اخلاق و آداب زندگي اهل علم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اخلاق و آداب زندگي اهل علم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض اخلاق و آداب زندگي اهل علم








    در سلسله مباحث اخلاق اهل علم نگاهى داريم به مساله زهد و ساده زيستى يا چگونگى نگرش انسان به دنيا و مقدار بهره مندى از آن .

    ازاين گونه مطالب , برداشتها و تفسيرهاى گوناگونى شده است و هر كسى به تناسب انديشه و نگرش خوداز زاويه اى بر آن نگريسته است .
    پس ازانقلاب اسلامى وطرح بازسازى و لزوم بهبود وضع اقتصادى ,اهميت وابعاداين مباحث بيشتر شده است ازاين روى , لازم است , پيش از آن كه به صورت اخلاق فردى و موعظ الهى به آن بپردازيم , جنبه هاى گوناگون اجتماعى , سياسى و مفهوم دينى آن را بررسى كنيم و دامنه بحث را به قدر توان , گسترش دهيم .

    براى روشن شدن هر يك از عناوين و برداشتى كه از آنها داريم , نخستين بخش اين نوشتار را در ضمن چند يادآورى مطرح مى سازيم :

    اهميت بحث
    شايد برخى براين باور باشند كه موضوع زهد و ساده زيستى يا پرداختن به آفت تجملگرايى و رفاه زدگى ,از مسائل جزئى و غيرمبتلا به جامعه ماست لذا ضرورت ندارد كه بدين گستردگى بررسى شود.

    به نظر ما, چنين نظرى , برخاسته از عواملى است بدين شرح :

    1. عدم توجه به اين كه امروزه پديده تجملگرايى , رفاه زدگى و ديگر آفات مصرفى مانند:اسراف و تبذير, گريبانگير طبقاتى از جامعه شده است و بسان موريانه ,از درون , جامعه را مورد تهديد جدى قرار داده است .اين آفات در دائره زندگى فردى و يا گروهى از مردم جامعه ما محدود نمى شود, بلكه دائره وسيعى از جامعه را در بر مى گيرد,از جمله : سمينارها, پوسترهاى تبليغاتى , ساختن مراكز آموزشى , بدون بازدهى چشم گير و قانع كننده برگزار مى شوند و يا پوسترهاى رنگارنگ تبليغاتى غير لازم و معضلات عظيم اقتصادى مردم ما را زمين گير كرده است , آفت نيست ؟

    واز مسائل درجه اول جامعه ما به شمار نمى آيد و نبايد به گونه اى جدى دراين جا و آن جا مطرح و بر حل آن انديشه شود؟امروز, زياده روى و تجمل گرايى حتى در ساختمانهاى علميه كه در طول تاريخ خاطره بى آلايشى اما ثمردهى آنها همگان را به تحسين وا مى داشته راه يافته است . برخى ازاين ساختمانها چنان پر هزينه و تجملى است كه هرگزم باانگيزه تاسيس و نام آنها سازگارى ندارد!

    بله , هزينه هاى زندگى , عرضه كالاهاى لوكس و... علاوه بر زبانهاى اقتصادى پيامدهاى نگران كننده فرهنگى واخلاقى دارند. بر همه دست اندركاران تبليغات , برنامه ريزيها واداره كنندگان جامعه و خانواده ها فرض است كه دقيقا واز روى احساس مسؤوليت روى اين مقوله بينديشند و براى حل آن , برنامه ريزى كنند.

    عدم دقت روى جوهر معارف دينى و غفلت از زاويه اى كه اسلام به زندگى و. 2 چگونگى نگرش انسان به دنيا, مى نگرد و ترسيمى كه دين از زندگى و فلسفه حيات انسانى دارد.

    از نظراسلام , تجملگرايى به تشريفات , ه همراه با علاقه مندى به دنيا و شيفتگى به رفاه است , گذشته از مفاسد كمرشكن اقتصادى , چيزى جز غرق شدن در لجن زار زرق و برقهاى دنيوى نيست .اين شيفتگى در واقع غيراز خودزيبايى , خود فراموشى و بيگانگى از فلسفه زندگى نخواهد بود. نعمتهاى دنيا, تنها نقش وسيله را دارند براى رسيدن به هدفهاى انسانى از دنيا بايد بهره جست نه كه در آن ايستاد و بر آن بسنده كرد.

    چگونگى ديدانسان نسبت به دنيا و كيفيت بهره مندى وى از آن , نه تنها مساله فرعى نيست , بلكه اساس شخصيت آدمى در پرتو همين نگرش سنجيده مى شود. براى همين است كه تقريبا, هيچ سوره اى از قرآن خالى از پند يا هشدار مستقيم , و غير مستقيم نسبت به دنيا وارتباط انسان با آن نيست . همچنين در جاى جاى نهج البلاغه و گفتار ديگر معصومان[ ع] از وابستگى و شيفتگى به دنيا مذمت شده است .

    مخاطب اصلى دراين نوشتاراهل علم هستند كه امروزه به خاطر موقعيت خاصى كه دارند بايد به اين موضوع , به گونه اى جدى توجه كنند. چه در زندگى شخصى و چه در تبليغ و راهنماييهايشان , گرفتار كوچكترين مسامحه و سهل انگارى دراين مقوله نشوند. زندگيهاى پر هزينه , عاملى است كه مى تواند حيات واعتبار شكوهمند روحانيت شيعه را تهديد كند و سابقه درخشان وافتخارآفرين آن را لكه دار سازد و در نتيجه باعث به خطر افتادن انقلاب و باور دينى گردد.



    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:16
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2.  

  3. #2
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    مفهوم زهد
    زهد در لغت به معناىكمى است . زهيد, يعنى چيز كم . هنگامى كه گفته مى شود: فلانى مزهداست , يعنى مال و دارايى او كم است 1 .
    پيامبراكرم[ ص] فرمود:
    افضل الناس , مومن مزهد .
    يعنى كم چيز, آنچه دراختيار دارد كم است يا آن را كم و ناچيز مى انگاردازاين روى رغبت و ميلى به آن ندارد. زاهد, به كسى مى گويند كه دنيا و جلوه هاى مادى در نظرش اندك و ناچيزاست 2 .

    علت اين كه زهد را به بى رغبتى و ناخواهانى معنا كرده اند, آن است كه : زاهد به خاطراندك شمردن مال دنيا به آن بى ميل است و دليل اين بى ميلى , همان ناچيز شمردن داراييها و شوون دنيوى است . در قرآن مجيد نيز اگر چه لفظ زهد به كار نرفته است؛ زاهد به معناى بى رغبتى و ناخواهانى به كار رفته است :
    ... و كانوا فيه من الزاهدين .
    برادران يوسف او را به بهاى اندك : به چند درهم , فروختند زيرا هيچ رغبتى به او نداشتند.

    البته هرگونه بى ميلى را در فرهنگ دينى زهد نمى نامند, چنانكه عدم تمايل مريض به غذا ياانواع به ميلهاى طبيعى را نمى تواند زهد ناميد, بلكه زهد حالتى است اختيارى كه با آگاهى و چگونگى نگرش انسان به مظاهر مادى پديد مى آيد نگرشى كه دنيا را وسيله دانسته و شيفته آن نمى گردد.

    در ديد زاهد, داشتن و نداشتن , يا بهره مند بودن و نبودن يكسان است . از روى آوردن دنيا و لذتهاى آن مغرور و شادمان نمى گردد, چنانكه از پشت كردن و محروم گشتن از دنيا نيز دلگير نمى شود.
    على (ع) در معناى زهد مى فرمايد:

    الزهد كله بين كلمتين من القرآن , قال الله سبحانه:لكيلا تاسوا على مافاتكم ولاتفرحو بما آتاكم و من لم ياس على الماضى و لم يفرح بالاتى فقد اخذ الزهد بطرفيه 3



    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:17
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. #3
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    همه زهد در دو كلمه از قرآن فراهم است . خداى سبحان مى فرمايد :بر آنچه ازدستتان رفته دريغ نخوريد و بدانچه به شما رسيده شادمان نباشيد و آن كه بر گذشته دريغ نخورد و به آينده شادمان نباشداز دو سوى زهد گرفته است .

    اين سخن نيز تاكيد مى كند كه مراداز زهد همان بى رغبتى قلبى و دل نبستن به جلوه هاى مادى دنيوى است .

    البته نه بى ميلى قلبى فقط چرا كه تنها شيفته دنيا و مظاهر آن نبودن و به ماديات بى رغبت بودن , تمام معناى زهد نيست , چنانكه برخى مى انديشند: زهد صرفا يك حالت درونى است و كارى به مقدار و چگونگى بهره مندى از دنيا ندارد.اين حالت بى رغبتى به دنيا, در عمل نيز بايد نمود پيدا كند و در هزينه هاى مصرفى و مقدار بهره مندى از آنها تاير بگذارد. زهد هنگامى تحقق مى يابد كه هماهنگى كامل ميان درون بي ميلي قلبي به دنيا و برون عمل برقرار باشد.

    استاد شهيد مطهرى (ره) مى نويسد:
    زهد حالتى است روحى و زاهداز آن نظر كه دلبستگيهاى معنوى واخروى دارد, به مظاهر مادى زندگى بى اعتناست .اين بى اعتنايى و بى توجهى تنها در فكر وانديشه واحساس قلبى نيست و در مرحله ضمير پايان نمى يابد, زاهد در زندگى عملى خويش سادگى و قناعت را پيشه خود مى سازد واز تنعم , تجمل و لذت گرايى پرهيز مى نمايد 4 .

    پس , مفهوم زهد صرفا عدم دلبستگى به دنيا نيست , بلكه در دو مرحله قلبى و عملى تحقق مى يابد. مرحله قلبى آن عبارت است از:
    شيفته و دلبسته دنيا نبودن و مرحله عملى آن عبارت است از: ساده زيستى , بى تكلفى و قناعت .اين جاست كه ارتباط زهد و ساده زيستى روشن مى شود و جهت همرديف بودنشان مشخص مى گردد .

    ازاين روى , براساس تاثيرى كه اعمال و تمرينها درايجاد احساسهاى قلبى دارند, برخى از روايات تزهد (خود را به زهد و ساده زيستى وادار ساختن ) را مقدمه دست يابى به زهد دانسته اند.
    التزهد يودى الى الزهد 5 .

    ساده زيستى يا زندگى زاهدانه , منتهى به حالت درونى زهد مى گردد.
    انسان نخست بايد خود را عملا به ترك تجملات مرفهانه و هزينه هاى اضافى وادارد تا رفته رفته بعد قلبى زهد در نفس او راسخ شود.
    اول الزاهدالتزهد 6 .





    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:17
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  5. #4
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    نخستين گام زهد, تزهداست .

    لازمه دست يابى به زهد كامل ساده زيستى است وادعاى زهد, بدون ترك لذت جوييهايى دنيوى و صرف هزينه هاى رفاه گرايانه ,ادعايى است باطل .

    اين جا لازم است كه به معناى دنيا و برداشت مااز آن نيزاشاره اى داشت باشيم .از آن جا كه متعلق زهد, دنياست , ضرورى است مفهوم آن نيز روشن شود تا معلوم گردد كه زهد, دعوت به ترك چه دنيائى است .

    شايد گمان شود كه مقصوداز نيايى كه در باب زهد مطرح مى شود, زندگى و مدت عمر هرانسان است :از آغاز تولد تا پايان عمر.

    شك نيست كه اين نوع از دنيا, به طور مطلق ناپسند نيست و دعوت به ناخواهانى از آن نمى شود, بلكه به هدر دادن فرصت چند ساله زندگى ناپسنداست .اگر كسى بقاى در دنيا را براى اطاعت از خداوند و انگيزه هاى درست بخواهد, نه تنها ناپسند نخواهد بود كه خود عين آخرت جويى و حق خواهى است , چنانكه انبياء[ ع] واولياى الهى[ ع] براى طول عمر و بقاى در دنيا دعا مى كردند.

    يا مراداز دنيا, مالها, پولها, كالاها و كليه امكاناتى باشد كه به عنوان ابزار معيشتى دراختيارانسان قرار گرفته است .

    اين نوع از دنيا نيز, به طور كلى مذموم نيست و زهد, دعوت بر ترك اين گونه از دنيا نمى كند. بلكه مذموم آن است كه اين امكانات از راه حرام و مشتبه به دست آيد, يا در مصارف باطل به كار رود. توجهى به حقوق شرعى و كمك به نيازمندان نگردد و در نتيجه باعث غفلت از ياد خداوند گردد.

    يا مقصوداز دنيا, كليه بهره هايى است كه انسان از دنيا مى برد, مانند: خوردنيها, نوشيدنيها, پوشيدنيها, لذتهاى غريزى , جنسى , مركبها, مسكنها و ماننداينها.اين جهت از دنيا نيز تا جايى كه به محدوده حرامها, مشتبهات ,اسراف , تبذير, خوشگذرانيها و ديگر آفات , وارد نشود, نه تنها مذموم نخواهد بود كه اگر به طور شايسته انجام بگيرد, لازم است . و دورى گزيدن از آن نهى شده است .

    نتيجه مى گيريم كه معنى و مفهوم زهد عبارت است از ترك دنيا و بى رغبتى به هر چيزى كه باعث غفلت انسان از خداوند و فلسفه حيات گردد .
    هر چه كه باعث لغو و بيهودگى زندگى گردد و آدمى رااز ترقى و توجه به خداوند باز دارد, دنيايى است كه زهد با آن سازگار نيست , چه مال و منال باشد يا جاه و مقام , چه از سنخ ماديات باشد و چه از سنخ معنويات .

    زهد,ايثاراست از سر مهر و سودرسانى به ديگران . زهد, ترك هر چيزى است كه دوست داشتن آن منافات با حب الهى دارد.

    زهد, تمام آرزو و آمالها را متوجه رضا و قرب الهى كردن است .
    در حديث قدسى چنين مى خوانيم :
    ...الزاهد يحب من يحب خالفه و يبغض من يبغض خالقه ... 7 .
    زاهد دلبسته است به آنچه كه خدا دوست دارد و دشمن است با آنچه كه خدااز آن خشمناك است .



    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:18
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. #5
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    زهد و تواناييهاى اقتصادى

    دعوت به زهد و ساده زيستى , هرگز به معناى عقب ماندن از تواناييهاى مادى و محروميت ازاستقلال اقتصادى نيست .
    در زهد, سخن از چگونگى ارتباط روحى انسان به دنيا و بسنده كرده به زندگى ساده است , نه ترك هرگونه ارتباط. در زهد, هشدار به شيفته شدن است نه به كلى رها ساختن , چنانكه امام صادق[ ع] مى فرمايد:

    ليس الزهد فى الدنيا باضاعه المال ولابتحريم الحلال , بل الزهد فى الدنياان لا تكون بما فى يديك اوثق بما فى يدالله عزوجل . 8 .

    زهد, به معناى نابود ساختن مال يا تحريم حلال نيست . بلكه مراداز زهد آن است كه :اطمينان به آنچه دراختيار دارى بيشترازاعتمادت به آنچه دراختيار خداونداست نباشد.

    دراسلام به توليد, مبادله و به جريان افتادن سالم چرخهاى اقتصادى , فوق العاده تاكيد شده است و براى اين باب از زندگى اجتماعى , قوانين و مقرراتى هم وضع كرده است .

    ممكن است اين پرسش مطرح شود كه : دنيا در منابع دينى مذمت شده است دهها آيه و روايت , با تعبيرهاى گوناگون , در بى ارزشى دنيا سخن گفته اند و ترك و دشمنى با دنيا را توصيه كرده اند.اكنون چگونه مى گوييد كه زهد به معناى ترك دنيا نيست و آن را با داشتن دنيا و به دست آوردن آن در تضاد نمى دانيد؟

    در پاسخ بايد بگوييم كه آيات و رواياتى كه به مساله دنيا پرداخته اند, سه دسته اند:
    1. به طور روشن از دنيا مذمت مى كند و مردم را به ترك آن فرا مى خوانند.
    2. مردم را به بهره مندى از دنيا ترغيب و تشويق مى كنند.
    3. تضاد بين اين دوسته را حل كرده و هر يك را تفسير مى كنند.
    به سبب گستردگى و فراوانى اين منابع , مجال نقل نقل يكايك آنها نيست . ناگزير عناوين كلى هر يك از دو بخش را فهرست وار بيان مى نماييم و دسته سوم را, كه جمع بين دو دسته از روايات ديگراست , به گونه اى مشروح , عنوان خواهيم كرد 9 .




    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:19
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  7. #6
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    مدح و ترغيب به دنيا
    كسب و تجارت و كوشش در راه معيشت پسنديده است و بايد براى به دست آوردن روزى وابزار زندگى تلاش كرد.

    دنيا و نعمتهاى آن خيراست كه خداوند به انسانها عنايت كرده است .
    دنيا و مواهب مادى فضل و رحمت خداونداست .

    دنيا نزد خداوند محبوب است و براى بندگانش آفريده است .

    دنيا و نعمتهاى آن جزء پاداش نيكوكاران و صالحان است .

    دنيا رحمت الهى است .

    محروم گشتن از دنيا و نعمتهاى آن نمونه هاى از عذاب و كيفرخداوندى است .

    مال دنيا باعث قوام امورانسانهاست .

    فقر و تنگدستى ناپسند و بايداز آن دورى جست و رها گشت .

    تنبلى و كل بر مردم و تلاش كوشش در راه استقلال اقتصادى و تواناييهاى مالى بسيار پسنديده است .




    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:19
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. #7
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    مذمت دنيا
    بهره ها و داراييهاى دنيا باعث عذاب دنيا و آخرت ماست .

    دنيا, متاعى بى ثبات و ناپايدار و پست است .

    دنيا, سراى فريب و زيان است . دنيا و آخرت با هم ناسازگارند و جمع آنها ممكن نيست .

    دنيا, بازيچه و بستر سرگرميهاست .

    دنيا, باعث روى گردانى از آخرت و معنويات است .

    دنيا, كالايى ناچيزاست و بايداز آن دورى جست .

    در پى دنيا, بايد كند و بى رغبت بود و حرص و شتاب به سوى آن نداشت .

    در معيشت بايداقتصاد و قناعت داشت و نسبت به دنيا زاهد و بى ميل بود.
    روى آورى به دنيا مذموم است و ترك و نفرت از دنيا پسنديده است .
    دنيا, در برابر كمالات معنوى ارزشى ندارد.

    گردآورى واندوختن مال ناپسنداست .

    فقر و پارسائى مطلوب است .

    پيامران واولياى الهى[ ع] نيز در زندگى خوداز دنيا پرهيز داشته و هرگز روى به دنيا نداشته اند.





    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:20
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  9. #8
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,801      تشکر : 57,635
    171,675 در 50,211 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق و آداب زندگي اهل علم




    اينك آن بخش از آيات و روايات كه مرز ديناى مزموم و ممدوح را روشن ساخته اند و جهت و فلسفه هر يك از دو دسته پيش را بيان كرده اند. عناوين كلى آنها را با چند نمونه مطرح مى كنيم :
    دنياپرستى : دراين دسته روايات دلبستگى به دنيا, مورد نكوهش قرار گرفته است نه خود دنيا:
    كلا بل تحبون العاجله , و تذرون الاخره . 10
    چنين نيست كه شما مى پنداريد و دلايل معاد و را مخفى مى دانيد, بلكه دنياى زودگذر را دوست داريد و آخرت را رها مى كنيد.

    دلبستگى به دنيا, باعث مى شود كه از آخرت و سرنوشت انسان در آن سراى غافل شوند و به آثار و پيامدهاى اعمال نينديشند.اين حب دنيا و وابستگى به آن منشا تمامى خطاها و لغزشهااست . نه خود دنيا.

    حب الدنيا راس كل خطيئه . 11
    شادمانى به زرق و برق دنيا:
    دراين دسته از روايات , خوشحالى و شادمانى براى زيباييهاى دنيا مذمت شده است , نه برخورداى ازامكانات دنيوى .

    ... وفرحوا بالحيوه الدنيا و ماالحيوه الدنيا فى الاخره الا متاع . 12
    آنان به زندگى دنيا شادمان گشتند, در حالى كه زندگى دنيا در برابر آخرت متاعى ناچيزاست .

    خداوند در آيات پيش ,اوصاف حق طلبان را بيان فرموده است و دراين آيه اوصاف مفسدان دنياپرست را بازگو مى كند. دنيا دوستان تبهكارى كه به زرق و برقهاى آن دل بستند و آخرت جاويد را به دنياى اندك و گذرا سپردند. دنيايى كه در برابر آخرت متاع و ناچيزاست
    فلما نسوا ماذكروا به فتحنا عليهم ابواب كل شى حتى اذا فرحوا بما اوتو اخذناهم بغته فاذا مبلسون 13 .
    آنگاه كه اندرزها سودى نبخشيد و آنچه به آنان يادآورى شده بود فراموش كردند درهاى همه چيزاز نعمتهاى دنيا را به روى آنان گشوديم , تا خوشحال شوند و دل به دنيا بستند. ناگهان آنها را گرفتيم و سخت مجازات كرديم , دراين هنگام همه مايوس شدند.

    اين ناز و نعمتها بايد سبب سپاسگذارى و توجه به آفريننده نعمتها مى شداما به خاطر شيفتگى و دل باختگى اهل دنيا, باعث هلاكت گشت . هلاكتى كه از نابود شدن و پايان يافتن اين نعمتها پديد آمد.اين دلبستگى عامل چنين آفاتى بود.اگراهل دنيا زاهد به معناى درست كلمه مى بودند گرفتار چنين دشواريهايى نمى شدند.

    پاورقى ها:
    1. مقاييس الغه .
    2. لسان العرب .
    3. نهج البلاغه , صبحى صالح , حكمت 239.
    4. سيرى در نهج البلاغه , .214.
    5. غررالحكم , چاپ دانشگاه , ج 1.291.
    6. همان مدرك , ج 2.384.
    7. معانى الاخبار, تصحيح غفارى .261.
    8. بحارالانوار, ج 70.310.
    9. براى توضيح بيشتر مراجعه كنيد به كتاب : الموازنه بين الدنيا و
    الاخره .
    10. سوره قيامت , آيه 20.
    11. بحار, ج /07/73
    12. سوره رعد, آيه 26.


    اخلاق و آداب زندگي اهل علم
    ویرایش توسط مدير محتوايي : 07-06-1391 در ساعت 15:21
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •