در عبادات باشد مطلقا حرام است و عبادت را نيز باطل مى كند. چه آنكه انما الاعمال بالنيات به درستى كه اعمال بستگى به نيات دارند. بنابراين وقتى نيت در عملى ، تقرب به خدا نبود و خشنودى مردم ملاك بود آن عمل باطل است و علاوه بر بطلان عمل اين شخص ، مرتكب گناه نيز شده است . اما ريا در غير عبادات معمولا مذموم است ، گر چه گاهى مباح و گاهى مستحب يا واجب مى شود.
    مثلا كسى مى بيند اگر فلان كار انجام ندهد آبرويش مى رود و آن كار را به خاطر حفظ آبرويش در منظر مردم انجام مى دهد. اين عمل قطعا خالص ‍ نيست و براى ريا است ولى چون اين ريا آبرويش را حفظ مى كند واجب مى شود و كلا بنا به عوامل مختلف ، ريا در غير عبادات احكام پنجگانه را پيدا مى كند، مثل اينكه كسى مى بيند اگر لباس ديگرى را نشويد موجب مى شود كه او از يك عمل مستحب باز بماند براى اينكه ديگرى بتواند نماز شب بخواند لباس آن شخص را نه به قصد ثواب بلكه به خاطر علاقه اى كه به مومن دارد و براى رسيدن او به عمل مستحب مى شويد. در مورد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت شده است كه : اراد يوما ان يخرج على اصحابه فكان ينظر فى حب من الماء و يسوى عمامته و شعره : فقيل به او تفعل ذلك يا رسول الله صلى الله عليه و آله فقال : صلى الله عليه و آله نعم ان الله تعالى يحب من العبد ان يتزين لاخوانه اذا خرج اليهم (205) روزى آن حضرت موقعى كه مى خواستند از منزل به سوى اصحاب خارج شوند، بر ظرفى از آب نگريستند و چهره خود را در آب ملاحظه كردند و در اين حال عمامه و سر و روى خود را منظم كردند. كسى به آن حضرت گفت آيا اين شما هستيد كه اين چنين مى كنيد؟ حضرت فرمود بله به درستى خداوند دوست مى دارد كه بنده اى از بندگانش براى برادران دينى خود زينت كرده و خود را منظم كند (اين از نوع مستحب ريا است چون منظم نمودن خود عملى است براى برادران دينى . يعنى عملى است براى مردم . اما چون ريا در غير عبادات است و عامل ريا نيز دوستدارى خدا مى باشد، اين ريا مستحب است ).
    امام صادق عليه السلام مى فرمايد: الثوب النقى يكبت العدو (206) لباس پاكيزه و خوب دشمن را به زمين مى زند و مى شكند يعنى براى شكستن دشمن بايد خوب پوشيد و به رخ آنان كشيد. اين ريا يا مباح است و يا مستحب .
    و نيز روايت شده : نظر الى رجل من اهل المدينه قد اشترى لعياله شيئا و هو يحمله فلما رئاه الرجل استحيى منه فقال اشتريته و حملته اليهم اما و الله لو لا اهل المدينه لاحببت ان اشترى لعيالى الشيئى ثم احمله اليهم (207) حضرت صادق عليه السلام نگاهش به مردى از اهل مدينه افتاد كه او براى اهل و عيال خود چيزى خريده بود و آن را به سوى خانه مى برد. آن مرد حضرت را كه ديد خجالت زده شد، حضرت به او فرمود اين كالا را براى عيالت خريده اى و به سوى آنها مى برى (اين خجالت ندارد) به خدا قسم اگر اهل مدينه نبودند من دوست مى داشتم كه چيزى براى عيالم خريدارى كنم و براى آنان ببرم (يعنى به خاطر اينكه مردم بد مى دانند من به خاطر رعايت حال مردم و به طور ريائى است كه نمى توانم چيزى بخرم و به سوى عيالم ببرم كه اين نوع ريا گاهى يا واجب و گاهى مستحب است ).
    ما در مسائل فقهى مساله اى به نام خلاف مروت داريم كه فقهاى ما از جمله مرحوم شهيد اول و شهيد ثانى در متن و شرح كتاب لمعه متعرض آن شده اند. خلاف مروت بنا به برخى فتاوى مسقط عدالت است و ممنوعيت انجام خلاف مروت نيز از باب ريا است . ليكن چون در غير عبادات است و در مورد مصداقى كه ذكر شد و مانند آن واجب و خلاف اين ريا حرام است .

    راه خودسازى

  10. #80
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    goll پاسخ : راه خودسازى




    شدت و ضعف ريا
    ريا مى تواند داراى ضعف و شدت درجه باشد كه به ترتيب ذكر مى شود:
    1 - ريا اگر به نحوى باشد كه فاعل ريايى ، به هيچ وجه قصد قربت نداشته باشد، يعنى فاعل آن عمل مطلقا بدون قصد قربت باشد و آن عمل صرفا براى ريا انجام شده باشد، اين ريا شديدترين نوع ريا و پرگناه ترين آنست .
    2 - ريا در عملى كه در آن عمل قصد قربت هم باشد ليكن قصد قربت بسيار ضعيف و به طورى باشد كه اگر ريا نبود آن عمل انجام نمى شد كه اين هم از نوع شديد ريا است .
    3 - ريا در عملى كه در آن قصد قربت به اندازه خود ريا موجود باشد به طورى كه هر كدام اگر نباشد عمل ترك مى شود اين نوع ، درجه پايين ترين نسبت به دو درجه قبلى از ريا مى باشد.
    4 - ريا در عملى كه در آن عمل قصد قربت انگيزه اصلى عمل است ولى ريا در آن تقويت كننده انجام عمل است و باعث نشاط انجام دهنده آن مى شود ولى اگر ريا هم در كار نباشد شخص آن عمل را انجام مى دهد كه اين پايين ترين درجه از ريا است .
    تذكر لازم اين است كه در سه درجه اول ، ريا يقينا مبطل عمل است و در مورد درجه چهارم بعضى از علما و فقها فرموده اند اين نوع ريا اصل عمل را باطل نمى كند و حتى تمام ثواب را زائل نمى نمايد بلكه از كل ثواب مى كاهد و برخى ديگر از فقها فتوى داده اند كه حتى درجه چهارم از ريا نيز مبطل عمل است و اصل عمل و كل ثواب را زائل و باطل مى كند.
    از حضرت على عليه السلام روايت است كه آن حضرت فرموده اند شخص ‍ ريا كننده سه علامت دارد ثلاث علامات للمرائى ينشط اذا راى الناس و يكسل اذا كان وحده و يحب ان يحمد فى كل اموره (208) هنگامى كه مردم عمل او را ببينند خوشحال و با نشاط مى شود و زمانى كه تنها باشد و در خلوت بخواهد عبادتى انجام دهد كسل مى شود و سوم دوست مى دارد كه در تمام امورش مورد مدح و ستايش ديگران واقع شود.
    تذكر لازم ديگر اين است كه بايد توجه داشت كسانى كه اعمال خود را براى رضاى خداوند انجام مى دهند و آن هم در خفا و خلوت اگر احيانا اتفاق افتاد و در مورد عمل آنان مورد توجه مردم قرار گرفت اگر با اين انگيزه كه خداوند عيوب او را از ديدگان مردم پنهان و محاسن او را آشكار نموده است خوشحال شود اشكالى ندارد. خداوند مى فرمايد: قل بفضل الله و برحمته فبذالك فليفرحوا (209) بگو به فضل و رحمت خدا بايد شاد شودند.
    ريا اگر در اصل دين باشد مثل اظهار شهادتين در ظاهر و مخالفت با آن در باطن ، اين كفر نفاق مى باشد كه در صدر اسلام زياد شايع بوده است و اما اگر ريا در عبادات باشد مثل اينكه كسى در منظر مردم نماز بخواند و درخلوت تارك الصلوه باشد يا مرتكب مفطر در ماه شريف رمضان نشود (جلو چشم مردم ) اما در خفا مرتكب مفطر شود، اين رتبه از ريا پايين تر از درجه كفر نفاق است كه به عبارت ديگر ترجيح خلق بر خالق رتبه بعد از كفر نفاق ، از مراتب ريا مى باشد. اما ريا اگر در اعمال مستحبى و مندوبات و نوافل باشد نه در فرائض عبا ديه ، اين رتبه پايين تر از ترجيح خلق بر خالق است ولو اينكه در اينجا نيز خلق بر خالق ترجيح داده شده اما چون فساد عمل مانند فساد اعمال در واجبات در كار نيست در رتبه پايين ترى قرار دارد.

    راه خودسازى

صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 456789101112 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •