همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 31
  1. #11
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    کبوتر داری در روایات معصومین علیهم السلام
    تهیه کننده : پایگاه راسخون





    ابان( از اصحاب امام ششم ) از امام جعفر صادق نقل می کند که پیامبر یک جفت کبوتر سرخ رنگ داشته و در خانه ازآنها نگهداری می کرد (کلینی - جلد 6- صفحه548)
    نمونه دیگر: شخصی از امام صادق راجع به کبوتر سوال کرد . حضرت فرمود کبوتر را در خانه خود نگه دارید چرا که کبوتر دوست داشتنی است و با حضرت نوح هم در کشتی بود و مانوس ترین پرنده در خانه است. (کلینی جلد6 – صفحه 548 )
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  2. #12
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    امام صادق علیه السلام فرمودند:

    کبوتر خوانا در خانه هایتان نگهداری کنید زیرا این حیوان قاتلین امام حسین علیه السلام را لعنت می کند.(کامل الزیارات صفحه ۳۱۶ )
    از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است كه فرمودند: « إتخذوا الحمام الراعبیة فی بیوتكم فإنها تلعن قتلة الحسین بن علی بن ابی طالب(علیهم السلام) و لعن الله قاتله» یعنی كبوتر راعبی را در خانه‌هایتان نگهداری كنید كه او قاتلین حسین بن علی بن ابی طالب را لعنت می‌كند و خدا قاتلین او را لعنت كند.(بحارالانوار، ج44، ص305)
    مرحوم ملامحسن فیض كاشانی در توضیح كبوتر راعبی چنین گفته است: «الحمام الراعبی كأنه الذی فی رجلیه ریش» یعنی كبوتر راعبی گویا كبوتری است كه در پاهای او پَر(در اصطلاح، پا پَر) است.(الوافی، ج20، ص856)
    راوی گوید: روزی به منزل امام صادق (علیه السلام) رفتم و مشاهده کردم که سه کبوتر سبز رنگ در خانۀ آن حضرت بود، عرض کردم این کبوترها منزل را کثیف می کنند.
    حضرت فرمود: نگاهداری کبوتر در منزل مستحب است.(حلیه المتقین، ص263)
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  3. #13
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) این چنین نقل گردیده:

    روزی ایشان به همراه ابو امیه انصاری در کجاوه ای نشسته بودند. در این هنگام کبوتر سفیدی خود را به کجاوه رساند و روی گوشه ای از آن نشست. در این حال ابو امیه دست خود را به طرف آن پرنده بلند کرد تا او را از کجاوه دور کند.
    در این هنگام امام فرمودند: ای ابو امیه ، بدان که این پرنده به اینجا آمده به ما پناه آورد. زیرا ماری هر سالی یکبار به لانه این پرنده حمله می کند و جوجه هایش را می خورد و من با دعایی که برایش نمودم ، آن مار را از لانه این پرنده دور ساختم. « ذکر القماری _ مجمع البحرین: جلد 4 ، صفحه 489 »
    در کافي از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «کان في منزل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) زوج حمام احمر؛ در خانه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) يک جفت کبوتر قرمز رنگ بود وايشان از آنها نگهداري مي کردند». زيرا در روايت ديگري از امام صادق (علیه السلام) در کتاب مکارم الاخلاق آمده است که «ليس من بيت نبي إلا و فيه حمام لأن سفهاء الجن يعبثون بصبيان البيت فإذا کان فيه حمام عبثوا بالحمام وترکوا الناس»؛ (سنن النبي ،ص142/138از ملحقات مسکن) در خانه همه انبيا کبوتر نگهداري مي شده است ؛ زيرا سفيهان جن ، همواره با کودک خانه بازي مي کنند و آنها را به خود سرگرم مي کنند واگر کبوتر درآن خانه باشد، اين جنيّان با کبوتران مشغول مي شوند وديگران را رها مي کنند. شايد بشود اينگونه گفت که اگر اين کبوتران قرمز رنگ باشند، به دليل جاذبيت ومحرک بودن اين رنگ ، مؤثرتر واقع شوند وجلب توجه بيشتري کنند.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  4. #14
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    فلسفه كبوتران كعبه و حرم ائمه علیهم السلام






    روزي امام سجاد ـ عليه السلام ـ به اصحاب خود فرمود:

    « آيا مي دانيد سبب بودن كبوتران در كعبه چيست؟ گفتند: نه، اي پسر رسول خدا، شما بفرماييد. حضرت علت را چنين فرمود: در زمان قديم مردي بود كه خانه اي داشت و در ميان آن خانه درخت نخلي بود و كبوتري در شكاف آن آشيانه كرده بود، پس هر وقت جوجه مي گذارد، آن مرد بالاي نخل مي رفت و جوجه هاي آن را مي گرفت و مي كشت.
    مدتي بر اين منوال گذشت، پس آن كبوتر از دست آن مرد به خدا شكايت كرد، به آن كبوتر گفته شد: اين مرتبه كه مي آيد جوجه هاي تو را بردارد از درخت مي افتد و مي ميرد. بار ديگر كه كبوتر جوجه گذارده بود، آن مرد بالاي درخت رفت. كبوتر ايستاد، ببيند چه مي شود، وقتي آن مرد بالاي درخت رفت، صداي سائل و محتاجي از در خانه بلند شد، پايين آمد و به او چيزي داد و برگشت بالاي درخت و جوجه هاي كبوتر را برداشت و كشت و به او آسيبي نرسيد.
    كبوتر به خدا ناليد و گفت: خدايا، پس وعده اي كه به من داده بودي چه شد؟ به او گفته شد، كه اين مرد جان خود را به واسطه آن صدقه اي كه داد، خريد؛ اما ما به همين زودي نسل تو را زياد مي كنيم و جايي تو را مسكن مي دهيم كه ديگر هيچ كس نتواند به شما تا روز قيامت آزاري برساند. خداوند آنها را در خانه كعبه منزل داد و در امن و امان قرار داد و كسي نتوانست آنها را صيد و شكار كند.»
    منبع: داستانهايي از خدا، احمد و قاسم مير خلف زاده، ج 1، حكايت 4، ص 18
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  5. #15
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    رفاقت با کبوتر بازان






    علامه استرآبادى نقل کرده است: روزى نامه‏اى به امضاى عدّه‏اى ازبزرگان و معاریف شیعه به دست امام صادق علیه السلام رسید که چند نفر از امضاکنندگان خود حامل نامه بودند.
    این نامه بیانگر شکایت از روشِ معاشرتى و رفاقت‏آمیز مفضّل بن‏عمر (یکى از شخصیّتهاى شیعه و شاید نماینده و وکیل امام صادق علیه السلام درکوفه) با یک عدّه کبوتر باز و افراد به ظاهر بى ‏بند و بار بود.
    درین نامه از حضرت خواسته شده بود مفضّل را از رفت و آمد با کبوتر بازان و گرم گرفتن با آنها منع فرماید.
    امام صادق علیه السلام پس از خواندنِ آن نامه، نامه‏اى دربسته براى مفضّل، به وسیله همان چند نفر فرستاد و فرمود این نامه را جز به دست مفضّل به ‏کسى ندهند.
    حسن اتّفاق، موقعى نامه حضرت به دست مفضّل رسید که ‏امضاکنندگانِ نامه، همه در خانه او حاضر بودند،
    او نامه را در حضور آنان باز کرده و خواند و سپس به دستِ آنها داد وگفت: مى‏دانید که این نامه از امام صادق علیه السلام است ، آن را بخوانید و بگویید چه باید کرد؟
    آنها نامه را گرفته خواندند و متوجّه شدند امام درین نامه تنها دستورِ چند قلم معامله به مفضّل داده که انجامش مستلزم رقمى درشت پول نقد مى‏باشد و باید مفضّل تهیه کند، امّا هیچ گونه اشاره‏اى به محتواى نامه آنها به امام و یا اظهار ناراحتى از روش معاشرتى مفضّل نشده.
    ناگفته پیداست که چون امام صادق ارتباط مفضّل با آن عده جوانِ ‏کبوترباز را دلیل بر امضاى روشِ غلط کبوتربازىِ آنان نمى‏دانست و ازطرفى به موقعیّت علمى و تقوائى مفضّل و مقصودش از رفاقت با آنها آگاهى داشت ، موضوع نامه بزرگانِ کوفه را به روى خود نیاورد و بابرخورد منفى نسبت به آن چیزى در رابطه با آن به مفضّل ننوشت تا خود آنها را از واقع امر آگاه نماید.
    اکنون برویم برسر اصل موضوع نامه امام و عکس‏العمل منفى ‏بزرگان و امضاکنندگانِ نامه قبلى نسبت به نامه امام.
    آنها با خواندنِ نامه، همه سر به زیر انداخته ، سکوت نمودند وبعضى هم شروع کردند به یک دگر نگاهِ معنى‏دار کردن و بالاخره با ایراد جمله استبعاد آمیز:
    این کارها نیازمند به رقمِ بزرگى پول نقد است که باید پیرامون آن‏فکر کنیم و در صورت امکان فراهم و جمع‏آورى نموده به تو تسلیم ‏نمائیم .
    از دست به جیب بردن و کمک براى انجام خواسته امام تعلُّل وعذرخواهى کردند و چون برخاستند بروند، مفضّل - که مرد زیرک ودانائى بود و گویا دورادور از نامه شکوائیّه حاضرین به امام صادق اطّلاع ‏پیداکرده بود - بى آن که عکس العملى نشان دهد، با خونسردى و پُختگى‏مخصوص ، آنها را براى صرف غذا دعوت به ماندن کرد و نگذاشت ازخانه بیرون روند.
    و در همان موقع از پىِ کبوتربازان فرستاد و چون همه حاضر شدند ، در حضورِ آن عدّه از بزرگان کوفه نامه امام را براى آنها خواند.
    کبوتربازان بدون هیچ گونه تعلُّل و عذرتراشى از جاى برخاسته ، رفتند و هنوز مفضّل و میهمانانش از خوردنِ غذا دست نکشیده بودند که ‏برگشتند و هریک مبلغى درخور توانائى خود از یک هزار و دوهزار درهم‏ و رقمهائى از دینار آوردند و همه را یک جا جمع کرده تسلیم مفضّل ‏نموده و رفتند.
    در این موقع مفضّل روى سخن به امضا کنندگان نامه شکوائیه کرد وگفت: شما از من مى‏خواهید که امثال این جوانان... را به خود راه ندهم و بدون توجه به این که امکان سر به راست کردنِ آنها در کار است و ممکن‏است در یک چنین مواردى بارى از دین بردوش نهند، آنان را از دور و برِخود برانم.
    شما چنین می پندارید که خداوند محتاج به نماز و روزه شماها مى‏باشد ، که مغرور بدان شده‏اید! امّا در مقام گذشتِ مالى و کمک به دین خداهریک عذرتراشى و تعلُّل مى‏کنید و انجامِ امرِ امام را به دفع‏ الوقت ‏مى‏گذرانید!
    امضاکنندگانِ نامه که انتظار یک چنین گذشتِ مالى و بلندهمّتى را ازکبوتر بازان نداشته و رفاقت مفضّل با آنان را بر مبناى بى‏ بندوبارىِ اخلاقى ‏و امثال آن تلقّى کرده بودند، این عمل را پاسخِ دندان شکن و قانع کننده‏اى ‏براى نامه خود و برخورد منفى و سکوت امام صادق علیه السلام نسبت به آن ‏دانستند و حتّى از شکایتِ خود از مفضّل به امام نادم گردیده، برخاستند رفتند.
    منبع:منهج‏المقال، ص۳۴۳، ذیلِ نام مفضّل بن عمر
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  6. #16
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    در ستایش کبوترها
    نویسنده : فاطمه مجیدی





    بررسی و تأمّل بر روی واژه کبوتر و معانی مختلف آن در شعر ( م. سرشک )

    چکیده

    استفاده از عناصر طبیعت در شعر شعرا از آغاز تا امروز نمود چشمگیری در ادب فارسی داشته است. بخصوص در سه قرن اولیه شعر فارسی که توصیف و استفاده از عناصر طبیعت در تشبیهات حسی بسیار زیاد است. در شعر عرفانی نیز بصورت سمبلیک و نمادین از بعضی عناصر طبیعی چون سرو، بلبل و پروانه استفاده شده است. از آغاز شعر نیما و با‌ تحولّی که نیما در نگاه به جهان در شعر خویش بوجود آورد، استعاره و تشبیه جای خود را به سمبل و نما‌د می‌دهد و شعر سمبلیک نیمایی در ادامة شعر سمبلیک عرفانی اظهار وجود می‌کند. استفادة نمادین از طبیعت و عناصر موجود در آن را در شعر اکثر شعرای نیمایی می‌بینیم. محمد‌رضا شفیعی کدکنی ( م. سرشک ) یکی از چهره‌های شعر معاصر نیمایی است که طبیعت در شعر او نمود بسیار چشمگیری دارد و یکی از عناصر طبیعی که در شعر او بسیار جلوه پیدا کرده است چه بصورت استعاری و چه بصورت سمبلیک «کبوتر» است که این مقاله به تأمّل دربارة این واژه در شعر (م. سرشک ) می‌پردازد و معانی مختلف این واژه را در نگاه شاعر بررسی می‌کند.
    کاربرد عناصر طبیعت از دیر باز و از همان نخستین سروده‌های زبان فارسی در شعر نمود چشمگیری داشته است و شعر‌ا به صورتهای مختلف در شعر خویش ازآن بهره برده‌اند چه به صورت اشارة واقعی به این عناصر و بیان خصوصیات و ویژگیهای آنها مثل همان بیت معروف:
    « آهوی کوهی دردشت چگونه دوذا
    او ندارد یار بی یار چگونه بوذا »
    که از آهوی کوهی به عنوان یکی از موجودات طبیعی نام می‌برد و تنها‌یی او را در دشت به شعرمی‌آورد و یا این عناصر طبیعی مشبه ­ به یا مستعارمنه چیزی قرار گرفته‌اند و تقریباً از همان قرن چهارم و پنجم که عناصر طبیعی بصورت بسیار گسترده در تشبیه‌های حسی شاعران این دوره دیده می‌شود و دکتر شفیعی کد‌کنی هم شعر این دوره را «شعر طبیعت» خوانده است ، تا دورة نیما که تشبیه و استعاره و مجاز جای خود را به سمبل و استفاده نماد‌ین از عناصر طبیعی می‌دهد، این عناصر در شعر شاعران جلوه‌گری می‌کند. عناصری چون گل و بلبل و آهو و سرو ، و فاخته و... شعرای معاصر نیز برای بیان حالات شاعر‌انه خویش و برای گفتن آنچه که می‌خواهند بگویند به صورتهای گوناگون از مظاهر طبیعت بهره جسته‌اند، اما بیشتر به صورت سمبلیک و نمادین از این مظاهر استفاده کرد‌اند. از ققنوس و مرغ آمین نیما تا قاصدک و زمستان اخوان و گون و گل آفتابگردان شفیعی ، هر کدام به گونه‌ای طبیعت را برای بیان مقاصد شاعرانه خویش به کار گرفته‌اند. اما از میان شاعران نیمایی (م. سرشک‌) از لحاظ بکارگیری عناصر طبیعت در شعر ، تشخص بیشتری دارد و اگر طبیعت را از شعر او بگیریم تقریباً چیزی نمی‌ماند « البته نسبت او با طبیعت و تاریخ مکانیکی و یکسویه و ایستا و انفعالی نیست بلکه بالعکس نسبت او با طبیعت و تاریخ، دیالکتیکی و دو سویه است. م. سرشک مانند منوچهری و کسایی و رودکی نمی‌خواهد صرفاً به توصیف طبیعت بپردازند. او از رهگذر این توصیف‌ها می‌خواهد همدردی خود را با مردم نشان دهد. فی‌المثل باران در منظر شاعر پدیده دلربا و فرحناکی نیست که از آسمان فرو می‌ریزد بلکه ریزش باران با خود پیامی نیز به همراه دارد.
    آخرین برگ سفرنامه باران/ این است/ که زمین چرکین است. ( آیینه‌‌‌ای برای صداها /163)."
    محمد‌رضا شفیعی کد‌کنی را به حق می‌توان شاعر کبوتر و باران نامید چرا که باران و کبوتر دو عنصری است که شاعر بیشترین بهره را از آنها برده است، اشعار شفیعی را باید از زبان برگ و باران و بانوای سیره و سار در کوچه باغهای نیشابور شنید. در آسمان شعر شفیعی پرندگان بسیاری در پویه و پروازند، از گنجشکهای صبح ماهان تا سیره وسار و کلاغ و خروس و کبوتر و پرندگان دیگر که (م.سرشک) از زبان آنها و با استفاده از آنها بسیار ناگفته‌ها را گفته است و آن لحظه‌های ناب سرودن را به ثبت رسانده است. و از آن میان کبوتر را جایگاهی خاص در اشعار اوست. آن چنان که دفتری از دفترهای شعرش را « در ستایش کبوترها» نام نهاده است و چند شعر مستقل را به این «پیامبران اولوالعزم» (آینه 453) اختصاص داده است. اما این که (م. سرشک) از کبوتر چقدر و چگونه و برای بیان چه منظورهایی بهره گرفته است و اینکه آیا کبوترهای شعر شفیعی کدکنی همین کبوترهای گونه گونی است که هر روز در آسمان می‌بینیم، یا با نگاه شاعر رنگی دیگر و معنایی دیگر گونه گرفته است؟ این نوشته پاسخی به این سوالات است، و شاید پرداختن به موضوعی چون کبوتر در شعر یک شاعر درنظر بعضی کاری گزافه بیاید، اما نگارنده بر آن است که با دقیق شدن بر روی نکته‌های ظریف و مواد سازنده یک اثر بهتر می‌توان به عمق آن پی‌برد و به جهان‌بینی پدیدآورنده آن دست یافت.
    بسامد واژه کبوتر در شعر ( م. سرشک )
    در دفترهای شعر شفیعی 38 بار واژه کبوتر، کفتر و طوقی-که نام نوعی کبوتر است- بکار رفته‌است که 31 بار واژه کبوتر، 4 بار واژه کفتر (که بیانی عامیانه از کبوتر است) و 3 بار واژه طوقی، این 38 بار را شامل می‌شود. و این عدد نسبت به ذکر نام دیگر پرندگان و جانداران و عناصر دیگر طبیعت در اشعار م. سرشک بسیار چشمگیر است. ضمن اینکه، همچنانکه ذکر شد یکی از دفترهای شعر شفیعی با نام «در ستایش کبوترها» نامگذاری شده است و سه شعر «طوقی» ،«در چشم کبوتران من» ، و «کبوترهای من» که هر سه شعر در همین دفتر قرار گرفته‌اند، بطور خاص به این پرنده توجه دارد و این می‌تواند نگاه خاص شاعر به کبوتر و علاقه شخصی او را به این «انبیای مرسل»(آینه 453) نشان دهد.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  7. #17
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    استفاده شاعر از اسطورة کبوتر

    «شفیعی کدکنی انگاره‌های اساطیری را از متن رؤیاها، خوابها و کابوس‌های جامعه برمی‌خیزاند، آنها را می‌رویاند و نهالشان را در ارتفاع دیدار به گل می‌نشیند3».
    نگاه نمادین شاعر به کبوتر و توجه او به اسطوره کبوتر در چند شعر بازتاب یافته است. اما پیش از آنکه به بررسی این اشعار بپردازیم باید نگاهی به اسطوره کبوتر یا کبوتر در اسطوره داشته باشیم در کتاب «فرهنگ اساطیر» آمده‌است که: «وقتی کشتی نوح بر کوه جودی نشست و زمین مقداری آب را به خود فرو کشید، نخست نوح (علیه السلام) زاغ را بفرستاد تا بنگرد چقدر آب در زمین مانده‌است، اما چون زاغ به مردارخواری مشغول شد و برنگشت، کبوتر را بفرستاد. کبوتر بیامد و برزمین نشست و پای در آب نهاد. از شوری آب موی از پایش بریخت و پایش سرخ بماند، کبوتر پیش نوح آمد و گفت: آب مقداری در زمین مانده‌است و نوح کبوتر را دعا کرد. بنابر روایات دیگر، روز هفتم پس از طوفان، نوح کبوتر را گسیل کرد و آن کبوتر شاخه‌ای از درخت زیتون به همراه خود آورد. در روایات دیگر با یک برگ انجیر در منقار و مقداری خزه درپای بازگشت و به پاداش این کار اهلی شد و طوق به او عطا گردید."
    سرشک در شعری با نام «از پشت این دیوار» در مجموعه از زبان برگ که سومین مجموعه شعری شاعر است از اسطوره کبوتر چنین بهره می‌گیرد، در آغاز شعر آمده است که:
    « بگذار بال خسته مرغان/ برعرشه کشتی فرودآید/ در برگ زیتونی/ که با منقار خونین کبوترهاست/ آرامش نزدیک واری را نمی‌بینم». (آینه/233)
    شعری تقریباً سیاسی، اجتماعی است که در سال 1346 در فضای تیره و خفقان آور حاکم برجامعه ایران سروده شده است، در اوج مبارزات حزبها و گروههای مخالف حکومت طاغوت، و شاعر که آرامش و امنیتی برای لنگرانداختن و به ثمرنشستن انقلابات و جریانهای روشنفکری نمی‌بیند، توصیه می‌کند مرغان خسته بال برعرشه کشتی بنشینند و منتظر پیدا شدن جایی برای فرود آمدن باشند، کبوتر که برطبق اساطیر پیام‌آور خشکی و ساحلی برای لنگرانداختن کشتی نوح است در اینجا می‌تواند نماد انسان آگاهی باشد که زمان و مکان لنگرانداختن کشتی انقلابات را به دیگران نشان می‌دهد.
    در شعری دیگر با نام «تار عنکبوت» که محصول دهه هفتاد است، شاعر دوباره به کشتی نوح و بال کبوتر اشاره می‌کند و از این اسطوره برای‌نشان دادن وضعیت جامعه انسانی قرن بیستم بهره می‌گیرد:
    « طوفان نوح دیگر و بال کبوتری/ که می‌خورد به زهره و مریخ تا مگر/ جوید برای کشتی او جای لنگری./ واینجا، درین سکوت/ برچهره جوانی، این تار عنکبوت». (هزاره/163)
    در این شعر هم کبوتر به دنبال لنگرگاهی برای کشتی نوح است و حال آنکه در روی زمین برای آن لنگرگاهی نمی‌یابد و سر به کرات دیگر می‌زند تا در آنجا اقامت گزیند و این نیمه شعر در مقابل بند دوم قرار می‌گیرد و تناقضی که دربین کشورهاست را نشان می‌دهد که یک طرف طوفان و ناامنی و پیشرفتهای علمی که بیش‌از آنکه به آدمی آرامش بدهد او را حیران و درگیر کرده است و در دیگرسو خفقان و سکوت و دلمردگی و تارعنکبوت! شفیعی در شعری دیگر بانام «نوح جدید» که یکی دیگر از اشعار سیاسی-اجتماعی اوست با اشاره به اسطوره کبوتر با بیانی طنزآلود اوضاع آشفته جهان و سردمداران آن را به شعر کشیده است، شعری که در سال1353 سروده شده است:
    « نوح جدید ایستاده بر در کشتی/ کشتی او پر ز موش و مارصحاری/ لیک در آن جای نیست بهر کبوتر/ لیک در آن جای نیست بهر قناری». (هزاره/120)
    جهانی آشفته و واژگونه را به تصویر می‌کشد، با رهبری نوح جدیدی که به جای کبوتر و قناریِ صلح و سادگی و عدالت، موش و مارِ فریب و ویرانی و سلاحهای ویرانگر را در کشتی خویش انباشته است.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  8. #18
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    کبوتر مظهر پاکی

    شاعر کبوتر را مظهر صفا و پاکی می‌داند و آن را در مقابل دود زندگانی قرار می‌دهد و صحنه ای از آشتی میان این دو عنصر پاک و پلید را در شعر «از میان روشنایی‌ها و باران» (هزاره/56 ) نشان می‌دهد و جامعه‌ای زیبا و سرشار از آشتی را ترسیم می‌کند و در شعر «بودن» کبوتر را همراه زاغچه قرار می‌دهد و آشتی بین این دو را در بندی از شعر تصویر می‌کند و متناسب با آن سیاه و سربی و نور و خواب را نیز کنار هم می‌آورد.
    «دو خط: سیاه و سربی/ بر سطح ارغوانی آرام می‌گذشت/ (پرواز محو زاعچه‌ای با کبوتری / شاید به سوی نور و/ شاید به سوی خواب.)» (آینه / 459)
    و در شعر «راستی آیا» نیز کبوتر مظهر آشتی بین دشت و ابر می‌بیند و مهره پیوند زمین و آسمان و به تعبیری دیگر پاکی و پلیدی:
    «بال افشانی آن جفت کبوتر را/ در افق می‌بینی/ که چنان بالابال/ دشت را با ابر / آشتی دادند؟… »(آینه/170)
    در شعر «صدای اعماق» که شعری فلسفی است، شاعر در هستی خویش تأمل می‌کند و به معاوضه آن با هر چه که هست از گاورس و گنجشک، تا مور و ماهی و با اقاقی و چکاوک می پردازد و با نگاه خاصی که به کبوتر به عنوان مظهر پاکی و صداقت و رهایی دارد هستی خود را با او عوض می‌کند حتی:
    با فضله‌های کبوتر/ کزان می توان خاک را بارور کرد و/ سبزینه‌ای را فزون تر». (هزاره/389)
    در نگاه اندیشمندانه شاعر حتی فضله‌های کبوتر که در خود، زندگی و باروری را نهفته دارند از انسان بی حاصلی که کاری در جهت تغییر دادن و تفسیر کردن جهان نکند بسیار ارزشمندتراست.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  9. #19
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    کبوتران چاهی

    شاعر در شعر «عبور» که نگاهی شاعرانه است به تمام چیزهایی که در مسیر سفر شاعر از جلو چشم او گذشته است و کبوتران وحشی را در میان حلقه های چاه به نگاههای حیرتی تشبیه می‌کند که به آسمان می‌نگرد و از یقین فراتر می‌روند و بدان سوی گمان در پروازند، نگاهی عارفانه به کبوتردارد که در آن کبوتر عارفی حیران است در تنگنای چاه تاریک دنیا که با نگاه کردن به آسمان روشن حقیقت و پرواز به سوی آن از شک و گمان می‌گذرد و به یقین می‌رسد و حتی از آن هم فراتر می‌رود. در شعر «شاید» که انتقادی از جامعه و خفقان و خمودگی موجود در آن است، شاعر با آنکه همه جا را تاریک می‌بیند و می‌داند که فریادش به گوش کسی نمی‌رسد اما با امیدی فراوان ترانه خویش را می‌سراید و امیدوار است که:
    «شاید روزی کبوتری چاهی/ این زمزمه را دوباره سر گیرد/ و آنگاه به شادی هزاران لب/ آزاد به هرکرانه پر گیرد». (آینه/147)
    شعر در سال 1343 سروده شده است و فضای حاکم بر آن زمان را به خوبی ترسیم می‌کند و کبوتر چاهی هم سمبل کسی است که بعد از زمان شاعر فریادش را می‌شنود و آزادانه می خواند.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


  10. #20
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي




    کبوتر و شعبده‌باز

    (م.سرشک) در شعر «شعبده‌باز» خود را شعبده بازی می‌داند که:
    «شوق پرواز و رهایی را/ زیبایی را/ از میان کلماتی که عسس یک یک را/ تهی از مقصد و معنی کرده‌است/ یک یک به پرواز در می‌آورد و آسمان وطن خویش را پراز کبوترهای شعرش می کند (هزاره/225) همچنان که شعبده باز از میان کلاه تهی خویش کبوترها را به پرواز در می‌آورد. کبوتر در این شعر استعاره‌ای است برای شعر شاعر که بر انگیزاننده شوق پرواز و رهایی و زیبایی است. با تصویر کبوتر و شعبده باز در شعری دیگر با نام «هفت سالگی» تصویری از جامعه ناامید و ساکن را ارائه می کند، جامعه‌ای که حتی صوفی شعبده باز هم بازارش کساد است:
    «سردی هنگامه های شعبده باز است/ کفترش از شبکلاه تیره پریده». (هزاره/167)،
    تصویری که یادآور بیت حافظ است که می‌گوید:
    «بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد.»
    کبوتر در اینجا استعاره از امکانات موجود در دست شعبده باز است که موجب بازارگرمی او می‌شود و شعبده باز هم بی‌ارتباط با همان صوفی حافظ نیست.
    همه چیز در مورد كبوتر داري و كبوتربازي
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •